<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>کمرباریک &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%a9%d9%85%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:32:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>کمرباریک &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کس قلمبه و سفید با کیر کلفت حسابی کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 May 2019 16:43:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابرومو]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[باقیشو]]></category>
		<category><![CDATA[بذارید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خیلییی]]></category>
		<category><![CDATA[خیییلی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کمرباریک]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرتای]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همیجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلشو]]></category>
		<category><![CDATA[وقتایی]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[به نام زهرا. این زهراخانوم فیلم سکسی قصه ی ما یه دختر قد کوتاه کمرباریک سبزه با کون و سینه های نسبتا درشت بود. ترم اول که سکسی گذشت من شماره ی این زهرا خانوم شاه کس روپیدا کردم و یه مدت باهاش تو واتساپ لاس میزدم. یه روز بهش گفتم میخوای کونی واست شارژ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>به نام زهرا. این زهراخانوم فیلم سکسی قصه ی ما یه دختر قد</h2>
<p>کوتاه کمرباریک سبزه با کون و سینه های نسبتا درشت بود. ترم اول که سکسی گذشت من شماره ی این زهرا</p>
<h3>خانوم شاه کس روپیدا کردم و یه مدت باهاش تو واتساپ لاس</h3>
<p>میزدم. یه روز بهش گفتم میخوای کونی واست شارژ بفرستم ناراحت شد و صدتا فحش بهم داد و ابرومو جلوی بچه</p>
<h4>ها جنده برد. من ازش خیلی ناراحت بودم تا گذشت ترم</h4>
<p>4 رسید و من با دوست پستون همین زهرا خانوم که اسمش لیلا بود رل زدم. لیلا خیلی تخم سگ بود</p>
<h5>و واقعا کوس نمیشد کردش ولی من به همین لاس خشکه</h5>
<p>اکتفا کرده بودم باهاش. زهرا از ارتباط ما باخبر بود یجورایی حس حسادتش از ارتباط منو لیلا گل کرده بود. وقتایی که سکس داستان میرفتیم بیرون زهرا</p>
<h6>هم میومد و نمیذاشت لیلا حرف بزنه باهام. ایران سکس همش فک</h6>
<p>میزد. گذشت یه مدت که دیدم زهرا به بهانه درس پرسیدن بهم زنگ زد. منم جوابشو دادم و این شد شروع ارتباط تلفنی ما. البته من کلا آبجی صداش میکردم و اون بهم میگفت داداشی که بعدها همین داداشی دوشیدش<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />. تعطیلات عید بود که زهرا بهم زنگ زد و گفت مامانم خیلی دلش برام تنگ شده و کلی ماچم کرده. منم شیطنت کردم و گفتم خوشبحال مامانت. اینو که گفتم دیدم خوشش اومد و خندید. بعدا بهش گفتم اومدی دانشگاه باید به منم بوس بدی اما اون میخندید. شد 14 فروردین من برگشتم دانشگاه و به زهرا زنگ زدم گفت من شونزدهم برمیگردم. گفتم بذار همیجوری یه پیشنهاد بدم بهش ببینم قبول میکنه یانه. بهش گفتم اگه اومدی اینجا باید بیای خونه ی من و بهم بوس بدی(چقد قانع بودم من). اینو که گفتم باورم نمیشد بگه باشه. بابا من تا دیروز اینو ابجی صدا میزدم حالا میگم بیا خونه خالی بوس بده میگه باشه. اینو که گفت فهمیدم که خیییلی حشریه. شد روز موعود و زهرا خانوم از تعطیلات برگشت. رفت خوابگاه وسایلشو بذاره قرار شد عصر بیاد پیش من. منم رفتن حمومو یه صفایی به سالار دادم به امید کردن زهرا خانوم البته با امید 30 درصد. از حموم برگشتم دیدم زهرا پیام داده میگه کجا بیام؟ادرسو دادم گفت میخوای چیکارم کنی. واسه چی بیام. چه کاری باهام داری. این میفهمید من میخوام بکنمش میخواست مطمئن شه. منم بهش گفتم بابا کاریت ندارم فوقش یه بوس بندازم سر لپت. ما رفتیم خونه و زهرا خانوم هم بعد از کلی کس گیجه زدن ادرسو پیدا کرد و اومد. نشستیم و شروع کرد به خاطره تعریف کردن از مسافرتای عیدش که من یهویی دستشو گرفتم. دستشو محکم کشید و رنگش پرید. خدایی منم خیلی ترسیده بودم. اولین بار بود تو این جو قرار گرفته بودم. آقا ما ریده بودیم به خودمونو و با حالتی سرشار از ترس بهش گفتم پاشو تا بریم. دیدم میگه حالا یکمی دیگه بشین باهم میریم. بعد بهم گفت کاش نرفته بودم خوابگاه مستقیم اومده بودم همینجا امشب همینجا پیشت بودم. منم که ذهنم مغشوش اون دست کشیدنه بود حواسم نشد چی گفت یه لحظه به خودم اومدم دیدم جوووووون حشرش زده بالا. دستشو گرفتم کشیدمش سمت خودم و تو بغل گرفتمش. خیلییی داغ بود بدنش و منم چون اولین بارم بود دختر بغل میکردم در همون حالت آبم اومد(جقی نابودی بودم من. کمرم خیلی شل بود) یکم تو بغلش خوابیدمو به زور مانتوشو درآوردم. سوتینشو که دراوردم دیدم یااااا علی. دوتا مشک افتاد بیرون. خییییلی سینه هاش تمیز و خوش فرم بود. اخ نگم براتون برای اولین زبون زدن نوک ممه هاش. انگار دنیا رو بهم داده بودن. کلی سینه هاشو خوردم و سرمو گذاشتم روشون یه ربع همونجا خابیدم. پاشدم شلوارشو بکشم پایین ببینم کسش چجوریه هر کاری کردم حریفش نشدم. (کسخلی بودما باید زورکی شلوارشو درمیارم. ترسیده بودم بازم) واز طرفی ارضا هم شده بودم قبلش. گفتم پاشو تا بریم. مانتو رو پوشید و اماده شد و رفت خوابگاه. خستم شد اگه دوس داشتین تا باقیشو بنویسم بعدا براتون.من اینو کردم اما چجوری باید نظرتو بدونم اگه خوشتون اومدم بگم چجوری لایک و کامنت بذارید عشقا خدافظ <img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2764.png" alt="❤" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173751</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم فونیکس رو دو نفری خوب از کس و کون میکنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%81%d9%88%d9%86%db%8c%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d9%88-%d9%86%d9%81%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%81%d9%88%d9%86%db%8c%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d9%88-%d9%86%d9%81%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 02 May 2019 07:43:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آقایان]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[ایشالا]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیفایده]]></category>
		<category><![CDATA[پرداخت]]></category>
		<category><![CDATA[پرونده]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهای]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشان]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دقایقی]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[دوهزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روستاهای]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتهای]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[کمرباریک]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتار]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[متمایل]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میلیون]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنن]]></category>
		<category><![CDATA[نهایتش]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ازدواج کردم که راننده تاکسی فیلم سکسی بود و با درامد مسافر کشی الهی شکر شکممان را سیر میکردیم اما دیگه از خیلی چیزهای دیگه زندگی محروم سکسی بودیم نه تلویزون ال ای دی بالا شاه کس نه یخچال سای بای ساید نه مبل نداشتیم اما دلمان خوش بود که زندگی آبرومندانه کونی ای داریم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>ازدواج کردم که راننده تاکسی فیلم سکسی بود و با درامد مسافر کشی</h2>
<p>الهی شکر شکممان را سیر میکردیم اما دیگه از خیلی چیزهای دیگه زندگی محروم سکسی بودیم نه تلویزون ال ای دی</p>
<h3>بالا شاه کس نه یخچال سای بای ساید نه مبل نداشتیم اما</h3>
<p>دلمان خوش بود که زندگی آبرومندانه کونی ای داریم و محتاج کسی نیستیم سال دوم ازدواجمان خداوند دوتا پسر دوقلو به</p>
<h4>ما جنده هدیه داد و شوهرم هم روزها با تاکسی کار</h4>
<p>میکرد و شبها هم به نگهبانی پستون یه شرکت راه سازی میرفت که حالا با وجود فرزندانمان مخارج بالا رفته و</p>
<h5>بیچاره قدرت کوس بدون استراحت تلاش میکرد مدتی از نگهبانیش گذشت</h5>
<p>که دزد نامرد مارا تباه کرد و خیلی وسایل گران شرکت را دزدید و چون دوربین مدار بسته نداشت که دزد مشخص سکس داستان بشه و صاحب</p>
<h6>شرکت هم یه لیست بالا از وسایل دزدی ایران سکس را گرفت</h6>
<p>و حدود 20 میلیون تومان بودن که سریع از قدرت شکایت کرد و دادگاه هم اورا مجبور به پرداخت پول کرد و چون این مبلغ برای ما خیلی بالا بود و توانای پرداختش نداشتیم شوهر بی گناه من به زندان افتاد و هر دری زدیم بیفایده بود با دوتا بچه ام پیش رییس شرکت رفتم و التماس کردم اما نتیجه نداد و بهش گفتم رضایت بهش بده و تا وقتی پولت تمام میشه برات نگهبانی میدهد اما مگه حرف تو گوشش میرفت چکار کنه بیچاره سرمایش کم بود و به قول بقیه فقط درین شرکت بالای 20 میلیارد تومان ماشین راه سازی داره و همزمان چند جای دیگه هم چنین پیمانکاری گرفته است وقتی دیدم این آقا مثل ما کم پول است ( مقصر نبود ما یه تاکسی داشتیم که حدود 6 میلیون پولش بود اما او بیچاره از نعمت تاکسی محروم بود و یه شاسی بلند نیم میلیاردی زیر پاش بود ) دیگه قید رضایت را گرفتم و حالا دو ماه گذشته که شوهرم کنج زندان است وحاظر نبود کمکان کند یا قرض بدهد با خودشان میگفتن اگه قرض بدیم از کجا بیاره پس بدهد و شاید حق با آنها بود &#8230; چاره ای نبود باید این پول را جمع میکردم و حالا تک و تنها یه زن آن موقع 27 ساله مگه چکار میتونستم انجام بدم هر جا میرفتم بدون اینکه گوش به حرفهام بدن نگاهشان چپ چپ به باسنم بود از خودم بگم که صورتی سبزه متمایل به سفید با سینه های 75 و یه کمرباریک اما باسنی بزرگ نسبت به اندامم داشتم و از دید آقایان این بدن جان برای سکس میداد اما هرگز حتی فکرم به سکس با غیر نرسیده است و خدارا شکر عمری با آبرو زیسته ام و جز شوهرم با کسی نبوده ام و حالا نمیگم معصوم هستم مثلا بیش از دو ساله اکثر روزها درین سایت داستان شما سروران گرامی را میخونم فقط اینکه اهل خیانت به شوهرم نبوده ام &#8230; تنها راه خلاص پرداخت پول به پیمانکار بود و چندین بانک برای وام رفتم اما بیفایده بود تا اینکه از طریق یکی از آشناهای دور همسرم مرا به بانک &#8230;. معرفی کرد و گفت با رییسش دوستم و برات بهش گفته ام و صبح روز بود با شادی دوتا پسرم را پیش مادر شوهرم گذاشتم و بانک رفتم و مستقیم پیش رییس رفتم هنوز پیشش نرسیده بودم از دور نگاهش به اندامم انداخت و سرتا پای بدنم و دید زد و رفتم خودم را معرفی کردم نخست خیلی تحویل گرفت و گفت ایشالا وام بهت میدهیم و ازم مدارک خواست که سریع از کیفم دراوردم و بهش دادم که زمان تحویلشان دستش را عمدی به دستام مالید و تمام سرخ شدم اما با خویش گفتم اتفاقی بوده است دقایقی بعد بهم گفت که در چندین بانک بدهی داری و تا انها صاف نشه نمیشه کاری کرد که به اصرار کردن افتادم که شوهرم کنج زندانه و خیلی گرفتار هستیم با خنده ای گفت نگران نباش درستش میکنم برات و الان برو بیرون بانک صبر کن تا بیام و بریم بانکها و بهشان میگم برات درستش کنن گرچه با خویش گفتم سوار بشم و اگه اشنایی منو ببینه هزار حرف پشت سرم در میارن اما گفتم که من از خدای خویش پاکم و گفتم چشم &#8230; یه شش هفت دقیقه بعدش رییس بیرون امد و من رفتم صندلی عقب نشستم که گفت چرا جلو ننشستی که گفتم ممنون اینجا راهتم &#8230; چند دقیقه بعدش در بانک &#8230; رسیدیم که گفت صبر کن تا برم و دقایقی بعدش آمد و بهم گفت که باهاش حرف زده ام بیفایده است و منم سریع شروع به اصرار و خواهش کردم که این برادری را در حقم بکن که سریع حرفم و قطع کرد و گفت چنین نگو اسم برادر نیار و اگه بتونی یه کاری برام کنی برات درستش میکنم که من دیگه دوهزاریم افتاد و خواستم پیاده بشم اما گفتم شاید من اشتباه برداشت کرده باشم و ماشین براه افتاد و آقا رییس هم بی تعارف حرفش را زد و اگه دقایقی وقتت بهم بدی وام برات جور میکنم و مشکلت حل میشه &#8230; خیلی خیلی فشار بهم وارد شد ناخواسته گریم گرفت و شروع به سری حرفها کردم که من گفتم بخاطر رضای خدا این کار و میکنی و &#8230;. اما حرفش همان حرف بود و گفتم نخواستم لطفا بایست پیاده بشم و خیلی حرفا زد اما من اخرش پیاده شدم و از شادی ساعتهای قبلم الان غم و دردی مانده و دارم منفجر میشم و با نامیدی خانه رفتم &#8230; چند روز بعدش دوشنبه ظهرش ملاقات قدرت رفتم که با گریه ازم خواست کاری برام بکن که اینجا بیشتر نمیتونم باشم و شاهرگ خودم را میزنم &#8230; شبش تا صبح نخوابیدم و فقط گریه کردم و خیلی با خود کلنجار رفتم اما در نهایتش با خدای خویش درد دل کردم که خدایا خودت ناظر بر منی و الان که شوهرم نیشت حتی شکم فرزندانم را نمیتونم سیر کنم و مجبودم تن بکاری بدم که عمری پاک نگهش داشته ام و حالا نه خانواده خودم نه شوهرم هیچ کمکی بهم نمیکنن و نمیتونن هم بکنن که وضع مالیشان از ما بدتر است پس خدایا من را به حق فاطمه زهرا ببخش &#8230;. صبح ساعت 9 بانک رفتم و پیش رییس و گفتم من بیرون حاظرم و یه ده دقیقه بعدش سوار ماشینش شدم و بازم ازش خواستم کمکم کن که بیفایده بود با تنفر از خودم وارد خانه ای خلوت شدم و حالا خودم را کنار مردی غریبه میبینم که باید زیرش بخوابم &#8230; از همه عذر میخوام نمیتونم شرح حال ان لحظات سکس را بگم فقط همین و بس که حدود بیست دقیقه لخت بغل رییس بودم و دو بار پشت سر هم مرا گایید و یه لکه ننگ برام بجا ماند تا ابد &#8230; بعد سکس ازش خواستم که سریع برام جورش کند که گفت باشه فردا مدارکت و یه ضامن بیار که گفتم ضامن از کجا بیارم من کسی را ندارم که گفت اشکال نداره به امین ( همان فامیل دور شوهرم که این رییس را بهم معرفی کرد ) میگم ضامنت بشود و سریع گفتم از ماجرا بویی نبره که گفت نه خیالت راهت &#8230; دو روز بعدش که تو بانک پرونده ام تکمیل شد و امین هم امد و ضامنم شد بعد آن مجدد مجبور بودم با رییس به خانه اش برم که با ورود به خانه و سکسی حدود ده دقیقه که داشتیم زنگ خانه به صدا رد آمد و من بدبخت بدبختر شدم و امین وارد شد و دیگه مگه چاره ای داشتم و زحمت کیر امین را هم با شرمساری کشیدم &#8230; وقتی خانه رسیدم با نگاه بچه هام خجالت کشیدم و مدام گریه میکردم و اما فکر اینکه ازین به بعد چه میشود داغانم میکرد حالا امین را چکارش کنم ایا باید همیشه جورش را بکشم &#8230; خیلی تو فشار بودم و جالبه همان روز که صبحش زیر جفتشان خوابیدم ظهرش حدود ساعت 4 بود که امین خانه امان آمد و یکبار دیگه زیرش خوابیدم &#8230; شبش تمام فکرم بکار انداختم که ازین موضوع خلاص یابم و یه تصمیم گرفتم بدون فکر کردن &#8230;. دو روز بعدش وام را به حسابم ریختن و من هم بانک رفتم که کل پول را نقدی تحویل بگیرم و از دل با تنفر و از لب با خنده ای از رییس تشکر کردم و ازش خواستم که به پاس تشکر الان خانه برویم و طبق معمول من بیرون بانک ماندم تا رییس بیاد و من هم دست بکار شدم تا نقشه ام را پیاده کنم و گوشی را برداشتم تا شماره مورد نظرم را بگیرم و &#8230;&#8230;. ایشالا قسمت بعدی این حکایت تلخ را ادامه میدم که چه بلایی سر جفتشان و خودم آمد و اینکه قدرت هم آزاد شد شکر خدا چند روز بعدش اما روز تحویل پول از بانک من نقششه ام را پیاده کردم &#8230;..		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%81%d9%88%d9%86%db%8c%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d9%88-%d9%86%d9%81%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173636</post-id>	</item>
		<item>
		<title>درجه شهوت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%ac%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%ac%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Apr 2019 23:45:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استایل]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[اوناهم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادن]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[جداگانه]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[خانمها]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دادخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوسالی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[شهرهای]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدری]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کمرباریک]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کنارهم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میبارید]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبریم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[نفرمون]]></category>
		<category><![CDATA[هرچهار]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیته]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<category><![CDATA[وسوتین]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[واقعأ راضی هستیم و یجورایی فیلم سکسی باعث ایجاد تنوع و نشاط مضاعف در زندگی ما شدهمن پیمان 32ساله 80کیلو وزن قد175 و زنم مهسا 167قد63وزن و سکسی بسیار خوش اندام و کمرباریک و باسن شاه کس بزرگ الان 4ساله که ازدواج کردیمه و قبل از ازدواج هم حدود چهار سال باهم کونی دوست بودیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>واقعأ راضی هستیم و یجورایی فیلم سکسی باعث ایجاد تنوع و نشاط مضاعف</h2>
<p>در زندگی ما شدهمن پیمان 32ساله 80کیلو وزن قد175 و زنم مهسا 167قد63وزن و سکسی بسیار خوش اندام و کمرباریک و</p>
<h3>باسن شاه کس بزرگ الان 4ساله که ازدواج کردیمه و قبل از</h3>
<p>ازدواج هم حدود چهار سال باهم کونی دوست بودیم و واقعأ همدیگه رو دوست داشتیم و داریممهسا بسیار هات و خوش</p>
<h4>استایل جنده و خوش فیس هست که اندامش بسیار جلب توجه</h4>
<p>میکه و من هم لذت میبردم پستون از داشتن همچین زنیخلاصه بعد ازدواج حدود دوسالی از زندگی مشترک ما گذشت که</p>
<h5>خیلی هم کوس اوکی بود و از نظر سکس و عشق</h5>
<p>و حال واقعأ جفتمون راضی و ارضا میشدیم بعضی وقتاش بود که هرشب سکس میکردیم. تا اینکه من بعضی وقتا به همین سکس داستان سایت های سکسی</p>
<h6>نگاه مینداختم و یواش یواش به رابطه ضربدری ایران سکس علاقه پیدا</h6>
<p>کردم و موقع سکس اینکارو تجسم میکردم و مرتب داستان های ضربدری سایت هارو دنبال میکردم و کپی میکردم و واسه مهسا ارسال میکردم.مهسا هم ایقد هات بود و علاقه ب سکس داشت که تو سکس راجع بهش حرف میزدم و میگفتم تو ینفر حریفت نمیشه و باس دو نفره حسابتو برسیم که اونم بیشتر شهوتی میشد و منم فهمیدم بدش نمیاد و کم کم راضی شد و بهم جواب مثبت داد.خلاصه بعد از اوکی شدن مهسا از طریق همین سایت شهوانی با یک زوج مناسب و هم سن و سال خودمون که ساکن یکی از شهرهای کنارمون بود آشنا شدیم و قرار گذاشتیمالبته بگم که راستش آی دی فیک و مجرد زوج نما زیاد بود و ما به روش های مختلف مچگیری میکردیم و متوجه میشدیمخلاصه این زوجی که آشنا شدیم آقا امید و رویا خانم بعد از مراحل آشنایی ، نوبت به ملاقات شد که قرار شد ما میزبان باشیم و قرار گذاشتیم یشب بعد شام تشریف بیارن و دو سه ساعتی کنارهم باشیمآقا امید حدود175قد 70وزن و هیکل ورزشکاری و رویا خانم هم نگو و نپرسفوق العاده خوشکل و قد170و70وزن خلاصه موقع قرار من و مهسا با ماشین رفتیم اول شهر جلوشون و اوناهم دنبال ما اومدن تا رسیدیم منزل ما و بعد از حال و احوالپرسی و خوش و بشمن پیشنهاد دادم که خانمها راحت باشید و برید لباس راحتی بپوشید و مهسا و رویا هم رفتن تو اتاق و حسابی ب خودشون رسیدن و با شورت وسوتین اومدن کنارمن و امید نشستن، امید هم یه فلش از جیبش درآورد و داد به من که بذارم رو ال ای دی و منم گذاشتم و چندتا کلیپ سکس ضربدری توش بود و یکیش که طولانی بود رو انتخاب کردیم و پلی کردیم و همزمان من و امید هرکی با زن خودش شروع کردیم به لب گرفتن و مالوندن و کنار همدیگه به هم نگاه میکردیم و لذت میبردیم. بعد از مالوندن اساسی و شهوتی کردن مهسا و رویا دیگه جفتشون شروع کردن ب ساک زدن و مثله کیر ندیده ها ساک میزدن و من و امید هم لذت میبردیم. اون دوتا جوری ساک میزدن که انگاری مسابقه دارن و ما به نفر اول جایزه میدیم. خلاصه کلیپی که گذاشته بودیم دیگه رسیده بود به مرحله سکس که ما هم همزمان شروعش کردیم ولی هنوز خانم ها جابه جا نشده بودن و جفتشوس داگ استایل ایستادن رو مبل و من و امید هم پشت سرشون ایستادیم سرپا و شروع کردیم ب تلمبه زدن. مهسا و رویا هم صدای ناله هاشون پیچید تو خونه و من و امید هم بیشتر داغ میکردیم و شدتش رو بیشتر میکردیم و همزمان هم یدستی به بدن زن طرف مقابل میزدیم و لمسش میکردیم.خلاصه یجورایی همه دوس داشتن سکسمون از موازی به ضرب کشیده بشه ولی خجالت میکشیدن که بیانش کنن که بعد چند دقیقه تلمبه زدن و سکس موازی من پیشنهاد دادم که بریم اتاق خواب و رو تختخواب و همه موافقت کردن و چهارنفری رفتیم اتاق و من دلو زدم به دریا و رویا رو بغل کردم وانداختمش رو تخت و مثل وحشیا کسشو ب دهن گرفتم و میخوردم و رویا هم سرمو فشار میداد رو کصش و ناله میکرد تو یه لحظه به امید و مهسا هم نگاه کردم دیدم آقا امید طاقت نیورده و نشسته بود بین پاهای مهسا و تا دسته کیروشو فرو کرده بود تو کص مهسا و داشت مثله وحشیا تلمبه میزد و همزمان مهسا رو گاز میگرفت، من با دیدن این صحنه دیگه شهوت از هیکلم میبارید و منم پاشدم و نشستم بین پاهای رویا و شروع ب تلمبه زدن کردم و همزمان از زیر دستمه رد کردم و گذاشتم زیر باسن های رویا و فشارس میدادم سمت و خودم و کیرمه تا دسته توش فرو میکردم و قربون صدقش میرفتم. واقعأ هرچهار نفرمون داشتیم لذت میبردیم.بعدش باز پوزیشن رو عوض کردیم و خانمها داگی استایل شدن و با دیدن دوتان کون گنده که قمبل کرده بودن برامون شروع ب کردن کردیم و همزمان با صدای ناله های خانما دیگه دیوانه وار تلمبه میزدیم تا ارضاء شدیم و خالیش کردیم رو باسن های گنده زن هامون، و بعدش هم جداگانه دوش گرفتیم و امید و رویا برگشتن خونشون و دیگه باهم رفیق شدیم و هردوسه ماه یکبار برنامه میذاریم و واقعأ لذت میبریم و هرچهارنفر با کمال میل سکس میکنیمامیدوارم پسندیده باشید		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%ac%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173576</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 21/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-21 11:18:55 by W3 Total Cache
-->