<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>کمربندمو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%a9%d9%85%d8%b1%d8%a8%d9%86%d8%af%d9%85%d9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:06:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>کمربندمو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کس گیجه گرفتن جنده از شدت فاک</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%da%af%db%8c%d8%ac%d9%87-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%af%d8%aa-%d9%81%d8%a7%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%da%af%db%8c%d8%ac%d9%87-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%af%d8%aa-%d9%81%d8%a7%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Dec 2019 08:51:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آلبالو]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بوددستمو]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمو]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعور]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشرفت]]></category>
		<category><![CDATA[تایتانیک]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تشویقم]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جریانات]]></category>
		<category><![CDATA[جورواجور]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دروازه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوالای]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینم]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکترین]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتاری]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[متفاوت]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مختلفی]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نظراتتون]]></category>
		<category><![CDATA[نظراتشون]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیش]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و شیرین بگم که بیشتر فیلم سکسی تو حال و هوای داستانمون باشین.بعد از اینکه درسمو تموم کردم چون پایان خدمت داشتم بلافاصله کارو شروع کردمو چون سکسی همه زندگیم کارم بود و جز این شاه کس تفریح دیگه ای نداشتم به سرعت تو کارم پیشرفت کردمو تو پروژه های بزرگ زیادی کونی دعوت می [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و شیرین بگم که بیشتر فیلم سکسی تو حال و هوای داستانمون باشین.بعد</h2>
<p>از اینکه درسمو تموم کردم چون پایان خدمت داشتم بلافاصله کارو شروع کردمو چون سکسی همه زندگیم کارم بود و جز</p>
<h3>این شاه کس تفریح دیگه ای نداشتم به سرعت تو کارم پیشرفت</h3>
<p>کردمو تو پروژه های بزرگ زیادی کونی دعوت می شدمو و به چیز دیگه ای فکر نمی کردم فقط جمعه ها</p>
<h4>می جنده رفتم خونه پدری که بابا مامانمو ببینم چون اونا</h4>
<p>هم بعد از من و شیرین پستون کس دیگه ای رو نداشتن و خیلی تنها بودن شیرینم هفته ای یه بار</p>
<h5>همونجا می کوس دیدم.همه از اختلاف من و شیرین اطلاع داشتن</h5>
<p>ولی هیشکی نمی دونست که دلیل این اختلاف چیه.و اما شیرین&#8230; همون طور که گفته بودم شیرینم ازدواج کرده بود اما با سکس داستان کی ؟ یه</p>
<h6>بیشعور چرت که بعدا معتاد از آب در ایران سکس اومد از</h6>
<p>این بابت ناراحت بودم چون زندگی شیرین به هم می پاشید ولی اصلا به روی خودم نمی آوردم که یه چند ماه قبل با گریه و زاری اومد خونه و گفت که می خوام طلاق بگیرم.چون شوهرش معتاد بود سریع طلاق گرفت ولی دیگه بر نگشت خونه چون خجالت می کشید واسه همین یه خونه واسه خودش خرید و رفت اونجا.فروردین ماه بود که پدر و مادرو فرستادم مسافرت که برن یه حال و هوایی تازه کنن چون خونه من آپارتمان بود یه کم از خرت و پرت هامو جمع کردمو آمدم خونه بابا اینا که خونه خالی نمونه چون بزرگ بود امنیت نداشت. هر روز صبح پا می شدم و گلدونارو آب می دادمو می رفتم سر کار.یه روز طرفای عصر داشتم بر می گشدم خونه. سر کوچه ماشینو نگه داشتم و رفتم در خونه رو باز کردم که دیدم ماشین شیرین خونه هست درو یه کم محکم بستم که متوجه اومدنم بشه بعله شیرین خانوم زحمت کشیده بود حیاط و جارو کرده بود حوضو پر کرده بود و حسابی به سر و وضع خونه رسیده بود. درو باز کردمو رفتم تو دیدم داره جارو می کشهب: سلام خانوم دکتر.خوش گورموشوخ.ش: سلام آقا! یورولمیسن!گفتم شما کجا اینجا کجا که گفت دلم واست تنگ شده بود اومدم یه سری بهت بزنم! دیدم بله غذا هم درست کرده و رو گازه ولی نمی دونستم ناهاره یا شامه . تا نشستم اومد سفره رو باز کرد گفت حتما گشنه ای بعد از خوردن بهش گفتم نمی خوای بری خونتون (یعنی دیگه پاشو برو) گفت بیژن یه چیزی بگم نه نمی گی؟ گفتم چیه گفت تنهایی می ترسم لطفا شما هم با من بیا ولی من مخالفت می کردم بعد یه چند بار خواهش پا شدم و باهم رفتیم به طرف خونه شیرین.باز غروب بود باز بارون می بارید باز منو شیرین تنها بودیم&#8230; خدایا قراره چی بشه مغزم پر شده بود از سوالای جورواجور. راه خونه شیرین زیاد بود و تو راه حتا یه کلمه هم حرف نزدیمو من فقط پشت سر هم سیگار می کشیدم! رسیدیم خونه شیرینو رفتیم بالا.شیرین منو به پذیرایی راهنمایی کرد و منم رفتم رو یه مبل نشستم.شیرین اولش به طرف ضبط رفت و یه آهنگ از بیژن مرتضوی باز کرد: (میون خواب و بداری تو رو می دیدم انگاری / بهم گفتی نشو عاشق که عشق داره گرفتاری&#8230;..) رفت تو یه اتاق دیگه که لباس عوض که بعد چند لحظه با یه تاب سفید و شلوارک کشی اومد و کنارم نشست ( نا کس میدونست عاشق رنگ سیاه و سفیدم) اومد بغلم روی مبل نشست و گفت بیژن جون می تونم یه سوالی ازت بپرسم. گفتم بفرما.گفت چرا اون روز گذاشتی رفتی چرا دیگه بر نگشتی ؟&#8230; برگشتم به طرفش و گفتم مگه خودت نمی خواستی&#8230; تو همون حین دست کردم تو جیبم و بسته سیگارم و در آوردم واااای خدا اینم خالی بود عجب بد شانسییم من بسته سیگارو مچاله کردمو پرتش کردم یه گوشه ای هنوز داشت به چشمام نیگا می کرد که بلند شد اومد روی پاهام نشست و یه کشیده محکم توی گوشم. یه لحظه چنان عصبانی شدم که خواستم بازو هاشو بگیرم و پرتش کنم یه گوشه ای ولی خودمو کنترل کردمو به جای اون با فشار دسته ی مبل و داشتم از جاش می کندم. یه سیلی دیگه&#8230; سیلی ها بیشتر شدو حالت رگباری گرفته بود با مشت و سیلی و &#8230;سر و صورت منو میزد و خودش داشت گریه می کرد که دیوونه منم تو رو دوس داشتم منم عاشقت بودم با اون نامه فقط می خواستم یه کمی ناز کنم واست. من عاشقت بودم&#8230; (آهنگم به اینجا رسیده بود که: چرا گفتی که خواب عشقمو تو سادگی دیدم/چرا عاشقترین بودم تو رو عاشق نمی دیدم/عجب خواب پریشونی تو رویای تو می دیدم/ که حتی آرزو کردم تو رو هرگز نمی دیدم &#8230;) شیرین سرشو رو شونم گذاشته بودو همین طور گریه می کرد و آروم با هق هق می گفت: منده سنی سویردیم.حالا اون شیرین بود و من فرهاد ولی من که همون بیژن بودم شاید اون منیژه شده بود! بهش گفتم پس چرا با اون یارو ازدواج کردی؟ گفت بی وجدان دیگه روز و شب کارم شده بود گریه. بخاطر تو احساس گناه می کردم. با اون ابله ازدواج کردم که شاید تو رو فراموش کنم ولی افسوس که اون یه ذره ای از احساسات تو رو هم نداشت. با ازدواج با اون تازه تو رو شناختم&#8230;&#8230;.. اون گریه می کرد ولی من بدون هیچ حرکتی نشسته بودم منم دوست داشتم گریه کنم ولی الان یه چند سالی می شد که چشمه ی اشکم خشک شده بود.دستمو گذاشتم روی کتف شیرین. سرشو بلند کردو یه نگاهی به صورتم کرد تو یه لحظه لبهاشو روی لبم احساس کردم در حین گریه داشت بوسه بارانم می کرد طعم عسل لبهاش با شوری اشک چشمهاش قاطی شده بودو یه طعم و حس عجیبی می داد یه ربعی می شد که همین طور ازم لب می گرفت چنان با ولع خاصی لب می گرفت که فرصتی برای درست نفس کشیدن نداشت در همون حال شروع به باز کردن دکمه های پیرهنم کرد پیراهنمو از تنم کند و انداخت یه گوشه ای از روم بلند شد تاب خودشو در آورد و شلوارک و شورت خودش با هم کشید پایین دوباره اومد طرف منو این بار کمربندمو باز کرد و شلوار منو به زور کشید از پام بیرون. اومد روی من و کیر نیمه خواب من رو با در بهشتش تنظیم کردو شروع به بالا پایین شد تو همه این مدت کوچکترین حرکتی نداشتم مثل یک برده ثابت نشسته بودم و شیرین هم تو همه این حالات یه لحظه هم از لب گرفتن غافل نشد. تا آب من بیاد شیرین چند بار به اوج لذت رسیده بود . دیگه نزدیک بود آبم بیاد خواستم از روم بلندش کنم ولی چنان بغلم کرد که نزدیک بود گردنم بشکنه.بعد از این که آبم اومد شیرینم دیگه بی خیال شد و پاهاشو انداخت رو دسته مبل و سرشو گذاشت رو شونم با صدای خیلی آروم قربون صدقم می رفت و ماچ های کوچکی از گردنم می کرد.بعد از چند دقیقه شیرین خوابش برد بغلش کردمو بردم تو اتاق خوابش و روی تخت گذاشتمش و یه ملافه نازک رو تن لختش کشیدم. اومدم از اتاق بیرون لباسامو پوشیدمو اومدم ب<br />
یرون تا یه هوایی به سرم بخوره. بارون تازه قطع شده بودو هوا عالی بود.چندتا نفس عمیق کشیدم و تخته رسممو با قلم هام از ماشین برداشتمو اومدم داخل.رفتم تو اتاق خواب دیدم شیرین خوابه خوابه.یه گوشه ای نشستم و شروع به نقاشی از تن لختش کردم یه چیزی تو مایه های عکس رز تو فیلم تایتانیک در اومده بود ولی شیرین من با اون سینه های گرد و نسبتا بزرگ با نوک کوچیک و صورتی رنگ و بدن سفید و پرش با موهای سیاه و بلندی که حتی گیس سیاه شب هم به پاش نمی رسید صد برابر زیبا تر از رز بود عکسشو کشیدم و گذاشتم روی میز باز از خونه اومدم بیرون ماشینو روشن کردم و زدم بیرون ساعت 2 شب بود من در به در دنبال یه سیگار فروش می گشتم که ازش سیگار بخرم بعد از کلی گشت زدن رسیده بودم دروازه تهران با خودم می گفتم حتما اینجا پیدا می کنم اگرم نباشه تا خود پلیسراه می رونم.تا رسیدم هتل مرمر دیدم بعله یه پیرمرد با یه حلبی که توش آتیش روشن کرده بود نشسته بغل خیابون آروم رفتم کنارش که خودش پا شد و اومد کنار پنجره که حاجی نه ایستیسن؟ گفتم ماربورو داری گفت آره گفتم پس یه بوکس بده یه نگاه با تعجب بهم انداخت و گفت 4 بسته بیشتر ندارم اونارو گرفتم و روندم خونه شیرین آروم درو باز کردم و رفتم تو هر چه قدر غلت زدم خوابم نبرد که نبرد. در بالکنو باز کردم یه چارپایه گذاشتم زیر پامو تا صبح سیگار می کشیدم و پرت می کردم تو پیاده رو سر صبح رفتم نون خریدم تا برگردم شیرینم از خواب بیدار شده بود یه لباس خواب توری پوشیده بود که همه چیش معلوم بود. بعد خوردن صبحانه شیرین بازم پرید تو بغلمو از بابت عکس کلی ازم تشکر کرد و لب تو لب سکس شروع شد این دفعه خود من هم همراهیش می کردمو عشقبازیمون دو طرفه بود بعد از کلی کشتی گرفتن شیرین گفت عزیزم بریم یه دوری بزنیم. با هم اومدیم بیرونو روندم شاهگلی. دست به دست هم دور حوض قدم می زدیم و خاطراتو اتفاقات این چند سالو واسه هم تعریف می کردیم شاید باورتون نشه ولی نزدیک به 50 دور دور استخر چرخیده بودیمو ثانیه به ثانیه عاشق تر می شدیم.هوا کم کم تاریک می شد خواستیم بریم یه شامی بخوریم و برگردیم. به خونه خودمون رسیده بودیم درختای آلبالو و گیلاس حیاط با شکوفه های سفید و صورتیشون اردک هایی که تو حوض وسط حیاط با هم دیگه شنا می کردند و تخت زیر درخت گردو ما رو دوباره به عشقبازی و دلبری دعوت می کرد &#8230;&#8230;پ.ن:از همه دوستانی که با نظراتشون تشویقم کردن ممنونم.همش می ترسیدم که بعضی ها خوششون نیاد و فحش بدن&#8230;.تا امروز اتفاقات متفاوت و مختلفی با منو شیرینم پیش اومده که اگه بخواین واستون تعریف می کنم . راستی دوست دارم تو نظراتتون درباره سبک نوشتن و بالو پر دادن به جریانات دیگه واسم بگین.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%da%af%db%8c%d8%ac%d9%87-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%af%d8%aa-%d9%81%d8%a7%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177565</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف حشری و سر حال حسابی کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Aug 2019 06:10:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخونی]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوار]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اوقاتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدنسازی]]></category>
		<category><![CDATA[بدهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوددستشو]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پسرهای]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جلوگیری]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهای]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دادبعد]]></category>
		<category><![CDATA[دادیمو]]></category>
		<category><![CDATA[دارمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشون]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوربینو]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[راحتیم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریش]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمه]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کردخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردممن]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندمو]]></category>
		<category><![CDATA[کنمبرای]]></category>
		<category><![CDATA[کنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لباستو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میدادمو]]></category>
		<category><![CDATA[میداری]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهتا]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میلیون]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردی]]></category>
		<category><![CDATA[هستشمن]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همونیه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که چند ماهی از من فیلم سکسی بزرگتره به اسم پگاه.دختر عموی من از لحاظ ظاهر کمی تا قسمتی قرتی هستش و به خودش میرسه هیکلش از سکسی لحاظ وزن معمولی. استخونی نیست، اضافه وزنم شاه کس نداره. ولی سینه هاش نسبت به هیکلش بزرگتره. خیلی سفت نیست ولی سایزش 85 هستش کونی که همین [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که چند ماهی از من فیلم سکسی بزرگتره به اسم پگاه.دختر عموی من</h2>
<p>از لحاظ ظاهر کمی تا قسمتی قرتی هستش و به خودش میرسه هیکلش از سکسی لحاظ وزن معمولی. استخونی نیست، اضافه</p>
<h3>وزنم شاه کس نداره. ولی سینه هاش نسبت به هیکلش بزرگتره. خیلی</h3>
<p>سفت نیست ولی سایزش 85 هستش کونی که همین سینه هاش باعث شد من به سمتش کشیده بشم.من خودم قدم 186</p>
<h4>هستش جنده قیافه معمولی رو به خوبی دارم وضع مالیمون بدک</h4>
<p>نیست و از لحاظ هیکلی معمولی پستون هستم ولی هیکلم به خاطر بدنسازی و ورزشهای دیگه خوبه. ما از بچگی</p>
<h5>با عمومینا کوس رفت و آمد داشتم و خانواده ی مذهبی</h5>
<p>نداریم. برای همین دختر عموم تا الان هم جلوی ما شلوارک لی تا زانو و لباس های آستین حلقه ای که زیاد سکس داستان لختی نیست می</p>
<h6>پوشه. و ما با هم خیلی راحتیم. من ایران سکس از دوست</h6>
<p>پسرهای اون تو زمان های مختلف می دونم و اونم از دوست دختر های من. من همیشه خواستم با دختر عموم سکس کنم ولی هیچوقت فرصتش نبوده و نمی دونستم باید چجوری این قضیه رو شروع کنم. حتی رابطمون در حدی بوده که شبها اگر خونه ی هم بودیم من دست تو موهاش کردم که بدنش شل تر بشه و خوابش بره و حتی اون لحظه خواستم که دستمو روی گردنش به سمت سینه هاش بکشم ولی اون جلوگیری کرده و گفته بسه دیگه مرسی. منم مجبور شدم بیخیال بشم. البته این مال چند سال پیش هستش.برسیم به اصل داستان من حدود 1 سالی هست که ازدواج کردم و این خاطره بعد از ازدواجمه.توی همین ماه یک روز توی اینترنت اومدم و دیدم دختر عموم تو مسنجر هستش. پیغام دادم. سلام و احوال پرسی کردیم. اون سر کار بود، منم همینطور. اون تو یک شرکت کامیپیوتری کار میکرد و من آتلیه عکاسی داشتم شرکتامون هم چند تا کوچه با هم فاصله داره. من یک خورده از کارش پرسیدم و گفتم ساعت کاریت چنده و اینا. اونم جواب داد. بعد گفت تو کجایی ؟ منم جواب دادم شرکت.سر ظهر بود. گفت ناهار خوردی ؟ گفتم نه. گفت بیا بریم ناهار بیرون مهمون تو. (با لبخند)گفتم چی به من میرسه ؟گفت چی باید برسه ؟گفتم باشه من مهمون می کنم ولی تو هم به جاش به من بوس بده.گفت باشه تو مهمون کن من بوس میدم.جالب بود برام که اوکی داد. برای همین گفتم اگه من ناهار دادمو تو بوس ندادی چی ؟گفت خوب اول بوستو بگیر بعد ناهار بده. بعدم گفت من از کجا بدونم تو ناهارو میدی ؟منم گفتم 2 میلیون که نیست یک غذا می خوایم بخوریم دیگه. گفت باشه.بعد من خواستم یک کم حالت قضیه رو بهتر کنم. برای همین گفتم ببین من بوس خارجی می خواما.گفت بوسم مگه ایرانی و خارجی داره&#8230;گفتم آره خارجیا یک مقدار طولانی تره&#8230;(اینارو با لبخند می گفتیم)گفت اونم باشه.گفت خوب الان بیام دنبالت. گفت من ناهار خوردم &#8230;..بعد منم خورد تو پوزم. چون فکر کردم تمومه&#8230;و بهش گفتم پس مرض داری یک ساعت چونه میزنی&#8230;گفت حالا امروز خوردم، تو یک روز دیگه ناهار بده منم سر قولم هستم.باز یک مقدار امیدوار شدم. و بوسش کردم از مسنجر. اونم جواب بوس داد.بعد یه خورده سکوت شد. و اون گفت که نیما یک سئوال دارم برای اطلاعات عمومی می خوام بپرسم.حدس زدم بخواد از خودمون درباره ی جزییات بگه ولی اینجوری نبود و گفت که الان یک دوست پسر دارم که چند ماهی باهاش دوست شده&#8230; و می خواست بدونه که من چجوری باید بفهمم که اونم دوستم داره یا نه. و اینکه از کجا بدونم که هدفش با من رابطه ی جنسی هستش یا یک روزی ازم خواستگاری می کنه.منم یه خورده از پسرا گفتم که چه چیزهای رو دوست دارن و میخوان که دوست دخترشون چجوری باشه. مثلا چهره و هیکل و نحوه ی رابطه جنسی و اخلاق&#8230; که همیشه دوست دارن طرفشون حرف گوش کن باشه. و بهش گفتم این که برات وقت بزاره و وقتی تلفن میزنی هیچوقت نپیچونتت حداقل می تونی بفهمی که تقریبا جز تو با کسی نیست.ولی گفتم که نمی تونی بفهمی واقعا قصدش چیه و این قضیه فقط تو ذهن خودشه و بستگی به سلیقه های خودش داره که تو رو به عنوان دوست دخترش انتخاب کرده یا به عنوان کسی که شاید یه روزی باهاش ازدواج کنه.بحثمون تو این قضیه ها بود که بعد از یک کمی ادامه دادن و تعریف از اون پسره فهمیدم که طرف خونه مجردی هم داره و اینا باهم رابطه ی جنسی هم داشتن.من برام مهم نبود که اینارو می فهمم چون عاشق که نبودم و ازدواج کردم. فقط به این فکر می کردم که این همونیه که من از موقعی که عقلم رسید واسه لمس کردن بدنش دنبال راهی بودم.بعد از اینکه اینارو گفت من رو دیگه شهوت فرا گرفته بود. بهش گفتم بعد از کارت میای بریم بیرون ؟گفت نه باید برم ختم یکی از آشناها.گفتم فردا بریم ناهار بخوریم، باز گفت که فردا از طرف شرکت باید برم یک شرکت دیگه.فکر کردم دیگه داره بهونه میاره. گفتم من تا 6 ماه دیگه ام روزارو بگم فکر کنم تو بگی امروز نمیشه.که گفت نه به خدا&#8230; پنجشنبه بیا بریم ناهار منم چند تا لباس میارم که چند تا عکس ازم بگیری.گفتم باشه. (پنجشنبه هم سه روز دیگه بود)من دیگه شاد و خوشحال بودم که میتونم احتمالا ازش لب بگیرم و موقع لب گرفتن یک کاری بتونم بکنم.دیگه کم کم حرفی نداشتیم. فقط آخرش بهم گفت که تمام حرفهایی که زدم رو فقط تو می دونی. و قول بده که رازمو نگه میداری. منم گفتم باشه، تو هم قول بده این حرفهامون و قرار پنجشنبه بین خودمون باشه.من بهش کاملا اطمینان داشتم چون اگر اینجوری نبود هیچوقت با وجود زنی که تو زندگیمه ریسک نمی کردم.من پنجشنبه ها معمولا سر کار نمی رفتم اگه برنامه ای نبود. یک بهونه ای جور کردم و به خانومم گفتم باید برم دنبال فلان کار.ساعت 11:30 بود. بعد به دختر عموم زنگ زدم. سلام احوالپرسی. بعد گفت چه خبر ؟ گفتم مثل اینکه یادت رفته ناهار قرار گذاشتیم. گفت نه یادمه ولی فکر کردم دیگه کنسل شده. (چون از اون روز دیگه با هم حرفی نزدیم)گفتم نخیر. دارم میام که بریم ناهار.گفت باشه منم الان کم کم جمع می کنم و میام.رسیدم اونجا. زنگ زدم که بیاد پایین. بعد چند دقیقه اومد. با هم دست دادیمو سلام کردیم.بهش گفتم خوب ناهار کجا بخوریم و چی بخوریم.گفت هر جا خودت رفتی، رفتی.منم اونجا یک جای خوب می شناختم رفتیم اونجا و از اونجایی که می دونستم تو اون خیابون جا پارک نیست. و به این فکر کرده بودم. پیاده شدم و تنهایی سفارش دادم. غذا رو گرفتم و به سمت شرکت رفتیم.رسیدیم. غذا رو برداشتیم و رفتیم به سمت واحد من. رفنیم داخل پاکت غذا رو باز کردیم شروع به خوردن کردیم، نمی دونستم باید چجوری قضیه رو شروع کنم.برای همین وسط غذا گفتم من از خودگذشتگی کردما&#8230; و قبل از اینکه به قولت وفا کنی مهمونت کردم&#8230; اونم یک لبخندی زدو گفت حالا من یه حرفی زدم.منم دیدم نه اینجوری نمیشه&#8230; گفتم مگه اینکه تو خواب ببینی که منو بپیچونی&#8230; باز دوباره لبخند زد.ناهارمون تموم شد. دیدم هنوز روسریش سر جاشه&#8230; روسریشو کشیدمو گفتم راستی لباس آوردی ؟گفت آره یه دونه. حوصله نداشتم جمع کنم فعلا همین یک دونه بسته.گفتم خسته نباشی.دستم گرفتم جلوش و گفتم برو لباستو عوض کن.گفت چند تا عکس با روسری ازم می گیری ؟گفتم باشه پاشو برو وایسا.نورو تنظیم کردمو دوربینو تست کردم.بعد چند تا گرفتم. بعضی وقتا میرفتم جلو و دستو میزاشتم رو صورتش که گردنشو چپ و راست ببره و گاهی اوقاتم موهاشو میاوردم تو صورتش&#8230;دیگه خیلی حالم خراب بود و کیرم حسابی بزرگ شده بود&#8230; ولی کنترل می کردم.عکسارو گرفتیمو. گفتم خوب برو لباسی که آوردی و بپوش.رفت تو اتاق و من داشتم با دوربین ور می رفتم تا اینکه اومد بیرون و من کفم برید&#8230; چون یک لباس یک تیکه ی کوتاه بلند پوشیده بود. بلندیش تا یک وجب بالای زانو و بالا تنه هم طوری بود که خط سینه هاش کمی مشخص بود. سینه هاش داشت حسابی به لباسش فشار میاورد.خیره شده بودمو اونم داشت نگام می کرد که گفت چرا هنگ کردی ؟گفتم خیلی خوشگل شدی پگاه.گفت خوب شروع کن دیگه. گفتم چیو ؟گفت عکسو بابا خوشحال نشو.با این تیکه اش حال کردم با اینکه منفی بود.رفتم چند تا عکس ازش گرفتمو بعد می خواستم یک عکس از بالا بگیرم ازش که اونم باید رو پارچه می خوابید.بهش گفتم و خوابید رفتم که فیگورشو درست کنم ولی دیگه نتونستم کنترل کنم چون همه چی سرجای خودش بود.دستشو گرفتم که فیگور درست کنم ولی تو دستم گرفتمشو در حالی که صورتمو میبردم به سمت لباش. گفتم پگاه دیگه نمیتونم. میخوامت.مخالفتی نکردو از هم لب گرفتیم. بعد از چند ثانیه لب گرفتن تو ذهنم بود که دستمو بزارم رو سینه هاش ولی می ترسیدم چون قرارمون لب بود.حدود 20 ثانیه گذشت بعد لبشو جدا کردو گفت منم به قولم عمل کردم. صداش خیلی آروم بود. منم مونده بودم که چی کار کنم. گفتم نه پگاه میخوام بازم.گفت بسه دیگه پررو. گفتم نمیتونم و دوباره لبمو گذاشتم رو لبش.بازم همکاری کردو من خوشحال شدم و تصمیم گرفتم که دیگه تموم کنم کارو.برای همین دستمو کردم تو موهاش بعد چند ثانیه لبمو برداشتم و بردم سمت گردنش. که آروم با دستاش می خواست سرمو ببره عقب ولی من سفت چسبیده بودمش.گردنشو حسابی خوردم. دیگه مطمئن بودم کار تمومه. و دوباره رفتم سمت لبش ولی اینبار دستمو گذاشتم رو سینه هاشو میمالیدم.صدای نفس های تندش به آه تبدیل شده بود. بند یکطرف لباسشو زدم کنار و یکی از سینه هاشو در آوردم بیرون&#8230; واییییی اصلا به همچین هیکلی سینه های به این بزرگی نمیخورد. منم خیلی اینجور سایزهارو دوست دارم. زبونمو گذاشتم رو سینه خوشگلشو شروع کردم به خوردن. صداش شدیدتر شد. منم همینجوری ادامه میدادمو سینه هاشو لیس می زدم.دیگه باید میرفتم سراغ مرحله ی بعدی پس در همون حالت خوردن سینه ها که اونم غرق لذت شده بود. دستمو بردم سمت کسش و از روی شرت مالیدمش&#8230;شرتش خیس بود و یجورایی شوک شد براش چون به محض اینکه دستم خورد بهش چشماش باز شدو گرد شد و صداش یک لحظه بالاتر رفت&#8230; ولی زود دوباره چشماشو بست.چند ثانیه ای از روی شرت مالیدم بعد دستمو بردم زیر شرتش و انگشتم می مالیدم بین کسش&#8230; همینجوری مالیدم براش تا اینکه دیدم آروم یک چیزی میگه.گفتم چیه عزیزم ؟ گفت پیرهنو لباساتو در بیار. حرفش به موقع بود چون دیگه باید لباسای خودشم در میاورد.من پیرهنمو در آوردم. به اونم کمک کردم تا لباسشو در بیاره بعدم سوتینشو براش باز کردم&#8230; گفت شلوارتو چرا در نیاوردی&#8230; گفتم میخوام تو برام در بیاری&#8230;دستشو آورد جلو از روی شلوار یه دستی به کیرم کشید گفت جووووووون، میخوامش&#8230; بعدم کمربندمو باز کردو شلوارمو با هم در آوردیم.زود شرتمم کشید پایین و کیر منم که سیخ شده بود افتاد بیرون&#8230; دستشو گرفت دورشو، گفت بخورم برات ؟ گفت نیکی و پرسش ؟بعد سریع کرد تو دهنش تا آخر. هر چند دفعه که تو دهنش جلو و عقب می کرد. کیرمو که خیس بود رو با دست می مالید. دوباره شروع می کرد.خیلی لذت داشت و دیدم اگه یک دقیقه ی دیگه ادامه بده آبم میادو کلی کار داشتیم با هم.سرشو گرفتم و گفتم بسه عزیزم. یه ماچ از لباش کردمو گفتم رفتم سراغ کسش و آروم کناره های شرتشو گرفتم که کمکم کنه در بیارم&#8230; با هم در آوردیمشبعد گفتم دراز بکش پگاه جونم. دستمو گذاشتم براش حسابی مالیدم و بعد براش حسابی خوردم&#8230; دیگه صداش به اوج رسیده بود. گفت آرومتر الان ارضا میشم.که منم آرومتر کردمو بعد خودم دراز کشیدم. و گفتم که بیاد روش بشینه&#8230; اومد کسشو گذاشت رو کیرم ولی نمیشد بکنیم تو&#8230; برای همین کیرمو بین کسش گذاشته بودمو اونم خودشو رو کیرم تکون میداد. یک صدای خاصی میداد. چون کسش خیسه خیس بود. اینکارو انقدر کردیم تا دیگه دیدم یه حالتی داره میشه&#8230; و صداش هی بلند تر میشهتا اینکه بالاخره ارضا شد&#8230;تو همون حالت کشیدمش سمت خودم و روم دراز کشید. منم موهاشو نوازش می کردم. و هر دو به هم می گفتیم که دوست دارم.بعد از دو دقیقه بلند شد و کیرمو گرفت تو دستاش شروع کرد دوباره به لیس زدن کیرم&#8230; انقدر این کارو کرد تا آبم آومدو منم گرفتم سمت سینه هاش&#8230;امیدوارم متوجه واقعی بودنش شده باشید و راضی بوده باشید. من سعیمو کردم تا اکثر چیزهایی که اتفاق افتاده رو اینجا بنویسم و نوشتن همینم برای بار اول خیلی وقتمو گرفت و باید بگم که از این داستان حدودا یک کم بیشتر از یک هفته میگذره و امیدوارم که بازم بتونم باهاش سکس داشته باشم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175761</post-id>	</item>
		<item>
		<title>والدین دیوانه ی دوست دختر من</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Aug 2019 03:49:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخونین]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[بوداصلا]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودسرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بودمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمشون]]></category>
		<category><![CDATA[پایینیه]]></category>
		<category><![CDATA[تابلوی]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیری]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیله]]></category>
		<category><![CDATA[توشمنم]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خاردار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داروخونه]]></category>
		<category><![CDATA[داریگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[درآمدش]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شیرموز]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فروشنده]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندمو]]></category>
		<category><![CDATA[کنماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:حالا]]></category>
		<category><![CDATA[منگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخواین]]></category>
		<category><![CDATA[میدادخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیه]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمیه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیش]]></category>
		<category><![CDATA[هندونه,]]></category>
		<category><![CDATA[واسشون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[ویترین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میکنم بخونین چون جالبه2.اسم ها فیلم سکسی الکیه3.این داستان واقعیه و برای اینکه شما باور کنین داستان رو با جزییاتش میگم4.لطفا نظر بدین ولی فهش ندین(ممنون از سکسی شعور بالاتون)من آرشم و 21سال سن دارم شاه کس و داستانی که براتون میگم مربوط میشه به 2سال پیش.من دو هفته اس که میام کونی تو این [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میکنم بخونین چون جالبه2.اسم ها فیلم سکسی الکیه3.این داستان واقعیه و برای اینکه</h2>
<p>شما باور کنین داستان رو با جزییاتش میگم4.لطفا نظر بدین ولی فهش ندین(ممنون از سکسی شعور بالاتون)من آرشم و 21سال سن</p>
<h3>دارم شاه کس و داستانی که براتون میگم مربوط میشه به 2سال</h3>
<p>پیش.من دو هفته اس که میام کونی تو این سایت.تو تمام داستان هایی که خوندم نویسنده ها از سکساشون(حالا چه دروغ</p>
<h4>و جنده چه راست!)خیلی راضی بودن،این شد که تصمیم گرفتم خاطره</h4>
<p>ی اولین و بدترین سکسم رو پستون براتون بگم.کلا آدم کس بازی نیستم ولی دختر باز هستم و به خاطر شغلم</p>
<h5>که در کوس ارتباط با مردمه شروع بیشتر دوستی هام هم</h5>
<p>از همون محل کار بوده.3ساله که توی غذافروشی عموم به عنوان مسؤل فروش کار میکنم.حقوقش هم خوبه واسه من که مجردم.دیگه بیشتر سکس داستان منتظر نمیذارمتون.میریم سر</p>
<h6>اصل مطلب:یه روز پنج شنبه توی مغازه نشسته ایران سکس بودم که</h6>
<p>دوتا دختر کولی که تا حالا ندیده بودمشون اومدن تو مغازه و خواستن که پول های خوردشون رو براشون درشت کنم منم واسشون اینکار رو کردم.بعدشم رفتن.تا چند هفته میومدن پیش من و منم کارشون رو راه مینداختم.کم کم باهاشون آشنا شدم.یکیشون اسمش وجیحه بود و 18ساله بوداون یکی ملیحه و 17سال داشت.خودشون میگفتن ایرانی هستیم ولی قیافه هاشون به ایرانی ها نمیخورد.یه هفته که اومده بودن مغازه بهشون گفتم شماها چرا نمیرین کار کنین؟وجیحه گفت خوب داریم کار میکنیم دیگه تازه درآمدش از درآمد تو هم بیشتره.اینم خودش یه هنره که از مردم پول کش بری.تازه کارای دیگه هم&#8230;میکنیم&#8230; .میکنیمش رو با یه چشمک گفت و منم که فهمیدم منظورشون چیه اول خواستم بگم گمشین بیرون جنده های عوضی،ولی بعد که فکر کردم دیدم بدم نیست.کس اینجا حاضر و آماده ایستاده.فرصت هم از این بهتر واسه من که تاحالا سکس نداشتم پیش نمیاد.این شد که منم گفتم:پول مول در کار نیستا.ملیحه گفت:حالا کی پول خواست.کجا بریم؟گفتم:امروز که نمیشه برین فردا که تعطیله صبح همین موقع بیاین.با خنده گفتن باشه و رفتن.عصر که رفتم خونه خیلی خوشحال بودم.رفتم تو اتاق و داشتم واسه فردا نقشه میکشیدم.توی آشپزخونه ی مغازه یه اتاق کوچیک هست که آشپزا میرن اونجا استراحت میکنن.تصمیم گرفتم که فردا بریم اونجا.بعدشم تو فکر این بودم که چه لوازمی لازمه که باید بخرم.عصر که شد رفتم داروخونه سر کوچمون تا یه بسته کاندم و اسپری تاخیری بگیرم.داخل که رفتم شلوغ بود و گذاشتم خلوت که شد رفتم جلو.گشتم دنبال یه فروشنده ی مرد و رفتم پیشش.گفت نسخه داری؟گفتم نه.نمیدونستم چجوری باید بگم که کاندوم میخوام.گفت:چی میخوای بهت بدم؟عرق کرده بودم و صورتم داغ شد.با تت پته گفتم:یه مسواک،یه خمیر دندون،اسپری بی حس کننده دندون(همون اثر اسپری تاخیری رو داره فرقی نمیکنه)و&#8230; .کاندم رو نتونستم بگم.از شانس خوبم تو ویترین چند بسته کاندم گذاشته بود.اشاره کردم گفتم یه بسته از اونا.خندید و گفت:دیگه مسواک،خمیردندون واسه چی میخوای.رفت آورد و سریع حساب کردم و رفتم خونه.فردا صبح زود از خواب بلند شدم رفتم حموم و با اسپری موبر و تیغ هرچی مو ازگردن به پایین داشتم زدم.شدم صاف صاف.دوتا لیوان شیرموز هم خوردم و با اعتماد به نفس به مادر گفتم میرم خونه دوستم و به سمت مغازه حرکت کردم.به مغازه که رسیدم درو باز کردم و تابلوی غذا حاضر نیست رو گذاشتم به روی خیابون و خودم منتظر نشستم.یه دفعه یه حسی بهم گفت خاک بر سرت که دوتا کولی کیرت کردن.نفهم خرشدی رفت.سر کاری.تو همین افکار بودم که وجیحه و ملیحه اومدن تو.گفتن سلام.گفتم الیک سلام برین تو آشپزخونه تا بیام.خودم هم سریع کرکر رو دادم پایین و رفتم داخل.بردمشون داخل اتاق استراحت.تا درو بستم وجیحه که از اون یکی یه خورده خوشگل تر بود اومد جلو و گردنم رو چسبید و لباشو گذاشت رو لبام و شروع کرد لب گرفتن.اولش شکه شدم ولی وقتی از شک درومدم منم همراهیش کردم.خیلی خوب نبود چون قبلا چندبار از دوست دخترام لب گرفته بودم و طعم لب اونا کجا و طعم لب یه دختر کولی کجا.درهمین حین ملیحه رفت سراغ شلوارم و کمربندمو وا کرد و شلوار وشرتم رو کشید پایین و کیرم رو گذاشت تو دهنش.اینجاش خیلی حال داد چون تابه حال تجربه نکرده بودم.بالاخره وجیحه گردنم رو ول کرد و گفت دامنمو بکش پایین.دامنشو کشیدم پایین.یه شرت سفید با گلای صورتی پاش بود.خیلی هیجان زده شده بودم.بالاخره شرتشو کشیدم پایین و&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.وای،چی داشتم میدیدم؟حالم به هم خورد.اقم گرفت.چیزی که دیدم خیلی وحشتناک بود.اصلا مثل چیزایی که تو فیلم سوپرا دیده بودم نبود.یه تپه پر از بوته های خاردار استوایی دیدم با یه دره بینش که بوی خیلی خیلی بدی هم میداد.دلم به هم خورد.خوابید رو زمین و گفت بلیس.گفتم چی؟گفت بخور دیگه.اول خواستم زیر بار نرم ولی گفتم ما که تا اینجا اومدیم حیف بدون چشیدن مزه کس بریم.این شد که یه نفس عمیق کشیدم و پریدم تو دره.بین موها یه جاده باز کردم و زبونم رو با اکراه روش کشیدم.مزه ی تلخی میداد.خیلی بد بود.کثافت هنوز 10بار لاس نزده بودم که لرزید و یه چشمه ی آب زلال از دل دره جوشید و ریخت رو صورتم.خیس خیس شده بودم.چه طعم شوری میداد.سرم داشت گیج میرفت.کیرمم که تو دهن ملیحه داغون شد از بس دندوناشو بهش کشید.وجیحه یه لحن شهوتی گفت بکن توش.منم که میخواستم زوتر تمومش کنم کیرم رو از تو دهن وجیحه که داشت از پشت ساک میزد بیرون کشیدم و بدون اینکه اسپری بزنم کاندم رو کشیدم روش.گذاشتمش رو کسش و طبق چیزی که تو فیلما دیدم چندتا ضربه زدم رو کسش.چندتا ناله کرد.خواستم بکنم تو ولی نمیدونستم دقیقا باید کجا فرو کنم.اونم فهمید و کیرمو گرفت گذاشت رو سوراخش و گفت برو.کیرمو تا سرش کردم تو داغ بود و نرم.خوشم اومد بیشتر کردم تو و چندبار دیگه در آوردم و کردم توش.شروع کرد به داد و فریاد.گفتم ساکت بدبختمون میکنیا.ولی ساکت نشد.ملیحه گفت خودم ساکتش میکنم.شرتش رو در آورد.کس اون هم بدتر از این یکی بود.پیرهن وجیحه رو هم در آورد و رفت نشست رو صورتش.وجیحه هم مثل گاو شروع کرد به خوردن کسش.حالم بد بود بدتر شد.من تازه یادم اومد که هندونه هاش رو کلا فراموش کردم.نوک سینه هاش قهوه ای سوخته بود و اندازشون هم بزرگ بود.سرمو بردم و شروع کردم به خوردنشون.اینجاشم خیلی حال داد.من دیگه کم کم داشت آبم میومد.خواستم یه خورده جق بزنم و آبمو بریزم و هرچه زودتر برم.کیرم رو در آوردم که ملیحه گفت:حالا من.گفتم وای که بدبخت شدم.خلاصه کونش رو گرفت طرفم و گفت بکن.کیرم رو گذاشتم روش و کردم داخل.کاملا معلوم بود که قبلا به خیلیا داده چون راحت داخل میرفت.آبم داشت میومد.گفتم بریزم کجا؟وجیحه گفت اینجا،دهنش رو آورد به سمت کیرم و گذاشتش تو دهنش و بعد 6 بار ساک زدن آبم رو ریختم تو دهنش.وقتی دهن پر از کفش رو دیدم دیگه شیرموز صبح رو تو گلوم احساس کردم.بهشون گفتم دیگه آماده شین برین دستشویی هم اون پشته.خودم هم دراز کشیدم که دیدم ملیحه باز اومد کیرو گرفت گذاشت تو دهنش.گفتم بسه دیگه. بازم ادامه داد.بالاخره رفتن منم بعد نیم ساعت استراحت رفتم خونه و پشت دستمو داغ کردم که دیگه باکسی حتی زنم سکس نکنم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2715</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شک کس خوشگل در برابر کیر کلفت تسلیم میشه و زانو میزنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%da%a9-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%da%a9-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Aug 2019 08:40:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنی]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیم]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[ماشالله]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهاز]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[نوشته:]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و شوخ طبعیه که ورزشکاره فیلم سکسی و خیلی هم بدن خوبی داره. قدش حدود 175 میشه و پاهای توپول داره و پستون و کونش هم که سکسی ماشالله واسه خودش بیداد میکنه. داستان از شاه کس اونجا شروع میشه که ترم پیش آخرای ترم بود که با زهرا کلاس داشتم که کونی از کلاس [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و شوخ طبعیه که ورزشکاره فیلم سکسی و خیلی هم بدن خوبی داره.</h2>
<p>قدش حدود 175 میشه و پاهای توپول داره و پستون و کونش هم که سکسی ماشالله واسه خودش بیداد میکنه. داستان</p>
<h3>از شاه کس اونجا شروع میشه که ترم پیش آخرای ترم بود</h3>
<p>که با زهرا کلاس داشتم که کونی از کلاس در اومدنی به من گفت اقای&#8230; یه لحظه. منم موندم و جوابشو</p>
<h4>دادم. جنده بالاخره جزوه منو گرفت و رفت. بعد 1 هفته</h4>
<p>ازش خبری نشد. از داف های پستون دانشگاه شمارشو پیدا کردم و بهش اس ام اس دادم که من اسی هستم</p>
<h5>و جزوه کوس رو میخوام.دیدم فردا با روی خندان و خوشگل</h5>
<p>اومد به طرف من و جزوه داد و رفت. بعد 3 4 روز دیدم اس ام اس اومد. دیدم زهراست که نوشته: سکس داستان سلام میتونم ببینمت؟</p>
<h6>اگه دانشگاه هستی بیا کلاس 105. منم رفتم ایران سکس و در</h6>
<p>رو زدم و رفتم تو. دیدم سرشو گذاشته رو میز و داره آهنگ گوش میده. رفتم جلوش گغفت بیا بشین کارت دارم. رفتم نشستم کنارش و سرشو اورد بالا و بهم نگا کرد. منم داشتم نگاش میکردم که دستشو دراز کرد و دستمو گرفت. منم همینجوری داشتم نگاش میکردم. دیدم پاشد و جلوی در یه صندلی گذاشت و اومد طرف من. دستی میز رو داد بالا و نشست رو پام. انصافی کونش خیلی نرم بود. گرم بود. دیگه داشتم کم کم سیخ میکردم. دستمو دور کمرش انداختم و به خودم نزدیک کردم. پیشونی شو چسبوندم به پیشونیم و لبمو گذاشتم رو لبش و لبشو میخوردم که دیدم خوشو بهم نزدیک کرد. منم 2 تا دکمه از مانتوشو باز کردم و دستمو کردم تو سوتیئن اش. وای خدا خیلی نرم بود. یکم بازی شون دادم. اونم دستشو گذاشته بود لای پاچم و داشت به کیرم میمالید. منم نامردی نکردمو کیرمو جا به جا کردم تا خوب بتونه بازیش بده. منم دستمو گذاشتم لای پاچش. شلوارش پارچه ای مانند بود و یکمی هم تنگ بود. کوسش کمی معلوم بود. دستمو از رو شلوار رو کوسش بالا پائین میدادم که دیدم منو سفت گرفت و لرزید. دیدم آره ابش اومد. نفس نفس میزد. دوباره لبامو گذاشت رو لباش. این دفعه داشت گاز میگرفت. منم خوشم اومده بود. گفتم دستتو میکنی تو؟ اولش ناز میکرد ولی بعدش کمربندمو باز کردمو و زیپمو دادم پایین و شلوارمو یکمی دادم پائین. دستشو کرد تو. گفت خیلی داغه. منم گفتم تو داغش کردی. دستشو میکشید به کیرم که دیدم دارم اذیت میشم. گفتم دستت تفی کن. اونم یکمی تف زد دستشو میکشید به کیرم. دیگه داشت آبم میومد که بهش گفتم یگکم سرعتت رو زیاد کن. یکم که جق زد آبم اومد یکمی ریخت رو دستش و بقیش رخت و شورتم. دیدم دوستم اس ام اس داد که کجائی؟ بیا کلاس شروع شد. منم زهرا رو بوسش کردمو از رو پام پاشد. لباس هامونو درست کردیم و بهش گفتم خیلی باحالی. داشتم میرفتم سر کلاسم که چسبوندمش به دیوار و لبشو بوسیدم و رفتم سر کلاس&#8230; از اون به بعد هر وقت منو میبینه لخند مزنه و رد میشه&#8230;از این اتفاق 1 ترمه میگذره و دیگه باهاش در ارتباط نبودم و فقط سلام علیک بهم میکنیم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%da%a9-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175580</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چقدر خوشگل کرده تو کس این جنده خانوم ناز</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jul 2019 09:22:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیری]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[حمومرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشم ]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتامون]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[کفشامو]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندمو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:”من]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لواسون]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[من]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میبندم]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنینمو]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نیفتاده]]></category>
		<category><![CDATA[واسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وافتادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[ودستمو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که من داشتم به خونه فیلم سکسی یکی ازنزدیکانم میرفتم در قیطریه,من زیاد به اون جا میرفتم اما اتفاق خاصی تا حالا نیفتاده بود اما اون روز سکسی شنیدم برای دختر عموی کس من خواستگار شاه کس اومده بله من به خونه عموم میرفتم خلاصه برای اولین بار به فاصله یک قدمی کونی دختر عموم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که من داشتم به خونه فیلم سکسی یکی ازنزدیکانم میرفتم در قیطریه,من زیاد</h2>
<p>به اون جا میرفتم اما اتفاق خاصی تا حالا نیفتاده بود اما اون روز سکسی شنیدم برای دختر عموی کس من</p>
<h3>خواستگار شاه کس اومده بله من به خونه عموم میرفتم خلاصه برای</h3>
<p>اولین بار به فاصله یک قدمی کونی دختر عموم رفتم که باهاش حرف بزنم نزارم بره خونه شوهر اما فایده نداشت</p>
<h4>اون جنده تصمیم خودش رو گرفته بود راستی دختر عموم مهتاب</h4>
<p>2 ماه از من کوچیک تر پستون بود اما من مونده بودم حیرون که اینا با این فرهنگ بالا چه وقت</p>
<h5>شوهر بود,بدا&#8221; کوس فهمیدم خانم خیلی زده بالا دیگه نمیتونه تحمل</h5>
<p>کنه تصمیم گرفتم یه حال مشتی بهش بدم اما چه طوریش رو نمیدونستم 1 هفته از اون موضوع گذشت و من در سکس داستان طول این 1</p>
<h6>هفته خودم رو ارضاء نکردم تا جم شه ایران سکس یک دفه</h6>
<p>تقدیم کنم به کس و کونه مهتاب جون راستش من تا اون موقع هیچ دختری رو نکرده بودم ولی از این حرفا خیلی سرم میشد.اگه بگم الان سیخ نکردم دروغ گفتم.من به گوشی مهتاب زنگ زدم بعد احوال پرسی پرسیدم خونه اید گفت فقط من خونه ام مامانم اینا بیرونن میخوای بیا یه سرمنم خدا حافظی کردم با سر به خونه عموم رفتم البته با اسپره ی بی حس کننده و کاندم مدت دار رسیدم دم خونه و زنگ درو زدم کمی طول کشید تا در باز شد و من به داخل رفتم وقتی از پله بالا میرفتم به این فکر بودم چه طور به مهتاب بگم و بهش نزدیک شم وقتی از در رفتم تو حس کردم کسی در خانه نیست و این رو هم نمیدونستم اونی که تو خونست کیه تا چشمم افتاد به مهتاب زبونم گیر کرد نتونستم سلام کنم چقدر زیبا و کس شده بود با زور سلام کردم اونم همین طور که داشت جواب میداد می اومد جلو تا رسید درست رو در روی من. میتونم با جرات بگم بین صورتامون پنج سانت فاصله بود چند لحظه به هم نگاه کردیم و بعد به من با یک لحن سکسی گفت شروع کن دیگههههه. منم نامردی نکردم صورتمو بردم جلو شروع کردم لباشو خوردن اونم دستشو برد طرف کیرم شروع کرد باز کردن کمربندمو زیپ شلوارمو کشید پایین من دستشو گرقتم گفتم:اینجا؟اونم گفت ببخشید عزیزم یه لحظه نفهمیدم دارم چی کار میکنم ودستمو گرفت منو برد تو اتاقش و خوابید رو تخت وداشت سینه هاشو میمالوند تو همین حین من بهش گفتم مامانت اینا کجان نرسن یه دفه گقت نترس شروع کن من رفتم روش رو تخت بعد آروم آروم شلوارکشو در آوردم دیدم شرت پاش نیست بهش با خنده نگاه کردم گقت خواستم راحت باشی پام نکردم خندیدمو بلند شدم شلوارمو کامل در آوردم تا اومد کیرمو بگیره دستشو گرفتم و دوباره خوابوندمش تاپش رو هم در آوردم واز زیر گردنش شروع کردم بوسیدن و زبون زدن تا رسیدم به معدن انرژی همون کسسسسسس یه طرحی با پشماش بالای کسش در آورده بود کسش یه کم تپلو صورتی در کل رو فرم بود. اول یه لیس سر تا سری زدم بعد زبونمو لوله کدرم کردم تو کسشو تکون میدارد و این کارو سریع تر میکردم و انگشت دستمم وارد عمل کردم دیگه اه و نالش اتاق رو برداشته بود.حدود ده دقیقه ای این کارو میکدرم سینه هاشم میمالیدم یه دفه دیدم کسش داره خیس تر میشه من سرمو کشیدم اون طرف دیدم یه جیغ بلند زدو بدنشم میلدزید.دست منم گرفته بود محکم فشار میداد من سریع بولوزمو در آوردم خوابیدم روش لباشو میخوردم اونم هنوز تو همون حالت بودو چشماش قیلی ویلی میرفت کم کم با خوردن من اونم داشت دیوونه میشد سعی میکرد کیر نازنینمو بگیره بخوره من این اجازه رو بهش دادم و خوابیدم رو تخت و دستامو باز کردم اون حمله کرد به کیرم بعد یه دفه یادم اومد اسپری تاخیری تو جیب شلوارمه سریع بلندش کردم از جیبم در آوردم سر تا سر کیرم زدم چند لحظه تحمل کرد تا کم کم اسپری عمل کرد.مهتاب شروع کرد با وله خوردن انگار خیلی از این کار خوشش میومد انقد خورد تا کیرم شد قد تیر برق بعد کیزم رو تو دستش گرفت خوابید رو تخت پاهاشو برد بالا گفت یه جوری بکن که صدام خونرو برداره من یه نیش خند زدمو دو زانو زدم کیرم گذاشتم در سوراخ کونش و داشتم آروم بازی بازی میکردم که بکنم تو گفت میشه بزاری تو کسم من جا خوردم گفتم مگه پرده نداری؟گفت میخوام برام بزنیش منم خیلی دلم ملخواست ولی بعد برای خودش درد سر میشد بش گفتم تو مطمعنی گفت آره عزیزم بکن دیگه من کیرم گذاشتم دم سوراخ کسش بازی بازی کردم آروم حل دادم تو انگار کیرم به یه دیوار گوشتی خورد و یه اه ملایم از مهتاب شنیدم گفتم حاضری گفت یس بکن بکن بید با ترس و لرز کیرمو دور خیز کردم یه دفه فشار یه کم محکم دادم تو دوبار کیرم خورد به دیوار گوشتی ولی این بار یه کم تو تر مهتاب ام یه ذره دردش اومد ولی حال کرد دوباره این کارو محکم انجام دادم کیرم تا ته رفت تو مهتاب جیق بلندی کشید من ترسیدم کیرمو در آوردم بهش گفتم زنده ای خنده ای کرد و گفت اره بکن بزار دردم کم شه اومدم بکنم دیدم کیرم یه کم خونیه کس مهتاب ام پر خون بود با دست پاک کدرم کیرمو گذاشتم توش شروع کردم به کردن یه 15 دقیقه ای همون شکلی کردم اون قد تند میکردم که باورم نمیشه بد مهتاب گقت داره میاد بکش بیرووووون کیرمو در آوردم دیدم کسش فوران کرد و از دفه قبل شدید تر داشت میلرزید یه2دقیقه ای همون طوری بودو من محکم بغلش کرده بودم بهتر که شد خوابیدم رو تخت مهتاب اومد نشست رو کیرم و بالا پایین میشد خیلی حال میکردم مهتاب ام انگار تو فضا بود بعد این کار مهتاب رو بلند کردم برگردوندمش دستو زانو هاشو گذاشت رو تخت منم دو زانو اومدم پشتش کیرمو گذاشتم دم سوراخ باسن قشنگش میخواستم بکنم تو گفت آخ جوووون بزار تو کونم میخوام پاره بشما منم فرو کردم تو اه کشید و درد تحمل کرد منم شروع کردم به گاییدن وافتادم روش سینه هاشو از زیر گرفتم میمالیدم پشت گردنشم بوس میکردم و میمکیدم کم کم داشتم فوران میکردم کیرمو در آودم مهتاب رو به پشت خوابوندم نشستم رو سینش کیرمو گذاشتم لای سینه هاش البته خیلی سینه های بزرگی نبود ولی حال میداد یه کم این کارو کرد داشت آبم میومد بهش گفتم داره میااااااااد اونم دهنشو آورد جلوی کیرم منم خودمو ول کردم هر چی تو کمرم بود خالی کردم تو دهنش خیلی حال کردم.با بدن شل بی حالم افتادم رو تخت کنار مهتاب بهش گفتم مرسی خیلی عالی بود اونم همه آبمو قورت داد گفت کیر تو درد نکنه که کس و کون مارو پاره کرد وقتی کسم رو اون طوری میخوردی میخواستم پرواز کنم گفتم قابلی نداشت عزیز من.مهتاب داشت میرفت حمام دستم رو گرفت منم ببره گفتم نه من نمیام موهام خیس باشه برم خونه تابلوه حالتشم تغییر میکنه گفت حد اقل بیا کمکم کن خودمو بشورم الان مامانم اینا میرسن منم قبول کردم باهاش رفتم سمت حمومرفتیم تو مهتاب رفت زیر دوش من وایسادم اون ور تا خیس نشم کل بدنشو با آب داشت میشست من دوباره پسرم داشت بیدار میشد مهتاب فهمید نگام کرد گفت ای شیطون دوباره:گفتم دلم میخواد ولی دارم از خستگی میمیرم ولش کن مهتاب بی خیال نشد شیرو بست اومد جلوی من زانو زد کیرم گرفت تو دستش من گفتم نهههههه خواهش مهتاب دارم میمیرم مهتاب گفت فقط می خوام بخورم اجازه هست؟به مهتاب نگاه کردم التماسو تو چشماش دیدم لبخند زدم گفتم مگه راه دیگه ای هم جز قبول کردن دارم مهتاب خندید و چشماشو بست کیرمو کرد تا نزدیکای تخمم دهنش منم دیگه نفهمیدم چی داره میشه فقط حال میکردم تا بالاخره آبم اومد از دهنش کشیدم بیرون آبم رو ریختم رو صورتو بدنش اونم دوباره کیرمو کرد دهنش تا قطره آخرشو کشید بیرون گفت حال کردی عزیزم گفتم عالی بود حالا اجازه مرخصی میدید گفت نه باید تو ام کسمو بوخوری منم که از خدام بود ولی دیگه حال نداشتم داشتم به مهتاب نگاه میکردم یه دفه خندید و گفت انگار بدت نمیاد ولی من شوخی کردم همون یه بار واسه هفت پشتم بسه منم خندیدم و کیرمو شستم به مهتاب گفتم من میرم لباس بپوشم تو ام زود بیا بیرونا باشه؟سداش اومد گفت باشههههه قر قرو لباسامو پوشیدم رفتم نشستم رو مبل چشمامو بستم انگار بی هوش شدم یه دفه حس کردم یه دست سرد رو صورتمه چشمامو باز کردم مهتاب لخت جلوم بود گفتم بورو لباساتو بپوش میمیریا گفت باید تو تنم کنی دستشو گرفتم بردم تو اتاق لباساش رو زمین بود داشتم تنش میکردم گفت میری از کشوم یه شرت بیاری گفتم باشه الان میارم آوردم داشتم پاش میکردم تا بالا که کشیدم یه لیس و یه بوس کردم کسشو بعد شلوارشم پاش کردم واسادم رو به روش اومد جلو یه لب غلیزم ازش گرفتمو با هم از اتاق رفتیم بیرون نشستیم رو مبل من گفتم نگران نیستی پردت زدم گفت نه برای چی تو قراره بیای منو بگیری آخرش مال همیم جا خوردم از خدام بود گفتم پس قضیه شوهر کردنت چی گفت به همه میگم الکی میگفتم میخواستم شوخی کنم بد رفت از تو یخچال 2 تا رد بول آورد خوردیم من گفتم پس من میرم کاری نداری گفت امشب اینجا باش خندیدم گفتم بورو بابا دیوونه داشتم کفشامو میپوشیدم گفتم حالا جدی عمو اینا کجان گفت رفتن لواسون 2 روز دیگه میان منم یه نگاهی به مهتاب انداختمو خوش حال بهش گفتم میرم خونه به بابام اینا یه خالی میبندم میگم میرم خونه رفیقم مامانش اینا مسافرتن میام پیشت باشه؟گفت باشه پس منتظرم خدافظی کردم رفتم خونه یه سری کس شر به خونه تحویل دادم اونا ام موافقت کردن من برگشتم پیشه مهتاب دیدم دوستشم اونجاست سلام کردیم به هم دیگه من نشستم مهتاب گفت چون پسر خوبی بودی برگشتی این 2 شبو میخوایم 2 تای بهت حال بدیم منم تو کوووونم عروسی بود قبول کردم (چه حالی داد اون 2 شب )</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175221</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس جنده حشری میشه و کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 05 Jul 2019 09:20:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[بخصوصی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرزاده]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگیش]]></category>
		<category><![CDATA[بزارین]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[زایمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنامونو]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمم]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میموند]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خودمو شرح بدم قدم بلنده فیلم سکسی چارشونم و ورزشکار کیره بلندو کلفتی دارم که یه خورده کجهمن نزدیکه 4 سالیه که ازدواج کردم از زندگیمم خیلی سکسی راضیم خانومه من یه برادرزاده داره که شاه کس خداوکیلی شهوت از سروصورتش می باره البته اونم شوهرکرده و بچه داره خلاصه از دوران کونی نامزدیم ما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خودمو شرح بدم قدم بلنده فیلم سکسی چارشونم و ورزشکار کیره بلندو کلفتی</h2>
<p>دارم که یه خورده کجهمن نزدیکه 4 سالیه که ازدواج کردم از زندگیمم خیلی سکسی راضیم خانومه من یه برادرزاده داره</p>
<h3>که شاه کس خداوکیلی شهوت از سروصورتش می باره البته اونم شوهرکرده</h3>
<p>و بچه داره خلاصه از دوران کونی نامزدیم ما تو نخ هم بودیم همش دنبال یه فرصت که بتونم کیرمو بمالم</p>
<h4>بهش جنده یا نشونش بدم آخه من هر وقت مارالو میدیدم</h4>
<p>کیرم ناخوداگاه مثل تیراهن14 میشد شوهر پستون ایشون راننده تشریف دارن و بیشتر اوقات نیستن و مارال تو خونه اینو اون</p>
<h5>شبا میموند کوس تا شوهرش برگردهیه روز همسر من رفت خونه</h5>
<p>پدریم و من تنها شدم دست بر قضا شوهر طرفم رفته بود بار بزنه منم گهگداری زنگ بهش میزدم تا آمار شوهرشو سکس داستان بگیرم سرتونو درد</p>
<h6>نیارم اونروز فهمیدم خونه تنهاست منم که تنهارفتم ایران سکس خونش دیدم</h6>
<p>یه لباس توری سفید پوشیده نه شرتی در کار بود نه سوتین نوک سینه صورتی رنگش از رو لباسش برجستگیش معلوم بود یه کونه سفیدو گندم انداخته بود پشتش همون لحظه که منو دید پرید روم شروع کرد به لبو لب بازی انگار شوهرش زیاد بهش حال نمیداده آخه شوهرش چاقو بدترکیبه منم معطل نکردمو شروع کردم به خوردن لبش یواش یواش اومد پایینو از رو شلوارم کیره کلفتو گندمو گرفت تو پنجش هی میمالید داشتم از شغ درد می مردم آروم زیبمو باز کرد تا کیرمو در بیاره مگه در میومد از بس شق کرده بودم بیش از حد گنده شده بود دید از زیپ نمیاد بیرون کمربندمو باز کردو شلوارمو کشید پایین شورتم داشت جر میخورد از رو شورتم یه نیش گاز کوچولو به کیرم زدو شورتمم کشید پایین از تعجب مات مونده بود به گفته خودش کیرم 3 برابر کیرشوهرش بوده بعد شروع کرد به ساک زدن نمیدونم چه علاقه ای داشت به این که کیرمو تا ته بخوره هی میخورد تا تهش تا مرز بالا اوردن پیش میرفت بعد درش میوورد یه نیم ساعتی با کیرم ور رفت نم نوبت رسید به من لباس طوریشو در اووردم آروم خابوندمش شروع کردم به خوردنش از بالا تا پایین رسیدم به کس تپلش لبای صورتی کسش آب آدمو در میوورد زبونم زدم به لبه کسش یه آهی کشید نگو و نپرس یه عطر بخصوصی داشت دوست داشتم کسشو بجوم از بس شیرین بود خیس خیس شده بود شروع کردم به خوردن چوچولش پشتمو اینقد چنگ زد که یه سوزش پشته کمرم احساس کردم زبونم انداختم تو کسش با دستش سرم هل داد سمت خودش نزدیک بود خفه شم خلاصه حسابی هردومون اومدیم رو فرم کیرمو دوباره تو دهنش کردو بهم اشاره کرد به پشت بخابم منم خابیدم روم نشست با دستش کیرم گزاشت رو سوراخه کسش مگه میرفت تو کسش تا بحال کیره کلفت ندیده بود چشماشو بسته بود بازی بازی میکرد تا کیرم راهشو باز کنه آخر کسش یه خورده باز شدو سر کیرم که خیلی گندس رفت توش چنتا تلمبه که زدم کامل باز شدو خودش شروع کرد به بشین پاشو یواش بلند میشدو با شدت خودشو مینداخت پایین منم اسپری که زده بودم داشت اثرش میرفت به پشت خابوندمش تا از کون بکنمش اما اولش قبول نکرد ما ترکمنا از پشت زنامونو نمیکنیم چون عقدمون باطل میشه اما بعد راضی شد یه کونه تمیزی داشت که نگو معلوم بود تا حالا کونش کیر نخورده خواستم کله کیرمو بزارم توش اما هرچی زور زدم فشار دادم نرفت تودم دستم یه کرم مرطوب کننده بود یه کف دست ازش کشیدم مالیدم به کیره خودم یه خوردشم مالیدم به کونه مارال جون دوباره سر کیرمو گزاشتم رو سوراخه تنگه کونش با زحمت رفت توش با کلی بازی بزور همشو جا دادم یه آهو ناله ای میکرد زیرم که انگار داره زایمان میکنه جاتون خالی یه 10 دقیقه ای تلمبه زدم بعدش دیگه طاقت نیاوردمو آبم مثل آبی که از شلنگ آتش نشانی میاد بیرون اومد منم ریختم رو صورت مارالو اونم کرد تو دهنش هردومون بیحال افتادیم رو فرش بعد چند دقیقه یه دوش گرفتیمو باهم خدافظی کردیم از اون روز به بعد هر وقت تنها میشیم میریم سراغه همدیگه و دلی از عزا در میاریم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2856</post-id>	</item>
		<item>
		<title>درس بزرگ زندگی از جنده خانوم خوشگل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jun 2019 10:27:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[احساساتی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ادامشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانش]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[برآورده]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[جاهاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چشامونو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حالتمو]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاریم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیالمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دلیلشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستتون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[روحیات]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[صاحبخونه]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[صداهایی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لباستو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ناچارا]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناشناس]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیازای]]></category>
		<category><![CDATA[نیازهای]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[وبعدشم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هم شرایطم بهم اجازه نمیداد فیلم سکسی که ازدواج کنم ، دوست داشتم یکی تو زندگیم باشه که بتونیم نیازهای همدیگرو برآورده کنیم کسی باشه که مثل سکسی همه دخترا تا دو کلمه باهاش صحبت شاه کس کردی نگه بیا خواستگاریم ،البته بنا به شغلم (شرکت حسابداری)دخترای زیادی دور و برم هستن کونی ولی نمیشد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هم شرایطم بهم اجازه نمیداد فیلم سکسی که ازدواج کنم ، دوست داشتم</h2>
<p>یکی تو زندگیم باشه که بتونیم نیازهای همدیگرو برآورده کنیم کسی باشه که مثل سکسی همه دخترا تا دو کلمه باهاش</p>
<h3>صحبت شاه کس کردی نگه بیا خواستگاریم ،البته بنا به شغلم (شرکت</h3>
<p>حسابداری)دخترای زیادی دور و برم هستن کونی ولی نمیشد ریسک کرد بالاخره من استادشون بودم و اگه به یکی پیشنهاد میدادم</p>
<h4>ممکن جنده بود قبول نکنه و ناراحت بشه و آبروم هم</h4>
<p>بره ،جدیدا همه حواسم به این پستون بود که کارآموزامو زیر نظر داشته باشم که ببینم میشه به کدومشون پیشنهاد داد،</p>
<h5>یه کار کوس آموز داشتم که خیلی فکرمو به خودش مشغول</h5>
<p>کرده بود خیلی تو فکرش بودم و یه احساسایی هم بهش پیدا کرده بودم یه زن مطلقه29 ساله که یه دختر 5 سکس داستان ساله هم داشت</p>
<h6>زن خوشرویی بود خیلی هم تو کارش تیز ایران سکس بود،یه روز</h6>
<p>که تو شرکت بودم زنگ زد گفت یه کار گرفته و ازم خواست که کمکش کنم گفتم هر وقت خواست بیاد که مشکلشو حل کنم اونم گفت که سرش شلوغه و فقط جمعه میتونه بیاد منم بدم نمیومد جمعه که کسی تو شرکت نیست بیاد شاید بتونم باهاش صحبت کنم قبول کردم و قرار شد که جمعه بیاد،جمعه از استرس زیاد صبح زود از خواب بیدار شدم و رفتم دوش گرفتم و اصلاح کردم صبحونه خوردم و بهترین لباسام رو انتخاب کردم و چند ساعت قبل از ساعت مقرر رفتم شرکت خیلی خوش قول بود راس ساعت اومد مثل همیشه بود خوش رو و باوقار دل تو دلم نبود خیلی هول شده بودم اشکالاشو میپرسید و منم بی حوصله جواباشو میدادم سوالاش خیلی پیش پا افتاده بود اصلا ازش انتظاراشکالای این مدلی نداشتم یه خرده که کارمون رو انجام دادم گفتم یه استراحتی کنیم و بعدش ادامشو انجام بدیم قبول کرد و مشغول صحبت کردن شدیم کم کم وارد زندگی شخصی همدیگه میشدیم من از علت طلاق و تنهایی و بچش میپرسیدم اونم ازم پرسید که کسی تو زندگیم هست یا نه منم گفتم نه دلیلشو پرسید خیلی راحت گفتم چون یه دوستی میخوام که وقتی احساساتی شدم بتونم طرفمو تو بغل بگیرم وقتی به همدیگه نیاز داشتیم نیازای همدیگرو برطرف کنیم یه خرده خجالت کشید و سرش رو انداخت پایین و گفت جالبه تا حالا به کسی این احساستونو گفتین؟منم گفتم آره به یکی دو تا از کسایی که میشناختم و مطمئن بودم باهام دوست میشن گفتم ولی وقتی شنیدن خبری از ازدواج نیست جواب رد دادن بازم گفت جالبه و تو فکر فرو رفت ،بعد رفتیم سراغ کارمون و بعد یه ساعت تموم شد و رفت ،شب اس داد و بهم گفت یکی رو برام سراغ داره که اونم دقیقا معیارای منو واسه دوستی داره و نظر منو خواست منم داشتم بال درمیاوردم از طرفی هم ناراحت بودم من نسبت به خودش احساس داشتم و دوست داشتم با اون باشم ولی دوستشم بهترازهیچی بود ،ازش خواستم یه بیوگرافی از دوستش بده که قبول نکرد و گفت شمارتو میدم که خودش بهت اس بده منم تشکر کردم و منتظر sms دوستش شدم که بعد ده دقیقه صدای گوشیم که بهش چشم دوخته بودم بلند شد شماره ناشناس بود و متنش این بود سلام من ستایش هستم دوست خانم رفیعی منم جوابشو دادم و احوالپرسی و ازش خواستم بهش زنگ بزنم که صداشو بشنوم که قبول نکردو گفت فعلا زوده چند روز با هم sms رد و بدل کردیم دیگه کاملا به روحیات همدیگه آگاه شده بودیم یه روز ازم دعوت کرد که تو یه کافی شاپ همدیگرو ببینیم منم از خداخواسته قبول کردم و راس ساعت رفتم تو کافی شاپ همونجایی که قرار بود بشینم نشستم که بیاد بعد 5 دقیقه دیدم که خانم رفیعی داره میاد تو کافی شاپ اومد رو میز من روبروم نشست و بعد چند دقیقه حرف زدن گفتم دوستتون نمیاد گفت نمی دونم بهش زنگ بزن ببین کجاس گفتم جوابمو نمیدی تا حالا باهاش تلفنی صحبت نکردم گفت خوب اس بده اس دادم که خانوم گلم کجایی ؟ تا سند رو زدم صدای گوشیه خانم رفیعی دراومد گوشیشو برداشت ویه نگاه کرد و گوشی رو گذاشت رو میز بعدش صدای گوشی من دراومد اس رو که خوندم دیدم نوشته روبروت نشستم قرمز شدم دستو پاموگم کردم اصلا انتظار همچین چیزی رو نداشتم اونم یه خرده خجالت کشیده بود گفت راستش من از شما خوشم اومده بود و به همچین رابطه ای هم نیاز داشتم از طرفی هم نمی خواستم با کسی باشم که ازم سوء استفاده کنه ،جا خورده بودم ولی خیلی خوشحال بودم بالاخره مینا یا همون خانم رفیعی رو دوس داشتم و ناچارا میخواستم با دوستش باشم،دوستیمون شروع شد روزای خوبی داشتیم آزادی زیادی داشت بابت دخترش هم خیالمون راحت بود اکثرا با مادربزرگش بود و هفته ای یه شب با باباش بود ،خیلی باهم بیرون میرفتیم پارک کوه هر جا که میشد البته ساعتای خلوت روز بعضی وقتا هم که کسی نبود میبوسیدمش واقعا دوسش داشتم و با تموم وجودم میبوسیدمش اونم همچین حسی داشت و من اینو میفهمیدم دیگه نیازامون قوی تر شده بود و میخواستیم با هم به اوج برسیم یه روز که داشتیم با هم تلفنی صحبت میکردیم بهش گفتم و اونم حرفمو تایید کرد و گفت همچین حسی داره و منتظر بوده که من پا پیش بذارم برای دو روز دیگه دعوتم کرد به خونش روزی که دخترش با باباش بود،دو روز برام دو سال گذشت تا اینکه روز موعد رسید یه دوش درست و حسابی و کلی هم به خودم رسیدم بعدش رفتم خونش واسه شام دعوت بودم یه دسته گل خوشگل براش گرفتم و رفتم خونش در رو برام باز گذاشته بود که دم در معطل نشم که کسی منو ببینه رفتم تو دیدم در واحدش بازه و داره منو دید میزنه خونشون دو واحد بیشتر نبود طبقه پایین مینا و دخترش طبقه بالا هم صاحبخونه بود رفتم تو دم در گل رو دادم بهش و بوسیدمش خیلی خوشگل شده بود یه خرده بیشتر از همیشه به خودش رسیده بود بهش گفتم چه ناز شدی خانومم تشکر کرد و دعوتم کرد که بشینم رفت برام چایی با شکلات آورد نشست کنارم و شروع کردیم به خوردن و حرف زدن بعد اینکه چایمو خوردم دستمو انداخته بودم رو شونش و با موهاش بازی میکردم یهو گفت آخ سرم ترسیدم گفتم چی شد یهو؟؟؟گفت بعضی وقتا سردرد شدید میگیره رفت یه قرص خورد و اومد نشست کنارم و سرشو گرفت تو دستاش خیلی نگرانش بودم نمی دونستم باید چکار کنم دستمو گذاشتم رو سرش و موهاشو نوازش کردم گفتم مینا جونم حالت خوبه میخوای سرتو ماساژ بدم خیلی خوبه شاید سرت خوب بشه گفت باشه امتحانش ضرر نداره رو زمین نشستم و سرش روگذاشت رو پاهام من 4 زانو بودم و سرش بین پاهام بود حالت Tشروع کردم به ماساژ دادن سرش بعد ده دقیقه گفت خیلی بهتر شدم و تقریبا دردش خوابید خوشحال شدم که بهترشده خم شدم و یه بوساز پیشونیش کردم بعد یه بوس از چشمش کردم بعد از لبش بعد بازم لبش و اونم جوابمو داد بعدش لبامون بهم قفل شد قبلا هم پیش اومده بود ازش لب بگیرم ولی الان یه چیز دیگه بود یه احساس بهتری داشت خیلی خوب بود دلم میخواست زمان وایسه و من همیشه تو اون حالت بمونم با این مدل لب گرفتن اذیت میشدم آخه خم شده بودم و کمرم درد میگرفت مینا هم اینو فهمید و گفت عزیزم بیا بریم تواتاق خواب بلند شدیم یه لب سر پا گرفتیم و رفتیم تو اتاق مینا رو محکم گرفتم تو بغلم و به خودم فشارش دادم دوست داشتم اینقد فشارش بدم که بره تو وجودم لبای همدیگرو میخوردیم و چشامونو بسته بودیم کم کم رفتیم طرف تخت و آروم هلش دادم رو تخت و همه جای صورتشو بوسیدم یه بلوز آبی پوشیده بود با دامن بلند تنگ بلوزش رو درآوردمو خوابیدم روش لبم رو لباش بود و با دستم هم موهاشو نوازش میکردم از لبش اومدم پایین زیر گردنشو بو کشیدم و بوسیدم تنها صدایی که تو فضای اتاق بود صدای نفس کشیدنمون بود از گردنش رفتم پایین سراغ سینه هاش از روی سوتین یه خرده مالیدمش بعد دستمو بردم پشتش و گیرشو باز کردم سینه هاشو گرفتم تو دستم سینه هاش خیلی درشت نبود به بدنش میومد ولی یه خرده آویزون بود که اونم طبیعی بود بالاخره یه بچه شیر داده بود یه سینش رو گذاشتم تو دهنم و میک زدم یه آه کشید که کیرم که نیمه جون بود کاملا به هوش اومد و قد کشید اون یکی هم تو دستم بود و با انگشت شصت و اشارم نوکشو میمالیدم بعد جاهاشونو عوض کردم بین سینه خوردنم هم میرفتم یه لب میگرفتم دوباره میومد سراغ سینش بعد چند دقیقه که سینشو خوردم با دستی که سینشو میمالیدم رفتم سراغ کسش دامن تنش بود از رو دامن کسشو مالیدم دیدم اینطور نمیشه چون دامنش خیلی تنگ بود بلند شدم نشستم گفتم میخوام دامنتو دربیارم چرخید گفت زیپش پشتمه بازش کن وای چه کونی داشت چه خوش تراش بود زیپشو باز کردمو چرخید رو به پشت و با کمک خودش دامنشو درآوردم خواستم بخوابم روش گفت نه اینطور نمیشه تو هنوز لباس تنته بیا لباستو دربیارم تیشرتم رو در آورد کمربندمو باز کردم زیپ و دکممو باز کرد و سرپا پایین تخت وایسادم و شلوارمو درآورد حالا هر دومون فقط با یه شرت جلوی همدیگه وایساده بودیم گفت میخوام برات ساک بزنم گفتم نمی خوای من اول برات بخورمش گفت نه میخوام اول ساک بزنم آبتو بخورم بعد تو بخوری وبعدشم بکنی میتونی دو بارارضا بشی؟ گفتم آره مشکلی نداره ولی میتونی آب کیر منو بخوری بدت نمیاد؟ گفت نه دوس دارم بخورم گفتم هرجور راحتی عزیزم یه دست از رو شرت کشید به کیرمو و شرتم درآورد کیرمو گرفت تو دستش یه بار دستشو کشید از بالا تا پایین روش و بعدش گذاشتش تو دهنش خیلی خوب ساک میزد احساس لذت فوق العاده ای داشتم در عین حالی که کیرمو میخورد خایه هامو میمالید وقتی هم که خایه هامومیک میزد واسم جلق میزد با هرحرکت لبش رو کیرم احساس بهتری بهم دست میداد بعضی وقتا هم کیرمو تا ته میکرد تو دهنش وایییی وقتی سر کیرم میخورد به ته حلقش خیلی حال میداد کم کم ریتم خوردنشو تند کرد و کیرمومحکمتر میک میزد و تا ته تو دهنش میکرد تو اوج لذت بودم که آبم اومدو خالی شد تو دهنش اونم تا قطره آخرشو مکید خیلی بیحال بودم افتادم رو تخت و اصلا حس نداشتم اومد کنارم و پیشونیمو بوسید منم لبمو گذاشتم رو لبش و لب و زبونشو خوردم حالا نوبت من بود که اونو به اوج برسونم خابوندمش رو تخت لب و زبونشوخوردم بعد سینه هاشو خوردم بعدش رفتم سراغ کسش از رو شرت یه زبون به کسش زدم و شرتشو درآوردم و پاهاشو باز کردم معلوم بود خیلی حشری شده کسش خیسه خیس بود با شورتش کسشو پاک کردم و شروع کردم به لیسیدن و مکیدن چوچولشو میکردم تو دهنم و میمکیدمش اونم اول آه آروم میگفت و بعدش صداش اوج گرفت و با آه و ناله های اون من بیشترحشری میشدم و محکمتر میخوردم انگشتمو میکردم تو کسش جوری که کف دستم رو به صورتم باشه و از زیر دستم کسشو زبون میزدم دیگه صداش اوج میگرفت و منم فهمیدم که نزدیک ارضا شدنشه با زبونم کسشو میمکیدم و با دستم بالای چوچولشو میمالیدم دیگه صداش خیلی بلند شده بود و یهو یه آیییییییی بلند گفت و بی حال شد فهمیدم ارضا شده یه خرده دیگه دستو زبونمو تکون دادم تا ارضا شدنش کامل باشه بعد رفتم کنارش دراز کشیدم و بوسیدمش که دستشو گذاشت رو کیرم و گفت حالا نوبت اینه گفتم فعلا واسا حالت جا بیاد گفت نه حالم خوبه بیا رو سینم یه خرده بخورمش که بره سر جاش رفتم رو سینش سرشو آورد بالا و کیرمو کرد تو دهنش بعد یه خرده که خورد گفتم عزیزم بسه دیگه اجازه بده بره سر جاش با یه لبخند حرفمو تایید کرد و من نشستم جلوش پاهاشو دادم بالا و کیرمو گذاشتم دمه کسش گفتم یهو فشار بدم یا آروم آروم دوست داشتم الان که با منه بیشترین و بهترین لذت رو داشته باشه یه فکری کرد و گفت یهو گفتم باشم عزیزم همینطور که کیرمو دم کسش بازی میدادم یهو تا ته کردم توش وایییییییییییییی چه تنگ بود اونم یه آی بلند گفت شروع کردم به عقب جلو کردن تو کسش خیلی حال میداد یه احساس فوق العاده بود من یه بار ارضا شده بودم و دیرتر ارضا میشدم بعد چندتا عقب جلو کردن حالتمو عوض کردم به بغل خوابید منم پشتش بودم پاشو بلند کردم و از پشت کردم تو کسش بعد حالت سگی کردمش که بهترین حالت بود تو این حالت ارضا شدم و آبمو ریختم رو کمرش با سرو صداهایی هم که مینا انجام میداد فهمیدم دوبار ارضا شده ، بعد ارضا شدن تو بغل هم خوابیدیم که احساس کردیم داره بوی سوختگی میاد بله غذاش سوخته بود زنگ زدیم از بیرون غذا آوردن و خوردیم وراجع به سکس عالیمون صحبت کردیم آخر شب هم رفتم خونمون اگه دوست داشتین بگید بقیه سکس هامون رو هم بنویسم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174895</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.242 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 10:10:15 by W3 Total Cache
-->