<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>کنماون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%a9%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%88%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:49:08 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>کنماون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>میلف جنده خانوم کیر خوار</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 06 Dec 2019 09:10:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقشو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگولک]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینممنم]]></category>
		<category><![CDATA[بپیچونم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[پایینبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارت]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دارممن]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رفتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شرمندم]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرخالم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کنماون]]></category>
		<category><![CDATA[کنمفقط]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:حالا]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:من]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیشو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مادرمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورش]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میباشد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میسوختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمکید]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهمن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و که من 14 یا فیلم سکسی 13 سالم بود و دیگری 4 ماه پیش.اول از خودم بگم که فوتبال بازی میکنم و قدم 174 سانته و سکسی 63 کیلو هستم و به قول خواهرم شاه کس قیافه دخترکشی دارم.من یه دختر خاله دارم که اینجا بهش میگم سارا.این سارا خانم ما کونی 15 سالشه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و که من 14 یا فیلم سکسی 13 سالم بود و دیگری 4</h2>
<p>ماه پیش.اول از خودم بگم که فوتبال بازی میکنم و قدم 174 سانته و سکسی 63 کیلو هستم و به قول</p>
<h3>خواهرم شاه کس قیافه دخترکشی دارم.من یه دختر خاله دارم که اینجا</h3>
<p>بهش میگم سارا.این سارا خانم ما کونی 15 سالشه اما بدن داره در حد زن 25 ساله.این سارا خانم از کودکی</p>
<h4>با جنده من بزرگ شده ولی من سعی میکردم بهش نزدیک</h4>
<p>نشم.من یه دوست دختری دارم به پستون اسم مهسا که از 17 سالگی باهاشم و میخوایم با هم ازدواج کنیم.و من</p>
<h5>به همین کوس دلیل اصلا به اون نمی خواستم خیانت کنم.اوایل</h5>
<p>تابستون 84 بود که خاله من که خیلی مومنه رفت سفر حج و متاسفانه این سحر خانم اومد خونه ما.من اصلا به سکس داستان اون محل نمیدادم</p>
<h6>ولی اون همش نخ میداد و عشوه میومد.یه ایران سکس روز در</h6>
<p>حال صحبت با مهسای عزیزم بودم که اومد اتاقم و من چون پشتم بهش بود ندیدمش.اون رفت پای لپ تاب من و اونو باز کرد.من دیدمش گفتم چیکار میکنی؟گفت:میخوام عکساتو ببینم.منم گفتم مهمونه زشته اذیتش کنم.بهش گفتم فقط تو پوشه M نرو.تو اون فولدر عکسای خصوصی از منو مهسا توش بود(لازم به ذکره من تا الان با مهسا سکس نداشتم و نخواهم داشت چون عاشقشم و جز خواهر بزرگم کسی جریان مهسا رو نمیدونست).من چون حرفام خصوصی بود رفتم تو اتاق پدرم و بعد 10 دقیقه اومدم اتاقم دیدم سریع از یه پوشه اومد بیرون.من شک کردم اما به روش نیاوردم.بعد که رفت من رفتم recent document رو نگاه کردم دیدم بعله اون اشغال تمام عکسای منو مهسا رو دیده.خیلی عصبی شدم و چیزی نگفتم شب که تو اتاق خواهرم خواب بود اس ام اس دادم بیا اشپزخونه کارت دارم.(خوشبختانه وضع مالی پدر من و شوهر خالم خوبه و ما موبایل داشتیم)اونم اومد سریع زدم تو گوشش گفتم کثافت مگه نگفتم تو او فولدر نرو چرا رفتی؟با هق هق گفت:اخه کنجکاو شدم.گفتم که حیف مهمونی والا میدونستم چیکارت کنم.اون رفت خوابید اما کینه منو به دل گرفت.2 روز بعد خواهرم که 27 سالشه و اون موقع دانشجو بود با عصبانیت اومد اتاقم و گفت:سعید واقعا حیوونی!اشغال هوس باز! چرا با سارا این کارو کردی؟ من با تعجب گفتم:تقصیر خودشه اون عکسای منو مهسا رو بی اجازه دید.خواهرم گفت:اونوقت تو کثافت باید ازش باج بگیری؟باید عفت یه دخترو لکه دار کنی؟باید بهش تجاوز کنی عوضی؟من که داشتم شاخ در میاوردم گفتم:چی؟ من؟ من ازش چندشم میشه بیام اونکارا رو باهاش بکنم؟ اما خواهرم گفت:اس ام اس تو رو دیدم که گفتی بیا اشپزخونه کارت دارم!!! و من دیگه دفاعی نداشتم فقط سرمو انداختم پایین.بعد این قضیه ابروی من پیش پدرمو مادرمو خالم و شوهرخالم رفت!!!اما بعد چند ماه خواهرم که از سارا سوتی دیده بود حرف منو باور کرد.اما ابروی من و دامنم لکه دار شده بود و شدم مثل ببر زخمی!!!!!تا امسال داشتم تو اتیشه انتقام میسوختم که من تو کنکور 89 با رتبه خوب ریاضی تو رشته مهندسی قبول شدم.این خبر مثل توپ تو فامیل ترکید و کل فامیل شب جمعه شام اومدن منزل ما.تو مهمونی اما من فقط حواسم به سارا بود که زل زده بود به من.و تو یه فرصت یه چشمک تپل به من زد که کم مونده بود ابم بیاد.گذشت تا شب بعد صحبت با مهسا جونم اماده خواب شدم که یه اس ام اس اومد به این مضموم:((سعید جونم من واقعا شرمندم!من دوست نداشتم تو دردسر بیفتی.من چون دوستت داشتم و عاشقتم وقتی عکساتو با اون دختره(مهسارو میگفت) دیدم عصبی شدم و دروغ به همه گفتم که تو میخواستی منو تو اشپزخونه انگولک کنی و منو میمالوندی! شرمندم عزیزم.اما من عشقتم دوستت دارم.بیا و منو ببخش.من عوضش جبران میکنم مهندس .اشتی گلم؟))منم که فرصت گیرم اومده بود برحلاف میلم گفتم اشتی!!!تا شبای اخر تابستون با اون اس ام اس بازی میکردم تا اینکه شب موعود رسید:همه خونه مامانی جمع بودیم چون عروسی دایی کوچیکم بود که پسر داییم ایمان گفت:شنیدی سعید سارا جنده شده؟گفتم:جونه من؟ از کی؟ تو از کجا میدونی؟ گفت:اقا رو! 6 ماهه.من یه بار کردمش اما مثل اینکه open نیست.و من اون شب کارمو عملی کردم!نصف شب اس ام اس دادم:بیا ساعت 2 تو حیاط.اونم جواب داد امشب ماله تو هستم عشقم.تا که ساعت 2 شد اونم اومد.اول گوشیشو گرفتم و اس ام اس خودمو پاک کردم.و گفتم:کجا بریم-بریم اتیق دایی الان خالیه همه هم خوابن-باشه.تو برو تا منم ایمانو بپیچونم بیام.یه ماچ از لبم گرفت و رفت.منم با ایمان قرار گذاشتم که 3 تک زنگ میزنم بیا اتاق دایی.من پاورپین و اروم رفتم اتاق دایی و دیدم با یه سوتین خوشگل صورتی و یه شرت ناز خوابیده رو تخت.منم با حسی مخلوط از شهوت و انتقام رفتم کنارش خوابیدم.و شروع کردیم به لب گرفتن.جوری لبای من میمکید که یقین پیدا کردم جندست.همین جوری که لب میگرفتیم منم لخت شدم اما گوشیمو گذاشتم دمه دست.و شروع کردم به خورئن سینه های ناز و خوش تراشش.که یه لحظه کل بدنش لرزید و منم فهمیدم ارضا شده.کمی که سر حال شد گفت:بساکم؟-یعنی چی؟ بساکی؟یعنی اون خوشگلرو بخورم؟از خدامه.بفرما/ اونم شروع به ساک زدن کرد.جوری ساک میزد که بعد 2 دقیقه گفتم ابم داره میاد گفت بکن تو کونم منم کردم تو.کونش با اینکه تنگ نبود و استفاده شده بود اما انگار کیرمو کردم تو اب گرم!! جوری حال میداد که بعد 10 تا تلنبه زدن ابم ریخت تو کونش.بعد 5 دقیقه گفت:حالا نوبت چیه؟-چیه؟-اه چقدر خنگی.باید تو ماله منو بخوری.-نه من بدم میاد.تا حالا نخوردم.اخم کرد.منم دیدم نقشه خراب میشه با اکراه شروع کردم به خوردن کس سارا اول بدم اومد اما بعد دیدم نه کلی هم حال میده.خوردم لیسیدم خوردم لیسیدم تا دوباره ارضا شد.و گفت سعیدم من یه اعترافی بکنم:-بگو گلم-من پرده ندارم-نداری؟چرا نداری؟ مگه ورزش میکنی؟-نه من قبلا هم سکس کردم.با پسر عموم.-عیبی نداره.من همین جوری هم دوستت دارم.و اون پرید بغلم و شروع به گریه کرد.منم در همین حین یه میس به ایمان زدم.گفتم:گلم فقط پسرعموت یا کس دیگه هم بوده؟-نه به جون تو.فقط اون.اونم فقط 1 بار/-باشه عیبی نداره.اما من وقتی کس تورو میخوردم فهمیدم باکره نیستی اما حالا که راستشو گفتی اشتی.-ممنون عزیز دلم.عاشقتم.تو دلم گفتم اره جون عمت.در همین لحظه ایمان اومد تو و گفت:سارا مطمئنی فقط یک بار سکس کردی؟2بار که فقط با من بود.که یه بار پرده داشتی یه بار نداشتی؟-تو از کجا پیدات شد اشغال!گمشو دروغگو-عهههه پس این فیلم چیه؟ و بعد ایمان فیلم سکسش با سارا تو اتاقشو که با وبکم کامپیوترش گرفته بود نشون<br />
داد.و بعد گفت:اقا سعید!این خانم سارا از پسر عموش حامله میباشد منم چون اصرار کرد با هم رفتیم دکتر فهمیدم.و این خانم خودشو اون حرومزادش بیان خراب شن سر تو.چون اون اقا زیره بار نمیره میگه حودت اومدی دادی.-اره سارا!راست میگه؟ دیدم هیچی نگفت.و بعد 10 دقیقه گفت:من اشتباه کردم.فقط به کسی نگین.منم قول میدم جفتتونو امشب راضی کنم.-من نمیخوام با اشغالی مثل تو سکس کنم.فقط باید به همه بگی دروغ گفتی!-باشه میگم.بعد من از اتاق رفتم بیرون و ایمان موند تا راضی بشه.بقیه ماجرا از قول ایمان:(#اول حوب واسم ساک زد و مجبورش کردم ابمو تا ته قورت بده.بعد گفتم بخوابه و منم اروم کردم تو کونش و چون حامله بود تو کسش نکردم.منم تند تند رو کونش تلنبه میزدم تا ابمو ریختم تو کونش و بعد دوباره ساک زد و ابمو تا ته قورت داد.ساعت 4 دیگه رفتم خوابیدم#)بعد اون جریان 1 هفته بعد مامانم و بابام منو شام بردن بیرون و از دلم بابت سرکوفتای این چند سال در اووردن.بعد 1 ماه گند ماجرای سارا و پسرعموش در اومد و خالم دیگه خونه ما نمیاد.یعنی خونه هیچ فامیلی نمیره.سارا هم با اقا مسعود پسر عموش عقد کردن و الان عروسه 2 ماهه پیش 4 ماهه بارداره!!!و منم مهسا رو به مادر پدرم معرفی کردم و الان مهسا عروس اینده خانواده ماست&gt; فقط دوستان یه خواهش اگر از خاطرات مولفا بدتون اومد فحش ندید.دقیق بگین اشکالو تا توضیح بدیم.موفق باشید.تا داستان بعدی بای دوستان من.نظر یادتون نره</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177482</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی به تماشای ساک زدن دخترش نشسته</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2019 05:10:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روبرویی]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کنماون]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتویی]]></category>
		<category><![CDATA[متناسب]]></category>
		<category><![CDATA[معاشقه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نباشین]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[ویترین]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[حدود 2 سال پیش برام فیلم سکسی اتفاق افتاد. یه روز مثل تمام روزها توی مغازه بودم، داشتم کارهای مغازه رو میکردم که به صورت اتفاقی متوجه سکسی یه خانمی شدم توی مغازه روبرویی، خانم شاه کس ظریفی بود قدش حدوداً 165 بود و لاغراندام و پوست روشن بود موهاش هم تیره.اصولاً کونی از خانمهای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>حدود 2 سال پیش برام فیلم سکسی اتفاق افتاد. یه روز مثل تمام</h2>
<p>روزها توی مغازه بودم، داشتم کارهای مغازه رو میکردم که به صورت اتفاقی متوجه سکسی یه خانمی شدم توی مغازه روبرویی،</p>
<h3>خانم شاه کس ظریفی بود قدش حدوداً 165 بود و لاغراندام و</h3>
<p>پوست روشن بود موهاش هم تیره.اصولاً کونی از خانمهای ریزه میزه خوشم میاد، بر حسب عادت شروع کردم به چشم چرونی</p>
<h4>این جنده خانم. متوجه شدم قصد خرید نداره و داره تو</h4>
<p>خیابون همینجوری قدم میزنه.یه سر بیرون پستون مغازه رفتم الکی که بهتر ببیتنمش و واقعاً صورت آرومی داشت، بعد برگشتم پشت</p>
<h5>شیشه مغازه کوس و به بهانه تمیز کردن شیهشه به کار</h5>
<p>کثیفم ادامه دادم در حین قدم زدنش دیدم اون هم از اونور خیابون زل زد تو مغازه فکر کردم شاید داره ویترین سکس داستان مغازه رو میبینه،</p>
<h6>اهمیتی ندادم ولی همینجوری با چشام داشتم میخوردمش. ایران سکس موبایلش رو</h6>
<p>برداشت و شروع کرد به حرف زدن و آروم آروم با کفشاهای پاشنه بلندش عرض خیابون رو طی کرد و به سمت مغازه من اومد، من هم برای این که سه نشه رفتم پشت دخل و همونجا خودم رو مشغول کردم. همونجور که داشت با موبایل حرف میزد آروم اومد توی مغازه و شروع کردن به قدم زدن توی مغازه، صدای پاهاش به شدت در گیرم کرده بود، و آروم از پشت سر نگاش میکردم و اونهم با قدمهای نسبتاً بلندی توی مغازه راه میرفت، مانتویی که تنش بود با بند بسته میشد و دکم نداشت و باز شده بود کامل، یه لباس قرمز پر رنگ زیر مانتو تنش بودکه در کنار صورت سفیدش خیلی سکسی شده بود. کم کم داشتم تحریک میشدم، متوجه شدم اون هم چیز خاص توی مغازه نمیخواد، گوشی دستم اومد و ایندفعه طوری که متوجه بشه نگاش کردم، اون هم زل زد توی صورتم و به حرف زدنش ادامه داد، تا این لحظه متوجه لباش نشده بودم، لبای ظریف قشنگی داشت که با یه رژ لب خوش رنگ و ملایم صورتی قشنگ ترشون کرده بود، چشماش برق قشنگی توش بود و بدون آرایش که به نظر من خیلی جذاب بود. کلاً آرایش زیادی نداشت، و این با سلیقه من خیلی جور بود.در حین تلفن زدن یک لحظه پاش رو از کفشش بیرون اورد یه لحظه انگشتاش رو باز کرد و دوباره گذاشت توی کفش، یک لاک قرمز تند انگشتای کوچولوی پاش ذاشت، من هم کا عاشق خوردن پا توی سکسم، واقعاً حشری شده بودم، و شانس آوردم که جین پام بود وگرنه خلی تابلو میشد. البته بگم که داشت منفجر میشد، نمیشد هم جاش رو درست کرد&#8230;بالاخره تلفنش تموم شد و آروم آروم اومد طرف من و یک من ومنی کرد گفت: برای پسر 5 ساله چی دارین؟ من یه لحظه تردید کردم که نکنه اشتباه کردم و همه چی اتفاقی بوده، بیخیال شدم و شروع کردم به توضیح دادن جنس براش ولی حال خرابم خوب نشده بود و حال که کنارش بودم بدتر هم داشت میشد. از شدت شهوت داشت سرم گیج میرفت ، نمیدونستم چیکار کنماون هم خیلی جدی داشت به حرفام گوش میداد. هیچوقت جای من نباشین یه جنس هم اومدم بدم دستش که دستم به دستش خورد دیگه هیچی&#8230;برای نشون دادن یه سری از جنسها مجبور شدیم بریم طبقه بالا، نشونش دادم موقع برگشتن من از جلو میرفتم و اون از عقب یه دفعه دیدم یه صدایی امد برگشتم دیدم افتاده رو پله ها، رفتم کمکش کنم بلند شه که دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم، انگشتاش رو تو انگشتام چرخوندم و اون هم هیچ مقاومتی نکرد، بلندش کردم و صورترو به صورتش نزدیک کردم، آروم یه بوس به گونش زدم بعد هم پیشونیش، دیدم اون هم چشماش رو بست و شروع کرد به لذت بردن، بعد یه چند تا دیگه بوس روی صورتش و در نهایت، رفتم سراغ لبش و یکی از طولانی ترین لبهام رو گرفتم، اون شرو کرد ضمن لب گرفتن لبم رو گاز میگرفت و میکشید. لب گرفتن رو ول کرم رفتم در مغازا رو بستم و برگشتم توی پله قد من 188 هستش واسه همین توی پله خیلی راحت تر بودیم برای معاشقه، کلی معاشقه کردیم و من تقزباً همه بدنش رو خوردمو . همونجور سر پا خیلی سبک بود واسه همین به راحتی توی بغلم جا میشد مدتها بود که همچین سکس نداشتم، گفت دوست دارم برام ساک بزنه که من گفتم نه دوست نداشتم لبای قشنگش رو اونجوری ببینم ولی خودم اونقدر چوچولش رو خوردم که از حا رفت تقریباً. به اندازه یک یا دوبار ارضا شد با خوردن. خیلی با هم غشق بازی کردیم شاید 1 ساعتی در گیر بودیم اندام نازی داشت پاهای کشیده و سفید، سینه های متناسب با اندامش و تمام موهای بدنش رو زده بود که برای من که عاشق لیسیدنم بهترین هدیه بود.در نهایت یک سکس کامل روی همون پله ها داشتیم که به اصرار خودش منی رو ریختم توی بدن قشنگش گفت قرص میخوره من هم اعتماد کردم.بعد برام گفت که اون هم خوشش اومده بوده از من ولی نمیدونسته چیکار کنه و در نهایت که میبینه از من بخاری بلند نمیشه کلک پله رو میزنه به عنوان آخرین تیر که میخوره راست توی هدف.من هیچ شمارهای ازش نگرفتم و اون هم آخه هر دومون متاهل بودیم و ترجیح دادیم که دفعه اول و آخر باشه. به عنوان یک خاطره خوب برای جفتمون.واقعاً دوستش داشتم.اگه خودش هم این یادداشت رو داره میخونه بدونه که خیلی خاطره قشنگی برام گذاشته&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175831</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان این کیری که میخوری خوشمزست ؟</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d9%85%d8%b2%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d9%85%d8%b2%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2019 05:10:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بارداری]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتو]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگان]]></category>
		<category><![CDATA[بکنمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پاترول]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کنماون]]></category>
		<category><![CDATA[میادگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[‫میکنن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نهایتش]]></category>
		<category><![CDATA[‫نیاورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کمبود دارن بشه.من عشق سکسم فیلم سکسی همه جور سکسی.اما فلش بک میزنم به چند سال قبل و یکی‌ از داستانهای قدیمی‌ که برام اتفاق افتاده رو سکسی براتون میگم.ساله ۷۱ بود و بد جور شاه کس بگیر بگیر.اون روزا بهترین ماشین پاترول بود و کارخانهٔ تویوتا یه پرادووی ۴ در فقط کونی برا ما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کمبود دارن بشه.من عشق سکسم فیلم سکسی همه جور سکسی.اما فلش بک میزنم</h2>
<p>به چند سال قبل و یکی‌ از داستانهای قدیمی‌ که برام اتفاق افتاده رو سکسی براتون میگم.ساله ۷۱ بود و بد</p>
<h3>جور شاه کس بگیر بگیر.اون روزا بهترین ماشین پاترول بود و کارخانهٔ</h3>
<p>تویوتا یه پرادووی ۴ در فقط کونی برا ما سخته بود.نمی‌خوام ریا بشه اما بابای من از بزرگان این مملکته.توی اداره</p>
<h4>کارمند جنده و چند نفری میشناسنش.من اون رضا هم از کسی‌</h4>
<p>نمیترسیدم.یادمِ با یه زن دوست شده پستون بودم که خیلی‌ خشکل بود .اسمش آذر بود و طلاق گرفته بود.سه طلاقه کرده</p>
<h5>بود خودشو.چند کوس باری باهم سکس کرده بودیم اما نه به</h5>
<p>صورت امروزی.بابام اینا تازه ویدئو خریده بودن که به ۱۰۰۰ زحمتی یه فیلم سوپر پیدا کردم تا نگاه کنم.اون روزا ویدئو رو سکس داستان هم میگرفتن.فیلمو که</p>
<h6>نگاه کردم گفتم حیف این فیلم نيست تنهایی‌ ایران سکس نگاه کنم.به</h6>
<p>آذر پیشنهاد دادم بیاد خونمون.وقتی‌ اومد بد از خوردن چای فیلمو گذشتم تا ببینیم.اون روزا قهوه مد نشده بود.دیگه نهایتش شیر کاکائو می‌دادن.فیلمو گذشتم آذر جونم تو کفه فیلم که الانه که بروسلی بیاد طرفو بگیر بکشه.تا فیلم شروع شد و مرد لخت اومد دیدم آذر چشاشو گرفته نگاه نمی‌کنه .گفتم چرا نگاه نمیکنی‌.گفت نامحرم.گفتم جون اسماعیل بی‌خیال فیلمه ديگه.اون که تورو نمیبینه.یه کم که نگاه کرد براش عادی شد و قرار شد هر کاری اونا می‌کنن ما هم بکنیم.رسید به صحنهٔ ساک زدن زن.و آذر مجبور شد این کارو بکنه.اولین بار بود می‌خواستم کیرمو بذارم دهان یه زن.وقتی‌ فیلم به جایی‌ رسید که زن ساک میزد آذر جان هم داشت کیر منو ساک میزد.بدبختی اونجایی که من نشسته بودم موکت زیرم بود.با هر بار ساک زدن آذر یه دردی از کونم احساس می‌کردم.یهو فهمیدم موکت داره میره تو کونم.گفتم آذر فوت کن موکت رفت تو کونم.بیخیال ساک زدن شد.و خواستم براش کسشو بخورم اما بی‌خیال شد.گفت بدش میاد.گفتم باشه بخواب می‌خوام بکنمت.مثل این فیلما بهش گفتم muther fucker.یهو برگشتو زد زیر گوشم.گفت به مادر من فحش میدی.دیگه بهت نمیدم.با ۱۰۰۰ بدبختی از دلدش در آوردم که مي خواستم حالش بیشتر شه.بالاخره با ۱۰۰۰ زحمت راضی‌ شد.و دوباره خوابید زیر.همین که میکردمش یه صدایی مانند گوزیدن اومد.بدبخت اون زیر تحمل نیاورده بود و گوزیده بود.اما اونقدر با حيا بود که نمیتونست برگرده منو نگاه کنه.اما گوزش خیلی‌ خوش بو بود.بو باغالی میداد با یه کم کلم.ازش خواستم قبمل کنه و سگی‌ بشینه .باز ناراحت شد گفت دستت درد نکنه حالا شدیم سگ.گفتم عزیزم اینا همشون حالتای سکسه.قهر کرده بودو میگفت این مدلو نمیدم حیوانی و از این حرفا آخر سرم مثل جندها گفت میخوابم بکن.منم مجبور شدم که اونجوری بکنمش.چون نمیخواستم دوباره بیضه درد بگیرم.کردمشو همرو ریختم تو کوسش.چون مشکله بارداری داشت حامله نمی‌شد.بعده سکس بردمش حموم تا غسل کنه و تمیز شه.پایان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d9%85%d8%b2%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175836</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 20/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-19 01:36:52 by W3 Total Cache
-->