<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>کنیگفتم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%a9%d9%86%db%8c%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:29:23 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.1</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>کنیگفتم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>میاف خوشگل با دخترش و دوست پسر اون سکس خوبی میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Nov 2019 06:56:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارشو]]></category>
		<category><![CDATA[باسناشو]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختم]]></category>
		<category><![CDATA[بودزود]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[توشمنم]]></category>
		<category><![CDATA[چسپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمان]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوی]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرشونو]]></category>
		<category><![CDATA[سرکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[فشاردادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[کرددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[کنیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[مزخرفات]]></category>
		<category><![CDATA[میادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نامردای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[هردوتا]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[وداشتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مریم(مرم)بود. ولی یه هیکل خوب فیلم سکسی و 20 داشت.سینه پر باسنای بزرگ که اگه دامن می پوشید خط شورتش دیده می شد.که کلی حال میکردم.و تو سکسی حموم به یادش جلق می زدم تا شاه کس جای که از کمر بیوفتم.از شانس خوب من خونشون آب شهری نداشت و واسه آب کونی میومد خونه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مریم(مرم)بود. ولی یه هیکل خوب فیلم سکسی و 20 داشت.سینه پر باسنای بزرگ</h2>
<p>که اگه دامن می پوشید خط شورتش دیده می شد.که کلی حال میکردم.و تو سکسی حموم به یادش جلق می زدم</p>
<h3>تا شاه کس جای که از کمر بیوفتم.از شانس خوب من خونشون</h3>
<p>آب شهری نداشت و واسه آب کونی میومد خونه ما آب می برد.منم که نمی دونستم سکسیه یا نه واسه همین</p>
<h4>یه جنده روز که اومده بود خونه ما واسه آب یه</h4>
<p>جوری خودمو بهش چسپوندم. انتظارشو داشتم پستون هیچی نگفت و فقط لبخند زد با خودم گفتم تمومه.دیگه به فکر اسپری و</p>
<h5>کاندوم هرچی کوس از این مزخرفات بود افتادم.2 روز بعدش اومد</h5>
<p>خونه ما خونه ما هم خالی بود تا اومد تو درو بستم لبامو کذاشتم رو لباش واونم شروع به لب گرفتنم کرد سکس داستان داشت زبونشو تو</p>
<h6>دهنم میچرخوند که بهش گفتم بریم تو تا ایران سکس کسی ندیده.</h6>
<p>بله آقا جاتون خالی تا بردمش تو شروع به کندن لباساش کردم یه سوتین قرمز تنش بود اول نمیزاشت ولی بعدن که کمی با چوچوله ش بازی کردم و از بالا شروع به خوردن گردننش کردم یه دستم تو سینه هاش بود.دهنمو بردم طرف لاله ی گوشش و شروع به خوردنشون کردم به طرف سینه هاش رفتم وشروع به خوردن نوک پستوناش کردم .دیگه کاملا حشری شده بود.کاملا تسلیم من شدبود. منم که از قبل اسپری زده بودم.آماده جر دادن کونای بزرگش بودم.سرتونو درد نیارم لختش کردم خودمم لختو پتی شدم بعده کلی حال کیرمو بردم طرف دهنش که واسم ساک بزنه قبول کرد یه طوری میزد آدم فکر میکرد کارش این بود.میگفت تو فیلما یا گرفته.حالا کیرم راست وشق شده بود بهش گفتم روشکم بخابه با تعجب گفت مگه می خای چه کار کنی؟گفتم میخام بزارم توش .گفت فکر کردم فقظ میخای با هم حال کنیم . گفتم حرف اضافه موقوف میخام بزارم تو کونت. به هر شکلی بود سوراخشو آماده کردم.اول با یه انگشت دور سوراخش میجرخیدم بعد که دیدم جواب میده کردمش دوتا از اونجا که اعصاب تحریکی زنانه بیشتر تو قسمت اولای سوراخه کونه دیگه حشری شده بود داد میزد بکن توش بکن توش.منم از خدا آروم سرکیرمو طرف سوراخ تنگش بردم باید بگم کون و کوسش سفید سفید بود.تا سره رفت تو صداش در اومد منم محکم با دستم دهنشو گرفتم پدر سوخته دستمو گاز کرفت منم واسه تلافی با سرعت تمام کیرمو بردم تو وداشتم با تلمبه های که میزدم حال میکردم اون بدبختم داشت ناله می کرد.دیگه وقت عوض کردن بار بود.من خودم رو پشت خوابیدم اونم طوری که پشتش به شکمم بخوره اومد سوراخشو با کیرم تنظیم کرد و آرام آرم اومد پایین با دستام باسناشو گرفتم و بهش فهموندم کار کارخودته .خودت پایین وبالا کن وا چه حالی داشت.دیگه وقت آبیاری بود داشت کم کم آبم میومد تا اونجا که حالیمه باید دوبار خانوم به ارگاسم رسیده باشه چون خیلی محکم به خودش می پیچید.منم که داشت آبم میومد زود مدلشو عوض کردم هردوتا پهلو به پهلو میخاستم ببینم اون نامردای فیلم سکس چه حالی میکردن از اونجا که شکمم یه خورده بزرگ بود فایده نداشت.کردمش مدل کردی(kurde)اونو به پشت خابوندم منم پاهاشو بلند کردم از اینجا نمای کسش خیلی خشکل بود سفید با لبای کوچیک تازه موهش داشت سرشونو در میاوردن(تازه با ژلت زده بود)کیرمو محکم تو سوراخش کردم وبرای اینکه خوب راحت بشم تا آخر کیرمو می بردم تو و درش میاوردم. از اونجا که یادم رفته بود یه چیزی پهن کنم تا فرش ها کثیف نشه دیگه منم بهش نگفتم آبمو کجا خالی کنم.تا جایی که جا داشت کیرمو فشاردادم تو و همون جا آبمو خالی کردم دیگه نا نداشتم.بلندش کردم و لباس هشو تنش کردم خودمم همین طور .و تا دم در همراهیشرکردم و کوزشم واسش پر آب کردم.وقول داد که دفعه آخرش نیست.بازم میاد.داشتم از خوشحالی پر در میاوردم که زنگ در خونه به صدا در اومد گفتم کیه با صدای کلفت و مردونه گفت درو واکون وای بابام بود صورتم مثل گچ شده بود بگم که خونمون دو نبش بود در فرعی کوچک و به سمت خونه عسلکم(مریم) بود .درب بزرگه تو کوچه اصلی بود.زود مریمو ردش کردم رفت درو رو بابام باز کردم یه پس کله بهم زد گفت بی ناموس (فحش اصلی بابام)چرا درو وانمی کنی.منم گفتم دستشوی بودم.نامسب تا رفتیم تو گفت یه بو عجیب میاد.منم خودمو زدم به گیجی گفتم .ها .چی. کی؟ ولی دو بار دیگه اون کونا را کردم دیگه حسابی سوراخش بزرگ شده بود .هی هی هی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177205</post-id>	</item>
		<item>
		<title>این میلف رو باید بخوابونی کییرت رو بمالی رو کمرش و بکنی و ابت رو هم همونجا خالی  کنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86%db%8c-%da%a9%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%85%d8%a7%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86%db%8c-%da%a9%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%85%d8%a7%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Oct 2019 07:32:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[‫ازدواجش]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[افزایش]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونجای]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[بودنتو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چندانی]]></category>
		<category><![CDATA[خانومو]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوندین]]></category>
		<category><![CDATA[خونریزی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارش]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شایانم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلای]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکش]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کنارشو]]></category>
		<category><![CDATA[کنیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[میبارید]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخاره]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نازنینمو]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبرم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ویاگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پیدا کردین &#8230;بعد از اون فیلم سکسی شب رویایی حدود یه ماه بعد یه شب پسر عمم (علی) با زنش (ندا) اومدن خونه ما و خونمون حسابی سکسی شلوغ بود و غیر از اونا 2 شاه کس تا از فامیلای دیگمونم بودن!تو اون شلوغی که هرکی با کسی مشغول صحبت بود ندا کونی اومد کنار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پیدا کردین &#8230;بعد از اون فیلم سکسی شب رویایی حدود یه ماه بعد</h2>
<p>یه شب پسر عمم (علی) با زنش (ندا) اومدن خونه ما و خونمون حسابی سکسی شلوغ بود و غیر از اونا</p>
<h3>2 شاه کس تا از فامیلای دیگمونم بودن!تو اون شلوغی که هرکی</h3>
<p>با کسی مشغول صحبت بود ندا کونی اومد کنار من نشست و شروع کردیم به حرف زدن و یه کم از</p>
<h4>دوست جنده دخترام پرسید و &#8230;حرف رو به جاهای باریک کشوند</h4>
<p>و گفت بزرگ ترین دوست دخترت پستون چند سالش بوده منم چون فهمیده بودم این کونش میخاره شروع کردم به گفتن</p>
<h5>(که آره کوس فلانی 35 سالش بود ولی خیلی خوشگل بود</h5>
<p>و فلانی 32 سالش بود و &#8230;)که بعد از تعریف کردنای من ندا رو بهم کرد و گفت تو میرفتی خونشون ؟؟؟! سکس داستان منم خندیدم گفتم</p>
<h6>خوب آره دیگه! بعد دوباره گفت باهاشون سکسم ایران سکس کردی ؟!</h6>
<p>منم با پرویی تموم گفتم آره دیگه خوب !!!بعد یهو گفت شایان من تو رو عین برادرم میدونمو میخوام کمکم کنی!گفتم چی شده مگه؟ که گفت: من از سکس با علی(پسر عمم) لذت نمیبرم چون اونجاش خیلی کوچیکه! بعد گفت کلی رفتم تو اینترنت و درباره اندازه اونجای آقایون سرچ کردمو کلی چرخیدم که چه طوری میتونم مشکلمو رفع کنم اما به هیچ جا نرسیدم ! بعد ادامه داد و گفت ببخش منو داداشی اما میشه بهم بگی مال تو چقدره؟؟؟ منم گفتم حدود 20 – 21 سانتی میشه!(در اصل 18 سانته) که اونم با تعجب گفت بییییییییییییییییست &#8220;بیــــــــــــــــستو یـــــــک سااااااااااااااانت!!! و بعد گفت باورت نمیشه اما مال علی شاید اندازه یه انگشتم نباشه و گفت کاش قبل ازدواج باهاش این موضوع رو میفهمیدم و با پسر عمت ازدواج نمیکردم ! من که همین طور زل زده بودم بهش یهو گفت شایان بهم حق بده نمیدونی چقدر از این موضوع ناراحتم! که منم بهش گفتم اصلآ نگران نباش حل میشه ناراحتی که نداره و هزار تا قرص و کوفت و زهر مار اومده واسه همین کار! که اونم گفت شایان تورو خدا کمکم کن منم گفتم اون با منفرداش براش یه قرص ویاگرا گیر اوردمو دادم بهش و گفتم امشب بده به علی بخوره و همه چی حله! اما فردا صبحش زنگ زد و گفت فرق چندانی نکرد و بعد من رفتم تو اینترنت و کلی سرچ کردم و اسم 2 تا قرص و یه ژل افزایش طول پیدا کردم و زنگ زدم بهش گفتم و 2 روز بعد باز زنگ زد و گریه میکرد و میگفت هیچ کدوم اثری نداره و هی علی رو فحش میداد منم فکرم رفت به لارجر باکس! بهش گفتم یه دستگاهی هست 180 تومنه 2 ماهه سه چهار سانت بزرگ میکنه اونم گفت باشه این راهم امتحان میکنیم ولی شایان به خدا اگه جواب نداد ازش طلاق میگیرمو از این کس شرا&#8230;. خلاصه شماره حساب داد مو پول و برام ریخت( باید بگم من هنوزم با نازنین &#8220;زن عموم&#8221; سکس دارم / و این موضوع رو باهاش در میون گذاشتم که نازی بهم گفت: گه خورده زنیکه جنده!اون 2سال قبل از ازدواجش با علی باهاش سکس داشت و الانم همه اینا فیلمشه و دیگه جوابشو حق نداری بدی و منم گفتم چـــــــــشم!) دیگه تو کونم عروسی بود که یه کس دیگه ام اومده دستم! خلاصه زنگ زدم شرکت لارجر باکس و اونا هم دستگاه رو آوردن در خونمون!!! منم زود زنگ زدم به ندا گفتم ندا رفتمو برات خریدم! کی بیارم برات؟گفت تا ظهر بیار که ناهارم با هم بخوریم ! تلو قطع کردمو رفتم حموم و سه تیغ کردمو سر راه کاندوم خریدمو رفتم خونشون!در و که باز کرد شهوت تو چشاش موج میزد باهاش دست دادمو منو کشوند جلو یه ماااااااچ گنده از گونم کرد وای که چه جیگری شده بود!کلی مالیده بود و بتونه کاری کرده بود خودشو کپ جنده ها کرده بود و یه دامن تنگ با یه پیرهن جیگری پوشیده بود اومدم تو و دستگاه رو دادم بهش و یه آب میوه واسم آوردو یه شلوار نخیه شل و ولم واسم آورد که کیر و خایم توش بازی میکرد! و گفت تا ناهار آماده بشه من میرم تو اتاق و تحقیقمو تایپ میکنم توام ماهواره نگاه کن منم بهش گفتم ماااااااااهواره! چی ببینم بابا! که اونم گفت بزن شبکه 120 یه کانال توپ سکسیه! یه پوز خند بهم زد و گفت راحت باش من تو اتاقم و گفت دستمال کاغذی ام اونجاست و منم که از این رفتارش شکه شده بودم گفتم باشه ایووول!5 دقیقه از رفتنش گذشته بود و منم داشتم فیلم میدیدم و فیلمشم خیلی هات بود که یهو دیدم ندا اومد کنارم نشست و گفت خوش میگذره منم گفتم عالیه&#8230;خیلی شبکه توپیه &#8221; اونم گفت آره سرگرمیه منم شده همین شبکه!(کیرم داشت میترکید و کاملآ تابلو شده بود )ندا خودشو چسبونده بود به منو هی به کیرم نگاه نگاه میکرد منم واسه اینکه حشری ترش کنم همینطور که نگاش میکردم دستمو بردم رو کیرمو جاشو میزون کردم (وای که قیافش دیدن داشت) و شهوت ازش میبارید که یهو گفت شایان تو خیلی خالی بندی و عمرآ اگه 13 سانت بیشتر داشته باشی که منم خندیدمو گفتم دروغم چیه 20 سانتی میشه به جون تو! که اونم گفت اگه راست میگی الان که شق شده نشونش بده میخوام ببینم چقدر با مال علی فرق داره! منم که میخواستم خوب روانیش کنم گفتم ااااااا نه بابا دیگه چی؟!که یهو لحن حرف زدنش 180 درجه تغییر کرد و گفت فکر کردی من نمیدونم که با نازنین رابطه داری؟؟؟ منم گفتم من! با نازنیییین!؟ تو حالت خوب نیست! که اونم گفت اون شب کل ملافه از آب کیر جناب عالی خشک شده بود! منم گفتم باشــــه خودت خواستیو پریدم بهش و لباشو میجوویدم اون قدر مست هم شده بودیم که از رو کاناپه افتادیم رو زمین ولی همو ول نکردیم همینطور که همو میخوردیم به کمک دست پای هم &#8220;همدیگرو لخت کردیم!رفتم پایین که کسشو بخورم که گفت کونمو بخور! جا خوردم و گفتم از کون خوشم نمیاد کثیفه!که اونم گفت قبل اینکه تو بیای 2 ساعت حموم بودمو حسابی شستمش جیییییییییییگر! منم شروع کردم به خوردن سوراخ کونش و با نوک زبونم با سوراخش بازی میکردم باهال بود! قلقلکش میومد و با هم میخندیدیم یه تف مشتی انداختم در سوراخ خانومو و هم انگشتش میکردمو هم سوراخشو میخوردم! دیگه سوراخش لیز شده بود و جا وا کرده بود سریع کاندومو از تو جیب شلوارم در آوردمو کشیدم سر کیرم و سر کیرم گذاشتم رو سوراخش و کم کم فشار دادم یه اااااااااه طولانی و حشری کننده کشید که من دیوونه شدمو تا دسته کردم تو!جرررررررر خورد چنان جیغی کشید که دلم به حالش سوخت یه لحظه واستادم بعد با خودم گفتم کس خارش و شروع کردم به تلمبه زدن عین سگ میکردمش و اونم گریه هاش تموم شده بود و آه و اووووووه میکرد یه لحظه کیرمو کشیدم بیرون که یه نفسی بکشم که دیدم سر کاندومم یه کم خون لخته شده چسبیده ( کیرم خورده بود به مجاریش و یکم خونریزی کرده بود) با دیدین این صحنه معطل نکردم و نذاشتم خونو ببینه و سریع دوباره کردم تو و تپ تپ گاییدمش! آبم داشت میومد که سریع کشیدم بیرون و تا اومدم کاندومو بکشم دیدم آبم اومد و ریخت رو کمرش! کاندوم پاره شده بود(مادرش گاییده شده بود) تکون نمیخورد و همونطور دمر دراز شده بود رو زمینو منم افتادم کنارشو یه نخ سیگار روشن کردم و تو حال خودم بودم که یهو دیدم جیییغ میکشه که برنج سوخت!امیدوارم از این خاطره خوشتون اومده باشه (چاکره همتون شایان)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86%db%8c-%da%a9%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%85%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176749</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شق  کردن در هنگام یوگا</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Jul 2019 07:13:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتیاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باتجربه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[بخورین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بگوگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بودآروم‬]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیاد:یه]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پاشدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیکی]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چندساله]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیدمیه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[روستاهای]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زدیمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[زیرانداز]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونو]]></category>
		<category><![CDATA[صابونو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کنارشو]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کنیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیدوکائین]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میارمش]]></category>
		<category><![CDATA[میانسال]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همبازی]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[برام &#8230;خب خانم میانسالی که فیلم سکسی من باهاش سکس کردم حدود 52سالشه و اسمش ثریا خانمه و همسایه دیوار به دیوارمونه.این خانم شوهر درست و حسابی سکسی نداره یعنی اینکه خب یه آدم خلاف شاه کس که همش دنبال کسای مفته و از اونجایی که تو محله ما یه مواد فروش کونی هست این [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>برام &#8230;خب خانم میانسالی که فیلم سکسی من باهاش سکس کردم حدود 52سالشه</h2>
<p>و اسمش ثریا خانمه و همسایه دیوار به دیوارمونه.این خانم شوهر درست و حسابی سکسی نداره یعنی اینکه خب یه آدم</p>
<h3>خلاف شاه کس که همش دنبال کسای مفته و از اونجایی که</h3>
<p>تو محله ما یه مواد فروش کونی هست این یارو و بقیه میرن این زن معتادارو که جنس میخوان ولی پول</p>
<h4>ندارن جنده با دو-سه هزار تومن میکنن و الان هم یکی</h4>
<p>دو ماهی هست که شوهرش رفته پستون تو این روستاهای اطراف تو یه پروژه سد سازی کار میکنه و منم که</p>
<h5>چند وقتی کوس بود هوس کرده بودم یه کس جاافتاده بکنم</h5>
<p>گفتم بهتره که از این موقعیت استفاده کنم ولی خب اولش حتی نمیخواستم بهش فکر کنم&#8230;اما آخرش با خودم کنار و اومدم سکس داستان و فکر کردم</p>
<h6>و گفتم حالامن بهش میگم یا میگه نه ایران سکس و به</h6>
<p>خاطر آبروی من و خودشم که شده هیچی نمیگه یا قبول میکنه و من تجربه کس میانسال رو هم بدست میارم&#8230;یه روز که من تازه از کرمان(شهری که دانشگاه میرم) اومده بودم و تنها تو خونه بودم رفتم تو فکر اینکه یه جنده بیارم خونه و میخواستم پاشم و برم دنبالش که در زدن&#8230;گفتم کیه؟ یه دفعه ثریا خانم گفت منم! منو میگی کیرم بلند شد و گفتم خودشه الان میارمش تو و بهش میگم&#8230;اونم که به من اعتماد داره پس میاد تو و راضی کردنش هم دیگه&#8230;همین طورم شد&#8230;گفتم بفرمایید تو&#8230;یکم تعارف کرد و آخرش گفتم بیاین تو کارتون دارم باید یه چی بهتون بگم!اومد و نشست&#8230;احوال شوهرش و بچه هاشو پرسیدم و گپ زدیم.گفتم که بهتره الان بهش بگم!گفتم ثریا خانم&#8230;یه چیزی ازتون بخوام نه نمیگین؟ گفت چی؟ من گفتم میخوام یه کاری بکنم ولی شمام باید راضی باشین و بهم اجازه بدین&#8230;قول میدم بین خودمون بمونه و به کسی نگم!فکر کنم یکم شک کرده بود ولی باورش نمیشد&#8230;چون سنش حتی از مادر خودمم بیشتره و بخاطر همین گفت: بگو ببینم چی میخوای که رضایت منم شرطه&#8230;نکنه میخوای دومادم بشی و خندید؟من که حسابی ترسیده بودم رفتم قران آوردم و گفتم قسم بخورین که اگه قبول نکردین به کسی هیچی نگین چون آبروم میره&#8230;بلند شدم دیدم نگاش افتاده به کیرم و اونم که شق کرده بود و از رو شلوارک حسابی تابلو شده بود حتی موقع برگشتن هم با اینکه صافش کرده بودم ولی هنوز تابلو بود&#8230;گفت لازم به قسم خوردن نیست نمیگم به کسی حالا زود بگو!گفتم من الان چند وقته میخوام با یه خانم میانسال آشنا بشم و باهاش&#8230;یه نیم ساعتی فس فس کردم و گفتم&#8230;باهاش بخوابم(البته نه به این راحتی هااا) و حتی حاضرم پولم بهش بدم. شما کسیو میشناسین؟گفت حیف تو نیست با پیرزنا بخوابی !حتما زیاد فارسی وان میبینی و فکر کردی همه ویکتوریان ؟مگه تو دانشگاهتون (آزاد) دختر نیست که میخوای با زنای هم سن مادرت بخوابی؟گفتم چرا اما من واسه تنوع میخوام&#8230;چندتا فیلم دیدم میخوام تجربه کنم!گفت والا نمیدونم یه چندنفری هستن اما خیلی پیرن. تو چندساله میخوای چه جوری باشه چاق لاغر پیر یا خیلی پیر؟تازه اونام فکر نکنم اهل این کارا باشن بنده خداها&#8230; شاید صیغه بشن. تازه اونم یکی همسن خودشون تو که آخه!گفتم:خب صیغش میکنم واسه یه هفته مثلا.اصلا ببینم کسی نیست شوهرم داشته باشه مشکلی نیست فقط دلش بخواد به یاد جوونیاش یه حالی با یه آدم تازه نفس بکنه! با جوجه خروس!آخه میگن جوجه خروس واسه پادرد خوبه.و یه اشاره ای به پاش کردم و خلاصه یه نیم ساعتی حرفای به نظر خودم شهوتی زدم و وقتی فکر کردم آمادس رفتم طرفش که یه دفعه بلند شد و گفت نه و رفت طرف در که بره&#8230;دستشو گرفتم و شروع کردم قسم دادن و حرف زدن و گفتم فکر کن شوهرتم&#8230;اصلا چشاتو ببند یا پشتتو بکن بهم&#8230;گوشه دیوار نگهش داشتم و خودمو چسبوندم بهش وگفتم تو که الان چند ساله سکس نکردی چقد میخوای تحمل کنی؟کی از من بهتر به کسی هم نمیگم و شروع کردم به ماچ کردن لباشو و لیسیدن صورتش و چادرشو کندم و همینطوری لباشو لیس میزدم روسریشو کندم و گردنشو و گوششو میلیسیدم. با یه دست گرفته بودمش و با یه دستم سینه هاشو میمالیدم و اونم سعی میکرد که بره&#8230; ولی خب فکر کنم زیادم تلاش نمیکرد والا میزد تو تخمم و در میرفت&#8230;یه دفعه یاد نقطه حساس تموم زنا افتادم و دستمو آروم بردم بغلشو دامنشو کشیدم بالا و آروم از گوشه شورتش کردم تو و آروم مالیدم رو کسش که یکم باد کرده بود و گرم بود&#8230;آروم شروع کردم مالیدن و سینه هاشو از رو پیرهن کرده بودم تو دهنم و اونم میگفت خدایا چیکار کنم&#8230;خدایا منو مرگ بده&#8230;این شیطونو از من دور کن&#8230;و آروم نفس نفس میزد ولی یکم شل تر شده بود&#8230;آروم انگشتمو رو کسش میمالیدم و یکم هم انگشت وسطمو کردم تو کسش&#8230;احساس کردم آروم شده و همونطور که دستم تو شرتش بود و تو گوشش زمزمه میکردم آوردمش طرف هال و نشوندمش رو مبل و دستمو درآوردم و شلوارکمو با شرتمو باهم درآوردم و رکابیمو هم درآوردم و نشستم کنارش نگاش که به کیرم افتاد رنگش سرخ شد و آروم دستشو آورد طرفشو شروع کرد مالیدن&#8230;منم دکمه هاشو سریع باز کردم و پیرهنشو درآوردم و اونم همینطوری سرشو بالا گرفته بود و منو نگاه میکرد. انگار باورش نمیشد اون بچه ای که تا دیروز همبازی پسراش بود و بهش میگفت خاله&#8230;الان میخواد بپره روشو تا دسته کسشو بکنهکم کم اومد تو راهو وتف کرد رو کیرم و خایه هاموم مالید و بعدش خوابوندمش رو کاناپه و دامنشو و شرتشو درآوردم و چیزیو که میخواستم از نزدیک ببینم دیدم..یه کس باد کرده که شکم گندش افتاده بود روشو و پوست شل دور بر کسش اونو کوچیکتر کرده بود. فقط سوتینش مونده بود همینطور که کسشو میمالیدم و چسبیده بودم به شکم گندش با دهنم سوتینشو دادم بالا و سینه های شل و ول و نسبتا بزرگش افتادن بیرون&#8230;دلم میخواست به روش خودم کسشو بخورم ولی دلم بهم خورد آخه یاد شوهر قراضش افتادم که چقد کیرشو کرده تو این کس و چقدر تف انداخته رو این کسه و بیخیال شدم و خواستم بهش بگم واسم ساک بزنه ولی روم نشد و گفتم بذار یکم خوشش بیاد&#8230;یه دفعه یاد یه داستان سکسی افتادم که پسره گفته بود موهای کس مامانشو میزده من گفتم حالا من اینکارو رو این میکنم.رفتم صابون و یه ظرف آب و یه دستگاه قدیمی آوردم بایه زیر انداز پلاستیکی و خوابوندمش روش و همونطور که کسشو خیس میکردم صابونم روش مالیدمو و داشتم موهاشو میزدم&#8230;نگام تازه افتاد به کون خیلی گندش که واقعا عین برف سفید بود و به پهلو چرخوندمش و یه قمبلشو گرفتم بالا و خودشم همکاری کرد و پاشو گرفت بالا همینطوری صابون میزدم به کونش و آب میریختم روش و واسه نرمتر شدن کونش سر صابونو میکردم توش و یکم میکردمش توش و درمیاوردم و بعد انگشتمو کردم تو بعد دوبار کف مالیش کردمیهو بیچاره گفت:میخواستی بکنی یا بازی کنی!گفتم چشم! خوابیدم پشتشو و کیرمو با دست صابونیم نرم کردم و کردم آروم تو کسش و آروم میزدم&#8230;اونم فقط سرشو داده بود عقب و با صدای بلند نفس میکشید!یادم اومد قرص نخوردم و رفتم تموم خونه رو گشتم و هیچی ندیدم جز یه دونه اسپری لیدوکائین نصفشو خالی کردم رو کیرمو و برگشتم تو هال و دیدم به پشت خوابیده &#8230;رفتم از پشت خوابیدم روشو کیرمو کردم بین قمبلاشو یکم بالا پایین کردم تا اسپری جواب بده و بعد باز صابونو برداشتم و مالیدم دم سوراخ کونش و خوابیدم روشو کیرمو کردم تو کونشو و شروع کردم تلمبه زدن و چون کیر سایز متوسطی دارم زیاد بهش فشار نیومد!چرخوندمشو خوابیدم روکسش ولی میخواستم تندتر بزنم چون کسش گشاد بود پس گفتم بخوابه رو مبل و پاهاشو گذاشتم رو شونمو شروع کردم تند تند زدن و حتی یه بار سرش خورد به گلدون رو میز کنار کاناپه که بعدش خودشو محکم گرفت&#8230;دیدم خیلی کسش گشاده و اصلا حال نمیده.گفتم پاشو بریم و بردمش تو انباری ته حیاط که بابام و داداشم و فامیل ازش برا عرق خوری و تریاک کشیدن تو مهمونیای فامیلی استفاده میکنن&#8230;منقلو گذاشتم کنارو یه بطری نصفه برداشتمو یکم ریختم تو لیوان و دادم بخوره&#8230;بو الکلو شنید و نخورد و من به زور ریختم تو حلقش که تفشون کرد و من کردم تو دهن خودم و دهنمو چسبوندم به دهنش&#8230;دهنشو بست و از دماغ نفس میکشید و من دماغشو گرفتم که مجبور شه از دهن نفس بکشه یه چند بار سریع دهنشو باز کرد و بست که حسابی عصبانی شدم و زدم تو دهنش&#8230;از تعجب چشماش گشاد شدن و از ترس دهنشو باز کرد و منم از تو دهنم ریختم تو حلقش و حالا دیدم که میشه&#8230;گفتم ما که آب از سرمون گذشته پس بذار حال کنیم و کیرمو تا ته کردم تو حلقش و میزدم به ته دهنش و اونم میخواست یه چیزی بگه ولی نمیتونست کیرمو درآوردم و گفتم چی میگی؟گفت خفه شدم جون مادرت نکن دیگه. من گفتم تو که دیگه به من نمیدی پس این دفعه آخری بذار هرکار میخوام بکنم و گفت نه بخدا میدم اگه درست بکنی باز که گفتی میام به جون فریبا(دختر کوچیکش) میام و من گفتم الان بیا یکم بخور بخدا بیشتر بهت حال میده و بزور یه لیوان پر دادمش و خودمم خوردم و فکر کردم اگه بمالم رو کسش شاید تنگتر بشه و به خاطر همین پریدم اون زیرانداز همه کارمو آوردم و کسشو با شراب شستم و سر قوطی رو تا جایی که میرفت کردم تو کسش و ریختم توش&#8230;نمیدونم چرا اینکارو کردم&#8230;بیچاره داشت آتیش میگرفت نمیدونم راست میگفت یا فیلم بود ولی بعدا گفت که خوشش اومده بوده)همینطور ریختم رو کونش و سینه هاشو و شروع کردم لیسیدن بدنشو بعد اومدم سگی نشوندمش ولی دستاشو دراز کردم رو زمین و کیرمو کردم تو کسش و شروع کردم زدن دیدم فرقی نکرده و در آوردمو کردم تو کونش که حسابی دردش گرفت چون دیگه صابون و تفا خشک شده بودن ولی بزور کردم توش و اونم همچین مست شده بود که فقط آروم ناله میکرد ونفس نفس میزد ولی تکون نمیخوردیادم نیست دقیقا ولی حدود 20-15دقیقه یه ریز زدم و بعد از بغل خوابوندمشو و رفتم جلوش به بغل خوابیدم و از جلو کردم تو کسش و همینطور که میزدم احساس کردم آبم داره میاد چرخوندمشو و به پشت خوابوندمشو چندتا بالش کوچیک گذاشتم زیرشو آوردم بالا و حدودا یه دقیقه زدم که آبم با فشار اومد و منم همشو ریختم رو بدنش و سینه هاشو و بعد نشستم رو شکم گندش رو همون منی خودم و حسابی خودمو و کیرمو مالیدم توشون و خایه هامو که شل شده بودن مالیدم تو منی و کیرمو کردم لای سینه هاشو بعد که دیدم خیلی بیحال و ملنگه و رفتم یکم منی مالیدم رو صورتش و خایه هامو کردم تو دهنش و بعد از خستگی خوابیدم کنارشو و سرمو گذاشتم رو دستشو پستون راستشو که آویزون شده بود رو کردم تو دهنمو و به فکر ارضا کردنش افتادم ولی گفتم یه ربع ساعت صبر کنم دوباره و بعد یه بیست دقیقه پاشدمو چون دلم هوس کرده بود دلو زدم به دریا و شروع کردم کسشو لیسیدن و چوچولشو با دندون گرفتم و کلی زور زدم ولی خبری از ارضاء نبود و من باز شروع کردم از کس کردمش و باز آبم اومد ولی ثریا خانم ارضاء نشد&#8230;یه دوساعتی همون کف انباری ولو بود و منم یه ده باری همینطور کردمش و هرکاری رو که میخواستم روش انجام دادم و آخرش بردمش حموم که هم مستیش بپره هم تو حموم بکنمش که جاتون خالی خیلی هم خوش گذشت&#8230;روز بعد داشت با مامانم حرف میزد که دیدمش سرما خورده بود:گفتم خدا بد نده خاله ثریا&#8230;گفت خدا که بد نمیده اینا کار ما بنده هاست و لبخند زد و عصر همون روز رفتم درخونش و ازش قول گرفتم باز بیاد باهم سکس کنیم ..یعنی اونروز که رفتم تا بکنمش ولی دخترش خونه بود و نشد!الان که اینو مینویسم کرمانم و امیدوارم زودتر این امتحانام که از دو سه روز دیگه شروع میشن&#8230;تموم بشن و برگردم پیش همسایه عزیزمونولی یه چیزی! سکس با زنای میانسال و باتجربه هرچند خیلی دلپذیره و کیف میده و اونا برخلاف هیکلای ضایعی که دارن فوق العاده پارتنرای سکسی خوبی هستن اما خیلی اعتیاد بهشون بده مثلا خود من الان تو کرمان دربدر دنبال یه همچین چیزی میگردم تا باز یه همچین سکس خفنی بکنم&#8230; پس بچسبین به همون دوست دخترای 16-17سالتون که یه لب میخوان بدن&#8230;سردرد میگیرن &#8230;دل درد میگیرن&#8230;کلاس زبانشون دیر میشه و تو نخ این خانوما نرید!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175305</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی حموم و من عکاس</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%d9%85%d9%86-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%d9%85%d9%86-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 May 2019 06:27:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبنبات]]></category>
		<category><![CDATA[آدمهای]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقشو]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[احساسه]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافش]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[الهامو]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارمون]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگولک]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باباتم]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورده]]></category>
		<category><![CDATA[برداریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بکنیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوریش]]></category>
		<category><![CDATA[بمونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[بیکاری]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاینشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرتقال]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمانی]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوزخند]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیوسته]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبشو]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[تورفتم]]></category>
		<category><![CDATA[توگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جورائی]]></category>
		<category><![CDATA[چتهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمانی]]></category>
		<category><![CDATA[چیزائی]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارش]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[حسودیت]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خریدارانه]]></category>
		<category><![CDATA[خطرناکه]]></category>
		<category><![CDATA[خندشون]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دادگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتید]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترانه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درحالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[دسترسی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دلداریم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راههای]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زیبائی]]></category>
		<category><![CDATA[ساراست]]></category>
		<category><![CDATA[سورپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطنتم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کردهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کردیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کلیتوریسش]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کنیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[لیدوکائین]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالونده]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مختلفی]]></category>
		<category><![CDATA[مدتهاست]]></category>
		<category><![CDATA[مردانه]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[مزخرفات]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[معصومیت]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مقابلم]]></category>
		<category><![CDATA[مکافات]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرتم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میادگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میبرمت]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[میمیره]]></category>
		<category><![CDATA[ناچاری]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نامفهوم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ندیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیستید]]></category>
		<category><![CDATA[نیفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[هنرپیشه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واستاد]]></category>
		<category><![CDATA[واستادم]]></category>
		<category><![CDATA[واستادیم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[یکساعت]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی این ماجرا مربوط به دوست خواهرم شاه کس الهام میشه که فعلا از اون تیکه های محشر مشهد شده.یک روز صبح بد جوری کونی ماشین لازم داشتم و بابا ماشینو خودش لازم داشت و می خواست جائی بره (اون جنده موقع ترم 6 دانشگاه بودم ) همینجور که کلافه بودم خواهرم گفت چته کیوان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی این ماجرا مربوط به دوست</p>
<h3>خواهرم شاه کس الهام میشه که فعلا از اون تیکه های محشر</h3>
<p>مشهد شده.یک روز صبح بد جوری کونی ماشین لازم داشتم و بابا ماشینو خودش لازم داشت و می خواست جائی بره</p>
<h4>(اون جنده موقع ترم 6 دانشگاه بودم ) همینجور که کلافه</h4>
<p>بودم خواهرم گفت چته کیوان ؟گفتم پستون هیچی ماشینو میخوام ولی بابا میخواد بره جائی و مجبورم پیاده گز کنم!گفت ببین</p>
<h5>من ماشینو کوس برات میگیرم اما باید منو ببری دانشگاه بعد</h5>
<p>عصر هم حتما بیای دنبالم!منم از خدا خواسته گفتم باشه البته تو دلم میگفتم الان که میبرمت دانشگاه اما عصر نمیام که سکس داستان دیدم سریع حاضر</p>
<h6>شد و با سوئیچ اومد و گفت بریم!ماشینو ایران سکس زدم بیرون</h6>
<p>و راه افتادیم تو مسیر گفت بریم دوستم الهام رو هم برداریم گفتم اه همون الهام خوشگله ؟زد پس کلم و گفت مال این حرفها نیستی بابا الهام کلی طالب داره ولی کلی هم افاده داره و اصلا با کسی رفیق نمی شه!تو دلم گفت آره حالا که تقه اشو زدم بعد میفهمی اما مثل اینکه بلند بلند فکر کرده بودم چون دوباره دست خواهرم پس کله ام رو مورد نوازش شدید قرار داد!!!گفتم چته بابا خوب منو که میشناسی فرشته دوستت که یادته میگفتی خیلی مومنه و اصلا اهلش نیست دیدی که یه مدت از خونه مون کنده نمی شد یادته که همش برای درس خوندن میومد پیش من نه تو ؟ !!گفت ای ناجنس البته خود فرشته همه چیو برام گفته بود اما به روت نیاوردم اما الهام موضوع دیگری است تو که نه باباتم نمی تونه ؟ایندفعه خیلی با احتیاط تو دلم گفتم زرشک البته من این الهامو ندیده بودم ولی وصفشو خیلی از خواهرم و دوستای دیگش شنیده بودم رسیدیم در خونشون و مثل اینکه پشت در حاضر بود سریع اومد پرید تو ماشین و گفت بریم!خواهرم گفت چته الهام چقدر هولی ؟گفت آخه یه پسره هست خیلی زاغ سیاه منو چوب میزنه و هر وقت من جائی میرم میاد دنبالم و باز دوباره منو تا دم خونه اسکورت میکنه ! گفتم چیزی هم بهت میگه؟گفت نه اما بعضی وقتها که که یه جای خلوت باشیم یه کار خیلی زشت میکنه ؟ !! منم شیطنتم گل کرد و گفتم خوب چیکار میکنه ؟گفت خیلی زشته نمی شه بگم ؟خواهرم هم که تو باغ نبود گفت خوب بگو الهام جون شاید کیوان برات کاری بکنه یا با پسره بصورت منطقی قضیه رو حل کنه ؟ الهام گفت آخه نمی شه خیلی زشته خواهرم گفت بهت دست زده ؟گفت نه!گفت پس چی؟اونم زد به سیم آخر و گفت : زیپشو میکشه پائین و چیزشو میاره بیرون و نشونم میده!تا اینو گفت بی اختیار پقی زدم زیر خنده!!!خواهرم گفت مرگ این داره از ترس میمیره تو میخندی ؟گفتم حالا اگه دیدیش نشونم بدین تا حالیش کنم که مزاحم مردم نشه&#8230;یه دفعه دستشو دراز کرد و گفت اوناهاش همون که داره تو پیاده رو راه میره تا چشمم به یارو افتاد از غلطی که کرده بودم پشیمون شدم یارو یه نره غولی بود وحشتناک گنده با موهای فرفری و سری پائین از کنارش رد شدم و میخواستم برم که خواهرم گفت کیوان برو یه چیزی بهش بگو نکنه میترسی ؟منکه تو تنگنا قرار گرفته بودم و از روبرو شدن با غوله شدیدا ترس برم داشته بود گفتم منو ترس ؟ هه اینو یه لقمه اش میکنم!الهام گفت راست میگی چقدر خوب ؟زدم کنار و در حالی تقریبا داشتم خودمو خیس میکردم اومدم بیرون و رفتم جلوی یارو واستادم !اونهم مقابلم واستاد و یه نگاهی بهم کرد خیلی بی ازار به نظر میرسید اما واقعا گنده بود گفتم ( البته خیلی ملایم ) برادر من شما چرا دختر مردم رو میترسونی ؟یه نگاهی حاکی از عدم درک بمن کرد و هیچی نگفت یک کم شیر شدم و گفتم مگه خودت خواهر نداری خوبه یکی دنبال خواهرت بکنه ؟ بازم مثل آدمهای گنگ فقط نگاه کرد موندم که این چشه !یه پیرزنی از اون ور کوچه گفت پسرم این لاله سر به سر ش نذار گناه داره!گفتم چی میگی مادر این مزاحم دختر مردم میشه بدجور ؟یدفعه یکی از پشت سر گفت : مزاحم کی شده ؟ برگشتم دیدم یه غول دیگه از این بدتر پشت سرمه اما از اون غولهای خوش تیپ و مرتب و آراسته گفتم ببین آقا اون دختر ( اشاره کردم به ماشین ) از ترس این آقا جرات نداره بیاد بیرون یه نگاهی کرد و گفت ببخشید آقا این برادر من مشکل ذهنی داره و کرو لال هم هست بعد شروع کرد به دست موضوع رو به اون فهموندن و بعد بمن گفت مطمئن باشید دیگه مزاحم نمی شه ؟ من در حالی که در میرفتم تشکر کردم و پریدم تو ماشین و از اینکه زنده در رفته بودم خوشحال بودم گفتم دیدن چیکارش کردم هر دو با پوزخند گفتن آره بابا نچ نچ نچ خوب شد نکشتیش ! هر سه خندیدیم و گفتم الهام خانوم دیگه آقا غوله مزاحم شما نمی شه اما از تماشای فیلم سکسی مجانی هم محروم شدی!هنوز حرفم تموم نشده بود که پس گردنی بعدی رو خوردم!&#8230;.گفتم بسه بابا پوست گردنم کنده شد رسیدیم و پیاده شدن الهام گفت آقا کیوان اگه این یارو مزاحمم نشه خیلی در حقم لطف کردین گفتم خیالتون تخته تخت باشه و درحالیکه در رو میبست گفت حتما جبران میکنم گازو گرفتم و رفتم که یدفعه پیش خودم گفتم : یعنی چی جبران میکنه ؟ نکنه منظورش سکسه باز گفتم نه بابا این که من دیدم اگه ازدواج کنه به شوهرش هم نمی ده ولی یه آزاری افتاد به جونم خوب اون موقع علاوه بر کف بودن از همچین تیکه ای هم اصلا نمی شد گذشت.اون روز با بچه ها حسابی چرخ زدیم و چند تا دختر هم سوار کردیم اما دیدم بابا اینا ناخن الهامم نمی شن تا عصر که به مکافات از دست بچه ها دررفتم و رفتم دنبال خواهر جونم و دوست خوشگلش که هنوز نیومده بودن و من اومدم بیرون از ماشین و مشغول چش چرونی بودم دو تا دختر رد شدن و برگشتن و گفتن اه شما برادر فلانی نیستید منم با غرور گفتم چرا! چطور مگه؟گفت هیچی خواهرتون خیلی حرف شما رو میزنه و بچه ها بدشون نمیاد شما رو ببینند!یه آن دیدم بزور جلوی خندشون رو گرفتن و نمی تونن چیزی بگن یه صدائی از پشت سرم گفت آآآای رویا دست از سر داداش ما بردار خیلی خطرناکه ها و همشون زدن زیر خندهمنکه سوسک شده بودم گفتم اصلا تقصیر منه که اومدم دنبالت و میخواستم بدون اونا برم که سریع با الهام پریدن تو و منم کفری با هیچکدوم صحبتی نمی کردم و گفتم میگی موضوع چیه &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;و اونها هر وقت من اصرار میکردم اونها میخندیدند و فهمیدم که موضوع باید یه چیزی تو مایه های سکس و این چیزا باشه خلاصه من از فکر این الهام در نمیومدم و راهی هم به نظرم نمی رسید اول خواستم از خواهرم کمک بخوام ولی بد بود و بعدش لابد اتهام عاشقی بهم میزد خلاصه اون روز اونها پیاده شدن و من باز رفتم سراغ دوستان بطور ضمنی با سیامک که خیلی رفیق بودم موضوع رو مطرح کردم اون راههای مختلفی رو پیشنهاد میکرد اما یا عملی نبود یا خیلی اغراق آمیز بود با آتو گرفتن و سکس زوری هم اصلا میونه ای نداشتم اصلا دوست نداشتم که کسی با زور و اکراه یا از سر ناچاری با من سکس داشته باشه اون جوری دیگه حلاوتی نداره &#8230;حالا اگه موضوع انتقام باشه شاید بشه توجیه کرد اما مال من هیچکدوم نبود اون شب دیر تر اومدم خونه و بابا هم که بی ماشین بود کلی دعوام کرد و ضد حال زد . هر کار میکردم از فکر الهام نمیومدم بیرون مثل یه عشق شده بود برام نمی دونم شایدم واقعا خود عشق بود که به سراغم اومده بود ولی توجیه عاشقانه ای هم نداشتم الهام دختر تو دل بروئی بود یک کمی کشدار حرف میزد و با لهجه ابروهایی تقریبا پیوسته اما صاف و بدون کمان معروف ابروها که خشونت خاصی به صورتش میداد و جذابش کرده بود صورتی گندمگون و بیضی شکل با اخمی پنهان چشمانی آبی تیره که توش غرق میشدی هیچوقت نتونستم تا اعماق چشمان مظلوم و مرموزش نفوذ کنم از نظر هیکل هنوز چیزی معلوم نبود چون با اون مانتو هائی که برای دانشگاه میپوشید تقریبا هیچی از هیکلش رو نمی شد تشخیص داد قد متوسط و همین اما چی بود که منو اینجوری کرده بود آخرش هم نفهمیدم حتی وقتی گذاشت و رفت چند روز بدون اتفاق خاصی طی شد و ولی خوره الهام دست از سر من برنداشت برای اینکه ماشین داشته باشم بچه خوبی شده بودم و کلی برای خونه کارها رو انجام میدادم که بابا ماشین رو به من بده یه روز صبح که میرفتم همه گفتن عصر زود بیا هر چی اصرار کردم علتشو نگفتن عصر که برگشتم دیدم برام تولد گرفتن و چون میخواستن سورپرایز بشه یک هفته جلوتر گرفته بودن !!!! بابا و مامان برای کادو برام یه رنو گرفته بودن اصلا باورم نمی شد خیلی از مشکلاتم با این هدیه رفع میشد و دستم خیلی باز میشد یه بزن و بکوب خونوادگی وبعد خواهرم گفت : کره خر بزن بریم بیرون منم کادو مو بهت بدم گفتم چی هست ؟گفت حالا بریم منم به بهونه افتتاح ماشین جدید ( البته تو پارکینگ بود و من هنوز ندیده بودمش ) با خواهرم زدیم بیرون و همونجا پیله شدم که کادوت چیهنگفت و منو به آدرسی راهنمائی کرد و یه آدرس غریبه واستادم رفت در زد و دو تا از دوستاش اومدن بیرون و خودش که جلو بود گفت ببین این دوستام اهل حالن بریم بیرون یه چرخی بزنیم و دیگه باقیش با خودت برام بی تفاوت بود رفتیم یه کافی شاپ و نشستیم یواشکی بهم گفت : خوشحال نشدی اینها خیلی بچه های گرم و با معرفتی هستن!گفتم راست میگی اگه یک ماه پیش بود الان تو سرم هزار تا نقشه براشون داشتم اما الان از دخترا خوشم نمیاد با تعجب و شگفتی گفت : مگه میشه تو ؟!!! توئی که دوستام از ترس انگولک شدن توسط جنابعالی میترسن خونمون بیان !!برای اولین بار نگاهی خریدارانه بهشون انداختم هر دو خواهر بودن و بزرگتره خیلی زیبا بود حتی قشنگتر از الهام اما نمی دونم چرا به دلم نمی چسبیدن کیرم که همیشه این جور مواقع تمام قد اصرار بر خودنمائی داشت ساکت و خاموش تو آشیانه اش خوابیده بود و اصلا اظهار وجود نمی کرد با دیدن جو سرد حاکم خواهرم خواست که بریم اما دلم نیومد خواهرم که مثلا خواسته بود حال اساسی بده ضد حال بخوره اینه که سریع باب شوخی و خنده رو با دخترا باز کردم و سارا که خوشگلتر بود شروع به جوک گفتن کرد بعد از کلی کس شعر گفتن زدیم بیرون و خواهرم اشاره میکرد که میتونی با سارا تنها باشی و صفا کنی اما گفتم باشه تا بیشتر باهاش آشنا بشم بعد . اونها رو رسوندم و سارا که خیلی خودمونی شده بود لپمو چنگ زد و از دور بوسید بعد که راه افتادم یدفعه جو عوض شد و خواهرم گفت : این اداها چی بود ؟ من کلی مخ زدم برای تو اونوقت تو کم محلی میکنی ؟ معلومه چه مرگته ؟ گفتم منکه خوب بودم گفت : زیاد هنرپیشه خوبی هم نیستی ؟ گفتم ببین میخوای خوشحالم کنی ؟ گفت چطوری؟گفتم الهام!گفت الهام! یعنی تو اونو به سارا ترجیح میدی؟گفتم ببین فعلا دلم واسه اون رفته از اون روز اصلا از فکرش در نمیام یه نگاه عاقل اند سفیه بمن کرد و گفت مطمئنی حالت خوبه ؟ احمق تو اصلا سارا رو خوب دیدی؟گفتم آره خیلی نازه تکه اما تو هم بفهم میگم دلم پیش الهام گیره ؟ یک کم فکر کرد و گفت شاید بفهمم چی میگی اما میدونم که الهامم فقط برات هوس بازیه اگه بدونم عاشقشی هر کار بخوای برات میکنم اما میدونم هوسه . گفتم حتما همین طوره چون شما دخترا فکر میکنید وقتی یکی عاشقتون شد باید سریعا باهاتون ازدواج کنه و خوب بعد از ازدواج هم که سریعا عشق های پوشالی از بین میره و مکافات و بدبختی و شوربختی برای طرفین میمونه اما اگه یکی واقعا عاشقت بود با هم حتی یکساعت فراموش نشدنی رو بگذرونی نه اینکه حتما سکس باشه میتونه یه قدم زدن ساده و ابراز علاقه باشه جوری که خاطرش برات بمونه اون یکساعت عمر از دست رفته ات حساب نمی شه و از عمرت به اون اندازه استفاده کردی بقیه عمر که فناست همین خود سکس مگه چیه یه لذت نامفهوم و بعدش پشیمانی اما وقتی توام با عشق و علاقه باشه به ادم لذت کامل میده&#8230;گفت بس کن بابا اینقدر فلسفه نباف بگو الهامو میخوامو و خلاص!گفتم آره الان دلم پیش اون گیره شاید عشقی کوتاه یا بلند در انتظارمون باشه شاید هم اصلا هیچی نباشه .با این حرفها به خونه برگشتیم واقعا خیلی به سکس با الهام فکر نمی کردم و بیشتر طالب دوستیش بودم هنوزم درک نکردم چه چیزی منو جذب الهام کرده بود اما اگه از الهام سکس نمی خواست پس ازش چی میخواستم؟اینجاست که سرشت آدم خاکی بازهم نهایت عشق بشر رو به سکس و تماس جنسی هدایت میکنه وقتی به این قسمتش فکر میکردم هم شهوت میومد سراغم هم برام سکس با کسی که عاشقش شده بودم کمی خجالت آور و عدول از قوانین عشاق محسوب میشد چندید روز به همین منوال گذشت اوقات بیکاری تو خونه بودم فکر و ذکرم شده بود الهام.یه شب که تو اتاق مشغول گوش کردن آهنگ Hello لیونل ریچی بودم مادرم اومد تو وخیلی جدی گفت : اگه مشکلی داری میتونی با من در میون بذاری شاید بتونم کمکت کنم!نیم خیز شدمو و خیلی راحت گفتم راستش مامان یه دختر با یه نگاه منو مفتون خودش کرد!گفت خوب اینکه چیزی نیست میتونیم بریم خواستگاری!گفتم نه بحث این نیست.گفت خوب باهاش دوست بشو شاید بعد ازدواج کردین.گفتم اصلا حالم یه جور دیگش هنوز حتی راجع به این موضوع باهاش صحبت نکردم .یک کمی دلداریم داد و نصیحت کرد و رفت چند روز بعد خواهرم جشن تولد یکی از دوستاشو تو خونه ما گرفت که بتونم الهام رو ببینم شاید سر صحبت رو باهاش باز کنم و فرجی بشه اون روز عصر که همه اومدن الهام با لباسی بسیار زیبا که شامل دامنی بلند و چفدار بود با بلوز چسبانی از ساتن مثل لباسهای دوره رنسانس اروپا اومده بود سارا هم بود شلوار جین و ژاکتی یقه اسکی هر کاری کردم برم طرفش یا یه نگاه سوزان بهش بکنم نشد که نشد.اونهم بی تفاوت با دوستان مشغول بود سارا مرتب پیش من میومد وبرای اینکه کسی به ناراحتیم پی نبره با سارا خوش و بش میکردم اواخر مجلس که همه با میرقصیدن و تو هم میلولیدن الهام اومد روبروم و با زمزمه گفت : خواهرت یه چیزائی میگه ؟ گفتم منظور !گفت عاشقمی؟گفتم نمی دونم!گفت پسر ها همه مسخره اند فقط میخوان بذارن به یه جای آدم بعد هم حاجی حاجی مکه!گفتم آره درست میگی!گفت پس زر زیادی نزن که عاشقمی و خواب و خوراک نداری این مزخرفات مال کتابهاست اگه خواستی لاس بزنی بگو تا یه حالی بهت بدم اما اهل عشق و عاشقی و این جور مسائل نیستم!کشیدم کنار برام ثقیل بود دختری با این قیافه معصوم جواب اینطوری تو کاسه ام بذاره سارا اومد جلوم و همون لحظه تصمیم گرفتم برای همیشه این عشق لعنتی الهام رو بذارم کنار شروع کردم با سارا شوخی کردن و اونهم جواب شوخی هامو خیلی گرمتر پاسخ میداد&#8230;بهمین سادگی ذهنم داشت از الهام پاک میشد خواهرم که زیاد دور و برم بود خوشحال بود دیگه آخرش دستم رو دور باسن سارا حلقه کرده بودم و اونهم همین طور و آهسته مثلا میرقصیدیم اوضاع دوباره چشمم مستقیم به چشم الهام افتاد و دوباره اون عشق لعنتی با قوای بیشتری هجوم آورد الهام بسیار عادی بنظر میرسید اما خشم شدیدی رو تو چشماش دیدم رفتم نشستم و الهام با کمی آب پرتقال خیلی بی تفاوت اومد کنارم و گفت میخوری؟گفتم چرا ناراحتی؟گفت من ؟گفتم آره چته!سرش رو انداخت پائین و گفت فکر نمی کردم کسی بفهمه گفتم فهمیدم و میدونم حاضری کله منو بکنی!پوز خندی زد و گفت ببین تو اگه یه بار دستت بمن برسه باهام حال کنی سریعا با من سرد میشی و میری دنبال یکی دیگه پس از این قیافه ها نیا اگه خواستی فردا بیا دنبالم &#8230;گفتم نه الان یه حس خوبی دارم که تجربه نکردم گفتن زر نزن بابا فردا منتظرتم &#8230;و دیگه تا آخر مجلس حرفی نزدیم خودمم نمی دونستم واقعا چی ازش میخوام فرداش به خواهرم گفته بود بگو کیوان ساعت یازده جلو دانشگاه منتظرش هستم خواهرم اومد و بی مقدم یه بشگون جانانه از پهلوم گرفت و گفت تو که اینقدر راحت مخ میزنی چرا یک ماه عزای الهام گرفتی؟گفتم ایندفعه قضیه برعکسه و موضوع رو کامل براش شرح دادم.گفت خوب راست گفته پسرا همه همینطورن دختراهم یه جور دیگه زیاد سخت نگیر و برو باهاش خوش باش رفتم سر قرار اومد نشست تو ماشین و گفت قبلا پسرا سر قرار که میرفتن کلی به خودشون میرسیدند ولی تو این زمینه جنابعای خیلی بیغ تشریف دارین شایدم اگه بجای من سارا اومده بود به خودت میرسیدی ؟گفتم چیه حسودیت شده ؟یدفعه انگار آب سردی روم ریخته باشن فهمیدم که الهام به سارا حسودی کرده&#8230;گفتم کجا برم؟گفت یه جای خلوت که راحت منو بکنی!گفتم چی ؟گفت همین دیگه مگه اینو نمی خوای؟گفتم خر نشو بابا کی اینو خواسته!گفت برو خونتون خواهرت مکان رو ردیف کرده!باورم نمی شد رفتم سمت خونه و با الهام رفتیم تو دیدم خواهرم تنهاست&#8230;گفتم پس همش نقشه اس؟گفت دیوونه تو الهامو میخوای که بهش رسیدی اونهم که برا هر کاری حاضره دیگه چه مرگته .خیلی الهامو می خواستم اما نه اینجوری رفتیم اتاق خواهرم و الهام مانتوش رو درآورد پیرهنی مردانه ولی تنگ که به کمرش چسبیده بود و دو تا دکمه بالاش باز بود سفیدی بالای سینه هاش مشهود بود موهای تابدارش که تا کمی زیر شونش بود به رنگ خرمائی روشن و خیلی زیباش میکرد کون بزرگش تو شلوار مشکی بی تابی میکرد و فکر میکردم هر لحظه این شلوار از بالا جر میخوره تو همین اوضاع اصلا حواسم به کیر بی صاحب مونده ام نبود که کمی مونده بود تا سرش از زیر کمر شلوار بیاد بیرون و کاملا از زیر شلوار هویدا بود ظاهرا همین موجب فرار خواهرم شده بود چون دیگه ندیدمش و منو الهام تنها موندیم خیلی راحت گفت اگه یه چیزی بهت بگم فکر کنم خودتو خراب کنی!گفتم بگو!گفت من اوپنم !!!اصلاً مارس مونده بودم! به اون صورت معصوم که زیبائی ملکوتی داشت این حرفها نمی خورد حتی تصورش هم برام بی معنی بود فکر میکردم یعنی این دختر زیبا و رویائی هم ممکنه زیر اون شلوار کس داشته باشه!خوب آدم وقتی خیلی جوونه احساسات رقیقی داره و بیشتر تابع احساسه تا منطق!گفتم باور نمی کنم.گفت وقتی کردی باور نمی کنی!به سختی مسیر کیرم رو تو شلوار به پائین تغییر دادم تا تونستم نفسی بکشمگفت ولش کن بیارش بیرون!گفتم ببین برام بگو چطور اوپن شدی ؟گفت خیلی راحت یکیو دوست داشتم و خودم بهش دادم از زور شهوت همین ؟ اما اگه میخوای دورغشو بگم اینطوری بود که من یه خواستگار دکتر داشتم و خانواده ام خیلی بهش اطمینان داشتن و ایشون هم بعد که منو کرد رفت خارج&#8230;رک بودن این دختر واقعا برام باعث تعجب بود اصلا حرفها ئیکه میزد برای خودش اهمیتی نداشت پس از کمی مکث گفت : اگه نمی خوای بکنی واسه چی منو آوردی ؟گفتم خیلی دوستت داشتم خیلی هم میخواستمت ولی اینجوری که تو اول از آخر شروع کردی ؟ گفت یعنی چی ؟ گفتم همیشه با حرفهای عاشقانه شروع میشه و بعد میرسیم به کردن اما تو اول رفتی سراغ قضیه . گفت برام مهم نیست اگه کاری نداری من برم!راستش با بودن خواهرم تو خونه دست زدن به اون برام مشکل بود و از طرفی معصومیت در این قضیه از بین رفته بود گفتم نه کار خاصی ندارم شروع کرد به پوشیدن مانتو و در این وقت خواهرم اومد تو و دیدم داره به الهام اشاره میکنه اونهم سری به نشانه نفی تکون داد خواهرم گفت خوب کیوان به آرزوت رسیدی؟گفتم نه اما فعلا آب سردش روم ریخت گنگ و نامفهوم بهم نگاهی کرد و با الهام و خواهرم زدیم بیرون و الهامو گذاشتم و خواهرم گفت یه چرخی بزنیم خیلی پنچری!گفتم آره اصلا انتظار نداشتم این الهام به این خوشگلی به این معصومی فاحشه از کار در بیاد ؟با تعجب گفت : چی گفتی ؟ گفتم فاحشه!گفت حرف دهنتو بفهم کیوان بهت پا نداده اینجوری میگی ؟گفتم برعکس کاملا پا داد و خودش گفت که دختر نیست و &#8230;باورش نمی شد گفت من که مدتهاست دوستشم خبر ندارم و اونم کمی جا خورده بود تو همین حین دیدم دختری داره دست بلند میکنه نزدیکتر که رفتم دیدم ساراست و با خوشحالی سوار شد و گفت کجا میرید ؟ گفتم میچرخیم گفت منم بیکارم و با کلک زدم بیرون یدفعه یه فکری به ذهنم رسید و گفتم بریم خونه ما ؟ یه نگاههائی رد و بدل شد و خواهرم گفت بریم و با آخرین سرعت رفتیم سمت خونه . نشستیم و خواهرم به راحتی گفت من تو اتاق خودم هستم و اگه کاری داشتید صدام کنید.من موندم و سارا که به راحتی نمی تونست خودشو کنترل کنه یه لحظه گفتم چته میترسی ؟پرید طرفمو و لباشو گذاشت رو لبام داغه داغ . یدفعه میلم زد با و دستمو به زور از لای مانتو و پیرهنش بردم تو سینه هاش سفت و دخترانه و براش حسابی مالوندم بعد از چند دقیقه دیدم نمی ره سمت کیرم.گفتم شروع کن دیگه!گفت آخه بار اولمه خجالت میکشم . گفتم اه نه بابا تو بار اولته!گفت آره به جون خودم راست میگم حالا چون از تو خوشم اومده فکر کردی حرفه ای هستم!دستشو بردم سمت کیرم و از روی شلوار دستشو مالوندم بهش&#8230;خوشش اومد و گفت کسی نیاد!گفتم راحت باش در حالی که زل زده بود تو چشام زیپمو باز کرد لب پاینشو گاز گرفته بود و بالاخره دستشو کرد تو شرتم و چیکو رو آورد بیرون و یه نگاهی بهش کرد دستمو بردم تو شلوارش گفت تروخدا مواظب باش کاری نکنی!فکر کردم فیلمه گفتم بابا ما رو سیاه نکن و انگشتمو بردم لای کسش کمی خیس بود و خیلی لطیف خوابوندمش رو تخت در حالیکه دست از کیرم بر نمی داشت گذاشت لای پاش و شروع کردم به مالوندن هر دومون خیلی سریع ارضا شدیم و در حالیکه با دستمال کاغذی پاکش میکردم یه نگاهی به کسش کردم خیلی آکبند و تمیز بود صورتی و کمی لاشو باز کردم واقعا پلمب بود!گفت چیه کالبد شکافی ؟ گفتم عجب چیزی داری لامصب!نیم خیز شد و گفت ببین من توی فیلمها خیلی سکس دیدم چرا مال ما اینقدر زود تموم شد؟خندیدمو و گفتم پس باید به تئوری سکس وارد باشی!گفت ای ی همچین گفتم میخوریش ؟گفت آره بدم نمیاد و اومد و یه مدت طولانی نگاهش کرد و بعد سرشو کرد تو دهنش یک کم که راه افتاد شروع کرد حسابی ساک زدن دیدم داره میاد بلندش کردمو و رفتم سمت کسش با زبونم لاشو باز کردم و نوک زبونمو گذاشتم رو کلیتوریسش یک کم که لیس زدم &#8230;داشت جیغ میزد و سرمو محکم به کسش فشار میداد اومدم بالا و گذاشتم لای پاش اما به محض تماس دیدم به سختی لرزید و ارضا شد.گفتم ببین من هنوز موندم؟گفت هر کار بخوای&#8230;دیدم سریع نشست و گفت نه عقب نه برات ساک میزنم و برای اینکه اصرار نکنم کیرمو کرد تو دهنش و خیلی محکم شروع کرد با اینکه میخواستم جلوی خودمو بگیرم اما نشد و همونجا تو دهنش خالی شد اونها رو از دهنش داد بیرون و ریخت رو سینه هاش و باهاشون بازی میکرد همونطور که دراز کشیده بودم شورت و شلوارم رو پوشیدم دیگه رمق نداشتم و سارا هم لخت کنارم نشسته بود&#8230;یدفعه خواهرم پرید تو و گفت سریع لباس بپوشید که مامان اومد یدفعه سارا دیوانه وار شروع به لباس پوشیدن کرد و منم تی شرت رو پوشیدم و سارا دوید اتاق خواهرم منم طبیعی رفتم بیرون دیدم خواهرم با مامان تو حیاط داره صحبت میکنه رفتم سوار ماشین شدم و به خواهرم گفتم : 5 دقیقه دیگه با سارا سر کوچه باش!چشمکی زد و رفت تو.رفتم سر کوچه و اومدن تا سوار شدن سارا هی میگفت امروز خیلی خوش گذشت مرسی تجربه خوبی بود و از این دست حرفها.خواهرم گفت بریم تا احمد اباد و برگردیم رفتیم و کمی خرید کرد و تند برگشت.گفت برو دم دانشگاه!گفتم چرا؟گفت برو بعد میگم سریع رفتیم و ما واستادیم و اون رفت تو سارا هم تو ماشین بود و با نگاه شیطنت باری منو نگاه میکرد یدفعه در ماشین باز شد و خواهرم و الهام سوار شدن و الهام یه نگاه حاکی از تعجب به خواهرم و الهام و بعد بمن انداخت راه افتادم سمت خونه و سارا دم خونشون پیاده شد و خواهرم گفت منو برسون بعد هم الهامو!وقتی با الهام تنها شدیم گفت خوبه سارا جون پیشت بود! کردیش؟گفتم نه اون دختره!گفت منکه بهت راه دادم چرا نکردی؟چیزی نگفتم اما الهام خیلی عصبی بود و مرتب حرف میزد دم خونشون پیاده شد و درو محکم بهم کوبید و گفت فردا شب بیا دنبالم!گفتم ببخشید من کلی کار دارم اما خواهرم و دوستاش کل وقت منو گرفتن!گفت همین که گفتم میخوام ببرمت خونه داداشم یدفعه برق سه فاز ازم پرید!گفتم میخواد ترتیب منو بده ؟گفت نه کسی اونجا نیست میخوام سر بزنم تو هم بیا شاید دختر خالم هم با ما بیاد!گفتم شاید اومدم گفت حتما میای با یه تیکاف شدید کندم سمت خونه &#8230; خونه که رسیدم به خواهرم گفتم : الهام گفته فردا شب برم پیشش تو چی میگی؟در حالیکه در اتاقشو میبست گفت مثل اینکه حالت بهتره و از پنچری در اومدی ؟گفتم آره یه حسی بود که تقریبا پریده!گفت ببین حالا واقعا تو عاشق الهام شده بودی؟گفتم نه! تو که میدونی من اهل عشق برای زن گرفتن نیستم ولی خوب بعضی ها یه جورائی رو آدم اثر میذارن مثلا سارا که به راحتی بهم حال داد لابد منو خواسته الهامم همونطور!گفت خوب اونکه خواست باهات باشه!گفتم آره شاید اگه یه کمی خجالتی تر بود منو تو دام عشق خودش شدیدا اسیر میکرد ولی اون رک و بی پرده اول گفت باکره نیست دوم خیلی راحت موضوع زن شدنش رو توضیح داد سوم خیلی راحت گفت شما هم بفرما این دیگه عشقش کجا بوده؟گفت خوب تو هم اگر میفرمائیدی اون حس مرموز الان بکلی از سرت پریده بود!گفتم حالا چیکار کنم فردا شب برم یا نه ؟ گفت اگه اهلشی که میدونم شدید هستی خوب فردا برو اگه نه که هیچی . زدم بیرون و با بچه ها کس چرخ زدن طرقبه یکی از دوستام بنام رضا که خیلی هم لوطی و اقا بود تا موضوع رو بهش گفتم گفت ببین اصلا نرو و خر نشو من این موضوع مهم رو برات انجام میدم و وقتی دید با دقت تو نخ حرفهاشم گفت خوب کره خر مگه مرض داری که نری! ابله من روزی سه بار جلق میزنم تو خوابمم کس نمی بینم در به در دنبال یه عکس سکسی برای زدن هستم اونوقت توی خر میخوای نری!؟از حسی بدی که الهام برام به وجود آورده بود گفتم گفت بشاش بهش همین اون حس همونجور که میاد بعدشم میره دنبال کارش خلاص این تجربه رو تمام پسر ها بارها و بارها با دیدن یه دختری که تو رویاهاشون درست کردن به وجود میاد و با اولین بار کردنش یا عدم دسترسی به نامبرده سریعا از بین میره اینقد خر نباش!یدفعه گفتم میای فردا شب با هم بریم؟یه نگاهی کرد و گفت ببین دیدم به کیرش اشاره میکنه که شدید شق کرده!گفت حرفش منو خراب میکنه اما اگه ببریم غلامت میشم نوکرت میشم و&#8230; التماس پیش خودم گفتم خوب با رضا میرم اگه داد که هیچی اگه نداد هم به جفتمون نمی ده دیگه!با رضا برگشتیم و تا فردا شب اتفاق مهمی نیفتاد عصر رفتم رضا رو برداشتم دیدم یه لیدوکائین از ساک ورزشیش درآورد و گفت حتما بزن که حال کنیم!گفتم اگه نداد چی ؟ گفت هیچی من تو رو میکنم تو هم منو اینقد به دلم صابون زدم که اگه نده حتما زورکی میکنمش!رسیدیم در خونه الهام و از پشت در یه سرک کشید و اومد عقب نشست رضا سریع برگشت و گفت سلام من رضا هستم دانشجوی حقوق 22 ساله و دستشو دراز کرد الهام با خنده جوابشو داد و باهاش دست دادرضا وقتی برگشت دیدم دستش رفت رو کیرش سر راه دختر خاله الهامم برداشتیم اسمش سلیمه بود و از اون دختر هائیکه به چسش میگه نیا بو میدی!خیلی با افداه نشست تو ماشین و نگاه تحقیر آمیزی به من و ماشین انداخت و به الهام گفت دوست پسرت اینه ؟ منم که حسابی بهم برخورده بود گفتم نه اینه و اشاره به کیرمالهام پقی زد زیر خنده و سلیمه هم روشو کرد اونور مثلا ناراحت شد رفتیم خونه داداشش و کمی این ور اون ور کردن و آخرش دیدم الهام با یه لیاس حریر خیلی نازک اومد پیشم و نشست رو زانوم رضا که از شق درد نمی تونست راه بره اشاره کردم اومد و گفتم تو برو مخ سلیمه رو بزن خیلی ازش شاکیمالهام گفت بچه ها اینو حسابی بکنینش اوپنه و خیلی هم افاده داره!رضا گفت اگه پا نداد؟گفت چرا پا میده منکه با کیوان مشغول بشم اونهم حالش خراب میشه رضا رفت پیش سلیمه و شروع کرد به مخ زنی با اون زبونش کمی رامش کرده بود و دختره داشت میخندیدالهام گفت خیلی ازت دلخورم!گفتم چرا؟گفت رفتی اون دختر چاقه رو کردیش ها!گفتم نه بابا فقط لاپائی!یدفعه شروع کرد به زدن من منم در رفتمو و افتاد دنبالم تو همین حین دیدم رضا اونقدر مخ زده که کیرشو گذاشته کف دست دختره و انهم داره باهاش ور میره عمدا نزدیک اونها خودمو انداختم و الهامم افتاد روم!داشت می خندید و همون خندیدنش منو به عرش میبرد بخاطر معصومیت چهره اش اگه بهم دست نمی زد شاید نمی تونستم کاری بکنم وقتی افتاد روم پیرهنمو محکم گرفت و جر داد و گفت من سینه پشمالو خیلی دوست دارم و سرشو به پشمای سینه ام میمالید با دو دست سرشو بالا آوردم و تو چشاش نگاه کردم خنده تو چشاشم بودگفت چیه؟گفتم میخوام تو چشات غرق بشم !گفت شعر نگو بابا و دستشو برد رو کیرم خیلی محکم از رو شلوار میمالید.گفت من اینو دوست دارم و فعلا چیز دیگه ای نمی فهممگفتم یواشگفت هر وقت داد زدی و&#8230; محکمتر. یک کم تحمل کردمو و دیدم نه بابا الان چیکو اونجا تلف میشه یه داد یواشی زدم و به پهلو غلتوندمش دستاش رفت تو پشمای سینه ام دکمه های لباسش باز بود و سینه های بلوریش بیرون ظاهرا خیلی مالونده شوده بود چون کمی آویزن بود اما سفیده سفید . نوکش صورتی بود و هاله ای با شعاع کمی زیاد دور نوک سینه . وقتی زبون رو نوک سینه اش گذاشتم فکر کنم ارضا شد کیرمو در آورد و شدید فشارش داد و دیگه نذاشت سینه شو بخورم و کیرمو کرد تو دهنش و ساک زدن رو شروع کرد.تو همین حین دیدم رضا تا دسته کرده تو کس سلیمه تا اون لحظه به پاهای سلیمه توجه نکرده بودم پاهای خیلی بلندی داشت که کلی از سر شونه رضا زده بود بیرون و صداش در اومده بود هنوز الهام داشت ساک میزد که آب رضا اومد و سلیمه همشو ریخت تو دهنش و قورت داد یدفعه دیدم آب منم داره میاد!گفتم الی پاشو اومد گفت راحت باش و کلیه کیرمو محکم تو دهنش گرفت و مثل آبنبات چوبی میک زد به سختی جلوی خودمو گرفتم اما اون میدونست چیکار کنه و کل آبم تو دهنش خالی شد این صحنه حشر منو بدجوری زد بالا طوری که کیرم اصلا نخوابید.الهام اومد بالا و کیرمو به کسش تنظیم کرد و کرد توش وای که چقدر داغ بود و تنگگفت با اینکه خیلی ها منو مالوندن اما همه منو نکردن!گفتم آره خیلی تنگه!روم خوابید و گفت ببین میخوام سلیمه رو امشب از عقب بکنی!گفتم فکر نمی کنم حسش برام بمونهگفت کاری میکنم که بمونه و شروع کرد به تلمبه زدن و چندیدن حالت رو امتحان کردیم تا دوباره هر دو تقریبا در یک زمان ارضا شدیم&#8230;کشیدم بیرون و همه همونطور لخت دراز به دراز افتاده بودیم به رضا گفتم تو برو سمت الهام میخوام این دختره رو از عقب بکنم!گفت نمی ده بابا اونم با کیر تو!گفتم میکنم و رضا چسبید به الهام.الهام کیرشو کرد تو دهنش و ساک زد به سلیمه گفتم بیا جیگر حال بکنیم گفت بسمه نمی تونم!گفتم اینو ببین یه نگاهی کرد و گفت یه شب دیگه!گفتم نه دیگه ببین رضا داره الهامو میکنه یه نگاهی کرد و گفت رضا !!! و براش خط و نشون کشید انگار با یه کردن زن و شوهر شده بودن و برای تلافی شروع کرد برام ساک بزنه یک کم که زد خسته شد و گفت نمی تونم!گفتم ببین تا حالا از عقب رو تجربه کردی؟گفت نه میگن خیلی درد داره!گفتم اونها ناشین اینقدر لذت داره که دردش محسوس نیست!گفت راست میگی؟گفتم آره صبر کن اسپری لیدو کائین رو آوردم و حیسابی زدم در کونش و اطرافش و شروع کردم ماساژ دادن اون کون زیبا یک کمی که گذشت گفت داره بی حس میشه ولی خیلی حال میده انگشت کوچیک رو کمی کردم تو و چرخوندم گفت وای کیوان خیلی حال میده کیرتو بکن گفتم واستا هنوز زوده بیشتر تحریکش کردم بزودی ناله هاش به فریاد تبدیل شد و داد میزد یالا بکن توش دیگه قمبل کرد بالا و کیرمو خیس کردم و گذاشتم توش تا نصفه رفت تو صداش خوابید و گفت کیوان سوختم نگه داشتمو و یواش یواش شروع کردم تا بالاخره تا ته رفت همونطور که میزدم معلون بود خیلی درد داره ولی بروش نمیاورد اونقدر کردمش که خودم خسته شدم و آبمو ول کردم تو کونش و افتادم روش یه لب ازش گرفتم و تشکر کردم اونم گفت خیلی حال دادی و بلند شدیم همه زدیم بیرون و شام مهمون رضا رفتیم شاندیز و بعد همه رو رسوندمو و رفتم مثل خرس خوابیدم صبح خواهرم بیدارم کرد و موضوع دیشب رو پرسیدگفتم اوکی شد و رفت پی کارش اما رمق نداشتم حرف بزنم ظهر وقتی از دانشگاه اومد دیدم میخنده! گفتم چته؟گفت با دختر خاله الهام چیکار کردی!گفتم چطور؟گفت بیچاره راه نمی تونست بره و الهامم گفت که داداش فلانی ترتیبشو داده اونهم از &#8230;..خجالت کشیدمو و سرمو انداختم پائین&#8230;گفت افه اشو شکستی مرسی و رفت اتاقش &#8230;.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%d9%85%d9%86-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173839</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.008 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-04-22 14:22:58 by W3 Total Cache
-->