<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>کوتاهش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:31:29 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>کوتاهش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامان خواب بود که &#8230;</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Nov 2019 07:27:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساساتی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیاری]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اسکناس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجام”]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چهارزانو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانیه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهش]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[همانجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[یادگار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[.خوب که چرخی زد خود فیلم سکسی را خسته روی مبل راحتی انداخت . شال سرش را برداشت و با حرکتی موهای افشان و حالت دارش را سکسی روی شانه هایش ریخت . همان اول شاه کس مرا یاد نگین انداخت که اولین عشقم بود. رو به من با خنده ای نگاه کونی کرده و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>.خوب که چرخی زد خود فیلم سکسی را خسته روی مبل راحتی انداخت</h2>
<p>. شال سرش را برداشت و با حرکتی موهای افشان و حالت دارش را سکسی روی شانه هایش ریخت . همان</p>
<h3>اول شاه کس مرا یاد نگین انداخت که اولین عشقم بود. رو</h3>
<p>به من با خنده ای نگاه کونی کرده و راحت تکیه می دهد . -&#8220;خب! نکنه قراره تموم شب همونجا وایستی</p>
<h4>و جنده بروبر نیگام کنی؟! &#8221; به خود می آیم -&#8220;</h4>
<p>. . . البته که نه! پستون چیزی می خوری ؟&#8221; -&#8221; والا چه میدونم، شما صاحب اختیاری !&#8221; فکر نمی</p>
<h5>کنم چیزی کوس در یخچال باشد . سه روزی که صفورا</h5>
<p>ترکم کرده است هیچی نخریده ام . جلو می روم و کنارش می نشینم . باز هم دقیقتر نگاهش می کنم . سکس داستان تمیزتر و مرتب</p>
<h6>تر از چیزی است که فکر می کردم ایران سکس .- &#8220;جنده</h6>
<p>ای؟!&#8221; زیر خنده می زند، آنقدر می خندد که اشکش در میآید . -&#8221; نه خیرم! یه دوشیزه از آکادمی آکسفورد هستم . . . خب معلومه!&#8221;- &#8220;باور کردنش سخته&#8221; -&#8221; چی، جنده بودن من؟! خب معلوم شد از اون احساساتی هاش هستی . من یکی حوصله ندارم یه ساعت جفنگ بگیم . زود شروع کن .&#8221; -&#8220;چرا اینقدر عجله داری ؟ . . . آخه بهت نمیاد، مثل همه دخترا و زنای معمولی هستی!&#8221; -&#8221; حالا شما فرض کن ما جنده ی معمولی هستیم . مشکلی داری گلم؟&#8221; دستش را از روی شلوار به کیرم می رساند .- &#8220;ای بابا این که هنوز خوابه! &#8220;- &#8221; اسمت چیه؟&#8221; -&#8221; چه فرقی میکنه! لاله ، ژیلا،آرزو. . . &#8221; -&#8220;من فرهادم&#8221;-&#8220;خب منم ندا&#8221; دستم را به موی سرش می کشم.نوازشش آرامم می کند . -&#8220;میخوام باهام باشی&#8221;-&#8221; فعلا که اینجام! خوب حساب کنی مردی کردی&#8221; -&#8221; نه منظورم یه مدت طولانیه .شاید . . . شاید ازدواج کنیم!&#8221; یک لحظه جا میخورد . تبسمی کرده و شالش را سر می کند . -&#8221; نه خیر! مثل اینکه شما مشتری نیستی!خدا روزیتو جا دیگه حواله کنه !&#8221; به سمت در می رود.خودم را زودتر از ندا به در می رسانم-&#8220;کجا؟! . .چرا عجله داری؟&#8221; -&#8220;جندتم به خدا . ولم کن برم . شما خودت معمولی نمیزنی!این شر و ورا چیه میگی،مگه زن و زندگی نداری؟میخوای ما رو کیر کنی!&#8221; دستش را میگیرم .- &#8220;زنم ترکم کرده . اصلا تنهام. هیچکس رو ندارم .&#8221; -&#8221; خب ، پس دپرسی داری هذیون میگی. آ قربونت،برو پیش یه دکتر. &#8221; -&#8221; تو با یه عاشق چیکار میکنی؟&#8221; -&#8220;هیچی! اگه کیر داشته باشه میخورمش!&#8221; -&#8221; باشه! همون کارو کن&#8221; همانجا روی زانو می نشیند . شالش را بر می دارم . کمربندم را بازکرده و شلوار و شورت را پایین می کشد . نوکش را می بوسد. با گرمای دهانش و دستان ظریفی که لمسم می کنند کیرم شق می شود. آرام مو هایش را نوازش می کنم .- &#8221; خیلی خوشگلی!حیف نیست! بیا زن من باش. تا حالا کسی عاشقت شده ؟&#8221; چشمان شوخش نگاهم می کنند. معلوم است می خندد. دکمه های مانتو اش را باز می کند . از زیر مانتو بنفش و کوتاهش فقط تابی پوشیده با شلوار جین تنگ . پوست بدنش سفیدتر از صفوراست . -&#8220;چته! زود باش دیگه!&#8221; شلوارم را کاملآ در می آورم . ندا روی زمین دراز می کشد و عشوه گر نگاهم می کند . مثل مار می پیچد . کنارش می نشینم و تابش را در میآورم . لب روی لب می گذارم و تن نرمش را می مالم . با باز شدن کورست پستان هایش رها می شوند . برایش می مالم و می مکم . در سکوتمان فقط نفس فریاد می کشد. شلوارش را که کاملا به بدنش چسبیده است پایین می کشم . برای اینکه باور کند دوستش دارم کسش را لیس می زنم . کمی ناله می کند وسرم را به خودش می فشارد. -&#8220;برگرد . . . &#8221; سریع برمی گردد و چهارزانو می شود . راحت تا ته ئکسش را می کنم . آبم می ریزد. از پشت بغلش می کنم و خود را به او می مالم .- &#8221; ندا&#8221; -&#8221; جووونم&#8221; -&#8221; خوب بود&#8221; -&#8221; ای . . . بدک نبود&#8221; -&#8221; میخوام کونت بزارم&#8221; -&#8221; اوکی&#8221; انگشتش می کنم و بازهم به راحتی اینبار کونش می گایم .کنارش دراز می کشم و ندا هم روی زمین ولو می شود. رو به من می خندد. پس از حمام روی تخت می خوابیم .می خواست برود، نگذاشتم .-&#8220;ندا جون واقعا عشقم رو باور می کنی؟&#8221; می خندد. -&#8221; میدونی فرهاد جون من و امثال من کارگر جنسی هستیم . . . &#8221; -&#8221; این دیگه یعنی چی؟&#8221; -&#8221; یه پیرمرد که می گفت استاد دانشگاهه بعد چهار بار سرویس به جای پول درست و حسابی این شر ورا رو تحویلم داد. البته چون آدم متشخصی بود ازش خوشم اومد، گفتم حالی هم به این داده باشیم مفتی &#8221; -&#8221; نه ندا جون حرفاش رو فراموش کن . تا حالا عاشق داشتی ؟!&#8221; -&#8221; آره که داشتم! بهرام سیریش! شونزده هفده سالم بود به بهانه ی عاشقی منو برد به یه خراب شده ای . با دوستاش ریختن سرم ! حالا نکن کی بکن! پشتم و ندیدی؟!&#8221; بر می گردد و حوله را کنار زده قمبل می کند . درست روی هر دو طرف کونش جای سوختگی است . وقتی می کردمش متوجه نشدم . -&#8221; اینا یادگار همون روزن . &#8221; -&#8221; میدونم سختی کشیدی خونواده چی؟ &#8221; -&#8221; یتیمم . عمه گلی مثلا قیمم بود. شوهرش مفنگی بود .میدونستم یه روز میفروشتم، از کجا میدونستم قرار ه بهرام اوراقم کنه!&#8221;تا نصفه های شب حرف میزنیم . با بوسه بر لبش آخرین جمله ام را می گویم &#8221; دوست دارم&#8221;صبح زود از خواب بیدار میشوم . ندا کنارم نیست . صدایش می کنم . کاغذی برایم نوشته است:&#8221;فرهاد جون ببخشی فضولی کردم و سری به کمد و کشو زدم . میدونم صفورا جانت رو طلاق دادی چون یه ماه دیگه قراره بمیری . لابد دوسش داشتی . خوش به حالش . با اجازه به قدر کارمزدم اسکناس زدم به جیبم . دیشب واقعا باورم می شد . ولی حرفای اون پیرمرد خیلی ارزشمند بوده! آقا فرهاد، من شاید کارگر جنسی باشم، ولی هیچوقت برده ی عشقی نمیشم !&#8221;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2570</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس ناز با مادر و دختر در آشپزخانه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 Nov 2019 08:22:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبمیوه]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[ارضائی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتیاق]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونائی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونهمه]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارش]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینگار]]></category>
		<category><![CDATA[باخنده]]></category>
		<category><![CDATA[بالاترین]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزنمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بکنمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[چیزائی]]></category>
		<category><![CDATA[حالتمون]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان:من]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیواره]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[صابونی]]></category>
		<category><![CDATA[صدامونو]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کدوممون]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کسشبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهش]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنش]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ملتمسانه]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهانی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونن]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وبرگشت]]></category>
		<category><![CDATA[وپاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[وکیرمو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[چطور میتونم لا پائی وساک فیلم سکسی واز پشت کردنو انجام بدم&#8230;&#8230;زری که عاشق سکس بود ماجرای منو برای دوستاش تعریف کرد ومنجر به این شد که سکسی باتفاق یکی از دوستاش یه سکس سه شاه کس نفری داشته باشیم&#8230;.اونروز توی خونه لی لی در حالیکه آبجو خورده بودیموفیلم سکسی گذاشته بودیم کونی زری که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>چطور میتونم لا پائی وساک فیلم سکسی واز پشت کردنو انجام بدم&#8230;&#8230;زری که</h2>
<p>عاشق سکس بود ماجرای منو برای دوستاش تعریف کرد ومنجر به این شد که سکسی باتفاق یکی از دوستاش یه سکس</p>
<h3>سه شاه کس نفری داشته باشیم&#8230;.اونروز توی خونه لی لی در حالیکه</h3>
<p>آبجو خورده بودیموفیلم سکسی گذاشته بودیم کونی زری که تا اونروز فیلم سوپر ندیده بود محو تماشای فیلم شد و لی</p>
<h4>لی جنده (که ظاهرا از قبل رابطه های زیادی داشته) بامن</h4>
<p>شروع به ساک زدن 69ئی کرد پستون وبا ریختن ماست وخیار روی چوچوله هاش بمن فهموند که چطور وکجای کس را</p>
<h5>باید ساک کوس زد &#8230;&#8230;.ادامه داستان:من و لی لی تو بغل</h5>
<p>هم بی حال خوابیده بودیم و من که از شدت لذت بی حال شده بودم چشمامو بسته بودم وحالت خواب وبیداری داشتم&#8230;که سکس داستان یه مرتبه یه</p>
<h6>چیزی و جلو دهنم حس کردم&#8230;چشمامو که باز ایران سکس کردم دیدم</h6>
<p>زری برعکس من وروبروی من خوابیده و سرشو جلو کیرم قرار داده و کسشم در مقابل دهنم گذاشته &#8230;سرمو بلند کردم یه نگاهی به زری کردم دیذم چشماش خمار شده و آهسته گفت حالم خیلی خرابه میتونی؟؟؟&#8230;.همین لحظه بود که لی لی هم از خواب کوتاهش بیدار شد ورو کرد به دوتائیمون و با یه لبخندی گفت : چیه فیلمه اثر کرده؟&#8230;.زری هم نه گذاشت ونه برداشت گفت: خیلی حالم خرابه یه کاری بکنید&#8230;..لی لی مثل اونائی که میخوان پشت فرمون بشینن خنده ای کرد واز تو پشت من بلند شد ونشست&#8230;..منو به پشت خوابوند و زری هم هل داد روی من که برای هم ساک بزنیم&#8230;توهمین موقع لی لی باخنده گفت میخوام تمام آب زری بکشی بیرون&#8230;ببینم چقد یاد گرفتی؟!&#8230;..منم خیلی آروم لای کس زری باز کردمو خیلی آهسته شروع کردم به زبون زدن&#8230;.باور کنید هنوز یک دقیقه نگذشته بود که زری دستشو قفل کرد تو کمرم وتمام بدنشو منقبض کرده بود که ارضا بشه که یهمرتبه دیدم موهام به عقب کشیده میشه تا سرمو از کس زری دور کنه&#8230;تو همین موقع دیدم لی لی سرمو عقب گرفته که ادامه ندم &#8230;ازش پرسیدم چرا این کارو میکنی؟&#8230;جواب داد زوده&#8230;.باید یه کمی طولش بدی&#8230;.تو همین موقع زری شروع کرد به مالیدن کیر من به اطراف دهن وصورتش وگاهی هم تا نصفه های کیرمو میکرد تو دهنش لی لی بطرف کیر من و سر زری رفت وبه زری گفت دهنتو کامل باز کن&#8230;.زری اینقدر حشری بود که بدون چون وچرا اینکارو کرد&#8230;بعد لی لی با دستش گذاشت روی کمر من وبا اینکارش خواست که فشار بیشتری بدم تا کیر من تا آخر بره بودهن زری منهم اینکارو کردم البته خیلی آهسته&#8230; به آخرای کیرم که رسیدم یه مرتبه دیدم زری با تمام قدرت منو از روی خودش کنار زد و شروع کرد به سرفه و عق زدن &#8230;لی لی که داشت می خندید یکی از کوسن های مبل را زیر گردن زری گذاشت به شکلی که سر زری به بالاترین حدی که میشد از عقب خم بشه&#8230;دوباره با اشاره دست از من خواست که کیرمو داخل دهن زری کنم &#8230;منهم اینکارو کردم ما این دفعه تا آخر فشار نمدادم لی لی به سراغ من اومد واز زیر سرم دستشو آورد نزدیک کس زری و لای اونو باز کرد یه کمی با سوراخش بازی کرد که داد وفریاد زری بلند شده بود &#8230;یه چیزائی میگفت که چون کیر من داخل دهنش بود برای هیچ کدوممون مفهومی نداشت&#8230;.جند لحظه ای که گذشت لی لی رو بمن کرد وگفت آماده ای؟ با سر اشاره کردم آره سرمو به طرف کس زری برد و گفت تا میتونی ای چوچوله هارو زبون بزن&#8230;منم اینکارو کرده که بعد از سی چهل ثانیه دیدم پاهای زری دور گردنم قفل شد وبا دوتا دستاش داره لمبه های منو چنگ میزنه&#8230;یهمرتبه با یه صدای وووووای خودشو منقبض کرد وشروع کرد به لرزیدن&#8230;همین موقع بود که لی لی با تمام قدرتش دستشو گذاشته بود روی کمر من واز من میخواست کیرموتا آخرین حدی که میتونم توی دهن زری فشار بدم&#8230;یک دقیقه ای طول کشید تا زری از لرزه افتاد وبا دستاش بمن فشار میاورد که کیرمو از تو دهنش در بیارم اما لی لی هم از اون طرف به کمرم فشار میاورد که این کارو نکنم&#8230;زری یواش یواش پاهشو که دور گردن من قفل کرده بود شل کردوهمینطور ناله میکرد که یه مرتبه دیدم لی لی آمده روی من وپاهاشو اینطرف واونطرف من گذاشته انگار که میخواد سوار اسب بشه با یه حرکت ناگهانی با کسش به کونم فشار میاورد وبا دوتا دستاش که پشت گردنم گذاشته بود سرمو روی کس زری فشار میداد یه مرتبه داد زد ساک بزن ساک بزن منهم که بینیم داشت میرفت تو سوراخ کس زری با زبونم شروع کردم به ساک زدن محکم روی چوچوله هاش که یه مرتبه دیدم عین مرغی که سرشو میبرن زری شروع به دست وپا زدن میکنه واونقدر شدیده که اگه لی لی روم نبود از روی مبل به پائین پرت میشدم &#8230;.چند ثانیه ای طول کشید تا زری آرومتر شد اما هنوز لرزه های خیلی کوچیکش تمام نشده بود لی لی ازم خواست که از روی زری بلند شم این کارو کردم و امدم پائین مبل نشستم &#8230;لی لی هم اومد کنار دستم نشست ودوتائی شروع کردیم به نوازش بدن زری&#8230;..زری هم که چشماشو بسته بود ولبهاش خشک شده بود هر چند وقت یه تکون میخورد وچشماشو باز میکرد ویه لبخندی میزد&#8230;.ده دقیقه ای طول کشید تا تونست چشماشو درست باز کنه وبا لکنت حرف بزنه &#8230;لی لی چندتا دستمال کاغذی برداشت وبه سراغ کس زری رفت وشروع کرد بهد پاک کردنش وگفت: چه کار کردی دختر مبل هم لک شده زری نای حرف زدن نداشت&#8230;فقط یه بار دستمو گرفت وفشار داد وگفت مرسی&#8230;.بعدهم گفت ببخشید اگه اذیتت کردم منهم خندیدمو گفتم اشکالی نداره&#8230;فقط بگو ببینم چرا اینجوری شدی/؟؟؟؟!!!!خنده ای کرد وگفت : نمدونم بار دوم چی شد..تا حالا اینجوری ارضاء نشده بودم احساس میکنم دو سه کیلو وزنم کم شده &#8230;تو دلم گفتم اینو مدیون لی لی هستی &#8230;.زری یه مرتبه به چشمش به کیر من افتاد که همینجور راست ایستاده بود با یه نگاه ملتمسانه ای گفت بذار یه نیم ساعت دیگه هر کاری خواستی بکن&#8230;منم که احساس میکردم هر نوع ارضائی الان مساوی باشکنجه زری میشه لبخندی زدم و گفتم باشه&#8230;&#8230;..لی لی که برای سر به نیست کردن لکه مبل به آشپز خونه رفته بود با یه دستمال مرطوب برگشت وشروع به کشیدن اون روی لکه جامونده روی مبل شد زری هم که مجبور شده بود خودشو بلند کنه یه مرتبه به حالت نشسته روی مبل خودشو ولو کرد &#8230;همینطور که نشسته بود با نک پاش شروع کرد به بازی کردن با کیر من &#8230;.لی لی هم که تقریبا کارش تموم شده بود رو کرد به من وزری گفت پاشین بیریم حمام&#8230;زری گوشه چشمی آمد وگفت منکه الان اصلا از جام نمیتونم تکون بخورم شماها برید منم بعدا میام&#8230;&#8230;.لی لی هم که فکر میکنم منتظر این حرف بود گفت باشه&#8230;دست منو گرفت واز جام بلند کر<br />
د وبطرف حمام کشید &#8230;وارد حمام که شدیم دستمو ول کرد وکیر منو به دنبال خودش کشید&#8230;.یه مرتبه سرشو آورد کنار گوشمو گفت آدم راز داری هستی یانه؟؟منهم باصراحت جواب مثبت بهش دادم&#8230;همینطور که داشتیم با هم بازی میکردیم لی لی یه مایع آبی رنگی داخل وان ریخت وآب دوشو تا آخرین مرحله باز کرد&#8230;وان همینطور که پر میشد کف سفدی هم روآب جمع میشد تقریبا تمام حمامو بخار آب گرفته بود ووان هم دیگه کم کم پر آب وکف شده بود&#8230;لی لی همینطور که با کیر من بازی میکرد&#8230;.سرشو آورد نزدیک گوش منو گفت: ببین من دختر نیستم ولی هیچ کدوم از دوستام نمیدونن&#8230; از اندازه وکلفتی کیر تو خیلی خوشم اومده که این رازو بهت گفتم &#8230;.یه مکثی کرد و گفت مطمئن باشم این موضوعو به زری نمیگی؟؟؟؟گفتم مطمئن باش&#8230;یه لبخندی زد و گفت حالا بیا یه حال اساسی به این کس ما بده &#8230;کیرمو کشید به طرف وان ورفت از زیر جا صابونی یه کاندوم که معلوم بود از قبل اماده کرده بودآورد وبازش کرد من که نمیدونستم این چیه هاج واج منتظر بودم ببینم چه کار میکنه &#8230;لی لی همونطور که کاندومو رو کیر من میکشید گفت حالاخیالت راحت باشه اگه میخوای آبتو بریزی اون تو اشکالی نداره منو کف وان نشوند وخودشم آمد مقابل من و پا هاشو گذاشت اینطرف و اون طرف من &#8230;.زیر اونهمه کف چیزی دیده نمیشد&#8230;فقط احساس کردم کیر منو گرفته تو دستشو داره سرشو میماله به کسش&#8230;.بعد از یه مدت کوتاهی شروع کرد چشماشو خمار کردن و تند وتند نفس کشیدن &#8230;چند ثانیه ای مکث کرد و کیر منو ول کرد و گفت تو نمخواد بزنی بزار خودم میزنم&#8230;(نخندید از من فکر کردم باید کتکش بزنم )همینطور که دستشو در میاورد لباشو گاز میگرفت خیلی یواش کمرشو به طرف پائین میکشید هر چند لحظه ای هم مکثی میکرد و بایه لبخندی میگفت چه خبره چقدر بزرگ شده!!!!&#8230;.راستش منهم احساس خیلی خوبی داشتم ومیفهمیدم که کیرم داره یه جای خوبی فرو میره &#8230;بعد از یه مدت کوتاهی احساس گرمای زیاد داخل کس لی لی روی کیرم متوجه شدم لی لی چند بار بالا وپائی شد وهر بار هم آخ واوخی میکرد داخل کسش کاملا لیز بود اما احساس میکردم کیر من برای کسش بزرگه بهش گفتم ناراحتی؟ خنده ای کرد وگفت تو عمرم این حالتو نداشتم &#8230;یه کم لباشو گذاشت روی لبهام وهر لحظه حرکات بالا وپائین رفتنشو تند تر میکرد با هر تکونی سینه هاش از این طرف به اون طرف میرفت ازم خواست سینه هاشو بمالم &#8230; لذت عجیبی داشت چون سینه هاش با کفی که روی اب بود لیز لیز شده بود ومرتب از تو دستم در میرفت یه مرتبه لی لی هرکتشو آهسته کرد وگفت آماده ای آبتو بریزی؟چون من بعدش دیگه نمیتونم ادامه بدم&#8230;جوابی نداشتم بهش بدم فقط محکم گرفتمش تو بغلم وبه خودم فشارش میدادم لی لی هم گفت هر وقت آماده بودی بگو تا با هم بریزیم&#8230;لی لی حرکات بیرون تو رفتن کیر منو ادامه میرار چند با ر میخواست خودش ارضاء بشه که متوقفش کرد ودوباره شروع به ادامه کار میداد لی لی خیلی کلافه شده بود مرتب سرشو به این طرف واونطرف میکرد ووای ووی میکرد یه مرتبه احساس کردم داره آبم میاد دستامو انداختم دور کمر لی لی وگفتم بریز منم دارم ارضاء میشم لی لی مثل اینکه خیلی وقت بود منتظر این حرف بود دستشو انداخت دور گردن من وحالا هردومون داشتیم اون یکیو به خودمون فشار میدادیم من اولین تکونی که خوردم لی لی متوجه شد که من آماده هستم یه مرتبه سر وصدای بلندی کرد با حرکتهای نامنظمی که میکرد تو بغل گرفتنش مشکل بود&#8230;.سر وصداش اینقدر زیاد بود که من ترسیدم همسایه ها صدامونو بشنون برای همین دست گذاشتم روی دهنش وفشار دادم اینگار که لی لی هم منتظر یه خشونتی از من بود جشماشو توجشمام به حالت ملتمسانه ای دوخت وفکش شروع به لرزیدن کرد میدونستم که بد جوری داره ارضاء میشه پاهامو آوردم پشت کمرش وکیرمو تا آخر فشار دادم توی کسش&#8230;که یه جیغ بلندی کشید وولو افتاد تو بغلم &#8230;منم انو به خودم فشار میدادم وهر از چند لحظه ای که احساس میکردم بازم داره ابم میاد خودمو تکون میدادم تا کیرم بیشتر وارد کسش بشه یک دقیقه ای این کار طول کشید تا هردومون به حالت اولیه ولی بیحال برگشتیم لی لی در همون حال سرشو گذاشته بود روی سینه من ودستاشو دور گردنم حلقه کرده بود انگار یه مرده هیچ حرکتی نمی کرد&#8230;یه مرتبه دیدیم زری در حمامو باز کرد واز حالتمون فهمید در چه حالیم میخواست بیاد نزدیکمون که لی لی ازش خواست بره از تو یخچال سه تا آب میوه بیاره زری هم تا بیرون رفت لی لی برای اینکه موضوع دختر نبودنش لو نره سریع کیر منو از کسش بیرون کشید وکاندوم از روی اون در اورد وداخل یه دستمال توالت پیچید و گذاشت بالای سیفون که پیدا نباشه وبرگشت توی وان روبروی من پشتشو با بی حالی زد به دیواره وان وچشماشو بست و گفت فقط میتونم بهت بگم قشنگ ترین ارضائی بود که تو عمرم شدم منم با لبخند تشکری کردم وگفتم امیدوارم همینطور باشه که میگی&#8230;.خندید ودوباره چشماشو بست &#8230;زری با سه تن آبمیوه ویه کمی نون خالی اومد وارد حموم شد آب میوه هارو تقسیم کرد هرسه مون با تمام اشتیاق شروع کردیم به خوردن&#8230;. اینهم یکی از خوشمزه ترین چیزهائی بود که هیچ وقت مزه اش از یادم بیرون نمیره&#8230;&#8230;&#8230;.ادامه دارد&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2571</post-id>	</item>
		<item>
		<title>به  نا مادریش خوب دقت میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d9%82%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d9%82%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Sep 2019 06:10:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اعتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[انسانی‌]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتامو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنشون]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بسیاری]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بکنیمش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[‫پاهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرتقالی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تایلند]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تفکرات]]></category>
		<category><![CDATA[تناسلی]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندن]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خاردار]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشفرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[دیواره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیباترین]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کارایی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کدوممون]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[کیراشون]]></category>
		<category><![CDATA[کیرشون]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[معنایی]]></category>
		<category><![CDATA[مقایسه]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمایان]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[یادآوری]]></category>
		<category><![CDATA[یادگار]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[عزیز می تونن از همه فیلم سکسی قشری باشن، می خوام اول از همه مهم ترین اعتقاد خودم که زندگیم رو روش پایه ریزی کردم به همه سکسی بگم، به نظر من همه ما انسان شاه کس ها اومده ایم که از بودن خودمون، در کنار هم بودن و خلق موقعیت های کونی تازه از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>عزیز می تونن از همه فیلم سکسی قشری باشن، می خوام اول از</h2>
<p>همه مهم ترین اعتقاد خودم که زندگیم رو روش پایه ریزی کردم به همه سکسی بگم، به نظر من همه ما</p>
<h3>انسان شاه کس ها اومده ایم که از بودن خودمون، در کنار</h3>
<p>هم بودن و خلق موقعیت های کونی تازه از زندگی و بودن و شدن خودمون لذت ببریم. خوب شاید یک از</p>
<h4>مهم جنده ترین راه های لذت بخشی و لذت بردن از</h4>
<p>زندگی و بدن خودمون و دیگران پستون سکس هست. سکس مثل یه راز سر به مهر در طول تاریخ هست، خیلی</p>
<h5>در مورد کوس حرف زده شده، تئوری هایی داده شده ولی</h5>
<p>هم چنان زیباترین تعامل بشری و جسم های انسان ها هم چنان سکس هست، شاید شما هم شنیدید که مهم ترین عضو سکس داستان جنسی انسان مغزش</p>
<h6>هست، بله! این نقش رو آلت تناسلی شما ایران سکس به عهده</h6>
<p>نداره، این مغز هست که می تونه کیفیت و کمیت ارگاسم شما رو به دست بگیره، متاسفانه در طول تاریخ ما ایرانیان ( البته در بیشتر دنیا هم ) به سکس به عنوان یه ابزار شیطانی و طعمه شیطان برای انسان نگاه کردیم، حتی این عمل رو زشت و تنها فایده اش رو تولید مثل می دونستند، انسان های اون دوره و زمونه به علت این که مغزشون این مهم ترین عضو جنسیشون ناراحت و ناخشنود بود از این عمل، لذتی هم که موقع ارگاسم ( البته ارگاسم بیشتر برای مردان اتفاق می افتاد تا زنان! ) براشون لذت باید و شاید رو نداشت، متاسفانه بر اثر قانون پارادایم این افکار همین طور به ما هم رسیده، بسیاری از مردم در دنیا همچنان مانند پدربزرگانشون فکر و عمل می کنند، در ایران مردانی که آنال سکس رو امتحان می کنند و ازش لذت می برند رو &#8221; کونی &#8221; خطاب می کنند، این لفظ که از گذشته ها نه چندان زیبا به یادگار مونده ناشی از پارادایم ذهن هاست، گذشتگان ما فکر می کنند که سکس فقط برای تولید مثل هست، حالا که آنال سکس مردان تولید مثلی رو موجب نمیشه، پس زشت و غلط و بد هست. اما من فکر می کنم ما انسان ها لایق افکار زیبا تر و بهتر و انسانی تر از این گونه تفکرات قدیمی هستیم، افکار قدیمی برای گذشتگان و مردگان و خاک گور هست، در دنیای نو ما باید خودمون بر اثر معیار تازمون اعمال رو بسنجیم، یکی از علت های نوشتن این متن این بود که می خواستم با یادآوری اون خاطره و به کار انداختن مغزم، عضو جنسیم، لذت اون لحظات رو زنده کنم و دوباره ازشون لذت ببرم، در ضمن با خوندن متن خودم صحنه ها دوباره برام زنده بشه. غده پروستات که در ورودی آنال مرد ها وجود داره یکی از مراکز مهم برای لذت بردن هست، من هم چند بار خودم مالش این غده رو امتحان کرده بودم و متوجه کیفیت انزال در مقایسه با حالت بدون مالش پروستات شده بودم تصمیم گرفتم تنهایی برای یک هفته برم تایلند، مرکز سکس! نمی خواستم مثل مردگان تو قبر من هم فکر و عمل کنم، با معیار های خودم می خواستم پنجره ای جدید از لذت رو به زندگیم باز کنم. پس کارای مربوطه رو انجام دادم و بلیط و پول و همه چیز رو ردیف کردم پاشدم رفتم، وقتی رسیدم اونجا، یه راست رفتم هتل، دخترای تایلندی زیاد خوشگل نبودن ولی ملس و بامزه بودن و مهم ترین چیز همون بین پاهاشون بود، منظور کسشون نیست، کیرشونه! دخترای ترنی ( دو جنسه ) اولین هدفم برای اومدن به اینجا بود، بالاخره دو تا دختر ترنی توپ پیدا کردم، مهم ترین چیز سایز کیرشون بود، از کیرشون عکس داشتن! بهم نشون دادن و خوشم اومد، یکیشون که اسمش امی بود سایز کیرش ( که بعدا ازش پرسیدم ) 22 سانتی متر بود، امی یه فول اسلیپ سیاه رنگ تنش بود و پنتی هوز فیشنت سیاه پوشیده بود که حسابی سکسیش کرده بود، لباش رو هم صورتی ملایم کرده بود که می خواستم تو خیابون بگیرم لباشو بخورم، و اون یکی هم که اسمش لین بود که اون یه فول اسلیپ آبی تیره تنش بود و پنتی هوز ساده توری سفید پاش بود که با کفشای پاشنه بلندش حسابی سکسی نشونش میداد، ولی مهم تر از همه کیر 17 سانتی متریش بود! باور نکردنی بود، یه دختر دو جنسه کیر به این بزرگی داشته باشه، سینه هاشون هم خوب بود، زیاد بزرگ نبودن ولی خوب بود، ، لین خوشگلتر از از امی بود، پول و کارایی که می خواستم رو باهاشون طی کردم و رفتیم هتل، از ایران کلی کاندوم با خودم آروده بودم، از ایدز و اینا می ترسیدم، از پله های هتل رفتیم بالا و رسیدیم اتاق من، تخت دو نفره داشتم سه تایی رفتیم تو تخت، من به پشت روی تخت دراز کشیدم، اول امی شروع کرد باهام لب گرفتم، خیلی جانانه این کار رو می کرد، زبونش رو هل می داد تو دهنم و زبونش رو تیر می کرد و دور زبونم می چرخوندش، من هم سعی می کردم کارایی که اون می کنه رو انجام بدم، لین هم داشت بدنم رو می مالید و با دستش منو لمس می کرد، لبای امی خیلی خوشمزه بود وقتی زبونمو می کشیدم رو لبش یه چیز خوشمزه رو حس می کردم رو لبش، لین هم داشت هم چنان من رو لمس می کرد و یواش یواش دکمه های پیرهنم رو باز می کرد، خواستم طعم لبای لین رو هم بچشم، برای همین جای امی و لین رو عوض کردم، لین لباشو آورد و گذاشت روی لبم و شروع کردیم به لب گرفتم، امی هم حین لب گیری ما، پیرهنم رو کامل دراورد شروع کرد به لیسیدن و مکیدن سر سینه هام و چنگ انداختن بهشون، لین لبام رو می لیسید و من داشتم حسابی حال می کردم و چشامو بسته بودم که احساس کردم که لین داره گردنمو می لیسه، اوی! هیچ وقت فکر نمی کردم اونجام هم حساس باشه، لین داشت گردنمو می لیسید و امی هم سینه هامو، پلکام از شدت حشر داشتن می لرزیدن، امی رفت پایین تر و بالاخره زیپ شلوارمو باز کرد و من با چشمای باز بهش نگاه می کردم، شلوارمو راهت از پام درآورد و بعد از روی شرتم سر کیرم رو می لیسید، لین باز اومده بود بالاتر و داشت ازم لب می گرفت، امی بالاخره رضایت داد و رفت سراغ کیرم یه کاندوم خاردار بهش دادم و کشیدم رو سر کیرم، لین بهم گفت پاهاتو بده بالا تا منم کونت رو بلیسم، امی رو حالت 69 رفت رو کیرم و لین هم رفت سراغ سوراخ کونم، امی اول با لباش تمام کیرم رو بوسای کوچولو زد و بعد سرش رو فرو کرد تو دهنش و با دست دیگش می خواست برام به صورت جلقی دستش رو بالا و پایین کنه ولی من بهش گفتم که فقط با دهنت این کار رو بکن، لین هم فقط داشت سوراخ بی مو کونم رو می لیسید، وای داشتم می مردم، کیرم رو امی خیلی شدید می مکید، باور نمی کردم بتونه این همه محکم بمکه، کیر امی از زیر دامن کوتاهش که حالا مانع دیدن شرتش نمی شد کیرش رو نمایان کرده بود، کیرش از شرت زنونه کوچیکش زده بود بیرون، وای خیلی بزرگ بود، حشری شده بودم و شرتش رو کمی کشیدم پایین و پوست کیرش رو کمی هل دادم عقب و یه بوس از سر کیرش برداشتم و بعد یه کاندوم خاردار هم سر کیر اون کشیدم، امی کیرم رو از دهنش در آورد و بهم گفت: کیر دوست داری؟ منم گفت آره. و بعد گفت پس بار بخورش، بعد شروع کرد به ساک زدن، لین بد جور داشت سوراخم رو می لیسید و حشریم می کرد تا باعث بشه کیر خوش فرم امی رو براش ساک بزنم، سر کیر امی آنچنان بزرگ و خوشگل و خوشفرم بود که فقط می خواستم اون قسمت مک بزنم، کم کم داشتم بر اثر ساک زدنای امی نزدیک می شدم که گویا امی متوجه شد و از روی کیرم بلند شد، منم بلند شدم و امی رو انداختم رو تخت و اول یه لب کوچولو ازش گرفتم بعد لباسش رو در آوردم، بعد لباس لین رو دراوردم، حالا هر کدومشون یه شرت داشتن که کیرشون از شرتشون زده بود بیرون، سینه های لین خیلی خیلی خوشگل بودن، پرتقالی، سف و سر بالا با نوک قهوه ای روشن، افتادم روی لین با آرامش شروع کردم به لیسیدن سینه هاش، امی هم رفت از پشت سر سوراخ کونم و انگشتش رو گذاشت رو کونم و فرستادش تو، خیلی خیلی تنگ بودم، با اینکه چند بار با هویج و خیار کونمو گاییده بودم ولی وقتی انگشت امی رفت تو کونم احساس درد کردم، امی بعد شروع کرد به عقب و جلو کردن و چرخوندن انگشتش توی کونم، من هم چون حشری شد بودم بیشتر سینه های لین رو می مکیدم، امی می خواست انگشت دومش رو هم وارد سوراخم بکنه که من بهش گفتم که نمیشه و درد دارم، اونم رفت سراغ کیفش و یه چیزی آورد و زد به کونم و با یه انگشت با اون کونم رو ماساژ داد، بعد با دو انگشت امتحان کرد و رفت تو سوراخ کونم، ناخن های دراز امی کمی اذیتم می کرد ولی بالاخره سوراخم جا باز کرد و امی دو انگشتی توش رو می چرخوند، دیگه دست از سر سینه های لین برداشتم و بهش گفتم رو تخت خودش رو کمی بکشه بالاتر چون می خوام کیرش رو ساک بزنم، این مدلی که کسی به پشت دراز بکشه و من براش ساک بزنم رو خیلی دوست دارم چون اختیار اینکه چقدر کیر بره تو حلقم رو خودم مشخص می کنم، اول کیر لین رو بو کردم، کیرش یه بوی خوبی میداد، بعد خایه هاشو لیسیدم، عاشق بوی خایه هاش شده بودم، سریع یه کاندوم کشیدم رو سر کیرش، بعد خایه هاشو تو دستام گرفتم و لیسیدمشون، امی همچنان داشت کونم رو حال می داد، رفتم سراغ کیر لین، زبونم رو آوردم بودم بیرون تا کیرش رو تا ته حلقم بفرستم تو، وای فقط یه کوچولو از کیرش بیرون می موند و بقیه اش رو می کردم تو دهنم ( یه کیر 17 سانتی رو ) تو این حین که کیرش رو هی در می اوردم و هی می کردم تو دهنم بودم که امی انگشت سوم رو هم کرد تو کونم، کیر لین رو در آوردم و یه آه بلندی کشیدم و سرم رو گذاشتم رو پاهای لین و فقط آه می کشیدم، بالاخره تونستم خودم رو جمع کنم و از لین عاجزانه و با حشر زیاد خواهش کردم کیرش رو بکنه تو کونم، امی انگشتاش رو از توی کونم در آورد و لین اومد دم کونم، من هم خودم رو تا حالت سگی گذاشتم، بعد از چند ثانیه که فکر کنم داشت کیرش رو آماده می کرد کیرش رو گذاشت دم کونم، سر کیرش رو کرد تو کونم و نگهش داشت، سوراخم کمی خودش رو جمع کرد، امی اومده بود جلو صورتم و انگشتاش که تو کونم بود رو گذاشت تو دهنم و گفت نترس ماده که به کونت زدم خوردنیه، من هم انگشتاش رو لیسیدم و خوردمشون،لین داشت پشتم اروم آروم کیرش رو می کرد تو کونم، به جایی رسید که لین وایساد و من خایه هاشو احساس کردم که خورد به کونم، امی هم جلوم نشسته بود تا من بتونم براش ساک بزنم، لین شروع کرد به کردن کونم، وای وقتی کیرش رو می کشید بیرون و هلش میداد یه احساس خیلی خوبی بهم دست می داد، حشری شده بودم و کیر امی رو با عجله و نا هماهنگ می خوردم، لین با ریتم و خیلی قشنگ منو می کرد، تنها چیزی که می تونستم بگم آه ه ه ه ه ه هام بود و خواهشام برای ادامه کارش، چند دقیقه بعد دیگه حشرم زده بودم بالا و کیر امی رو از دهنم درآوردم و سرم رو گذاشتم رو تخت و فقط آه و ناله می کردم و از لین خواهش می کردم که کونم رو محکم بگاد، چند دقیقه بعد امی و لین با هم حرفی به زبون خودشون زدن و امی رفت پشت من و لین کیرش رو از کونم در آورد،امی من رو پشت و رو کرد و من به پشت دراز کشیدم رو تخت، بعد جفت پاهام رو انداخت رو دوشش و به سوراخ کونم که از بین پاهام افتاده بود بیرون کمی از اون مایع زد و سر کیرش رو کرد تو کونم ( پوزیتیش ساید دیش ) بعد آروم آروم کیرش رو هل داد تو تا اینکه کمی از کیرش رو بیرون مونده بود رو نتونست بفرسته تو و بعد شروع کرده به گاییدن کونم، وای کونم خیلی خیلی باز شده بود و داشت توسط یه ترنی خوشگل و کیر کلفت گاییده می شد، لین هم اومد روم دراز کشید و کیرش رو به زور چپوند تو حلقم، اول خوشم نیومد بعد عاشق این حرکت شدم، وای چقدر خوب بود، با کیرش تو دهنم تلمبه می زد و من حال می کردم، وقتی کیر امی میرفت تو کونم احساس می کردم رد کیرش تو کونم می مونه و نقشی تو کونم میزاره، وای کیرش خیلی بزرگ و کلفت و خوشفرم بود، هم تو کونم و هم تو دهنم داشتن تلمبه می زدن، لین البته برای نفس کشیدنم گاهی کیرش رو درمی آورد و بعد شروع می کرد به گاییدن دهنم، امی خیلی سریع تر با فرضی کیرش رو می فرستاد تو و میاوورد بیرون، تو این حالت دادن بودم که متوجه شدم امی انگشتای پام رو کرده تو دهنش و برام می لیسیه، آ ه ه ه ه ه ه ه، خیلی آرزو داشتم که بتونم پاهای یه دختر رو بلیسم و عاشق فوت فیتیش بودم، ولی حالا یه دختر ترنی داشت برام این کار رو می کرد، ولی من نبودم که پاهاشو می لیسیدم، اون داشت پاهای منو می لیسید، چه حس خوبی داشت، لین حالا داشت گاهی اوقات سوراخ کونش رو هم که اونقدر ها تنگ نبود رو هم گاهی که کیرش رو که در می اورد می داد بلیسم، امی دونه دونه انگشتای پای چپم رو می کرد تو دهنش و می خوردشون و به شکل کیر ساکشون می زد، من هم حشری شده بود، چون کاری که امی داشت با پاهام انجام میداد و کیر دوست داشتنی و گندش هم که تو کونم عقب و جلو می شد داشت بهم خیلی حال می داد، به همین خاطر کیر و کون لین رو حسابی زبون می زدم و می لیسیدم، موقع لیسیدن کون لین دو &#8211; سه تا از انگشتامو کردم توش، دیدم راحت میره تو، بالاخره با کمی تلاش پنج تا انگشتمو هم کردم تو کنم، به امی گفتم که بیا با هم کون لین رو بکنیم، من به پشت دراز کشیدم و لین در حالی که روش به من بود اومد روم، امی هم کاندوم جدیدی رو کیرش سوار کرد و از پشت لین کیرشو با من کرد تو کونش، ای وای خیلی قشنگ رفت کونش، بدون مشکل! کیرم وقتی داشت به سر کیر امی تو کون لین می خورد یه جوری میشدم، لین هم آخ و اوخش حسابی رفته بود بالا، سر لین رو آوردم پایین تر تا هم خودم راحت تر تلمبه بزنم و هم بتونم ازش لب بگیرم چون لباش خیلی خوش مزه اس، لین داشت ازمون خواهش می کرد که بکنیمش و ما ادامه می دادیم، صدا ها و خواهش های لین حشریم کرد و منم دلم خواست تا کون بدم، از امی خواسم که پاهامو باز کنه و کیرش رو بفرسته تو کونم، کونم دوباره جمع شده بود و کیر امی هر چه قدر هم لیزش کرد نفرت تو که نفرت! لین رو از کیرم جدا کردم، خودم دمر شدم لبه تخت و به لین گفتم کونمو بلیسه، بعد به امی گفت که به پشت دراز بکشه و پاهاشو از هم باز کنه چون می خوام خایه ها و سوراخ کونشو بلیسم، اول کاندوم رو عوض کردم، حالا لین زبونش رو می کشید رو سوراخ کونم و زبونش رو تیر می کرد و فرو می کرد تو کنم، منم حشری شده بودم و خایه ها امی رو محکم می مکیدم، لین اونقدر به لیسیدن کونم ادامه داد که ازش خواستم که کیرشو بفرسته تو کونم، وای وقتی کیرش رفت تو کونم انگاری اولین کیری بود که رفت توم، یه حس درد خفیفی داشتم ولی با چند تا عقب و جلو کردن عادی شد و لذت بردن شروع شد، به خاطر حشری شدن افتاده بودم به جون خایه های امی وبا انگشت سوراخ کونشو مالش می دادم، لین حرکاتش تند شده بود و حسابی منو می گایید، من نمی خواستم به این زودی آب هیچ کدوممون بیاد، برای همین از امی خواستم که پاشه، خودم رو تخت به پشت دراز کشیدم و پاهام رو کمی باز کردم تا امی تونست کیرش رو بفرسته تو کونم، بعد کمی تلمبه زد تا روون شد، بعد از لین خواستم بیاد رو کیرم بشینه، حالا هم داشتم کون میدادم و هم کون می کردم، خوبیش این بود که من بی حرکت بودم و فقط لذت می بردم، آ ه ه ه ه ه ه ه ه ه، وقتی کیر امی به پروستاتم می خورد دیوونه می شدم، کیرش مثل سنگ سفت و محکم بود، از یه طرف کون لین که چندان هم تنگ نبود رو می کردم، حشرم به قدر زده بود بالا که دو تا انگشتامو کردم تو دهنم و به حالت ساک زدن انگشتام رو می خوردم، حرکات منظم امی و ضربه خوردنای پروستاتم بهم خیلی حال می داد، از یه طرف کیرم هم یه جای خوب بود، دیوونه شده بودم و حال خودم رو از دست داده بودم، فقط نفس نفس می زدم، لین فکر کنم خسته شد و از روی کیرم پاشد، کمی نفس نفس زدنام رو کنترل کردم، کیر لین رو گرفتم و کشیدمش سمت خودم و کیرش رو ولع تمام کردم تو دهنم، وای چه حالی بود، کیر خوشگل امی داشت کونمو می گایید، از طرف دیگه لین داشت تو دهنم تلمبه می زد، پروستاتم به نهایت تحریک رسیده بود و فوق العاده حشری شده بودم، امی بعد از چندین دقیقه کونمو گاییدن صورتش پر عرق شده بود، کیرش رو از تو کونم کشید بیرون و به پشت دراز کشید و گفت اگه کیر می خوای بیا بشین روش، منم کیر لین رو از دهنم درآوردم و بعد به کیر امی حمله کردم و یه ساک خیلی خوب به کیرش زدم بعد، تا جایی که میشد کیرش رو می کردم تو دهنم، زبونم رو درآورده بودم تا کیر خوشگل و خوشمزش به ته حلقم بخوره، کمی که آتیشم خوابید نشستم رو کیرش ( پوزیشن باترفلای ) و تا ته رفت تو کونم، یه لحظه احساس کردم کیرش زیر شکممه، کیرش خیلی خیلی بزرگ بود، آروم آروم شروع کردم به بالا و پایین شدن رو کیرش، لین هم سرمو گرفته بود و دهنمو با کیر می گایید، البته تو این حالت دیگه نمی زاشتم زیاد کیرش بره تو، تا جایی که می تونستم دهنمو سفت می کردم و کیرش رو محکم می مکیدم ، امی تو بالا و پایین شدنام بهم کمک می کرد، باز تحریک پروستاتم باعث شد حشرم بزنه بالا، از تغییر رنگ امی و لین میشد فهمید وقتی اومدنشون نزدیکه، طبق قرارمون بعد از چند دقیقه که من قرمز شدنشون رو دیدم هر دو کیرشون رو دراوردن، و من جلوشون زانو زدم، کاندوم هارو کشیدن پایین و بعد جلوم شروع کردن به جلق زدن، بعد از چند دقیقه اول آب امی با فشار ریخت رو صورت و گردنم، آبش گرم بود، البته حجم آبش زیاد نبود، بعد لین هم بیشتر از کنار صورتم پاشوند رو زمین و کمیش ریخت رو صورتم، صورتم از آبشون داغ شده بود و آب رو صورت جاری بود، خواستم که کیراشون رو ساک بزنم که دیدم هر دو کیرا خوابن، بعد بهشون گفتم حالا منو ارضا کنید، رفتم رو تخت، امی دو انگشتش رو کرد تو کونم، خیلی حرفه ای بود، دقیقا می دونست که پروستاتم کجاست، دست گذاشته بود اونجا و پروستاتم رو می مالوند، لین هم کیرم رو با یه روال آروم برام می مالوند، چشمام رو بسته بودم و گذر ثانیه ها برام معنایی نداشت، تک تک سلول هام احساس رضایت می کردن، یه حس رضایت پر از شادی، یه حس وصف نشدنی، گویا انگار رو زمین نیستم، بالاخره احساس کردم لحظه ای که هیچ وقت تو عمرم تجربه نکرده بودم فرا رسید، از سرم تا نوک انگشتام احساس کردم رعشه ای به بدنم افتاد، گویا تک تک سلول هام همون لحظه مردن و زنده شدن، احساس می کردم کیرم یه لحظه توی آب جوش قرار گرفت، بعد یه مایع گرم از دیواره درون کیرم بالا رفت، هیچ چیزی رو به مدت نامعلومی احساس نمی کردم، اون لحظه نمی دونم چند ثانیه یا حتی چند دقیقه گذشت ولی من فقط احساس رضایت فوق العاده زیادی رو تجربه کردم، ارگاسمی که به همه ی ارگاسم های قبلیم فرق داشت، از شدت لذت مثل یه شلاق بدنم رو پیچ و تاب میدادم و رعشه ای عظیم به بدنم افتاده بود، نمی دونم چند ثانیه داشتم خودم رو به بالا و پایین پرتاب می کردم ولی می دونم که داشتم لذت بی نهایتی رو تجربه می کردم، گذر زمان برام معنایی نداشت و من از لذت زیادی که به سمتم اومده بود بهره می بردم، بعد از مدت نامشخصی که رعشه زدنم تموم شد بدنم از شدت ارگاسم مثل بید می لرزید و بهم می گفت که من دوباره به زمین اومده ام، من از کاری که کرده بودم خوشحال بودم، چشام رو باز کردم و لین و امی رو دیدم، یادم اومدم که من کجام و چه کاری کرده ام، دوباره احساس رضایت وجودمو پر کرد، لین و امی لباس پوشیده بودن، پولاشون رو همون اول داده بودم، ازشون خواستم ملافه روم بکشن چون می خوام بخوابم، اونا اتاق من رو ترک کردن وقتی سرم رو از سمت در برگردوندم و ساعت رو دیوار رو دیدم باورم نمیشد، سه ساعت گذشته! یعنی 180 دقیقه لذت، 10800 ثانیه حس رضایت و خرسندی، لبخندی زدم و سرم رو از رو دیوار روبرو برگردوندم و به بالا نگاه کردم، انگار چیزی به سقف چسبیده، یعنی از سقف آب می چکه، نه اون آب من بود، یعنی اونقدر به فشار اومده بیرون که رفته اون بالا، لبخندی به لبام اومد، چشام رو آروم بستم و به خواب عمیق و پر از لذت دمادم فرو رفتم.وقتی بیدار شدم فهمیدم 10 ساعتی هست خوابید، وقتی دیدم که نای بلند شدن ندارم خاطرات دیروز دوباره به یادم اومد، لبخندی زدم و زیر دوش آب گرم غبار خاطرات خوش رو شستم. پ ن : برای کسایی که جالب بود که بدونن که مدت ارگاسمم چند ثانیه طول کشیده باید بگم که یک بار دیگه به امی زنگ زدم تا مثلا برای یه بار دیگه ازش وقت بگیرم و مدت ارگاسمم رو ازش پرسیدم، اون هم گفت مدت رعشه هام و بالا و پایین شدنام و ارگاسم بیشتر از 1 دقیقه طول کشیده!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d9%82%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2603</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کرده شدن کس خیلی خوشگل بلوند</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 May 2019 09:41:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازاینکه]]></category>
		<category><![CDATA[اسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[استراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اسکناس]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[بازاری‬]]></category>
		<category><![CDATA[باورکنید]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشین]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[‫بگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[‫بلندش]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوداروم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درحالی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوساعت]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستتون]]></category>
		<category><![CDATA[‫دوستم]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینه‬]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[‫عزیزم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فروشنده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسانس]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نارنجی]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[وگرنه کی حوصله داره پاشه فیلم سکسی بره تهرون؟ شبش زنگ زدم یکی از دوستان و قرار شد صبح برم خونه ش. خونه ش ‫طرفای آرژانتین بود. سکسی خسته و کوفته رسیدم اونجا.زنگ زدم دیدم شاه کس رفیق کوس کشم با یه قیافه ی کیری و خواب آلود در رو باز کرد. کونی بهش گفتم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>وگرنه کی حوصله داره پاشه فیلم سکسی بره تهرون؟ شبش زنگ زدم یکی</h2>
<p>از دوستان و قرار شد صبح برم خونه ش. خونه ش ‫طرفای آرژانتین بود. سکسی خسته و کوفته رسیدم اونجا.زنگ زدم</p>
<h3>دیدم شاه کس رفیق کوس کشم با یه قیافه ی کیری و</h3>
<p>خواب آلود در رو باز کرد. کونی بهش گفتم چه خبره الاغ&#8230; چرا این قدر چرت می زنی؟ … گفت بریم</p>
<h4>تو جنده برات می گم&#8230; رفتیم توی اپارتمانش&#8230; دیدم همه جا</h4>
<p>به هم ریخته س‬ . ‫رفیقم پستون گفت : بابا دیشب تا حالا بکن بکن بود اینجا. یه دفه جور شد.</p>
<h5>هرچی هم کوس زنگ زدم روی موبایلت در دسترس نبودی. نیم</h5>
<p>ساعت نیست رفته ن از اینجا. ‫من هم گفتم کیرم توی این شانس و کم کم کیرم راست شد. به دوستم گفتم سکس داستان : باور کن</p>
<h6>۳ ماهه چیزی نکردم و حسابی تو کفم ایران سکس اگه می</h6>
<p>شه واسه امشب جورشون کن‬ . ‫دوستم گفت : کونی مگه من کوس کشم ؟؟ بابا دو تا دختر فراری بودن که رفتن من چه می دونم الان کجان ؟ ‫&#8230;و ادامه داد ولی کلید خونه تحویل تو من تا شب برنمی گردم اگه چیزی گیر اوردی بیار تو ‫یه دو تومن فقط بزار کف دست نگهبان برج&#8230; که سه نشه&#8230; کم کم لباس پوشید و زد بیرون.. ‫صبحونه زدم تو رگ و با یه ماشین خودم رو رسوندم نمایشگاه کتاب&#8230; چه محشری بود و چه کوس بازاری&#8230;‬ ‫یکی از یکی خوشگل تر. چن تا ازغرفه ها رو سرزدم و مشغول خرید شدم&#8230; رسیدم روبروی یه غرفه که فقط‬ ‫کتاب های مارکز و هدایت رو می فروخت. من بیشتر اونها رو زمان دانشجویی خونده بودم&#8230; دیدم دوتا دختر‬ ‫کوس طلا با فروشنده در مورد مارکز صحبت می کنن و اون کوس خول هم ظاهرا اطلاعاتی نداشت. و کوس‬ ‫شعر جواب می داد. من خودم رو انداختم وسط و بی مقدمه گفتم :.. بله بله کتاب صد سال تنهایی در سال‬ ۱۹۷۵ جایزه ادبی نوبل گرفته. نثرش رئالیسم جادوییه و محشره هرکی این کتاب رو نخونه اصلا کتاب خون‬ ‫نیس&#8230; و کلی کوس شعر دیگه هم سر هم کردم که مثلا بوف کور هدایت هم به همین سیاق نوشته شده&#8230; کم کم ‫دخترا با من سر حرف رو باز کردن و در مورد هدایت سوال کردن بعد هم فروغ و شاملو و جمال زاده و آل احمد‬ . ‫بنده هم که کتاب باز حرفه ای بودم همه رو جواب دادم و آروم آروم دخترا شروع کردن با من قدم بزنن&#8230; من‬ ‫پرسیدم شما از کجا تشریف اوردین ؟ گفتن دانشگاه ازاد آشتیان&#8230; من هم گفتم من دانشجوی فوق لیسانس‬ ‫ریاضی دانشگاه صنعتی اصفهانم&#8230; و اونها ازاینکه من این همه کتاب ادبی خونده بودم تعجب کردن. اخه‬ ‫ریاضی کجا و ادبیات کجا ؟ به اون دخترا که اسم یکیشون پرستو و اون یکی هم فروزان بود کمک کردم تا‬ ‫کتاب های خوبی بخرن. نزدیک یکی دوساعت با هم بودیم و طرفای ظهر قصد داشتن خداحافظ کنن. من گفتم‬ تا کی تهران هستین ؟ گفتن شب برمی گردیم. گفتم تا شب اگه بیکارید با هم باشیم من هم کاری ندارم‬ . ‫فروزان که اندام کشیده و چشمای خوشگل تری داشت گفت : ما خیلی مزاحم شما شدیم. به خدا شرمنده‬ ‫هستیم&#8230; گفتم نه خواهش می کنم. و ادامه دادم اگه خسته این بریم منزل یکی از دوستان من&#8230; اونجا یه‬ استراحتی بکنین و بعد برین&#8230; فروزان من من کرد و گفت اخه درستش نیست که‬ ‫پرستو گفت : دوستتون با کیه ؟ من گفتم: شب می یاد خونه من تنهام&#8230; و تقریبا برای رفتن اماده شدیم&#8230; من‬ ‫فوری یه تاکسی دربست گرفتم&#8230; و نشستم روی صندلی عقب کنار فروزان&#8230; باورکنید پای چپم که به پای‬ ‫فروزان خورد کیرم راست شد و باورم نمی شد من قراره این دو تا کوس رو با هم بکنم&#8230; ولی یه کمی هم‬ ‫دودل بودم که ببرمشون خونه و موفق نشم بکنم&#8230; این بود تصمیم گرفتم اگه قصد دادن ندارن زنگ بزنم دوستم‬ ‫تا اون هم بیاد&#8230;رسیدیم دم در برج&#8230; رفتم توی اتاق نگهبانی و گفتم سلام من خواهر زاده ی اقا مرتضی هستم.‬ ‫از نمایشگاه کتاب می یام اگه اهل کتاب هستید این رو برای شما خریدم و یه دیوان حافظ گذاشتم جلوش که یه‬ اسکناس ۲ هزارتومنی هم زیرش بود و گوشه ش پیدا بود‬ ‫نگهبان گفت : ممنون پسرم&#8230; من عاشق شعرم&#8230; وگفتم با اجازه و دو فرند کوس تور شده را با اسانسور تا داخل اپارتمان مشایعت کردم‬ . ‫باور کنید توی کونم عروسی بود ولی نمی دونستم از کجا شروع کنم. بی مقدمه گفتم اگه گرمتونه جا لباسی‬ ‫توی اون اتاق هست می تونین راحت باشین. مثل اینکه منتظر این حرف باشن دوتایی رفتن توی اتاق و بعد از‬ ‫ده دقیقه دو تا حوری بهشتی وارد شدن&#8230; فروزان با موهای بلند و یه تاپ قرمز و پرستو هم با موهای کوتاه‬ مش کرده و شلوارک نارنجی رنگ&#8230; وای من کیرم در حال ترکیدن بود‬ . ‫به فروزان گفتم : فکر نمی کردم دعوت منو قبول کنید&#8230; اون گفت : دیدیم موقعیت مناسبیه که با هم بیشتر آشنا‬ ‫بشیم و از محضر شما استفاده کنیم و تقریبا سرگرم حرف شدیم&#8230; پرستو که یه کم گوشه گیر بود و داشت به‬ ‫کانال های ماهواره ور می رفت گفت : اینجا حمام نداره ؟&#8230;خیلی عرق کردم و گرممه. من هم فوری گفتم چرا‬ ‫عزیزم. این حمام و در رو بهش نشون دادم&#8230; و پرستو وارد حمام شد&#8230; من موندم و فروزان و تقریبا راه برای‬ ‫کردن اون هموار شد&#8230; مخصوصا از جلوی فروزان رد شدم و رفتم توی اشپزخونه تا کیر راست شده م رو‬ ببینه و حساب کار رو بکنه&#8230; اون هم زیر چشمی یه نگاهی به شلوار من انداخت و به روی خودش نیاورد‬ . دوتا چایی اوردم و نشستم کنار فروزان‬ ‫خودم رو بهش نزدیک کردم و گفتم : ببخشین فروزان خانوم شما خیلی دختر زیبایی هستین&#8230; من خیلی حالم‬ بده‬ . فروزان گفت : چطور مگه : و دست منو گرفت‬ ‫گفتم : نمی دونم می خوام ببوسمتون&#8230; و لبش رو اورد جلو من هم لبام رو چسبوندم به لباش و شروع کردم لب‬ ‫بگیرم&#8230; نفس های گرمش بسیار تحریک کننده بود&#8230; اروم دست گذاشتم روی سینه هاش. چقدر نرم و برجسته‬ ‫بودن. و شروع کردم بمالمشون و کم کم دست بردم زیر تاپش و اون ها رو گرفتم توی مشتم&#8230; کم کم بلندش‬ ‫کردم و بردمش توی اتاق خواب و انداختمش روی تخت&#8230; و شروع کردم باسن های نرمش رو بمالم&#8230; و سینه‬ ‫هاش رو بخورم&#8230; هول کرده بودم. نمی دونستم چی کار کنم&#8230; تا به حال این قدر کوس راحت و دلچسب گیرم‬ ‫نیومده بود&#8230;اروم اروم دست بردم. توی شورتش و کوسش رو گرفت و شروع کردم بمالم با جیغ های کوتاهش‬ ‫نشون می داد که حسابی به سکس احتیاج داه و دختر گرمیه&#8230; کم کم لخت لختش کردم&#8230; و دستش رو گرفتم و‬ گذاشتم روی کیرم. کیری که از تعجب داشت می ترکید‬ . ‫یه کم مالید و گفت : بذار دهنم دارم می میرم&#8230; کیرم رو گذاشت توی دهنش و شروع کرد ساک بزنه&#8230; اون هم‬ ‫چه ساکی&#8230; پیش خودم گفتم باید جفتشون رو بکنم. توی همین فکرا بودم که دیدم در باز شد و پرستو خانوم با‬ یه حوله قرمز رنگ وارد اتاق شد. و گفت سهم منو هم بذار کنار کونی. همه شو نخور‬ ‫&#8230; من که داشتم شوکه می شدم&#8230; دیدم پرستو حوله رو زد کنار و نشست به ساک زدن و گفت به به چه شیرینه‬ ‫و دوباره تا ته کرد توی دهنش و همین طور حرفای سکسی می زد. من درحالی که داشت حال بد می شد گفت‬ ‫بسه پرستو. ابم الان می یاد. پرستو هم ول کرد و دیدم فروزان در حالی که داشت کوسش رو می مالید گفت‬ اخ. اخ. وای. بیا منو بکن مردم‬ &#8230; ‫به کمک پرستو فروزان رو انداختیم روی تخت&#8230; و در حای که لنگ هاشو داده بو بالا گفت بکن توش بکن‬ ‫توش مردم&#8230; به پرستو گفتم جلوش بازه؟‬ ‫گفت آره زود باش حالش بد شده. من هم کیرم رو با فشار هرچه تمام تر کردم توی کوسش و شروع کردم با‬ ‫غیض و فشار و شهوت معطل مانده ی سه ماهه تلمبه بزنم&#8230; پرستو هم محکم کونم رو فشار می داد و توی‬ کردن کمک می کرد&#8230; کم کم اب فروزان اومد و چن تا جیغ محکم کشید و گفت. جون. من کوس دادم‬ . ‫اخیش. گنه کردم گناهی پر ز لذت&#8230;..مرسی بچه ها من کوس دادم&#8230; اروم کیرم رو از توی کوس فروزان در‬ آوردم و به پرستو گفتم بخواب‬ . ‫پرستو گفت : من کون می دم. جلوم بسته س. گفتم باشه جیگر. بخواب کیرم تو اون کون فندقی ت. شما دو تا‬ ‫کجا بودید من سه ماهه دارم می میرم&#8230; .و خوابید روی تخت و باسن ها رو داد بالا&#8230; فروزان که تازه ارگاسم‬ ‫شده بود پاشد و اومد کمک و شروع کرد کوس پرستو رو بماله&#8230; من هم کیرم رو یه کم خیس کردم گرچه از‬ ‫کوس فروزان کاملا خیس شده بود و اروم گذاشتم دم کون پرستو. کون تنگی بود&#8230; و اروم کلاهک هسته ای‬ ‫رو فرو کردم که جیغ پرستو در اومد و گفت : خیلی کلفته مردم&#8230; صبرکن&#8230; نزن دیگه‬ . ‫یه کم صبر کردم&#8230; و تا ته فرستادم تو&#8230; تقریبا تمام کیرم توی کون پرستو بود&#8230; اروم در اوردم و دوباره فرو‬ ‫کردم&#8230; پرستو که از شدت درد و لذت داشت به خودش می پیچید گفت : آبت رو بیار&#8230; آبت رو بیار. دارم می‬ ‫میرم&#8230; خیلی کلفته&#8230; البته طفلکی راست می گفت. فکر کنم تازه کار بود و اصول کون دادن رو نمی‬ دونست‬ &#8230; ‫شروع کردم محکم تلمبه بزنم و یه دفه گفتم آب دارم اب چی کار کنم فروزان گفت در بیار زود من هم فوری‬ ‫کیرم رو کشیدم بیرون&#8230; و شروع کردم اب منی هام رو روی سینه های پرستو و فروزان بریزم&#8230; اون قدر‬ ‫لذت بردم از این کوس و کون کردن که نهایت نداشت&#8230; با سینه هایی پر اب منی و کیری فاتح کوس و کون‬ ‫رفتیم حمام. تا شب دو بار دیگه هر دوی اون ها رو سیر کردم. به طوری که شب که دوست اومد خونه نمی‬ تونستم پاشم و در رو باز کنم‬		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173847</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سواری خانوم خوشگله سر کیر  کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 May 2019 16:43:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استکان]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگی]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگان]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودمواقعا]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونه]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پسرهای]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پنهانی]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پونزده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چندوقت]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دارهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستانم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاره]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوچرخه]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهاین]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رفتمبه]]></category>
		<category><![CDATA[زنانگی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیت]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سرتاپامو]]></category>
		<category><![CDATA[سمفونی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[سوپر مدل]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شباهتی]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبابا]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شناسنامه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قالیچه]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیعنی]]></category>
		<category><![CDATA[کردناون]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکی]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:من]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتومو]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مردانگی]]></category>
		<category><![CDATA[مردهای]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[مستانه]]></category>
		<category><![CDATA[مصنوعی]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[ملایمی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورن]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاره]]></category>
		<category><![CDATA[میرفته]]></category>
		<category><![CDATA[میشنوم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نادونی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زمین میخورم.با هر بار این فیلم سکسی اتفاق پسر عمه ام حمید هر هر بهم میخنده و زبون اشو از دهن اش درمیاره بیرون و شصت دوتا سکسی انگشت اشو میذاره کنار دهنش و باحالت شاه کس مسخره میگه:دختره ی دست و پاچلفتی،بلد نیستی سوار نشو.بعد هم با اون شلوارک کوتاهش و کونی تیشرت تابستونی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>زمین میخورم.با هر بار این فیلم سکسی اتفاق پسر عمه ام حمید هر</h2>
<p>هر بهم میخنده و زبون اشو از دهن اش درمیاره بیرون و شصت دوتا سکسی انگشت اشو میذاره کنار دهنش و</p>
<h3>باحالت شاه کس مسخره میگه:دختره ی دست و پاچلفتی،بلد نیستی سوار نشو.بعد</h3>
<p>هم با اون شلوارک کوتاهش و کونی تیشرت تابستونی خنک سوار دوچرخه اش میشه و تند تند رکاب میزنهخیلی دلم شکسته.خب</p>
<h4>تقصیر جنده من چیه باید این لباس های گشاد رو بپوشم</h4>
<p>تا به قول مامان برجستگی هام پستون معلوم نشه.اصلا که چی خب حمید هم وسط پاش یه برجستگی قلمبه داره،وقتی با</p>
<h5>شورت خیس کوس از حوض آب در میاد بیرون که دیگه</h5>
<p>خیلی خیلی ضایع معلومه خانم بزرگ هم که تا این صحنه رو می بینه با حالتذوق بغل اش میکنه و لفظ شومبول سکس داستان طلا رو بهش</p>
<h6>میدهولی نمی دونم من و حمید دوتامون هم ایران سکس سنیم ولی</h6>
<p>چرا اون انقد راحته من انقد باید مواظب باشم.اینو هم که میگم مامانم با یه اخم پت و پهن میگه تو دختری شرم کن.این جواب من نبود خب&#8230;من نمیفهمم چرا هرچه مربوط به زنانگی من هستش زشت و پنهانی و گناه آلوده و هر چه مربوط به مردانگی پسرهاست قابل افتخار و ستودنی&#8230;.من نمیفهمم با رسیدن به سن بلوغ چرا دیگه نباید من و حمید باهم حرف بزنیم و کنار هم بشینیم،،،نمیفهمم چرا من باید کنار دست زن های فامیل توی اشپزخونه ظرف بشورم و حمید کنار مردهای فامیل بشینه و آروغ بده هوا..واقعا نمی فهمم .ذهن من هنوز بچه اس..نمیفهمه چرا یک دختر ناقص و نیمه است و باید همه براش دنبال شوهر بگردن چون فکر میکنن بدون مرد کامل نیست..نمیفهمم چرا وقتی توی فامیل حرف دختری میشه که تا سن سی سالگی ازدواج نکرده و داره خودش کار میکنه و دلش میخواد مستقل باشه میگن دختره ی ترشیده از اون خراب هاست..هنوز که هنوزه برام قابل درک نیست. از فکر این چیزا بیرون میام و با صدای مامانم که میگه ستاره چایی بیار هول میشم و یکی از استکان ها میفته میشکنهاز بیرون صدای عمه ام رو میشنوم که میگه:مثل همیشه دست و پاچلفتی و بعد صدای مردونه شوهرعمه ام و سکوت..چادر نمازمو روی سرم مرتب میکنم و با دستای لرزون سینی چای رو می برم بیرون از اشپزخونه.یکی یکی جلوشون میگیرم و در آخر جلوی حمید.هم بازی بچگی هام.و حالا به عنوان خواستگارم روی مبل تک نفره نشسته و با چشمای هیزش سرتاپامو دید میزنه.و موقع برداشتن چایی هم که دستشو کشید رو انگشت هامو لبخند چندشی زد.بچگی هم انقد در نظرم بد بود؟&#8230;از اولشم این بشر منزجر کننده بود.با نفس عمیق سینی رو روی میز میذارم و میشینمآهو گفته بود حمید رو دیده که توی خیابون دنبال یه دختر میرفته و هی بهش حرف های ناجور میزده..اولش باورم نمیشد ولی کم کم دیدم شازده عجب دختر بازیهبرام مهم نبود تا این که پیشنهاد خواستگاری عصبانیم کرد..پسرک منفور با اون همه هفت خط بازی حالا براش دنبال دختر آفتاب مهتاب ندیده بودن..اینارو که به بزرگان فامیل گفتم همه یک صدا گفتن حمید پسره حالا از روی جوونی و نادونی ی کاری کرده..چیزی نیست که.. وقتی بابام گفت حرف نزن حمید پسر خوبیه.توی این دوره زمونه دستش به دهنش میرسه و آشناهم که هست چه بهتر دود از سرم بلند میشد ولی خب احترام واجبه و گستاخی ممنوع.مامان میگه دختر باید متین باشه و صداشو نندازه پس سرش.میگه نباید روی حرف بابات حرف برنی..باورم نمیشه مامان بابام دارن به زور منو مجبور میکنن با یه همچین پسری ازدواج کنم.البته سعید هم که از غیرت برادرانه فقط اینو بلده که بگه ستاره اون بی صاحابو بکش پایین انقد منو حرص نده&#8230;دیگه هیچی بلد نیست..توی این جور چیزا غیرت نداره.اصلا خودش هم نمیدونه غیرت چیه که..برای دخترهای مردم فاز روشن فکری برمیداره و هر شب باهاشون بیرونه به من که میرسه مگس نر هم از کنارم رد شه به ناموسش وسط خیابون تجاوز شده و هیکل مگس نر رو خورد و خاکشیر میکنه&#8230;.هر روز اصرار ها برای ازدواج با اون هیزک بیش تر میشه و بالاخره فهمیدم این اصرارها بیجا نیست و راز های پشت پرده مالی بوش میاد.با یه کوله پشتی و یه مقدار خیلی ناچیز پول در خونه رو می بندم..ساعت حدود پنج صبحه..سوز سردی میادشال امو جلو میکشم و تند تند راه میرم و این خونه و همه آدم هاشو به امون همون خدای بالای سر میسپرمخسته شدم انقد راه رفتم.به یه پارک کوچیکی میرسم و سر نیمکت چوبی میشینم.‌چند دقیقه بعد یه پسر جوجه فوکولی از کنارم رد میشه و یه جوون کشداری میگه..یهو یاد زمان دبیرستانم میفتم که یه پسرکی از مدرسه تا خونه دنبالم افتاده بود و وقتی رسیدم خونه بابام گیر داده بود اون یارو دوس پسرته و تا این جا باهات اومده و کلی بحث و توهین&#8230;حالا این پسرک اگه الان دنبالم میومد چی..فک نکنم چون داره میرهسرمو برگردوندم و دیدم یه دختر با لباس های جلف و تنگ میاد سمتم..بهش میخورد از این دختر خفن ها باشه ها..همین طور که بهش زل زده بودم یه نگاه بهم کرد و گفت:دختر فراری؟نمیدونم چرا سرمو تکون دادم..گفت:شب کجا میخوابی؟..شب کجا بخوابم؟؟..گفتم:نمیدونمخندید و گفت:من و دوستم یه سوییت داریم اگه جایی رو نداری بیا پیش ما امشب&#8230;.سه ماهه دارم با آیدا و سمیرا زندگی میکنم.باهام خیلی خوبن.دارن بهم یاد میدن خرج خودمو دربیارمسمیرا موهامو دکلره کرده و بلوند شده..قیافم دیگه اون حالت معصوم رو نداره..لباس های اونارو میپوشمهیچ شباهتی ندارم به اون ستاره سه ماه پیشبا آیدا شب ها میریم کنار خیابون وایمیسیم و ماشین ها تک تک بوق میزنن..آیدا میگه باید سوار ماشین هایی بشیم که حسابی خرجمون کنن و بشه تیغ اشون زد..سمیرا بهم یاد داده چه جوری با عشوه پسرا رو خام کنم و پول بگیرم ازشون..اوایل انجام نمیدادم و هی غر میزدم سر دوتاشون ولی رک بهم گفتن باید پول بیاری وگرنه باید گم شی از خونه بیرون و منم دیدم این جا حداقل ی سرپناهی هست و نیاز به کارهای بدتر نیست..در همین حد باشه خب اوکیهبا حس لمس دست های پسره لای پام مثل این چندوقت شروع به لرزیدن میکنم و عرق سردی از تیره کمرم میچکه.با اون صدای به شدت نکره اش میگه لیدی کدوم رستوران حال میکنی بریم؟هوم؟سرمو برمیگردونم و جوابشو نمیدم.یعنی نمیتونمکه آیدا از صندلی پشت با ناز مصنوعی قاطی کرده با صداش میگه دربند&#8230;امشب قراره بریم یه مهمونی..یکی از دوس پسرهای سمیرا مهمونی گرفته..استرس بدی ته دلم دارمولی اون دوتا ریلکس مشغول آرایش و انتخاب لباس اند.با نگاه به لباس آیدا چشمام میشه اندازه دوتا گردو و میگم:گفتی که مهمونی سادس این چیه آخهپشت چشمی نازک میکنه و میگه شاهین این جوری دوس داره هر چی اون بگه باید بپوشمبا خودم فکر میکنم مگه تو عقلت دست اونه آخه.خونه شاهین نزدیک ده پونزده تا دختر پسر ریختن توش و یکی یه گوشه سیگار میکشه و یه دختر لای پاش خودشو مثل گربه لوس میکنه..یکی گیلاس مشروب اش رو گرفته و تند تند میده بالا..چند نفری هم مشغول پاسور بازی..مثل دفعه قبل رفتم کنار پنجره و یه جایی دور از بقیه به مامان بابام فکر کردمیعنی الان در چه حالی بودن،حتما کلی پشیمونن که منو اینجوری از دست دادن و حسابی الان عزیز شدمشاید وقتشه برگردم خونه دیگه.این جا بین این همه کثافت جای من نیست.این چند وقت هم نتونستم مثل اینا بشم..توی این فکرا بودم که یه دستی داغ از بالا نشست روی سینه هام و سرشو آورد نزدیک و لاله گوشمو آروم بوسید.حس شهوت و عذاب وجدان باهم به تنم سرازیر شد..نه من میخوام برگردم خونه نباید خام اینا بشم&#8230;.شماره مامان رو میگیرم برنمیداره..به بابام زنگ میزنمیه بوق..دو بوق..بوق سوم صدای خسته اش به گوش میرسه:بله؟&#8230;بابا منم ستاره&#8230;سکوت..بابا..الو..ستاره ام..دلم براتون تنگ شده..بابا اشتباه کردم میخوام برگردم پیش شما و مامانلحنش عوض میشه و با حالت خشم:خفه شو دختره چشم سفید..دختری که از خونه فرار کنه و سه ماه معلوم نباشه کدوم گوری رفته و کجا بوده دیگه دختر من نیستبغض میکنم و میگم:بابا من پشیمون شدم خب تقصیر شما هم بودصداش روحمو تیکه تیکه میکنه:تو مایه ننگ و بی آبرویی خانواده ام شدی..تو غرورمو رو شکستی ..کمرم رو خم کردی..گم شو دختره هرجاییاشک هام پی در پی جاری میشن&#8230;&#8230;&#8230;.امشب دیگه حوصله اون مهمونی های مسخره رو ندارم.دلم میخواد فقط بخوابم.با این حرفم سمیرا با تندی میگه:بیا زیر یه پسری بخواب حداقل به ی نون و نوایی برسی.آیدا هم از اون ور:انقد نرو روی مخ ستاره بهت میگم امشب فرق داره.خیلی خاصه.بیا یه چند نفرو تور کنیم و اگه زرنگ باشی حتی میتونی امشب یه حالی هم بکنی و صدای خنده دوتاشون میره هوا.لباس شب کوتاه زرشکی رنگی تنم میکنم و موهامو با اتو صاف میکنم.آرایش ملایمی برخلاف اون دوتا عجوزه میکنم و میرم به این مهمونی خاص..واقعا خاص انگار.همه جا تاریک و رقص نور فضا رو خفن کرده.بوی دود خیلی زیادی پیچیده.بوی سیگار انقد زیاد و غلیظ نمیشه که.دارم خفه میشم.دختر پسرها وسط اون همه دود و تاریکی بغل هم وول میخورن و خودشونو تکون میدن.دختر هایی میشه گفت تقریبا لخت با یه سینی دستشون و روش گیلاسی هایی مملو از مایعی سفید و قرمز حرکت میکنن و با دادن یدونه از اونا به بعضی مذکرها یه لب هم چاشنی میکردن.مات مهمونی خاص شده بودم.واقعا با اون دورهمی های دره پیت شاهین فرق داشت.سمیرا از پشت بهم اشاره میکنه اون مانتو رو بکن از تنت..بهتره یکم ریلکس تر باشم.این زندگی هستش که پیش رومه.بابام منو طرد کرد.پس راه پیش ندارم.غیر خونه این دوتا هرزه هم که جایی ندارم برم مگه این که به قول سمیرا باید هر شب زیر خواب یکی بشم.پس باید یکم خودمو با شرایط وفق بدم. یکی از اون گیلاس ها برمیدارم و نصفشو سر میکشم چه قدر تلخ.به سمت یکی از اتاق ها میرم تا مانتومو دربیارم و چند دقیقه از این ها دور شم. در اتاق رو باز میکنم و میرم توش.کسی اونجا نیست.مشغول در آوردن مانتوم میشم که در باز میشه و دوتا پسر میان تو..با دیدن من یکیشون خنده مستانه ای میکنه و میگه: ببین برامون چه تیکه ای جور کردن..اون یکی هم میگه:گفتم یه جنده آس میخوام برای امشب ولی این دیگه خیلی خوبه و پشت سرش چندتا پسر دیگه هم وارد میشن و هر کس داره یه چیزی میگه..چرا نمیفهمم چی میگن چرا انقدر قلبم تند تند میزنه..پشت سرهم جیغ میکشمکه یکیشون یه سیلی محکم میزنه توی صورتم و یهو به خودم میام.یکی دیگه که یکم بوره چنگ میزنه و لباسم رو پاره میکنه.میفتم زمین.میفتن روم و وحشیانه دارن بدنمو لمس میکنن.دستام انگار بی حس شدن.چرا نمیتونم تکونشون بدم..زیر دلم یه درد عمیقی پیچیده.لای پاهام مایع لزجی روان شده. سنگینی بدن اش داره خوردم میکنهسبک شدم.چیزی روم نیست.یه چیز سنگین تر افتاد روم.مثل بختک رومه.نمیتونم تکون بخورم.صدا ته گلوم خیلی ضعیفه.ناله های ضعیفم بین عربده های وحشیانه گم میشه.انگشت هام روی زمین تکون میخورن..پلک هام روی هم میفته و سیاهی مطلق&#8230;&#8230;.دوماه گذشته..دوماه گذشته از درهم شکستن جسم و روحم.حالت تهوع های لعنتی دیگه چی میگهذهنم یهو جرقه میزنه..کابینت های شکسته و رنگ و رو رفته رو با عجله تند تند باز میکنم و بیبی چک رو برمیدارم و می پرم توی دستشویی&#8230;با دیدن دوخط موازی چشمام رو می بندم و میشینم کف دستشوییاین دوخط موازی من و خوشبختی هستیم که هیچوقت بهم نخواهیم رسید.جنین داخل رحمم داره وجودمو مثل انگل میخورهاین موجود حروم که معلوم نیست تخم کدوم حیوونیه..ولی نه..این بچمه..بچه ای که وقتی به دنیا بیاد نمیدونم با چه اسمی براش شناسنامه بگیرمنام پدر؟کدوم پدر؟اصلا کدوم اسپرم؟؟؟؟؟؟جیغ میزنم و درو باز میکنم و میرم وسط خیابوناشک هام مثل سیل روونن.دور خودم میچرخم و جیغ میزنم از ته دل..صدای بوق ممتد و گریه های من سمفونی دلخراش عابرین میشود و این بار سفیدی مطلق&#8230;..زندگی بافتن یک قالیچه استتو در این بین فقط می بافینقشه را خوب ببینو به هر شاخ گلش دقت کنخوب ببافنکند آخر سر قالی زندگیت را نخرند.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173748</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 12:01:44 by W3 Total Cache
-->