<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>کونی تو فامیل &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d9%81%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%84/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 22 May 2024 14:03:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>کونی تو فامیل &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مست بودم نفهمیدم برادرم منو کرد یا دامادمون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%85-%d9%86%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d8%af%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d9%85%d9%86%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af-%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%85-%d9%86%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d8%af%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d9%85%d9%86%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af-%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Aug 2018 07:09:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کونی تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=164251</guid>

					<description><![CDATA[تانیا هستم نمیدونم از کجا شروع کنم حکایت عجیبی که بر من رفته الان همه منتظرن از وزن و قدم بگم یا از زیبایی و خوشگلیم این واقعا خنده داره دختری بیاد تو سایت سکسی از زیبایش بگه برای چی میگن میخوان بگن ما خوشگل بودیم که منو فلان کردن حالا بذارین براتون یه قسمت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تانیا هستم نمیدونم از کجا شروع کنم حکایت عجیبی که بر من رفته الان همه منتظرن از وزن و قدم بگم یا از زیبایی و خوشگلیم این واقعا خنده داره دختری بیاد تو سایت سکسی از زیبایش بگه برای چی میگن میخوان بگن ما خوشگل بودیم که منو فلان کردن حالا بذارین براتون یه قسمت از زندگیمو بگم من اصلا سراغ زیبایی و خوش هیکلی و نمیرم بلکه مستقیم میرم سر اصل ماجرا اول اینکه بگم بابام به خاطر شغلش مدام به خارج ایران در رفت و آمد هست مادرم هم تو یه شرکت هواپیمایی کار میکنه ما خانواده 5 نفری هستیم 18 سالم بود پیش دانشگاهی می خوندم تو دوران تحصیلم چند تایی دوست پسر داشتم که فقط با یکیشون رابطه از پشت داشتم من یه خواهر دارم که 25 سالشه و ازدواج کرده دوتا هم بچه داره با خواهرم خیلی راحتم یه برادر 21 ساله هم دارم اسمش ارسلانه از نظر فرهنگی خانواده زیاد مذهبی نیستیم البته احترام ماه های محرم و رمضان رو نگه میداریم من جلوی فامیل و شوهر خواهرم مهرداد بدون حجاب هستم که البته جلوی شوهر خواهرم نسبت به فامیل وقتی خونه ماست چیزی رو تغییر نمیدم و لباس هامو عوض نمیکنم چون مهرداد رو از خودمون میدونم و تو خونه بیشتر وقت ها با تاپ و شلوار راحتی هستم پدر و مادرم زیاد گیر نیستن و من تو خونه راحتم مهرداد شوهر خواهرم 32 سالشه و خیلی با من شوخی میکنه از ترسوندن من یهویی وقتی پشت سر منه گرفته تا سربه سر گذاشتن با من تو تلگرام عکسامو از تلگرام برمیداشت سینه هامو ویرایش و بزرگ میکرد بعد واسه خنده دوباره تو تلگرام برام می فرستاد وقتی خونه خواهرم بودم حجب و حیا رو کنار میگذاشت جلوی من از خواهرم لب میگرفت گاهی وقت ها چنان لپامو میکشید که از درد جیغ می کشیدم هر بار خونه خواهرم بودم و مهرداد حمام بود وقتی بیرون می اومد به من تیکه مینداخت که میخوای ببرم بشورمت گاهی هم وقتی از کنار من رد میشد با دستاش از کونم نیشگون میگرفت اینها چند تا از صدها کاری بود که مهرداد دامادمون با من میکرد اما داداشم ارسلان هم دست کمی از مهرداد نداشت وقتی ازش چیزی میخواستم با گفتن جون جوابمو میداد وقتی تو خونه می رقصیدم با چشماش منو میخورد وقتی با من شوخی میکرد دست منو می پیچوند که به سمتش دولا بشم و بیام عقب مجبور بشم به کیرش بچسبم چندین بار این کار رو کرده بود موقع حموم رفتنم گاهی وقت ها می اومد منو به بهونه ای صدا میکرد تا قسمتی از بدن لختمو ببینه وقتی تو پذیرایی هستم و داداشم با تی وی فیلم آمریکایی می بینه اگه پدر و مادرم تو پذیرایی نباشن حتی اگه تو فیلم صحنه کردن داشته باشه سانسورش نمیکنه به بهانه های مختلف به شوخی با من درگیر میشه و حالتی شبیه کشتی ایجاد میکنه که البته دستاش هم مدام روی کونم حرکت میکنه یکی دوبار هم تو همون حالت منو انگشت کرده اینها هم چند تا از صدها کاری بود که ارسلان داداشم با من میکرد از خصوصیات خودم بگم اهل قلیون هستم ولی سیگار نمیکشم وقتی که بابام ایران نیست مشروب میخورم ولی فقط تو عروسی ها که تو عروسی های فامیل ما اکثرا هست خواهرم هم قبل ازدواج میخورد ولی بعد از ازدواجش ندیدم بخوره اما اصل قضیه از اینجا شروع شد که عروسی دختر خالم دعوت بودیم محل عروسی شهرک غرب بود بابام که اون موقع ایران نبود مادرم هم چون شیفت کاریش بود شب نتونست با ما بیاد برای همین من همراه خواهرم و دامادمون دوتا بچه هاش سانیا و ستایش و ارسلان رفتیم تو عروسی همه کار کردم خودمو حسابی پاره کردم از رقصیدن گرفته تا مشروب خوری آخرای عروسی با یه دختر که از فامیل های داماد و تقریبا هم سن و سال من بود تو خوردن ودکا ابسلوت کل انداختم من میخوردم اون میخورد به من می خندید انگاری داشتیم سر مدال المپیک مسابقه میدادیم لهجه اش نشون میداد از خارج ایران اومده همیشه تو خوردن ویسکی شامپاین و مشروبات دیگه متعادل بودم ولی اینجا از حرص دختره پا به پاش جلو می رفتم نمیدونم چقدر خورده بودم که خواهرم اومد دستمو گرفت منو با خودش از سالن بیرون برد و با اومدن دامادمون و ارسلان و بچه های خواهرم به خونه برگشتیم تا نزدیک خونه هوشیار بودم که بعد دیگه هیچی نفهمیدم نمیدونم چه ساعتی بود چند لحظه ای با سوزش پشتم کمی هوشیار شدم خواستم کونمو بخوارونم که نتونستم دوباره خوابم برد صبح که بیدار شدم تو تخت خوابم بودم بدن درد و کوفتگی عضلاتم اذیتم میکرد هنوز گیج و منگ بودم فقط تا داخل ماشین دامادمون یادم می اومد که داشتیم با خواهرم و ارسلان وبقیه به خونه برمیگشتیم بلند شدم نشستم که یهو حس کردم سوراخ پشتم بدجوری درد میکنه هنوز کمی گیج بودم بلند شدم رفتم دستشویی که موقع راه رفتن هم سوراخ پشتم درد میکرد عجیب بود برام حتی وقتی کونمو باز و بسته میکردم دردش زیاد میشد گلاب به روتون رفتم دستشویی برای ادرار کردن یهو از پشتم آب بیرون ریخت یهو وحشت کردم سریع بلند شدم کمی به خودم فشار دادم دیدم بازم اومد داشتم دیوانه میشدم ذهنم درگیر بود همش با خودم میگفتم این چه معنی میده همش فکرم میرفت به زمانی که با دوست پسرم سکس داشتم چیزی که منو می ترسوند تجربه ای بود که از سکس با دوست پسرم داشتم وقتی دوست پسرم با من سکس کرد خودشو داخل پشتم خالی کرد رفتم توالت خالیش کنم همینطوری از پشتم آب بیرون میریخت بعد از سکس با دوست پسرم تا دو سه روز هم سوراخ پشتم درد میکرد حالا همه اون علایم رو داشتم کم مونده بود سکته کنم برگشتم تو تخت خوابم تا حالم بهتر بشه نفسم به زور بالا می اومد نمیدونستم دلیلش اثرات مشروبی هست که خورده بودم یا ناشی از وحشت اتفاقیه که برای من افتاده بود به اتفاقات دیشب فکر کردم همه چیز رو از اون لحظه ای که وارد عروسی شدیم تا لحظه ای که خواهرم دست منو گرفتو بیرون رفتیم بررسی کردم هیچ مشکلی نبود هر چی بود به بعد بیرون اومدن از عروسی مربوط میشد نمیدونم چرا همش فکر میکردم یه نفر منو کرده داشتم عذاب میکشیدم این قدر حالم خراب بود که تا ظهر پائین نرفتم همچنان پشتم تا ظهر درد میکرد یهو یاد دیشب افتادم دیشب چند لحظه ای تو پشتم احساس سوزش و درد کرده بودم داشت گریه ام میگرفت دیگه شک نداشتم یکی منو کرده بلند شدم با چشمهای اشک آلود رفتم پائین فقط خواهرم و مهرداد و دو تا بچه هاش خونه بودن خواهرمو به آشپزخونه کشیدم یواشکی ازش پرسیدم دیشب من تا داخل ماشین رو یادم میاد بقیش رو نه چی شد سر از اتاقم در آوردم با من قهر کرده بود ولی به حرف اومد و گفت اگه میخوای خودتو بکشی بذار بابا بیاد بعد این کار رو کن اگه دیشب جلوتو نمیگرفتم الان مرده بودی دوباره سوالمو تکرار کردم جواب داد دیشب این قدر خوردی بالاخره تو ماشین کله پا شدی رسوندیمت خونه با کمک ارسلان آوردیمت تو اتاقت دیر وقت بود خودمون هم شب اینجا موندیم ازش پرسیدم دیشب وسط راه جایی نرفتیم با تشر به من گفت چرا یه سر رفتیم قبرستون برات قبر بخریم قراره با یه دختر مست و پاتیل کجا بریم یه راست اومدیم اینجا سوال دیگه ای نپرسیدم به اتاقم برگشتم شک نداشتم یکی منو وقتی بیهوش و منگ بودم کرده درد پشتم آب داخل کونم سوزش چند لحظه ای پشتم همه اینو نشون میداد جنی شده بودم گریه ام گرفت مگه غیر از برادرم و دامادمون کسی دیگه هم خونه بود گریه میکردم با خودم میگفتم یعنی برادرم یا دامادمون بوده یعنی یکی از این دو نفر با من سکس کرده فقط اتاق من طبقه بالا بود اتاق ارسلان طبقه پائین بود و خواهرمو شوهرش و بچه هاش هر وقت شب خونه ما بودن پائین می خوابیدن واقعا درمانده شده بودم اصلا نمی تونستم باور کنم یکی از این دو نفر منو کرده باشه با وجود اینکه زیاد با من شوخی میکردن ولی تو تخیلاتمم نمی رفت یکیشون منو کرده باشه تا تونستم خوب گریه کردم شاید اگه تجربه دوست پسرمو نداشتم اصلا چیزی نمی فهمیدم حداقل کاشکی میدونستم کی بوده حالا باید از جفتشون خجالت می کشیدم تا شب با مهرداد دامادمون خیلی سر سنگین بودم نگاهش نمیکردم ارسلان هم اون روز تا شب خونه نبود با اون هم وقتی اومد سر سنگین بودم مهرداد هنوز شوخی هاش با من ادامه داشت ولی دیگه محلش نمیدادم تا سه روز سوراخ پشتم درد میکرد حرص میخوردم که چطور به خاطر کل انداختن با هم جنس خودم کونمو به باد دادم اونم به کی به نزدیکترین افراد خانوادم یا داداشم منو کرده بود یا دامادمون از اون روز به بعد دیگه اجازه ندادم هیچ کدومشون با من شوخی بکنن آخرشم نفهمیدم کی این کار رو کرد ولی اگه داداشم منو کرده باشه راضی تر بودم نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%85-%d9%86%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d8%af%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d9%85%d9%86%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af-%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">164251</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کون دادنم به داییم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Aug 2018 07:04:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کونی تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=163720</guid>

					<description><![CDATA[۱۶ سالم بود تازه از سکس شنیده بودم تو خونه پدر بزرگم با داییم تنها بودم بقیه رفته بودن خونه خالم منو داییم و دو تا از پسر خاله هام خونه پدر بزرگم بودیم البته اونها کوچیک بودن بگذریم داشتم به خودم ور میرفتم که در اتاق باز شد نگو دایی دیده بود من دارم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>۱۶ سالم بود تازه از سکس شنیده بودم تو خونه پدر بزرگم با داییم تنها بودم بقیه رفته بودن خونه خالم منو داییم و دو تا از پسر خاله هام خونه پدر بزرگم بودیم البته اونها کوچیک بودن بگذریم داشتم به خودم ور میرفتم که در اتاق باز شد نگو دایی دیده بود من دارم خودمو میمالم تا اومد تو اتاق شکه شده بودم هیچی نمیتونستم بگم تنها بود فیلم دیده بود حشر داشت یکم نچ نچ کرد و از اتاق رفت بیرون خیالم راحت شده بود رفتم به بچه ها سر بزنم دیدم خوابن که صدایی از تو زیر ززمین در اومد توضیح اینکه زیر زمین رو داییم اتاق کرده بود برا خودش از پشت شیشه دیدم داره فیلم سوپر میبینه اولین بارم بود میدیدم دستم رو تو شورتم کردم خیس بود یکم مالوندم خودمو حس خوبی بود یه ده دقه داشتم میدیدم که صدای بچه ها اومد تا اومدم از پله ها بالا برم دایی در رو باز کرد و منو دید رفتم پیش بچه ها دیدم خوابیدن تا سرم رو برگردوندم داییم پیشت سرم بود خودمو زدم اونراه تا اومدم برم بیرون اتاق دستم رو گرفت طوری فشار داد که داشت میشکست گفت چی دیدی گفتم هیچی که یکی زد تو گوشم گریه ام گرفته بود ولی به خاطر اینکه بچه ها بیدار نشن خودمو کنترل میکردم همون طور که دستم تو دستش بود کشوندم بیرون از اتاق لحن صداش مهربون تر شده بود گفت دوست داری ببینی گفتم نه یکی زد تو گوشم گفت ولی من میگم باید ببینی کشوندم تو زیر زمین فیلم رو تو ویدیو گذاشت در هم قفل کرد از ترس داشتم میمردم منو نشوند بغلش فیلمه وسطاش بود دستمو گذاشت رو کیرش با دستم هی کیرشو میمالوند دیگه منم یکم ترسم کم شده بود کیرشو از تو شلوارش در اورد بزرگ نبود حدود ۱۶ سانت بود و باریک گفت بخور سر کیرشو تو دهنم کردم با دست فشارم دادم رو کیرش حالم داشت بهم میخورد همزمان کس و کونمو میمالید بعد تف زد رو سوراخ کونم از ترس هیچی نمیگفتم شلوارمو تا نصف داد پایین و کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم یواش یواش کرد داخل از درد داشتم و اینکه صدام بالا نره پشتی رو گاز میگرفتم کم کم عادی شده بود شروع کرد به تلمبه زدن تو کونم فکر کنم حدود یه ربع تو کونم تلمبه زد و اخرم ابشو ریخت تو کونم شلوارمو کشیدم بالا و سیگارشو روشن کرد گفت برو بالا منم گشاد گشاد اومد بالا و این شد اول کون دادن های من به دایی تا زمانی که زن گرفت و گفتم دست بهم بزنی ابروتو میبرم که بیخیال شد البته بعضی وقتا انگشت تو کونم میکنه و وقت گیرش بیاد و خودم راه بدم میکنه نوشته سمیرا</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">163720</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گی منو پسر عموم و اولین کون دادنم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Aug 2018 07:03:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کونی تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=163278</guid>

					<description><![CDATA[سلام خدمت همه بچه های جغی و بکن این خاطره از حدود هشت سال پیش شروع شد مدتها بود ک ما با خانواده پدری زیاد رفتو امدی نداشتیم ک بعد از چن سال بهتر شد روابط و من برای نزدیک خونه عموم اینا رفتم باشگاع ثبت نام کردم و بعضی وقتا بعد از باشگاه یا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خدمت همه بچه های جغی و بکن این خاطره از حدود هشت سال پیش شروع شد مدتها بود ک ما با خانواده پدری زیاد رفتو امدی نداشتیم ک بعد از چن سال بهتر شد روابط و من برای نزدیک خونه عموم اینا رفتم باشگاع ثبت نام کردم و بعضی وقتا بعد از باشگاه یا قبلش میرفتم خونه عموم تا بابلم بیادو بریم خونه پسر عموم هفت هشت سالی ازم بزرگتر بودو وقتیم ک بچه بودم انگولکم میکرد توی این رفتو امدای من ب خونه ی عموم گاها پیش میومد ک من میرفتم و میدیم جز این پسر عموم کسی خونه نیست کم کم حرفای سکسی زدنو با من شروع کرد و جوری راضیم کرد ک براش ساک بزنم و بعضا لاپایی بهش بدم اینم بگم ک کونم سفیدو از کون یه زنم سکسی تره واقعا توی این رفت و امدا یه روز رفتم خونشونو دیدم ک فقط اون هستش طبق معمول نشستیم حرف زدنو مثل همیشه حرف سکس ک اینبار متفاوت بود وقتی رفتم تو دیدم فقط یه شلوار پاشه و هیچ تی شرتو پیرنی تنش نیست رفتم تو تا تایمی ک باید برم باشگاه برسه تو این تایم ک حدود نیم ساعت چهل دیقه ای میشد اومد باهام حرف زدو برام یه فیلم سوپر خیلی باحال گذاشت تا حسابی تحریک بشم بعد گفت ک براش ساک بزنم و منم شروع کردم ب ساک زدن تو ساک زدن من کونمو هی میمالیدو با سینم ور میرفت تا گفت ک بسه و بخواب رو تخت منم خوابیدم و شروع کردم سینه هامو خوردن ک این کار واقعا حشریم میکرد جوری ک پیش خودم میگفتم تا زودتر کونم بذاره بعد این ک سینه هامو خورد گفت برگرد برگشتم بعدش ازم پرسید ک بذارم تو منم ک خیلی حشری شده بودم گفتم دردش زیاده گفت جوری میکنم ک دردت نگیره گفتم باشه رفتو کرمو اوردو کل کیرشو کرمی کرد مخصوصا سرشو بعد خوابید رومو هی میگفت چه کونی داری دختر بودی میگرفتمت و هی کیرشو لای کونم میمالید بعد اروم سرشو کرد تو ک من چون دفه اولم بود دردم گرفت خیلی و گفتم درش بیااار ک گفت وایستا یکم جا باز میکنه منم از درد کلمو به بالش فشار میدادم بعد اروم اروم کله کیرشو کرد تو کونم باز نیگر داشت تا جا باز کنه یکم ک دردم اروم شد شروع کرد تلمبه زدن ک دیگه من واقعا تو حال خودم نبودمو داشتم از ته دل لذت میبردم بعد چند دیقه ابش اومدو بدون این ک بهم بگه خالی کرد تو گرمای کیرش انقد زیاد بود ک من گرمای ابشو نفهمیدم بعد از اونم چند باری باهم حال کردیم اما بعدش من دیگه بدم میومدو احساس گناه میکردم امیدوارم تونسته باشم جغیای عزیزو تحریک کرده باشم نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">163278</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گی من و پسرعموم  ۱</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85-%db%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85-%db%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Aug 2018 07:02:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کونی تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=163102</guid>

					<description><![CDATA[سلام به تموم اعضای سایت خاطره ایکه میخام براتون بنویسم یکی از ماجراهای من و پسرعموم هستش اخه من اون از حدود 15 سالگی باهم دیگه شیطونی های زیادی کردیم خودم اسمم نیما هس 20 سالمه فیس جذابی دارم پسرعمومم اسمش امیره 1سال ازم کوچیکتره اولاش تو فرصت های مناسب که گیرمون میومد همو میمالدیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به تموم اعضای سایت خاطره ایکه میخام براتون بنویسم یکی از ماجراهای من و پسرعموم هستش اخه من اون از حدود 15 سالگی باهم دیگه شیطونی های زیادی کردیم خودم اسمم نیما هس 20 سالمه فیس جذابی دارم پسرعمومم اسمش امیره 1سال ازم کوچیکتره اولاش تو فرصت های مناسب که گیرمون میومد همو میمالدیم اون میخابید رو من منم رو اون تا اینکه کم کم لباس هامونو درمیاوردیم مثلا لاپایی میدادیم براهم کیرامونو میمالیدیم ب هم منم اکثرا موهای اطراف کیرمو تمیز میزدم امیرم گاها میزد که واقعا لذت میبردیم من دوس داشتم موقع حال کردنامون لب و گردن همو هم ببوسیمو و بمکیم ولی امیر خیلی انگار که دوس نداشت ولی با این حالی من گاهی گردنشو میمکیدم و محکم میگرفتمش بغلم و فشارش میدادم اونم کیرشو لای پاهام میزاشت و میکشید وسطش اون کیرش مثل من حدود 15 بود ولی مال اون کلفت و خوش فرم تر بود خیلی دوسش داشتم از هیکل هم خودمم 177 و 77 هستم امیرم تقریبا همینجوری امیر همیشه میگفت بیا براهم دیگه ساک بزنیم ولی من دوس نداشتم یا دلم نمیخاست ولی کم کم دیگه منم راضی شدم و اولین بار منم رو صندلی نشستم و پاهامو باز کردم امیرهم اومد وسط پاهام زانو زد کیرمو گرفت تو دستاش و خیلی اروم و دیوونه کننده خوردش خیلی حس عجیبی بود کیرم هی میرفت دهنش و درمیومد خیلی داغ بود تو دهنش گاهی همشو میکرد تو دهنش و لباش میخورد به پایین شکم و تخمام که دیگه واقعا دلم میخاس داد بزنم دستامو میکشیدم لای موهای نرمش قربون صدقش میرفتم سرشو میبوسیدم تا اینکه نوبت من شد اون رو زمین دراز کشید منم رفتم روش دل تو دلم نبود کیرش هنوز تو شرتش بود اون دراز کشید منم اول شرتش رو کشیدم پایین یهو کیر تپلش پرید بیرون و زل زد تو چشام خیلی سفت و شق و بزرگتر بنظر میومد با دستم گرفتمش و یکم مالیدم خیلی نرم بود پوستش بعد لبامو گذاشتم رو سر کیرش بوسیدم خیلی خوشش اومد دوبارع چنتا دیگه تندتند بوسیدم بعد کم کم کردمش تو دهنم خیلی هردومون لذت میبردیم شایدم من بیشتر نصفشو کردم تو دهنم زبونمو تو دهنم میکشیدم زیرش بعد دیگه همشو کردم تو دهنم و حس کردم دارم خفه میشم کشیدم بیرون و بعد دیگه تندتند براش ساک میزدم و میبوسیدم کیرشو زبونمو میکشیدم همه جاش حسابی خیسش کردم ابش قطره قطره میریخت بیرون منم پاک میکردم دوباره میخوردم خودمم خیلی حشری بودمو حتی تخماشم میلیسیدم هچوخ فک نمیکردم از خوردن کیرش لذت که میبرم هیچ سیرم نمیشم خودشم فهمید دوس دارم اون کلا حدود 4 دقیقه خورد ولی من شاید 10 دقیقه خوردم اون صورتمو نگاه نمیکرد منم راحت تر میخوردم تا اینکه یهو سرمو گرفت همشو کرد تو دهنم حس کردم تا حلقم رف یکم نگه داشت بعد دراورد و قربون صدقم رفت و صورتمو بوسید بعدش لخت کامل شدیم و رفتیم زیر پتو همیشع این کارو میکردیم خیلی حال میداد ولی ایندفه اون رفت زیر پتو و کیرمو گرف دستش و شروع کرد به خوردن فک کردم میخاد برام جبران کنه منم کونشو میمالیدم و انگشتمو دور سوراخش میچرخوندم اونم هرکاری براش کرده بودمو زیر پتو برا خودم تکرار میکرد خیلی حال میداد چشامو بسته بودم و نوازشش میکردم خیلی از ته دل میخورد کیرمو بوسشم نیکرد اونم بوس های محکم بعدش اومد بالا مثل همیشه لخت لخت همو بغل کردیمو بدنامونو مالیدیم به هم کیرش میرفت لای پاهام منم تازه تمیز کرده بودم خیلی لیز میخورد و به هردومون حال میداد کیرش با اینکه هم اندازه کیرم بود ولی حس میکردم نوکش از پشت رونام میزنه بیرون صورتمو گذاشته بودم رو صورتش یهو لباشو گذاشت رو گونمو بوسید خیلی کیف کردم منم برگشتم اونو همونجوری بوسیدم بعدش محکم تر چسبیدیم به هم من گردنشو بوسیدمو مکیدم اون اومد رورم هروخ ابش میخاست بیاد میومد روم کیرشو تف زدم کرد لای پاهام و شروع کرد به تلمبه زدن خیلی محکم عقب جلو میکرد منم اه و اوخ میکردم اخه خیلی حال میداد تا اینکه یهو کیرشو از لاپام کشید بیرون خابوند زیر نافم و آبشو پاشید رو شیکمم چنتا از قطره هاش تا روی سینم پرت شده بود همیشه اینجوری روم ارضا میشد منم چون خودش تمیز میکرد چیزی نمیگفتم همشو که ریخت خابید روم بی حال کیر من هنوز شق بود و بدجوری حشری بودم خودشو کمی روم حرکت داد چون آبش بینمون بود خیلی لیز بود منم یه لحظه حس کردم چشام داره سیاهی میره و بدنم حسابی سفت و شد لرزید بی اختیار بغلش کردم و با تموم قدرت آبم اومد اونم خودشو بهم فشار داد خیلی میلرزیدم که دیگه ریختم همشو دیگه نای بلند شدن نداشتیم لحظات خیلی خوب ولی کثیفی بود بالاخره از روم پا شد و رفت دسمال اورد و آبامونو از رو شیکمم پاک کرد خودشم پاک کرد افتاد بغلم کیرامون شل شده بود یهو گوشیم زنگ خورد بابام بود گف بیا خونه پا شدم که لباسامو بپوشم اونم پا شد شلوار خانگی و تیشرتشو پوشید باهاش خدافظی کردم اونم اومد جلو بغلم کرد صورت همو بوسیدیم و از خونشون اومدم بیرون این جریان مال حدودا 2 سال پیشه بعد چند هفته دوبارع رفتم خونشون و کارای بیشتری کردیم که میخام تو قسمت بعدی بگم الان گوشیم شارژ نداره به زودی مینویسم براتون شاید همین امشب نوشتم پس فعلا دوستان امیدوارم شماهم خوشتون بیاد اسم ها هم مستعار بود نویسنده گمنام</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85-%db%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">163102</post-id>	</item>
		<item>
		<title>حمید و پسرخاله</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Aug 2018 07:02:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کونی تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=163013</guid>

					<description><![CDATA[سلام خدمت شما عزیزان ویراستار شهوانی مدتی بود علی کلید کرده بود به من علی همسایه ما بود و کاپیتان تیم فوتبال محل و یه سال از من بزرگتر تو کوچه تو مدرسه بهم با هر بهانه ای شده بود میدانید اون سال دوم دبیرستان و من اول بودم دروازبان خوبی بود وتصمیم گیرنده تیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خدمت شما عزیزان ویراستار شهوانی مدتی بود علی کلید کرده بود به من علی همسایه ما بود و کاپیتان تیم فوتبال محل و یه سال از من بزرگتر تو کوچه تو مدرسه بهم با هر بهانه ای شده بود میدانید اون سال دوم دبیرستان و من اول بودم دروازبان خوبی بود وتصمیم گیرنده تیم من کونی نبودم شیطونی می کردم ولی نداده بودم ولی مجبور بودم به علی باج بدم بازیم خوب بود ولی بخاطر اینکه پسر عموش هم پست من بود وهم وقت نبودم اون فیکس بازی می کرد جلوش کوتاه می اومدم دیگه جوری شده بود که غروب به غروب از تمرین که می اومدیم با هر بهانه ای دستش به کونم می خورد یا از عمد می گفت بیا خسته ای قلنج تو بشکنم منم در اختیارش بودم از پشت که بغلم می کرد راست کردن کیرشو که باور از رو شلوار می خواست فرو کنه حس می کردم ولی خوب انصافاً جلوی بچه ها نمی کرد که ضایع بشم خوب من سفید خوشکل وکون نرم وتپلی داشتم ولی چون قد هیکلم میزون بود زیاد تابلو نبود یکی از همین روزا تو مدرسه بودیم که که دیدم با تو از همکلاسی های خودش دارند بهم نگاه می کنن می خندن قاطی کردم ریختم تو دل خودم و وایسادم سر فرصت جبران کنم خیال کردم به اونا گفته منو دستمالی می کنه یه روز که مسابقه داشتیم پیچوندم ونرفتم پسر عموش هم که حالش خوب نبود نرفته بود با چپی پر آخر مسابقه رفتم سر زمین خاکی دیدم از دست بر قضا یکی دیگه از یه محل آوردن خوبم بازی می کنه بازی بردن وایسادم تا همه رفتن غروب جمعه بود رفتم سراغش بهش تبریک گفتم پرسید کجا بودی گفتم نشد دیگه نپرس گفت چرا چی شده گفتم از خودت بپرس گفت آهان پس یه چیزی هست گفتم اره دیگه ما تو رو خودمونی میدونیم تو می ری به همکلاسی هات می گی گفت به روح بابام چیزی نگفتم گفتم پس تو مدرسه به چی می خندیدین گفت تو رو نشون دادم گفتم این یه دریبل می زنه کفتون می بره بعد یهو خندمون گرفت بحرحال از دلم در آورد تو راه بودیم یه ماچم کردو دستش که دور گردن من بود اومد رو کونم از روی شلوار سوراخ پیدا کرد نگاش کردم وبا لبخند رضایت واری اکی بهش دادم دیگه رسما داشت انگشتم می کرد منم شل کرده بودم که حالشو ببره نزدیک خونمون یه خرابه بود که درخت و گیاه کلا پوشنده بودنش گفت بریم یه شاش بکنیم سبک شیم در حالی که یک دقیقه با خونه جفتمون فاصله بود قبول کردم که برم مطمئن بودم که کارم تمومه وکونو دیگه بگا دادم رفتیم تو خرابه اینقدر تاریک بود هم دیگری نمی دیدیم با دست زدن به هم دیگه می فهمیدم کجاییم با خجالت گفت نمی خوای قلنج تو بشکنم منم گفتم چرا خوبه دمت گرم برگشتم از پشت بغلم کرد شلوار ورزشی پوشیده بودم سیخی کیرش به حدی بود که داشت میشکست وقتی تموم شد خودم الکی خم شد و کونم چسبوندم به کیرش یخش وا شد همون جوری رو شلواری شروع کرد به مالیدن وحرف زدن آره من رفیقتم تو همیشه فیکسی تیم هستی هرچیزی بشه بینمان می مونه که شلوارم حس کردم داره میاد پایین آب دهنمو قورت دادم و باشهوت خاصی گفتم علی جان ندادم حواست باشه گفت قربون کونت برم چشم شلوارش درآورد کیرشو گذاشت پاهام آب شهوتش ران پام خیس کرده بود دو دستامو که روی زمین بودن گذاشتم رو دیوار علی داشت هی بالپ های کونم ور می رفت و قربون صدقه اشو ن می رفت با دستش یه تف به سوراخم زد و یه تف به کله کیرش دو تا لپای کونم و با دستش گرفت و باز کرد کیرش که سوراخم لمس کرد در جا راست کردم کله کیرش که که رو سوراخ میزون شد بادستاش کیرمو گرفت و با یه فشار کله کیرشو حس کردم از درد و سوزش سوختم داد نزدم چون نزدیک بود کسی بشنوه گفتم جون مادرت دربیار درآورد گفت اولشه تو اولین بارته اینجوری می شی دوباره یه تف به سوراخم زد ویه تف به کیرش تا گذاشت رفت تو نصف کیرش هم اومد تو کونم دردم قابل تحمل تر بود دوباره آورد بیرون دوباره فرستاد تو اینباره کل کیرشو جا کرد دردی نداشتم و فقط ترس از آبرو گفتم جون مادرت به کسی نگی تو رو ارواح پدرت که شروع کرد به تلمبه زدن قسم خورد خیالم راحت شد دیگه قشنگ شل کرده بودم و اونم تلمبه های ردیفی می زد حال خوبی بود از پشت کیرمو گرفته بود و با فشار خاصی کیرشو جلو عقب می کرد تو حال خودش نبود آبش اومد بیرون خالی کرد منم راست کرده بودم شلوارم کشیدم بالا یه ماچم کردو گفت اول من ازخرابه میرم بعد تو تا مردم شک نکنن علی رفت ومن با خیالی آسوده و حالی وصف نشدنی منتظر شدم چند دقیقه بعد برم بیرون در حال آماده شدن ودید زدن بیرون بود که خلوت بشه که شونه هامو چیزی لمس کرد از ترس لرز گرفتم برگشتم دیدم امیره پسر خالم گفتم اینجا چیکار می کنی با پرروئی گفت تو علی دید میزدم گفتم علی کیه گفت همونی که الان زیر کیرش قسمش می دادی به هیچکس نگه امیر اومده سیگار بکشه ما هم پشت سرش اومده بودیم شانس کیری من بود اشکم در اومد بغض کردم با التماس گفتم به کسی نگه گفتم ما فامیلیم آبروی من بره آبروی خودت هم گفت خوب من نمی گم تو چی به غریبه بدی به من که فامیلیم نمی دی امیر یه سال از من کوچکتر بود شلوار کردی پوشیده بود کشید پایین کیرش راست بود سفید کلفت ولی کوتاه گفت بخورش گفتم تاحالا نخوردم گفت اولین بار که دادی اولین بار هم می خو ری نشستم کیرشو انداختم تو دهنم آب سفیدش شور بود ولی همونجوری یه دو دقیقه خوردم براش لرزشهای کیرشو که داشت حال می کرد تو دهنم حس می کردم درآورد گفت بخواب گفتم خاکه یه کارتن ومقوا انداخت حالا بخواب خوابیدم شلوارم خودش کشید پایین بادستاش انگشتم کرد گفت خوبه خوب گشاد ت کرده کارم راحته یه تف زد به کیرش رو خوابید گفت قربون پسرخاله با مرام برم کیرشو بعد از چند حرکت مالیدن رو سوراخم انداخت تو راحت رفت تو پاهام بی حس شده بودن امیر داشت تلمبه می زد خوبم می کرد وارد بود از علی حرفه ای تر بود و من اون زیر بجای اینکه حال کنم با بغض به خودم فحش می دادم تلمبه های امیر تند تر شدن گرم گرفت و کیرشو با فشاری تا ته فرو کرد و از لرزیدنش و داغی تو سوراخم فهمیدم آب تو کونم خالی کرده بود اون شب تا صبح نخوابیدم صبح ماجرا رو علی گفتم خیلی ناراحت شد ورزید که تو محل آبرمون بره از هم واسه مدتها فاصله گرفتیم من قید فوتبال با اونا رو زدم و فقط مدرسه بازی می کردم امیرم بعد از اون داستان هر چند ماه یه بار ازم باج می گرفت تا اینکه بعد از ده دوازده بار کردن بی خیال شد منم دیگه ندادم نه به اینا نه هیچ کس دیگه اینم بود خاطره کون دادن ما بد وخوب ببخشید نوشته حمید</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">163013</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سامان و شوهرخاله</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Aug 2018 10:47:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کونی تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=162716</guid>

					<description><![CDATA[سلام من سامان هستم ۱۹سالمه قدم ۱۹۰ و وزنم ۸۰ و شوهر خالم ۲۸ ساله و قدش ۱۸۵ ورزشکار سیکس پک داره داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به سه سال پیش ۱۲ فروردین قرار بود سیزده به در اون سال با خانواده مادرم بریم خونه ما کنار خونه مادر بزرگم بود اونشب همه خونه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من سامان هستم ۱۹سالمه قدم ۱۹۰ و وزنم ۸۰ و شوهر خالم ۲۸ ساله و قدش ۱۸۵ ورزشکار سیکس پک داره داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به سه سال پیش ۱۲ فروردین قرار بود سیزده به در اون سال با خانواده مادرم بریم خونه ما کنار خونه مادر بزرگم بود اونشب همه خونه مادر بزرگم خوابیدن بخاطر کمبود جا خالم و شوهرش و پسرش اومدن خونه ما مادرم و خالم داداش کوچیکم و پسر خالم تو یه اتاق و منو بابام شوهر خالم توی اتاق من خوابیدیم حدودا ساعت ۱۲ شب بود که گوشی بابام زنگ خورد و بلافاصله بابام رفت مثل اینکه دوستش تصادف کرده بود خلاصه بگذریم من رومو برگردوندم خوابیدم بعد چند دقیقه شوهر خالم چسبید بهم و احساس کردم کیرش بلند شده برگشتم گفتم چیکار میکنی گفت هیس تاحالا سکس داشتی گفتم نه گفت میخوای یادت بدم منم شوکه از کارش نگاش میکردم گفت چته بابا خلاصه دو فردای دیگه زید دار میشی بلد باشی بکنیش خلاصه مخم زد منم راضی شدم پاشد کلا لخت شد اوووففف کیرش ۲۵ سانت کللفتیش هم سه انگشت بود شوکه نگاش کردم بعد گفتم لخت نشو یکی میبینه گفت بابات تا صبح نمیاد اینا هم خوابن بهم اعتماد کن منم با ترس لرز لخت شدم رفت رو تخت گفتم بیا پایین تختم صدا میخوره اونم اومد پایین دراز کشید منم نشستم رو پاهاش و کیرش خوردم بعد چند دقیقه حسابی مثه جنده ها ساک میزدم بعد گفت بسه منم خوابیدم اونم اومد روم خیمه زد حدودپنج دقیقه ایی لب بازی کردیم گردنم لیس میزد گوشامو بعد روی میزم وازلین بودبخاطر اینکه پاشنه پام خشکی پوست گرفته بود میمالیدم خلاصه وازلین برداشت زد به کیرش یه زره زد به کونم کیرش گذاشت روی سوراخم آروم آروم بازی کرد سرش که رفت از درد تا خواستم جیغ بکشم بالشت گذاشت رو دهنم و فشار داد تا ته کیرش رفت تو کونم بعد چند دقیقه آروم شدم و دردم خیلی کم شد بعد آروم شروع کرد به تلمبه زدن پنج دقیقه ایی تلمبه زد و از کونم کشید بیرون خودش خوابید گفت بیا روش منم رفتم رو کیرش براش بالا پایین میکردم و اون درد وحشناک تبدیل با یه لذت باور نکردنی شده بود بعد چند دقیقه پاشدم و منو خوابوند پاهامو داد بالا و کیرش کرد داخل و گفت تحمل داری تند تند بزنم دیگه آخراشه گفتم آره وشروع کرد به تلمبه زدن که من ارضا شدم بهم گفت جووون عشقم با گاییدن آبت آوردم مال خودم شدی و بعد چند دقیقه اونم ارضا شد و آبش ریخت داخل احساس کردم کونم سوخت واقعا داغ بود اونشب دوبار سکس کردیم و الان سه ساله باهمدیگه ایم و عاشق همیم و اتفافا همین سه روز پیش سکس کردیم نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">162716</post-id>	</item>
		<item>
		<title>رامین و کون پسرخاله</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Aug 2018 10:47:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کونی تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=162491</guid>

					<description><![CDATA[سلام اسمم رامینه ۱۷ سالمه این داستان که مینویسم مر بوط به پارساله من یه پسر خاله خیلی سکسی دارم که از یه دختر بهتره بدن برنزه و بدون مو با یه کون قلمبه عالی که از رو شلوارم ادم رو تحریک میکنه با لب های درشت و صورتی و چون ۱۴ سالشه هنوز صورتش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام اسمم رامینه ۱۷ سالمه این داستان که مینویسم مر بوط به پارساله من یه پسر خاله خیلی سکسی دارم که از یه دختر بهتره بدن برنزه و بدون مو با یه کون قلمبه عالی که از رو شلوارم ادم رو تحریک میکنه با لب های درشت و صورتی و چون ۱۴ سالشه هنوز صورتش نرم و عالیه به قول گفتنی ۲ پره گوشت داره بدنش نرمه و خواستنی پارسال عروسی خواهرش بود و ما رفنه بودیم اونجا سر شب بایکی از بچه های همسایه دعواش شد و منم که دور بودم تا اومدم برم جداشون کردن بعد دعوا از کنار سره رد میشدم که شنیدم به اون رفیقش میگفت یادش رفنه تو خونشون از سوراخ میکردیمش منم یهو کیرم زد بالا د چون اون شب قرار بود اونجا بمونیم رفتم تو فکر کردنش شب به بهونه اینکه جا کمه رفتم جامو کنارش انداختم و خوابیدم یکم که گذشت بحث دعوا و حرف پسره رو انداختم وسط اول جا خورد و زد زیرش ولی بعد که گفتم مگه چیه خیلیا دادن قبول کرد منم به شوخی دستم گذاشتم رو پاش و گفتم اشکال نداره واای رونش خیلی نرم بود منم دستمو بر نداشتم و هی به شوخی دستمالیش کرد دیدم چیزی نمیگه دستمو بردم بالا کیرشو گرفتم شق بود ولی خیلی کوچولو بود یکم مالیدم و بهش گفتم مال منم تو بگیر گرفت و با تعجب گفت چه بزرگه گفتم میخوای ببینیش چیزی نگفت دوباره پرسیدم گفت اینجا که نمیشه گفتم پس چیکار کنیم گفت بیا بریم تو انباری گفت باشه پاشد رفت تو حیاط ۵مین بعد من رفتم دیدم رفته تو انباری نشسته رو صندوقا رفتم کنارش نشستم و دستشو گذاشتم رو کیرم و گفتم درش بیار اونم درش اورد و گفتم میخوریش اولش گفت نه ولی اصرار کردم قبول کرد وااای مثل جنده ها میخورد تا ته کرده بود تو دهنش و تو حلقی میزد کیرشو میپیچوند دورش درش میورد و لیسش میزد کلاهشو مک میز دیگه داشتم از لذت بال در میوردم شروع کرد تخمامو لیس زدن و خوردن که یهو گفت میشه بکنی منم از خدا خواسته قبول کردم شلوارشو که کند شاااخ دروردم از تعجب یه کون خوش فرم و خوشگل با سوراخ صورتی که باز و بسته میشد بی اختیار نشستم و شروع کرد سوراخشو خوردن واای یه سوراخ داغ و خوشمزه وقتی لیسش میزدم از شدت لذت اه میکشید یکم که لیسش زدم بلند شدم و گذاشتم لاپاهاش یکم تقه زدم گفت بکن توش منم از خدا خواسته با یه حرکت تا تخمام کردم توش یه اه بلند کشید و قمبل کرد و منم تقه میزدم گفت محکم برن بی بخار اینو که گفت فهمیدم کووووونیه بد جور شروع کردم محکم تا دسته زدن تو کونش اونم اه و ناله میکرد خم شدم روش و شروع کردم سینه هاشو مالیدم همینجوری که میکردم دستشو برد پشتش و خایه هامو گرفت و شروع کرد به مالیدنشون وااای تا حالا اینجوری حال نکرده بودم داشت ابم میومد بش گفتم گفت یکم بیشتر طولش بده منم اروم اروم کردمش دیدم داره جغ میزنه گفت ابت که خواست بیاد تا ته بکن تو منم شرو عکردم به محکم کردن و تا ابم خواست بیاد تا ته کردم تو کونش دیدم یه اه کشید و ابش پاااشید فهمیدم خیلی لذت برده بعدشم خودمونو پاک کردیم و رفتیم از اون شب به بعد هر وقت میبینمش میکنمش داستان واقعیت ندارد امیدوارم لذت برده باشین نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">162491</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گی من و پسر عمه ام</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%b9%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%b9%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Aug 2018 10:47:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کونی تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=162481</guid>

					<description><![CDATA[سلام اسم من خسرو هستش 18 سالمه و اسم پسر عمه ام میثم اونم 18 سالشه داستان از اونجایی شروع میشه که من یه چن وقتی بود حشرم زده بود بالا و کسی نبود که باهاش سکس کنم دیگه جق هم لذتی نداشت تا فکرم به پسر عمه شد یه شب که من خانه اونا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام اسم من خسرو هستش 18 سالمه و اسم پسر عمه ام میثم اونم 18 سالشه داستان از اونجایی شروع میشه که من یه چن وقتی بود حشرم زده بود بالا و کسی نبود که باهاش سکس کنم دیگه جق هم لذتی نداشت تا فکرم به پسر عمه شد یه شب که من خانه اونا بودم تقریبا سه روز پیش صبح الی شام باهم بازی کردیم بعد شام خوردن چون خیلی خسته بودیم رفتیم بخوابیم معمولا وقتهایی که من اونجا باشم تو اتاق اون میخوابیدم و اونم خونه ما میبود با من میخوابید خب خلاصه رفتیم و واسه من پهلوی خودش جا انداخت و گرفتیم خوابیدیم یه نیم ساعتی نگذشته بود کیرم بازهم شق شد و از شدت شق دردم گرفته بودم که ناگهان چشمم به کون پسر عمه ام افتاد دو دله بودم ترس داشتم کسی نیاد تو ولی دلو زدم به دریا و خودمو به میثم نزدیک کردم آروم دستمو بردم تو باسنش و لمسش کردم خواب خواب بود اصلا هم متوجه نشد کم کم خوشم اومده بود بیشتر لمس کردم از رو شلوارش دلم آروم نگرفت شلوارشو دادم پایین اخ چی میدیدم یه کون بدون مو و تپل و سفید کیرم بیشتر شق شد که دیدم بیدار شد و گفت داشتی چی کار میکردی خیلی ترسیده بودم گفتم شرمنده لطفا به کسی نگو خیلی نزدش عذر خواهی کردم و درد دلمو براش تعریف کردم که کیرم شق میشه و کسیو ندادم باهاش سکس کنم داشتم تعریف میکردم که گفت غصه نخور من که هستم این حرفو که شنیدم یه دفعه یی کیرم شق شد و لبامو گذاشتم رو لباش و لب میگرفتم اونم همینکارو میکرد یه چند وقیقه یی لب گرفتیم و اون لباسای منو در اورد و من مال اونو پرسیدم و سینه هاشو خوردن اونقد خووردم تا که خسته شدم براش گفتم ساک میزنی گفت از خدامه 69 شدیم اون مال منو ساک میزد منم مال اونو کیر من 17 سانته و مال اون 18 سانت یه چند وقیقه ساک زدیم که گفت بسه بیا بکن توش داگی شد اول کیرمو تو لمبر های کونش کشیدم بعد اروم اروم کردم توش اول نمیرفت با صد مشکل کردم توش دردش اومد کشیدم بیرون یه زره کریم نیوا زدم به کیرم و یه زره به کونش دوباره فرو کردم ایندفعه تا ته رفت توش شهوت تمام وجودمو گرفته بود تلنبه زدنو شروع کردم و گردنشو میخوردم تند تند تلنبه زدم نزدیک ارضا شدنم بوودم که کشیدم بیرون و نشستم رو کیر اون خداییش خیلی کلفت بود هر چی میکرد نمیرفت تو کونم چون کونم خیلی تنگ بود اولین بارم بود داشت یه کیر میرفت کونم خیلی کوشش کرد نشد کرم ماللید اینبار اروم اروم کرد تو کونم خیلی درد داشت همچنان لذت تلنبه میزد و من لذت میبردم یه ده دقیقه تلنبه زد گفت داده میاد گفتم بریز توش کونم گرم شد دیدم ارشا شده د قطره های آبش از تو کونم جاری بود بعد برگشت من گذاشتم کونش اینبار رفت داخل تلنبه زدم یه 5 دقیقه زدم و داشت ابم میومد تمامشو بدون اینکه خبر کنم تو کونش خالی کردم و بی حس شدم هردومون بی حس بودیم و داشتیم لب میگرفتیم تا صبح دو بار دیگه هم گذاشتیم کون یکدیگر فردا من رفتم خونه و امشب اون میاد خونه مون تا بزازیم کون یکدیگر امید لذت برده باشید اسم های مستعار گذاشتم داستان واقعیه ممنون نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%b9%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">162481</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کون دادن من به برادرم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Aug 2018 10:12:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کونی تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=162349</guid>

					<description><![CDATA[سلام من سامان هستم 22 سالمه با خودم فکر کردم و دیدم خیلی داستان سکسیم باحاله و شاید شما دوست داشته باشید بخونیدش این ماجرا برمیگرده به 5 سال پیش که من 17 سالم بود و اینم بگم که یه برادر کیر کلفت دارم به اسم رضا که 3 سال از من بزرگتره داستان از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من سامان هستم 22 سالمه با خودم فکر کردم و دیدم خیلی داستان سکسیم باحاله و شاید شما دوست داشته باشید بخونیدش این ماجرا برمیگرده به 5 سال پیش که من 17 سالم بود و اینم بگم که یه برادر کیر کلفت دارم به اسم رضا که 3 سال از من بزرگتره داستان از جایی شروع میشه که من یه سری رفتم با دوستم یه حال اساسی کردم و ازش عکس انداخته بودم و تو گوشیم بود یه روز داداشم گوشیمو ازم گرفت تا زنگ بزنه که منم بهش دادم و یادم نبود که همچین عکسی تو گوشیمه خلاصه بعد 5 دقیقه گوشیمو بهم داد و هیچی نگفت یه دو هفته ای گذشت و یه روز که من خونه تنها لخت بودم و مامان و بابام رفته بودن خونه پدر بزرگم بودن داداشم اومد خونه که دیدم اعصابش خیلی خورده و سر بحث باز شد و یه دفعه گفت اون عکسا تو گوشیت چی بود چند بار سکس کردی چند بار کون دادی که من همینجور ساکت موندم و یه دفعه گفت چند بار دادی من با صدای لرزون گفتم 3 بار که لبخندی زد و اومد کنارم نشست و گفت از این به بعد هرموقع خواستی کار بکنب بیا به من بگو که یه دفعه دیدم دستشو گذاشت رو کیرم و شروع کرد به مالوندن من از یه طرفی داشتم خجالت میکشیدم و هم داشت خوشم میومد بعد 2 دقیقه منم دست گذاشتم رو کیرشو شروع کردم به مالوندن خیلی داشت بهم حال میداد بعدش داداشم گفت که بیا بریم تو اتاق رفتیم تو اتاق بعد گفت لباسامونو در بیاریم من از خدا خواسته سریع لباسمو در آوردم که داداشم گفت بیا کیرتو برات بخورم اولش خجالت کشیدم ولی دادم که بخوره 2 دقیقه ای کیرم تو دهنش بود که گفت حالا نوبت توئه بعد من نشستمو شروع کردم به ساک زدن داداشم از اون کیر کلفت های روزگار بود منم هی داشتم سریع میک میزدم که دیدم میگه بلند شو و به پشت بخواب کیرشو اول لای پام کرد و هی تلمبه میزد انقدر داشت بهم حال میداد که دوست داشتم بکنه توکونم که خودمو یذره تکون دادم که بفهمه که اونم فهمید و یه تف انداخت رو سوراخم اول با انگشت بازش کرد بعد یواش یواش سرشو کرد تو کونم که خیلی دردم گرفت و اونم میدونست و هی با سر کیرش سوراخم و باز کرد و یه دفعه نصف کیرشو کرد تو کونم من یه داد یواش زدم و همون طور نگه داشت تا دردم بخوابه بعدش یواش یواش تلمبه میزد چه لذتی داشت من داشتم حسابی کیف میکردم و صدای آه و اوه داداشم در اومده بود بعد 10 دقیقه تلمبه زدن دیدم کونم داغ داغ شد نگو داداش نامردم همه آبشو خالی کرده تو کونم یه 5 دقیقه کیرشو تو کونم نگه داشت و لش کرده بو رو من بعدش گفت بریم حموم همدیگه رو بشوریم منم استقبال کردم و سریع رفتیم تو حموم داداشم گفت فک نکنی من به فکرت نیستما بیا کیرتو بخورم تا آبت بیاد من هیچی نگفتم که فهمید من دلم میخواد برام بخوره اونم یه 5 دقیقه برام ساک زد که منم مثل خودش هیچی نگفتم و همه رو خالی کردم تو دهنش اون روز چه روز خوبی بود بعد اون روز 1 بار دیگه با هم سکس کردیم و دیگه اون زن گرفت و تمام امید وارم کیرتون رو راست کرده باشم و راضی باشید ممنون نوشته سامان از</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">162349</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خواهرزادم بهترين كون دنيارو داشت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%85-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d9%83%d9%88%d9%86-%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%85-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d9%83%d9%88%d9%86-%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Aug 2018 10:10:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کونی تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=161971</guid>

					<description><![CDATA[سلام دوستان عزيز اين يه خاطره گي هس پس اگه تمايلي به همجنسبازي ندارين اصلا نخونين همشم واقعيه و اتفاق افتاده ممنون ميشم اگه بي احترامي نكنين من ارشم ٢٧ سالمه اين خاطره كه ميخام تعريف كنم واستون بر ميگرده به ٥ سال پيش يه خواهر زاده دارم كه الان ٢٢ سالشه به عبارتي اونوقت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوستان عزيز اين يه خاطره گي هس پس اگه تمايلي به همجنسبازي ندارين اصلا نخونين همشم واقعيه و اتفاق افتاده ممنون ميشم اگه بي احترامي نكنين من ارشم ٢٧ سالمه اين خاطره كه ميخام تعريف كنم واستون بر ميگرده به ٥ سال پيش يه خواهر زاده دارم كه الان ٢٢ سالشه به عبارتي اونوقت ١٧ سالش بود قدش حدود ١٧٨ وزنش ٧٢ بود يه بدن عاليييي و خوشكل و سفيد داشت اونا تهران زندگي ميكردن و ما شهرستان رابطمون خيلي خوب بود باهمديگه و حسابي دوست بوديم اجازه بدين بطور مفصل براتون تعريف كنم چجوري شروع شد رابطه يه روز وزنشو پرسيدم گفت حدس بزن خودت منم گفتم بذار بلندت كنم ببينم چقده وزنت اصلا توي فكر گي و سكس و اينچيزا نبودم از پشت گرفتمش توي بغل بلندش كردم واي خداي من چه حس عجيبي همه وجودمو گرفت نرمي كونشو روي كيرم احساس كردم اونروز گذشت و من همش تو فكر بودم تا بالاخره خودمو راضي كردم كه برم سراغش و هرجوري شده مال خودم بكنمش فردا گفتم بيا كشتي بگيريم خوب چون سنش كمتر بود راحت ميخابوندمش روي زمين و از پشت ميفتادم روش عجب حالي ميداد اينم گذشت شب يه گوشيمو گرفت كه بازي كنه يادم نيس چه بازي بود ولي خيلي علاقه داشت و حساس بود روش دمر خوابيده بود و داشت بازي ميكرد داشتم ديوونه ميشدم رفتم پيشش دستمو گذاشتم روي كمرش و كم كم شروع كردم ماليدن گفت نمال مث مرد ماساژ بده اصلا رفتم تو فضا اينو شنيدم شروع كردم ماساژ دادن كمر و گردنشو ماساژ دادم و دل و زدم به دريا با احتياط دستامو گذاشتم روي كون نرم و خوش فرمش يه لحظه يه تكون خورد ولي هيچي نگفت منم كم كم شروع كردم ماساژ دادن قشنگ ٢٠ دقيقه كونشو ماساژ دادم ولي اصلا نميتونستم كار ديگه بكنم كه در زدن و ماجرا تموم شد فرداش اونا رفتن تهران شبش پيام داد كه ماساژ خيلي چسبيد واي شاخم داشت در ميومد گفتم معلومه ميچسبه مث اينكه استادماااا بعد پرسيدم كدوم قسمتشو بيشتر دوس داشتي برگشت گفت همونو كه يه ساعت ولش نميكردي خلاصه حسابي حرف زديم و بحث سكسي باز شد و قرار گذاشتيم دفعه بعد با خيال راحت حال كنيم باهم گذشت و دوهفته بعد واسه عروسي پسرعموم اومدن شيراز منم كه از وقتي شنيده بودم ميخاد بياد شق كرده بودم حسابي اومدن و بعد از چن ساعت گفتم پاشو بريم بيرون يه دور بزنيم اونم كه قضيه رو ميدونست سريع اوكي داد و رفتيم رفتيم بيرون و همش حرف ميزديم كه مكان چيكار كنيم كه يه باري يادم افتاد يكي از دوستاي دانشگاهم خونه مجردي دارن معمولا هم كليد رو يه جا قايم ميكردن زنگ زدم بهش و ديدم شهرستانه به به تو كونم عروسي شد كليد هم جاي هميشگي گذاشته بودن رفتيم اونجا و شروع كرديم رابطه ٤ سالمونو اونجا كه رفتيم يه كم خجالت ميكشيد اين اقا پارسا ما خودم شروع كردم به ور رفتن با رونهاش دستمو كم كم گذاشتم روي كيرش شق شق شده بود دست اونم گرفتم گذاشتم روي كيرم يه كم كه گذشت گفتم لخت شيم قبول كرد لخت شديم فقط يه شرت پامون بود واي خداي من عجب بدني يه نخ مو هم نداشت همه چيش متناسب بود سفيد سفيد مث برف يه كون قلمبه البته زير شرت ازش خواستم به پشت بخابه قبول نكرد گفت بايد اول كيرمو راضي كني تا كونم راضي شه خلاصه رفتم سراغ كيرش شرتشو دراوردم يه كير خوشكل و نسبتا بزدگ نسبت به سنش شروع كردم خوردنش اونم حسابي حال ميكرد و لذت ميبرد يه كم كه گذشت گفتم بچرخ سوراختو بخورم كه حسوديش نشه اونم سريع برگشت دمر خوابيد حالا ديگه به ارزوم رسيده بودم عين وحشيا شروع كردم كونشو خوردن همه جاشو ليسيدم و رفتم سراغ سورخش واقعا خوشمزه بود با تموم وجود خوردمش خوب كه خيس شد با انگشتم شروع كردم ور رفتن باهاش كم كم انگشتمو جا كردم براش بنظر ميومد داره حال ميكنه فقط ميگفت بيشتر خيسش كن خلاصه حسابي انگشتش كردم و بهش گفتم ساك بزن ولي نزد ميگفت حس بدي داره منم بيخيال شدم با اب دهن كيرمو حسابي خيس كردم و افتادم روي پارسا جونم لاپايي گذاشته بودم براش و عقب جلو ميكردم يواش در گوشش گفتم بكنم توش واست پرسيد درد داره گفتم امروز رو بتوني تحمل كني از فردا فقط و فقط لذته اونم بهم اعتماد داشت و قبول كرد منم سر كيرمو گذاشتم روي سوراخ تنگ و خيسش و اروم و با دقت فشار دادم سرش كه رفت توش يه تكون خورد و سعي كرد فرار كنه از زيرم كه محكم گرفتمش و گفتم عزيزم تحمل كن اين تازه اولشه يه كم تو همون وضعيت مونديم بعد بيشتر كردم توش براش الان ديگه تقريبا نصف كيرم توي كونش بود اونم هرچند درد داشت ولي تحمل ميكرد كم كم شروع كردم تلمبه زدن واسش به نفس نفس افتاده بود يه چن دقيقه گذشت و يه باري محكم گرفتمش تو بغلمو و تا ته كيرمو كردم توي كونش يه اخ گفت و ابم خالي شد توي كون خوشكلش يه دقيق همونجوري افتاده بوديم بعدش بلند شدم از روش واسش ساك زدم تا ابش اومد از اون به بعد تا همين پارسال هر موقع همو ميديديم برنامه همين بود حسابي حال كرديم باهم ولي خوب چون اون ديگه پشمالو شده و دوس دختر پيدا كرده ديگه اينكارو نميكنيم البته هنوزم بهترين دوست همديگه ايم مرسي كه وقت گذاشتين تمامش واقعيت بود نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%85-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d9%83%d9%88%d9%86-%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">161971</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.031 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 02:36:01 by W3 Total Cache
-->