<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>گاييدن &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%af%d8%a7%d9%8a%d9%8a%d8%af%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:22:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>گاييدن &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کردن تو گلشو و بازی با سوراخ کونش رو خیلی دوست داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهن]]></category>
		<category><![CDATA[جالبتر]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصيات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستاناش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کارامون]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسات]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[متشکرم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولي]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همچنين]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[يکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[يواشکي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله ) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر</h2>
<p>بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله</p>
<h3>) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش</h3>
<p>و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا هيچ کاري نکردم و اين داستانها !از خصوصيات اين دختره براتون بگم</p>
<h4>که جنده قدي حدود ۱۷۰ داشت با هيکلي تو پر و</h4>
<p>سينه هاي بزرگ که وقتي با پستون لباس تنگاش اونو يواشکي ديد مي زدم منو ديوانه مي کرد و از خصوصيات</p>
<h5>رفتاريش هم کوس بگم که چادري بود و خيلي محجبه بازي</h5>
<p>در مي ياورد !بعد از گذشت ۶ ماه از عقدشون نامزد اين دختره تصادف مي کنه و مي ميره و تا دو سکس داستان ماه بعد از</p>
<h6>اين ماجرا من ديگه بي خيال اين قضيه ایران سکس شده بودم</h6>
<p>و مي گفتم ديگه هيچ کاري نميشه کرد تا اينکه يه روز که از خونمون بيرون اومدم و منتظر تاکسي بودم که ديدم اون هم اومد کنارم و منتظر تاکسي موند تا يه تاکسي اومد کنارمون ايستاد و از شانس من دوتا مرد جلو نشسته بودن و يه پيرزن چاق که نصف صندلي پشت رو اشغال کرده بود رو صندلي پشت نشسته بود و من و ژاله ( از اين به بعد با اسم غير واقعي ژاله ) رو صندلي پشت نشستيم و نشستنمان طوري بود که از مچ پاها تا بازوهامون جفت هم بودن و من تو يه عالم ديگه بودم و اين تاکسي هم تو اون ترافيک هي ترمز مي زد و حس ما رو جالبتر مي کرد تو ماشين همينطور مشغول صحبت بوديم و من هي خودم رو بيشتر به اون جفت مي کردم به طوري که ديگه کيرم شق شق شده بود و ديگه داشت شورت وشلوارم رو پاره مي کرد و اون هم هي زير چشمي يه نگاه به شلوار باد کرده ما مي کرد و يه لبخند مشتي ميزد و ما هم افه معرفت اومديم کرايه رو حساب کنيم که ديدم دست من رو گرفت و گذاشت رو پاش و گفت نه اينکار رو نکن و من هم چون نمي خواستم دستم از روي پاش تکون بخوره ديگه بي خيال حساب کردن کرايه شديم تا اينکه رسيديم به مقصدمون ، بعد از پياده شدن از ماشين موقع خداحافظي به من گفت از ديدنت خيلي خوشحال شدم و به ما سر بزن !ما با اين شق دردمون بعد از رسيدن به کارامون اومديم خونه و يه جق مشتي زديم و هميشه تو کفش بوديم تا اينکه يه روز اينها يه سيستم مي خرن و ما رو هم مي برن براشون بازي و چند تا نرم افزار درست کنيم و ما هم رفتيم و کارشون رو راه انداختيم و موقع برگشت به خونه ژاله گفت بايد بياي کار با کامپيوتر رو به من ياد بدي و من هم گفتم هر وقت خواستي زنگ بزن ميام ۳ روز بعد ديدم زنگ زد و گفت من تنهام ، مياي يادم بدي و من هم گفتم چشم و برقي لباس پوشيدم و ( قبلش از تو وسايل داداشم يه کاندوم گرفتم و به کيرم پماد ليدوکائين هم زدم تا اگه به ما پا داد زود پنچر نشيم ) زود رفتم در خونشون اون هم در رو باز کرد و من رفتم تو !تنش هم يه دامن بلند و يه پيراهن معمولي و با روسري بود بعد از رفتن به سراغ کامپيوتر گفت من امروز يک کارت اينترنت گرفتم و چون بلد نيستم از تو خواهش کردم بياي و رفت کارت آورد من هم مشغول ساختن يه Connecttion شدم و ژاله رفت شربت بياره و من تو همين اوضاع تو اين فکر بودم که برنامه رو چجوري رديف کنم که چيزي نصيبمون بشه که ژاله اومد و يه صندلي آورد و نشست کنارم و گفت تمومش کردي يا نه هنوز ؟!منم بعد از رديف شدن همه چي وارد اينترنت شدم و بهش گفتم دوست داري تو چه سايت هايي بريم و گفت نمي دونم منم بهش گفتم در چه زمينه اي باشه علمي ورزشي سياسي جوک سکسي و اين برنامه ها و ژاله گفت چه سايتهايي به نظرت خوبن و من باز هم پرسيدم در چه زمينه اي و اون گفت سکسي ( من تو دلم گفتم ديگه رديفه ) و رفتم تو سکاف و گفتم اين سايت خيلي با حاله و من هميشه داستاناشم مي خونم و گفت يکي از داستاناش رو بزار و من هم يه داستان براش گذاشتم و اون همونطور که مشغول خوندن داستان بود يه نگاهي هم به کير صاحب مرده ما هم مي انداخت و يک دفعه دستش رو گذاشت رو کيرم و پرسيد دلت مي خواد اين داستان براي ما هم اتفاق بيفته من هم گفتم چرا نه و هميشه منتظر اين لحظه بودم ، ژاله گفت پس صبر کن من الان ميام و من هم رفتم رو تختش نشستم و ميگفتم چجوري و از کجاش شروع کنم که ديدم بايه شورت وکرست سفيد در اتاق رو باز کرد و اومد توي اتاق واي داشتم ديوانه مي شدم تا چند لحظه اصلا مات و مبهوت بودم که گفت مگه نمي خواي شروع کني و من هم با يک صداي لرزان گفتم چرا و بلند شدم رفتم پهلوش و دو تا دست رو از زير بغلش بردم ولي اون دستم رو رد کرد وگفت لباسات رو در بيار و من هم سريع شلوار و تي شرتم رو در آوردم و با يه شورت رفتم پهلوش وقتي کير باد کردم رو ديد گفت چه شود !من به پشت سرش رفتم و مشغول نوازش مواهاي سرش شدم واز پشت بهش جفت جفت شدم بطوري که کيرم رو بين خط سوراخ عقبش مي مالوندم و اون سرش رو برگردوند و من لبام رو بردم به سمت لباش و اون لبهاي که براي من مثل قند بودن رو شروع کردم به خوردن و من لب پايينش رو مي خوردم واون لب بالاي من رو من رفتم سراغ گردنش و شروع کردم به بوسيدن وليسيدن گردنش ديدم آتيشش خيلي تنده هنوز هيچي نشده رفت سراغ کيرم و آخو اوخش در اومد ومن هم رفتم پشتش و کرستش رو باز کردم و سينه هاش رو آزاد کردم عجب چيزي بودن سفيد مثل برف وبا نوکهاي قهوهاي روشن و من مشغول خوردن سينش شدم و هر وقت يکي از سينه هاش تو دهنم بود با دست ديگم نوک سينش رو فشار مي دادم نوک سينه هاش به اندازه يک بند انگشت متورم شده بودند و اون گفت تحملم ديگه نموم شده و بزار تو ديگه ( هم من از کس ليسي بدم ميومد و هم اون از ساک زدن ) گفتم بشين رو تخت و دراز بکش و شورتش رو در آوردم و با يه کس خوشگل و بدون حتي يه خال رو به رو شدم ، کسش خيس خيس بود سريع شرت خودم رو هم در آوردم وبهش گفتم خشک که نميشه گذاشت تو !گفت صبر کن و از ميز کنار تخت يه کرم نيوا آورد و مالوند به کيرم و گفت بزار تو ديگه ! من هم ازش پرسيدم که تو کدوم سوراخش بزارم ؟! ( آخه هنوز عروسي نکرده بودن و بعد از فوت نامزدش نصف مهريه اش رو گرفته بود ) کيرم رو بردم سمت کسش و ديدم هيچ عکس العملي نشون نداد و من (تازه به ياد کاندوم افتادم ) و يکدفعه بلند شدم و رفتم سراغ شلوارم و گفتم اصل کاري رو فراموش کردم و کاندوم رو از جيب پشت شلوارم در آوردم و گفتم بکش روش و اون هم گفت بدون کاندوم !ما هم گفتيم خطريه ها !گفت اشکالي نداره مواظب باش !کاندوم رو پرت کردم يه گوشه و دو تا پاش رو رو با دستام بلند کردم گذاشتم رو شونه هام<br />
و کيرم رو با يه فشار کوچک کردم تو کسش و يواش يواش فشار مي دادم تا کيرم خوب بره تو کسش که يک دفعه اختيار از دستم خارج شد و محکم فشار دادم ديدم جيغ کشيد و گفت يواش کسش تنگ تنگ و داغ داغ بود داشتم ديوانه مي شدم همينطور يواش يواش عقب جلو ميکردم و وقتي ديدم ديگه راحته ، رفت و برگشتم رو تندتر کردم و همينطور تلمبه مي زدم و اون با صداي آخو اوخش حشر من رو بيشتر مي کرد تا اينکه ديدم آخ و اوهش خيلي زياد شد و من سرعتم رو کمتر کردم که گفت تندتر تا ته بگا و من سرعتم را خيلي تند کردم و ديدم يه دفعه بدن خودش رو با چند تکون شل کرد و من متوجه شدم به ارگاسم رسيده ولي من هنوز آبم نيومده بود گفتم مي تونم بزارم تو کونت گفت نه گفتم چرا گفت نه ديگه ومن هم بي خيال شدم و به گاييدن کسش با شدت بيشتري ادامه دادم تا احساس کردم آبم داره مياد و سريع کيرم رو از کسش کشيدم بيرون و تمام آبم رو رو سينه هاش خالي کردم و خودم رو انداختم تو بغلش و گفتم ازت متشکرم ، اونم گفت همچنين !اين اولين و آخرين باري بود که ژاله رو گاييدم چون دو هفته بعد با خانواده اش به محل ديگري اسباب کشي کردند</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177785</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس دادن مامان خوشگل انگلیسی به پسر کیر کلفتش</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Nov 2019 06:03:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برداري]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتره]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترتيبشو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دربياري]]></category>
		<category><![CDATA[درحالي]]></category>
		<category><![CDATA[درحاليكه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[زنداداش]]></category>
		<category><![CDATA[سرشونه]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاييده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماسازت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگاييد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيد]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاي]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونيد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وميگفت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من و سارا براي چند فیلم سکسی روز بريم مشهد. زن داداش همسرم پری وقتي شنيد گفت منم ميام همسرم نظر منو پرسيد گفتم مزاحمه حالمون گرفته سکسی ميشه. گفت يكاريش ميكنيم بالاخره اونم اومد شاه کس رفتيم هتل لباس عوض كرديم رفتيم رستوران بعدش بازار. برگشتيم هتل بدجوري هوس كوس كرده کونی بودم شروع [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من و سارا براي چند فیلم سکسی روز بريم مشهد. زن داداش همسرم</h2>
<p>پری وقتي شنيد گفت منم ميام همسرم نظر منو پرسيد گفتم مزاحمه حالمون گرفته سکسی ميشه. گفت يكاريش ميكنيم بالاخره اونم</p>
<h3>اومد شاه کس رفتيم هتل لباس عوض كرديم رفتيم رستوران بعدش بازار.</h3>
<p>برگشتيم هتل بدجوري هوس كوس كرده کونی بودم شروع كردم به شوخي با سارا كم كم لباس سكسي كه از بازار</p>
<h4>براش جنده خريده بودمو تنش كرد چي شده بود ميشد تو</h4>
<p>نگاهش فهميد اونم ميخاد. لباس تنگ پستون كوتاه ولخت بود كير من كه راست شده بود بماند آب از لب ولوچه</p>
<h5>پری نيز کوس راه افتاده بود گفتم به به چي شدي</h5>
<p>آدمو به هوس ميندازي پری گفت واقعا فكر نميكردم اينقدر با حال باشي احساس كردم پری تحريك شده تا سارا رفت چاي سکس داستان بياره بهش گفتم</p>
<h6>چيزه خوبيه نه؟گفت خوش به حالت گفتم من ایران سکس ميرم بيرون</h6>
<p>تو اگه دوست داري بهره برداري كن ولي برا منم نگه دار گفت باشه ولي بيرون نرو قايم شو وبه موقع بيا به سارا گفتم ميرم قدم بسارا اما تا رفت دستشويي رفتم زير تخت مخفي شدم.سارا كه ازدستشويي برگشت پری گفت تواين لباس خيلي سكسي شدي آدم هوس ميكنه باهات حال كنه سارا گفت آره ارسلانم حالي به حالي شده بود لباس با حاليه ميخاي امتحان كن. پری گفت باشه بزار كمك كنم دربياري اينو گفت رفت پشت سارا زيپ لباسو بكشه پايين زيپو كشيد پايين لباس رو كه از رو شونه سارا ميدادپايين شونه گردن وسينه هاشو نوازش كرد به سارا گفت چه پستون برجسته اي داري سارا گفت آخه الان تحريك شده تو هم كه اين لباسو بپوشي همينطور ميشه بعد لباس افتاد پايين پاي سارا پری دوباره دست به باسن سارا زد وگفت به به چي ساختي؟منم كيرم مست مست شده بود داشتم ميماليدمش سارا گفت بپوش ببينم. پری پوشيد سارا بهش گفت ديدي تو كه از من بهتر شدي ببين سينه هات چه افتاده بيرون جاي شوهرت خالي پری گفت واقعا چقدر هوس كردم بهش بدم اگه الان اينجابود چه حالي ميداد سارا گفت مگه چي ميشد پری گفت اگه الان شوهرت با تو تنها بود چي ميشد سارا گفت فعلا كه تو هستي نميشه زنداداشه گفت ميشه اما كيفش كم ميشه اگه بخاي خيلي كيف كني من راهشو بلدم ميخاي بهت ياد بدم سارا گفت آره ميخام بگو زنداداشه گفت ناراحت نميشي سارا گفت نه گفت قول ميدي سارا گفت اره زنداداشه گفت بذار من آمادت كنم اون موقع سكس كن سارا پرسيد چطور پری گفت باهات حرف ميسارا ماسازت ميدم تحريكت مي كنم اون موقع بهتر حال ميدي چطوره سارا گفت تاحالا امتحان نكردم به نظرت اين طوري بهتره پری گفت الان كه من وتو اينجاييم بيا امتحان كنيم سارا گفت باشه از كجا شروع كنيم پری گفت بيا لباسمودربيار سارا رفت سراغش زيپو كشيد پايين زنداداشه گفت لباسمو كه در مياري بدنمو بمال سارا مشغول شد اما پری گفت بپوش تا در آوردنو نشونت بدم سارا لباسو پوشيدگفت درش بيار ببينم پری رفت پشت سارا بهش چسبيدخودشو بهش ميمالوند دورگردنشو ميبوسيد وزيپو ميكشيد پايين زيپ كه رفت پايين با دستاش از سرشونه هاي سارا لباسو ميكشيد پايين وقتي به سينه هاي سارا رسيد حسابي ماليدشون ولباس افتاد زير پاي سارا بعد ساراو خم كرد طوري كه كون سارا قمبل شده بو شورتشو گشيد پايين كمي باسن وكونشو ماليد گفت خوبه سارا گفت خيلي حال ميده دارم مست ميشم بازم بلدي پری گفت آره ميخاي سارا گفت خيلي ميخام پری دست سارا گرفت برد رو تخت درازش كرد سينه هاشو ميمكيد با دستش كسشو ميماليد وميگفت خوبه سارا گفت محشره پری گفت ازاينم بيشتر ميخاي سارا گفت اره بلدي پری گفت الان يادت ميدم بعد شروع كرد به ليسيدن كوس سارا صداي نفسهاي سارا شنيده ميشد خيلي مست شده بود پری گفت حالا چي ميخاي سارا گفت كير ميخام ميخام كير كلفت بره تو كونم پری گفت اگه الان شوهرت بياد چي؟ سارا گفت كوس خواهرش بياد اونم كيف كنه من كم كم آماده ميشدم كه برم سارا گفت بزار بياد با هردومون حال كنه من ميخامت حالا نوبت منه بيا ميخام كوستو بخورم پری گفت بخور كه منم مست مستم ديگه سارا خم شده بود كونش هوا بود كس زنداداشه رو ميخورد پری به سارا گفت برو دستشويي ميخام يه چيز جديد انجام بدم سارا رفت دستشويي پری گفت برو ازلاي درنگاه كن يه ربع ديگه بيا من سريع رفتم سارا ازدستشويي برگشت گفت ميخاي چيكار كني زن داداش گفت بيا يادت بدم انداختش رو تخت كونشو ليسيد وبا انگشتش باهاش بازي ميكرد سارا پرسيد ميخاي چيكاركني زنداداش گفت ميخام بكنم تو كونت دوست داري سارا گفت از خدامه با چي ميكني زنداداش گفت با انگشت سارا گفت يه چيز كلفتتر نداري زن داداش گفت سوسيس خوبه سارا گفت عاليه زود باش بيار زن داداش يه سوسيس آورد اول كرد تو كس سارا بعد كرد تو كونش همنطور كه باسوسيس ساراو ميگاييد گفت تو هم منو ميكني سارا گفت آره بيا بكنمت پری جاشو با سارا عوض كرد سارا سوسيسو كرد توكس پری وهي ضربه ميزد پری ميگفت مياي دو نفري به شوهرت بديم حالش خيلي بيشتره سارا گفت آره همين موقع من اومدم تو سارا تا منو ديد فورا دستمو گرفت انداخت رو تخت گفت ببين چه جور زن داداشمو ميكنم پری گفت ارسلان تو نمياي منم از خدا خواسته لباسا رو در آوردم و مشغول شدم هميت طور كه سارا داشت پری رو ميكرد منم از پشت چسبيدم به سارا كيرم داشت ميتركيد سارا گفت بزار تو كونم ميخام كون بدم كونمو بكن اول تف بزن بعد بكن منم كيرمو خيس كردم گذاشتم در كونش هونقدر كونشو بهم ماليد كه همش رفت تو به سارا گفتم چطور همه كيرم رفت تو كونت گفت اخه زن داداشم كونمو گشاد كرده بود گفتم يعني تو كون گشادي گفت اره گفتم كوست چي گفت صبر كن بعد به پری گفت بذار ارسلان بكنه تو كوسم منم سريع كيرمو گذاشتم تو كوسش وشروع كردم به گاييدن سارا گفت زن داداش چرا بيكاري بكن تو كونم اونم سوسيسو برداشت شروع كرد نميدونيد چه حالي ميداد ميديدم سوسيس ميره تو كون سارا كير ميره تو كوسش درحالي كه داشتيم حال ميكرديم سارا گفت جون دلم ميخاست الان يه نفر ديگه هم بود ميذاشت تو دهنم گفتم مگه تو جنده اي گفت اره من جنده هم مگه نه زن داداش اونم گفت اره جنده اي بعد سارا گفت حالا بايد دو نغري زن داداشمو بكنيم كه اينقدر به من حال داد بلند شد پری رو انداخت رو تخت كوسشم ليسيد كير منو تف مالي كرد گذاشت رو كوس پری خودشم رفت رو دهانش نشست گفت كوسمو بخور درحاليكه كوس سارا خورده ميشد كوس زنداداشه گاييده ميشد سارا گفت زن داداش بهتر از اينم بلدي پری گفت آره بلدم ميخاي؟ من وسارا گفتيم آره گفت با<br />
شه وقتي از سفر برگشتيم ترتيبشو ميدم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2580</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی شاه کس و بلند حسابی ساک میزنه تا بتونه با تلاش آب پسرش رو بیاره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 24 Oct 2019 08:51:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بيرونش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خارکسه]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردبا]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالي]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترتون]]></category>
		<category><![CDATA[دسترسی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[کشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچيکه]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوي]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعی]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[يخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نکنم ولی دلم نيمد اين فیلم سکسی رابرای کسی نگم حالا بريم سر اصل مطلب:نميدونم وقتي شما از يه موضوعی ناراحت هستيد يا ضد حال ميخوريد چيکار سکسی ميکنيد حتمن بعضي هاتون يه نخ سيگار شاه کس دود ميکنيد يا ميزنيد همه چيز را داغون ميکنيد يا مثه من بی بهونه زنگ کونی ميزنيد به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نکنم ولی دلم نيمد اين فیلم سکسی رابرای کسی نگم حالا بريم سر</h2>
<p>اصل مطلب:نميدونم وقتي شما از يه موضوعی ناراحت هستيد يا ضد حال ميخوريد چيکار سکسی ميکنيد حتمن بعضي هاتون يه نخ</p>
<h3>سيگار شاه کس دود ميکنيد يا ميزنيد همه چيز را داغون ميکنيد</h3>
<p>يا مثه من بی بهونه زنگ کونی ميزنيد به دوست دخترتون وسر فحش خارومادر رابهش ميکشيد ولي اين کارها زماني موثره</p>
<h4>که جنده ابول خواب ناز باشه ودر حال قيام نباشه وای</h4>
<p>به حال اونروز که عصبانی باشيد پستون و ابول &#8230;اونوقته که برای تخليه روحي هيچ چاره ای نداری جز تخليه دروني</p>
<h5>ابوليادم مياد کوس سر يه جريانی يک ضد حال شديد و</h5>
<p>اسيدی خورده بودم که اگه ۱۰تا قرص اکس هم ميخوردم فايده نداشت از طرفي ابول هم بد جور تو صورتم قد علم سکس داستان کرده بود.واز طرفی</p>
<h6>به هيچ کس هم دسترسی نداشتم .انگار قحطی ایران سکس کس وکون</h6>
<p>اومده بود .با ماشين هم که تاب زدم حتي يه جنده دگوری هم گير نيوردم .تو اين فکرا بودم که ناگهان به ياد مريم که ۴سال پيش باهاش دوست بودم افتادم راستی اين را بگم مريم يه دخترچشم وگوش بسته بود که به خاطر اين که من کردمش با من قهر کرد و من هم که از خدا ميخواستم هفته بعد که زنگ زد که خايه مالي کنه و معذرت خواهي کنه تا باهاش آشتی کنم قبول نکردم ودوستی ما به هم خورد.با اين که با اون قهر بودم ولی آمارش را داشتم و ميدونستم که يه کوني رسمي شده و روزي چندتا پسر راه ميندازه .جالب اين که همه جا ادعا ميکرده که من اونا جنده اش کردم واسم منا همه جا ميگفته. خلاصه طبق خواست ابول به مريم زنگ زدم اول منا نشناخت ولی بعد که معرفي کردم يخورده کلاس گذاشت که با مخ زنی حساب شده رديف رديف شد و تونستم يه قرار از اون برای ساعت ۶ همانروز بگيرم خلاصه سر وعده که اومد ديدم عجب تيکه ای شده و ازبس اب اين و اونا نوش جان کرده هيکلش توپ وميزون شده بود يه صورت سفيد وسينه های شق ورو به جلو کمری باريک و کون هم که نگو &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;که همه وهمه حال ميداد واسه سکس.خلاصه بعد از يه کس چرخ زدن تو خيابون قرار شد بريم کافي شاپ من هم گاز ماشين را گرفتم ورفتم به طرف خونه مامان بزرگم که خاليه. تا رسيديم گفت اين جا کجاست من داخل نميام از ماشين پياده شديم وتا اومدم در خونه را باز کنم ديدم مريم داره ميدوه که فرار کنه من هم دويدم واز پشت مانتوشا گرفتم ودستشا گرفتم و کشيدمش به طرف خونه .بعد با کونم چسبوندمش به ديوار با يه دست با کليد در را باز ميکردم وبا يه دست ديگه هم دهن مريم را گرفته بودم تا جيغ وداد نکنه بعد که در باز شد هلش دادم داخل خونه ويه سيلی هم خرجش کردم (اخه خارکسده يه دست کون دادن که اين همه ناز نداره)؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟د رهمين حين گريه ای از خوشحالي کرد به اين خاطر که حالا کونش را ميگام!!!!!!بلافاصله رفتم واسپری زدم و تا برگشتم ديدم مريم پريد تو بغلم وشروع کرد به مکيدن لبهام من مونده بودم حالا را ببينم يا يک ربع پيش را؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خلاصه ابول را در اوردم ومريم شروع کرد به ساک زدن که بيچاره ابول تو دهنش جا نگرفت وبا اين که به زبون کوچيکه مريم رسيده بود ولی هنوز نصفش بيرون بود. خلاصه بعد از يه ساک مفصل نوبت گاييدن کونش شد .که تا اومدم هل بدم تو سوراخش جيغ زد (با زانو نه/ با زانو نه/ با زانو نه ../)آخه فکر ميکرد دارم با زانو ميکنمش .جای همه دوستان خالی همچين کردمش که پشتي را از بس گاز گرفت پاره کرد کم کم من هم زانوهام سرخ شده بود وبعد از نيم ساعت گايش تا اخرين قطره ابم را داخل سوراخش ريختم که حال بياد. بعد هم برای پاک کردن ابول هيچ چيز بهتر از مانتوي مريم پيدا نکردم که داد مريم در اومد من هم در جوابش گفتم خفه شو خارکسده حرف نباشه&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;حالا ديگه اعصابم راحت شده بود يه نخ سيگار کشيدم وبا يک چاک کوني از خونه بيرونش کردم وگفتم برو خارکسه که ديگه نميکنمت .بيچاره مريم هم سرش را مثه بدبختها انداخت پايين و بدون اين که حرفي بزنه رفت .حتی جواب خداحافظی اونا هم ندادم .نتيجه گيري :۱-اولا که خيلي حال داد۲-دوما که باز هم خيلي حال داد۳-سوما ْ ايا دخترا چي با خودشون فکر ميکنند .ايا اونا فکر ميکنند خيلی زرنگ تشريف دارند؟؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176813</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سواری زن خونه سر کیر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d9%86-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d9%86-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Sep 2019 07:39:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختي]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاي]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[دستموبردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[روسينه]]></category>
		<category><![CDATA[روگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سريعتر]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كارمند]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكي]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[ماليده]]></category>
		<category><![CDATA[موقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[نميكرد]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همراهي]]></category>
		<category><![CDATA[والانم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[عموي جنده ام.من يه زن فیلم سکسی عمو دارم كه اسمش النازهست اين زن عموي ماازاون جنده هاي معروف محله كه شوهرش هم كارمند معدنه وهر2هفته مياد سکسی خونه خلاصه من ازوقتي فهميدم جنده هست شاه کس خيلي توكفش بودم البته خوشگل هم هست هاسن 26 قد 170وزن 55چشمهاي قهوه اي پوست کونی روشن وكون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>عموي جنده ام.من يه زن فیلم سکسی عمو دارم كه اسمش النازهست اين</h2>
<p>زن عموي ماازاون جنده هاي معروف محله كه شوهرش هم كارمند معدنه وهر2هفته مياد سکسی خونه خلاصه من ازوقتي فهميدم جنده</p>
<h3>هست شاه کس خيلي توكفش بودم البته خوشگل هم هست هاسن 26</h3>
<p>قد 170وزن 55چشمهاي قهوه اي پوست کونی روشن وكون بزرگ ،به هر حال من همچنان توكف الناز جون بودم تا اينكه</p>
<h4>اواخر جنده سال قبل فرشهاروكه شسته بود ميخواست ببره تو نمي</h4>
<p>تونست منم رو پشت بوم خونه پستون مشغول كفتر بازي بودم كه گفتم كمك نميخواي گفت اگه زحمتي نيست منم خوشحال</p>
<h5>شدم وسريع کوس رفتم كمكش كيرم هم داشت ميتركيد باهر بدبختي</h5>
<p>كه بود فرشهاروبرديم پهن كرديم كف اتاق كه خم شد گوشه فرش رو درست كنه كونش اومد بالا منم كيرم يه دفعه سکس داستان سيخ شدبا ترس</p>
<h6>رفتم جلو بعد دل رو زدم به دريا ایران سکس و از</h6>
<p>پشت چسبيدم بهش راستش اين بهترين موقعيت بود كسي هم خونه نبود يهو بلند شد برگرده سمت من كه ازپشت سينه هاشو چسبيدم خواست دادبزنه كه دهنش رو گرفتم برگردوندمش سمت خودم ولبهام روگذاشتم رولبهاش اولش همراهي نميكرد ولي از اونجا كه جنده بود شروع كرد به لب گرفتن باورم نميشد اينقدر سريع پا بده به هرحال دستموبردم روسينه هاش ميماليدم وگردنش روميخودم 5دقيقه بعد شروع كردم به در آوردن لباسهاش واي چه سينهايي ازبس ماليده بودنش درشت درشت بودن شروع كردم به خوردنشون وايييي الناز هم اه و اوهش در اومده بود يكم كه خوردم رفتم سمت كسش يه شرت توري پاش بود كه درش آوردم واي چي مي ديدم يه كس صيقلي بي مو كه لبه هاش بهم چسبيده بود انگار نه انگار كه جنده بود بي اختيار رفتم سمت كسش الناز هم با دستش كير منو ازروي شورت گرفت رفتم وسط پاهاش وشروع كردم خورن كسش واي خيلي خوشمزه بود 10دقيقه اي خوردم بلند شدم الناز شورتم روكشيد پايين كيرم افتاد بيرو ن البته كيرم مثل كير بعضي از دوستان نيم متر نيست 15 تا16سانت ولي با حاله الناز انو بوس كردو شروع كرد ساك زدن2دقيقه كه ساك زد ابم داشت ميومد كيرم رو از دهنش در اوردم اسپري زدم گذاشتم در كسش بالا وپايين ميكردم كه گفت بسه ديگه بكن توش منم يتف زدم به كيرم بادست لبه هاي كسش رو باز كردم وكيرم رو كردم توكسش با اينكه زياد كس داده بود ولي خيلي گشاد نبود كيرم رفت توكسش يه آخ كوچيكي گفت و من شروع كردم تلمبه زدن واي چه كسي يه خورده كه گاييدمش برش گردوندم ازپشت كردم توكسش واييي صداي الناز كل خونه روبرداشته بود منم سريعتر ميكردمش داشت ابم ميومد كه ازتو كسش در اوردم انگشتم روكردم تو كونش ديدم بله كوني هم هست يه خورده ور رفتم بعد در كونش كرم زدم خودم دراز كشيدم با كون اومد رو كيرم وايي تاته رفت توش داشت بالا پايين ميرفت و ناله ميكرد منم از رونهاش كمكش ميكردم ديگه داشت آبم ميومد كه كيرم رو در اوردم گذاشتم لاي سينه هاش چندبازعقب جلوكردم ابم اومد ريختم روسينه هاش بعد از هم يه لب گرفتيم رفتيم حموم و&#8230;الانم اگه موقعيت پيش بياد ميكنمش راستي دفعه اولمه كه داستان مي نويسم اگه خوشتون اومد نظربدين تا داستان گاييدن زن داداش و زن عموم كه باهم گاييدمشون رو هم بنوسم!باي.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d9%86-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176354</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانم داشت تو حموم جلق میزد که کردمش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%84%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%af-%da%a9%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%84%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%af-%da%a9%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85%d8%b4/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Sep 2019 05:49:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برداري]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتره]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترتيبشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمو]]></category>
		<category><![CDATA[داداشه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دربياري]]></category>
		<category><![CDATA[درحالي]]></category>
		<category><![CDATA[درحاليكه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[روشونه]]></category>
		<category><![CDATA[زنداداش]]></category>
		<category><![CDATA[سرشونه]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاييده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماسازت]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگاييد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيد]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاي]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونيد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وميگفت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و زنم براي چند روز فیلم سکسی بريم مشهدزن داداش همسرم وقتي شنيد گفت منم ميام همسرم نظر منو پرسيد گفتم مزاحمه حلمون گرفته ميشه گفت يكاريش سکسی ميكنيم بالاخره اونم اومد رفتيم هتل لباس شاه کس عوض كرديم رفتيم رستوران بعدش بازار برگشتيم هتل بدجوري هوس كوس كرده بودم شروع كردم کونی به شوخي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و زنم براي چند روز فیلم سکسی بريم مشهدزن داداش همسرم وقتي شنيد</h2>
<p>گفت منم ميام همسرم نظر منو پرسيد گفتم مزاحمه حلمون گرفته ميشه گفت يكاريش سکسی ميكنيم بالاخره اونم اومد رفتيم هتل</p>
<h3>لباس شاه کس عوض كرديم رفتيم رستوران بعدش بازار برگشتيم هتل بدجوري</h3>
<p>هوس كوس كرده بودم شروع كردم کونی به شوخي بازنم كم كم لباس سكسي كه از بازار براش خريده بودمو تنش</p>
<h4>كرد جنده چي شده بود ميشد تو نگاهش فهميد اونم ميخاد</h4>
<p>لباس تنگ كوتاه ولخت بود كير پستون من كه راست شده بود بماند آب از لب ولوچه زن داداشه نيز راه</p>
<h5>افتاده بود کوس گفتم به به چي شدي ادمو به هوس</h5>
<p>ميندازي زن داداشه گفت واقعا فكر نميكردم اينقدر با حال باشي احساس كردم زن داداشه تحريك شده تا زنم رفت چاي بياره سکس داستان بهش گفتم چيزه</p>
<h6>خوبيه نه؟گفت خوش به حالت گفتم من ميرم ایران سکس بيرون تو</h6>
<p>اگه دوست داري بهره برداري كن ولي برا منم نگه دار گفت باشه ولي بيرون نرو قايم شو وبه موقع بيا به زنم گفتم ميرم قدم بزنم اما تا رفت دستشويي رفتم زير تخت مخفي شدم.زنم كه ازدستشويي برگشت زن داداشه گفت تواين لباس خيلي سكسي شدي آدم هوس ميكنه باهات حال كنه زنم گفت آره ارسلانم حالي به حالي شده بود لباس با حاليه ميخاي امتحان كن زن داداشه گفت باشه بزار كمك كنم دربياري اينو گفت رفت پشت زنم زيپ لباسو بكشه پايين زيپو كشيد پايين لباس روكه از روشونه زنم ميدادپايين شونه گردن وسينه هاشو نوازش كرد به زنم گفت چه پستون برجسته اي داري زنم گفت آخه الان تحريك شده تو هم كه اين لباسو بپوشي همينطور ميشه بعد لباس افتاد پايين پاي زنم زن داداشه دوباره دست به باسن زنم زد وگفت به به چي ساختي؟منم كيرم مست مست شده بود داشتم ميماليدمش زنم گفت بپوش ببينم زن داداشه پوشيد زنم بهش گفت ديدي تو كه از من بهتر شدي ببين سينه هات چه افتاده بيرون جاي شوهرت خالي زن داداشه گفت واقعا چقدر هوس كردم بهش بدم اگه الان اينجابود چه حالي ميداد زنم گفت مگه چي ميشد زن داداشه گفت اگه الان شوهرت با تو تنا بود چي ميشد زنم گفت فعلا كه تو هستي نميشه زنداداشه گفت ميشه اما كيفش كم ميشه اگه بخاي خيلي كيف كني من راهشو بلدم ميخاي بهت ياد بدم زنم گفت آره ميخام بگو زنداداشه گفت ناراحت نميشي زنم گفت نه گفت قول ميدي زنم گفت اره زنداداشه گفت بذار من آمادت كنم اون موقع سكس كن زنم پرسيد چطور زن داداشه گفت باهات حرف ميزنم ماسازت ميدم تحريكت مي كنم اون موقع بهتر حال ميدي چطوره زنم گفت تاحالا امتحان نكردم به نظرت اين طوري بهتره زن داداشه گفت الان كه من وتو اينجاييم بيا امتحان كنيم زنم گفت باشه از كجا شروع كنيم زن داداشه گفت بيا لباسمودربيار زنم رفت سراغش زيپو كشيد پايين زنداداشه گفت لباسمو كه در مياري بدنمو بمال زنم مشغول شد اما زن داداشه گفت بپوش تا در آوردنو نشونت بدم زنم لباسو پوشيدگفت درش بيار ببينم زن داداشه رفت پشت زنم بهش چسبيدخودشو بهش ميمالوند دورگردنشو ميبوسيد وزيپو ميكشيد پايين زيپ كه رفت پايين با دستاش از سرشونه هاي زنم لباسو ميكشيد پايين وقتي به سينه هاي زنم رسيد حسابي ماليدشون ولباس افتاد زير پاي زنم بعد زنمو خم كرد طوري كه كون زنم قمبل شده بو شورتشو گشيد پايين كمي باسن وكونشو ماليد گفت خوبه زنم گفت خيلي حال ميده دارم مست ميشم بازم بلدي زن داداشه گفت آره ميخاي زنم گفت خيلي ميخام زن داداشه دست زنم گرفت برد رو تخت درازش كرد سينه هاشو ميمكيد با دستش كسشو ميماليد وميگفت خوبه زنم گفت محشره زن داداشه گفت ازاينم بيشتر ميخاي زنم گفت اره بلدي زن داداشه گفت الان يادت ميدم بعد شروع كرد به ليسيدن كوس زنم صداي نفسهاي زنم شنيده ميشد خيلي مست شده بود زن داداشه گفت حالا چي ميخاي زنم گفت كير ميخام ميخام كير كلفت بره تو كونم زن داداشه گفت اگه الان شوهرت بياد چي زنم گفت كوس خواهرش بياد اونم كيف كنه من كم كم آماده ميشدم كه برم زنم گفت بزار بياد با هردومون حال كنه من ميخامت حالا نوبت منه بيا ميخام كوستو بخورم زن داداشه گفت بخور كه منم مست مستم ديگه زنم خم شده بود كونش هوا بود كس زنداداشه رو ميخورد زن داداشه به زنم گفت برو دستشويي ميخام يه چيز جديد انجام بدم زنم رفت دستشويي زن داداشه گفت بر ازلاي درنگاه كن يه ربع ديگه بيا من سريع رفتم زنم ازدستشويي برگشت گفت ميخاي چيكار كني زن داداش گفت بيا يادت بدم انداختش رو تخت كونشو ليسيد وبا انگشتش باهاش بازي ميكرد زنم پرسيد ميخاي چيكاركني زنداداش گفت ميخام بكنم تو كونت دوست داري زنم گفت از خدامه با چي ميكني زنداداش گفت با انگشت زنم گفت يه چيز كلفتتر نداري زن داداش گفت سوسيس خوبه زنم گفت عاليه زود باش بيار زن داداش يه سوسيس آورد اول كرد تو كس زنم بعد كرد تو كونش همنطور كه باسوسيس زنمو ميگاييد گفت تو هم منو ميكني زنم گفت آره بيا بكنمت زن داداشه جاشو با زنم عوض كرد زنم سوسيسو كرد توكس زن داداشه وهي ضربه ميزد زن داداشه ميگفت مياي دو نفري به شوهرت بديم حالش خيلي بيشتره زنم گفت آره همين موقع من اومدم تو زنم تا منو ديد فورا دستمو گرفت انداخت رو تخت گفت ببين چه جور زن داداشمو ميكنم زن داداشه گفت ارسلان تو نمياي منم از خدا خواسته لباسا رو در آوردم و مشغول شدم هميت طور كه زنم داشت زن داداشه رو ميكرد منم از پشت چسبيدم به زنم كيرم داشت ميتركيد زنم گفت بزار تو كونم ميخام كون بدم كونمو بكن اول تف بزن بعد بكن منم كيرمو خيس كردم گذاشتم در كونش هونقدر كونشو بهم ماليد كه همش رفت تو به زنم گفتم چطور همه كيرم رفت تو كونت گفت اخه زن داداشم كونمو گشاد كرده بود گفتم يعني تو كون گشادي گفت اره گفتم كوست چي گفت صبر كن بعد به زن داداشه گفت بذار ارسلان بكنه تو كوسم منم سريع كيرمو گذاشتم تو كوسش وشروع كردم به گاييدن زنم گفت زن داداش چرا بيكاري بكن تو كونم اونم سوسيسو برداشت شروع كرد نميدونيد چه حالي ميداد ميديدم سوسيس ميره تو كون زنم كير ميره تو كوسش درحالي كه داشتيم حال ميكرديم زنم گفت جون دلم ميخاست الان يه نفر ديگه هم بود ميذاشت تو دهنم گفتم مگه تو جنده اي گفت اره من جنده هم مگه نه زن داداش اونم گفت اره جنده اي بعد زنم گفت حالا بايد دو نغري زن داداشمو بكنيم كه اينقدر به من حال داد بلند شد زن داداشه رو انداخت رو تخت كوسشم ليسيد كير منو تف مالي كرد گذاشت رو كوس زن داداشه خودشم رفت رو دهانش نشست گفت كوسمو بخور درحاليكه كوس زنم خورده ميشد كوس زنداداشه گاييده ميشد زنم گفت زن داداش بهتر از اينم بلدي زنداداشه گفت آره بلدم ميخاي من وزنم گفتيم آره گفت باشه وقتي از سفر برگشتيم ترتيبشو ميدم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%84%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%af-%da%a9%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2514</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اولین سکس جنده خانوم خوش بدن , حالا کی باور میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Aug 2019 07:13:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونها]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادند]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودخيلي]]></category>
		<category><![CDATA[بوددوست]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمونو]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتراش]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوي]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترامون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربين]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رانهاي]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدري]]></category>
		<category><![CDATA[فهميديم]]></category>
		<category><![CDATA[فيلماي]]></category>
		<category><![CDATA[فيلمهاي]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مردهاي]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[مياورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميبيني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهي]]></category>
		<category><![CDATA[ميديديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردند]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميميرم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدش]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[هستماين]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوري]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مينشست..چشماي عميق و مشكي اون فیلم سکسی يك نفوذ كشنده داشت. همه توصيف از سن 17 سالگي اون در اندامش پنهان بود ..كمري باريك و باسني با سکسی رانهاي گوشت آلود و خوشتراش، آدم جز شاه کس هوس گاييدن اين دختر چيزي به مغزش راه پيدا نميكرد..اسمش شيما بود..من دانشجوي مهندسي بودم کونی و اون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مينشست..چشماي عميق و مشكي اون فیلم سکسی يك نفوذ كشنده داشت. همه توصيف</h2>
<p>از سن 17 سالگي اون در اندامش پنهان بود ..كمري باريك و باسني با سکسی رانهاي گوشت آلود و خوشتراش، آدم</p>
<h3>جز شاه کس هوس گاييدن اين دختر چيزي به مغزش راه پيدا</h3>
<p>نميكرد..اسمش شيما بود..من دانشجوي مهندسي بودم کونی و اون سال دوم دبيرستان بود..دوست پسري به نام مهرداد داشت كه وضعش توپ</p>
<h4>بود جنده ..اون همكلاس من بود..خيلي رفيق بوديم من هميشه خونه</h4>
<p>اش ميرفتم..صميمي بودن ما تا حدي پستون بود كه از روابط سكسي دوست دخترامون هم به هم ميگفتيم..اون شيما رو به</p>
<h5>خونه مجرديش کوس مياورد و باهاش عشق بازي ميكرد..شيما اوپن نبود</h5>
<p>اما ميتونست هر پسري را حتي با حرف به اوج لذت برسونه&#8230;مهرداد از عشق من به شيما با خبر بود ولي من سکس داستان و مهرداد كه</p>
<h6>اولين بار علايق سكسي مون به هم گفتيم ایران سکس فهميديم هردومون</h6>
<p>سكس گروهي و 2 به 1 رو دوست داريم يا اينكه دختر مورد علاقه جفتمونو باهم بكنيم خيلي اتفاق نظر داشتيم. فيلماي زيادي ميديديم گاهي تو 17 – 18 سالگي با پيداكردن يك سوژه غير قابل دسترس باهم جق ميزديم يا براش ميزدم..من عاشق سكس گروهي و ضربدري هستم..اين احساس رواز اول با مهرداد مشترك داشتيم و هميشه ديدن فيلمهاي مردهاي سوينگر يا لذت جو كه همسرشونو يك يا چند نفر جلوشون ميكردند از دست نميداديم. اول ها وقتي دست مهرداد روي كون شيما ميلغزيد و من از لاي در يا دوربين وبكم جاسازي شده داشتم ديد ميزدم چه حالي ميداد&#8230;حس اينكه اين زن منه و مهرداد داره حال ميكنه باهاش، كلي كيف ميداد بمن.يادمه كه مهرداد از شدت عشق سكسي اش به شيما جون قصد داشت باهاش ازدواج كنه . اما خانواده اش نميذاشت..با اينكه شيما بيرون و خيابون ظاهر بدي نداشت زيبا بود و خوش انداماما خواهر و مادرش نذاشتند با شيما ازدواج كنه. با اين حال باهم فكر ميكرديم اون نامزدشه و منم موقع سكس ديد ميزدم ..و از اندام زيباش كيف ميكردم..تو يكي از اين دفعات مهرداد در حال ماليدن اندام شيما ميگفت:مهرداد: اين بدن چه بدني كه لختش منو ديونه كرده و با مانتو تو خيابون مرداي ديگه روشيما: ممممم&#8230;.آرررره&#8230;جووووون عزيزم&#8230;.الان زير تو ام&#8230;.مال تو ام.آخخخخخ مهرداد جووون دوست داري .بيرون كه هستم مال مرداي ديگه باشم؟&#8230;مممممممهرداد : آآخخخ&#8230;.نگو..از اين حرفا نگو كه ميميرم برات&#8230;..خيلي دوستت دارم وقتي برام فانتزي ميسازي &#8230;..مي خواهي يكي از اين مردا ديد بزنه گاييدن مارو&#8230;.؟ جنده من؟&#8230;آرههههتو اين لحظه من كيرم دستم بود براي شيما جون و كون زيباش ميزدم&#8230;..وقتي سوالش با ناله و آخ و اوخ شيما همراه شد مهرداد به من اشاره كرد بيا تو&#8230;با ترس نزديك شدم مهرداد به آرومي دم گوشش گفت اين مرد داره كون زيباتو ديد ميزنه&#8230;.شيما از شدت سكس ناله ميكرد و احتمال اومدن منو از راهرو به اطاق ميداد و با حسس ما آشنا بود &#8230;ميگفتشيما : مهردادجون&#8230; لختم كن&#8230;..ممممم&#8230;.مهرداد:الان جيگرم&#8230;..(شرت مشكي شيما را با يه ضرب از بدنش كند&#8230;شيما چاردست وپا كونش بالا و سرش نزديك فرش مهردادپشتش با كير شق شده تو دستش و دست ديگش ميزد رو كون شيما)&#8230;ببين شيما جونم چه كوني داره مازي جون( مازيار اسم من) عشق من بهترين بدن دنياست&#8230;..مازيار : آرهههههه&#8230;چه كون ناز و گرديه &#8230;خيلي بزرگ و لوند ه &#8230;..ممممم&#8230;مهرداد جون دوست داري چي بگم از اين كون و بدن &#8230;..چي كار كنم برات&#8230;.؟؟؟؟شيما با صداي من بدجوري كونشو بالا پايين ميكرد&#8230;له له ميزد&#8230;&#8230; مهرداد كيرشو تف زد لاي كون شيما جون گذاشت و بالا و پايين ميبرد كون و كس شيما رو با سر كيرش نوازش ميداد&#8230;. ميكشيد و شيما هم ناله ميكرد&#8230; سوال من از مهرداد جوابي رو ميخواست كه اين اطاق منفجر بشه..مهرداد: مازي جون هرچي كيرت ميخواد بگو تا حال كنم&#8230;بگوووو..مازيار: آخخخ مهرداد عجب نامزدي داري&#8230;چه كوني داره&#8230;آخخخخ&#8230;.مهرداد&#8230;مهرداد&#8230;مهرداد: چيه عزيز بگوووووومازيار: كيرن تو كس نامزدت&#8230;كيرم تو كون زنت&#8230;مهرداد: وايييييييييييي آرهههه &#8230;جووووووون كيرت تو كون نامزدم&#8230;كيرت تو كس زنم آخخخخخخخ&#8230;بيا كيرتو بزارم لاي كون نامزدم&#8230;..مهرداد جلو كيرم زانو زده بود و كيرمو گرفت يه كم ماليد &#8230;مهرداد: اره چه كيريه&#8230;.عزيزم شيماجونوم كير غريبه ميخوايي لاي پات بذارم خودم ؟ آرهه جنده من ؟ عزيزم بگوووووو شيما كه به اوج رسيده بود و كسش را به سرعت ميماليد گفتشيما: آره&#8230;ميميرم براي دو كير همزمان&#8230;.مهرداد جون&#8230;ميدونم ميخواهي جندت باشم&#8230;عزيزم&#8230;.مممممم&#8230;.مهرداد&#8230;مهرداد..مهرداد: چيه؟ بگو&#8230;چي دوست داري ؟ &#8230;مممممممهرداد همينطوري كه ميماليد كيرمو منم راست راست كرده بودم و آه ميكشيدم&#8230;. شيما چاردست وپا پشت به ما بود سرشو برگردوند و با چشماي نيمه بسته و خمارش با ناله گفت :شيما: مازي جون &#8230;.مازي جون&#8230;..مازيار: چيه&#8230;..ممممم&#8230;چه كسو كوني داري شيما جووون&#8230;.مهرداد كيرم رو ميماليد و كيرش كه رو كون نامزدش بود رو بالا پايين ميكرد.شيما: مازي&#8230;.كيرت تو كس و كونم&#8230;.ميميرم برا كيرت ..بتپون تو كونم&#8230;.ممممممممن كه حشري شده بودم دست مهرداد از كيرم كشيدم كيرمو جلو صورت مهرداد گرفتم و با حرص و شهوت گفتم: مازيار: مهرداد&#8230;. بيا &#8230;.كسكش زن جنده &#8230;سر كيرمو تف بزن بزارم لاي كس و كون زنت مهردادكه يه دفعه حشر من و ديد &#8230;كلي حال كرد &#8230;له له ميزد برا اين لحظه &#8230;يه جوري مست و خمار از پايين به بالا نگام كرد &#8230;يه تف انداخت سر كيرم و با دست كيرمو ماليد &#8230;..گذاشت لاي كون نامزدش &#8230;.داشتم از حس لمس كون شيما پرواز ميكردم&#8230;كس و كون همون دختري كه از پشت سرش تو خيابون دنبالش ميرفتم و هر روز و آرزوي داشتن او بدن و گاييدنش هر روز تو خيالم بود الان جلوي من و كيرم لاي كون سفيدش بود..مازيار: آخ چه كوني داري شيما جون &#8230;.كيرم توشه &#8230;..شيما :‌ مممم ديوونه اشي اره&#8230;.ميديدم كف كون مني&#8230;.كيرت تو من چه حالي ميده&#8230;.مهرداد: &#8230;.آخخخخخ&#8230;جون&#8230;شيما &#8230;عزيزم&#8230;لاي پات يه كير كلفته &#8230;.جلوم داره ميگاد تورو.. &#8230;. چه مرد كسكشي شدم برات&#8230;.ممممممممممممم.من همينطور كه لاپاش گذاشتم با حشر زياد گفتممازيار: مهرداد لاي كون نامزدتو بازكن برام.. نامزد كوني تو رو ميگام .. &#8230;مهرداد جون&#8230;. جون&#8230;&#8230;.مهرداد لاي كون شيما رو باز كرد سوراخشو ماليد برام&#8230;.كون چاقو سفيد و برام كامل از هم باز كرد. منم كه كنترل نداشتم رو خودم يه دفعه سر مهرداد رو گرفت فشار دادم روي كون نامزدشت طوري كه از نزديك نزديك سوارخ كون شيماو كيرمو ببينه&#8230;. شروع كردم تپوندن تو كون نامزدش&#8230;مازيار: آخخ&#8230;.ببين چه ميره توششش&#8230;تو كون زنت &#8230;. كير من تو كون تنگ زنت ميره ميبيني؟ ممممم&#8230;..جون&#8230;..( سرش كه رفت &#8230;شيما ناله اي جيغ مانند كرد و . كم كم باز شد &#8230;.تو آسمونها بودم كيرم رو عقب جلو تو كون تنگش ميكردم &#8230;&#8230;مهرداد هم نفس نفس ميزد&#8230;. كيرمو كشيدم بيرون كه يه دفعه مهرداد سر كيرمو تف انداخت &#8230;من حشري تر شدم دست خودم نبود &#8230;سرشو كه سفت نگه داشتم ..كيرمو جلو دهنش بردم و با يه ضربه تو دهنش كردم&#8230;نميدونستم چكار ميكنم . اما مهرداد بدش نيومد&#8230; دوباره و دوباره كردم داشت ابم مي آمد كه زدم تو كون نامزدش&#8230;با سه بار حركت عقب جلو آبم پمپ شد توش&#8230;از بغل كيرم زد بيرون &#8230;ناله هاس شيما تمومي نداشت &#8230;دستمو از سر مهرداد برداشتم و ديدم كه كيرش شل شل شده اما آب كيرش سرازير آروم مياد بيرون&#8230;گذاشت جاي كير من تو كون نامزدش &#8230; اونم آبشو ريخت &#8230;و افتادند زمين كف اطاق تو بغل هم لب گرفتند&#8230; نميدونم چي شد بالا سرشون رفتم كيرمو گذاشتم بين صورتهاشون&#8230;.چه جور ميليسدنش &#8230;. واي كه مرده بودم از سكس&#8230;&#8230;..آخ&#8230;.. اينطوري بود كه اين حس شوهر لذت جو تو خونم رفت و سوينگر شدم&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2635</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وقتی یه دختر خانوم و یک میلف شاه کس رو باهم میکنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jul 2019 04:37:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرام‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوهام]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[آشنايي]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[احساست]]></category>
		<category><![CDATA[احساسي]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگاري]]></category>
		<category><![CDATA[اينطور,]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگي‌هاي]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بردارد]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برميگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمند]]></category>
		<category><![CDATA[بگذارد]]></category>
		<category><![CDATA[بگوييم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهايش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهايم]]></category>
		<category><![CDATA[پذيرايي]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيديم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنش]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تحويلش]]></category>
		<category><![CDATA[تختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخاندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسباند]]></category>
		<category><![CDATA[چسباندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاي]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهايش]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌اش]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاي]]></category>
		<category><![CDATA[خواباندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهيم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتراش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتراشش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[داريگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داشتم؛]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتني]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دربياري]]></category>
		<category><![CDATA[دست‌هايم]]></category>
		<category><![CDATA[دندان‌هايم]]></category>
		<category><![CDATA[دوازده]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رانهاي]]></category>
		<category><![CDATA[ران‌هايش]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[سرنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سينهام]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاي]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبود]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[طولاني]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميديم]]></category>
		<category><![CDATA[كارهاي]]></category>
		<category><![CDATA[كردنهاي]]></category>
		<category><![CDATA[كوچكترش]]></category>
		<category><![CDATA[كوچكترم]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباس‌هايم]]></category>
		<category><![CDATA[لبهايش]]></category>
		<category><![CDATA[لبهايم]]></category>
		<category><![CDATA[لحظه‌اي]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراهاي]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[موقعيتي]]></category>
		<category><![CDATA[موهايم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌افتاد]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌برد]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌داد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميداديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدانستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌ذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيد]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌رفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌زدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميد]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌كرد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌كنم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌كني]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنين]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميليسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتي]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نتوانستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكتر]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نفس‌هايش]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگفتگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نوشابه]]></category>
		<category><![CDATA[نيمخيز]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همانطور]]></category>
		<category><![CDATA[همديگر]]></category>
		<category><![CDATA[همراهي]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[‫وحشتناك]]></category>
		<category><![CDATA[يكباره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مي‌رفت روي زنم كه نكند فیلم سکسی از ماجرا بويي برد. بعد، حمام را گرم كردم و رفتم دوش گرفتم. وقتي بيرون آمدم، از هر وقت ديگر سکسی مريم را بيشتر ميطلبيدم.مريم هم به اصرار شاه کس من و خواهرش و البته به خواست نهاني خودش، رفت و دوش گرفت. توي اين کونی فاصله، رفتم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مي‌رفت روي زنم كه نكند فیلم سکسی از ماجرا بويي برد. بعد، حمام</h2>
<p>را گرم كردم و رفتم دوش گرفتم. وقتي بيرون آمدم، از هر وقت ديگر سکسی مريم را بيشتر ميطلبيدم.مريم هم به</p>
<h3>اصرار شاه کس من و خواهرش و البته به خواست نهاني خودش،</h3>
<p>رفت و دوش گرفت. توي اين کونی فاصله، رفتم و چند تا قرص خواب‌آور قوي را در ليواني حل كردم و</p>
<h4>رويش جنده نوشابه ريختم. وقتي مريم از حمام بيرون آمد، توي</h4>
<p>بقية ليوان‌ها هم نوشابه ريختم و پستون بردم توي هال. همان اول، به بهانة تعارف به مهمان، بردمش جلوي مريم. با</p>
<h5>ابرو اشاره کوس كردم كه كدام را بردارد. مدام صاف توي</h5>
<p>چشمهايم نگاه ميكرد.ليواني برداشت و من سيني را بردم جلوي زنم. عمدي جوري سيني را گرفته‌بودم كه ليوان مخصوص را بردارد. او سکس داستان هم برداشت.بعد، ديگر</p>
<h6>مي‌بايست بنشينيم به انتظار. نگاه‌هاي آتشين و خيرة ایران سکس مريم، هم</h6>
<p>داشت ديوانه‌ام ميكرد و هم به هراسم انداخته‌بود كه زنم چيزي نفهمد.ساعت حدود دوازده شده‌بود كه زنم پا شد و رفت كه بخوابد. سخت خوابش گرفته‌بود و روي پا بند نبود. دم اتاق خواب برگشت و پرسيد: «شماها نميخواين بخوابين؟»قبل از من، مريم جواب داد: «فعلا كه داريم تلويزيون ميبينيم. تو برو بخواب.»زنم كه رفت توي اتاق خواب، از شوق داشتم ديوانه ميشدم. برگشتم و به مريم نگاه كردم. ديدم دارد همينطور صاف توي چشمهايم خيره خيره نگاه ميكند. آرام گفتم: «بذار كامل بخوابه، بعد…»علنا داشت نفس نفس ميزد. خودم هم بيطاقت شده‌بودم. چنان كيرم راست شده‌بود كه سرش داشت زق زق ميكرد.پا شدم و رفتم كنار مريم نشستم. دستم را گذاشتم روي ران پايش و آرام ماليدم. دست روي دستم گذاشت و آه كشيد. هر دو بي آنكه بگوييم و يا به روي هم بياوريم، مي‌دانستيم كه چه ميخواهيم.دستم را دور كمرش انداختم و لپش را بوسيدم. زود واداد. خودش را توي بغلم ول كرد و كنج لبهايش را آورد توي دهانم. مست‌تر از آن چيزي بود كه گمان ميكردم.دست انداختم زير پاهايش و نشاندمش روي رانهايم. خودش هم دست انداخت دور گردنم و لبهاي خيس و گرمش را گذاشت روي لبهايم. چه بوسه‌اي بود. من مي‌بوسيدمش و نرمي كمرش را مي‌ماليدم؛ او هم موهايم را چنگ مي‌زد و لب‌هايم را مي‌مكيد.يك چشمم توي صورت مريم بود و يك چشمم به در اتاق خواب. ديدم اينطور نمي‌شود. توي گوشش گفتم: «وايستا ببينم كپة مرگشو گذاشته يا نه.» باز لبهايم را بوسيد. از من بيطاقت‌تر بود. دست بردم و پستان‌هايش را مشت كردم؛ گفتم: «من خودم از تو خراب‌ترم؛ فقط بذار ببينم خواب رفته يا نه.»به اكراه از روي پاهايم بلند شد اما گردنم را ول نكرد. سينه به سينة هم ايستاديم و بوسه‌اي طولاني از هم گرفتيم. نفسم ديگر سخت سنگين شده‌بود. گفتم: «تو برو روي تخت توي اتاق من. منم الان مي‌ام.» و همچنانكه به سمت اتاق خواب مي‌رفتم، بار ديگر بوسيدمش و پستان‌هايش را نوازش كردم.هنوز هيچ نشده، زنم خواب خواب بود. چنان سنگين افتاده‌بود كه اگر توپ هم مي‌زدي، بيدار نمي‌شد. دلم داشت غنج مي‌رفت. برگشتم و سينه به سينة مريم قرار گرفتم. پشت سرم آمده‌بود و منتظر بود. نفس‌زنان گفت: «خوابيده؟» گفتم: «مث فيل.» و معطل نكردم؛ خم شدم و روي دستهايم گرفتمش و بردمش روي تخت خواباندم. بوسه‌اي برداشتم و برگشتم چراغ هال و تلويزيون را خاموش كردم. شب زفافمان بود؛ يا لااقل مي‌خواست باشد.وقتي رفتم توي اتاقم، خودش پيراهنش را درآورده‌بود و با زيرپوش، موهايش را داشت رها ميكرد روي پشتش.رفتم و آرام خزيدم كنارش زير پتو. خم شدم روي سينه‌اش و سينه‌ام را گذاشتم روي نرمي بيقرار پستان‌هايش و فشار دادم. يك لحظه توي چشم‌هاي هم خيره شديم؛ هزار راز نگفته توي نگاهمان بود. گونه‌ام را نوازش داد و زمزمه كرد: «دوستت دارم.» و دست‌هايش را حلقه كرد دور گردنم و خودش لب‌هايم را برد طرف لب‌هايش. عجيب گرم و نرم بود.تا همين سه روز پيش، باورم هم نمي‌شد كه به اين راحتي به كسي كه اين همه در هوسش بودم، برسم. در طول شش سال زندگي مشترك با زنم، هرگز چيزي به نام عشق بين ما وجود نداشت. ما را مادرهايمان براي هم پيداكرده‌بودند و در تمام اين مدت، ما داشتيم تاوان پاي‌بندي به حرف‌هاي مادرانمان را مي‌داديم. و خدامي‌داند كه اگر مريم نبود، شايد همان سال اول كارمان به جدايي مي‌كشيد. مريم، خواهر زن كوچكترم بود. آن‌ها چهار دختر بودند كه زنم اولين، و مريم سومين‌شان بود. اولين بار كه چشمم به مريم افتاد، شب عقدكنانمان بود. اولش فكر كردم جزو ميهمانهاست؛ اما وقتي زنم گفت كه خواهر كوچكترش است، از تعجب دهانم باز ماند. سه خواهر ديگر، هر سه مثل ماست سفيد، و مثل ني‌قليان باريك و لاغر بودند؛ اما مريم سبزة مليحي داشت و با وجود سن كمش، اندام خيلي قشنگ و پري داشت؛ با قدي متوسط، چشم و ابرويي سياه و قيافه‌اي اگر چه نه خيلي زيبا، ولي بسيار بانمك و دوست داشتني. از همان اولين نگاه، فهميدم كه اين يكي مي‌بايست مال من مي‌شده و اين وسط، يك جاي قسمت لنگيده. از فردايش هم كه بيشتر با هم آشنا شديم، هر دو فهميديم كه خيلي شبيه هم هستيم. اين را حتي زنم هم فهميده‌بود. آن وقت‌ها من سي و دو سال داشتم و مريم تازه نوزده را تمام كرده‌بود.فوق ديپلم بهداشت بود و درست همانطور كه من مي‌خواستم، آرام و ساكت. از اولين برخورد، با هم خيلي صميمي شديم و كلي حرف با هم زديم.شش سال گذشته‌بود و در تمام اين شش سال، من داشتم از عشق مريم؛ از هوس داشتنش مي‌سوختم. خيلي شب‌ها مريم مي‌آمد و خانة ما مي‌ماند. خدايا چه شب‌هاي بيقراري داشتم آن شب‌ها. تا صبح مثل مار به خود مي‌پيچيدم و هوس هماغوشي با مريم ديوانه‌ام ميكرد و راهي نداشتم. يك شب كه دو خواهر و بچه‌مان توي هال خوابيده‌بودند، من روي راحتي نشسته‌بودم و مثلا داشتم ماجراهاي شرلوك هلمز را تماشا مي‌كردم؛ اما نگاهم برجستگي‌هاي بدن مريم را از روي ملحفه مي‌ليسيد. كيرم مثل گرز رستم بلند شده‌بود و با دستي كه توي شورتم بود، مي‌ماليدمش. بعد، درست در لحظه‌اي كه شرلوك هلمز دست قاتل را رو كرد و همزمان با غلت خواب‌آلودة مريم، دستم خيس شد و آبم آمد.حتي يكي از همين شب‌ها كه مريم توي پذيرايي خوابيده‌بود، چنان شهوت به سرم زد كه پا شدم و تا بالاي سرش رفتم؛ اما ترس از بي‌آبرويي و واهمة از دست دادن همين لذت كوچك صحبت‌هايمان، مرا برگرداند.همه چيز از چند روز پيش شروع شد: داشتم از ديدن يكي دوستان برمي‌گشتم كه توي راه مريم را ديدم. از هنركده به خانه مي‌رفت. مريم هم مثل خودم عاشق نقاشي بود و همين، بهانه‌اي شد تا آن روز به اصرار ازش بخواهم كه به خانة ما بيايد.توي راه، تنگ غروب رسيديم به يكي از پاركها. گفتم: بريم يه كم بنشينيم. كه قبول كرد و آمد. هميشه با من همراهي داشت و از حرفم بيرون نبود. نشاندمش روي نيمكت و رفتم چيزي براي خوردن خريدم. وقتي برگشتم، كارهاي نقاشي‌اش را نشانم داد. محشر بود. بهش هم گفتم؛ خنديد و به آب ميوه‌اش مك زد.ديدم موقعيتي از اين بهتر دست نخواهد داد. كم پخمگي نكرده‌بودم در عمرم. پس همچنانكه به نقاشي غروب دريايش چشم دوخته‌بودم، آه كشيدم و گفتم: خوش به حال مردي كه تو همسرش مي‌شي.تابي به گردنش داد كه: تعارفا ميكنين علي آقا.گفتم: نه به خدا. راس ميگم. تو رو بايد خيلي درك كرد مريم جان. تو خيلي خوبي. و وقتي لبخند شرمگينانه‌اش را ديدم، اضافه كردم: لااقل من يكي اينو خوب ميفهمم.گفت: لطف دارين.گفتم: دقت كردي ببيني چقده من و تو به هم شبيهيم؟ (عمداً نگفتم ما) من چون خيلي باهات احساس صميميت دارم، خيلي هم خوب دركت ميكنم.نفسش را پرصدا بيرون داد و چيزي نگفت. زير چشم نگاهش كردم كه سرماي هوا لبهايش را مثل انار كرده‌بود و هوس بوسيدنشان ديوانه‌ام ميكرد.گفتم: سرنوشت بازي‌هاي عجيبي داره. مي‌بايس من اينهمه سال مجرد بمونم تا با خواهرت وصلت كنم. بعد تو رو بشناسم.هنوز حرفم را نگرفته‌بود. انگار فكر ميكرد از همين تعارفهاي آبگوشتي دارم تحويلش ميدهم. آه كشيدم و گفتم: اگه هزار سال ديگه هم بپرسن، من بازم از آشنايي باهات خوشحال خواهم بود. من و تو، (حالا وقتش بود كه قدم دوم را بردارم) اصلا بذار بهت بگم: ما، خيلي با هم علاقه‌هاي مشتركي داريم. قبول داري؟سر تكان داد و از توي دماغش گفت: اوهوموقتش بود؛ بازي داشت به همانجايي مي‌رسيد كه ميخواستم. سر تكان دادم و آرام گفتم: سرنوشت غريبيه مريم جان. (آهي كشيدم كه: ) كاش…. كاشكي ميتونستم خيلي حرفا رو بهت بگم.سكوتش برايم معنا داشت. تا اينجايش سخت بود. از اين به بعد را مثل حركات شطرنج حفظ بودم.مكثي كردم و گفتم: اجازه ميدي يه اعترافي پيشت بكنم.بي آنكه نگاهم كند (و اين، خودش معنا داشت) گفت: بفرمايين.باز مكثي كردم و گفتم: تا روز قيامت اين حسرتو خواهم داشت كه . . . (و سكوت كردم كه يعني ) كاش مريم، تو رو قبل از همة اين ماجراها مي‌شناختم. ميفهمي؟برگشتم و نگاه خيره و تارش را به جان خريدم. بعد، باز رو گرداندم و گذاشتم تماشايم كند. گفتم: هميشه به طالعم لعنت ميكنم كه چرا تو رو از دست دادم. همة عمرم دنبال تو بودم. توي خوابهام، توي آرزوهام، تو بودي. تو.تو. (و آرام آرام اداي يك آدم بغض‌كرده را درآوردم.)يك لحظه احساس كردم ميخواهد حرفي بزند. اگر چيزي ميگفت، شايد همه چيز به هم مي‌ريخت. برگشتم و توي چشمهايش نگاه كردم. گفتم: با سرنوشت هر دومون بازي شد. من و تو رو خدا واسه هم خلق كرده‌بود. اينو ميدونستي؟نگاهش رنگ هراس داشت. سياهي قشنگ چشمهايش مدام مي‌دويد.امان ندادم. گفتم: حالا كه گفتم، بذار بهت بگم كه اگه شيش سال پيش بود، مي‌اومدم دم خونه‌تون و به هر قيمتي تو رو واسه هميشه مال خودم ميكردم. التماس باباتو مي‌كردم كه تو رو داشته‌باشم. كاش تو از دلم خبر داشتي مريم.باز مكث كردم تا حرفهايم را كامل هضم كند. بعد گفتم: بذار بهت بگم كه شيش ساله توي چه آتشي دارم دست و پا ميزنم. بذار بهت بگم كه چقده برام عزيزي. بذار بهت بگم كه چقده… چقده…اداي آدماي كلافه را درآوردم و بعد آرام گفتم: كه چقده . . . دوستت دارم.واقعا دست‌هايم داشت ميلرزيد. اگه اون پدرزن نره‌خرم ميفهميد كه دارم قاپ دخترشو مي‌زنم، اگه اون زن سليطه‌ام بو مي‌برد كه چي‌ها دارم به خواهرجونش ميگم!خم شدم و چهره‌ام را در دستها گرفتم. گفتم: دوستت دارم مريم. عاشقتم. اينو ميخوام بدوني.نفسش پرصدا و لرزان بود. خوب مي‌دانستم كه بار اولي است كه يك نفر بهش اظهار عشق ميكنه و همين هم سرحالم مي‌آورد.دقيقه‌ها در سكوت نشستيم و حرفي نزديم. بعد، وقتي گفتم: بريم. اولش نمي‌خواست بيايد. مي‌دانستم كه حالش چيست. اما نمي‌بايست خانه برود. به اصرار آمديم خانة ما. دم در هم، وقتي كليد را در قفل چرخاندم، در را باز نكرده، برگشتم و توي چشمهايش نگاه كردم، گفتم: خيلي دوستت دارم. اين همة راز زندگي منه. دوستت دارم.آن شب مريم آنچنان توي فكر بود و بي‌حواسي نشان مي‌داد؛ كه زنم چند بار ازش پرسيد چشه. آخر شب هم به بهانة اين كه بروم ببينم اطاق سرد نباشد، آمدم ديدم نشسته روي تخت زمان مجردي‌ام كه حالا توي اطاق كارم بود و به رو برو خيره شده. وقتي مرا ديد، مات نگاهم كرد. پچ پچ كردم: كاري نداري؟به نفي، سر تكان داد. باز پچ پچ كردم: اصلا خوابم نمي‌بره. دلم ميخواد از حرفاي امشبم منو ببخشي. دست خودم نبود. نمي‌بايس راز دلمو بهت ميگفتم. باس ميذاشتم واسه هميشه توي قلبم بمونه.با آزردگي، نگاهش را از پيش پايش برنداشت. نگاهي به در اطاق خواب انداختم و گفتم: ولي باور كن خيلي دوستت دارم. خيلي. با تمام وجودم عاشقتم.سر بلند كرد و با همان نگاه تار، نگاهم كرد و چيزي نگفت.آن شب تا صبح واقعا نخوابيدم. از يك سو هوس داشت ديوانه‌ام ميكرد و از سوي ديگر هراسهايي به دلم راه پيداكرده‌بود. وحشت اين كه ماجرا رو شود و همه بفهمند. وحشت اين كه مريم مرا نخواهد.از اطاقم هم تا صبح صداي غلتيدنهاي ناآرام مريم مي‌آمد. خوب مي‌دانستم چه حالي دارد. لرزش‌هاي شيرين عشق‌هاي اول را سالها پيش آموخته و تجربه كرده‌بودم.صبح، بعد از صبحانه، مريم را تنها گير آوردم و زير گوشم نجوا كردم: نرو. بمون، باهات حرف دارم. چيزي نگفت. سكوتش برايم معني‌دار و در عين حال، مرموز و وحشتناك بود.بعد، سر درد را بهانه كردم تا زنم برود و بچه را بگذارد مهد. انگار همه چيز داشت بر وفق مراد مي‌شد. زنم به مريم سفارش مرا كرد؛ رفت كه خريد هم بكند.وقتي تنها شديم، مريم رفت توي اتاقم. انگاري از من هراس داشت يا خجالت مي‌كشيد. خودم پا شدم و رفتم پيشش. نشسته‌بود لبة تختخواب و داشت با چين دامنش بازي ميكرد. آخ كه چه آرزوي غريبي بود هماغوشيمان در اين خلوت.اتاق خودم بود؛ اما رودست زدم و گفتم: اجازه هست؟ و بي‌آنكه منتظر جواب باشم، رفتم و كنارش نشستم، البته اين بار بر خلاف هميشه صميمانه‌تر و نزديك‌تر. او هم چيزي نگفت.گفتم: مريم… من … من…دودلي نشان دادم؛ آنگاه يكباره پرسيدم: از حرفاي ديشبم كه ناراحت نيستي؟آرام گفت: نهپرسيدم: اگه ناراحتي، من … من… حرفامو … پس ميگيرم.چيزي نگفت. باز گفتم: ازم بيزاري؟ متنفري از كسي كه زني رو دوس داره كه …نگذاشت حرفم را تمام كنم. گفت: نه. واسه چي متنفر؟پرسيدم: پس ازم بدت نيومده؟ اصلا؟سر تكان داد. گفت: شما حرفتونو، حرف دلتونو گفتين. اين كه عيب نيست. ولي …باور نمي‌كردم. خيلي زود رام شده‌بود. كجا بود آن دخترة از دماغ فيل افتادة همكلاسي دانشگاهم كه شاشيد به احوالم و رفت؟گفتم: ولي چي؟و تيز نگاهش كردم تا اگر نگاهش را بالا آورد، نگاهم را بخواند.ـ آخه اين رابطه … اين نوع علاقه…حرفش را كامل كردم. گفتم: خيلي نامعقوله. نه؟گفت: نامعقول كه نه.پرسيدم: پس چي؟برگشت و توي چشمهايم خيره شد. گفت: خيلي ناممكنه. هيچ فرجامي براش نيست.دستم را آرام گذاشتم پشت دستش. ميخواستم ببينم عكس‌العملي دارد يا نه. اما چيزي نگفت. پشت دستش را نوازش كردم و خيلي نرم، انگشتهايم را خزاندم لاي انگشتهايش. حالا دستش توي دستم بود.گفتم: قلب من اينو نميگه.نگاهش را از نگاهم دزديد. گفتم: يه احساسي همش به من ميگه كه من و تو واسه هم خلق شديم، يه كم دير، اما آخرش مال هميم.به چشمهايم نگاه كرد. گفتم: از من كه بدت نمياد؟ و مالش دستش را آغاز كردم. ديگر چيزي به آخر ماجرا نرسيده‌بود.باز پرسيدم: ازم بدت نمياد؟آرام گفت: واسه چي؟پرسيدم: مياد؟چشم از چشمم برنداشت و سر تكان داد. آخ كه چه هوسي داشتم براي بوسيدنش. گفتم: احساست نسبت به من چيه؟ و دست ديگرم را جوري ستون بدنم كردم كه پشت سر او قرار بگيرد؛ آمادة بغل گرفتن.باز گفتم: من پيش تو كي‌ام؟نفسش را بيرون داد و نگاهش را دزديد. خواست دستش را بيرون بكشد و برخيزد؛ اما دستش را رها نكردم و باز پرسيدم: چه احساسي بهم داري مريم؟با بيقراري گفت: نه. و نيمخيز شد كه برود. دستش را رها نكردم؛ گفتم: مريم! كه سكندري خورد و دوباره نشست روي لبة تخت؛ اما اين بار نزديك‌تر و تقريبا توي بغلم. من هم زود دست ديگرم را دور شانه‌هايش انداختم و محكم بغلش كردم. اين، اولين باري بود كه در آغوشش داشتم؛ ولي عجيب خوش‌بدن و هوس‌انگيز بود. گفتم: مريم!ناليد: علي آقا! كه امان ندادم و نگذاشتم حرفش را تمام كند؛ دستي كه تا حالا داشت دستش را مي‌ماليد، گذاشتم زير چانه‌اش. صورتش را بالا آوردم و توي چشم‌هايش نگاه كردم؛ گفتم: فقط بهم بگو. . . دوستم داري؟ابروهايش بالا رفت و كوشش كمي كرد تا از آغوشم دربيايد. باز گفتم: دوستم داري مريم؟ كه ناليد: آخه چه فايده؟ و من كار را تمام كردم: يك لحظه لبهايم را گذاشتم روي لب‌هايش و گذاشتم تا تكان‌هاي آرام و كوشش بي‌علاقه‌اش براي بيرون آمدن از بغلم تمام شود. اين، بوسه‌اي بود كه آنهمه شب‌هاي دراز و پرهوسم در انتظارش سرشده‌بود. بوسه‌اي بود براي پايان آنهمه، و آغازي نو براي هر دومان.بعد، لب‌هايمان براي دقيقه‌ها روي هم بود. لب‌هايش مثل سنگ سفت و به هم چسبيده بود؛ اما آنقدر با زبانم باهاشان بازي كردم كه عاقبت بوسه‌هايش، بوسه شد. وقتي دل‌هايمان آرام‌تر شد، سرش را گذاشت روي سينه‌ام و گفت: ما ديوونه‌ها داريم چكار مي‌كنيم علي. (شده‌بودم علي، براي اول كار بد نبود.)بار اولي نبود كه قاپ دختري را مي‌زدم؛ ولي واقعا داشت همة تنم و دست‌هايم مي‌لرزيد. نوك و پرة دماغش را بوسيدم و گفتم: دوستت دارم مريم. و يكباره اتفاق غريبي افتاد. مثل ارنست همينگوي توي «وداع با اسلحه» ناگهان احساس كردم كه واقعا در تمام اين سال‌ها عاشقش بوده‌ام.باز گفتم: عاشقتم مريم. و لب‌هايم را روي دهانش دوختم. هر لحظه كه مي‌گذشت، تنش نرم‌تر و آغوشش صميمانه‌تر مي‌شد. عاقبت لحظه‌اي رسيد كه فهميدم سراپا شهوت شده: ميان بوسه‌ها، يكباره دستش را انداخت دور گردنم و چهره به چهره‌ام گفت: آخ كه ميخوامت. دوستت دارم عزيزم. و لب‌هايش را نرم و آبدار چسباند به لب‌هايم.همانطور كه دست‌هايش دور گردنم بود، كمرش را بغل كردم و خودم را نرم فشار دادم روي سينه‌اش تا بخوابد. همين طور هم شد. آرام به پشت خوابيد روي تخت و من خوابيدم روي سينه‌اش. كيرم مثل ديلم توي شلوارم سيخ شده‌بود و دستي فشارش مي‌دادم به ران و كپلش.بعد، روسري را از سرش برداشتم. اولين باري بود كه سر لخت مي‌ديدمش. لب‌هايم را ليز دادم روي صورتش و تمام چهره‌اش را ليس زدم. گونه‌ها، نرمة گوش‌هايش، چانه‌اش، دماغش، همه را ليسيدم و مك زدم. مريم افتاده‌بود به نفس نفس و واداده‌بود توي بغل من. فقط وقتي پستان درشت و سفتش را توي مشتم گرفتم و شروع كردم به مالش، چشم‌هايش را باز كرد و ناليد: چكار مي‌كني؟بي آنكه جواب بدهم، به ليسيدن صورتش ادامه دادم و در همان حال، پستانش را به نرمي و شهوت‌انگيز مالش دادم. خدايا كه چه پستان‌هاي خوش‌تراش و سفتي داشت؛ در همة عمرم عاشق همچين سر و سينه‌اي بودم. بعد، همان دستم را آرام بردم زير لباسش و پيراهنش را دادم بالا. اگر صورت سبزه‌اي داشت، تن خيلي سفيدي هم زير آن صورت قايم بود. لب‌هايم را گذاشتم روي شكمش و شروع به ليسيدن كردم. بعد، وقتي كرستش را كشيدم و نوك صورتي و كوچولوي پستانش را توي دهانم فروكردم، باز چشم‌هايش را باز كرد و دوباره پرسيد: چكار ميكني علي؟ چي ميخواي؟با بوسه‌اي ساكتش كردم و باز پستانش رامكيدم. نوك پستانش را مي‌گرفتم لاي دندانهايم و آرام گازش مي‌گرفتم؛ با زبانم آن را مالش مي‌دادم و نوك و گاهي تمام پستانش را توي دهانم فرومي‌بردم و مي‌مكيدم.چنان بيقرار شده‌بود كه خودش مدام ران‌هايش را مي‌انداخت دور كمرم. با اين كار، دامنش هر لحظه بيشتر كنار مي‌رفت؛ تا جايي كه وقتي پستان ديگرش را هم بيرون آوردم و نوك سرخ و صورتي‌اش را گاز گرفتم، دامنش كاملا كنار رفته‌بود و افتاده‌بود دور كمرش و شورت قرمزش پيدا بود. بي‌اختيار دستم رفت روي كفل لخت‌شده‌اش و شروع كردم به ماليدن توي ران‌ها و زير كفلش.ديگر حسابي مست مست شده‌بود. پيراهنم را با يك حركت درآوردم و سينة لختم را چسباندم به پستان‌هاي سفت و لرزانش. كم كم هم ژاكتش را از يقه‌اش درآوردم و كرستش را بيرون كشيدم. كف دست‌هايش را روي موهاي سينه‌ام كشيد و باز پرسيد: چكارم مي‌كني؟ انگار مي‌خواست از زبان خودم بشنود كه مي‌خواهم بكنمش.ـ چه كار مي‌خواي باهام بكني علي؟ كه دستم را از روي شورت گذاشتم روي كسش و توي چشم‌هايش گفتم: كاري كه خيلي وقت پيش بايس مي‌كرديم عزيزم. و كسش را توي مشتم فشردم و دهانش با بوسه دوختم. ناله كرد: نه. نه ترو خدا. نكن. اما تلاشي براي جلوگيري از كارم نكرد. تمام شورتش خيس بود. چنان كسش توي دستم مي‌لرزيد و مي‌تپيد كه نگو. درست عين يك قلب داشت مي‌زد.همانطور كه لبة تخت افتا‌ده‌بودبه پشت و حالا تقريبا لخت بود، خودم را خزاندم بين پاهايش و لب‌هايم را از روي شورت گذاشتم روي چاك بادكردة كسش. موهايم را چنگ انداخت و سرم را عقب كشيد. ناله كرد: چكارم ميكني؟ گفتم: هيس س س . و شروع كردم با لب‌هايم كسش را مالاندن. دهانم خيس و ترش مزه شده‌بود.آرام، لبة شورتش را با دندان كنار كشيدم و با انگشت نگه داشتم. زبانم را بردم توي چاك كسش و شروع كردم به ليسيدن.نيمخيز شد و نفس نفس زنان گفت: نكن علي. نكن. و دوباره به پشت افتاد. هنوز موهايم را توي مشتش داشت ولي حالا داشت سرم را به خودش فشار ميداد.چند دقيقه، همينطور از كنار شورت، لاي كسش را ليس زدم؛ بعد آرام شورتش را درآوردم. محشري بود. كسش مثل آيينه صاف بود. گويي خبر داشت كه من و او امروز چكارها خواهيم كرد كه اينطور تيغش انداخته‌بود. چنان آب افتاده‌بود كه تا وسط ران‌هايش خيس بود. گفتم: عشق مني. و دهانم را كامل گذاشتم روي كسش و با ولع شروع كردم به ليسيدن و مك زدن. چنان شهوتي بودم كه آب كسش را توي دهانم جمع مي‌كردم و فرومي‌دادم پايين. او هم هي نيمخيز مي‌شد و با ديدن صحنة كس خوردن من، باز به پشت مي‌افتاد و ناله مي‌كرد.بالاي كسش را مي‌گرفتم لاي دندان‌هايم و مي‌كشيدم. كسش را مي‌كردم توي دهانم و چچول كوچولويش را با زور تمام مك مي‌زدم و مي‌ليسيدم. زبانم را فرومي‌كردم توي شكاف كسش و از پايين تا بالا مي‌ليسيدم و آبش را قورت ميدادم. اين را هر بار مي‌ديد، به خودش قوسي مي‌داد و سرم را بيشتر به لاي ران‌هايش مي‌فشرد.يك ده دقيقه‌اي همينطور كسش را ليس زدم و خوردم تا عاقبت لحظه‌اي رسيد كه احساس كردم آماده‌شده. نيمخيز شدم و زانوانم را گذاشتم زير كپلش، روي لبة تخت و ران‌هايش را بالا آوردم و انداختم دو طرف كمرم. شورت و شلوارم را از قنبلم پايين انداختم و كيرم را گرفتم و سرش را با تف خيس و ليز كردم و كشيدم لاي كسش و گذاشتم لاي شكافش.ناله‌ها و نفس‌هايش بلند و پرصدا بود. سر كيرم را ماليدم لاي چاك كسش. مي‌خواستم با آب كس مريم تطهير بشود. بعد ، هنوز ميخواستم كيرم را فشار بدهم تو، كه ديدم زنگ خانه به صدا درآمد. بد بياري از اين بدتر نمي‌شد. اولش نمي‌خواستم اعتنا كنم؛ اما بعد فكر كردم نكنه زنيكه يادش رفته‌باشد كليدهايش را بردارد و اگر باز نكنم، مشكوك شود. اين بود كه با افسوس، روي مريم دراز كشيدم و بوسيدمش. بعد هم پاشدم و آيفون را برداشتم. حدسم درست بود. زنم بود كه مي‌خواست بالا بيايد.دكمة آيفون را زدم و به سرعت، با مريم لباس‌هايمان را پوشيديم و من پريدم پشت كامپيوترم و مريم هم نفس‌زنان رفت نشست روي راحتي توي هال. بعد هم كه زنم آمد بالا، تا رفت توي آشپزخانه، بيخ گوش مريم گفتم: شب بمون. كه گفت: نه. نميشه. و من فهميدم كه عذاب وجدان آمده سراغش. اما كيرم هم غم نداشت؛ اگر هم مي‌خواست، نمي‌توانست مزة آغوش مرا به اين زوديها فراموش كند. مي‌دانستم كه يكي از همين شبها مي‌آيد پيشم و كيرم را مي‌طلبد. همينطور هم شد.و حالا، بعد از گذشت فقط دو روز من و مريم، تنگ بغل هم، روي تخت افتاده‌بوديم و زير و رو مي‌شديم.بازويم زير سر مريم بود و دست ديگرم رفته‌بود توي كرستش و پستان خوش‌تراشش را مي‌ماليد. لب از روي لبش برداشتم و گفتم: دوستت دارم. امشب ديگه مال مني.گفت: بيدار كه نميشه، نه؟گفتم: حالا بيدارم بشه، ديگه باكيم نيست. اصل، من و توييم كه داريم كارمونو مي‌كنيم. بعد آهسته‌تر گفتم: كيرمو دوست داري مريم؟مكثي كرد و گفت: نمي‌دونم. و ديدم كه سينه‌اش را بيشتر چسباند به سينه‌ام.باز گفتم: خوشت مي‌آد كه كستو ميخورم؟ دوست داري بليسمش؟كه باز گفت: نمي‌دونم. و رانش را انداخت دور باسنم.گفتم: دستتو بده. و دستش را گرفتم و از روي شلوار گذاشتم روي كيرم. گفتم: دوست داري امشب بكنمش توي كست؟آرام شروع كرد به ماليدن كيرم و گفت: نمي‌دونم. هر جور تو بخواي.بوسيدمش. گفتم: دوست دارم بدونم كه كيرمو ميخواي يا نه. و خودم هم كسش را از روي شورت شروع كردم به مالش.گفتم: مي‌خواي با اين كير كستو پاره كنم؟ اجازه مي‌دي؟گفت: هر كار مي‌خواي، بكن. مال خودته.پرسيدم: كست مال منه؟گفت: آره. همة بدنم ما توئه.پرسيدم: دوست داري كونتو هم پاره كنم عزيز دلم؟داشت از شهوت توي بغلم پيچ و تاب ميخورد.باز پرسيدم: دوست داري؟ و كيرم را درآوردم و گذاشتم توي دستش. مشتش كرد و از بالا به پايين شروع كرد به ماليدن. گفتم: مي‌خواي تو هم كيرمو بخوري؟پرسيد: چه جوري؟ با انگشت يادش دادم و باز پرسيدم: دوست داري كير منو بخوري؟گفت: نمي‌دونم. اگه تو بخواي آره. ميخورمش.گفتم: چي رو مي‌خوري؟گفت: اينو. و كيرم را توي مشتش فشار داد.باز پرسيدم: چي رو؟ اسم داره بيچاره.با حجب و آهسته گفت: اينو. كيرتو.گفتم: دوستش داري؟گفت: آره. ديگر از شهوت داشت كور مي‌شد. خودم هم همين را مي‌خواستم.گفتم: مي‌خواي هر شب بكنمش توي كس و كونت؟ دوستش داري زن خوشگلم؟ كه نفس‌زنان گفت: آره. دوست دارم. مال منه. امشب و هر شب. دوستت دارم مرد من. تو شوهرمي.گفتم: پاشو لخت شيم. و نشستم و شروع كردم به درآوردن لباس‌هايم. مريم هم با بدني لرزان، نشست و لباس‌هايش را درآورد و با شورت و كرست نشست مقابلم.گفتم: پس اينا چي؟ كه خودش را انداخت روي سينه‌ام و كيرم را گرفت توي مشتش و گفت: دوست دارم باقي رو خودت دربياري. و همچنانكه من كرست و شورتش را درمي‌آوردم، خودش را سروته كرد و كيرم را كرد توي دهانش.به عمرم كسي آنطور ساكم نزده‌بود: كيرم را گرفته‌بود و تا خايه مي‌كردش توي دهان گرم و خيسش. بيرون مي‌آوردش و سرش را مي‌ليسيد؛ بعد باز فرو مي‌بردش توي دهانش و با زبان، توي دهانش با نوك كيرم بازي مي‌كرد؛ جوري كه بدنم مرتعش مي‌شد.من هم شورتش را در آوردم و مريم را سر و ته خواباندم روي خودم. رانهايش را باز كردم دو طرف سرم و كسش را كردم توي دهانم. اگر پريروزش كسش آب افتاده‌بود، الان تمام كسش آب بود. چنان خيس بود كه هر بار كه آبش را ليس مي‌زدم و قورت مي‌دادم، باز به لحظه‌اي خيس مي‌شد.بعد كه خوب كير و كس هم را خورديم، مريم چرخيد و روي سينه‌ام خوابيد و پستانش را كرد توي دهانم. در همان حال هم با كيرم بازي مي‌كرد. حالا كه چهره به چهره بوديم، تازه مي‌ديدم در فاصلة رفتن و آمدن من، آرايشي هم كرده؛ اگر اون باباي قرمساقش مي‌فهميد!بعد، مريم را غلتاندم و رفتم روي سينه‌اش. دقيقه‌ها هم را بوسيديم و سر و سينه و پستان هم را ليسيديم و گاز گرفتيم. بعد، باز رفتم لاي رانهاي مريم و حسابي كسش را خوردم. اين اولين كسي بود در تمام زندگي‌ام كه از ته دل مي‌خوردم.بالاخره لحظه‌اي رسيد كه مريم نفس‌زنان مرا كشيد بالا و روي سينه‌اش آورد. توي صورتم عطر نفس شهوت‌آلودش را پخش كرد كه: ديگه بسه. با دهنت نه. و خودش دستش را برد لاي پاهايم و كيرم را گرفت و كردش لاي چاك كسش.خودم را روي سينه‌اش جابه‌جا كردم و همانطور كه سر كيرم را مي‌ماليدم به كسش، گفتم: مريم، تو مي‌خواي كه بكنمش توي كست؟گفت: آره مي‌خوام. بكنش. خودش داشت سر كيرم را فشار مي‌داد توي كسش.گفتم: مريم درد داره يه كم هان!ناليد: بكن توش. درد داشته‌باشه.باز گفتم: مريم دردت مياد يه كمي هان!گفت: دردشم دوست دارم. بكن توش. كشتي منو. بكن توش ديگه. من ديگر نفهميدم چه مي‌كنم. كمي خودم را بالاتر كشيدم و سر كيرم را گذاشتم وسط سوراخ كسش و رانهايش را خوب كشيدم بالا. ديگر نيازي به تف زدن نبود؛ چنان كسش آبكي شده‌بود كه همينطوري كيرم را داشت مي‌كشيد توي خودش. گفتم: مريم. كه ناليد: بكن توش مرد. بكن. منو بكن. و من كمرم را فشار دادم و كيرم را آرام فرو كردم توي سوراخ كسش.نفس مريم بند آمد. حسابي دردش گرفته‌بود؛ لبش را گاز مي‌گرفت و بدنش سفت شده‌بود؛ اما هنوز هم شهوت داشت. چون كه ناله‌هايش بيشتر شده‌بود و گردنم را چنان توي بغلش گرفته‌بود و سرم را به خودش فشار مي‌داد كه نفسم داشت بند مي‌آمد. من مي‌بوسيدمش و مي‌ليسيدمش و حالا ديگر به محكمي و سخت توي كسش تلمبه مي‌زدم. او ناله مي‌كرد و من مي‌غريدم. كس مريم حسابي كوچك و تنگ بود. تمام بدنش سفت شده‌بود و پستانهايش توي مشتم ميلرزيد.چنان سفت همديگر را بغل كرده‌بوديم كه انگار يك جسميم. هوس داشتم كه از انواع روش‌هاي گاييدن استفاده كنم و بهش حال بدهم؛ اما چون بار اول بود و درد داشت، گذاشتم براي دفعات بعد. غمي نبود، مريم ديگر از اين لحظه براي هميشه مال من بود.بعد، شهوتم به اوج رسيد: پايين و بالا كردن‌هاي كيرم بيشتر و پرفشارتر شد، و درست در لحظه‌اي كه مريم نفسش را يكباره بيرون داد و ارضا شد، من هم آبم فواره زد بيرون. مي‌خواستم بلند شوم تا آبم توي كسش نريزد، اما مريم چنان رانهايش را محكم انداخته‌بود دور كمرم كه نتوانستم و تمام آبم توي كسش خالي شد و ريخت.و آخ كه بعدش، چه آرامشي سراغم آمده‌بود. دراز كشيده‌بودم روي سينة مريم و خيس از عرق و ارضاشده از تن و بدن سفت و جوانش، نفس‌نفس مي‌زدم و تراوش آبم را توي كسش احساس مي‌كردم. مريم هم بر خلاف تصورم، با وجود درد كسش، ارضا شده‌بود . حالا هنوز دستهايش دور گردنم حلقه بود و تنش زير بدنم شل و بيحال شده‌بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175315</post-id>	</item>
		<item>
		<title>لز زن های خوشگل تاتو خورده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%b2%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%b2%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Jun 2019 05:51:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدنمون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بيشترين]]></category>
		<category><![CDATA[تحويلش]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشم]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کمربند]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشونو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسانس]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردن]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرديم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميکرد]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سلام اسم سکسی من شراره است و الان ۲۸ ساله شاه کس هستم ، ۴ سال قبل ازدواج کردم که بعد از دو سال زندگی مشترک ، کونی کارم با همسرم به طلاق کشيده شد ، خب برای من که يک دختر حشری جنده بودم خيلی سخت بود که بودن شوهر بمونم ، برای همين [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سلام اسم سکسی من شراره است و الان ۲۸</p>
<h3>ساله شاه کس هستم ، ۴ سال قبل ازدواج کردم که بعد</h3>
<p>از دو سال زندگی مشترک ، کونی کارم با همسرم به طلاق کشيده شد ، خب برای من که يک دختر</p>
<h4>حشری جنده بودم خيلی سخت بود که بودن شوهر بمونم ،</h4>
<p>برای همين توی اين مدت بعد پستون از طلاق ، فقط با پسر داييم که ۳ سال از من کوچيک تره</p>
<h5>سکس داشتم کوس ، ولی خاطره ای که ميخوام براتون بگم</h5>
<p>، يک سکس معمولی با هومن ( پسر داييم ) نيست ، بلکه يک سکس خفن است . هميشه آرزو داشتم که سکس داستان با بيش از</p>
<h6>يک مرد در سکس داشته باشم ، يعنی ایران سکس دوست داشتم</h6>
<p>همزمان با دو و يا سه نفر مرد کير کلفت سکس داشته باشم ، برای همين به هومن سپردم که اين دفعه که خواست به خونمون بياد ، دو تا ديگه از دوستاش رو هم بياره تا اولين سکس چند نفره رو هم امتحان کنم . از اونجايی که من بهد از طلاق از شوهرم در خونه پدر و مادرم بودم ، نميشد که يه دفه هومن با دو تا مرد ديگه بياين تو خونه ، البته خود هومن هر وقت که ميخواست ميتونست بياد ، چون بهانه اومدن هومن خونه ما اين بود که اون به من کامپيوتر ياد بده ، چون ليسانس کامپيوتر بود و به همين هوا با هم يه حال اساسی ميکرديم ، خلاصه مامان و بابام برای سر زدن به خواهرم راهی کرج شدن و حالا ديگه توی خونه تنها شدم ، به هومن زنگ زدم و گفتم که خونمون خاليه و امروز بهترين موقع برای اون سکس چند نفره ، اون هم به من گفت که ساعت پنج بعد از ظهر با ۲ تا از دوستای کير کلفتش مياد خونه ما . حال عجيبی داشتم ، چون تا اون روز همچی کاری رو نکرده بودم ، برای همين خودم رو آماده کردم برای اين سکس ، اول از همه کس رو به اصطلاح بلوری کردم تا بيشترين لذت رو از من ببرن ، ساعت داشت ۵ ميشد ، لباسامو در آوردم و فقط با يک شورت منتظر اومدن هومن و دوستاش شدم . ساعت ۵ و ده دقيقه بود که صدای زنگ در اومد ، در رو باز کردم و همون با دو تا از دوستاش اومدن تو ، من هم تو اتاقم منتظرشون نشستم ، هومن ميدونست که من هميشه سکس رو تو اتاق خودم دوست داشتم ، در اتاق رو باز کرد و با دوستاش وارد شدن ، من هم با اون وضعم بلند شدم و با هاشون سلام کردم و هومن گفت : خودتو که آماده کردی ؟ من هم گفتم : آره ميخوام امروز جرم بدين . هومن هم گفت : مطمئن باش ، چون کير کلفت ترين دوستام رو آوردم . روی تختم نشستم و هومن هم اومد کنارم نشست ، دوستاش هم داشتن ما رو نگاه ميکردن ، لابد با خودشون گفتم ، که اين هومن چه دختر عمه جنده ای داره ، خلاصه هومن مثل هميشه سينه هامو تو دستاش گرفت ، من هم شروع کردم به مالوندن کيرش از رو شلوار . ديدم که مالوند کير از رو شلوار که فايده نداره ، برای همين کمربند شو بازکردم و شلوارشو يه کم کشيدم پايين و کيرشو در آوردم و بدون معطلی تو دهانم بردم ، گرمای کيرش يه حال خوبی بهم داد ، هومن فقط نشسته بود و کاری نميکرد و من فقط براش ساک ميزدم . دو سه دقيقه که ساک زدم ، سرمو بالا آوردم و به دوستای هومن گفتم نکنه شما اومديم اينجا که فقط ما رو نگاه کنين ، هومن خندش گرفت و به دوستاش گفت که زود باشين ديگه ، اونها هم بدون معطلی لباساشونو در آوردن ، وای چه کيرايی داشتن ، شق شق و بزرگ ، اومدن سراغم . اول هومن روی تخت دراز کشيد و من هم از پايين شروع کردم براش ساک زدن ، و يکی از دوستای اون هم اومد و نشست زير من و شروع کرد به ليس زدن کسم ، اون يکی فقط داشت بدنمون دست مالی ميکرد ، هومن بلند شد و جاشو به يکی از ديگه از دوستاش داد و حالا من داشتم برای اون دوستش ساک ميزدم و هومن هم اومد پشتم و آروم کيرشو تو کسم کرد ، و بعد شروع کرد به تلمب زدن ، ديگه مثه سگ حشری شده بودم ، و کير اون پسره رو با حرص و ولع تمام ميخوردم ، هومن و هم با شدت داشت منو از کس ميکرد ، داشتم ديوونه ميشدم که هومن کيرشو در اورد و بعد از چند ثانيه حس کردم که پشتم داغ شد ، سرمو بر کردوندم و ديدم هومن آبش اومده و همه رو ، رو پشتم خالی کرده و بعد شم خودش با دستمال پاک کرد ، هومن رفت يک کنار تا کيرش دوباره شق کنه و اون يکی دوستش اومد و کيرشو با تموم فشار کرد تو کسم ، بد جوری دردم گرفت و آخ بلندی گفتم ، چون کيرش از هومن کلفتر بود ، اون هم شروع کرد به تلمبه زدن ، ديگه ساک زدن رو ول کرده بودم ، لذتی عجيبی داشت ، چشمامو بسته بودم و داشتم با تموم وجود لذت ميبردم ، که يک دفه حس کردم يه کير ديگه رفت تو سوراخ کونم ، با فشار وارد شد ، دادی کشيدم که هومن گفت : مگه خودن نگفتی ميخوای جر بخوری ؟ با اين که درد فراوونی داشت ، ولی لذت هم داشت ، يه دو سه دقيقه همون جور گشذت ، که هومن اومد و دوستاشو کشيد کنار و بعد به من گفت که روی تخت بخوابم ، البته قبلش يکی از اون پسرا اومد و خوابيد و من هم به پشت روش خوابيدم ، پاها دادم بالا و اون کيرشو درست گذاشت رو دهانه کونم ، هومن هم اومد اين ور تخت و سرمو به طرف بالا کشيد و اون يکی دوستش هم ، اومد رو ی من ، و کيرشو گذاشت در دهانه کسم ، و همزمان با هم شروع کردن به گاييدن من ، يکی کيرش تو کونم و اون يکی ديگه هم در کسم ، هومن هم از بالا کيرشو کرد تو دهنم و از اونجايی که سرم به سمت عقب و بالا بود ، ميتونست کيرشو تا هر جايی که ميخواست تو دهنم بکنه ، و اون هم کيرشو تا جای تخماش کرد تو دهنم که تخماش چسبيد به لبام و سریع کيرشو کشيد بيرون ، همينکه کشيد بيرون سرم بلند کردم و يه جورايی ميخواستم هوق بزنم ، که هومن سرم گرفت و کشيد پايين ، خنده ای از روی شهوت بهش زدم و اون دوباره کيرشو کرد تو دهنم و اين دفعه با دستاشم شروع کرد به بازی کردن با سينه هام ، داشتم با تمام وجود از اون سکس لذت ميبردم ، توی جفت سوراخام که دو تا کير کلفت بود ، کير هومن هم که تو دهنم بود و سينه هام هم تو دستای هومن ، ديگه ارضا شده بودم ، اون يکی که کيرش تو کسم بود ، کيرشو در آورد و با دو تا دست رو کيرش کشيد و آبش فوران زد روی بدنم ، اون يکی هم که زيرم بود خودشو از زيرم کشيد بيرون و اون هم آبشو روی بدنم خالی کرد ، حالا فقط هومن مونده بود کيرشو گرفتم ، و من براش شروع کردم به جلق زدن ، شش هفت بار که دستمو بالا پايی کردم ، آبم هومن هم اومد و اون آبش رو صورتم پاشيد و بعد هم کيرشو تو دهنم کردم تا باقی آبشو بخورم ، ديگه ن<br />
ايی برام نمونده بود ، لذت واقعی سکس رو برده بودم و حالا ديگه بی رمق و بيحال بودم ، ديگه نميتونستم تکون بخورم ، دوستای هومن هم ديگه داشتن لباساشونو تنشون ميکردن تا برن ، هومن اومد کنارم و دستمو گرفت و منو نشوند و گفت : اميدوارم که اون لذتی رو که خواستی بودی ببری؟ من هم يک خنده تحويلش دادم ، که يعنی آره از اون چيزی هم که بود بيشتر حال داد ، هومن يک لب ازم گرفت و گفت : شب که تنهايی دوست داری بيام پيشت ؟ من هم بهش گفتم آره ، ولی ديگه دوستاتو نيار . خنديد و گفت : شب ساعت ۱۱ ميام و تا صبح باهاتم و بعدش با دوستاش رفت . راستش درسته که خيلی حال داشت ، ولی واقعا روی من فشار آورد و درده عجيبی داشت ، خلاصه اين هم يک خاطره از من بود که اميد وارم ازش خوشتون آمده باشه .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%b2%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174722</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خوب دادن به این میگن جنده خانوم خوب زده بالا</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%da%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b2%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%da%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b2%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Jun 2019 06:36:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آدمايي]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالي]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بدمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[برداري]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بشهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پروندم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاري]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستيم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داريگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگي]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شدخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[شيريني]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزوند]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[موذيانه]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[هستماين]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هست. سال ها پيش سال فیلم سکسی دوم دبيرستان بودم يكي از اقوام هايمان فوت شد و خانواده ما هم مطابق معمول به آنجا رفتيم. در آن سکسی ميان دختري رو ديدم كه مثل فرشته شاه کس بود به نام لیلا. از همون وقت ديگه نمي دونستم تو عروسيم يا عزا فقط کونی به اون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>هست. سال ها پيش سال فیلم سکسی دوم دبيرستان بودم يكي از اقوام</h2>
<p>هايمان فوت شد و خانواده ما هم مطابق معمول به آنجا رفتيم. در آن سکسی ميان دختري رو ديدم كه مثل</p>
<h3>فرشته شاه کس بود به نام لیلا. از همون وقت ديگه نمي</h3>
<p>دونستم تو عروسيم يا عزا فقط کونی به اون فكر مي كردم .به خودم كه اومدم ديدم اونقدر دوسش دارم كه</p>
<h4>عاشقش جنده شدم.اونجا يه روسات تقريباً بزرگ بود و اون دختر</h4>
<p>هم بعضي از مواقع مي يومد پستون خونه مادربزرگش. بعد از چند روز كه مي يومد خونه كسي كه فوت شده</p>
<h5>بود چند کوس كلامي حرف هاي چرت و پرت گفتيم و</h5>
<p>تقريباَ داشتيم با هم دوست مي شديم. باهاش كه صحبت كردم فهميدم كه هم سن خودمه و متولد همون جايي كه من سکس داستان هم هستم؛ يعني</p>
<h6>شيراز. خلاصه طوري شده بود كه من هفته ایران سکس هفته به</h6>
<p>عشق اون خونه عموم مي موندم تا بيشتر باهاش باشم. تا مدتي همين گونه گذشت تا يه روز كه سيزده بدر بود گله اي زديم بيرون و رفتيم كوه. دلم مي خواست كه مي تونستم به دست و پاش دست بزنم ولي حيف كه اينقدر دوسش داشتم كه مي ترسيدم از دستش بدم.خلاصه همون روز دلو زدم به دريا (راستي تو اقوام ما رسم نسيت كه با دخترا زياد گرم بگيري)بطوري كه ضايع نباشه و بهش گفتم بيا بريم كمي بالاي كوه يا مسابقه بذاريم اون هم از خدا خواسته قبول كرد و دسته اي شديم و رفتيم.خلاصه كمي كه بالا رفتيم شروع به كس شعر گفتن به هم ديگه شديم. تا از دخترا كمي صحبت كردم(اون موقع من اهل بچه بازي زياد بودم و هر هفته دو،سه تا بچه مي كردم) و در همون بين گل شقايقي رو ديدم رفتم براش چيدم و وقتي كه خواستم بهش بدم دستمو زدم به دستش اون هم فكر كنم زباد خوشش نتومد.خلاصه بالاتر كه رفتيم بهش گفتم كه خيلي دوسش دارم اون هم گفت كه اين حرفا رو نزن . ديدم كه خط نميده خواستم همونجا زورگيرش كنم كه بقيه اومدن و صدامون كردن. خلاصه گذشت تا سوار ماشين شديم و خواستيم بريم درياچه .توي يه ماشين بوديم. وقتي خواستيم پياده بشيم صداي ضبط بلند بود و اون هم كمي سينه ها شو لرزوند كه كير ما هم انگار يكي زد تو سرش و از خواب پريد و شق شد.خلاصه چند نفري داشتن مي قصدين كه من هم رفتم توشون و خودمو بهش ميزدم ولي پشيمونم كه دلم نيومد يه انگلكش هم بكنم.بعد كه فهميد من چه قصدي دارم ديگه زياد تحويلم نگرفت.روز بعد هم يه نامه نوشت به من و داد به دختر عموم كه بده به من.نوشته بود كه دگه نمي خواد منو ببينه و سراغش هم نرم و گفته بود كه جواب بدم.من هم از اينكه چيزي به بابام نگه ديگه ولش كردم.خلاصه ديگه تو اين روزا ازش اين قدر بدم مي يومد كه تا يه ماه خونه عموم نرفتم و همه فكر مي كردن كه من قهر كردم. ديگه از همه دخترا متنفر بودم و به هر كدومشون كه نگا مي كردم فقط و فقط براي گاييدن بود. اين ماجرا گذشت تا اينكه كمي بزرگتر شديم و يكي از برادرهاي اون براي خواستگاري مادرش رو فرستاد واسه دختر عموم و اونها هم بعد از كمي مشورت قبول كردن .آخه اون آخرين دختر عموم بود كه هنوز شوهر نكرده بود.خلاصه من توي اين فكر بوده كه يه جوري تلافي كنم . خدا خدا مي كردم كه شوهر نكرده باشه تا يه حالي ازش بگيرم كه غرورشو ريده مال كنم. تو سايتا يا با دوستام كه صحبت مي كردم فهميدم كه بهترين چي واسه اين كار كم محليه اونم به يه دختر كه ازت خوشش بياد. من هم همين ترفند رو پيش گرفتم و يه بار كه با پدرم به باغ رفتيم، رفتم تا به خونواده عموم يه سري بزنم، ديدم كه اون هم اونجاست.من هم رفتم يه سلامي كردم ولي نه به اون سلام كردم نه نگاهش كردم و وقتي هم كه حرف ميزد من تكه هاي ناجور مي پروندم كه نمي تونست جوابش رو بده و ديگه چيزي نمي گفت. ظهر كه رفتيم خونه عموم تا نهار بزنيم ديدم اون هم اونجاست از اونجا زدم بيرون و به اونها گفتم من ميرم تو باغ گرسنم نيست. حالا داشتم ا گشنگي مي مردم. بعد از 3 ساعت كه برگشتم ديدم كه نيستش.يه سوال موذيانه پرسيدم كه كجاست.گفتن بعد از اينكه تو رفتي اون هم رفت. گذشت تا روز عقدكنون دختر عموم كه دوباره ديدمش . من پشت ماشين نشسته بودم. داشت پياده مي شد گفت:اي ول رانندگي كه بلدي.محلش نذاشتم وگفتم:برو بابا. گفت:هي ؛مگه چيكارت كردم كه اين طوري مي كني؟ گفتم يادت نيست؟گفت نه؟گفتم خوب نمي خواد زور بزني.گ فت:خوب گمشو ديگه تو چشام نباش.گفتم :خوب چشاي قشنگتونو ببندين اول مهر باز كنين كه رفتم دانشگاه(اون تا ديپلم رفته بود) گفت :چي؟دانشگاه؟نميدونم چش شد كه گفت خوب آقا پسر حالا كجا.گفتم:مي ريم شايد اونجا كسي دست ما رو گرفت كه دوست بشه.گفت انگار خيلي شاكي هستي.گفتم:خيلي. اون موقع كه خواستم يكمي دستم بهت بخوره چه كارا كه نكردي. واسه همين ازت بدم مي ياد.گفت خوب حالا هرچي مي خواي بيا دستو بهم بزن.اصلاَباور نمي كردم كه همچين حرفي ازش در بياد.گفتم:برو بابا دوباره مي خواي ما رو خر كني.گفت؟نه بخدا. راستي هنوز منو دوست داري؟گفتم ديگه نه. گفت ولي من دوست دارم. من هم از خدا خواسته كمي ناز كردم و رفتم تو. بعد كه دوباره همديگه رو ديديم وقتي بود كه اومده بود لباس عروسي بگيره.با يه صد نفري. ما رو تو بازار ديد اومد سلام كرد و آبروي ما رو برد.آخه اينقدر خوشگله كه به يه آدمايي مثه گوگوش(مادونا)ميگه ميره. خلاصه بعد كه ما رو ديد اصرار كرد كه باهاشون برم.وقت برگشتن هم ما رو خر كردن كه ببريمشون.خلاصه تقريباَداشت درست مي شد.تا روز اوج يعني عروسي كه با هم قرار گذاشتيم كه با هم كمي بگرديم.خلاصه من رفتم تا شيريني ها رو بيارم.تو راه هم لیلا خوشگله رو ديدم .سوار شد با يه سلام اومد تو و گفت برو بريم جيگر. فهميدم كه حشرش گرفته. در راه كه به هم حرف مي زديم گفت:راستي يه سر بريم خونه ما يه كاري دارم. بعد كه شيريني ها رو گرفتيم رفتيم خونشون گفت بيا تو تا من حاضر بشم بعد بريم .گفتم:فقط زود. رفتم تو و روي صندلي نشسته بودم كه رفت تو اتاق و بعد از چند دقيقه كه بيرون اومد.اوه،فكر كردم يه فرشته اومدبيرون يه سوتين قرمز شيك با يه شرتي كه اگه پاش نبود قشنگ تر بود(از بس نازك بود).چندتا هم سي دي تو دستش بود گفتم اين كارا يعني چي؟ گفت:مي خوام دستت بهم بخوره.نهتو هم كم دوست داري.سي دسي رو رو كامپيوتر تو اتاقش گذاشت . گفت بيا تو .در رو بست و به خودم گفتم كه حالا وقتشه.اومد يه لب ناز ازم گرفت و داشت لباسامو در مي آورد .گفت:جيگر مي خوام مثه تو اين فيلم دستت بهم بخوره. تو فيلم هم اول مردك كيرشو مي كرد تو كس خانوم.گفتم تو ك<br />
ه پرده داري.گفت خوب چه اشكالي داره.پس تو بوقي. برش دار. فقط درد نياد. گفتم باشه يه كرم مخصوص به كيرم زدم تا دراز تر بشه. اومد كمي جلقبزنه. گفت: زود باش دير شد منتظر هستن.گفت:فقط يه چيزي،حالا دوستم داري گفتم :آره بابا كرستش آدمو ديونه مي كرد. اونو اول كندم و با حرص داشتم سينه ها شو مي خوردم. بعد سر كيرمو گذاشتم لب كسش . كمي تنگ بود. هي آه آه مي كرد .با يه فشار كم پرده برداري شد و كمي خون بيرون اومد.اونو پاك كردم و كيرمو در آوردم و دوباره تا ته كردم تو كه داشت جيغ مي زد كه درش بيار دارم مي سوزم.درش آوردم و يه كمي كسش رو ماساژ دادم تا روبه را بشه.اين دفعه خوابوندمش لب تختو آروم يه كمي كرم آوردم و به كرم ماليدم و سرشو گذاشتم لبسوراخش با يه فشار كلاهك داخل رفت.كمي عقب و جلو كردم تا جا بيفته. بعد كم كم ا ته هل دادم تو و شروع به تلمبه زدن كردم.سوراخش خيلي تنگ بود..بعد سرعت رو كردمو تا ته هل دادم و گرفتمش كه داشت گريه مي كرد.گفت:نامرد داري انتقام مي گيري؟گفتم:آره.از بس كه عقده ايم كردي دارم حالا تلافي مي كنم.گفت:خوب جر بده. مال خودتبعد كيرمو در آوردم و به حالتي كه روي يه دست خوابيده بود انداختم عقبش .هنوز شرتش پاش بود اونو پاره كردم و رفتم روش واينقدر از كون كردمش كه بي حال شد.بعد كه درش آوردم سوراخش مثه سوتينش شده بود.يه ابر ديگه هم انداختم تو كسش تا آبم بياد .وقتي اومد خاليش كردم رو سينش.اون هم اب حال نا خوشي كه داشت آبو رو سينه هاش ماليد و به داخل حموم رفتيم.اونجا موقعي كه سينه هاشو پاك كرد يه كمي هم سينه هاشو خوردمويه دفعه ديگه هم از عقب كردمش بطوري كه ديگه نمي تونست راه بره.تا اينجا تقريباَ يهكمي از انتقام خودمو گرفته بودم.بعد زود شال و كلاه كرديم و تا اونجا رسيديم دستم يا تو كسش بود يا لاي سينه هاشaminagha		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%da%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b2%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174629</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یه خورده کون بده بکنیم</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Jun 2019 07:50:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امکانش]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينطور,]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونا]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناي]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترتيبشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[جريانو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدن]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سالشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچيکه]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاييده]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزاد]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوي]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطه]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مخابرات]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مهموني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ميگاييد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نباشيد]]></category>
		<category><![CDATA[نزديکاي]]></category>
		<category><![CDATA[همکارم]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوره]]></category>
		<category><![CDATA[هيچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وايساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[متوسطه و يه کمي تپله. فیلم سکسی مخصوصا پستونا و کون و کپلش بزرگن و جلب توجه ميکنن و اين موضوع منو خيلي تحريک ميکنه. من به سکسی نرگسم اينو گفتم و نرگسم از اين شاه کس موضوع بدش نمياد.گاهي که ميريم مهموني و پارتي من از نرگس ميخوام که زير لباسش کونی چيزي نپوشه. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>متوسطه و يه کمي تپله. فیلم سکسی مخصوصا پستونا و کون و کپلش</h2>
<p>بزرگن و جلب توجه ميکنن و اين موضوع منو خيلي تحريک ميکنه. من به سکسی نرگسم اينو گفتم و نرگسم از</p>
<h3>اين شاه کس موضوع بدش نمياد.گاهي که ميريم مهموني و پارتي من</h3>
<p>از نرگس ميخوام که زير لباسش کونی چيزي نپوشه. يعني بدون شورت و سوتين باشه و نرگسم اکثرا قبول ميکنه ,</p>
<h4>و جنده تو مهمونيا توجه همه رو جلب ميکنه و همه</h4>
<p>مردا چشمشون به پستوناي درشت و پستون کون کپل بزرگ همسر زيبا و خوش هيکل منه.چند وقت پيش رفته بوديم يه</p>
<h5>پارتي. چند کوس تا از همکاراي اداري من هم بودن با</h5>
<p>زناشون. بقيه رو نميشناختيم.نرگس يه لباس شب بلند و چاک دار و سينه باز پوشيده بود. و زيرشم که شورت و سوتين سکس داستان نداشت و لخت</p>
<h6>بود. چاک سينش و يه کمي از پستوناي ایران سکس درشتش از</h6>
<p>لباسش بيرون بود و موقع راه رفتن و رقصيدن تا نزديکياي رونش ديده ميشد. مخصوصا وقتي اومد وسط سالن و شروع به رقصيدن کرد همه حسابي حال کردن .زن يکي همکارام , طاهره خانم ,که تو مهموني بود متوجه شده بود که نرگس زير لباس شبش هيچي نپوشيده وکس و کون وپستوناش لختن .اومد پيش نرگس و پرسيد نرگس خانم شما مثل اينکه زير اين لباستون چيزي نپوشيدين چون دولا راست که ميشين همه جاتون معلومه . نرگسم گفته بود اره همينطوره. طاهره خانم دوباره پرسيد شوهرت ,امير, ميدونه که تو شورت و سوتين نپوشيدي. نرگس هم گفته آره ميدونه. بعد گفت اگه باور نميکني ميتوني از خودش بپرسينرگس و طاهره خانم اومدن پيش من و نرگس جريانو برام تعريف کرد . من به طاهره خانم گفتم که من خودم از نرگس ميخوام که زير لباسش چيزي نپوشه و لخت باشه و از اين کار لذت ميبرم. طاهره خانم از من پرسيد از اينکه زنم بين اينهمه مرد داره لخت ميگرده ناراحت نميشم , و من گفتم که نه , ناراحت که نميشه هيچي خوششم مياد . طاهره خانم هم گفت پس امير خان شما يه مرد بي غيرت و بي ناموس هستين و ما نميدونستيم و خنديد .منم با خنده گفتم اي همچين. طاهره خانم دوباره گفت پس امير خان بايد زنتو جور کنم براي شوهرم که ترتيبشو بده , اونم جلوي خودت.من و نرگس بهم نگاه کرديم . نه اينکه بدمون بياد يا ناراحت بشيم, اما از طاهره خانم اين انتظارو نداشتيم.طاهره خانم زن همکارم حاج محسن بود و هميشه پوشيده و سنگين بود و هيچوقت بدون مقنعه و چادر نبود.زن قشنگي نبود. لاغر بود و اينجوريم که به نظر ميومد از نظر جنسي زياد مورد توجه محسن نبود.طاهره خانم گفت من دوست دارم شوهرمو هميشه راضي نگه دارم. حالا هر جوري که امکانش باشه. و گفت يه بار يه صيغه اي براش پيدا کردم که 3,4 ماه بهش حال داد و آقا محسن خيلي از اين کار من خوشش اومده بود.بعد گفت حالا ميخوام زن تو يعني نرگسو جورش کنم براش که زيرش بخوابه وبهش حال بده. بعد بهم گفت امير خان توکه غيرت نداري از اين موضوع ناراحت بشي و بهت بر بخوره. نرگسم که يه زن قشنگ و خوش هيکل و اهل حاله و جلوي مرداي غريبه هم که لخت ميگرده و لذت ميبره. واينطوري هم که معلومه از اينکه زير مردا بخوابه و ترتيبشوبدن بدش نمياد.اينم بگم که محسن حدود 55,56 سالشه و5,6 سالي از زنش کوچيکتره و به همين خاطره که طاهره خانم اينجوري ميخواد به شوهرش خدمت کنه و محبت اونو جلب کنه که از چشمش نيفته.راستش اين پيشنهاد منو حسابي تحريک کرد . فکر اينکه زنم لخت مادرزاده و يه مرد ديگه با کير شق شده ميخواد اونو بکنه. و نرگس با اون پستوناي درشت و لطيفش و با اون کون بزرگ و نرمش و البته کس پشمالوش جلوي حاج محسن وايساده تا ترتيبشو بدن برام خيلي جالب بود.نرگسم چيزي نمي گفت و داشت فکر ميکرد. اونم مثل من هيجان زده بود. آخه تا حالا مسئله هيچ وقت اينقدر جدي نشده بود. گاهي با نرگس در باره اين که جلوي من ترتيبشو بدن و زير کير مرداي ديگه بيفته حرف زده بودم ولي فقط حرف بود و واقعي نبود. اما اين بار داشت جدي ميشد.من گفتم محسن چي ؟ اون ميخواد اين کارو بکنه ؟ طاهره خانم گفت کيه که نخواد زن تورو بکنه. اون از خداشه که يه همچين زن حشري و با حالي بيفته زيرش. بعد گفت نگران نباشيد يه چيزي هم ميديم بهتون.من گفتم که ما پول مول نمي خواييم و اگه اين کارو بکنيم بخاطر هيجان و لذتشه , ولي من و نرگس بايد باهم باشيم و اينطوري نباشه که نرگسو شب ببرين و حاج محسن کس و کونشو بگاد و صبح بيارينش. طاهره خانم هم قبول کرد و رفت که با شوهرش صحبت کنه.من از نرگس پرسيدم نظرت چيه ؟ و اونم گفت نميدونم اما خيلي هيجان انگيزه. گفتم براي منم همينطوره و از نظر من اشکالي نداره محسن تورو بکنه.چند دقيقه بعد حاج محسن و طاهره خانم اومدن . محسن تا مارو ديد يه خنده اي کرد و گفت به! نرگس خانم گل و امير خان بي ناموس. خب که اينطور, پس تو دوست داري زنتو جلوت بگان. و کير بکنن تو کس و کون و دهنش . خوب من آماده ام که زن جنده تو بگام. بعد گفت اگه ميدونستم که تو اينقدر بي غيرت و بي ناموسي , زودتر از اينا نرگسو گاييده بودم.کير محسن بلند شده بود و از رو شلوارش مشخص بود. اماده بود تا نرگسو بگاد. از صاحب مجلس خداحافظي کرديم و اومديم بيرون. من ماشين نياورده بودم. همگي سوار ماشين محسن شديم. محسن پشت فرمون بود منم جلو نشستم. نرگس و طاهره خانم هم عقب.تو راه محسن از آيينه نرگسو نگاه ميکرد. طاهره خانم که متوجه اين موضوع شده بود دگمه هاي مانتوي نرگسو باز کرد تا هيکلش بهتر ديده بشه. بعد دست کرد تو لباس نرگس و پستوناي نرگسو گرفت و کشيد بيرون از لباسش. حالا پستوناي بزرگ و قشنگ نرگس کاملا بيرون افتاده بودن و تو دست اندازا هي بالا و پايين مي شدن. محسن خان هم چشماش به پستوناي نرگس جون بود. يه کم که رفتيم محسن ماشينو نگر داشت و پياده شد و گفت امير تو بشين پشت فرمون من با زنت يه خورده کار دارم و رفت نشست عقب کنار زنم. منم نشستم پشت فرمون و حرکت کردم.محسن تا نشست , نرگسو بغل زد و پستوناشو گرفت تو دهنش و شروع کرد به خوردن پستوناي نرگس. من يه چشمم به راه بود و يه چشمم به محسن و زنم و پستوناش. محسن هم پستوناي نرگسو هي ميچلوند و ميخورد. دستشو ميکرد لاي پاي نرگس و کسشو ميماليد و انگشت ميکرد تو کسش. طاهره خانم پاهاي نرگسو گرفت و باز کرد تا شوهرش راحتتر با کس نرگس ور بره. يه خورده بعد مانتوي نرگسو از تنش در اوردن و لباشم کندن و نرگس لخت مادرزاد شد. ساعت 1 صبح يه زن قشنگ و حشري لخت مادرزاد تو ماشين وسط شهر تهران داشت ميگشت. کنارشم يه مرد گردن کلفت داشت اونو ميگاييد. من<br />
همش از کوچه پس کوچه ميرفتم که کسي ما رو نبينه. محسن هم کيرشو آورده بود بيرون و آماده گاييدن همسر نازنينم بود. نرگسو خوابوندن رو صندلي و محسن خان هم افتاد روش. طاهره خانم خودشو کنار کشيده بود تا شوهرش راحتتر ترتيب نرگسو بده. من يه جاي خلوت پيدا کردم و ماشينو نگر داشتم . البته آماده بودم اگه خبري بشه زود حرکت کنم و دربرم.من کير محسنو که ديدم جا خوردم. کيرش بزرگ بود و کلفت. کير من کوچيکه 10و11 سانته ولي کير محسن فکر کنم يه 20 سانتي ميشد. از اون کيرايي که هر زني ازش خوشش مياد و دلش ميخواد تو کسش بره. نرگسم وقتي کير محسنو ديد يه جيغ کوتاه کشيد و گفت واااي , اين ديگه چيه؟ چقدر بزرگه. بعد کيرو گرفت تو دستش و به من گفت ببين شوهر بي غيرت من , کير به اين ميگن نه اوني که تو داري. منم گفتم درسته عزيزم. از اين به بعد هر وقت هوس کير دراز و کلفت کردي ميدمت دست محسن که حسابي بگادت. محسن گفت مگه کيرت چقدره؟ منم گفتم 10,11 سانته.محسن و زنش شروع کردن به خنديدن . محسن گفت اينکه کير نيست دول بچست. گفتم اره ديگه چيکارش ميشه کرد. بعد گفتم تا مرداي خر کير و بکني مثل شماها هستن نرگس جون ناکام نميمونه. از اين به بعد هر وقت نرگس هوس کير کرد ميارمش پيش تو تا با اون کير گندت بکنيش. محسن گفت ايول من هميشه آماده گاييدن زن جندت هستم. توهم وايستا تماشا کن چه جوري بي ناموست ميکنم.بعد کيرشو ماليد به در کس نرگس و گذاشت در کسش و آروم آروم فرو کرد تو. نرگس تو اين مدت حسابي تحريک شده بود و در کسش باز شده بود. اين بود که کير محسن راحت رفت تو کس پشمالو و تپل نرگس. صداي اخ و اوخ نرگس بلند شده بود من ترسيدم صداش بيرون بره. اين بود که حرکت کردم و آروم آرومچرخ ميزدم تو جاهاي پرت و خلوت . و پخش ماشينم روشن کردم.حاج محسن اون شب نرگسو جلوي من و زنش دو بار گاييد. نرگس حسابي حال کرده بود با کير کلفت محسن خان. محسنم که يه کس نرم و تپلي گاييده بود سرحال بود.من يواش يواش اومدم سمت خونمون. به محلمون که رسيديم کار محسن با نرگس تموم شده بود. پياده شديم. نزديکاي 4 صبح بود. نرگس ديگه لباسشو نپوشيد . فقط مانتوشو تنش کرد. و زير مانتو همونطور لخت مادرزاد بود. محسن نشست پشت فرمون. خداحافظي کرديم و اومديم خونهaminagha		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174454</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.248 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 10:14:53 by W3 Total Cache
-->