<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>گلستان &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:30:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>گلستان &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم با تاتو های خوشگل و مو های قرمز به پسر خودش کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%85%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%85%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Nov 2019 06:47:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[المللی]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازدید]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمتگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[برگزار]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرستار‬]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تورفتم]]></category>
		<category><![CDATA[توضیحات]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانیال]]></category>
		<category><![CDATA[دروازه]]></category>
		<category><![CDATA[دعوتمون]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دوستات]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[‫عزیزم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گلستان]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نمایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خیلی خوب بود و تقریباً فیلم سکسی هر وقت موقعیت مناسب بود با هم بود.یه روز یکی از دوستام بهم گفت میای برا نزدیکای عید تو نمایشگاه سکسی بین المللی گلستان ( شیراز) غرفه نوروزی شاه کس بزنیم؟ گفتم غرفه چی ؟ گفت غرفه آجیل و شیرینی و از اینا ،گفت در کونی آمدش بد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خیلی خوب بود و تقریباً فیلم سکسی هر وقت موقعیت مناسب بود با</h2>
<p>هم بود.یه روز یکی از دوستام بهم گفت میای برا نزدیکای عید تو نمایشگاه سکسی بین المللی گلستان ( شیراز) غرفه</p>
<h3>نوروزی شاه کس بزنیم؟ گفتم غرفه چی ؟ گفت غرفه آجیل و</h3>
<p>شیرینی و از اینا ،گفت در کونی آمدش بد نیست و برا تفریح و تنوع هم خوبه ، گفتم باشه من</p>
<h4>پایم. جنده برنامه کاری نمایشگاه اینجوری بود که صبح ها تعطیل</h4>
<p>بود و عصر ها از 2 پستون به بعد تا نزدیکای 10 مردم بازدید و خرید می کردن.و کلاً‌10 روزی میشد.</p>
<h5>منم که کوس چند روز بود با الهه نبودم و نزدیکای</h5>
<p>عید هم که میشه کلاسای دانشگاه برگزار نمیشه ،‌اگه استاد هم بیاد دانشجو ها نمیان.خلاصه اینکه زدیم تو کار فروش اجیل.از حاشیه سکس داستان نمایشگاه بیرون بیایم.</p>
<h6>نمایشگاه تموم شد ما هم به قول معروف ایران سکس پول لباس</h6>
<p>عیدمون رو اینجوری در آوردیم. با احتساب این 10 روز بیشتر از 2 هفته بود که با الهه فقط تلفنی ارتباط داشتم و دلم حسابی براش تنگ شده بود و اونم مثه بچه ها دائم می گفت بیا ببینمت. خونه الهه در منطقه هفتنان هست. راهی که ازپایین به چهار راه دلگشا ( باغ دلگشا ) و از اون بر هم به دروازه قران و کوهپایه میخوره، بود و من تو این مدت 10 روز هر روز از اونجا رد می شدم و از راه کمربندی اکبر آباد به گلستان می رفتیم.خلاصه عید شد و دید و بازدید شروع شد و اولین کسی که بهم اس ام اس داد الهه بود. متن: عشقه من ، دیدن تو شروع زندگیم بود، این لحظه شروع سال جدید هست، آرزوم اینه همیشه کنارت باشم ، و در آخر نوشته بود &#8221; عیدی من یادت نره بوسه من یادت نره گل واسه من یادت نره عیدی من یادت نره&#8221; منم نوشتم عزیزم دوست دارم ، عاشقتم ، عیدی کاری می کنم برای همیشه تو ذهنمون بمونه و منتظر سوپرایز من باشچند رواز اول عید رو با دیدن دائی و عمو و &#8230; گذشت تا اینکه دیدم اینجوری مثه پرنده ای می مونم که از داخل قفس داره منظره زیبا ای رو می بینه ، ولی نمی تونه از قفس خارج بشه، نشستم فکر کردم و تصمیم گرفتم برم خونه الهه ببینمش.به الهه زنگ زدم و گفتم کجایی ؟گفت خونه خالم هستم چطور مگه؟ گفتم می خوام بیام خونتون ببینمتگفت شوخی می کنی؟ گفتم نه گفت پس دیونه شدی؟!!! گفتم آره من دیونم ،‌دیونه تو ، خندید گفت دیونه دارم جدی میگم ، من گفتم ،پس فکر کردی من دارم به شوخی میگم؟!! گفت خوب می خوای بیای پیش بابام؟ ، گفتم نه ، ببین هرچی میگم خوب گوش کن ، وقتی باباتینا می خوان برن خونه خالت ، پرید وسط حرفم گفت الان ما خونه خالمیم دیگه ، گفتم باشه وقتی خواستین برین خونه عموت ،‌دائیت نمی دونم خونه اقوامت ،‌ تو به بهانه سر درد نرو همراشون و خونه بمون تا من بیام پیشتگفت : دانیال وایسا من برم تو اتاق مهسا دختر خالم اونجا بهتر می تونم حرف بزنم، گفتم باشه ،‌چند لحظه بعد گفت خوب ،‌گفتم خودت خوب ،خوب نداره که ،‌همین من میام اونجا می بینمت و عیدی تم بهت میدم، کمی ساکت موند و بعد گفت ببینم چی میشه ، گفتم پس خبر از تو ، گفت باشه و بعد خداحافظی کردیم. یکی دو روز گذشت تا اینکه الهه زنگ زد گفت عموم علی دعوتمون کرده برا نهار،‌موقعیت خوبیه چون خونه عموم دور است و رفت و برگشت حداقل چند ساعت طول میکشه ، گفتم خوب؟ گفت خودت خوب ،‌مشکل اینه اگه بگم سرم درد میکنه،‌میگن بیا همونجا زن عمو فشارتو میگیره و بهت میگه مشکلت چیه ( زن عموش پرستار است ). گفتم عجب شانسی داریم ما ، بعد یه فکر به ذهنم رسید.گفتم خوب گوش کن ببین دارم چی بهت میگم:من یه رب نیم ساعت دیگه بهت زنگ می زنم و تو من رو جای یکی از دوستات جا بزن و من دعوتت می کنم برا تولدم و اینجوری می تونی خونه عمو رو بیخیال شی و عیدیتو ازم بگیری، الهه گفت باشه فقط می گم تو مهناز هستی ( مهناز یکی از دوستای صمیمی الهه بود که رفت و آمد خونوادگی باهاشون داشت ) و مادر الهه هم مهناز رو خیلی دوست داشت.خلاصه نیم ساعت بعد زنگ زدمالو سلام الهه خوبی؟ الهه : سلام مهناز جون خوبی؟ مامان خوبه ؟ بابا خوبه؟ من هیچی دیگه احوال کل فامیل رو بپرس الهه : (خنده) الهی قربونت برم مبارک باشه ،‌ ایشا ا.. صدو بیت ساله بشی ( جوری صحبت می کرد که مامان و باباش بفهمن) . مهناز جون خیلی دوست دارم بیام ولی امروز خونه عموم ناهار دعوتیم وگرنه حتماً میومدم . من : دیونه معلومه چی داری میگی؟ زده به سرت؟ نمیام چیه؟ بگو چشم حتماً میام . الهه: باور کن دوست دارم ولی ناهار دعوتیم . من : خاک بر سرت خوبه من نقشه رو بهت گفتما . الهه: وای گفتم چرا اسرار می کنی ،‌بگو پس شیطون واسه کادو تولد میگی؟ صدای مادر الهه: الهه مامان خوب می خوای تو برو پیش مهناز جون ما خودمون میریم بعداً‌ وقت شد یه بار دیگه با هم میریم خونه عموت. من :‌ ای ول الهه می بینی چه مامان خوبی داری؟ دمش گرم الهه : می بینی ؟ مثه همیشه مامانم طرف تو هست و بهم میگه برو پیش مهناز ، تولدشه تنهاش نزار، باشه خوب پس من برم یه کادو بگیرم برات که می دونم بدون کادو راهم نمی دی . من : دستت درد نکنه فقط مردونه باشه و ترجیحاً پیرهن باشه رنگشم یاسی باشه و ایکس لارج هم باشه . الهه : (با خنده )باشه بابا برات یه گرونشون می خرم. من: خوب این حله ، کاری نداری من برم حموم . الهه : باشه عزیزم آره ،‌حتماً‌ منتظرم باش. یه چند دقیقه بعد الهه اس ام اس داد: ای شیطون می خوای بری تو حموم چیکار؟منم اس ام اس دادم: هیچی می خوام از عزاداری فراق یار در بیام، آخه رسیده زمان ملاقات محبوبیه نیم ساعت بعد سوار تاکسی شدم و روبروی خیابون &#8230;. پیداه شدم ، خونه الهه توخل کوچه &#8230;. دقیقاً سر نبش بود. به الهه زنگ زدم و گفتم رسیدم . گفت در رو باز میزارم کسی تو کوچه نبود زود بیا تو.رفتم دیدم کسی نیست و زود پریدم تو و در رو بستم که الهه از پشت سر دستش رو دور کمرم محکم حلقه کرد و سرشو رو کمرم گذاشتو با صدای گرفته ( بغض) گفت نمی دونی چقدر دلم برات تنگ شده بود ، منم نزدیک بود گریه ام بگیره ، گفتم فدای تو ،‌عزیزم می دونی که منم دلم برات شده اندازه سوراخ جوراب پای مورچه ( این رو گفتم از اون حال و هوا بیرون بیاد) یه خنده کرد و برم گردوند و محکم لباشو رو لبام گذاشت و حدوداً 10 بیست ثانیه نگه داشت. و بعد محکم بقلم کرد و گفت دوست دارم دیوونه. منم گفتم دوست دارم ولی اگه بخوای بیشتر از این دم در نگهم داری پشیمون میشم و بر میگردم. خندید و دستمو گرفت و برد تو اتاق خودش، از توضیحات اتاق بگزریم وفقط بگم یه خرس گونده داشت که شبها به جای من اون رو بقل<br />
میکرد می خوابید.گفتم پس باباتینا رفتن ،‌گفت آره یه 10 دقیقه ای میشه ،‌به موقع اومدی. گفتم خوب پاشو پذیرایی کن! گفت ای وای الان شیرینی و &#8230; میارم. داشت بلند میشد که دستش رو گرفتم و کشوندمش تو بغلم و یه لب طولانی گرفتم و گفتم شیرین ترین شیرینی دنیا الان تو بغله منه ، الان می خوام از خودم پذیرایی کنم. اون گفت خوب پس شروع کن .خوابوندمش رو تختش و خودمم روش خوابیدم و شروع کردم بوسیدن صورتش ، ‌از پیشونیش تا نرمی گوشش رو بوسیدم و همینجور داشتم میومدم پایین و به گردنش رسیدم.یکی از نقاط حساس خانوم ها گردن هست. مخصوصاً‌ قسمتی که نزدیک به گوش هست. شروع کردم به بوسیدن وکم کم دستم رو بردم داخل پیرهنش و سینه هاش رو می مالیدم و تکونشون میدادم پیرهنم رو دار آوردمو و داشتم دگمه های پیرهن الهه رو باز می گردم که صدای زنگ در اومد !!!!من : این کی می تونه باشه؟؟!!! الهه نگران نباش احتمالاً آشغالی هست اومده عیدیشو بگیره ،‌الان میام. چند لحظه شد دیدم الهه رنگش سرخ شده و میگه دانیال زود باش بابامینا هستن&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%85%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177129</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده وحشت ناک</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 May 2019 06:27:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[‫بابام]]></category>
		<category><![CDATA[باحالي]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برمودا]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرید]]></category>
		<category><![CDATA[بودیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرون‬]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[‌خلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رفتیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلواركم]]></category>
		<category><![CDATA[فرانسه]]></category>
		<category><![CDATA[فروشنده]]></category>
		<category><![CDATA[كیرمو‬]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گلستان]]></category>
		<category><![CDATA[مامانا]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدند]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[میرفته]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدند]]></category>
		<category><![CDATA[‫میكرد]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمایان]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[كه من براتون میگم از 2 کونی یا 3 سال قبل شروع شده بود . رابطه من با مامانم از همون سالها جنده كه از ‫بابام جدا شد شروع شد . البته ما تو خونه خیلي آزاد بودیم پستون و مامانم كه خیلي راحت بود یعني خیلي شیطنت ‫داشت .یه بار با یكي از دوست [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h3></h3>
<p>كه من براتون میگم از 2 کونی یا 3 سال قبل شروع شده بود . رابطه من با مامانم از همون</p>
<h4>سالها جنده كه از ‫بابام جدا شد شروع شد . البته</h4>
<p>ما تو خونه خیلي آزاد بودیم پستون و مامانم كه خیلي راحت بود یعني خیلي شیطنت ‫داشت .یه بار با یكي</p>
<h5>از دوست کوس هاي بابام داشتن تو خیابان راه میرفتند با</h5>
<p>ماشین كه ایست بازرسي اونا رو ‫میگیره میبره منكرات و همین باعث شد بابام مامانمو طلاق بده. البته مامانم كه میگفت به سکس داستان خاطر كار بابام</p>
<h6>‫داشته با دوست بابام میرفته اما بابام قبول ایران سکس نمیكنه .بعد</h6>
<p>از طلاق وضع ما بهتر شد . چون مامانم مهریه خودشو ‫از بابام گرفت و ما با اون پول یه خونه تو سعادت آباد گرفتیم و كلي چیز دیگه . البته از جنبه هاي دیگه هم ‫وضع ما تغییر كرد چون مامانم روز به روز از نظر ظاهري جیگر تر میشد . طرز رفتارشم خیلي عوض شده ‫بود . شب ها به بهانه تفریح با دوستاش دیر میومد خونه و بعضي شب ها هم به بهانه موندن خونه دوستاش‬ .اصلا خونه نمیومد‬ . ‫خلاصه من با مامان جونم خیلي حال میكردم و رابطه ما خیلي نزدیك شده بود و با هم بیرون میرفتیم و فیلم‬ ‫صحنه دار میدیدیم و &#8230; یه شب یه فیلم از یكي از دوستام گرفته بودم و قرار شد شب ببینیم . فیلمش هالیوودي‬ ‫نبود . فكر كنم آلماني بود یا فرانسه خیلي هم مبتدیانه ساخته بودن . فیلم پر صحنه بود ولي كیر و كس نشون‬ ‫نمیدادن فقط پستون . من و مامانم نشستیم فیلم رو ببینیم . داستان فیلم در مورد یك زن و شوهر بود كه exhibitionist بودند . یعني زنه خودشو تو جاهاي عمومي به معرض نمایش میذاشت و مردها میدیدند ‪ ‫و شوهره هم از دور میدید و لذت میبرد . بعضي صحنه هاي فیلم اینجوري بود مثلا زن و شوهره تو پارك راه ‫میرفتند بعد زنه میشست رو صندلي و طوري میشست كه شرتش معلوم بشه و مردهایي كه رد میشدند اونو ‫میدیدند و شوهره هم حال میكرد یا زنه تو جاهاي شلوغ با یه دامن كوتاه میرفت و كونشو طرف مردها قمبل‬ ‫میكرد تا ببینن و شوهره هم از دور نگاه میكرد. تو اوج فیلم بود كه منم بد جوري كیرم شق كرده بود و اصلا‬ ‫حواسم نبود كه از شلواركم زده بیرون ) اون موقع تابستان بود ( یه دفعه مامانم گفت : مثل اینكه خیلي از فیلمه‬ ‫خوشت اومده . من به خودم اومدم دیدم داره به كیرم نگاه میكنه گفتم ببخشید و رومو اون ور كردمو كیرمو‬ ‫درست كردم . فیلم كه تموم شد به مامانم گفتم عجب فیلم باحالي بود مامانمم گفت : آره قشنگ بود . من گفتم :‬ ‫یعني اینا واقعیت داره (البته خودمو به ندونستن زدم) مامانم گفت : آره. گفتم : ولي تو ایران كه نمیشه. مامانم‬ ‫گفت : چرا میشه گفتم : چه جوري آخه ؟ گفت : دوست داري ببیني؟ گفتم : آره از خدامه ولي كیو باید ببینم .‬ ‫گفت : منو . من همین جوري موندم گفتم یعني چه جوري گفت تو به اونش كاري نداشته باش. فردا میریم‬ ‫بیرون میبیني . من اون شب اصلا نخوابیدم و منتظر فردا )پنجشنبه ( بودم كه ببینم مامانم میخاد چي كار كنه‬ ‫ .صبح كه بلند شدم قرار شد ساعت 8 شب بریم شهرك غرب . نزدیك هاي غروب یواش یواش در حال آماده ‫شدن شدیم . مامانم كم كم داشت آماده میشد . لاك ناخن دست و پاش رو زد و موهاشم درست كرد و صورتشم ‫حسابي آرایش كرد طوري كه كم مونده بود آب من بیاد . یه شلوار تنگ برمودا هم پوشید كه یه ذره پایین ‫زانوش بود . یه مانتو خیلي تنگ و كوتاه كه فقط تا خشتكش بود رو هم آورد و جالب ترین نكته اینجا بود كه ‫زیر مانتو فقط كرست پوشید . كون و پستون مامانم از زیر مانتو حسابي نمایان بود . مامانم گفت چطور شدم؟ ‫گفتم : توپ . یه آژانس گرفتیم واسه پاساژ گلستان . تو ماشین مامانم روسریشو وا كرد كه موهاشودرست كنه‬ ‫نمیدونید راننده چه جوري نگاه میكرد . پیاده كه شدیم مامانم گفت : خوشت اومد ؟ گفتم آره حال داد . در حال‬ ‫راه رفتنم مامانم كونشو تكون میداد و خیلي از مردها و پسرها نگاه میكردن . من كه داشتم از شق درد میمردم‬ . تو پاساژ رفتیم تو یه مغازه روسري فروشي . دو تا مرد بودن . مامانم هي روسري هارو انتخاب میكرد و‬ ‫روسري خودشو در میاورد و اونارو میذاشت سرش بعضي وقت ها هم كلي مكس میكرد تا قشنگ ببینن . این‬ ‫صحنه ها خیلي حال میداد. بعد رفتیم بوفه كه یه چیزي بخوریم مامانم طوري نشست كه كونش قمبل بزنه‬ ‫بیرون و پاشم انداخت رو پاش تا شلوارش بره بالا و پاهاي نازش دیده شه . همین طوري كه نشسته بودیم‬ ‫. مامانم گفت : خوبه گفتم : بد نیست ولي زیاد حال نمیده. گفتم : یه كاره ردیف تر كن گفت : باشه‬ . ‫رفتیم طبقه دوم پاساژ یه مغازه خلوت كه یه پسره فروشنده بود . مامانم یه شلوار انتخاب كرد به یارو گفت‬ ‫بیاره یارو گفت شماره كمرتون چنده مامانم گفت نمیدونم اگه میشه اندازه بگیرید . یارو مترشو آورد مامانم‬ ‫رفت جلو و یه هو مانتوشو داد بالا و كلي از شكمش معلوم شد چون زیر مانتو هم چیري نپوشیده بود .‬ ‫فروشنده دهنش وا مونده بود و كلي به بهانه متر كردن شكم مامانمو دست مالي كرد من كه اونقدر حشري بودم‬ . ‫میخاستم همون جا جق بزنم .خلاصه چند بار دیگه هم تا آخر شب مامانم روسریشو درآورد و كارایه دیگه كرد‬ . ‫و رفتیم خونه . تو خونه بهم گفت : خوش گذشت . گفتم آره كاشكي همه مامانا مثل تو بودن گفت : حالا كجاشو‬ ‫دیدي. من كه متوجه منظورش نشدم . خلاصه این اولین حال دادن مامانم به من بود‬		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173840</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بزرگ   میگیره گایید و کرد محکم  دختره بزرگ</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%ad%da%a9%d9%85-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%ad%da%a9%d9%85-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 May 2019 08:21:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[آوردین]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینورو]]></category>
		<category><![CDATA[‫ببینم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بمالمش‬]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[توپولی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[‌خلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[خندمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیییلی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دلخوری]]></category>
		<category><![CDATA[دلسوزی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رمانتیک]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمایی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گلستان]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[‫ماجرا]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینه]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مرجانه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫میداد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میومد‬]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیک‬]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسامون]]></category>
		<category><![CDATA[نکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناسم]]></category>
		<category><![CDATA[نوشابه]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[‫نیاورده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیش]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[2cm } فیلم سکسی P { margin-bottom: 0.21cm } &#8211;> سلام‬ ، ‫ماجرا از اونجایی سکسی شروع میشه که من یه دوست به شاه کس اسم مرجان داشتم که یه دو ماهی بود باهاش زده بودم به‬ ‫. هم. منم کونی پدر بزرگم 01 روز پیش فوت کرد و مامان و بابام رفتن کرمان ‫شنبه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>
<h2>2cm }<br />    فیلم سکسی      P </h2>
<p>{ margin-bottom: 0.21cm }<br />    &#8211;> سلام‬ ، ‫ماجرا از اونجایی  سکسی شروع میشه که من یه دوست </p>
<h3> به  شاه کس اسم مرجان داشتم که یه دو ماهی بود باهاش </h3>
<p> زده بودم به‬ ‫. هم. منم  کونی پدر بزرگم 01 روز پیش فوت کرد و مامان و بابام رفتن کرمان ‫شنبه </p>
<h4>من  جنده تازه از کلاس اومده بودم یه دختری زنگ زد </h4>
<p>طرفای ساعت 51:1 ظهر و گفت  پستون می تونم وقتتونو‫بگیرم؟‬ ‫منم گفتم شما شماره منو از کجا آوردین؟‬ ‫!اونم گفت که </p>
<h5> یکی از  کوس دوستاش داده که اذیتت کنم. ‫بعد از کلی </h5>
<p>صحبت معلوم شد که اسمش مژده هست و دوست مرجانه و یه دوست پسر تو تهران داره که. باهاش زده به هم‬  سکس داستان ‫منم رفتم رو </p>
<h6> مخش از گیتار و کنسرتایی که گذاشتم و  ایران سکس از این </h6>
<p> حرفا تا قبول کرد اگه همدیگرو دیدیم و ازهم خوشمون اومد با هم دوست شیم‬ .  ‫من از فرصت استفاده کردم گفتم من خونمون کسی نیست میای خونمون اونم عین خلها گفت واسه من فرق نمی کنه. قرار گذاستیم سه شنبه صبح ساعت 9 وقتی رسید سر کوچمون تماس بگیره‬ ‫یک شنبه بازم زنگ زد گفت من نشستم فکر کردم دیدم من تو رو نمیشناسم الان بیا شهرک گلستان ببینمت و ‫صحبت کنیم منم آدرسو گرفتم و ماشینه بابا رو دودره کردم رفتم دنبالش. دیدمش قیافش خوب بود ولی خیلی ‫خوشگل نبود ولی یه هیکل نازی داشت یکم هم توپولی . دیگه سرتونو درد نیارم خلاصه اون روز تموم شد و ‫سه شنبه شد منم خودمو واسه همه چیز آماده کردم از یکی از بچه ها هم دو تا آبجوی اصل سه اسبی گرفتم ‫گذاشتم تو یخچال تا یخ زد . منتظر بود که سر ساعت 9 زنگ زد منم آدرس دادم در رو هم باز گذاشتم تا بیاد .‬   اومد تو . کلی آرایش کرده بود با شلوار لی کوتاه مانتو تنگ مشکی با یه چکمه مشکی که براش تنگ بود‬    دو ساعت طول کشید تا با کمک هم کفشاشو در آوردیم . اومد نشست. .هرچی بهش گفتم مانتو و روسریتو در بیار. می گفت نه راحتم‫. هی تو دلم می گفتم ای کیر تو شانسم . هرچی بهش گفتم نوشابه یا رانی یا یه چیزی بیارم بخوری گفت نه‬ . ‫فکر کنم می ترسید بیهوشش کنم . چون همش بهم می گفت تو رو خدا کسی رو نیاورده باشی خونه . منم بهش. می گفتم نه بابا‬ ‫خلاصه گفت گیتار بزن منم زدم . بعد بردمش تو اتاق رو تخت نشستیم . یه ده تا از اون فیلمایی که صحنه زیاد ‫داشت گذاشتم. هر موقع به صحنش می رسید میگفتم میخوای بزنم جلو می گفت نه لازم نیست. وسطای فیلم ‫سرشو گذاشت رو شونم دستامو گرفت منم بروی خودم نیاوردم . بعد بهش گفتم میخوای بخوابیم رو تخت نگاه کنیم اگه این جوری گردنت درد میگیره‬ . گفت هر جور دوست داری بعد خوابیدیم با فاصله کنار هم‬ . ‫وسط فیلم بود ولی اصلا صحنه رمانتیک که نبود هیچ قسمت اکشن بود که باز دستمو گرفت یکم بهم نزدیک‬ ‫شد بعد با اون یکی دستش صورتمو گرفت و برگردوند طرف خودش فکر کردم می خواد قیافمو ببینه.  یه دفعه‬ ‫دیدم اومد لب بده منم فکر کردم یه بوس تو لبی سادس ولی دیدم زبونشو داد تو دهنمو اینورو اونور می کرد‬ منم همراهیش کردم‬ . ولی بر خلاف همیشه یه حسی بهم میگفت خیلی دوسش دارم خیییلی‬ . ‫یه بیست دقیقه همینجوری گذشت که بهش گفتم بذار یه فیلم سوپر بذارم گفت بذار . گذاشتیم ولی یه لحظه هم‬ ‫نگاش نکردیم فقط صداش تحریکمون می کرد . بهش گفتم روسریتو حداقل در بیار گفت گیر نده دیگه راحتم .‬ ‫دیگه بعد ار کلی اصرار موهای خوشگلشو باز کرد که هیچ دکمه مانتوشو هم باز کرد . زیر مانتوش یه تاپ‬ ‫. سبز بود . موهاش بوی خیلی خوبی میداد تابلو بود حموم بوده . گفتم رو بدنت حساسی ؟ با دلخوری گفت آره‬ . ‫گفتم دیگه هیچ وقت همچین فرصتی پیش نمیاد که من خونه تنها باشم بذار نهایت استفاده رو بکنیم گفت خوب‬ ‫میخوای چیکار کنم؟ گفتم مانتو و تاپتو در بیارتا من سینه هاتو ببینم‬ . ‫گفت نه در نمیارم اگه بخوای می تونم تاپمو بزنم بالا‬ ‫گفتم خودم برات میزنم‬ . ‫گفت باشه‬ .   ‫در حال لب گرفتن دستمو کردم زیر تاپشو سینه های خوشگلشو مالوندم یه کم تا سفت شد بعد لب گرفتنو متوقف کردم‬ . ‫تاپشو زدم بالا یه سوتین پارچه ای سفید داشت اونم زدم بالا شروع کردم به خوردنشون خودشم سرمو فشار‬ ‫میداد ولی تو فیلما دیده بودم که آه آه می کنن ولی از شانس بده من هیچ خبری از آه آه نبود دیدم اینجوری‬ ‫ضایعه منم لباسمو در آوردم خوابیدم روش و شروع کردم به لب گرفتن. بدنامون به هم چسبیده بودن خیلی‬ حسه خوبی خوبیه . نفسامون خیلی تند تند میزد‬ ‫با حالت دلسوزی بهم گفت: قلبشو نگاه کن چه میزنه . بعد اومد مثل فیلما تو گوشم گفت خیلی دوست دارم‬ . منم گفتم منم همینطور‬ . ‫گفت دوست دارم همیشه داشته باشمت تو چی؟‬ منم گفتم هیچ وقت بهت خیانت نمی کنم‬ . بهم گفت چه لب نازی داری‬ ! گفتم قابلی نداره‬. ‫ولی خیلی دوست داشتم کسشو ببینم ولی هر چی گفتم قبول نکرد . ولی آخر گذاشت دستمو بکنم تو شلوارش از‬ رو شرت بمالمش‬. منم شیطونی کردم دستمو کردم تو شرتش که دستمو کشید بیرود‬ . من میدونستم چرا‬ . ‫چون موهاشو نزده بود خجالت می کشید. همینجور که لبای همدیگرو با ولع میخوردیم منم از رو شرط کسشو‬ ‫می مالیدم . دید دستمو بردم که کونشو هم بگیرم که بازم نذاشت منم بی خیالش شدم ساعت 1 ظهر شده بود اونم ‫باید ۱:۲۰ میرفت خونه چون مامانش معلم بود لباسامونو پوشیدیم منم که حسه رانندگی نداشتم زنگ زدم ‫تاکسی تلفنی که گفت 5 دقیقه دیگه میاد دم در ما هم لباسامونو پوشیدیم نگاه به کامپیوتر کردیم دیدم روی . قسمتی که کسه زنه له شده بود هنگ کرده‬ ‫خندمون گرفت . از در که می رفتیم بیرون یه لب توپ گرفتیم که خیلی حال داد راننده تاکسی هم به نظر مومن ‫میومد نشستم جلو . مژده هم نشست عقب . خوب بچه ها از اینجا به بعدشم ماجرا داره اگه دوست داشتین تو ‫نظرا بگین تا اونم بنویسم. قربانه همه شما. کیوان‬ .  </p>
</h2>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%ad%da%a9%d9%85-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173808</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.463 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 08:33:58 by W3 Total Cache
-->