<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>گوساله &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%af%d9%88%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:38:10 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>گوساله &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم دوست داره به همه بده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 24 May 2019 08:07:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخونید]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بوداونم]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[پیرزنه]]></category>
		<category><![CDATA[تهرونی]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهید]]></category>
		<category><![CDATA[خواهیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتان]]></category>
		<category><![CDATA[خودمان]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[داریوش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبا]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[صداهای]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشون]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوساله]]></category>
		<category><![CDATA[مجبوری]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناشناس]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[هواپیما]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تخت جمشید.اونجا من یه چیز فیلم سکسی جالب هم پیدا کردم شبیه یه سنگ بود ولی خیلی قشنگ و با ظرافت بهش نقش داده بودن. البته اینو سکسی نزدیکای تخت جمشید پیدا کردم. خلاصه تا شاه کس دیر وقت بیرون بودیم و با بچه ها حسابی مشروب خوردیم. نزدیکای ساعت 2 بود کونی که بر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>تخت جمشید.اونجا من یه چیز فیلم سکسی جالب هم پیدا کردم شبیه یه</h2>
<p>سنگ بود ولی خیلی قشنگ و با ظرافت بهش نقش داده بودن. البته اینو سکسی نزدیکای تخت جمشید پیدا کردم. خلاصه</p>
<h3>تا شاه کس دیر وقت بیرون بودیم و با بچه ها حسابی</h3>
<p>مشروب خوردیم. نزدیکای ساعت 2 بود کونی که بر گشتم خونه و خوابیدم. و همون طور که گفتم صبح نزدیکای 9</p>
<h4>بود جنده که از خواب بیدار شدم.حس کردم یکی کنارم خوابیده.اولش</h4>
<p>فکر کردم شاید از اثرات مستی پستون دیشبه و دارم فکر می کنم. ولی وقتی چشم باز کردم دیدم یه نفر</p>
<h5>لخت لخت کوس کنارم خوابیده. 2متر 48 سانت از جام پریدم</h5>
<p>هوا دویدم طرف بیرون اتاق ولی هر کاری می کردم در باز نمی شد. با صر صداهای من اون مرد نا شناس سکس داستان هم بیدار شد</p>
<h6>و اونم با دیدن من از جاش پرید ایران سکس هوا(البته بیشتر</h6>
<p>از 2 متر 37 سانت نتونست بپره و رکورد پرش دست خودم موند). حالا دو نفری تو اتاق گیر کرده بودیم و هر کدوم یه طرف می دویدیم.تا اینکه جفتمون خسته شدیم یه گوشه اتاق گرفتیم نشستیم. موسو_تو ، تو کی هستی ؟ مرد ناشناس _ شما خودتان چه کسی هستید ؟ موسو _ اینجا خونه منه ! ناشناس _ خب ما هم در منزلمان بودیم.اصلا عیال ما کو ؟ با او چه کرده اید. با خودم گفتم این چرا این جوری حرف می زنه ، نکنه کس خله . حدس زدم که احتمالا از این گداهای خیابونیه.بلند شدم با کلی جذبه به خرج دادم و گفتم _ چی می گی واسه خودت عیال کیه .پاشو گم شو بیرون.مرتیکه گدا. ناشناس _ شما چه می گو ئید .اصلا چرا اینجا این جوری است.نکند که شما جادوگرید. موسو پاشو . پاشو با زبون خوش برو بیرون وگرنه . . . ناشناس _ وگرنه چه . چه می خواهی بکنی. همین جور که داشتیم حرف میزدیم .به چهرش دقیق شدم صورت و بدن سفید و کم مویی داشت.با دستاش هم جلوی معا ملش رو گرفته بود. با اینکه یه ریش بلند داشت ولی معلوم بود از اون بچه خوشکلاست به نظرم 2،3 سالی ازم بزرگتر بود . موسو_یه چرخ بزن ببینم؟ ناشناس _ چه گفتی ؟ موسو _ می گم یه دور بچرخ بینم. سریع یه دور چرخیدو دو باره پرسید نگفتید .چه می خواهید بکنید.. یکدفعه چشام یه برق شیطانی زد و گفتم _ می گم یا به زبون خوش بیا برو بیرون یا می گیرم می کنمت. ولی اگه نظر منو بخوای نرو بیرون. ناشناس با تعجب گفت _ گفتید چه می کنید. موسو_الان عملی نشونت می دم چه می کنم. و قبل از اینکه بخواد کاری بکنه پریدم روش و با گلدونی که بغل دستم بود زدم تو سرش و بیهوشش کردم.و حالا یه کون درست و حسابی و سفید و تر تمیز و خوشکل و . . . . جلوی من بود. با خودم گفتم این الان بیدار می شه ببینه دارم می کنمش کلی شاکی می شه می گیره شونصد برابر منو می کنه. بلند شدم با طناب دستاش رو بستم به تخت و خودمم افتادم به جونش تا می داد ، کردمش. وسطای کار بود که به هوش اومد و شروع کرد به نالیدن ایییییییییییی ما تحتمان. با ما چه می کنید .ما گزارش کار شمارا به داریوش خواهیم داد. موسو_من دیروز پیش کورش کبیر بودم خودم جریان بهش گفتم تو دیگه نمی خواد زحمت بکشی. خلاصه تا ما کارمونتموم شد این یارو از بس کس شعر گفت مخمون رو خورد. یه یک ساعتی که گذشت دستاش رو باز کردم و گفتم _ پاشو برو گم شو(اینم به شیوه خشایار مستوفی بخونید) ناشناس_کجا برویم اصلا جامه های ما کجاست.شمشیر ما را بدهید تا شما را به سزای عملتان برسانیم. موسو_پاشو با زبون خوش برو بیرون وگرنه می گم بقیه بچه های اویزونی همبیان بکننت ها. ناشناس( راستی خسته شدم از بس نوشتم ناشناس.مرتیکه اسمت چیه؟) ناشناس_ ما را می گوئید .ما هوخشتره هستیم. موسو_ چی ؟ چی چی هستی. نا شناس نه هوخشتره _ هوخشتره هستیم. پسر دکویا . وا ، این دگه چه جونوریه. خب حالا هوخشتره.چرا اومدی خونه من. هوخشتره _ ما که نیا مدیم.ما در منزلمان در نزد عیالمان مشغول &#8230;&#8230;&#8230;. بودیم که یکدفعه چیزی به سرمان خورد و دیگر چیزی نفهمیدیم تا هم اکنون. موسو_حالا چرا این جوری حرف می زنی. هوخشتره چگونه؟ ما که بسیار شیرین سخن می گوئیم.این شمائید که جلف و سبک سخن روا می دارید. ا ، حالا خونتون کجاست. هوخشتره_ما در شهر سلطنتی ساکن هستیم. _کجا .نکنه منظورت شهرک صدراست.اخه مگه مغز خر خورده بودی که رفتی اونجا زمین گرفتی. . . . . خلاصه مابا این هوخشتره کس مغز هوار ساعت سر و کله زدیم تا بالاخره فهمیدیم.این الاغ یکی از سربازهای داریوش هخامنشیه و با یه جادویی .چه می دونم طلسمی .چیزی رفته تو اون چیزی که ما نز دیکای تخت جمشید پیدا کردیم و حالا هم طلسم باطل شده و این وبال گردن ماست. حالا گفتیم چی کار کنیم . چی کار نکنیم .بالاخره تصمیم گرفتیم این هوخشتره رو ببریم تهران تحویل اداره میراث فرهنگی بدیم. شاید خشکش کردن گذاشتنش تو موزه تا همه بیان ببیننش . ولی اگه بخوان این کارو بکنن کاش همین جوری لخت لخت خشکش می کردن تا حداقل مردم کاملا با اون دوره زمونه اشنا بشن. گفتم لخت . پاشو گوساله ببینم چی میتونم پیدا کنم بدم بپوشی بلند شدیم یه لباس حوشکل تنش کردییم و به زور اون ریش هاش رو هم زدیم.اماده که شدیم با خودم گفتم حیف نیست این هلو رو تهویل میراث فرهنگی بدی. اصلا نگرش دار همین جا مردم با فرهنگ شیراز هم ازش استفاده کنن. ولی خداییش خیلی خوشکل و تو دل برو شده بود.(دل دختر ها بسوزه ). با هوخشتره راه افتادیم که بریم تهران .توی شهر به سمت فرودگاه هوخشتره_اقای موسو چرا در شهر شما بانوی کهن سال وجود ندارد _ وجود ندارد.کی گفته همی ن خانمه که از جلوش رد شدیم به نظرت چند سالش بود. هوخشتره_فکر می کنیم در چهاردهمین بهار زندگیشان بودند. بغل دستیش رو نمی گم ها .اونی که کیف دستش بود. هوخشتره_ما هم همان را گفتیم.کنار دستیشان که کودک بود. _الاغ این پیرزنه حداقل 80 سالش بود.اون کناریشم خواهرش بود.اونم 70 سالشه. هوخشتره_مزاح می فرمایید.پس چرا این گونه جوان بودند. _مگه نمی دونی میگن تو شیراز دختر رو از مادر تشخیص نمی دن.چه می دونم با جراحی پلاستیک و ارایش این کارها رو می کنن. هوخشتره _ عجب؟!؟! هوخشتره_اقای موسو برویم کاخ داریوش شاید اتفاقی افتاد. _بریم اونجا چی کار.الان اونجا 4 تا ستون بیشتر نمونده. هوخشتره_برویم.برویم.برویم .برویم. . . مجبوری رفتیم به سمت تخت جمشید. وقتی رسیدیم و هوخشتره دید از کاخ شاه عزیزش هیچی نمونده تا مرز سکته جلو رفت.هوخشتره_چه کسی این چنین کرده است. _اسکندر مغدونی. اقا یه دفعه زد به سر این هوخشتره .بلند شد و شروع کرد به داد و فریاد و فحش دادن.(بی ادب چیا نمی گفت) هوخشتره_اااا<br />
اااای مخالف.اسکندر &#8230; ننت.اااااای .. تو &#8230;. خواهر مخالف هخامنشی. اااااای مخالف بچه شهر.اااااای اسکندر اگه خایه داری بیو جلو تا خواهرت رو بگایم. _بابا بی خیال .اسکندر 2500سال پیش مرده. خلاصه با هر بد بختی که بود ارومش کردیم و بردیم سوار هواپیماش کردیم. هوخشتره._اقا موسو این چیست.چرا ما داریم می رویم به هوا.نکند مردهایم و خودمان خبر نداریم.یا زردشت به دادمان برس. _نه بابا این هواپیماست داریم می ریم به تهرون . داریم می ریم به تهرون (صدای شهرام صولتی از بلند گو های هواپیما پخش می شود.) به تهرون که رسیدیم یه بدبختی دیگه پیدا کردیم. هوخشتره_اقا موسو چرا اینجا فقط دختر هست.تازه نیمی از انها حجاب هم ندارن _دختر چیه اینا نصفشون پسرن بنده خداها فقط یکم زیر ابروشون رو برداشتنیکم هم رژ لب زدن یکم هم صورتشون رو بند انداختن.و یکمم ارایش کردن.یه خورده هم موهاشونرو بلند گذاشتن.وگرنه بنده خداها پسرن. هوخشتره_پس چرا این همه خوشکل هستند.شما دروغ می گوئید.اصلا من می خواهم با یکی از این ها ازدواج کنم. _چییییییییییییی می خوای گی بشی.خاک تو سرت. و محکم زدم تو سرش.که یکدفعه زد زیر گریه و گفت _ اری اصلا می خواهیم گی شویم.ما اصلا از نظر ژنتیک مشکل داریم.کلا ژنی این جور هستیم.شما نباید در جامعه این گونه با ما رفتار کنید.ما سر خورده می شویم. _اخی دلم کباب شد.عزیزم حالا که این جوری شد برو. برو و یه زندگی جدید رو شروع کن. هوخشتره دست منو به ارومی رها کرد و رفت به سمت سرنوشتش. هوی کجا می ری حداققبل از رفتن یه حالی به ما بده. ما هم ارزو به دل نمونیم هوخشتره در حالی که برای من بیلاخ می انداخت . رفت و بین جمعیت گم شد. بعدا فهمیدم با یه پسر تهرونی اشنا شده و الان هم با هم یه زندگی جدید رو شروع کردن. . . .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174188</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه کس خوشگلی داره این جنده خانوم تاتو باز</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 May 2019 07:53:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمکه]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تمامتر]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمن]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمتا]]></category>
		<category><![CDATA[کوبوند]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گوساله]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مقابلش]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزدچند]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[می مالیدمآبش نمی اومد با فیلم سکسی تحکم بهم گفت پاشو این یکی بشینهمثل گوساله اطاعت کردمتا بلند شدم چسبوند به در کونمدستشو گذاشته بود رو شونمیه سکسی دست دیگه شم گذاشته بود پهلوی راستمهی شاه کس با کیرش تقه میزد به در کونمهمه نگاه می کردنولی اون حالیش نبودمجبور شدم ایستگاه کونی بعدی پیاده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>می مالیدمآبش نمی اومد با فیلم سکسی تحکم بهم گفت پاشو این یکی</h2>
<p>بشینهمثل گوساله اطاعت کردمتا بلند شدم چسبوند به در کونمدستشو گذاشته بود رو شونمیه سکسی دست دیگه شم گذاشته بود پهلوی</p>
<h3>راستمهی شاه کس با کیرش تقه میزد به در کونمهمه نگاه می</h3>
<p>کردنولی اون حالیش نبودمجبور شدم ایستگاه کونی بعدی پیاده بشماونم پیاده شد تو خیابون هی انگشت تو کونم می کردسوار ماشینم</p>
<h4>کردمنو جنده بد تو یه حموم حوالی خیابون انقلابتو حموم هیشکی</h4>
<p>نبودرفتیم نمرهشروع کرد به لخت شدنوقتی پستون لخت شدلباشو آورد جلو لبامو میک زددو تا تف گنده هم انداخت تو دهنممکیرمو</p>
<h5>با دستش کوس از روی شلوارم گرفت دست راستمو از طرف</h5>
<p>دیگه گذاشت رو کیرشیه دفعه موهای سرمو گرفت کشید پایینمثل شتر در مقابلش زانو زدمکیرشو تا ته کرد تو دهنمهمونجوری که موهامو سکس داستان گرفته بودکیرشو محکم</p>
<h6>تا ته حلقم فرو كردمزه شاشش اب منی ایران سکس و بوی</h6>
<p>پشماش داشت حالمو بهم میزدچند بار خواستم سرمو از دستش خلاص کنم نذاشت زورش به من می چربیدوقتی حسابی دهنمو گاییدبلندم کردشلوارمو کشید پاییندوتا اخ تف کنده چسبوند در کونمبعد سر کیر گنده شو تو کونم احساس کردمهمینکه سر کیرش رفت تو کونمبقیه شو با فشار داد تو سوزش شدیدی اطراف سوراخ کونم احساس کردمدرد بود که میریخت تو جونمپاهام ضعف رفتهمینکه دید دارم ناله میکنمموهامو کشید عقبپرتم کرد روی سکوی داخل حمامدروسطم بستاومد نشست رومموهامو گرفت دستشسرمو با فشار کوبوند به سنگدست چپشو برد پایین کیرشو گرفت با فشار هل داد داخل کونمبا هر بار فشار کیرش به داخل کونمبا غیظ سرمو محکم می کوبوند به سنگمثل اینکه داره با اسب یورتمه میرهاونجا روی سنگ کثیف و سرد حمام نمره وسط شهر فهمیدمسکس اسب سواریهبسته به اینکه چه موقعیتی در سکس داشته باشینقش اسب یا سوار را بر عهده خواهی داشتمن در اون لحظات اسب بودمکه سوارم به شدت هر چه تمامتر مرا میراندو عجیب اینکه از اینهمه وحشیگری لذت می بردم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2091</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مسابقه عصر عجیب!</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%b9%d8%b5%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%b9%d8%b5%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Apr 2019 19:22:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آموزشی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[استوار]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افزایش]]></category>
		<category><![CDATA[اقیانوس]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اووووف]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برگزار]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پرداخت]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابلوی]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبمو]]></category>
		<category><![CDATA[تشویقش]]></category>
		<category><![CDATA[تقاضای]]></category>
		<category><![CDATA[جایگاه]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانمها]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داورها]]></category>
		<category><![CDATA[درگیری]]></category>
		<category><![CDATA[درنهایت]]></category>
		<category><![CDATA[دریایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دقایقی]]></category>
		<category><![CDATA[دلنشین]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[زنانگی]]></category>
		<category><![CDATA[ساپورت]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شیرموز]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدری]]></category>
		<category><![CDATA[فانتزی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کماکان]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکترین]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گوساله]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[متفاوت]]></category>
		<category><![CDATA[مرجانم]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[هزاران]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مسابقه عصر عجیب! طنز به همت دوستان در سایت سکس قرار شد مسابقه روایت بهترین داستان سکسی رو تو تالار آویزون ! و در بین کاربرهای سکس همیشه درصحنه شهوانی برگزار کنیم. مسابقه ای با هدف ترویج انواع سکس و سکس با شعار &#8220;برای هم جق نزنیم، سکس با شعار &#8220;برای هم جق نزنیم، با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مسابقه عصر عجیب! طنز<br />
به همت دوستان در سایت سکس قرار شد مسابقه روایت بهترین داستان</h2>
<p>سکسی رو تو تالار آویزون ! و در بین کاربرهای سکس همیشه درصحنه شهوانی برگزار کنیم.<br />
مسابقه ای</p>
<h3>با هدف ترویج انواع سکس و سکس با شعار &#8220;برای هم جق نزنیم،</h3>
<p>سکس با شعار &#8220;برای هم جق نزنیم، با هم جق بزنیم&#8221;</p>
<p>سخت ترین کار واسه اجرای</p>
<h4>با هم جق بزنیم&#8221;</h4>
<p>سخت ترین کار واسه اجرای مسابقه انتخاب چهار داور</p>
<p>شهوانی! و در بین کاربرهای همیشه درصحنه شهوانی برگزار کنیم.<br />
مسابقه ای با هدف ترویج انواع سکس و با شعار &#8220;برای سکس هم جق نزنیم، با هم جق بزنیم&#8221;</p>
<p>سخت ترین کار واسه اجرای مسابقه انتخاب چهار داور از بین این</p>
<h5>مسابقه عصر عجیب! قرار شد مسابقه روایت بهترین فیلم سکسی داستان سکسی رو تو تالار شهوانی!</h5>
<p>ای با هدف ترویج انواع سکس و با سکس داستان شعار &#8220;برای هم جق نزنیم، با هم جق بزنیم&#8221;</p>
<p>سخت</p>
<h6>مسابقه عصر عجیب! هم جق نزنیم، با هم جق بزنیم&#8221;</h6>
<p>سخت ترین کار واسه اجرای مسابقه انتخاب</p>
<p>هم جق نزنیم، با هم جق بزنیم&#8221;</p>
<p>سخت ترین کار واسه اجرای مسابقه انتخاب چهار داور از بین این همه کامنت نویس قهار و مستعد با دایره واژگان نامحدود تو فحش! بود.</p>
<p>باید واسه جذابیت مسابقه داورهای متفاوت رو انتخاب میکردیم. یه داور سخت گیر و بددهن! داوری با تریپ منطق و علم! داوری شوخ و شوت و کمدی! و در کنار اونها یک داور زن با کلی احسااااس&#8230;..</p>
<p>دونفر اول از قبل مشخص و حضورشون قطعی بود! روزی که از بین فحش ها و کامنت ها گذر میکردم و چشمم به پاشنه طلا افتاد با دیدن همون لفظ انترش گفتم این خود خودشه! سخت گیر و بددهن!</p>
<p>وقتی در ادامه دیدم یه نفر به اسم ناصر39 واسه دوخط داستان 6خط کامنت گذاشته و داستان رو تجزیه تحلیل کرده خیالم از بابت دومین داور هم راحت شد!</p>
<p>واسه داور احساسی بین خانمها اما انتخابم سپید بود. وقتی در جواب پیام سلامم سی بیت غزل با کلی رز برام فرستاد به خودم بابت انتخابم تبریک گفتم!</p>
<p>بین کامنت ها اما مدام کامنتهای کمدی و بی ربط کاربری پرادعا رو میدیدم که فیلمی بود واسه خودش.<br />
داور کمدی ما اصرار داشت اسمش آورده نشه و من هم به احترامش اون رو تو شرح مسابقه &#8220;مجهول&#8221; نامگذاری میکنم.</p>
<p>اسپانسر هم بدون تغییر نام همون به پرداخت ملت بود! نمیدونم چرا ولی از اسمش خوشم میومد! چون هم خوب پرداخت میکرد و هم کسی رو دست خالی رد نمیکرد!</p>
<p>واسه دادن بار علمی به مسابقه هم کلی بنر و شعار آموزشی به همت عمو کاندومی تو تالار نصب شده بود:<br />
_سکس در هر زمان، در هر مکان&#8230;..<br />
_با کاندوم رویای خود را بسازید&#8230;..<br />
_با کاندوم در هر سکس مطمین برانید.</p>
<p>بالاخره شب اول مسابقه فرا رسید. تو ورودی تالار به هر کاربر یه گلنار داده می شد و تو تمام مسیر تالار و گوشه کنارش جامایعی های پر از کف مخصوص دوستان قرارداده شده بود.<br />
ستاد بحران شهوانی هم صد گالن تف واسه حوادث غیرمترقبه و کمبود کف حین مسابقه پیش بینی و آماده کرده بود.<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.<br />
داورها با بیلاخ حضار تو جایگاه خودشون قرار گرفتن و بالاخره مسابقه آغاز شد.</p>
<p>نفر اول: سلام من آرمانم 17 ساله اسم داستانم تجاوز 25 مرد همزمان بهم تو استخر!<br />
نظر داوران بعد از شنیدن داستان:<br />
ناصر39 : شما تابلوی ورودی مسابقه رو نگاه کردین؟؟ فقط بالای 18 سال! من به دلیل نه به ترویج سکس با کودکان! رای منفی میدم.<br />
پاشنه طلا: آخه کون دادن که دیگه این همه آب و تاب نداره پلشت. نظرم منفی انتر!<br />
مجهول با نیش باز: اگه مثل من زرنگ بودی میتونستی در بری از دستشون! اما بدلیل هم ذات پنداری باهات نظر من مثبت!<br />
سپید: تلخ بود! من رو سوار چرخ وفلکی کردی و با تعریف از هر تجاوز بهت یه دور من رو تو آسمون قلبت چرخوندی! به خاطر روح زخمی و بال شکستت منم مثبته نظرم!.</p>
<p>با مساوی شدن رای داوران کار به انتخاب تماشاگران رسید. بین جمعیت یکی فریاد میزد کونده 30 تاش میکردی تا ارضا بشیم! یکی تقاضای کف میکرد و یکی با کیر خوابیده میگفت از تجاوز بیزارم!<br />
درنهایت پسر حذف و به گی خانه شهوانی عودت داده شد.<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.<br />
شرکت کننده دوم: سلام. من ژیلا هستم. 25 سالمه. مطلقه. اسم داستانم: روزی که صفر مرا زن کرد!<br />
نظر داوران پس از شنیدن داستان:<br />
پاشنه طلا: نگفتی انتر مامانت چند سالشه؟؟؟ تو یه جقی بیشتر نیستی گوساله پلشت! منفی&#8230;.</p>
<p>ناصر39: یک ایده بکر! یک روایت قوی! متنی همچون قامت شما استوار! فضاسازی منطقی! ممکنه یه چرخ بزنید؟؟ بله! لوکیشن هم بسیار خوب و جذاب! من مثبتم. کماکان برامون بدید (بنویسید)!</p>
<p>سپید: الهی&#8230;. با تک تک جمله ها، بوسه ها و تلمبه های داستانت زندگی کردم! مثل یه ماهی تو اقیانوس جرخوردنت گم شده بودم. واسه لذت از بارون قید چترت رو زدی و با خیس شدن تنت به بهار سلامی تازه کردی! نظرم مثبته با یه شاخه رز!</p>
<p>مجهول با نیش باز: به نظرم اشتباه کردی به شوهرت دادی! من خودم پردمو تو استخر از دست دادم و درکت میکنم. ولی نظرم منفی.</p>
<p>با مساوی شدن آرا دوباره نوبت به انتخاب کاربرها رسید:<br />
یکی میگفت: بانو برده نمیخواین؟؟ من عاشق کس لیسیم! از ته تالار یکی داد زد طلاقش بده صفر لاشی رو!<br />
یکی هم میگفت: ژیلا خانم من و همسرم دنبال یه زوجیم واسه ضربدری! با صفر خصوصی بهم پیام بدین!</p>
<p>درنهایت با کف و بوس کاربران دست به کیر و جووووووووووون گویان، ژیلا به فینال راه یافت.<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.<br />
نفرسوم: سلام. کیر کلفتم! 35 سانت کیر دارم. ورزشکارم&#8230;&#8230;اسم داستانم: کردن خالم با 7 تا دخترش همزمان!<br />
نظر داوران بعد از شنیدن داستان:<br />
پاشنه طلا: قول میدم یه نخود هم لاپاهات نیس بچه کونی! گوساله گربه های محله خالت هم بهت نمیدن انتر! منفی.<br />
ناصر 39: حتی اگر بحث سکس با محارم رو هم در نظر نگیریم، بنده با افتخارعنوان میکنم که خزعبلی بیش نبود!!! منفی<br />
سپید: نتونستم با داستانت پربگیرم و تو فضای خونه خالت سکس شما رو درحال پرواز تجسم کنم. شلختگی روحت با ادبیاتت، روح من رو هم آزرده کرد. منفی با یه رز پژمرده!</p>
<p>مجهول: من خودم 40 سانت کیر دارم و میفهمم چی میگی! من یه بارخواستم ترتیب دو تا خاله هام رو با هم تو حموم خونمون بدم! ولی با شنیدن صدای اب و دیدن وان یاد استخر و بچگیم افتادم و در نهایت&#8230;&#8230;.. من مثبته نظرم!</p>
<p>کیر کلفت حذف شده بود و داشت خارج می شد که تنی چند از مفعولان شهوانی به شوق 35 سانت کیرش تالار رو ترک و به وی پیوستند!</p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<p>نفر چهارم پسری 20 ساله بود که با ساپورت و تاپ وارد شد!<br />
سلاااام. من فرشادم. اسم داستانم: زنانه پوشی و دادن های من!<br />
(لازم به ذکر است درحین گفتن داستان تعداد زیادی از کاربرها با ناله و فریاد، اووووف گویان ارضاها شدندی)<br />
نظر داوران بعد از شنیدن داستان:<br />
پاشنه طلا: تو اون مغز نداشتت یه سرچ کن ببین به من ندادی قبلن؟ تو به کی ندادی تا حالا گوساله ی پلشت؟؟ کیر سقراط تو کونت انتر! منفی<br />
ناصر39: اجازه بدین دو نکته رو عنوان کنم! داستان به شدت غیرواقعی وغیرقابل باور بود! گاف های زیاد داستان تو ذوق میزد و من هم نظرم منفی است.</p>
<p>مجهول خندان: من خودم یه بار شرت و سوتین خالم رو پوشیدم و کون دادم. حال کردم. نظرم مثبته!<br />
سپید: عاشق تناقض شیرین داستانت بودم. قد و اندام مردونت با ظاهر زنونه پوشت! صحبت از آلت بزرگت کردی ولی درنهایت کون دادی! حتی رنگ متضاد ساپورت مشکی و تاپ سفیدت ذهن آدم رو درگیر یه کشمکش دلچسب درونی میکرد! یه چالش دلنشین واسه ذهن! مثل دریایی که دوست داره کویر باشه! من نظرم مثبته!</p>
<p>دوباره رای مساوی و دوباره حضار.<br />
دو نفر از حضار واسه بررسی صحت زنانگی بدن فرشاد و میزان پشم و لطافت پوستش گوشه ی تالار اونو لخت کردن و بعد از تاییدشون فرشاد در میان تشویق و هیاهوی جمعیت غیب شد و به فینال رفت!!<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..</p>
<p>نفر پنجم: سلام. مرجانم. اسم داستان: سکس رویایی من با بردیا.<br />
نظر داوران بعد از شنیدن داستان:<br />
پاشنه طلا: انتر بردیا شاشید روت و تو لذت بردی؟ رویات و خودتو گاییدم جنده. منفی</p>
<p>_ناصر39: تعجب میکنم چطور دختری مثل شما حاضر می شود کیر پسر رو پس از سکس از پشت، ساک بزند و لذت ببرد؟؟! من توهین نمیکنم ولی سوال میکنم از ادمین عزیز! که چرا اجازه ورود چنین دوستانی رو به مسابقه داده! دیسلایک!!!</p>
<p>مجهول: من خودم زیاد شاش خاله هام رو خوردم و فانتزی بازم! درکت میکنم! مثبت.</p>
<p>سپید: عزیزم بردیای داستانت واسم ملموس نبود! انگار یه خیال و یه رویا بود تو ذهن مغشوش دختری که تمام آرزوهاش رو محدود به جیش مَردش کرده! من به داستانت منفی میدم ولی به خودت یه دسته رز!</p>
<p>مرجان در حالیکه نیمی از کاربرها تشویقش میکردن و نیمی دیگه داورها را هووووووو میکردن از تالار خارج شد.</p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..<br />
طبق برنامه و با حمایت به پرداخت بین تمام کاربران شیرموز جهت تجدید قوا واسه جق بعدی پخش شد و بعد از چند دقیقه نفر بعد وارد شد.</p>
<p>نفر ششم: سلام. اسمم رضاست. اسم داستان: سکس خشن با آبجی نازم!<br />
با اتمام داستان نیمی از کاربرها فریادِ دوباره دوباره سر می دادند و عده ای هم شعار بی غیرت! بی غیرت! خجالت! خجالت! رو فریاد میزدن.<br />
درگیری ها بالا گرفت. ادمین با نهایت سرعت حساب کاربرهای معترض روغیرفعال میکرد! و پلیس ضدشورش سایت به رهبری&#8230;.. وارد عمل شد و بالاخره بعد از دقایقی پرتنش، جو آروم شد.</p>
<p>نظر داوران بعد از شنیدن داستان:<br />
پاشنه طلا: یه نگاه به جمعیت پشت سرش کرد! انتر و پلشت گفتن رو بیخیال شد و آروم به دادن رای مثبت اکتفا کرد!<br />
ناصر39: بنده به شدت اعتقاد دارم که سکس با محارم &#8230;&#8230; صدای هوووووووووووووووووووی حضار نزاشت جمله خودشو کامل کنه و با شست برعکس دستش رای منفی خودش رو نشون داد.</p>
<p>سپید: کی شعر تر انگیزد&#8230; خاطر که حزین باشد/ یک نکته ازین معنی&#8230;. گفتیم و همین خیزد&#8230;.. اشکم رو درآوردی قلمت خاصه! ولی چیزی از من بهت نمیماسه! من نظرم منفیه!</p>
<p>مجهول: ببین من درسته با خواهرم سکس خشن نداشتم ولی خاله هام خشن ترتیبمو دادن. واسه همین نظرم مثبته!</p>
<p>وقتی کار به نظر حضار کشیده شد، رضا خواهرش رو دعوت کرد کنارش قرار بگیره!</p>
<p>دوباره درگیری ها به اوج رسید. از هردوسمت کاربرها با کیرهای شق در دست واسه هم شاخ و شونه میکشیدن. آمار سرهای شکسته با گلنار رو به افزایش بود. ضدشورش سایت به کمک تنی چند از نیروهای مردمی کنترل تالار رو بدست گرفتن.</p>
<p>با وخامت اوضاع در نهایت رضا هم به فینال راه پیدا کرد و با بوسیدن لبهای خواهرش خوشحالیشو با هواداراش تقسیم کرد!<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;<br />
نوبت به آخرین نفر رسید. تمام کاربرها کیر به دست و ایستاده منتظر شنیدن داستان آخر وارضا شدن بودن.<br />
همه پاکت های مخصوص اسپرم که با آرم به پرداخت کنار صندلیشون تعبیه شده بود رو تو دست گرفته بودند و آماده واسه پرتاب آب تو پاکت بودند.!<br />
شهوت تو وجود همشون بیداد میکرد&#8230;..</p>
<p>نفر هفتم: سلام. اسمم آرشِ. اسم داستانم: خاطرات خدمت! فقط ببخشید داستانم سکسی نیست ولی باحاله و واقعی&#8230;&#8230;</p>
<p>با گفتن این جمله داورها با عجله و با اسکورت به سمت در خروج فرار کردند و هزاران کاربر حشری و زخم خورده به سمت آرش حمله ور شدند.</p>
<p>هنوز هم بعد از گذشت چند روز کارشناسان شهوانی کوچکترین رد و اثری از بقایای آرش پیدا نکرده اند&#8230;&#8230;..		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%b9%d8%b5%d8%b1-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>8</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173414</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 05:41:13 by W3 Total Cache
-->