<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>گی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%da%af%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 30 Oct 2025 08:24:13 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>گی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>گی عاشقانه با احسان</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 30 Oct 2025 08:24:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[انال]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سکس پسر با پسر]]></category>
		<category><![CDATA[کردن سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=155029</guid>

					<description><![CDATA[من گی نیستم همین حالا بگم سال دوم دبیرستان بود با احسان دوست شدم دو سال از خودم کوچکتر بود یکم قد کوتاه و صورت سبزه ای داشت که به نظر من خیلی خوشکل بود دوستیمون در حد اسمس بود واصلا فکر سکس باهاش رو نداشتم اسمم محمده و تو شهرمون همه میخوان منو بکنن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من گی نیستم همین حالا بگم سال دوم دبیرستان بود با احسان دوست شدم دو سال از خودم کوچکتر بود یکم قد کوتاه و صورت سبزه ای داشت که به نظر من خیلی خوشکل بود دوستیمون در حد اسمس بود واصلا فکر سکس باهاش رو نداشتم اسمم محمده و تو شهرمون همه میخوان منو بکنن خودم از خودم خوشم نمیاد ولی خیلیا میگن خوشکلیو دختر کشو از این حرفا من احسان رو خیلی دوس داشتم و حاظر بودم همه کاری براش بکنم ولی اون خیلی مغرور بود باباشم از دست داده بود تو بچگی پس حساسم بود سرتونو درد نیارم سر یه بحث الکی باهام قهر کردو دیگه جواب منو نمیداد تا شد من دانشگاه قبول شدم یزد احسان جونم فوتبالیسته و تو لیگ یک استان بازی میکنهه یه ماه پیش بود که دوستام گفتن که ما یزد بازی داریم و شاید چند نفری اومدیم خونه ی شما من هم میترسیدم که نکنه نقشه ای واسه کردن من داشته باشن هم خوشحال بودم از اینکه تنها نبودم اسمس دادم به دوستم که کیا هستید شش نفر بودن که احسانم همراشون بود خیلی خوشحال شدم از اینکه احسانم هست سریع خونه رو تمیز کردم و به خودم حسابی رسیدم منتظرشون بودم تا اینکه رسیدن درو واسشون زدم منتظر شدم دل تو دلم نبود احسانو ببینم نفر آخری احسان بود وقتی دیدمش نزدیک بود اشکم در بیاد خیلی دوسش داشتم ولی به خاطر غرورم فقط یه سلام باهاش کردم بساط قلیون رو راه انداختم یه سه ساعتی به همین منوال گذشت که حس کردم احسان هم خیلی به من نگاه میکنه گفتم حتما دوباره میخواد با هم رفیق شیم بچه ها گفتند چون صبح بازی داریم و برا آنالیز باید بریم بهتره که زود بخوابیم 5 تاشون باید تو پذیرایی میخوابیدند یکیششونم با من تو اتاقه من من داشتم جای خوابیدنشون رو پهن میکردم که شنیدم احسان گفت من تو اتاق میخوابم یهو هوش از سرم پرید یه نگاهی بهش کردم از خوشحالی نمیدونستم دارم چی کار میکنم رفتم دسشویی و مسواک زدم اومدم بیرون دیدم همه خوابند و احسانم تو اتاقمه با تردید رفتم تو دیدم احسان رو زمین خوابیده نمیتونستم باهاش حرف بزنم قلبم داشت بکوب میزد رفتم سرجام رو تخت خوابیدم یه نیم ساعت گذشت رو دنده ای خوابیدم که احسان رو میدیدم دیدم زل زده بهم قلبم وایساد با تپه تپه گفتم چیه چیزی شده گفت نه دلم برات تنگ شده بود داشتم نگات میکردم گنگ شدم و فقط نگاش میکردم که دوباره بهم گفت میدونی واسه چی کناره بچه ها نخوابیدم چون روم نظر داشتند نمیخواستم بیام اینجا مزاحمت شم قصدم این بود که برم هتل کناره تیم که بچه ها گفتند نه حتما باید بیای کم کم داشت روم باز میشد بهش گفتم حالا که کناره منی نترس گفت آرامشی که الآن دارم تو خونه هم نداشتم محمد ببخش اونموقع اذیتت کردم اونموقع بچه بودم نمیدونستم چی باید بهش میگفتم و فقط بهش نگاه میکردم یهو پاشد نشست و گفت یا تو بیا پایین یا من بیام بالا با هم حرف بزنم تا صدامون بچه ها روبیدار نکنه بدون اینکه من چیزی بگم اومد کنارم خوابید بعد نیم ساعت خاطره تعریف کردن دیگه خیلی بهم نزدیک شده بودیم که احسان یهو روشو کرد طرفمو گفت محمد لوس نمیشی بگم دوستت دارم منم با کمی مکث همونطوری که نگام تو چشماش بود گفتم من خیلی بیشتر دوستت دارم حرفم که تموم شد دیدم چشماشو بسته و داره صورتشو نزدیک میکنه یهو لبشو چسبوند به لبمو دستشو انداخت دور کمرم وای چه حالی میداد لب گرفتن اونم از احسان بعد یه یه ساعت لب گرفتن دیدم دستش داره سینه هامو میماله و بدنم رو نوازش میکنه پیش خودم گفتم بذار هر کاری دوس داره بکنه نمیخوام بهش بد بگذره آروم از رو شلوار کیرمو نوازش کرد کیرم خوابه خواب بود که مجبور شد بیدار شه منم دستمو کم کم رسوندم به کیرش و که دیدم راسته و یکم کیرش ازم کوچکتر ولی کلفت تر بود همینطوری داشتیم لب میگرفتیم کیرای همدیگه رو هم میمالیدیم که احسان دستشو کرد تو شلوارمو کیرم و لمس کرد و که یهو گفت وای این چیه منم گفتم این چیه که تو دست منه دوباره شروع گرفتیم به لب گرفتنو کیر مالوندن دستشو از تو شلوارم در آورد اومد روم خوابید و لب میگرفت در حین لب گرفتن تی شرتمو آروم در آورد منم دقیقا همینکار رو کردم وقتی بدنامون به هم خورد خیلی حال کردم به همون روش شلوار و شرت همدیگرو هم در آوردیم دیگه لخته لخت تو بغل هم بودیم و لب میگرفتیم و کیرامون رو روی همدیگه میمالوندیم احسان دست از لب گرفتن برداشتو گفت و حیفه خیلی خوشمزست ولی باید ادامه بدم آروم رفت سینه هامو یکم لیس زدو زبونش و تا نافم کشید و یهویی کیرمو کرد تو دهنش حال اونموقمو نمیتونم توصیف کنم خیلی حال میداد بعد مدتی سرشو آورد بالا و گفت تو نمیخوری از منو گفتم تو جون بخواه عزیزم رفتم سراغه کیرشو شروع کردم به خوردن دو تاییمون بلد نبودیم ساک بزنم یهو کیرشو کشید عقبو اومد بغلم کرد و باز شروع کردیم به لب گرفتن و کیرشو میمالوند رو کیرم بعد پاشدو دمر خوابید رو زمینو گفت من هنوز کون ندادم بیا یه لا پایی بزن گفتم نه من اینکارو نمیکنم تا ندونم تو هم حال میکنی یا نه ترسیدم شاید روش نشه بعدش منو بکنه منم فقط میخواستم امشب به اون خوش بگذره دمرو خوابیدم گفتم اول تو گفت آخه محمد که گفتم آخه نداره اومد روم خوابید یکم تفت زد لا پامو و لای کونم کیرش رو وقتی گذاشت لای پام یه حال وصف نشدنی ای داشتم شروع کرد به جلو عقب کرن کیزش و همونطوری منو بغل کرد ه بود و پشتمو میبوسید یهو گفت داره میاد گفتم یه لحظه پاشو رومو کردم طرقشو کفتم بیا لب بده خودتو بمال رو دلم تا آبت بیاد همین کار رو کرد تو لب دادنه آب داغش ریخت رو دلمو یه آه بلند کشیدو ولو شد روم یه پنج دقه زبونش تو دهن من مونده بود بی حال بود دمر شد و گفت حالا نوبته توئه من گفتم احسان من نیازی ندارم که گفت اگه نیای دیگه نه من نه تو مجبور شدم و رفتم روش خوابیدم تف کردم لاپاشو شروع کردم به تلمبه زدن خیلی بهم حال میداد داشت آبم میومد که بهش گفتم گفت بریز رو کمرم بعد اومدن آبم همونطور خوابیده بودم روش دو تائیمون خوابمون برده بود یه ساعت بعدش من بیدار شدم خواستم ز روش بلند شم آرو تا بیدار نشه ولی چون آبم چسبیده بود بین بدنمون باعث شد اونم بیدار شه یه نگاهی بهم کرد و پاشدیم لباسامون رو پوشیدیم و باز تا یه ساعت لب گرفتیم نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">155029</post-id>	</item>
		<item>
		<title>احساس گی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%af%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Jun 2025 14:10:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[انال]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سکس پسر با پسر]]></category>
		<category><![CDATA[کردن سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=155038</guid>

					<description><![CDATA[اولین باری که احساس کردم به گی بودن علاقه دارم برمیگرده به اول راهنمایی الان 23 سالمه یعنی تقریبا 10 سال پیش یه دوستی داشتم به اسم حامد که سر کلاس پیش هم مینشستیم من اون زمان اصلا چیزی از سکس و این حرفا نمیدونستم اون برام از سکس میگفت که مثلا یه فیلم دیدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اولین باری که احساس کردم به گی بودن علاقه دارم برمیگرده به اول راهنمایی الان 23 سالمه یعنی تقریبا 10 سال پیش یه دوستی داشتم به اسم حامد که سر کلاس پیش هم مینشستیم من اون زمان اصلا چیزی از سکس و این حرفا نمیدونستم اون برام از سکس میگفت که مثلا یه فیلم دیدم اینطوری بود و اونطوری بود منم چون واسه اولین بار بود میشنیدم خیلی جذاب بود برام خلاصه همیشه از این حرفا میزد برام منم لذت میبردم یه بار همینطور که حرف میزد منو انگشت کرد سر کلاس منم خوشم اومد اما خودمو زدم به اون راه چون خجالت کشیدم خلاصه این شد عات که همیشه منو انگشت میکردو منم حال میکردم اصلا نمودنستم گی چیه ولی از این کار لذت میبردم کم کم دیگه خودمم دوست داشتم منو انگشت کنه اما روم نمشد بهش بگم ما همیشه با هم بودیم و همیشه هم در مورد این چیزا حرف میزدیم حتی با هم میرفتیم خونه و تو راه خونه از کوچه پس کوچه ها میرفتیم و حامدم منو انگشت میکرد بعضی وقتا هم از رو شلوار کیرشو میمالید به کونم من واقعا لذت میبردم از این کار اما حرفی نمیزدم حسابی خجالتی بودم کم کم روم بهش باز شده بود و بهش میگفتم منو انگشت کنه حسابی حال میکردم از این کار یه بار که داشتیم برمیگشتیم خونه تو راه بهم گفت بیا بریم یجا بکنمت منم گفتم نه دوست ندارم هرچی اصرار کرد قبول نکردم چون میترسیدم از اون به بعد خیلی بهم میگفت و من قبول نمیکردم ولی یه روز گفت پس بزار دستمو کنم تو شرتت انگشتت کنم من گفتم نه ولی شل گفتم اونم به زور دست کرد تو شلوارمو انگشتشو کرد تو کنم خیلی مزه داد بهم بهترین حالی بود که تا حالا کرده بودم دیگه همیشه تو راه خونه این کارمون بود سر کلاسم که هر وقت کسی حواسش نبود انگشتم میکرد حسابی علاقه پیدا کرده بودم به این کارا واقعا نمیدونم چرا اما احساس خوبی داشتم خودم از انگشت کردن کس دیگه بدم میومد اما همیشه دوست داشتم دست یکی تو کونم باشه حتی حامد یه بار بهم گفت خوب تو بیا منو بکن اما من اصلا بدم میومد حتی بهش فکرم نمیکردم فقط از ور رفتن با کونم لذت میبردم خلاصه حامد خیلی اصرار به کردن من داشت ولی من قبول نمیکردم یکم دو دل بودم ولی میترسیدم چون نمیدونستم چه جوریه اما بلاخره انقدر اصرار کرد راضیم کرد یه روز برم خونشون حسابی استرس داشتم همون اول که رفتم نشست کنارم و شروع کرد به انگشت کردنم منم حسابی لذت میبردم دستشو کرد تو شلوارم انگشتشو کرد تو کونم یکم دردم گرفت گفتم آخ بعد شلوارشو کشید پایین گفت چیه پس اینو میخوای چی کنی میخوریش گفتم نه اون موقع از ساک زدن بدم میومد بعد منو خوابوند رو تخت شلوارمو در آورد خودشم خوابید روم کیرشو گذاشت لای کونم عالی بود خیلی داشتم حال میکردم بعد گذاشت لای پام یکم لاپایی زد کیرش داغ بود تا حالا همچین حسی نداشتم اصلا دوست نداشتم تموم شه یه چیز داغ لای کونم بود که واقعا لذت بخش بود برام داشتم حسابی لذت میبردم که دیدم بلند شد یکم کرم آورد زد به کونم بعد کیرشو گذاشت دم سوراخ کونم و فشار داد تو من یه لحظه یخ کردم گفتم آیییییی در بیار اما اون گوش نکرد یکم عقب جلو کرد منم نفسم بند اومده بود از درد با خودم میگفتم عجب غلطی کردما خلاصه حامد منو میکرد و منم آی آی میکردم میخواستم گریه کنم دیگه که دیدم کیرشو درآورد و آبش اومد منم سریع پاشدم و لباس پوشیدم که برم اما از درد نمیتونستم خوب راه برم زود خدافظی کردم و رفتم فرداش حامد بهم گفت چرا اونطوری کردی رفتی منم گفتم قرارمون این نبود وقتی من دردم اومد تو نباید ادامه میدادی اونم گفت اشکال نداره که دفعه اولت بود بعد برات عادی میشه منم گفتم دفعه بعدی وجود نداره دیگه واقعا دوست نداشتم بدم اما چند روز که گذشت باز دلم میخواست یکی انگشتم کنه باهام ور بره چون نمیشد این حسمو انکار کنم یه بار سر کلاس که بودیم کیر حامد و گرفتم باهاش ور رفتم اونم شروع کرد به انگشت کردن من و دوباره شروع شد یه هفته بعد حامد دوباره بهم گفت بازم میای خونمون منم گفتم نه دوست ندارم هی اصرار کرد که بیا و قول میدم دردت نیاد منم ازش قول گرفتم که اگه منو نکنی میام فقط بذاری لای کونم چون واقعا لذت میبردم از این کار اونم قبول کرد خلاصه رفتم همین رفتم تو هنوز نشسته بودم که اومد پشتم خودشو مالید بهم بعد شروع کرد به انگشت کردنم و خوابوندم رو تخت کیرشو گذاشت وسط کونم مالید داشتم حسابی حال میکردم ولی هی کیرشو میاورد دم سوراخ کونم میمالید بهش منم میگفتم نکن شروع کرد به اصرار کردن که بذار بکنم قول میدم دردت نیاد صابون میزنم اصلا نمیفهمی منم گول خوردم رفت صابون و خیس کرد آورد مالید به کونم و کیرشو کرد تو کونم باز دردم گرفت و آی آی کردم اما کمتر از قبل یکمم که عقب جلو کرد دردش یکم کمتر شد کیرشم تا ته نمیکرد تو یکم که کرد زود آبش اومد آبشو ریخت رو کونم بعد از اون باز با اصرار یه بار دیگه حامد منو کرد اما مدرسمو که عوض کردم دیگه ندیدمش الان بعد 10 سال خیلی دوست دارم بیاد باز منو بکنه میخوام این بار کیرشم بخورم چون اون موقع از ساک زدن بدم میومد و این کارو نکردم براش الان اگه بود میذاشتم هرجوری بخواد منو بکنه چون بهترین خاطره هام با اون بوده نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">155038</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ساک دوطرفه توی ماشین</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%af%d9%88%d8%b7%d8%b1%d9%81%d9%87-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%af%d9%88%d8%b7%d8%b1%d9%81%d9%87-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Jun 2025 14:10:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[انال]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سکس پسر با پسر]]></category>
		<category><![CDATA[کردن سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=154998</guid>

					<description><![CDATA[سلام اول این رو بگم که من گی نیستم اما همیشه از دوره دبیرستان دست زدن و بازی کردن با کیر رو دوست داشتم چندین بار اتفاق افتاده بود که به بهانه این که اگه داری بذار بهش دست بزنم به کیر دوستام دست زده بودم و این کار خیلی تحریکم می کرد این داستان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام اول این رو بگم که من گی نیستم اما همیشه از دوره دبیرستان دست زدن و بازی کردن با کیر رو دوست داشتم چندین بار اتفاق افتاده بود که به بهانه این که اگه داری بذار بهش دست بزنم به کیر دوستام دست زده بودم و این کار خیلی تحریکم می کرد این داستان مربوط به حدود 5 سال قبله که از شدت فشاری که روم بود حسابی به فکر افتاده بودم که باید حتما سکس کنم قضیه اینطوری شروع شد که من مرتب می رفتم توی چت روم های سکسی یاهو برای پیدا کردن یه دختر برای سکس اما هر چقدر تلاش می کردم می فهمیدم همه پسر هستند خلاصه این قضیه در کنار تمایل قدیمی من به کیر باعث شد به این فکر بیافتم که یه پسر پیدا کنم که هم من با کیرش بازی کنم و هم اون با کیر من چند وقتی دنبال یه آدم مطمئن و خوب می گشتم اما هر بار به محض جدی شدن می ترسیدم شماره بدم و کلا بی خیال می شدم تا اینکه یه بار اینقدر حشرم زد بالا به یه پسر شماره دادم چون نصفه شب بود قرار شد فرداش یعنی جمعه زنگ بزنه اما از شانس من به جای فرداش دو هفته بعدش وقتی توی خونه نشسته بودم دیدم اسمس اومد که ساک دو نفره تو ماشیین هستی هیچ وقت یادم نمیره که چقدر یهو به هم ریختم با خودم گفتم که خودشه باید حتما این کارو بکنم سریع اسمس دادم و گفتم آره و بعدشم بالای میدون رسالت سر فرجام قرار گذاشتیم وقتی اومد گفت که بریم توی ماشین خلاصه با هم رفتیم و من گفتم اول تو بخور اونم گفت باشه کیرم رو که در آوردم با اینکه هنوز خواب بود به محض دست زدن اون به کیرم آبم اومد اینقدر شاکی شدم که حد نداشت همه امیدم نا امید شده بود اونم سریع دستش رو تمیز کرد و کیرش رو درآورد و بهم اشاره کرد که بخورم کیرش حدود 15 سانت بود اما سفت سفت یعنی درست مثل سنگ بود یه کم هم به بالا تاب داشت که حالت سکسی تری بهش می داد با اینکه ناراحت بودم اما دیدم بهترین موقعیته که حداقل کیر بخورم و حال کنم و به این آرزوم برسم شروع کردم اول کیرشو مالیدم و بعدشم شروع کردم به خوردن وای که چه حس جالبی بود حس می کردم دارم یه آب نبات چوبی گنده اما نرم رو می کنم کنار لپم هیچ وقت اون دقایق رو یادم نمی ره تازه داشتم لذت می بردم که گفت سریع بیا بالا دیدم از خونه ای که دم درش بودیم یه نفر اومده بیرون سریع ماشین رو روشن کرد و راه افتادیم کلی گشتیم اما اون دور و برها جایی پیدا نکردیم در حالی که هنوز شلوارش باز بود رفتیم دم دانشگاه علم و صنعت درست کوچه پایینی دانشگاه یه جای تاریک وایستاد و کیرش رو درآورد شروع کردم خوردن اما مگه می اومد حدود نیم ساعت مرتب مالیدم و خوردم واسه اینکه تحریک بشه ازم خواست که همزمان انگشتش کنم خلاصه بعد از حدود نیم ساعت آبش اومد منو پیاده کرد خداحافظی کردیم و کلی ازم تشکر کرد و گفت سکس خیلی خوبی داشته ازم خواست که بازم ببینمش و مکان جور کنیم که همدیگرو بکنیم و باز واسه هم ساک بزنیم اما من به محض اینکه اومدم خونه بهش اسمس دادم که اصلا دیگه نمی خوام ببینمت یا باهات صحبت کنم لطفا شماره منو پاک کن اون آی دی یاهو رو هم کلا پاک کردم راستش خیلی می ترسیدم کسی بفهمه و بعدا برام مشکل درست بشه از اون وقت دیگه کیر هیچ کسی رو نخوردم اما امروز دلم می خواد بازم ببینمش اون سکس با همه بدی هاش واسه من کلی خاطره بود یادش بخیر نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%af%d9%88%d8%b7%d8%b1%d9%81%d9%87-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">154998</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میل گی شدنم گل کرد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84-%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%85-%da%af%d9%84-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84-%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%85-%da%af%d9%84-%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Jun 2025 14:10:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[انال]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سکس پسر با پسر]]></category>
		<category><![CDATA[کردن سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=155001</guid>

					<description><![CDATA[میخوام اولین اولین سکس مو براتون تعریف کنم که اونوقت میل به گی شدن من زیاد گل کرد اولین سکس من با پسری به نام بختیار شروع شد وای عجب روزی بود اون روز اولش از اونجا شروع شد که ما چند تا رفیق بودیم همیشه با هم میگشتیم بختیار هم یکی از اونها بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>میخوام اولین اولین سکس مو براتون تعریف کنم که اونوقت میل به گی شدن من زیاد گل کرد اولین سکس من با پسری به نام بختیار شروع شد وای عجب روزی بود اون روز اولش از اونجا شروع شد که ما چند تا رفیق بودیم همیشه با هم میگشتیم بختیار هم یکی از اونها بود یه روز گرم تابستان که همگی از شنا بر میگشتیم تو را گفتیم بریم حمام عمومی دسته جمعی قبول کردیم رفتیم من اونوقت خجالت میکشیدم که بدنمو نشون دوستانم بدم منظورم کیرم و کونم بود همه لخت شدند الا من که شرت تنم بود وای اولین بارم بود که کیر رو از نزدیک میدیدم یکا از رفیقهام که اسمش کیوان بود پدر سوخته عجب کیر بزرگی داشت نزدیک ۲۵ سانتین بود حس عجیبی داشتم که اگه این بره تو کونم چی میشه خلاصه شروع کردند به جلق زدن من هم که خجالت میکشیدم جلوشون جلق بزنم رفتم رختکن حمام و از یه گوشه به کیر کیوان نگا میکردم و تو خیالم که داره منو میکنه وا چه حسی بود از اون ور نمیدونستم که بختیار داره منو نگا میکنه که محو تماشای کیر کیوان شدم یه دفعه چشمم به اون افتاد دیدم منو نگا میکنه من هم از خجالت یه نگا به اون کردم و دیدم لبشو گاز گرفت و سرشو تکون داد من هم که تا اون این کار رو کرد خنده زیر لبی به او کردم اخه اونوقت ما ۱۵ ۱۶ سال بیشتر سن نداشتیم هر جور بود ابم اومد اونها هم ابشون اومده بود اب من اونوقت زیاد غلیض نبود و زیاد اب نداشتم تموم شدیم لباسا مون رو پوشیدیم رفتیم بیرون شب همان روز بختیار منو دید گفت شیطون دیدم چه جور محو کیر کیوان شده بودی چیه خوشت میاد کیر من هم کوچک نیست اگه میخوای بختیار گفت فردا دوتایی بریم حمام یه جوری شدم حس عجیبی بهم دست داد که قبول کنم یا نه اون هم گفت اگه خواستی فردا بهم بگو من هم گفتم باشه وای شبش خوابم نبرد که نبرد هی تو فکر بختیار بودم که اگه کیرش بره تو کونم چه حسی داره با خودم گفتم میرم اولین بارمه یه امتحانی میکنم ضرر نداره که صبحش بختیار رو دیدم گفتم باشه میریم حمام قرار گذاشتیم ۲ بعدازظهر همون حمامی که دیروزش رفته بودیم موعد قرارمون فرا رسید دوتای رفتیم حمام و یه نمره پایین وان دار گرفتیم رفتیم تو لباسا مون رو دراوردیم فقط شرتمون مونده بود کیر بختیار بلند شده بود بد جوری مال من هم که نگو اخه رخت کن حمام یه پایه بلند داشت و بختیار اونجا وایساده بود گفتم شرتتو در بیارم گفت چرا که نه نزدیکش شدم شرتشو اروم کشیدم پایین صورتم درست جلو کیرش بود وقتی شرتش رو پایین کشیدم کیرش خورد به صورتم وای چه حالی داد دستم دراز کردم و اروم اروم کیرش رو مالش دادم اولین بارم بود که دست به کیر یه نفر دیگه میزدم وای چه حالی داد تمام و جودم رو یه حسی عجیبی فرا گرفت بد جوری بدنم میلرزید اخه اولین بارم بود من هم شرتمو پایین کشیدم بختیار کون سفید من رو که دید گفت وای عجب کون سفید و تپل و بی موی اخه کونم من اون وقت که ۱۵ سالم بود بی مو و جذاب بود اون هم اولین بارش بود که کون میدید یه دستی زد و فشارش داد و گفت قربونش برم از مال دخترها هم خوشکل تره خندیدم وای لحظه خوشی بود اون لحظه هیچ و قت یادم نمیره داخل وان حمام رو تمیز کردیم و اب سرد و گرم رو باز کردیم تا پر بشه و خودمون رو پایه کنار وان نشستیم و گفت بیا صابون به بدن من بزن من هم گفتم باشه داشتم صابون میزدم به بدنش گفتم به پشتتم بزنم گفت بله گفتم ناراحت نمیشی به کونت هم بزنم گفت نه من هم کم کم صابون رو به کونش می مالوندم وای عجب کونی داشت اون هم ولی من زیاد تو کف کیرش بودم تمام بدنش رو صابون کشیدم تموم شد رفت زیر دوش گفت تو نمیخوای گفتم چرا که نه من هم میخوام اومد جلو صابون رو گرفت یواش یواش داشت صابونم میزد شکم و سینه مو صابون زد یه دستی هم به کیرم که بلند شده بود زد وای لحظه عجیبی بود برگشت عقب و پشتم صابون میزد و رسید به کونم صابون زد حس میکردم که کیرش میره لای کونم بد جوری حشری شده بودم دستشو دور کمرم انداخت کیرش رو کرد لای کونم تند فشار داد کیرش دقیقاً لیس میخورد وبه تخمام میخورد حس خوبی بود گفت دراز بکشین کنار هم گفتم باشه گفت که پشتت رو به من کن من هم همین کار رو کردم دستش رو به کونم میمالوند هیچ وقت یادم نمیره اون لحظه لای کونم همش کف صابون بود کیرش رو گرفت سرش رو اروم اروم داشت داخل سوراخم میکرد ندونستم یهو یه درد عجیبی گرفتم اونهای که از پشت دادن میدونن چه دردی داره زود خودمو جلو کشیدم دستمو به کونم گرفتم چه دردی داشت وای نگو انگاری چاقو خورده بوم اخه تو عمرم اولین بارم بو این کار رو میکردم دستمو به سوراخم زدم دیدم خونیه ترسیدم نه اینه صابون زده بود اون تکان هم که زد کیرش که نزدیم ۱۵ سانتین بود تا نصفش کرد تو خیلی درد داشتم پاشدم گفت بیا نگا کنمت ببینم چیزیت نشده لای کونمو گرفت با دستهاش باز کرد حال عجیبی داشتم هم درد بود و از اون طرف دوست داشتم کیرش بره تو کونم کفت که هیچی نشده فقط کمی خون بود بس گفت اولین بارته شاید این طبیعی باشه گفتم باشه مسله ای نیست داخل وان رو که از قبل پر کرده بودیم دوتایی رفتیم توش جوری دراز کشیدیم که پاهامون جلو صورت هم دیگه باشه اون پای من گرفت منو کشید جوری که کونم رفت رو کیرش با دستش کیرشو گرفت رو سوراخ کونم گذاشت یه فشاری داد دوباره همون درد رو احساس کردم ولی زیاد نبود طاقت نیاوردم درد داشتم زیاد گفتم نمیتونم سختمه بسه اومدیم بیرون رو پایه نشستیم کیرشو گرفتم با دستم شروع کردم جلق زدن براش ۲ ۳ دقیقه ای براش این کارو کردم که ابش اومد درست ابش ریخت رو دستم گرم گرم بود بوش کردم یه سر زبونی بهش زدم زیاد بد طعم نبود ولی ته کونم بد جوری درد داشت تقریباً این درد رو ۳ ۴ روزی داشتم و کم کم خوب شد این هم داستان واقعی اولین سکس من با بختیار دوستم دوست دارم نظرتون رو هم بدونم در مورد اولین سکس من ممنون میشم نوشته 6</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84-%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%85-%da%af%d9%84-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">155001</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گی با پسرعمو کامران</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d9%85%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d9%85%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Jun 2025 10:04:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[انال]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سکس پسر با پسر]]></category>
		<category><![CDATA[کردن سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=154969</guid>

					<description><![CDATA[کامران پسر عموی من هستش خونه شون زیاد از خونه ما دور نبود یه شب تابستان با کامران بغل پارک خونه مون نشسته بودیم دقیقاً ساعت ۱۱ ۳۰ بود زیاد مردم توپارک نبودند بغل پارک یه خونه ای بود که چند تا دختر زیبا داشتند در اون موقع اونها هم بیرون نشسته بودند من هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کامران پسر عموی من هستش خونه شون زیاد از خونه ما دور نبود یه شب تابستان با کامران بغل پارک خونه مون نشسته بودیم دقیقاً ساعت ۱۱ ۳۰ بود زیاد مردم توپارک نبودند بغل پارک یه خونه ای بود که چند تا دختر زیبا داشتند در اون موقع اونها هم بیرون نشسته بودند من هم که تازه اولای گی شدنم بود و به هر دری میزدم که یه کیری پیدا کنم تا با هاش ور برم و حال کنم با کامران صحبت این رو باز کردم که اگه این خوشکلها لخت پیشت بودند چیکارشون میکردی گفت که میکردمشون من هم که داشت کم کم حشری میشدم با یه ترفند به کامران گفتم که تو ابت زود میاد یا دیر اون هم گفت نمیدونم اخه اون وقت ۱۶ سال زیاد نداشتم و کامران هم ۱۵ سالش بود خلاصه گفتم بیا یه مسابقه بذاریم ببینم کدوممون زود ابش میاد و یه چیزی بخره یا هرچی دلش خواست ازش بخواد من هم دستم رو کم کم بردم و کیرش رو مالش دادم وای چه کیری داشت کلفت بزرگ گفتم درش بیار ببینم مال من بزرگه یا مال تو کیرش رو در اورد چشمتون روز بد نبینه کله کیرش خیلی بزرگ بود مال خودم مقایسه کردم با اون خیلی کوچک بود دیگه بد جوری حشری شده بودم شروع کردم به مالیدن کیرش که هنوز ۲ دقیقه نگذشته بود ابش اومد من هم گفتم چه زود ابت اومد گفت زیاد حوسی بودم و گفت ببینم تو هم زود ابت میاد گفتم دلت میخواد به کیرم دست بزنی اول مکث کرد و بعد دستش رو دراز کرد و کم کم کیرم رو مالش داد از قصد خودم رو دیر ارضاً کردم تا ببازم و بهونه ای داشته باشم برا سکس با کامران حدود ۳ ۴ دقیقه هی کیرم رو مالش داد و کم کم طاقت نیاوردم و ابم اومد اون هم که ساعت نگه داشته بود گفت مال من ۲ دقیقه مال تو هم حدود ۴ دقیقه بود پس تو باختی گفتم قبول هر چی میخوای برات میکنم اون هم گفت سکس من هم گفتم کجا گفت حمام اخه اغلب سکسهای من تو حمام بودن چون خودم دوست داشتم وفردای اون روز با کامران قرار گذاشتیم وسایل حمام رو فقط من اوردم چون اون خونه بهش شک میکردند اگه وسایل حمام با خودش میاورد و اجازه نداشت حمام بغل خونه ما یه کوچه باریکی داشت گفتم برو اونجا همدیگر رو پیدا میکنیم او زودتر از من رفت من هم عقبش رفتم دم در حمام رسیدم دیدم که اونجا وایساده بود با هم رفتیم تو گفتم یه نمره پایین بده لطفاً اخه اون اقا هه که حموم بود منو میشناخت دوستم داشت یه نمره بهم داد من و کامران رفتیم تو حمام در رو قفل کردیم من بهش گفتم این هم لحظه که قولشو داده بودم گفت وای اولین سکس من تو حمام وای چه حالی میده اینقدر حشری بودم که زود لباسهامو در اوردم و به کامران هم کمک کردم که زود لباسهاشو در بیاره من رفتم پایین پایه حمام ولی کامرا هنور بالای پایه بود و فقط شرتش مونده بود گفتم زود باش دیگه اخه خجالت میکشید شرتش رو در بیاره من هم شرتش رو پایین کشیدم چه کیری داشت کله کیرش یه کم خمیدگی داشت کیرشو گرفتم و یه بوس ابدار رو کله ش کردم وای چه لذتی داد باهم رفتیم تو دوش باز کردم هر دوتامون رفتیم زیر دوش چند روز پیشش یه فیلم گی دیده بودم در اون فیلم پسره کیر او یکی رو ساک میزد من هم گفتم اینبار که سکس کردم حتماً امتحان میکنم این جور بود که زانو زدم جلو کامران کیرشو گرفتم کردم تو دهنم اولین بارم بود که ساک میزدم این جوری کیرش رو با وجود اینکه بزرگ بود ولی تا ته میکردم تو دهنم تا جای که نزدیک بود استفراق کنم این کار رو چند دقیقه ای انجام دادم احساس کردم یه چیز گرم کردم تو دهنم دیدک که کامران یه لحظه لرزید ولی نفهمیدم که ابش اومده بود کیرشو در اوردم بله ابشو یه کم هم خورده بودم ولی زود تف کردم بقیه شو انداختم بیرون ولی طعم با لذتی داشت ابش خلاصه کامران یه بار ابش اومد و ارضاً شد ولی اوج جوانیش بود میتونست زیاد ارضا بشه من که با خودم لیف صابون اورده بودم گفتم کامران بیا منو لیف بزن گفتم دراز میکشم گفت باشه اول پشت دراز کشیده بودم شکم اینهارو لیف زد گفت برگرد رو شکم بخواب من هم این کار رو کردم مشغول لیف زدن پشتم بود اخه وقتی که داشت لیفم میزد درست رو کونم نشسته بود گفت که عجب کون سفید و بی مو و تپل داری من هم گفتم مال خودته میخوای چیکارش کنی گفت که میخوام سوراخشو با زبونم بخورم گفتم که چطور گفت الان نشونت میدم با سطل اب اورد روم پاشید اخه همش کف صابون بود یکی دو سطل ریخت تا کف صابونها تمیز شدند اونوقت با دو تا دستهاش لپ های کونمو گرفت از هم باز کرو طوری که سوراخ کونم باز سد بعد سرش رو اورد پایین و با زبونش درست سوراخ کونمو می لیسد وای چه حسی داشت داشتم از حوس از حال میرفتم زبونش رو درست میکرد تو سوراخ کونم طوری که احساس میکردمش بد جوری حوسی شده بودم گفتم بسه بسه تمومش کن دارم از حال میرو بعد رو کونم دراز کشید کیرشو رو سوراخ کونم احساس میکردم شبش که دیده بودم کیرش کلفته قبل از اینکه بریم حمام رفته بودم حمام خونه مون و با دست و یه خیار سوراخ کونمو باز کرده بودم که درد نکشم ولی با وجود اینها هم بازم در داشتم اخه کله کیرش بزرگ بود خلاصه کیرش رو کم کم میکرد توش درد داشت ولی نه زیاد گفتم کم کم ببرش تو تا یه کن سوراخش گشاد بشه اصل کاریش کله اش بود او میرفت اون دیگه اسون بود همین جوری که داشت کله شو فرو میکرد احساس میکردم که دردم کم شده وگفتم که حالا یه کم فشار بده تا زیاد برت تو این کار رو کرد وای حس خوشی بهم دست داد دیگه دردم نمی اومد گفتم تند تند تکان بزن اون هم که قبلاً ابش اومده بود ارضاً نمیشو د که به سود من بود کامران گفت میخوای به کیرت دست بزنم من هم که بد جوری هوسی شده بودم و اون کیر رو تو کونم حس میکردم گفتم بله از پشت که منو میکرد به کیر من هم دست میزد که من ابم اومد هیچ و قت او لحظه رو فراموش نمیکنم اخه نمیدونم تجربه کردید یا نه اون لحظه که کیر تو کونته و داری ابت میاد لذتش چند برابر میشه من که ازضا شدم یهو یه چیز گرمی که مثل اب بود و تو کونم احساس کردم نه اینکه کامران هم ابش اومده بود همش رو کرده بود توش دوست نداشتم ولی تازه دیر شده بود این هم سکس من و کامران من با کامران سکس زیاد داشتم اونها رو هم براتون مینویسم منتظر باشید نوشته 6</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d9%85%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">154969</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اولین و بهترین گایش کونم توسط پسرعمم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%a9%d9%88%d9%86%d9%85-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d9%85%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%a9%d9%88%d9%86%d9%85-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d9%85%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 May 2025 10:16:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[انال]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سکس پسر با پسر]]></category>
		<category><![CDATA[کردن سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=155322</guid>

					<description><![CDATA[سلام دوستان من متین هستم در حال حاضر که این داستانو مینویسم 30سالم قدم 180 وزنم 87 پوستم گندمی بدن ورزیده ای دارم کون برجسته وسفید وتنگی دارم الان 3سال متاهلم با دوست دخترم ازدواج کردم 5سال دوست بودیم والان 2ساله ازدواج کردم زن بسیار زیبا وسکسی دارم که هروز میکنمش ولی هنوزم یه موقعه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوستان من متین هستم در حال حاضر که این داستانو مینویسم 30سالم قدم 180 وزنم 87 پوستم گندمی بدن ورزیده ای دارم کون برجسته وسفید وتنگی دارم الان 3سال متاهلم با دوست دخترم ازدواج کردم 5سال دوست بودیم والان 2ساله ازدواج کردم زن بسیار زیبا وسکسی دارم که هروز میکنمش ولی هنوزم یه موقعه هایی دوست دارم کون بدم دادنم یه حاله دیگه ای داره کیر کلفتو بلندی دارم 19 سانتی میشه من از بست خشکل بودم کون زیبا وسکسی داشتم از همه پسرای فامیل بگیر تا عموی مامانم طلبه کردن من بودن بخاطر همین مامانم همیشه مواظب بود منو خفت نکند بکنن 9سالم بود که با پسر عمم حسن5 سال از من بزرگتر بود حموم بودم که به هوای لیف زدن تمیز کردن سوراخ کونمو انگشت میکرد وچون با صابون منو انگشت کرد سوخت بخاطر همین بدم اومد ودیگه از این پسر عمم فراری شدم چون خیلی کیر کلفتو درازی داشت ومنم از کون دادن بدم میومد ولی داداش کوچکترش امیر زرنگتره بود از اون کون کونای قهار که حداقل روی یکون خوشکلو میگاد اساسی اون تونست تو سن 16 سالگی راه کون منو باز کنه وحسابی بگاد بعداز 3سال تلاش دیگه تلافی میکرد روزی 3 بار منو میکرد ولی حسن هیچ موقع نتونست کون منو فتح کنه حالا اصل داستان بطور کامل تعریف میکنم من وامیر از بچگی با کیر کون هم بازی میکردیم امیر تف میداخت توی سوراخ کونم وبا انگشت باهاش بازی میکرد ومن حال میکردم من هم همین کاررا میکردم وهمزمان سوراخ خمو حال میدادیم 10 سالگی جفتمون کیر قدری نداشتیم کو تو کونه هم بذاریم و منهم غیر از امیر با هیچکس اینکارو نمیکردم منو امیر خیلی صمیمی بودیم امیر میگفت یعنی میشه یروزی کیرم بکنم تو سوراخت ولی من جوابی نمیدادم تااینکه تو سن 14 سالگی خونه عموی مامانم بودم 3روز بابام اینا مسافت بودن عمویه مامانم من یه شلوار راحتی نازک پوشیده بودم که جنس لختی داشت وهمه کونم برجسته معلوم بود وقتی بلند میشدم لای کونم گیر میکرد وهمه رو حشری میکرد این حالو دوست داشتم ولی هیچ موقع دوست نداشتم کون بدم عموی مامانم 55ستلش میدیدم کیرش راست شده به هوای شوخی وکشتی کیرشو میزاشت از روی شلوار روی شکاف کونم وفشار میداد و وقتی میدید وشکایتی ندارم گفت بیا ماساژت بدم هنگام ماساژ بسمت کونم رفت وکمی ماساژ داد و تا نزدیکهای سوراخمو مالید ومن هم هیچ اعتراضی نکردم ترسیدم چیزی بگم بعداز ظهر همون روز به پهلو خوابیده بودم وکونم سمت عمو تقی بود به هوای اینکه من خوابم یواش دروبست و یه ملافه انداخت روی من و خودشم اومد زیر ملافه من خودم زدم به خواب یواش شلوارمو کشید پایین بعد شورتم تا ببین عکس العمل من چیه من تکون نخوردم دیدم دتشو اورد جلو با تف با کیر من بازی کرد تا راست شده بعد تف فراوان زد توسوراخ کونم من تکون نخوردم اونهم پیشروی میکرد بعداز چند دقیقه با انگشت با سوراخم بازی بازی کرد من داشتم حال میکردم بخاطر همین صدام در نیمد بعد یکرم مالید به سوراخم سوراخه کونم داغ شد بهداز چند دقیقه شروع کرد به فرو کردن انگشتش کرمه نمیدونم چی بود ولی خیلی لیز بود سوراخمو داغ کرده بود یه نمیم ساعتی منو انشت کرد عجله نداشت دردم داشت ولی حالم داشت تا اینکه وقتی اعتراض منو ندید فهمید من بیدارم دارم حال میکنم کیرشو گذاشت در سوراخم زیاد کلفت نبو د ومثل کیر امیر وحسن هم سفت سفت نبود شروکرد کیرشو مالیدن در سوراخم با یدستشم چاک کونمو باز میکرد که قشنگ سر کلاهک روی سوراخ بهشتم ذاشت وای که چه حالی داشت داغ بو ونرم انقد فشار داد ولی تو نمی رفت وچون خیلی کیر شقو رقی نداشت نیم سات بیشتر تو نرفت دوست داشتم تا خایه میکرد تو ولی روم نشد بگم از طرفی از دردش میترسیدم دو تا فشار دیگه داد وکونم سوراخش داغشد وچون سوراخ کیرش توی در ورودی سوراخم بود ابش یکم رفت تو ولی اب کیرش فشار انچنانی نداشت وهمزمان هین درمالی باکیر من بازی میکرد تامن ارضاشدم از اون روز شد که من دوست داشتم یه کیر مشتس سفت بره تو کونم وابشو بریزه توی سوراخم خلاصه از عموی مامانم خداحافظی کردم گفت بیا به ما سر بزن از اونجا بود که تصمیم گرفتم اجازه بدم امیر کیرشو بکنه توی سوراخ بهشتیم یروز با امیر رفتیم خونه بابابزرگ به امیر گفتم میخوام اجازه بدم کونم با کیرت بگائی امیر پرید بغلم گفت هرچی خواستی برات میخرم نوکرتیو میکنم گفتم رفاقتی میخوام بهت حال بدم منکه کونی نیستم پول بگیرم بشرطی که منم تور بکنم گفت باشه خلاصه رفتیم روی تخت امیر تف زد سوراخ کون من یکم انشت کردو کیرشو گذاشت در سوراخ من گفت امادهای گفتم اره ازشدت خوشحالی چنا فشارداد ترسیده بود دیگه این کون گیرش نیاد یا من پشیمون شم چنان کونم تیر کشید واشک توی چشمام جمع شد که تا یک ماه دیکه هوس کون دادن نکردم 5 سری دیگه ام تلاش کرد شاید نزدیک 18 ماهی طول کشید که کیرش تو نمیرفت ومنم تحمل دردشو نداشتم با هم در مالی میکردیم تا ابمون بیاد ولی از اونجائی که امیر عاشق کونهاب بکر وتنگی مثل من بود دست از تلا بر نداشت تا بلاخره شب بیاد ماندنی فرارسید حدودن 2سال امیر روی کون من کار کرد تا تونست کیرش تاخایه بکنه تو امیر دیگه حالا 17ساله بود ودر کون کردن با تجربه وقهار شده بود کلوپ گیمنت داشت روزی یه کون پسر میزد زمین امیر گفت فرداشب میخوام یجوری بکنمت که خودت بیای بگی منو بکن امیر کیر کلفتو راست خوبی داشت قدشم 19 بود یک کرم به من داد به نام لیدوکائین گفت امشب برو ازین بزن ویه خیار متوسطو یواش یواش بکن تو کونت ومنم شب تست کردم 1ساعتی طول کشید تا بلاخره نصفش رفت تو ولی چون حال نداد دیگه بیخال شدم خوابیدم تا روز کون دادن رسمی من شروع شد ساعت 10بود خونه عمم بودم با امیر تابستون بود توی تراس خوابیدیم امیر گفت هیچ عجلهای نداریم شاید دوساعت طول بکشه سوراخت کونت باز بشه وکیر 19 سانتی من بگادش گفتم باشه گفت اگه من نتونستم امشب کیرمو تاخایه تو کونت کنم میشم کونی محله یکون به عموی مامانت میدم امیر عزمشو جزم کرده بود کونمو بگاد گفت تریاکم کشیدم که ابم دیر بیاد بتونم برات یه ساعت تلمبه بزنم منم حشری شده بودم ودوست داشتم کونم بدست امیر برای اولین بار گائیده بشه به پهلو بخواب و پاتو جمه کن تو سینه تا سورخ کونت درسته بزنه بیرون چاک کونم ازهم باز کرد وتوی چندین مرحله تف زد وسط سوراخم وبا انگشت شروکرد بازی کردن دورانی میچرخوند 15 دقیقه اینکارو کرد من دیه مست شده بودم بعد 2انگشتی کردتا 3انگشت یک یکساعتی با سورخم ور رفت احساس کردن سوراخم یکم باز شده مدام تف میزد میگفت هیچ چیزی مثل تف کونو وا نمیکنه خلا صه بعداز 1ساعت گفت من به پشت میخوابم وکیرمو راست میکنم توبیا یواش یواش بشین روش خودت تست کن هر جا درد گرفت دیگه کونتو به کیرم فشار نده من کونم بسمت امیر بود وصورتو سینهام به سمت حیاط امیر مدام کپلامو میمالید واز پاین دوطرف چاک کونمو باز میکرد میفت فشار بده بره تو هر جا نرفت بکش بیرون دوباره سعی کن ومن نشسته بودم روی کیر امیر وکیر امیر تا کلاهک رفت تو درد نداشت فقط لذت داشت یواش یواش فشار دادام تا اینکه یک سوم کیر امیر رفت تو امیر که داشت حال میکرد گفت عجله نکن همش میره تو کم کم فشار دادام حالا نصف کیر امیر توبود برای اولین بار بود همچین لذتی را میبردم کیر امیر داغ بود میگفت 15 روزه سکس نکردم وجینسینگ ویوهنبین خوردم که ابم کونت بافشار جر بده خلاصه من که داشتم حال میکردن دوت داشته امیر تند منوبکنه درد ولذت قاطی شده بود با فشار کیر امیر کردن تو کونم تا خایه امیر گفت دیگه سختیش تا اینجا بود دیگه تمومه حالا خودت کونتو بالاپایین کن قشنگ سوراخت باز شه تا من گایش شروع کنم و راه را برای فامبیل باز کنم همه از کف کونه تو جقی شدن امیر کل کیرشو دراورد وارم کرد تو حالی میکردم منو چهار دستوپا کرد سگی کرد به پشت خوابوند وحسابی گائید کونمو ولی اطلادرد نداشت فقط لذت بود من کف کردم چه جوری این کیر 19 سانتی رفته تو کونم تا حالا همچین لذتی نبرده بودم یک ساعتی امیر منو کردن داشت ابم میومد امیر گفت منم داره ابم میاد چکارکنم گفت بریز توش منم ارضاشدم سوراخ کونم هنگام ارضا شدن دل میزد وتنگ وباز میشد واین باعث شد کیر امیر فشار بیشتر بهش بیاد وابش فوران کنه توی کنم همچین ابش بافشار ریخت توسوارخم که تاروده هام رفت خیلی حال داد جوری که تا صبح 4 دفه دیگه به امیر کون دادم یبارمن کردن توکون امیر دیگه با امیر روی یبار سکسو داشتیم تا اینکه پسر عمم رضا هم کیر کوتاه وخیلی کلفتی دشت با اونم یه دوبار کون دادم ولی کیر امیر یه چیز دیه بود دیگه این جریانات گذشت امیر رفت یه شهر دیگه من دیگه افتادم تو خط کس کردن دیگه بیخیال کون دادن شدم تا اینکه پسر خالم که حالا 21 سالش بود ومن 26ساله یروز رفتیم استخر دیدم کیر باحال وگنده داره در ضمن کونشم ردیف سر شوخی را باز کردم با کیرش ور رفتن تا اینکه شب راضیش کردم اول من اونو بکنم نصف شب اون منو شب به سختی رازیش کردم یه راه سیر کرمش ساعت 3 نصف شب بود که دیدم شورتم پایینه و3تا انگشتشو کردنم تو کونم کیرش 23سانت وکلفتیش خیلی زیاد بو د انگار با خر پیوند زده بودن پسر خالم باباش جنوبی بود عرب بودن شروع کردن کونمو بگائیدن انقدر کلفت وگنده بود که باینکه یک 20بار تاحالا کیر تو کونم رفته بود تحملش برام سخت بود خلاصه تا خایه کردتو ابشو ریخت دو ماه بعدم 2بار دیگه کونم کرد ولی سوراخم که نگاه کردم بعد از اولین گایش پسرخالم سرخ شده بود خدایش انتقدر سرواخ کونم وکونم توپه که خودم تواینه میبینم راست میکنم میگم حیف کیرم 17سانته اگه 24سانت بود کییرمو از لای پام میکردم توی این سوراخ باحال ولی علان تا دن در سورخ میرسه خلاصه 8 سال دیگه افتادم توخط کس بازی کس کردن ازدواج تا دیروز هوس کردم یه کیر بره تو کونم پسر خالم تهران بود روم نشد بگم بیا کونم بگا رفتم قشنگ کونمو تمیز کردم کرم زدم خودم حال کردم کونمو دیدم به پسر خالم گفتم زنگ زدم یکی از دوست دخترای سابقم بیاد دو نفری بکنیمش اونم فشنگی اومد بعد گفتم جور نشد با یه شورت نازک تو خونه نشسته بودم وشرتم رفته بود لای کونم ولپاش بیرون بود اونم این صحنه رو دید حشری شد گفت حالاکه کس جور نکردی باید یک کون مشتی به من بدی کونت امرسانه هروز بهتر دیروز خلاصه بیاد بچگی تو سن 32سالگی یه کونی بهش دادم که گفت بابا کس چیه این کون گوشتیه تو از صدتا کس بهتر ابشم ریخت تو وبعد منم اونو کردمو یه راه هم اشانتیون برام ساک زده ابم خورو دوستان این داستان واقعی سکسم بود امید وارم تونسته باشم کیرتون راست کردن باشم بیاد من کونهای فراوانی بکنید در اینده عکس کون وسوراخ کونم را میذارم تا ببینید الکی ازش تعریف نکردم نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%a9%d9%88%d9%86%d9%85-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d9%85%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">155322</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خاطره گی با پسر داییم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Mar 2025 14:07:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[انال]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سکس پسر با پسر]]></category>
		<category><![CDATA[کردن سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=156405</guid>

					<description><![CDATA[من همیشه به عنوان تیتر دقت میکنم که این خاطره هستش یا داستان به هر حال این یک خاطره هستش و دومین نوشته من اولیش بود که قبلا گفتم و اینم از دومیش داستان از این قراره که من تو دوران جاهلیت مجردی کون زیاد کردم چه قبل از خدمت چه اواسط خدمت مقدس سربازی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من همیشه به عنوان تیتر دقت میکنم که این خاطره هستش یا داستان به هر حال این یک خاطره هستش و دومین نوشته من اولیش بود که قبلا گفتم و اینم از دومیش داستان از این قراره که من تو دوران جاهلیت مجردی کون زیاد کردم چه قبل از خدمت چه اواسط خدمت مقدس سربازی و چه بعدش اما بهترینش با پسر داییم کیوان بود از عنوان تیتر پیداست که گی هستش کسی دوست نداشت نخونه من تو خونه مادرم و توی یه شب گرم تابستونی بودیم به جز منو کیوان کسی خونمون نبود یه کام پنتیوم فسیل با اینترنت دیال اپ داشتیم که با پسر داییم رو فرش دارز میکشیدیم میز کامپیوتر نداشتم و داستانهای سکسی و غیره رو میخوندیم و تا پاسی از شب بیدار میموندیم دوستان از خودمو کیوان بگم که ما دو تا پسر بودیم با 10 سال اختلاف سن که من 58 بودم و کیوان 68 خوراکمون 20 بود یادش بخیر تا اینکه داستانی راجب یه خانومی بود که به شوهرش خیانت میکنه و خلاصه مطلب اینکه زنه کیره شوهرش کوچک بوده و دوست داشته با کیره بزرگتری بخوابه و این کار رو هم میکنه که البته اخرش پشیمون میشه و کلا من داستانی رو که از زبون زن گفته بشه رو بیشتر دوست دارم اما داستان بعدی از زبون پسری بود که به فامیلشون داده بود و لذت هم برده بودن تصور کنید که ما دو تا به خاطر نداشتن میز کام و بودن مانیتور رو زمین به شکم خوابیدیم و اولین داستان رو خوندیم و کیر جفتمون داره از پوست میزنه بیرون وحالا داستان گی فامیلی رو خوندیم و اب از سر کیر جفتمون سرازیر شده من که رسما کس خول شده بودم تنها نوری که از مانیتور بیرون میومد رو هم خاموش کردیم و صدای فن کام هم قطع شد و به وضوح میتونستیم صدای ضربان قلب همدیگه رو بشنویم دو تا پسر با کیر شق کرده که نمیتونن حرفی بزنن یادمه نمیتونستیم اب دهنمون رو هم قورت بدیم سکوت وحشتناک بینمون بود تا اینکه کیوان گفت خوابی منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم با این داستان اخریه اصلا خوابم نمیبره کیوان گفت دهنم خشک خشک شده درست مثله من کلی با خودم کلنجار رفتم گفتم کیوان توهم دلت میخواد گفت اره اما بازم نه من نه کیوان با فاصله نیم متری که با هم صحبت میکردیم جراتی نداشتیم نمیدونم چرا میخ کوب بودیم تا اینکه دستم رو کردم زیر لحاف کیوان و خیلی یواش با صدایی که به زحمت از تو حلقم به لحاظ خشکی دهنم و خجالت گفتم ببینم کیرت هنوز راسته و دستم رو به از رو شلوار کیرش مالیدم که دیدم مثه گرز رستم و مثه کیره خودم راسته راسته گفتم کیوان من یه جوری شدم که نزاشت حرفم تموم بشه گفت توام گفتم اره میخوای با هم که گفت یه کاری میخوام بکنم اما نمیتونم خجالت میکشم من که فکر میکردم میخواد کونم کنه که البته برای اولین بار حاضر بودم کون هم بدم گفتم منو تو با هم تنهاییم هر کاری میخوای بکن که گفت هم من لخت میشم هم تو گفتم باشه و هر دو لخت زیر لحاف بودیم و خودمو برای بار اول کون دادن اماده کرده بودم که دیدم کیوان مثله یه کرم خزید و رفت سر کیرمو تو دهنش گرفت وایییییییی من که مردم تا حالا کسی برای من ساک نزده بود به دو دقیقه نکشید خودم از دهنش کشیدم بیرون گفتم بیا 69 حال کنیم کیرش جلو چشام بود با یه من پشم که انگار تو عمرش نزده بود تو دلم گفتم یا باید از دل و جون مثله کیوان بخور یا با اکراه خور دل و زدم به دریا و کردم تو دهنم راستش بوی عرق لای کونش و لای پاش و بوی کیرش که با اب دهنم قاطی شده بود و مثه سگ میخوردم وای که الان چند مدتیه دلم هوس کیرشو کرده اما نمیشه انگار که پاستیل میخوردم قطرات اولیه کیرش نوش جونم بشه لذت لذت غیر قابل وصف تقریبا با هم از دهن هم کشیدیم بیرون چون اب جفتمون داشت میومد حالا کی اول میخواد بکنه کیوان به لحاظ اینکه من بزرگتر بودم گفت اول تو بکن که منم از خدا خواسته اما به شرطی که هر بار تو کونش جلو عقب میکنم هم زمان با دستم براش و رو کیرش جلو عقب بکنم که منم قبول کردم وای که چه کونی داره به پهلو خوابید و منم پشتش کردم تو کونش و طبق فرمایش کیوان با هر تلمبه که تو کونش میکردم براش جق میزدم که با هم هم زمان ابمون اومد که من تو کونش خالی کردم و کیوان تو شرتش اگه خوب بود بگید باقیش رو هم بنویسم خوش باشید نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">156405</post-id>	</item>
		<item>
		<title>در آرزوی کون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Mar 2025 14:07:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[انال]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سکس پسر با پسر]]></category>
		<category><![CDATA[کردن سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=156570</guid>

					<description><![CDATA[اسمهای این داستان واقعی نیستن حالا بماند که تو این شهر خر تو خر کسی کسی رو نمیشناسه من بچه شهرستان هستم و تهران کار و زندگی میکنم کلا هم آدمی هستم خیلی درونگرا برای همین دوست کم دارم البته دوستای خوب دارم ولی اونا هم بچه های بی سر و صدایی هستن و روابط [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اسمهای این داستان واقعی نیستن حالا بماند که تو این شهر خر تو خر کسی کسی رو نمیشناسه من بچه شهرستان هستم و تهران کار و زندگی میکنم کلا هم آدمی هستم خیلی درونگرا برای همین دوست کم دارم البته دوستای خوب دارم ولی اونا هم بچه های بی سر و صدایی هستن و روابط اجتماعیشون خیلی شلوغ نیست البته ظاهرم هم شاید چندان جذاب نیست که خیلی از دخترها رو راضی کنه نتیجه اینکه معمولا تنهام البته توضیح بدم که تنهایی چندان هم بد نیست و مزایای بزرگی هم داره آخرهای خرداد 90 بود من هم خیلی وقت بود نه دوست دختر درست حسابی داشتم نه سکس کارم این شده بود که صبح برم سر کار مثل بولدوزر کار کنم و عصر هم مثل جنازه بیام خونه حالا گاهی با بچه ها جمع میشدم مشروبی میزدیم یا شاید شمالی می رفتیم با مشروب حال میکنم چون باعث میشه با خودم روراست تر باشم راستش وقتی مشروب میخورم بعضی وقتا اصلا بهتر میتونم فکر کنم بگذریم یه مدت بود انگیزم رو نسبت به کار و زندگی از دست داده بودم که فکر کنم بیشتر به خاطر سکس بود ارزش دوست دختر خوب و سکس رو کسی میدونه که از داشتنش محرومه زیاد خودارضایی میکردم گاهی میرفتم بیرون به امید اینکه یکی رو پیدا کنم گاهی هم شبا برای خودم مشروب میریختم و در همون حال آرزو میکردم یکی بود با هم و به سلامتی هم مشروب میخوردیم و البته و صد البته مثل اکثر آدمهای بازنده و درب و داغون کارم شده بود تو سایتهای دوست یابی دنبال دوست گشتن و همچنین تو چت رومهای یاهو به دنبال رفیق و خودتون هم میدونین که آدم حسابی پیدا کردن تو چت خیلی بعیده اکثر آی دی های دختر در حقیقت متعلق به یه پسر هستن که یا کرم ریزیش گرفته یا دنبال شارژ گرفتن و ایناست عادت من این بود که میرفتم تو یه روم و کلا آی دی ها رو اسکن می کردم و به هر چی آیدی دخترونه بود پی ام میدادم شاید از هر ده تا یکی پیدا میشد که جواب بده که بعد از معرفی اولیه و کمی خزعبلات اینجوری بازم بعید بود کارمون به جایی برسه تو چند وقت منتهی به خرداد 90 شاید یه 10 باری با دخترهایی که تو اینترنت آشنا شدم بیرون رفتم ولی از تو هیچ کدومش چیزی در نیامد فکر کنم طبیعیه بیشتر آدمهایی که تو اینترنت میان دنبال دوست یابی آدمهای جذابی نیستن به خصوص از نظر اخلاقی شب جمعه بود و منم طبق معمول در تلاش برای مخ زنی آنلاین دیدم خبری نیست رفتم بیرون یه قدمی بزنم و یه کم ورزش کنم کامپیوتر رو همونجوری روشن گذاشتم و از روم هم خارج نشدم اینکارو می کردم به امید اینکه یکی خودش پی ام بده که همین طور هم شد وقتی برگشتم دیدم چند دقیقه قبلش یه نفر پی ام داده اسم این شخص رو میزاریم مریم مریم پی ام انگلیسی فرستاده بود ناگفته نمونه که من انگلیسیم روی هم رفته خیلی خوبه و برای همین من هم خیلی خوب باهاش انگلیسی چت کردم معلوم بود که دختر باهوش و اهل مطالعه ای هست از من خواست که براش عکس بفرستم من هم این کارو کردم و بعدش مریم بهم وبکم نشون داد دختر نسبتاً زیبا و جذابی بود که تقریباً نه سال از من جوون تر بود رو تختش لم داده بود و داشت با من چت می کرد یه تاپ سیاه رنگ هم پوشیده بود آرایش هم کرده بود مطمئن شدم که هدفمند داره چت میکنه وگرنه کسی تو خوابگاه دانشجویی آرایش نمی کنه و وبکم به غریبه نمیده اگر چه وبکم مریم سکسی نبود ولی خب یه وبکم معمولی هم نبود و طرز لباس پوشیدن و اطوارش کاملا اروتیک بود وسط چت در حالیکه من داشتم سعی می کردم مخ طرف رو بزنم مریم گفت که باید بره و به چت خاتمه داد من مردد بودم که واقعاً باید می رفت یا خواست از دست من خلاص بشه چند دقیقه بعد براش یه پیغام آفلاین گذاشتم و ازش خواستم که اگر تمایل داره به شمارم زنگ بزنه بعدشم یکی دو قسمت از این سریال بی مزه رو دیدم و بعدش گرفتم خوابیدم فرداش که روز تعطیل بود مطابق معمول روزای تعطیل نزدیک ظهر از خواب بیدار شدم و یه چیز سرپایی خوردم و دوباره به اینترنت و فیس بوک و چت روم مشغول شدم الان که به اون روزا نگاه میکنم واقعاً احساس می کنم چقدر بیمارگونه رفتار می کردم در همین حال بودم که موبایلم زنگ خورد مریم بود یه کم با هم صحبت کردیم خیلی راحت صحبت می کرد معلوم بود علی رغم اینکه از من نه سال کوچیکتر بود ولی خیلی تجربه رفتار با مردها رو داشت بعد از چند دقیقه گفتگو بحث رابطه جنسی رو هم پیش کشید که مغز من چند لحظه مختصر هنگی کرد برای اون هم سخت نبود که بفهمه با یه آدم خیلی باتجربه مثل خودش روبرو نیست رفتار و گفتار مریم هیچ شباهتی به دخترهایی که من تا اون زمان تو زندگیم باهاشون برخورد کرده بودم نداشت خیلی باهوش بود و روانشناس خوبی هم بود ولی معلوم بود حالش خوب نیست حدس زدم که از یه رابطه نسبتاً طولانی که توقع داشته به عاقبتی ختم بشه خارج شده برای همین حالش بد جور گرفته است و شاید یه جورایی داشت خود تخریبی می کرد نمیدونم در حین حرف زدن دعوتش کردم که با هم بیرون بریم که چون ماشین نداشتم نپذیرفت بعد بگین دخترا آهن پرست نیستن یه مختصری دیگه با هم حرف زدیم و صحبتمون تمام شد بعد از صحبت با مریم همون جمعه تو چت روم با یه دختر دیگه آشنا شدم که اسمش رو میزاریم ندا یه ضرب المثلی هست که میگه آخوند که بختش باز شه دو جا دو جا روضه دعوتش می کنن حکایت من حالا اینجوری بود این ندا یه دختر تحصیل کرده و با شخصیت بود نقطه مقابل من از نظر درونگرایی بود یعنی به شکلی عجیب غریب برون گرا بود همون روز جمعه با هم چهل دقیقه تلفنی صحبت کردیم یا بهتره بگم اون برای من صحبت کرد چون من که کلا آدم کم حرفی هستم عصر همون روز هم قرار گذاشتیم و با هم رفتیم یه کافی شاپ و یه نیم ساعتی هم اونجا صحبت کردیم ندا دختر خیلی خوبی بود ولی حیف که برای من جذاب نبود و البته خیلی هم شلوغ بود که این هم من رو اذیت می کرد من هم که الان همه فکرم شده بود اینکه چطوری ترتیب مریم رو بدم نهایتاً وسطای هفته با ندا به هم زدم که البته خود این اتفاق به من نشون داد که چقدر توانایی ما ایرانیا برای مدیریت رابطه هامون حالا چه دختر و چه پسر ضعیفه ندا تو همون چند روز به من دلبسته شده بود و برای آینده رابطمون با همدیگه هم یه برنامه هایی داشت یعنی همه کارهایی رو که دوست داشت با دوست پسر نداشتش انجام بده می خواست با من انجام بده ولی از اونجایی که ندا مثل این بسیجیای ترمز بریده رفتار می کرد من واقعاً کلافه شده بودم تو این چند روز که با ندا آشنا شده بودم گاهی هم با مریم صحبت می کردم ولی همدیگه رو از نزدیک ندیدیم و من هم دیگه پیشنهادی برای بیرون رفتن ندادم الان که به اون روزا فکر میکنم میبینم اگه ندا اونقدر عجله نداشت و اگه من هم رفتارم بالغانه تر بود میتونستیم به دوستیمون ادامه بدیم یا حداقل یه جور بهتری بهم بزنیم ندا دختر خوبی بود و ارزشش رو داشت که براش حداقل اینقدر انرژی بزارم بگذریم یه شب دیگه هم این فرصت پیش آمد که با مریم چت کنم وسط یه موضوع کاملا بی ربط مریم یهو تایپ کرد منم کلا رفتم تو اغماء با دستای لرزون موافقت خودم رو اعلام کردم و از اونجایی که مریم اونجوری که خودش میگفت پریود بود قرار شد بعد از اتمام پریودش بیاد خونه من واسه سکس مریم پشت تلفن ازم میپرسید برای چی یک سال سکس نداشتم و من گفتم نشده و سعی کردم اینجوری جلوه بدم که از رابطه قبلی آسیب دیده هستم ولی خب اونم خر نبود به من گفت احتمالاً دارویی مصرف میکنم که میل جنسی رو کم میکنه به من گفت اگه چیزی هست از همین اول بگو من این چیزایی رو که میشنیدم نمی تونستم به راحتی باور کنم یعنی ممکنه یه دختر به این راحتی در مورد سکس صحبت کنه بعد من براش مثال زدم که توی سکس قبلی در یک شب سه بار سکس کردم و دفعه چهارم دیگه بریده بودم اونم گفت که خب این سه بار قرار نیست بشه هفت بار و همچنین گیر داد به اینکه چرا تنها زندگی میکنم و بین حرفاش اشاره کرد که از اون دخترهایی نیست که برای یه اولین بار ویژه منتظر مونده باشن و از اینکه خیلی راحت میگفت که باکره نیست خوشم میومد ادا و اطوار خیلی از دخترای چسان فسان رو نداشت الان که به اون صحبتهای خودم فکر میکنم خندم میگیره یه خنده تلخ که ناشی از این حقیقته که به چه ضرب و زوری می خواستم مریم رو هر جوری که شده به دست بیارم آدم واقعاً خودش رو در روابط با دیگرانه که میشناسه بدون رابطه با دیگران آدم نمیتونه حتی تصور کنه که چه واکنشهایی ممکنه ازش سر بزنه اون روزی که قرار بود مریم بیاد خونم سر از پا نمیشناختم روز قبلش رفتم یه چیزایی خریدم که ظاهر خونه دخترونه تر بشه ظهر هم زود از سرکار رفتم خونه و یه کم به خودم رسیدم الان که به اون روز فکر میکنم به خودم حسودیم میشه ای کاش این روزا هم اینقدر ذوق تو دلم بود خلاصه رفتم امیر آباد دنبال مریم و آمدیم خونه مانتوشو در آورد یه تاپ صورتی زیرش پوشیده بود هیکلش یه کم تپل بود دقیقاً همونجوری که من دوست دارم قلبم داشت تالاپ تالاپ میزد معلوم بود که اون حالش از من بدتره چونن هنوز نرسیده بود رفت تو اتاق خواب و روی تخت دراز کشید و من رو هم دعوت کرد کنارش دراز بکشم مدتها بود کسی رو بغل نکرده بودم اون سکس می خواست من هم همینطور ولی دلم میخواست قبلش یه چند دقیقه ای بغلش کنم بعد شروع کردم لباساشو در آوردن اول تاپشو در آوردم و شروع کردم به خوردن و بوسیدن بدنش نذاشت سوتینشو در بیارم میگفت دوست ندارم کاملاً لخت بشم این دومین باری بود که از یه دختر اینو میشنیدم سال 87 هم یه دختر دیگه همینو بهم گفته بود رفتم سر وقت شلوارش این یکی سخت تر بود چون استرچ بود وقتی شلوارشو در آوردم کیرم داشت خود کشی می کرد ترسیده بودم نکنه قبل از شروع ماجرا انزال بشم شورتشو هم درآوردم چیزی که زیرش بود تپل و خوشگل بود و بوی بد هم نمیداد از دخترایی که اونجاشون بوی بد میده خوشم نمیاد لباسای خودم روهم در آوردم غیر از شورتم که اونو به مریم واگذار کردم اصرار کردم بزاره که سوتینشو هم در بیارم اصلاً به نظر من دروازه های بهشت زیر سوتین نهفته است قبول کرد و کمک کرد تا سوتینشو در بیارم سینه هاش گرد و تپل بود یه کم شل بود ولی نه زیاد به هر حال داشتم خودمو خفه می کردم حالا نوبت اون بود شرتمو در آورد و رفت سر وقت کیرم معلوم بود خیلی حرفه ایه از طرزی که کیرمو تو دستش گرفت و شورع کرد به بوسیدن و خوردنش معلوم بود اینکاره است بعد هم سراغ کاندوم رو گرفت دو بسته کاندوم گرفته بودم که توش بسته های کوچک تاخیر درا هم داشت فکر کنم کرم تاخیری زیاد زد به کیرم چون بعدش چند بار گفت مگه تو اصلا چیزی هم حس می کنی کاندوم رو که کشید رو کیرم چرخوندمش رو تشک و بعد از چند بار بوسیدن سعی کردم کیرمو فرو کنم تو کسش پاهاشو باز کرد که راحت تر جا بره ولی اولش یه کم زحمت داشت راستش من کیرم چهارده سانته ولی کلفته و اینو تا حالا چند نفر بهم گفتن می ترسیدم نکنه کاندوم پاره بشه که خوشبختانه نشد کیرمو تا ته فرو کردم تو کس مریم و آروم آروم شروع کردم به تلمبه زدن کم کم هم تلمبه زدنمو سریعتر کردم معلوم بود که اونم داره حسابی حال میکنه چون سر و صداش در اومده بود من که دیگه هیچی نمیفهمیدم جای مغزم با کیرم عوض شده بود و اون بود که داشت به بدنم دستور میداد بیشتر از ده دقیقه تلمبه زدم و مریم میگفت بیشتر بیشتر حالا کیر من بهش تاخیر کننده زده بودن نمیدونم اون چرا ارضا نمی شد تو دو سه دقیقه آخر همش می پرسید آبم نمی خواد بیاد تا اینکه بالاخره انزال شدم یه کم مریم رو در همون حال بغل کردم بعدشم نشستم روی تخت و کاندوم رو در آوردم نای نفس کشیده نداشتم سعی کردم چند تا نفس عمیق بکشم داشتم به کاندوم نگاه میکردم که مریم بهم گفت چیه داری بچه هاتو نگاه میکنی بلند شدم رفتم دستشویی تو آینه به خودم نگاه کردم رنگ و روم باز شده بود خوشحال بودم داشتم صورتمو می شستم که متوجه شدم حتی دندونام یه کم بی حس شدن یادم آمد بعد از اینکه مریم به کیرم تاخیر کننده زده بود یه خورده با دهنش رو کیرم کار کرده بود و من هم بعدش بوسیده بودمش که فکر کنم این حس کرختی مال همون بود بعد از من مریم رفت دستشویی که تو این فرصت چند جور نوشیدنی شامل آبمیوه و مشروب گذاشتم رو اپن آشپزخونه شیرینی و میوه هم گذاشتم رو میز وسط هال مریم که اینا رو دید کلی کیف کرده بود فکر میکنم اونم فهمیده بود چقدر حس قدردانی دارم مشروب خواست و رفت سروقت قفسه کتابام من اهل مطالعه هستم و کلی کتاب دارم مشروب رو براش بردم تا اینجاش خیلی به هر دومون خوش گذشته بود مریم گفت فکر نمیکردم بتونی به این خوبی سکس کنی احساس خوبی داشتم بعد از چند دقیقه مریم اشاره کرد که دوباره بریم تو اتاق خواب با خودم گفتم یا امامزاده بیژن من الان نای نفس کشیدن ندارم کیرم هم که دیگه هیچ حسی نداشت هم به خاطر سکس چند دقیقه قبل هم به خاطر اون همه تاخیر دهنده خلاصه مریم اینبار به شکم دراز کشید و گفت میشه باسنمو ماساژ بدی دلم ذوق ذوق کرد تا اون زمان کسی نذاشته بود که از کون بکنمش حالا یه نفر خودش درخواست می کرد منم رفتم وازلین آوردم و بعد شروع کردم به ماساژ دادن کون مریم کون تپل باحالی داشت از همونایی که تو رویاهام باهاش جلق میزدم حالا آماده و حاضر اینجا بود و منتظر بود بکنمش ولی مشکل این بود که کیرم دیگه خیلی سفت نمیشد چند بار سعی کردم همینجوری نیمه سفت بکنمش تو کون مریم ولی کلفت بودن کیرم و همینطور کامل سفت نبودنش مانع میشد که بره تو حس کردم مریم حوصلش سر رفته معلوم بود هنوز برای سکس خیلی جا داره ولی دیگه از من بر نمیومد باید استراحت می کردم ولی وقت نداشتیم چون مریم باید برمیگشت خوابگاه آخرش سعی کرد با دستش کیرمو تحریک کنه ولی از بخت بد کیرم هنوز کامل سفت نشده بود که آبم اومد حالم گرفته شده بود یه حسی بهم میگفت که انتظارات مریم برآورده نشده و اگر چه خودشو راضی نشون میداد ولی میدونستم که این طور نیست از این هم خیلی ناراحت بودم که اگه در اون لحظه میمردم کون نکرده از دنیا رفته بودم لباس پوشیدیم و چون ماشین نداشتم آژانس گرفتم و مریم رو راهی کردم ادامه این ماجرا رو شاید بعداً بنویسم خوش باشید نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">156570</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گی با پیرمردی از شرق</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%b1%d9%82/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%b1%d9%82/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Mar 2025 14:07:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[انال]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سکس پسر با پسر]]></category>
		<category><![CDATA[کردن سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=157102</guid>

					<description><![CDATA[داستان قبلی من یعنی گی در مدرسه ما طنز بود و این یکی هم طنزه وداستانهای غیرطنزم رو با نام سام مینویسم من اسمم احمده ودر اراک زندگی می کنم و گی مفعول هستم روزی تو خیابون ۴و۵تا چینی دیدم که عادیه چون اراک پتروشیمی زیادداره و مهندس چینی هم اینجا زیاده و من هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>داستان قبلی من یعنی گی در مدرسه ما طنز بود و این یکی هم طنزه وداستانهای غیرطنزم رو با نام سام مینویسم من اسمم احمده ودر اراک زندگی می کنم و گی مفعول هستم روزی تو خیابون ۴و۵تا چینی دیدم که عادیه چون اراک پتروشیمی زیادداره و مهندس چینی هم اینجا زیاده و من هم که از هر زبونی ده و بیست تا جمله بلدم یهو از پشت سرشون داد زدم ژینگ تین جی یعنی لطفا بایستید همشون برگشتن ولی خودمو زدم به علی چپ وقتی دوباره برگشتن گفتم نیها یعنی سلام اونا هم با کس شعر جواب دادن که نفهمیدم چی گفتن بعد گفتم نی شی ژان گو جن یعنی شما چینی هستید خلاصه با گوزگوز چینی دودقیقه مخشنو خوردم و انگلیسی شروع کردم که کاملا بهش مسلط بودم دوتا از چینیها خیلی خوشگل نگام میکردن منم شدیدا عاشق شرقی ها هستم همون دوتا هم از بقیه جداشدن و منم آویزونشون شدمو ازهردری حرف زدیم و رفتیم تو یه فروشگاه هر مارکی از چایی بود خریدن اونا منو دعوت کردن و وقتی رفتم خونشون خیلی ساده بود وفهمیدم زن وبچه ندارن وباهم زندگی میکردن من یهوازشون پرسیدم گی هستید اوناهم جاخوردن کلا شرقی ها واروپاییها زیاد درباره مسایل جنسیشون با غریبه حرف نمیزنن اوناهم باتردید هم دیگرو نگاه کردن و گفتن آره من چایی روکه خوردم فهمیدم باید برم بهشون شماره دادمو و گفتم منم مثل خودتون بدونید اینو که گفتم یه لبخند ناز شرقی زدنو باهم دست دادیم خوشبختانه خونشون نزدیک بود واینو هم بگم حدودا ۶۰ساله بودن وقتی رسیدم خونه تاصبح فکرهای سکسی میکردم و یکبارهم جق زدم که نزدیک یک شب پیامکی انگلیسی اومد که اگر بیدارهستید ما منتظریم منم سریع پاشدم رفتم و برخلاف داستانهای سکسی شلوار ولباس گشاد پوشیدم و به موهای کونم دس نزدم چون همیشه کونمو طاس میکردم وقتی رسیدم همون دونفر بودن و اولش کمی خجالت می کشیدن و من راه بایه لب هموار کردم و گفتم راحت باشیدجوونتره که ۵۰ساله بود واسم ساکی آورد که مزه گه میداد واولین بار که من مشروب میخوردم خلاصه من و پیری که اسمشن زن تیائو بود ازهم لب میگرفتیم و جوونتره که اسمش مائو بود فیلم میگرفت و هی زوم میکرد در کون من و رو پستونام فوکوس می کرد من موقع سکس بهش گفتم که بابام هم تو پتروشیمی و مسئول حفاظته که خیلی کله گنده بود اونم باشنیدن این حرف حشری تر شد و سریع لباسمو درآورد انگارمیخواست عقده هایی که از بابام داشت سرم خالی کنه در حال لخت کردنم ذکر فاکین بادی فاکین بادی از دهنشم نمی افتاد وفیلم بردارم طوری فیلمبرداری میکرد که انگار فیلما سیروس مقدم یارو کیرکلفت و سیاهی داشت و پرمو منم شروع کردم به ساک زدن خلاصه هوا بشدت سکسی و گهی بود و من هم شده بودم اوبی فیلمه پورن زن تیايو درحالیکه چینی تلاوت میکرد به گونه ای عربی منو میگایید خلاصه منم آه می کشیدم کلی بهش حال میدادم و فیلم بردارهم دستی به در و دولم میزد فک کنم فیلمش میتونست اسکار بگیره خلاصه وقتی ارضاشد کلی بدن همو مالیدم و دوساعتی بغل هم بودیم لباسما پوشیدمو رفتم و قرار شد صبح باهوش برم پتروشیمی و به بابام بگم باهاشون دوست شدم اما چشمتون روز بد نبینه دیدم که کارگرا دورهم جم شدن ودارن گوشی چینی رو می بینن و خود چینیه دستشویی بود و فهمیدم که بعله فیلمهای سکس خودشونه که سوژه جقشون بود و منم رفتم باهاشون دیدم درحالت ارضابودم که یهو ورق برگشت فیلم من لود شد وهمه شروع کردن به نگاه کردنم باورشون نمیشن پسررییس کونی باشه منم د فرار کسی که گوشی دستش بود هم شروع کرد به فرار و تصمیم گرفته بود که فیلمو بندازه رو پرده سالن استراحت کارگرا تا همه فیض ببرن من نمیدونستم چیکارکنم ازطرفی میدونستم پدرم مرا خواهد کرد و ازطرفی میشدم پورن استار فیلم رفت رو پرده و ازپشت میکروفن صدااومد لیدیس اند جنتلمن جهت تماشای فیلم پورن احمد و زن تائو با فیلمبرداری مائو به سالن استراحت کارگران بشتابید یهو آژیر خط به صدا درآمد و نزدیک سه هزار کارگر با ذکر احمد کله کیری جنده ی پتروشیمی به سمت سالن هجوم آوردن و فیلمو نزدیک پنج بار دیدن وقرار شد یه نسخه برای همه کارخونه ها ارسال بشه چون شدیدا کارگرها رو باروحیه کرده بود وپدرم دست روی شونم گذاشت و گفت هرچند بادرس خوندن گهی نشی ولی گی استار خوبی شدی یادت باسه شب باعموت بکنمت چون منم گی هستم من اشک غرور تو چشمام حلقه زد و دستم گردن پدر انداختم و زن تیائو و مايو هم به ما پیوستن و دوش به دوش هم در افق کیری کارخونه محو شدیم مث لوک خوش شانس بعد چندروز پدرمو واون دوتا چینی رو اخراج کردن و همگی به چین فرار کردیم و زدیم تو کارتهیه فیلم پورن و دولت چین هم مارو به زندان ابد محکوم کرد همراه بااعمال شاقه ولی به لطف کون من و گی بودن دادستان بعد سه سالن آزاد شدیم و الان با بابامو و زن تیائو ومائو رستوران داریم ومن هم بهدشام برا مشتریا رقص میله میرم و شاباش جم میکنم نوشته مث</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%b1%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">157102</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خاطرات مهران کون کن  1</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d9%86-1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d9%86-1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Mar 2025 14:07:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[انال]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سکس پسر با پسر]]></category>
		<category><![CDATA[کردن سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=157159</guid>

					<description><![CDATA[من حدود چهل سالمه توی زندگیم ده دوازده تا رابطه ی زناشویی مانند داشتم که هر کدومش به اندازه خودش انقدر عجیبه که با داستان سکسی نمیشه تعریفش کرد باید رسما داستان تعریف کرد از قدیم به خوندن داستان سکسی علاقه داشتم و اخیرن سر یه ماجرایی دوباره علاقمند شدم تا حدی که تصمیم گرفتم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من حدود چهل سالمه توی زندگیم ده دوازده تا رابطه ی زناشویی مانند داشتم که هر کدومش به اندازه خودش انقدر عجیبه که با داستان سکسی نمیشه تعریفش کرد باید رسما داستان تعریف کرد از قدیم به خوندن داستان سکسی علاقه داشتم و اخیرن سر یه ماجرایی دوباره علاقمند شدم تا حدی که تصمیم گرفتم یکی از داستانامو بنویسم اگه خوب بود شاید یکی دو تا دیگه شم بگم لازمه از مشوقم اسم ببرم نویسنده داستان اولین باری که به علی دادم تمام اسما و موقعیتای مکانی این داستان ساختگیه ولی در مورد فیزیک و مشخصات افراد اغراق نکردم من از بچگی به شدت شر و تخص بودم در حدی که همش داشتم برنامه میریختم دهن مردمو بگام از شیش سالگی به لطف دایی مهربونم توی حموم روم به روی سکس واشد و داییم با ور رفتن با من جلوم یه دست زد بعدش توی فامیل کارای سکسی ریزی با دختر پسرای فامیل میکردیم و حدود ده یا دوازده سالگی برای اولین بار لاپایی با پسرخاله م رو امتحان کردم و تقریبا شد اولین تجربه سکس من بگذریم یکی از کرمایی که تو مدرسه میریختم این بود که بچه ها رو انگشت میکردم یا با دودولشون ور میرفتم یا شلوارشونو میکشیدم پایین اون موقع ها بچه ها مثل الان زرنگ و باهوش نبودن منم قد و استخون بندیم درشت تر از همه بود و میرفتم بچه های مظلوم و خجالتی رو به یه بهونه هایی خفت میکردم و انگولکشون میکردم و اونا هم میترسیدن و سعی میکردن مخفی کنن که آبروشون نره یه بار یکی از اولیا دید به خانواده م اخطار دادن دیگه بعدش مراقبت میکردم تا روزی که سر یه داستانی به گا رفتم بماند بعد از یه مدت از شروع سال تحصیلی طبق معمول هر سال چند تا کونی پیدا میکردم که دیگه خودشون میدونستن که سر هر بهونه ای من انگشتشون میکنم واسه همین سعی میکردن جلو من کوچکترین سوتی هم ندن ولی من بازم کار خودمو میکردم همیشه هم چند تا خایه مال دورم بودن تا قدرت بگیرن با محسن توی اول راهنمایی آشنا شدم خوش صورت خوش هیکل قد بلند و همیشه خوش تیپ ولی بازم هیکلش از من کوچیکتر بود مدرسه جدید بود و دو ماهی طول کشید تا من روم به روی دیگران وا بشه و یواش یواش انگشتشون کنم موقعی که محسنو انگشت میکردم یا میمالیدم یه استایل بخصوصی داشت چشماشو گرد میکرد و بهم با اخم میگفت نکن دستاشو سد راه من نمیکرد ولی هر از چند دقیقه میگفت دستتو بکش مگه با تو نیستم میگم دستتو وردار یه بار بین کلاس هر دو رفتیم توی توالت و من برای اولین بار شلوارشو کشیدم پایین اونم طبق معمول قیافه گرفته بود و میگفت نکن دچار یه احساسی شدم که راجع به هیچ کون دیگه ای نمیشدم کون خوش فرم و سفتشو از روی شرتی که بهش چسبیده بود لمس کردم از خودم بی خود شدم دستمو سریع کردم توی شرت از فتح چنین کونی انقدر خوشحال شدم که یهو یه انگشت محکم دم کون محسن فشار دادم یهو محسن پرید جلو من که همیشه به همه زور میگفتم گرفتمش دیوونه شده بودم گفتم بیا اینجا بینم دوباره انگشتمو به زور در کونش فشار دادم که ایندفه محسن با ده برابر شدت پرید جلو عصبانی شده بود و جلوی من با یه گارد وحشی وایساده بود منم ترسیدم یهو آروم شدم و کل شهوتم پرید محسن رفته بود توی کلاس و معلم گفته بوده که چرا انقدر قرمزی بعد فهمیده بود عصبانیه بعدم که جای خالی منو دیده بود فهمیده بود قضیه چیه من اومدم از نگاه معلم فهمیدم که شر میشه رفتم در گوش محسن گفتم اگه پرسیدن قضیه عکسو بگو چند وقت پیش از اون ماجرا من و محسن سر یه عکس حرفمون شده بود خلاصه دفتر ما رو خواست و من زیر بار نرفتم و محسن هم لو نداد بعدم تعهد دادیمو یه مدت هم کار به کار هم نداشتیم خلاصه که اوضاع با محسن یواش یواش جلو رفت و بیشتر با اون بودم اوردم کنار خودم ته کلاس نشوندم و همیشه میمالیدمش حتا خیلی از معلما میدونستن و ما رو از هم جدا میکردن توی کلاس به هر بهانه ای میرفتم میچسبوندم پشتش و کسی هم به روی خودش نمی اورد اون موقع مطرح کردن همچین چیزی خیلی جرات میخواست بلاخره با یه برنامه ای یه روز خونه رو مکان کردم و محسن رو اوردم خونه تا بکنمش قبل از اون شاید من به اندازه انگشتای دستام هم سکس لاپایی نداشتم محسن اومد مثل همیشه کم حرف و تابع یه چیزی خوردیم و بعد گفتم بریم حموم اونم سریع قبول کرد رفتیم تو حموم من همه لباسامو در اوردم و کمک کردم محسن شرتشو در بیاره چون خجالت میکشید و اولاش دستشو میگرفت جلوی کیرش بعد دوشو وا کردیم و من محسنو فرستادم زیر دوش از پشت بهش چسبوندم و شروع کردم به مالیدن سینه هاش اونم هیچی نمیگفت خیلی سریع راست کردم کیر کلفت و بزرگم روی چاک کون محسنو پر کرده بود و بهش فشار می اورد یواش یواش دستامو اوردم پایین تر و رسیدم به کیرش که خوابیده بود دستم که به کیرش رسید دوباره قیافه گرفتناش و نکن نکن هاش شروع شد منم میگفتم باشه کاری ندارم و کار خودمو میکردم محسن مثلا خواست به من بی محلی کنه شامپو ورداشت و شروع کرد به کف زدن سرش منم لیز تر و با حال تر میمالیدمش و گه گداری قدمو کوتاه میکردم و کیرم لای پای محسن رو باز میکرد و برمیگشت خیلی داشت بهم حال میداد دوباره در حد مرگ حشری شده بودم ولی خودمو کنترل کردم کیرم مثل چوب سفت شده بود الان دیگه کمتر اونطوری راست میکنم کیرمو اوردم بالا و باهاش درز کون محسنو وا کردم و به سوراخ کونش رسوندم محسن گفت نکن هیچی نگفتم دست بردم کف سرشو ورداشتم و مالیدم به کیرم تا حالا توی کون کسی نکرده بودم ولی میدونستم باید درد داشته باشه یواش فشار دادم محسن تند تند میگفت نکن نکن بهت میگم نکن آی ولی تحمل کرد تا اینکه من احساس کردم کلاهک کیرم رفت توی کون محسن محسن یهو پرید جلو و یه لحظه همون چهره وحشی و خشمگین توی توالت مدرسه رو دوباره دیدم ولی همون لحظه پاش سر خورد و من گرفتمش واسه همین عصبانیتش ادامه پیدا نکرد منم یه جورایی خرش کردم بعد به شوخی برش گردوندم یه دونه زدم پس سرش گفتم خفه شو ببینم داد میزنه سر من اونم با خنده گفت نکن نزن ایندفه گفتم ساکت ببینم نکن مکن نداریم دوباره زدم تو سرش گفت آی نزن گفتم نمیزنم فقط ساکت باش یه دیقه از اون لحظه جیک محسن در نیومد دوباره کیرمو گذاشتم لاپاش و یه کم کردم تا دوباره قشنگ راست کردم بعد دستاشو گذاشتم به دیوار پاهاشو ضربدری توی هم کیپ کردم و سفت گذاشتم لاپاش انقدر نکن نکن ازش شنیده بودم که سکوتش منو به شکل وحشیانه ای تحریک میکرد بدن خوش تراش و خوش فرمش جلوی من منقبض میشد دستمو به کونش فشار میدادم و از فتح چنین کونی احساس غرور میکردم دوست داشتم بدن خودم رو تماشا کنم که همچین کون خوبی رو تحت سلطه خودش در اورده بود در اوج شهوت دستامو بردم سمت کیر محسن خواب خواب بود کوچولو شده بود و رفته بود توی کمرش به محض اینکه دستم به دولش خورد برعکس همیشه ایندفه با یه حال مظلوم و مهربونی گفت نکن منم دستمو کشیدم دوباره پاهاشو ضربدری سفت و سفت تر کردم و بازوهاشو گرفتم و کیرمو که راست راست بود با یه کم کفی که قبلن بهش زده بودم لای پای کفی محسن فرو کردم از دیدن این صحنه انقدر تحریک شدم که با تکرار همون حرکت اوج گرفتم هی لذت و سرعتم بیشتر میشد تا اینکه برای اولین بار توی زندگیم کل بدنم مور مور شد و جمع شد توی یه کیرم و با تمام شدت ارضا شدم اون اولین باری بود که من ارضای کامل میشدم یه توضیحی بدم اینکه من دو جور ارضا شدن دارم توی یکیش آبم میاد و مثل همه ارضا میشم توی حالت ارضا کامل اینطوری که تعریف کردم میشم در ضمن تا نزدیک دو سال بعد از این ماجرا من هیچ ترشحی توی ارضا شدنم نداشتم ولی همون حال ارضا و پرش بهم دست میداد و بعد چند دیقه هم فقط جیشم میگرفت محسن خودشو آب گرفت و گفت بریم من که اون حموم رو شبیه خونه خوشبختی خودم میدیدم گفتم هنوز حموم نکردیم گفت من حموم کردم گفتم لیف نزدی بازم تابع بود به پشت خوابوندمش کف حموم گفت لیف غریبه نمیزنه منم با دست و صابون شروع کردم به صابون زدنش از لمس بدن خوش فرم و پوست خیس و براقش دوباره خیلی سریع راست کردم ولی محل ندادم دستمو پر از کف کرده بودم و سینه و بازوهای محسنو کفی میکردم و میمالیدم اونم چشماشو بسته بود و برای اولین بار دیدم کیرش راست کرده سینه و دستاشو کف مالی کردم و بعدم پاهاشو کیرش راست راست بود دستم که به کیرش رسید یهو گفت نکن در همون لحظه کیرش توی دستای من در چند لحظه کاملا خوابید من که تعجب کرده بودم گفتم هیچی نگو دارم میشورمت اونم سکوت کرد کیر خوابیده شو مالیدم یواش یواش بلند شد و هی اون وسطا باز میخوابید من از رو نرفتم مالوندمش تا کیرش راست شد یکی دو بار تا بهش حالت شهوت دست میداد خیلی ناشیانه میگفت آی نکن و کیرش میخوابید منم یه بار که کیرش بلند شد دستمو همونطوری کفی گذاشتم دم دهنش و محکم براش جق زدم اونم سرشو دادم عقب و چشمامو با فشار بست خیلی طول کشید انقدر که دستشو اورد و دست منو از دهنش کنار زد چشماشو میچلوند و لباشو به داخل دهنش فشار میداد که حرفی نزنه منم دستمو عوض کردم و با سرعت و قدرت تمام براش زدم خیلی خسته شدم ولی بلاخره ارضاش کردم آب کیرش توی کف صابون فراوون بیرون ریخت آب کیرش حالت دون دون و اسفنجی داشت آب کیرشو کامل تخلیه کردم و یواش یواش دستمو از روی کیرش ورداشتم و بردم سمت سینه هاش کنارش دراز کشیدم و کیر راستمو بهش چسبوندم از ارضا شدنش یه جوری تحریک شده بودم و میخواستم منم دوباره بشم ولی اون منو پس زد با بی حالی بلند شد و رفت زیر دوش منم بلند شدم و کیرمو گذاشتم لای پاش ولی اون با بی تفاوتی خودشو آب کشید و چرخید گفتم من هنوز حموم نکردم با بی حالی گفت باشه بعدا و سلانه سلانه از حموم خارج شد منم دیگه مجبور شدم قبول کنم رفتم زیر دوش و شروع کردم به شستن خودم در بهت صحنه هایی که چند دیقه پیش دیده بودم چند دیقه ای موندم فکر کردم و بعد خودمو حوله پیچ کردم و اومدم بیرون فراموش کرده بودم به محسن حوله بدم رفته بود خیس و لخت روی تخت من افتاده بود کل تختم خیس شده بود خودمو خشک کردم و رفتم روی تخت خیس کنارش لخت دراز کشیدم و گفتم خوبی خیلی جدی و محکم گفت آره ببخشید تختتو خیس کردما گفتم فدای سرت و برش گردوندم به پهلو اونم چرخید و هیچی نگفت منم کیرمو تف زدم و کردم لای پاش و شروع کردم به تلمبه زدن محسنم هیچی نمیگفت ولی چند بار کونشو وا کرد و به سمت من تکون داد که من فهمیدم میخواد بکنم توی کونش منم کیرمو با دست گرفتم و در کونش فشار دادم چشماشو لباشو به هم فشار داد دوباره تا سر کیرم رفت تو خودشو کشید اونطرف و گفت آی نکن نکن اومدم پاهاشو باز کنم که راحت تر بکنمش چون هر جوری بود دلم میخواست بکنم تو کونش ولی خوشش نیومد منم نمیخواستم ناراحتش کنم به صورت خوابوندمش روی همون تخت خیس و پاهاشو ضربدری کردم و با تف محکم فشار دادم لای پاش دستامو اهرم کرده بودم و کمرمو بالا پایین میکردم کیرم با یه حرکت یکنواخت لای پاهای محسن عقب جلو میشد دوباره ارضای کامل شدم خوابیدم روی محسن و همونجا مثل همیشه بدون اینکه آبی ازم بیاد تخلیه شدم بعد یه دیقه همونجا استراحت کردم محسن که خیسی تخت اذیتش کرده بود گفت پاشو خیسه من پا شدم و محسن هم پاشد و دیدم که یه کم مو و آت آشغال از تخت بهش چسبیده و داره تنشو نگاه میکنه پریدم حوله استخرمو دادم بهش و هلش دادم تو حموم میخواست سریع دوش بگیره و بیاد بیرون ولی من دوباره نیم ساعتی لفتش دادم و یه بار دیگه توی حموم با عشق و احساس لاپایی کردمش وقتی اومد بیرون سریع لباس پوشید بره که دوباره نکنمش از اون به بعد زندگی زناشویی مانند من و محسن شروع شد بعدها فهمیدم چقدر از لحاظ احساسی به هم وابسته شدیم ما همیشه بعد از مدرسه یه ساعتی وقت تلف میکردیم و بعد میرفتیم خونه از اون روز تا آخر سال تحصیلی تقریبا توی برنامه هر روزمون یه راه سکس لاپایی من با محسن هم بود یه جاهایی رو به عنوان مکان پیدا کرده بودیم مثلا خرپشته خونه ما یا یه جایی توی پله فرار یه ساختمون سر راه مدرسه هر روز من محسن رو یه جایی میبردم و همونطور سرپایی شلوارشو تا نصفه میکشیدم پایین و ظرف ده دیقه خودمو بدون ترشح لای پاش ارضا میکردم اونم گه گداری ناله های نکن نکن سر میداد وقتی این داستان رو شروع کردم میخواستم در واقع داستان محمود رو تعریف کنم که تابستون سال بعد به آپارتمان ما نقل مکان کردند بخاطر اینکه محسن به اون داستان ربط داره ولی دلم نیومد داستان حموم اول خودمو محسنو تعریف نکنم و طولانی شد بنابراین باید بگم ادامه دارد اما نمیدونم کی فقط برای تموم کردن این قسمت بگم محسن الان سالهاست با زن و بچه ش توی اروپا زندگی میکنه منم مجردم و سالهاست که دیگه با هیچ پسری نبودم نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d9%86-1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">157159</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.125 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 22:37:59 by W3 Total Cache
-->