<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>یادگیری &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:31:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>یادگیری &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کس و گذشته لب پله خوب میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%84%d8%a8-%d9%be%d9%84%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%84%d8%a8-%d9%be%d9%84%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Aug 2019 08:12:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[استادم]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[امروزو]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگشو]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[حدودای]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوها]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوطرفه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلشو]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[ندیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیش]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وخودمو]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[3 که بودم با یه فیلم سکسی استاد جوون حدودای 32 33 ساله که بعد ها فهمیدم 34 سالش هست البته مجرد قد بلند و خوش اندام سکسی کلاس داشتم در ضمن خود استاد هم شاه کس همچینی چشم وگوش بسته نبود به دانشجوهای زن و دختر زیاد توجه داشت من هم کونی بدم نمیومد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>3 که بودم با یه فیلم سکسی استاد جوون حدودای 32 33 ساله</h2>
<p>که بعد ها فهمیدم 34 سالش هست البته مجرد قد بلند و خوش اندام سکسی کلاس داشتم در ضمن خود استاد</p>
<h3>هم شاه کس همچینی چشم وگوش بسته نبود به دانشجوهای زن و</h3>
<p>دختر زیاد توجه داشت من هم کونی بدم نمیومد که یه حالی باهاش داشته باشم با این که چراغ سبزو بهش</p>
<h4>یکی جنده دوبار داده بودم ولی بخاطرترس از ابروش چیزی بروز</h4>
<p>نمیداد در واقع معلوم بود که پستون اهلشه ولی نم پس نمیداد تا این که موقع امتحانات رسیده بود بچه ها</p>
<h5>ازش شماره کوس خواستن بالاخره به یه زوری راضی شده بود</h5>
<p>که شماره موبایلشو بده به دانشجوها و تاکید داشت که بی مورد تماس نگیرن نمیدونم چرا این حرفو میزد وقت فرجه ها سکس داستان بود و بچه</p>
<h6>ها بهش زنگ زدن و ازش خواستن که ایران سکس قبل امتحان</h6>
<p>یه کلاس رفع اشکال بذاره کلاس رفع اشکال هم تموم شده و بعد این آخرین باری بود که من دیدمش ترم بعد هم تو دانشگاه ندیدمش از روی کنجکاوی که بپرسم کجاست بهش زنگ زدم بعد از چند بار زنگ زدن گوشی رو برداشت من هم سلام و علیک کردم وخودمو معرفی کردم پرسیدم که تو دانشگاه کلاس نگرفته که جواب داد نه جزء هیت علمی دانشگاه دیگه ای شده موقع خداحافظی گفت که اگه مشکلی درسی داشتم میتونم رو کمکش حساب کنم تشکر کردم و گوشی رو قطع کردم و خیلی هم خوشحال بودم یک هفته بعد بهش زنگ زدم و گفتم که اگه امکان داره بهم کمک کنه اونم قبول کرد قرار شد فردای همون روز ساعت 6 عصر به آپارتمان من بیاد من که کلی اون روز به خودم رسیده بودم و فکر میکردم که دیگه همچی اکی شده منتظرش بودم ساعت حدود پنج شده بود که رفتم و تصمیم عوض شد لباس سکسی که تنم بودو عوض کردم و یه شلوار جین آبی و بلوز آستین کوتاه معمولی با یه شال آبی پوشیدم نمی دونم چرا شاید چون استادم بوده نمیخواستم زیادی خودمو هل نشون بدم بالاخره ساعت 6 شد که استاد اومد ما توی نشیمن رو مبل نشسته بودیم واون توی یادگیری جزوه به من کمک میکرد همش تو این فکر بودم که استاد دوست داره با من سکس داشته باشه یا نه ساعت 7.30 شده بود که کارمون تموم شده بود و استاد هم کیفشو برداشت و آماده رفتن شد منم تا پشت در همراهیش کردم و کلی ازش تشکر کردم که موقع خداحافظی دستشو گذاشت پشت کمرم و گفت سارینا جون دانشجوی خوب من هر وقت مشکلی داشتی تعارف نکن میتونی رو کمکم حساب کنی و خداحافظی کرد و رفت تازه من فهمیدم که اشتباه کردم و اون بیشتر واسه با من بودن اومده بود نه درس دادن به من کلی تو دلم به خودم و موقعیت پیش اومده که به این سادگی از دستش داداه بودم فحش دادم فردا که من از همون درس بالا ترین نمره کلاسو گرفته بودم با خوشحالی به استاد زنگ زدم تا ازش تشکر کنم و گفتم حالا که باعث شده من بهترین نمره کلاسو بگیرم چطوره واسه تشکر از اون فردا رو نهار بیاد خونه من و مهمون من باشه اونم از خدا خواسته قبول کرد اون روز کلی خرید کردم و رفتم خونه و هرچیز که نیاز داشتمو تهیه کردم iهم فرداش صبح هم ساعت 6 بیدار شدم و غذا رو آماده کردم ورفتم حموم و بعد از حموم حسابی به خودم رسیدم که وقتی استاد میاد کاری نداشته باشم مثل دفعه قبل سر ساعت مقرر یعنی 11 اومد و این بار من با یه دامن کوتاه و تاپ صورتی تنگ تنم بود و استاد هم کلی با دیدنم ذوق کرد و فهمید که امروزو رو شانسه کمی با هم حرف زدم من رفتم دو لیوان شربت آوردم و هر دو کنار هم نشسته بودیم که رو به من کرد و دستمو گرفت گفت سارینا جونم که امروز اینقد خوشکل شده نمیگه من خطری میشم منم لبخندی زدم و گفتم مگه استاد شما خطری دارید که گفت اسم کوچیکشو صدا بزنم و راحت باشم و خودشو به من نزدیک کرد ومنم رو مبل لم دادم و لبشو گذاشت رو لبم و منو بوسید و بعد هم گفت سارینا جون دوست داری امروز با هم باشیم و از وجود هم لذت ببریم به علامت مثبت سرمو تکون دادم دوباره خودشو انداخت رو من محکم بغل کرد و این بار با ولع زیادی لب گرفتیم و همین طور لب همو میخوریم شدت گرمی لب و تنشو حس میکردم میخواست تاپمو در بیاره که دستشو گرفتم گفتم محسن جان اینجا نه بریم اطاق خواب. بغلم کرد و با خودش برد تو اطاق خوابم منو رو تخت رها کرد و مشغول لخت شدن شد و خودشو انداخت رو من و گردنمو میخورد و با سینه هام بازی میکرد منم کلی حال میکردمو صدای آخ جون آخ جونم بلند شده بود تاپمو در آورد و شروع کرد به خوردن سینه هام و لیسیدن شکمم لخت بود فقط یه شورت مایو پاش بود کیرشو از تو شرت به خوبی میدیدم کلفت و بزرگ واسه کیرش لحظه شماری میکردم پاهامو باز کرده بود و به کسم و سوراخش نگاه میکرد و میگفت جونم سارینا چقد قشنگه سرشو آورد بین پام فکر کنم با این کارش میخواست ببینه کسم بوی بد میده و تمیزه یا نه من که میدونستم مردا رو این چیزا حساسن کلی صافو صوف کرده و معطرش کرده بودم و از بوی خوب کسم مست شده بود و زبونشو میکشید رو کسم و همینطور بالا و پایین میکرد و رو چوچولم میچرخوند زبونشو داشتم کیف میکردم و میگفتم محسن جون خیلی حال میده عزیزم و با این کلمات من بیشتر حشری میشد و تند تر کسمو میخورد هراز گاهی هم زبونشو میکرد تو سوراخ کسم و میکشید بیرون منم سرشو محکم با پاهام میکشیدم طرف کسم صدام بلند شده بود از وسط پام بلند شد فهمیدم که نوبت منه کیرشو که حسابی شق شده بود و شرتشو داشت پاره میکرد به زور از تو شرتش در آوردم و شروع به ساک زدن کردم حسابی واسش ساک زدم اونم مدام میگفت واااااااااااااااااای آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ جون سارینا چه حالی میده و سرمو ثابت نگه داشت تو دهنم تلمبه میزد گاهی هم کیرش میخورد به ته گلوم و به سرفه میافتادم کیر کلفت و بزرگی داشت بعد کلی ساک زدن منو دوباره رو تخت خوابوند و پاهامو از هم باز کردو کیرشو گذاشت سر سوراخ کسم و یه فشار محکم داد کیرش تا ته رفت تو کسم و گفتم آآآآآآآآآآآخ محسن جون آروم تر کیرش تو کسم جا شد و پاهامو با دو دستش داده بود بالا و تلمبه میزد منم کلی حال میکردم و میگفتم محسن جون بکن خیلی کیف داره بکن تندتند بکن کیرت خیلی حال میده به کسم. اونم با سرعت بیشتری تلمبه میزد بعد بلند شد و خودش خوابید رو تخت و گفت خوب سارینا جون بیا بشین رو کیرم و کمی کیر سواری کن ببین بهت حال میده منم نشستم و تا ته کیرش رفت تو کسم و خودمو بالا پایین میکردمو آخ آآآآآخ میکردم بعد از چند دقیقه بلند شدم و برعکس نشستم رو کیرش اونم از پشت سینه هامو گرفته بودو آآآآآآآآآآآآآآآآخ وااااااااااااوووووف میکرد بعد هم بلند شد منو وایسوند و یه پامو گذاشت لبه تخت و سرپا کیرشو کرد تو و محکم تلمبه میزد بعد چند دقیقه گفت سارینا جون از کون هم منو مهمون میکنی گفتم آره بشرطی که زیاد دردم نگیره منو سگی خوابوند رو تخت و کمی با انگشت سوراخ کونمو بازی داد و انگشتشو کرد تو کونم و بازی داد کمی بعد هم چون چیزی نداشتم کمی روغن زیتون مالید به کیرش و سوراخ کون من و سر کیرشو کرد تو کونم اولش خیلی میسوخت و درد داشت بعد دردش کمتر شد ولی باز اذیت میشدم و کمی بیشتر فشار داد و کیرش که حسابی چرب شده بود سر خود و رفت تو کونم درد داشتم نمیذاشتم راحت تلمبه بزنه کمی بعد دردش کمتر شد و یواش یواش تلمبه میزد کمی منو از کون کرد و کلی حال داد بهش و همش میگفت سارینا چه تنگو گرمه بعد کیرشو در آورد و دید که تمیز همون جوری کرد تو کسم و محکم تلمبه زد خیلی حال میداد کم کم داشتم ارضا میشدم جیغ میکشیدم و میگفتم محسن بکن تند تند بکن جر بده که ارضا شدم همین طور از پشت روم خوابید کمی که آروم شدم گفت سارینا ازم ناراحت نشو من موقع ارضا کمی وحشی میشم و ممکنه حرفای بد بهت بزنم از دستم ناراحت نشو عزیزم گفتم راحت باش محسن جان و دوباره منو سگی خوابوند و از پشت کرد تو کسم و محکم به کونم ضربه میزدو میگفت سارینا جونم میخوام پارت کنم امروز و تند تند تلمبه میزد کمی کسم میسوخت و میگفتم آآآآآآآآآآخ محسن سوختم کسم درد گرفت آروم تر و اون تندتر میکرد انگشت بزرگشو هم کرد تو کنم و میگفت دوطرفه جرت میدم سارینا احساس میکردم از کنترل خارج شده و وحشیانه تلمبه میزد اینجوریشو دیگه ندیده بودم کسم کمی درد میکرد و میگفتم محسن آروم تر و اون همین طور محکم میکرد و به باسنم هم ضربه میزد و گاهی هم فحش میداد باسنم قرمز شده بودن از شدت ضربه هایی که میزد یهو شدتش تند تر شد و برگشتم دیدم صورتش هم خیس غرق شده و داد بلندی کشید و سریع کیرشو کشید بیرون و رو کمرم ارضا شد و بعد هم کلی منو بوسید و عذرخواهی کرد که اگه حرفی زده ناراحت شدم به دل نگیرمو از این حرفا با هم رفتیم دوش گرفتیم و بعد هم من میزو آماده کردم و غذا رو گرم کردم و با هم سر یه میز نشستیم بعد از طلاق با مردی سر یه میز دوتایی اونم تو خونه من غذا نخورده بودم واقعا خوب بود بعد از غذا محسن پیشنهاد داد که جزومو بیارم و کمی باهام کار کنه من رو پاش نشسته بودم اونم مسائلو توضیح میداد که دستشو گذاشت وسط پام و متوجه شد که زیر دامن شورت نپوشیدم رو به من کرد و خندید و گقت ای ناقلا اونم کیرشو در آورد همون جور که نشسته بودم تو کسم کرد و بحثو ادامه داد و بعد کمی منو به طرف میز حل داد حالت سگی و شروع به کردن کرد و گفت هی میخوام بهت درس یاد بدم ولی تو که نمیزاری و دوباره ما همونجا سکس کردیم و بعدش چون خیلی خسته بودیم تا عصر تو بغل هم خوابیدیم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%84%d8%a8-%d9%be%d9%84%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2645</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی خوب بشین سر کیرم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jul 2019 08:04:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرام‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشت]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[پایبند]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دلخواه]]></category>
		<category><![CDATA[دلخواهش]]></category>
		<category><![CDATA[دلشوره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سروصدای]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستمش]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدانست]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتوانست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمانده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[همچنین]]></category>
		<category><![CDATA[وپایین]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سال بعد از ازدواج کمکم فیلم سکسی شوهرم دچار سردی رابطه زناشویی با من شد و این برای زندگی آرام و بی سروصدای من شد بمب ساعتی.روز سکسی ها می گذشت بدون هیچ حرف عاشقانه شاه کس ای ٰرابطه ای یا حتی لمسی از طرف همسرم البته اگه من به سمتش می کونی رفتم و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سال بعد از ازدواج کمکم فیلم سکسی شوهرم دچار سردی رابطه زناشویی با</h2>
<p>من شد و این برای زندگی آرام و بی سروصدای من شد بمب ساعتی.روز سکسی ها می گذشت بدون هیچ حرف</p>
<h3>عاشقانه شاه کس ای ٰرابطه ای یا حتی لمسی از طرف همسرم</h3>
<p>البته اگه من به سمتش می کونی رفتم و ؛خوب رابطه بود ولی من دلم می خواست اون من رو بطلبه</p>
<h4>مثل جنده قدیم از وقتی به خونه بیاد جلوی در با</h4>
<p>هوس من رو دنبال کنه بغل پستون کنه و نوازش لطیف که استادانه بلد بود انجام بده ولی دریغ &#8230;. اوایل</p>
<h5>زیاد برام کوس بغرنج نبود و گذاشتم به حساب شلوغی کار</h5>
<p>و اضافه کاری هایی که مجبور بود انجام بده ولی یعد از مدتی دلشوره ای به جانم افتاد به نام رقیب. از سکس داستان تصورش ساعت ها</p>
<h6>گریه می کردم ،مرتب کارهایش را نامحسوس چک ایران سکس میکردم ولی</h6>
<p>هیچ ردی پیدا نکردم. توی بد مخمصه ای افتاده بودم .من دلم سکس عاشقانه می خواست جوری که دلم برایش پرپر میزد ولی فقط از طرف شوهرم نه کس دیگه.بارها گفتم بزار کمی بگذره درست میشه اما نشد.بد اخلاق شدم و این مساله شوهرم رو هم بیشتر از من دور کرد،انتظار داشت با این رویه من دور و برش بپلکم قربون صدقه اش برم اما من حتی از پس کارهای اداره ام هم برنمی آمدم و فقط فکرم دنبال حل مشکلم بود.بارها فکر خیانت به سرم زد اما من این کاره نبودم داشتم ذره ذره آب می شدم رابطه ما بعضی وقت ها 6ماه یک بار رسید.من از دو طرف ناراحت بودم اولش به خاطر اینکه خانم ها اگه سکس مرتب نداشته باشند حسابی اعصاب شون بهم میریزه ومن بهم ریخته بودم و هم فکر رابطه شوهرم با هم جنس دیگه ای وای&#8230;. تا اینکه شبی که از شدت شهوت و خواستن سایت شما رو پیدا کردم و با خوندن داستان ها و دیدن عکس ها خودم رو ارضا کردم و این شد کاره هرروزه من.بدو بدوکار اداره رو بکن بیا خونه کارهای خونه رو ردیف کن بعد برو تو سایت و حال کن.چه قدر خوب بود و لذت بخش.هفته بعد فکری جدیدی به سرم زد شروع کردم به یادگیری چیزهایی که مرد ها تو رابطه براشون لذت بخش و اون هارو یادداشت کردم با دیدن فیلم ها و عکس ها خیلی حرفه ای شدم.برای خودم کلی لباس سکسی خریدم کلی لوازم آرایش و کرم و&#8230;. گرفتم و روزها و ساعت هایی زیادی صرف زیبایی خودم و روی فرم شدن بدنم کردم و روز به روز دلخواه تر شدم.روز موعود دل رو به دریا زدم آرایش مناسبی کردم لباس خواب کوتاه سکسی نازک که سر سینه خیلی درشت و قلنبه زده بود بیرون پوشیدم بدون شورت عطر سکسی هم زده بودم لوسیون بدن سکسی و&#8230; و وقتی شوهرم روکاناپه خوابیده بود رفتم کنارش گوشه ای جاباز کردم و نشستم جوری که تنم بهش برخورد داشت ولی به سمتش نرفتم اما کمکم با انگشت های دستم موهاشو نوازش کردم آروم آروم به سمت سینه اش رفتم و موهای سینه اش رو نوازش کردم بعدچند دقیقه سرسینه اش که سفت شده بود بیرون و لبای شهوت انگیزه من رو می خواست منهم دریغ نکردم آروم با لبام با سر سینه اش بازی کردم. بعضی وقت ها یکم بیشتر فشار میدادم براش چشماش بسته شد و صدای ناله آرومی ازش می آمد من لذتم بیشتر شد تمام سینه اش زیر دست و لبم بود و به صورت دلخواهش برایش می مالیدم و فرمانروای وجودش شدم احساس رضایت زیادی درش موج میزد.مرحله بعد رفتم سراغه لبش ماهرانه(با کمک اطلاعات جدید سایت شما) بوسیدم، مکیدم واون هم برایم عاشقانه میمکید .دستم رو به سمت آلتش بردم وای داغ و تفتیده آماده کردن بود ولی من به این زودی نمی خواستمش پس شروع به دستمالی کردم و با تمام وجود برایش ساک زدم حسابی حال میکرد می خواستم دوباره روزگار خوش گذشته به خاطرش بیاد وای توی این چند وقت اینقدر بزرگ و ستبر ندیده بودمش اینقدر جلو و عقب کردمش تا فوران زد توی دهنم میدانست بدم میاد ولی با ولع براش خوردم می خواستم عمق خواستنم را بداند وای حال خودم دیدنی بود از شدت شهوت وخواستن خیس خیس بودم سینه ام سفت شده بود اما الان، نه وقتش نبود در بغلش جا گرفتم و رو سینه و رانش را نوازش کردم نفس هاش شمرده تر و آرامتر شده بود کمکم کیرش داشت با حالت قبلش برمیگشت. واین بار سراغ باسنش رفتم جوری خوابیده بود رو به من ازیک طرف لمس سینه دلخواهم و از طرف دیگه لمس باسن عزیزتر از جانم بار دیگر ارضا شدم و لی باز هم کار داشتم آلتش دوباره رستم شد و شق تر ازقبل میبوییدمش میبوسیدمش و هر کاری که بلد بودم یا از سایت شهوانی یادگرفتم انجام دادم آروم آروم زبانش باز شد که چرا تا به حال من رو اینجوری نخواستی و ندیدی، عقده دلش باز شد تمام وجودم شده بود گوش به خواسته های وجودش گوش پسپردم ودر دل اشک ریختم که چرا این مرد را درک نکردم وتا به حال غرورم مانع شده بود ببینم چه از من میخواهد. دوباره به مرحله ارضا رسیده بود و به حال خودش رهایش کردم لباس هایم را برایم عاشقانه درآورد لمسم کرد از لب وای چقدر احساس بی وزنی کردم آنقدر زیبا بوسیدم که برای بار سوم ارضا شدم نفسم به شماره افتاده بود ولی باز میخواستم. چند سال دوری جنسی من رو حشری کرده بود در گوشم زمزمه دوستی کرد باورش کردم چنان زبانش در گوشم حرکت میکرد که عمق گوشم را احساس کردم بوسید تا به سینه ام رسید وای من نوک سینه ات را تا به حال به زیبایی ندیده بودم مکید بوسید و آرام آرام به بهشتم نزدیک شد دیگر احساس کردم یا در خوابم یا مرده ام چون در این دنیا نبودم سرش کامل در بهشتم جا گرفت از شدت مکیدن و لیسیدن ،برای بار چهارم با لرزشی ارضا شدم خدایا من بودم ؟؟؟؟ امشب چه شبی است شب ضیافت دو کس که کنار هم ولی دوراز هم بودند.رمقی برایمان باقی نمانده بود ولی میخواستیم هردو. ادامه داد به سمت بالا دیگر واقعا میخواستمش ،کاملا روی هم خوابیدیم نفس هامون باهم شده بودویک تن شدیم.آلت زیبا و پراقتدارش را روی بهشتم بالا وپایین میبرد و هردو لذت میبردیم و آرم آرام در من فرو رفت تنگ تر آن بودم که دردی نداشنه باشم اما دردش شیرینی دوباره زندگیم شد بالا و پایین رفتنش برایم از هر نظر زیبا بود آرام آرام گرمتر گرمتر شدم ارضای کامل هردو صورت گرفت دلمان نمیخواست از هم جدا شویم اما تا صبح در بغل هم جم نخوردیم.روز بی خیال کار در کنار هم بودیم و من بهترین پذیرایی را از عشقم و پاره تنم کردم و صدها بار خدارا شکر کردم که به این مرد پاک زندگیم خیانت نکردم مردی که خواهش دلش را نتوانست برای من به زبان بیاورد و فقط در لاک خود فرو رفت.ماهها گذشته ولی ما هنوز یک پیکریم هرچه بخواهد برایش عاشقانه انجام میدهم و او هم همچنین . ما آلان منتظر نهال مشترک زندگیمان هستیمانشاله از داستان واقعی من لذت برده باشید و به همسرانتان پایبند باشید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175010</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه خوشگل ساک میزنه این جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 May 2019 04:45:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوار]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اووووه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[براحتی]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگی]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگیش]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرداندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرند]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حسابدار]]></category>
		<category><![CDATA[حسابداری]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوندین]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیمتا]]></category>
		<category><![CDATA[دانستم]]></category>
		<category><![CDATA[درخشان]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[روشکمش]]></category>
		<category><![CDATA[ساپورت]]></category>
		<category><![CDATA[سرپایی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیت]]></category>
		<category><![CDATA[عاقلانه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرهای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مبارکه]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقداری]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[مورمور]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌زدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میهمان]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نباشید]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نگیرید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیامد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[هایمان]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[وااااای]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[در کردین به سلامتی خودتون فیلم سکسی لایک را بکوبین زیر داستان و منو در ادامه این دوستی امیدوار کنید. امیر هستم ۳۰ ساله قد ۱۷۰ وزن سکسی ۶۹ ، قیافه معمولی و خوش پوش شاه کس . عاشق تجربه های جدید و یادگیری ! امیدوارم تا اینجا دلگیر نشین که چرا کونی طول میدهم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>در کردین به سلامتی خودتون فیلم سکسی لایک را بکوبین زیر داستان و</h2>
<p>منو در ادامه این دوستی امیدوار کنید. امیر هستم ۳۰ ساله قد ۱۷۰ وزن سکسی ۶۹ ، قیافه معمولی و خوش</p>
<h3>پوش شاه کس . عاشق تجربه های جدید و یادگیری ! امیدوارم</h3>
<p>تا اینجا دلگیر نشین که چرا کونی طول میدهم و سراغ کیر و کوس نمی روم ؛ الان میرم نگران نباشید</p>
<h4>. جنده طرف سکسی من یا بقول دوستان با کلاس پارتنرم</h4>
<p>دختر خانمی است با قد. ۱۶۵، پستون وزن حدودا ۷۰ ولی بدون شکم و چاقی و چال زیبای خنده در صورت</p>
<h5>، گونه کوس ها پر و لب ها برجسته و خیلی</h5>
<p>خوش خنده و انرژیک ؛ لباس های مد جدید می پوشه بخصوص ساپورت و تونیک که معمولا برجستگی های بدنش را می سکس داستان زنه بیرون و</p>
<h6>جذابیت خاصی به اندامش میده و صد البته ایران سکس کیر آدم</h6>
<p>را بیکباره بلند می کنه . این که چطور ما آشنا شدیم و &#8230; را اگر بگم طول می کشه و حوصلتون را می بره ولی مختصر می گم که من میرفتم در یک کلاس حسابداری بعد از ظهرها اونجا متوجه شدم که خانم حسابدار یک شرکت معتبر هستند و میخوان نرم افزار های جدید حسابداری را یاد بگیرند . جلسات دوم سوم به بعد بود که باب شوخی ما با هم دیگر بازشد و علتش هم این بود که در حسابداری یک نرم افزاری است به اسم 《هلو》. وقتی که استاد گفت : 《هلو را بازکنید 》من خنده ام گرفت و این نازی خانم که پهلوی من بود اون هم خندید و کمی به استاد برخورد و گفت : فکراتون منحرفه ! ولی از فرداش من که میومدم کلاس ، بغل نازی جون می نشستم و به شوخی می گفتم : هلو را باز کردین! یا می گفتم : هلوی من باز نمیشه . اون هم می خندید . من عاشق خنده های نازی شده بودم از هر بهانه ای برای خنداندن نازی استفاده می کردم. روز به روز بر صمیمیت منو و نازی اضافه می شد و شوخی هایمان بیشتر. کم کم نسبت به همدیگر کنجکاوی می کردیم و آمار همدیگر را داشتیم.تا اینکه یه روز با جعبه شیرینی اومدم کلاس و استاد گفت : مبارکه ، میشه بگین مناسبت شیرینی واسه چیه ؟ گفتم : استاد شرمنده شخصیه ، نمیتونم بگم. نازی یواشکی گفت : راست میگه استاد شرینی واسه چیه ؟ گفتم عزیزم واسه تولد هلو . نازی خندید و گفت جدی هلو ! گفتم نازی تولد تویه دیگه . بیکباره فیوزش پرید رنگ صورتش واقعا عوض شد . خیلی هیجان زده بود، خودش هم یادش نبود تولدشه ولی از کارم خیلی خوشحال شده بود و این غافلگیری تا حدود زیادی منو به هدفم که کردن کون و کوس نازی بود نزدیکتر کرد. اون روز خیلی ازم تشکر و کرد و من هم خیلی خوشحال بودم تا اینکه یه روز گفت میخواد منو میهمان کنه . گفتم کجا گفت: هرکجا که تو دوستش داشته باشی . منظورش یه رستوران شیک بالای شهر بود ولی من بهش پیشنهاد دادم که بجای آن یه روز باهم خلوت کنیم و اون هم با دو دلی قبول کرد . بالاخره یه روز که خونمون خالی شده بود قرار گذاشتیم و من از قبل رفتم حمام و خیلی بخودم رسیدم و صاف صاف کردم و خیلی درخشان شده بود کیرم. وقتی که به اومدن نازی فکر می کردم کیرم سفت می شد و بلند! بالاخره انتظار به سر رسید و نازی جونم رسید با یه جعبه شیرینی و یک شاخه گل . آرایش ملایم ، موهای سرش آرایش کرده و بیرون ریخته بود و لباس چسبان بخصوص که سینه هاش آدمو می کشت.وقتی از دستش شیرینی و گل را گرفتم گذاشتم روی اوپن ، همدیگر را بغل کردیم .لبای همدیگر را بوسیدیم و من مثل اینکه بخوام مک بزنم سه بار بوس کردم و دعوتش کردم بشینه .بساط پذیرایی از قبل آماده کرده بودم و خودم هم شلوار چسبان ورزشی پوشیده بودم و کیرم کاملا برجستگیش معلوم بود. اومدم نشستم کنارش و به شوخی گفتم از هلو چه خبر ! با صدای بلند می خندید و منم دستمو گذاشتم روی رونش و به آرامی می مالیدم.سعی می کردم بیشتر شوخی کنم و بخندانمش و وقتی می خندید من از فرصت استفاده می کردم و بیشتر دستم را می بردم جاهای حساس بدنش. یه جوکی از هلو براش گفتم وقتی خندید دستم را انداختم گردنش و صورتم را چسبوندم به صورتش و با دست چپم ممه هاش را مالیدم و اونهم جواب منو با خنده هاش می داد . کم کم داشت شل می شد و فکر می کنم حشری تر می شد و دستش را گرفتم گذاشتم روی کیرم . کیرم را به آرامی می مالید و من هم ممه هاش و صورتش را برگرداندم لباش را گرفتم به لبام ، کمی که لباش را خوردم دیدم زبونش را بیرون میاوره و توی دهنم میکنه و من حشری تر می شدم . وقتی که دیدم کاملا آماده است دستاشو و گرفتم و آوردم اتاق خواب .قبل از اینکه لباساشو در بیارم بازهم سرپایی همدیگر را بغل کردیم و شروع کردم لباساشو در بیارم وقتی تموم شد افتادیم رو تخت . نازی حشری شده بود و منم می خواستم از فرصت بیشترین استفاده را بکنم. اومدم وسط‌پاهاش و ممه هاش را گرفتم دستم و لب تو لب شدیم .انقدر لب خوردیم داشت نفس کم میاورد و به آرامی اومدم پایین تر ، گردنشو لیس زدم رسیدم به ممه ها ، چقدر سفت و خوش فرم و قشنگ بود می مالیدم و می کردم تو دهنم و می مکیدم و نوکشو با دندونام می‌گرفتم ولی زیاد فشار نمیدادم تا دردش نیاد. نازی جون هم ناله می کرد آخ و اوخش رفته بود هوا.از حشری و لذت به خودش می پیچید. کوسش را گرفتم تو دستم ، واقعا سفید و گوشتی و زیبا بود و مقداری بالا و پایین کردم خیس خیس بود و انگشتام براحتی می رفت تو . نازی با اون چشای خمارش یه نگاهی بهم کرد و گفت : مردم عزیزم نمیکنی توش! میخواستم هم از کونش کنم هم از کوسش . گفتم عزیزم میخوام اول از کونت بکنم ، گفت :عشقم ! وقتی عشقم گفت از نوک پا تا سرم بدنم مورمور شد.پاشدم ژل لیدوکایین را برداشتم زدم به کونش و کمی مالیدم و انگشتم را کردم تو کونش، خیلی تنگ بود و خودش را جمع می کرد و می گفتم شل کن.کمی از لیدوکایین را هم مالیدم سر کیرم و گذاشتم سوراخ کونش . به آرامی فشار می دادم ولی تو نمی رفت و گفتم با دستات کونتو بازکن و دستاشو اورد از دو طرف باز کرد بازهم فشار دادم نمی رفت ولی نازی دندوناشو بهم می فشرد و معلوم بود اذیت میشه . کمی خودم را اروم کردم و لای کونشو باز کردم یه نگاه عاقلانه ای کردم دیدم اصلا راه نداره ، اگر هم بره توش سر از بیمارستان و دکتر در میاره . کیرم کم کم شل تر می شد و بی حس تر ، نگو اثر لیدوکایین بوده است. برش گردوندم گذاشتم روی کوسش ! فشار دادم دیدم تو نمیره از بس شل شده . با انگشتام کیرمو میکردم تو خودش میومد بیرون . کشیدم کنار نازی گرفت دستش ، از زیر خایه هام تا نوک کیرم می مالید ، بسختی کمی سفت تر شد می دانستم اگر کامل بره تو ، کمی تلمبه بزنم سفت تر میشه . گفتم حالت داگی بایست و چهار دست و پا شد ، کمرش را دادم پایین تر تا کوس و کونش بیاد بالا. لبه های کوسش زده بود بیرون ، باز کردم کیرم را فشار دادم تو . به آرامی تلمبه می زدم و لمبرهای کونش را چنگ می زدم و با هر دخل خرج کیرم بیشتر سفت تر می شد و من داغتر . نازی خسته شده بود و من هم آبم نمیامد ، لیدوکایین کاملا کیرم را بی حس کرده بود .نازی پیشنهاد داد کیرم را بشورم .رفتم کیرم را شستم برگشتم، نازی با کیرم مقداری بازی کرد و کیرم تا حدودی سفت شد ، نازی به پشت خوابیده بود و من وسط پاهاش قرار گرفتم آب از کسش جاری شده بود .کیرم را فرو کردم توش و ممه هاش را گرفتم دستم و لب به لب شدیم . تلمبه می‌زدم و نازی هم باهام همراهی می کرد. ممه اش را گرفتم دهانم احساس می کردم آبم میخواد بیا ، نازی ناله می کرد می گفت : جرم بده پارم کن . آااااخ اووووه وااااای .کوسم مال تویه تا تهش کن .شروع کردم مالیدن بالای کوسش و دستش را اورد محکمتر فشار داد .متوجه شدم باید فشار بیشتری بدهم بعد از چند لحظه رعشه بدنش را گرفت و افتاد .گفتم سیر شدی گفت اره . چند تا تلمبه زدم کیرم را در آوردم آبم را ریختم روشکمش. روان ،سفید پر حجم ! با دستمال خودم از روی شکمش پاک کردم و لب گرفتیم و در بغل هم خوابیدیم.ممنون که داستانم را خواندید. در سکس کاندوم را فراموش نکنید. اگر کون شریک جنسی تان خیلی تنگ است با زور نگایین.زندگی را سخت نگیرید.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173757</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-12 12:38:33 by W3 Total Cache
-->