از کم تا زیاد

0 بازدید
0%

سلام دوستان اسم تمام اشخاص این خاطره تغییر کرده این اتفاق مربوط به چند ماه پیشه من ارش ام ۱۸ سالمه و قد ۱۸۰ وزنم هم ۸۰ یه فیس معمولی و یه دماغ کیری که خدا داده به ما و یه بدن معمولی که اگه برم باشگاه و کون گشاد نمیزاره خیلی خوب میشه خاطره من مربوط میشه به سکسم با سپیده که میشه دختر همکار مامانم مامان من و مامان سپیده حدود ۹ ساله همکار هستن پرستار ولی رابطه ما از وقتی نزدیک شد یعنی اینکه رفت و امد داشته باشیم که ۱۶ سالم بود بابای من توی ۱۰ سالگیم و بابای سپیده تو ۷ سالگیش فوت کردن که مامانم توی ۱۴ سالگی من و مامان سپیده توی ۱۲ سالگی سپیده ازدواج کردن و ما با ناپدریم زندگی نمیکنیم یعنی اینکه هر روز میاد پیشمون ولی اینجور نیست که شبانه روز باهم باشیم و ناپدری سپیده هم انتخاب مامانش بود و فشار هایی که مامان سپیده به خانوادش اورده بود واس ازدواج باعث شده بود تا کوچک ترین اتفاق دهن خانواده مادرش باز بشه و کسشعر بگن من اصلا به سپیده حس خاصی نداشتم اخه اون یه دختر مغرور و خوشگل بود و من اصلا خودمو در حد اون نمیدیدم و هیچوقت به رابطه باهاش فکر نمیکردم خصوصا اینکه از من ۳ سال بزرگتره و بجورایی من حساب خواهر نداشتمو روش داشتم دیگه بریم سر اصل مطلب از اونجایی که گفتم داستان ازدواج مامان سپیده و شوهرش رو این زن و شوهر باهم دعوا کردن و خانواده مادرش هم به تخمشون نبود و قرار شد چند روز سپیده و مامانش بیان خونه ما من بعد گرفتن دبپلم کار کردم و کارم جوریه که میتونم چند روز نرم سرکار واس همین خبر دادم که نمیام اوکی بود داداشم هم مدرسه بود تا ساعت ۲ و مامانم و مامان سپیده هم باهم سرکار ساعتای ۱۱ شب بود مامانم زنگ زد و گفت چه اتفاقی افتاده و سرکار بودم و دیگه داشتم کم کم میرفتم خونه رفتم خونه و احوال پرسی و شب شد قرار شد سپیده تو سالن بخوابه و من و داداشم تو اتاق خودمون مامانا هم تو اتاق مامانم ساعت ۱۲ و نیم خاموشی زدیم و ساعت ۱ و نیم رفتم اب بخورم دیدم سپیده بیداره و نور گوشیش معلومه صداش زدم جواب نداد فلش گوشیمو روشن کردم رفتم بالای سرش دیدم هندزفری تو گوشش هست و خوابه هندزفری رو دراوردم و اهنگ هم قطع و خواستم برم از خواب پرید گفتم بخواب که گفت خوابم پرید و بخاطر ناراحتی خوابش نمیبرد و منم کامپیوترم توی سالن بود و گفتم میخوای فیلم بزارم که گفت اره و منم 2 رو گذاشتم وسطای فیلم از ترس هی خودشو جمع میکرد و دوباره راحت مینشست و دوباره و دوباره اخرای فیلم بود قسمتی که زنه میره تا مرده رو بگیره که نیافته رو درخت که شیطان ظاهر میشه این دیگه ریده بود به خودش و خودشو چسبوند به من و منم اصلا واسم مهم نبود و خندم گرفته بود که چرا میترسه و دیگه خوابیدیم و فردا ساعتای ۱۰ بیدار شدم که دیدم بیدار شده و صبحونه اماده کرده و خوردیم و تعریف و فیلم و تا یجا بود صحبت کشیده شد به دوست دختر و دوست پسر که دیگه وسط بحث مامانا اومدن و ول شد تا عصر که تو فاز خودم بودم و با دست زد رو شونم و گفت چطوری سینگل منم همینطوری یه کسشعر پرونده باشم گفتم کسی نیس حالمونو خوب کنه واس همین بدیم گفت ایشالله پیدا میشه و منم گفتم منتظرم بدون هیچ منظوری دیگه شب شد و وقت لالا مثل دیشب که کی کجا بخوابه رفتم گفتم فیلم بزارم که گفت اره پیش هم بودیم و فیلمم رمانتیک بازیاشون گل کرده بود و نگاش کردم گفتم چقد بی ادب هستن اینا با خنده گفت خییییلییی خودتم دست کمی نداریا گفتم چرا گفتم خیلی دیر میفهمی گفتم خوب چرا گفت که هیچی و تعریف فیلم ادامه داشت و دیگه رفتم تو تخت و خواسم بخوابم و تلگراممو چک کردم دیدم همون موقع زده سپیده در حال نوشتن میباشد که پیامش اومد که هنوزم میخوای بفهمی چرا دیر میفهمی گفتم اره گفت واقعا نمیدونی گفتم جون تو نه که گفتش وقتی یه دختر یه همچین رفتاری داره و یعنی چی گفتم یعنی داره پا میده استیکر سردرگم فرستاد و گفتم چیه گفت کصخلی منم واسم جالب بود این حرفو زد بحث باز شد و فهمیدم قضیه چیه صبح واس ساعت ۶ پاشدم زود برم اش بخرم که همه باهم بخوریم که سپیده هم بیدار نشد و ما ۴ تا خوردیم و ساعت ۸ و نیم الی ۹ دقیق یادم نیس که بیدار شد و منو دید با یه لحن دیگه در حالی که داشت بدنشو کش میداد گفت سلام صبحت بخیر منم پاشدم رفتم نزدیکش و گفتم حرفای دیشبت راست بود که گفت اره بی مقدمه همینطور که نگاه چشماش میکردم رفتم تو لباش و اونم همراهی میکرد و لب همو مک میزدیم و زبون و لب همو خوردیم و کم کم رفتم سمت گردنش و زیر گوشش و پایین تر لباسشو یواش یواش از تنش دراورده بودم از موقع لب گیری زانو زده بودم و داشتم در حال لب گرفتن سوتینشو باز میکردم و مدام اه و ناله میکرد و موهامو میمالید وبدنمو نوازش میکرد و سوتین و باز کردم سینه های ۷۰ داشت بزرگ نبود ولی خوشگل بودن و شروع کردم به خوردن و دیگه صداش خیلی بلند شده بود و خداروشکر همسایه رو به رویی نبودش و هر دومدن زانو زده بودیم و دوباره شروع کردم لب گرفتن و دست چپمو کردم تو شلوارش و کسشو شروع کردم به مالیدن و لب میگرفتم و با دست راسم گرفته بودمش که دیگه خودمو انداختم روش و شلوار و شورتو باهم دراوردم و پاهاشو باز کردم و شروع کردم خوردن یه کص خوشگل و بی مو و خوش بو لیس اولو که زدم یه اه خیلی بلند کشید که سریع دهنشو گرفتم و گفتم خودشو کنترل کنه و خودمم کیرم شقه شق شده بود و نمیتونستم تحمل کنم ولی باید بهش حال میدادم که خودمم حال کنم ادامه دادم به خوردن و با دست چپم پاشو گرفته بودم و با دست راستم کسشو میمالیدم و حدود ۳ ۴ دقیقه خوردم که یعو یه اه خیلی بلند کشید و اب همینطور میریخت بیرون از کصش دیگه نوبت من بود دراز کشیدم و گفتم حالا نوبت توعه شلوارمو دراورد و شروع کرد به خوردن یه کیر ۱۷ سانتی و کلفتی متوسط دارم بعد یکی دو دیقه خوردن دیگه تحمل نداشتم و گفتم سگی بشه یه کون سفید خیلی خیلی خوشگل و خوش فرم که نه بزرگ بود نه کوچیک تف انداختم رو سوراخ کونش و شروع کردم با انگشتام باز کردنش که درد کشید ولی چیزی نگفت و چند دیقه ای طول کشید تا جا باز کنه که بشه کیر کرد توش کیرمو دوباره گفتم بخور و اینبار وایساده بودم و موهاش تو دستم بود و چندبار فشارش دادم که کیرم تا اخر بره تو دهنش که خیلی حال میکنم و دوباره سگی شد و کیرمو گذاشتم در سوراخ کونش و یواش یواش کردم داخل و همش داشت ناله میکرد از درد ولی من شهوتم بالا باشه نمیتونم تحمل کنم مخصوصا وقتی طرف داره ناله میکنه از خودم بیخود شدم یهو همه کیرمو کردم تو و صورتشو به بالش فشار داد و جیغ میزد منم که داشتم حال میکردم انگار خود سگ تند تند تلمبه زدم و بعد ۳ ۴ دقیقه ابم اومد و به درخواست خودش خالی کردم تو کونش و پاشیدم لباس پوشیدیم و قرار شد دوباره عصر سکس کنم چون مامانا دو شیفت بودن و داداشم هم کلاس داشت و تا ۸ شب خونه خالی بود اونروز کلا تا ساعت ۸ ۳ بار سکس داشتیم شب از ساعت ۱ تا ۵ صبح سکس داشتیم و باهم تعریف میکردیم و تو بقل هم بودیم بعد از اونم فرصت زیاد بود و سکس هم با هم خیلی داشتیم امیدوارم خوشتون اومده باشه فحش ندید نوشته خرشانس

Date: December 24, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.