بالاخره کردمش

0 views
0%

سلام خدمت دوستان عزیز من بچه شهرستانم و یه مغازه تعمیرات کامپیوتری دارم یکبار یه دختره کامپیوترش رو آورد که من براش تعمیر کنم انصافا هم خیلی خوشکل بود هم خیلی با ناز و ادا بهش گفتم بشینه تا یه قطعه از کامپیوترش رو عوض کنم شاید درست شد سر صحبت رو باز کردیم و شروع کردیم به گپ زدن که چند سالته و چی می خونی و از این کسشرا من خودم 27 سالمه و قیافه متوسطی دارم و دختره هم گفت که 26 سالشه و کارشناسی تربیت بدنی خونده و دنباله و کاره قیافه خیلی خوبی داست با چشمای رنگ و پوست روشن و پایین تنه بسیار پر که اصلا به بالا تنه ش نمی خورد خلاصه کامپیوترش رو درست کردم و موقع رفتن بهش گفتم که اینجا دانشجوها زیاد میان و دنبال کسی هستن که مقاله و پایان نامه اینا براشون بنویسه اگر میخایی شماره تو بده تا برات از این کارا بگیرم اونم قبول کرد و شماره شو داد بعد از یکی دور روز بهش پیام دادمو گفتم یه مقاله هست اگه وقت داری بیا اینجا که بهت موضوعش رو بدم و در مورد قیمت به توافق برسیم هنوزم تیپ و قیافه ی اونروزش یادمهههههههه یه مانتو چسب با یه ساپورت رنگ پوست و یه سندل بند انگشتی با اون پاهای سفید و ناخن های لاک زده و بوی ادکلنش که کیر هر کسی رو شق می کرد چندتا مشتری دیگه توی مغازه بودن که بهش گفتم بشینه تا اینا برن و باهم حرف بزنیم به تواق رسیدیم که این موضوع شد یه بهانه برای زنگ زدن ها و پیام دادن های من باهم حرف میزدیم و درددل میکردیم یه روز بهم گفت که یه دوست پسر داشته که واقعا عاشقش بوده و براش میمرده و بخاطرش چندین بار جلوی خانواده شایستاده بخاطرش اما اون ولش کرده و رفته خارج از کشور دلم براش سوخت اما همش تو کف اندام و اون کونی که هر وقت روی صندلی مغازه می نشست نرمیش رو با تمام وجودم حس میکردم بودم چندبار باهم رفتیم بیرون و خیلی عادی دستاش رو میگرفتم و حرف میزدیم یه شب دل و زدم به دریا و در مورد عشق و هوس و این چیزا حرف میزدیم که وسط حرفامون گفت خوابم میاد و فردا میام مغازه باهم حرف میزنیم فرداش دل تو دلم نبود و واقعا دیگه تحمل نداشتم اونجوری ببینمش و نکنمش اومد وااااااااااااااااای که چه تیپی زده بود شورتم از آب کیرم خیس شده بود با هم دست دادیمو حرف زدیمو یه سوال کامپیوتری داشت که بهش گفتم بیا پشت میز کارم تا بهت نشون بدم با لبخند ملیح و لبای خوشکل و برجسته ش اومد اون پشت و مانیتورو نگا میکرد و منم توضیح می دادم و همش نگاهم به رونا و انگشتهای پاش بود با اون شلوار تنگ و کوتاهش که ساق پاش مشخص بود داشتم میمردم اون ایستاده بود و منم آروم دستمو گذاشتم رو باسنش و تموم انگشتام توی کون نرم و بزرگش گم شد هیچی نگفت و بهم گفت اجازه بدم خودمم یه بار این مرحله رو برم که یاد بگیرم خم شد و مو سگرفت توی دستاش و قشنگ کونش رو داد بیرون نم یدونین چه حسی داشتم داغ داغ بودم و کیرمو از شلوارم در آوردم دستشو کشیدم و گذاشتم روی کیرم خیلی آروم میمالید و سوراخ کیرمو بازی میداد بهش گفتم صبر کن برم در مغازه رو ببندم که یه کم اخم کردو بالاخره راضی شد رفتم درو بستم و اومدم ساپورتش که خیلیم تنگ بود آروم کشیدم پایین و دستمو گذاشتم وسط لپای کونش که مثل کوره داغ بود یه اهی کشید و کیرمو محکم فشار داد انگشتمو میمالیدم به سوراخ کونش و گفتم میتونم از پشت کیرمو بذارم رو سوراخش که گفت درد داره و اجازه نداد و در کمال تعجب بهم گفت بذار جلو از بس کون ناز و نرم و بزرگی داشت که اصلا سراغ کوسش نرفته بودم ازش پرسیدم بذارم توی کست که خیلی حشیر و هوسی گفت آره بذار نترس دوس پسر قبلیم خیلی نامردتر از این حرفا بود و چندین بار از جلو منو کرده دستمو گذاشتم رو شونه شو تا ته کیرمو فرستادم توی کوسش از ته دلت یه آخی گفت و برگشت نگام کردو گفت فکر نمیکنی دردم بگیره منی که اینقد ناز و ظریفم این جمله حشری ترم کرد و با تموم وجودم تلمبه میزدمئ خایه هامو چسبونده بودم به کونش و رو ی رونای نرمش دست میکشیدم و به دوست پسرش فحش میدادم که چرا قدر همچین کوسی رو ندونسته 5 دقیقه ای تلمبه زدمو آبمو ریختم رو دستمال کاغذی و کونش و بوسیدمو ساپورتشو کشیدم بالا و کنارم نشست و بغض کرد و تو چشام نگا میکرد ادامه دارد نوشته

Date: September 30, 2019





Leave a Reply

Your email address will not be published.