بمال بمول

0 بازدید
0%

ی لباس تنگ پوشیدم واسه مهمونی یسره و مشکی سعید شوهرم داشت شیو میکرد وقتی اومد بیرون گفت سارا جان گفتم لباس راحت میتونی بپوشی اما نه دیگه این جوری گفتم چیه مگه الم شنگه دراوردی اومد جلو و انگشتم کرد گفتم نکن کثافت میدونی که از این کار متنفرم گفت آخه این کون امگشت کردن داره گفت کووون گفت خیلی خوب بابا باسن حالا عوضش کن خط شرتتم پیداست گفتم همین خوبه میخوای نیام گفت نه بریم هر کاری کردم نتونستم سوتین ببندم چون خطش پیدا بود حتی سوتین بیرنگم امتحان کردم اما نشد خیلی زشت بود بدون سوتین نوک میمیام چندان پیدا نبود بالاخره همونطور رفتیم وقتی رسیدیم یهو همه برگشتن منو نگا کردن سعید شاکی شد غر غر کنان گفت ببین چی کار کردی گفتم بقیه که بد ترن خداییش خالی می بستم پایینه پیراهنم تا روی رونام بود از بالا هم دکلته رفتیم شروع کردیم به رقصیدن سعید میگفت بچسب به من که پسرا بدونن با منی منم چسبیدم بهش وسط رقص وقتی فلش میزدن و تاریک شد دیدم سعید دستشو گذاشته رو کونم گفت باز آدم نشدی گفت حال میده کسی که نمیبینه گفتم ورش دار گفت دارم حال میکنم گفتم جیغ میزنما ور داشت بعد چند ثانیه باز انگشتم کرد گفتم کثافت تو که تو خونه میبینیش این چرا این کارو میکنی جلو همه گفت این حال میده باز دستشو ورداشت وقتی چرخیدیم دیدم ی پسری که بعدا فهمیدم اسمش رضاست داره میخنده فهمیدم دیده نمیدونستم چه کار کنم واسه همین خندیدم تازه مشروب رقص حال داده بود سعید دستشو گذاشت دور کمرم یه ذره آورد بالاتر اومدم بگم انگشت نکنیا روشن شده میبینن خودم آوردم بالا که در گوشش بگم دیدم رضا پشت سر سعیده با چشماش و دستش گفت میشه تعجب کردم منظورش چی بود یهو آهنگ تانگو شد حرفی که میخواستم به فری بگم یادم رفت تو تانگو صورت به صورت سعید شدم باز رضارو دیدم گفت با دستاش میشه فقط ی بار گفتم نه در حالی که نمیدونم اصلا منظورش چی بود با ابروهام گفتم نه دیدم داره میره سمته سرویس بهداشتی فضولیم گل کرد رفتم پشت سرش سعید گفت کجا داری میری داریم میرقصیما گفتم جیش دارم با خنده گفت بیام گفتم میخوای بیا گفت نه برو رفتم تو توالت دیدم تو خوده توالته شروع کردن به شستن دستام اومد بیرون خیلی ناز بود گفتم چی میگفتین شما گفت خوب حالا گفت ااااااااااااااااااااااااااااااااا میدونین چیزهههههههههههههههههههههههههههه نمیتونم بگم گفتم بگو گفت نمی تونم گفتم الان میان بنال مییییییییی خواستم همون کارو بکونم لکنت زبونش ار حول شدنش نبود واقعا لکنت داشت گفتم کدوم گفت اووووووووو نی نی که شوووووو شوو هرتون کرد گفتم یعنی میخوای انگشتم کنی سرشو انداخت پایین گفت اص اص اص لن بریم نمیخوام باسنتون ماله ماله شوهرتونه گفتم چیم گفت باسسسسسس سنتون از این مودب بودنش چهره نازش و لکنتش خیلی خوشم اومده بود روش نمیشد بگه کونت دیدم عرق کرده گفتم دهنت چرا بوی الکل نمیده گفت دوست ندارم حالا دیگه بریم الن میان گفتم باشه یه انگشت بکن بریم من از این کار بدم میاد اما چون تویی اوکی گفت واقعا گفتم آره برگشتم درو قفل کردم و قنبل کردم 1 2 3 4 5 6 ثانیه گذشت انگشت نکرد گفتن رضا بکن دیگه دستمو گذاشت رو قلبش وایییییییییییییییی وحشتناک میزد گفتم سکته نکنی عزیزم کون من مال توئه پایینه لباسم که شبیه دامن بود رو دادم بالا پهنای شورتمو دادم لای کونم دستشو بلند کردم کوبیدم رو لوب کونم یه بار دیگه باز باز باز رضا رنگش پریده بود گفتم من میرم یه آبی بزن به صورتت بیا در وا کردم رفتم رفتم پیش سعید داشت خیار پوست میکرد رقص تموم شده بود گفت چقدر طولانی شد گفتم اسهالی شدم گفت جوون سوراخشو بخورم گفتم خفه شو میشنون یهو یاد کونم افتادم وایییییییی شرتمو از لاکونم در نیاورده بودم لباسم خیلی تنگ بود گفتم حتما تابلو میشه بلند شدم برم دستشویی که درستش کنم فری گفت کجا باز گفتم گرفت گفت خوب برو رفتم تو دستشویی باورم نمیشد رضا هنوز اونجا بود دستاشو گذاشته بود رو اطراف سینک وقتی وارد شدم برگشت به سمت من گفتم خاک تو سرم اینجایی که هنوز گفت باسنت عالیه گفتم کون گفت آره همین اگه بگم ی بار دیگه میگی پر پر پر ررررررررررو شدم گفتم نه عزیزم بیا این کون من فقط بجنب احساس میکردم عاشقشم چون من از انگشت کردن متنفرم اما اون میخواست این کارو کنه خوشم میومد گفت اخ جووون چه چه چه باسنی گفتم کون این کونننننننننننننننننننننننننه میفهمی گفت خوب گفت بوسشم کنم گفتم بکن به شرطی که بگی کونتو میخوام بوس کنم بگو زود باش گفت روم نمیشه گفتم بگو گفت کونتو میخوام گفتم خوب تا همین جا خوبه یهو شورتمو تا سر زانوم کشیدم پایین یه نفس عمیق کشید دامنمو داد بالا نشست گفتم شلوارت منظورم این بود که توالتی میشه اون فکر کرد میگم درش بیار بلند شد درش آورد گفت مگه میتونم گفتم الان نه وقت نیست انگشت کن برم بوسش کرد دستش برد لای کونم فشار داد فشار فشار فشار کونمو میچلوند خیلی حال میداد گفتم رضا گفت چیه گفتم قشنگ انگشتتو بکن تو گفت میشه گفتم آره کرد تو دهنش و کرد تو آخخخخخخخخخخخ عالی بود یهو یکی در زد گفت بیاااااااااااااااااااااااا ریخت بابا رضا پرید تو حموم منم خودمو جمع کردم در وا کردم یه پسره لاشی بود رفت تو توالت در که بست رضا اومد بیرون گفتم اگه یه خواسته دیگه داشته باشی حاضرم هر چی که باشه اما این جا نه منظورم این بود که ازم بخواد بکنتم گفت شرتتوووووو در در در بیار بده من تو تو مهمونی بی شرت باش کفتم آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآا نمیشه که تا بگه میشه گفتم بیا سریع دراوردمش گداشت تو جیبه کتش دیدم دیگه چیزی نمیگه هر لحظه هم اون لاشیه ممکنه بیاد بیرون گفتم بعد شام تو سرویسه بالا منتظرتم و رفتم وقتی اومدم بیرون دیدم همه چپ چپ نگام میکنن همه انگار میدیدن شرت پام نیست رفتیم واسه شام وسط شام خوردن فری گفت سارا شرت پات نیست گفتم نه از اول نبود گفت بود خط شرتتو میدیدم کثافت چی کارش کردِ گفتم اسهالی شدم پی پی ای شد درش آوردم گفت واقعا گفتم آره نیم ساعت گذشت شامو که خوردم گفتم فری من میرمو زود میام با سرعت تمام رفتم بالا رفتم تو سرویس دیدم رضا اونجاست گفتم رضا گفت جانم گفتم دوس دارم بهت بدم وقتم نداریم سریع بکن زیپ شلوارشو وا کردم دامنمو دادم بالا پشت کردم بهش سمت در درو قفل کردم یهو دیدم داره کوسمو از همون پشت میخوره گفتم وقت نداریم رضا گفت آخه تو تحریک نیستیییییی خیس نشدی هنوووووو نو نو ز این جوری بده اذیت میشی خیلی حال کردم با این حرفش شوهرم واینمیسته من تحریک شم اونوقت اینننن واد عالی بود همین حرفش تحریکم کرد گفتم رضا خیسم بکن کردددد وای عالی بود تلنبه های پشت سر هم محکم محکم محکم تر موهامو یه لحظه گرفت تو دستش که بتونه وحشیانه بکنه اما زود ول کرد معلوم بود خجالت کشیده گفتم بگیر موهامو رضا خودم دوست دارم گرفت موهامو میکشیدو تلنبه میزد با هر ضربش بیشتر خیس میشدم کسم داغ بود گفتم رضا بکن بکن بکنمممممممممممم جون آخ جون کسم داشت پاره میشد اینقدر کرد که آروم شدم ارضا نه اما آروم شدم دیدم آبش داره میاد گفتم نریزی تو محکم تر زد صدای چلپ چلوپش عالی بود موهامو ول کرد دستاشو گذاشت رو کونم و جوری میکوبید که کیرشو تو حلقم حس میکردم بالاخره اومد ریختش تو دستاش منو اصلا کثیف نکرد گفتم عاشقتم گفت ممممممم منم اینقدر کوبیده بودتم داشتم همه غذایی که خورده بودم رو بالا میاوردم رفتم پایین رضا اصلا پایین نیومد از اون موقع فقط تو فیسبوک باهاش رفقیم عاشقتم رضای من با لکنت زبونه شیرینت راستی مواظبه شرتم باش نوشته

Date: آگوست 31, 2018