تلخ و شیرین زندگی من

0 views
0%

نشسته بودم رو مبل وداشتم طبق معمول با گوشیم ور میرفتم که یهو یه اس ام اس اومد بیشعور چقد منتظرت وایسادم لیاقت همون اتوبوس رو داری یکم جا خوردم پیش خودم گفتم حتما یکی میخاد بزارتم سر کار که هیو فکری زد بسرم براش نوشتم بهتر نیست یکم بهتر با دوستت صحبت کنی که درجواب نوشت ببخشید معذرت اشتباه شد نوشتم عیب نداره حالا چرا اینقد عصبانی که گفت نیم ساعته جلوی در خونه دختر خالم وایسادم نگو قبلش گذاشته رفته گفتم ولی من فکر میکنم اشنایی ومیخای منو بزاری سر کار که قسم خورد نه به خدا اشتباه شد گفتم میتونم تو واتساپ بهت پیام بدم که قبول کرد شمارشو سیو کردم وبهش پیام دادم گفت فعلا دارم رانندگی میکنم ظهر پیام بده هزار جور فکر تو سرم بوداولین بار بود که داشتم با خانمی چت میکردم هنوز شک داشتم ساعتای یک بود که دوباره پیام داد سوالامون بیشتر جهت اشنا شدن بود همین سوالهایی که دیگه خودتون میدونین چندین ساعت چت کردیم ظاهرا میگفت که تا حالا با کسی دوست نبوده منم اصلا تو این فکرا نبودم که بخوام به زنم خیانت کنم ولی همیشه دوست داشتم بایه نفر رفیق باشم خلاصه تا شب عکسامون هم ردوبدل کردیم وکم کم بهم اعتماد پیدا کردیم روز بعد گفتم باید ببینمت که قبول کردوواسه فرداش قرار گذاشتیم یه شاخه گل گرفتم ورفتم سر قرار همه بدنم میلرزیدبا دیدن نشونیهایی که داده بودم اومد وسوار شد گفتم ماشینم تابلویه بریم بیرون از شهر که با شک وتردید قبول کرد البته وقتی بهش اطمینان دادم که زیاد دور نمیریم وهمین کارو هم کردم یه ساعتی دور زدیم وبرش گردوندم وهمونجا پیادش کردم خیلی خوشگل بود بیش از اون چیزی که فکر میکردم مغزم کلا رو اون زوم کرده بودروزها میگذشت وهرروز بهم بیشتر وابسته شدیم یه ساختمون داشتم که قراربود بکوبیمش وخالی بود بهش گفتم میای اونجا یه ساعتی راحت بشینیم وقبول کرد هرروز که میدیمش یه هدیه براش میخریدم یه پتو انداختم ویکه وسایل پذیرایی ردیف کردم اومد یه نیم ساعتی پیشم بود فقط باهم صحبت کردیم وقتی خواست بره بهش گفتم یه بوس بهم میدی قبول کرد وبهترین بوسه عمرم رو ازش گرفتم رومون بهم باز شده بود هفته بعد دوباره رفتیم بهش گفتم شاید نتونم جلوی خودمو بگیرم گفت که مشکلی نیست اینبار همون اول شروع کردم به بوسیدنش وای هرجاش رو که میشد بوسیدم ولی نمیزاشت به اونجاش حتی دست بزنم یه بیست دقیقه ای باهاش ور رفتم هردومون مست مست بودیم بهش گفتم که بزار یه کم بزارم روش گفت اگه قول بدی نگاهش نکنی وفقط یه دقیقه هم بیشتر طول نکشه قبول کرد روش خوابیدم وشلوار وشرتش رو از پاش دراورد وپتو رو کشید روشمنم سریع شلوارمو در اوردم وگذاشتم دمش باچندتا حرکت کردمش تو ولی فکر کنم به دقیقه که هیچی به ثانیه هم نکشید که دیدم داره میاد کشیدمش بیرون و دویدم تو دستشویی اونروز گذشت وتا چند روزمسخرم میکرد که بهش گفتم از بس استرس داشتم نتونستم غلطی بکنم یکماهی گذشت تا موقعیت دوباره فراهم شد اینبار باتمرکز بیشتر شروع کردم حسابی لبای زیباش رو بوسیدم وبعد رفتم سراغ سینه هاش که سایزش فکر کنم 75بودحسابی مستش بودم بهش گفتم بزار یه بوس از کست بکنم قبول کرد لبم رو گذاشتم رو چوچولش که یه جیغ زد گفتم الان همسایه ها میریزن میان که از خیرش گذشتم اروم کیرم رو که یه کاندوم روش کشیدم گذاشتم دمش که حسابی خیس شده بود با کمی فشار رفت تو که صداش در اومد شروع کردم به تلمبه زدن اون که داشت ارضا میشد منم اینبار بعداز هفت هشت دقیقه ارضا شدم وبهترین سکس زندگیمو انجام دادم حالی که تا حالا نداشتم نوشته

Date: August 24, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.