توهمات یک جقی ماهر

0 views
0%

سلام همونطور که از اسم داستان من مشخصه خاطره نیست و داستانیه الهام گرفته از توهمات حین جلق بنده اوه اوه گفتم الهام یاد یک توهم افتادم تو سری های بعدی براتون مینویسم شروع داستان از اونجا شروع میشه که تو خونه داشتم سریال میدیدم یهو صدای داداشم اومد که رامین شب خونه عمو شام دعوتیم خودتو حاضر کنی که دیر نرسیم خب خونه عمو برای اونا دیدار با آشنایان به حساب میاد اما برای من ثبت تصاویر لازم برای حال دادن به فانتوم هستش فانتوم اسم کیرمه خب از قیافم بگم قدم 170 و وزنم 80 و خورده ای و اندازه کیر که وجدانن بگم به این برکت قسم بیست سانت رو عمرا بشه ولی دلتونو نمیشکنم 14 سانته و بگی نگی یکم هم کلفته از ظاهرم بگم که موهام بلنده و چشمام که معمولیه و دماغمم توی مسابقات بوکس زدن خارشو گاییدن و کج و کوله شده اما خب یه خورده بدنم رو فرمه الان فکر نکنید مثل آرنولدم ها خب من رفتم یه دوش گرفتم و لباس پوشیدم و داداشم با ماشین اومد دنبالمون رفتیم خونه عمو که بعله دیدم خونه فامیل عروسشون هم چندتاییشون اونجان منو میگی داشتم از شق درد میمردم من دوست دختر ندارم و یه بارهم رفتیم جنده بکنیم پول کم داشتم برای همین فقط نگهبانی بچه ها رو دادم یعنی دوست دختر داشتم ها اما فقط در حد سکس تلفنی بود همون جلق خودمونه اما خب یه خورده افکت صوتی قاطیش شده خب داشتم میگفتم خونه عمو پر از مهمون و اکثرا چون فامیل بودیم راحت میگشتن و لباس پوشیده کامل نداشتن من همون اول رفتم تو نخ دختر عموم لامصب 18 سالشه ممه داره اندازه کله من خب داغ نذارم به دلتون با اینا خیلی من شوخی میکنم و رفتیم توی اون یکی اتاق هیئت جوانان تشکیل دادیم و درباره کنکور و اینا حرف میزدیم و درس و کیرخر که حامد پسر عموم برگشت و منو این چون عشق رپ و اینا داریم مثل این کسخلای آمریکایی پاشدیم و مشتمون رو به هم زدیم و بعد شونمونو به هم زدیم و همه مبهوت حرکت مادوتا کسخل بودن که حامد گفت این سبک هیپ هاپی سلام علیکه بعد حامد در گوشم گفت این فامیلایی زن داداشم عجب گوشتایی هستن منم گفتم بعد یکی از دخترا گفت شما انگلیسی بلدید حمیرا دختر عموم گفت آره خیلی خوب بلده اکثرا فیلم زبان اصلی میگیره منم تو دلم گفتم کسخل دوبله که سانسور میکنن و قسمتای باحال مخصوص جلق رو میبرن دیگه چرا زبان اصلی نبینم در همین حواشی حرف میزدیم که زن عموم گفت جوونا بیاید کمک کنید دخترا همه رفتن و ماهم که دیدیم جو راحتتر و پسرونه شده شروع کردیم بلوتوث کردن فیلم مسخره و سکسی چایی خوردیم داشتیم مسخره بازی در میاوردیم که من رفتم توالت خب توی مسیر توالت هیچ اتفاقی نیوفتاد ولی وقتی خواستم برم توالت توی روشویی یه اتفاقی افتاد توالت و حموم خونه عموم کنار هم هستن و یه روشویی مثل راهرو جلوشه یکی از دخترا اونجا داشت نوار بهداشتیشو عوض میکرد البته تو حموم ولی در نیمه باز بود منم یکم نگاه کردم و بعد رفتم توی دستشویی و یواش دررو بستم و یهو صدایی تق تق در اومد همون دختره بود و منم گفتم وجدانن الان نشستم کیه که گفت خب ببخشید فکر کردم حمیرا اونجاست بعد رفت منم بلند شدم و وقتی مطمئن شدم رفته رفتم بیرون و یکم مایع دستشویی ریختم توی دستم و شروع کردم به جلق زدن حالا نزن کی بزن رفتم بیرون و دختره رو نگاه میکردم خلاصه همدیگرو زیر زیرکی نگاه میکردیم که کم کم ارتباط برقرار شد و توی ذهنم به کردنش فکر میکردم یه دستی تایپ کردن خیلی تخمیه بگذریم من اینو هرجوری بود اونشب چندبار خندوندم و راضی شد به قول معروف از دختر عموم خواستم شمارشو بگره که البته ایکاش همچین گهی نمیخوردم چون برای تمام ادوار و اعصار خودم رو توی تحریم کُس و کونش گذاشتم اونم کسی که اولین خاطرات دکتربازی رو باهاش داشتم و اولین کسی که وقتی تازه بالغ شدیم بهم گفت میخوام زنت بشم در آینده البته جفتمون کسخل بودیم اونموقها خب دور نشیم از موضوع اصلی که ماندانا خانم بود من اونشب شمارشو گرفتم و چندبار اول تاکید میکنم چندبار اول فقط باهم عاشقانه حرف زدیم که بعد برای سکس تلفنی راضیش کردم نزدیکای تابستون ازش خواستم بیاد خونه ما که تنها بودم با هزار بدبختی قبول کرد که فقط یه حالی در حد لاپایی به ما بده اونم یه پروسه سه ماهه زمان برداشت تا به اینجا رسیدیم و اومد خونمون توی خونه اولش که از در اومد تو مثل این منگلها به کون و ممه هاش دست میزدم انگار تا حالا تو بازار کم دست زده بودم واقعا شرم آوره هرگز اینکار رو نکنید چون مثل سگ کتک میخورید اگه بگیرنتون خلاصه تو اتاق من که رفتیم کامل لخت شدیم ناگفته نماند من با تصور بدنش از صبحش چندبار جلق زده بودم و یه دنیا کاکائو و خرما خورده بودم که به گفته دوستام کلی کمر رو پر میکنه و یکم روغن که از دوستم گرفته بودم برای جلق مالیدم به بین پاهاش و کیرمو گذاشتم بین پاش و شروع کردم به لب گرفتن ازش پسر دارم بهش فکر میکنم کیرم راست شد خلاصه گهگداری ممه هم میخوردم که دیگه بهشتی شده بود برای خودش گفتم ماندانا جون رامین بذار یه کم از کون بکنم گفت نخیر درد داره منم زرتی گفتم پس تجربه داری که سریع کسشعر گفتن رو شروع کرد که نه دوستام برام تعریف کردن و اینا و منم به زور برش گردوندم که تا خواستم بکنم توش گفت تورو خدا یواش نه وایسا ببینم این اصلا بار اول نذاشت بکنم توش خلاصه برش گردوندم و خودشو از زیرم کشید بیرون و گفت اصلا کیرتو بشور این روغنش بره برات میخورم ولی از پشت نمیتونم منم که دیگه زمانم داشت تموم میشد راهی نداشتم پس زودی رفتم کیرمو بشورم و بیام که دیدم کامل لباساشو پوشیده گفتم چرا جمع کردی گفت دهنمو لازم داری که اینها دارم باهاش برات حرف میزنم و الان میخورم گفتم ماندانا جان شاید بخوام حین ساک زدنت ممه بخورم که وجدانن خندش بی دلیل نبود خندش گرفت آخه از نظر علم فیزیک هنوز تائید نشده هم کیرت توی دهنش باشه هم ممش توی دهنت حالا نمیخواد تجسم کنی اُسکل اینا کسشعره من دارم مینویسم خلاصه یه ساک مشتی برام زد و زودی البته آبم اومد بعد پاشد رفت و همچنان سکستلمون برپا بود هر شب ولی خب تانگو که اومد یه خورده تغییر و تحول ایجاد کرد البته از وایبر و لاین هم برای تماس زیاد استفاده میکردیم گذشت شد اواسط تابستون که خانواده قصد سفر کردن و منم خودمو زده بودم به درسخونی و از این کسشعریات که من نمیام و اینا تا راضی شدن دهنم گاییده شد خلاصه این یه هفته که این نبودن ماهر گهی خواستیم تو خونه خوردیم که یکیشون رو براتون مینویسم که جنده آوردیم که خودش یه داستان داره براتون مینویسم ولی ماندانا خانم رو چندروز نتونستم بیارم چون یا مادرش نمیذاشت بیاد بیرون یا من با رفقا الواتی میکردم که نمیشد پی نوشت من خیلی الاغ بودم چون یه روز گفت میتونم من قلیون کشیدن و موتورسواری رو به کس کردن ترجیح دادم بگذریم یه روز آوردمش خونه و با هزار و یک قسم و قرآن راضی شد که یکم از پشت بکنم و اگر درد داشت ادامه ندم منم خب اوکی رو گفتم شاید باورتون نشه اما اونروز از صبحش تو خونه کاملا لخت و پتی میگشتم خودمم یادش میوفتم به کسخلی خودم میخندم حالا شما به لخت بودنم بخند فقط اومد بازم روغن مالیدم به کیرم که بکنم تو کونش که گفت بیشعور یکم تحریکم کن که منم از لب و گردن و ممه و کس و کون و همه جاشو لیس میزدم کُسلیس میتونه یکی از القابم بشه ولی وجدانن کونلیس نگید ناراحت میشم تازه یه بوی گوهی میداد الانم بهش فکر میکنم دارم بالا میارم و حال میکردم که اونم کم کم به قول بقیه داستان نویسا آه و اوهش در اومد البته دروغ چرا فقط گفت زودباش باید 5 خونه باشم خب اول سرشو هل دادم تو یکم خودشو ناراحت کرد و بعد کامل کردم توش که خودمو روش ولو کردم وگرنه بازم مثل دفعه قبل میشد خلاصه یه ربع طلمبه زدم تا آبم اومد و کامل تو کونش خالی کردم بعد گفتم پاشو یکم برام بخور که گفت کثیفه و اینا باهم رفتیم تو حموم کیرمو با رفیق دیرینه گلنار جان کامل شستم و اومدیم بیرون روی مبل لم دادم و یه دی وی دی سوپر گذاشتم تو دستگاه و پلی کردم و گفتم مثل این ساک بزن داشت ساک میزد که خب من خیلی حال میکردم البته هراز چندگاهی دندونش میخورد به کیرم و حسم به گا میرفت و از نو میشد ولی به جای یه بارم دوبار آبمو آورد و باهم چندتا عکس سکسی گرفتیم البته با گوشی خودش چون میگفتم تو گوشیت همیشه دست اینو و اونه لو میریم و داستان من و ماندانا با این سکس و حادثه بعدش که شماره دادن به دوستش تموم شد حالا فکر نکنید رفتم جلوی چشمش بهش شماره دادم ولی خب دختر است دیگر زرتی گفته بود اسمش رامینه و اینم قیافشه و اینجوری رابطمون تموم شد مال دوستشم بعدا براتون مینویسم تقدیم با عشق به مازی بلواس و روح آمیرزای فقید و بزرگوار و پروازی بیشعور نوشته

Date: June 22, 2022

Leave a Reply

Your email address will not be published.