تیمور کان

0 views
0%

سلام به همه ی بچه گی های خوشگل و خوشتیپ ایرانی شاهین 18ساله هستم از شهر پسران خشگل بروجرد خوشگل سفید خوشتیپ با 180قد79 کیلو وزن علی رغم ظاهر خوشتیپم و قیافه ی خوشگلم هر کسی جرات نداره خراب نگام کنه در ادامه میفهمید چرا خوب از این جا شروع میکنم که من قهرمان ایران در رشته ی کاراته هستم خوب طبیعتاً تو شهرمون تقریباً همه منو میشناسن خوب میریم سر اصل مطلب که در مورد تیموره که چون هم خوشگله هم خوشتیپه همه بهش میگن تیمور خان ولی من بهش میگم تیمور کان این اقا تیمور قصه ی ما تو محل همه تو کفشن ام نکته ی جالب این جاست که اون تو کف من بود ولی جرات نمیکرد به رو بیاره تا یه روز تویه یکی از پارک های ساحلی قشنگ شهرمون نشسته بودم وبستنی میخوردمو دریاچه رو نگاه میکردم که دیدم تیمور اومد نشست جفتم و بعد از سلام کردن و احوال پرسی از علاقش به کاراته برام تعریف کرد البته بعدها فهمیدم که علاقش به کاراته بهونه بوده واسه علاقه به محتویات شرتم خلاصه من بدون این که روحم از قصدش خبر داشته باشه تشویقش کردم که فردای همون روز باهم بریم تمرین ومقدمات رو باهاش کار کنم اونم با خوشحالی موافقت کردو فردای همون روز نیم ساعت قبل از قراری که باهاش گذاشته بودم در خونمون اومد و با هم رفتیم من معمولا تنهای میرفتم سالن و چون کمک مربی بودم کلید همیشه دستم بود وقتی رسیدیم در سالن با ناراحتی گفت در سالن که بسته س کلید رو که نشونش دادم یه خوشحالی عجیب بهش دست داد ولی باز نفهمیدم منظورش چیه خلاصه رفتیم سالن وبدون این که من بهش بگم خودش درو بست گفتم درو بذار باز باشه شاید یه نفر بیاد نگاه تمرین کنه خوشش بیاد جذب بشه گفت اخه من یادم رفته شرت بلند واسه تمرین بیارم روم نمیشه منم فک کردم واقعا یادش رفته درو قفل کردیم رفتیم تو واسه تمرین اماده بشیمیه لخت شدم که لباسامو عوض کنم که یه دست رو سینه هامکشید و گفت عجب سینه هایی فک کردم از نظر ورزشکاری میگه اهمیت ندادماونم لخت شد باور کنید بدنش تا حدی سفید بود که تو تاریکیه رخت کن برق میزد اغراق گفت من که شرت نیاوردم تیشرتم نمیپوشم همینطور لخت اومد تمرین اونموقع یه چیزایی رو متوجه شده بودم اما به رو خودم نیاوردم ودعا میکردم اتفاقی نیافته چون یک ماه بعدش مسابقه داشتم و نمیخواستم خالی بشم من بدون اهمیت دادن به لختیش شروع کردم به نرمش کردن داشتیم با هم میدویدیم که هی میومد خودشو با شرت سفید وبدن سفید تر از شرتش مینداخت جلو من که وسوسم کنه راستش وسوسه هم شده بودم چون همیشه از بچه محل ها میشنیدم که تو کفش بودن اما موفق نمیشدن کاریش کنن واقععا خوشگل بود و خوش استیل خلاصه نرمشو تخمی تخیلی انجام دادیم خواستم که شروع کنم تکنیک یادش بدم که گفت خستم اگه میشه یه ماساژ ورزشکاری بهم بده تا حال بیام منم از یکطرف میترسیدم که وسوسه بشم کاری کنم چون مطمئن بودم دستم به بدنش که از نرمی میلرزید بزنم مجبور میشم بکنمش تعجب نکنید چون خود من گی هستم و تا قبل از اون هم خیلی با همجنس سکس داشتم از یک طرف دوس نداشتم اون فرصت رو از دست بدم تیمورم که جرات نمیکرد مستقیم چیزی بگه چون اخلاق من خیلی جدیه تو فکر رفته بودم که یه دفعه رو شکم خوابیدو گفت زود باش ماساژم بده تا زود تر تمرین رو شروع کنیم دگه نمیدونم چطور شد که ناخوداگاه نشستم رو کونشو شرو کردم مسلژ دادن باور کنید تاحدی نرم و باسنش رفته بود تو که کونم داشت میخورد به سوراخش اونم هی کونشو وول میداد تا بیشتر تحریک بشم وتا حدی تحریک شدم داشتم فک میکردم که چطور شروع کنم تو همین فکرا بودم که ازم پرسید کونم نرمه خنیدمو هیچی نگفتم گفت اگه میخوایش خجالت نکش اینو که گفت بدون اطلاف وقت شرتشو کشیدم پایینو شروع کردم به لیسیدن کونش وای عجب کونی از هر نظر تبارک داشت من میلیسیدم اون حال میکرد بعد بهم گتو بخواب نوبت منه تا اون موقع فک میکردم قراره یه گی یه طرفه بتشه منم که یه سالی میشد سکس نداشتم بدون فک کردن خودمو لخت کردمو برگشتمو کونم گذاشتم تو دهنش اونقد هشری شده بودم که نمیدونستم دارم چکار میکنم من ساک میزدم اون کونمو میلیسید بعد جامونو عوض کردیم جوری ساک میزد که هر لحظه فک میکردم داره ابم میاد بلند شد و اروم نشست رو کیرم یواش یواش کیرمو کرد تو سوراخش واای یه سالی میشد کیرم همچین سوراخ داغی رو ندیده بود اول اروم بعدش سریع با کون رو کیرم تلمبه میزد 5 دیقه گذشت دیدم ابم قصد اومدن نداره همون حالت رو کیرم بلندش کردم گذاشتمش رو چندتا تشک که رو هم بود پاهش روشنم بود لبام تو لباش وشروع کردم به تلمبه زدن جوری اخ و اوخ میکرد که نفهمیدم درد میکشید یا داشت حال می کرد دیگه داشت ابم میومد که با یه فشار همشو ریختم توش نمیدونم چش شد هی داد میزد سوختم سوختم وجق میزد من که ابم اومد بلند شد و کمی لب گرفتیم ازم خواست پشت به اون زانو بزنم اولش خواستم نه بگم یا موکولش کنم یه روز دیگه ولی یه سالی میشد که کون نداده بودم دادم زانو زدم کی اونم کمتر از کیر من نبود اولش خیلی درد داشت چون یه سالی بود نداده بودم ولی خیلی وارد بود یه عالمه تف زد در کونم و یه کم به کیر خودش بهم گفت برگردم پاهامو گذاشت سر شونش اروم سرشو کرد تو کونم خیلی درد داشت ولی ازم لب میگرفت که حسش نکنم اروم اروم تا اخریسانتشو حواله ی کونم کرد و شروع کرد به تلمبه زدن داش صداش بلند میشد فهمیدم که داره ابش میاد نمیخواستم بریزش توم چون خیلی بدم میاد براهمین گفتم بلند شو تا واست ساک بزنم بلند شد و منم تا وقتی که ابش اومد واسش ساک زدم بعد بلند شدیمو یه کم لب گرفتیمو رفتیم زیر دوش از سالن که اومدیم بیرو بهم گفت یه ساله که منتظر امروز بودم وهمیشه برات جلق زدم نمیدونستم انقدر اهل حالی قرار شد که اون نشه بار اخرمون از اون به بعد هروقت هوس کیر یا کون میکردم میرفتم سراغ تیمور کان امیدوارم که خاطره ی تحریک کننده ای بوده

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.