جر خوردنم توسط آرش

0 views
0%

سلام اسمم حمیدرضاست داستان کون دادن به مهدی صاحب مغازمه که توش کار میکردم رو گفتم و حالا میخام ادامشو بگم این داستان ماله وقتیه که 18 سالم بود وصاحب مغازمون که یه آدم کیر کلفته صد کیلویی و اونموقع 30 سالش بود و گفتم که مغازش پایین خونش بود بعد از اینکه کونمو گایید همش میگفت تو چاقال شخصیه منی و منم خوشم اونده بود و بهش وابسته شدم دیگه نظافت داخل خونش هم با من بود مثل شستن ظرفا و دستشویی و تقریبا زنش شده بودم تا اینکه یه روز بهم گفت با آرش و بهنام میخان برن شمال منم به بابا مامانم گفتم و اونا هم قبول کردن راستش فکر نمیکردم به اونا گفته باشه من کونیم خلاصه راه افتادیم آرش عقب بود و دستشو انداخت دور گردنم که مهدی به شوخی بهش گفت اون کونه منه دست بهش نزن اونجا بود که فهمیدم اونا میدونن تا شمال همش آرش باهام ور میرفتو اونا میخندیدن منم همش ناراحت بودم وقتی رسیدیم بهنام گفت بدو برو حموم تا من بیام ترسیدم یه نگاه به مهدی کردم گفت نترس کاریت ندارن برو حموم نمیزارم کاریت کنن من رفتم تو حموم گریم گرفته بود داشتم دوش میگرفتم که در زدن درو باز کردم دیدم مهدیه اومد تو بهش گفتم چرا بهشون گفتی گفت نترس اگه خاستی بهشون بده خلاصه با هم رفتیم زیر دوش و از پشت منو بغل کرد کیرش هجده سانت بود و کلفت با خایه های گنده نشستم واسش ساک زدم و خایه هاشو لیسیدم راستش خیلی ساک زدنو دوست داشتم بعد از چند دقیقه خالیدم کف حموم و اونم خابید روم لپای کونمو واسش با دستام باز کردم و اون کیرشو جا داد تو کونم خیلی درد داشت ولی تحمل میکردم یه پنج دقیقه ای تو کونم تلمبه زد و آبشو ریخت تو کونم وقتی آبش میومد انقباض عضلات شکمشو وقتی زور میزد رو کمرم حس میکردمو لذت میبردم فکر میکنم همون موقع آبم اومد از روم پاشد سریع دوش گرفت گفت توهم دوش بگیر بیا ولی درو نبست تا رفت بیرون بهنام اومد تو رفتم ته حموم گفتم نمیدم اومد جلو دست زد به کیرم که خاب بود گفت ببین چه کوچیک شده بیا واست بیدارش کنم یکم با کیرم ور رفت تا نیمه خاب شد گفت بشین ساک بزن از ماله مهدی کوچکتر بود و نازکتر واسش ساک زدم ولی خایشو نخوردم چون مو داشت ساک زدم واسش و بهم گفت قنبل کن رو زانوم نشستم و دولا شدم کیرشو کرد تو کونم ولی درد نداشت چون کوچک بود و ده دقیقه تلمبه زد و آبشو خوردم ولی تف کردم مجبورم کرد بلیسم زمینو ابشو بخورم گفت صبر کن الان آرش میاد گفتم چشم آرش اومد یاورتون نمیشه خیلی گنده بود کیرش خیلی ترسیدم اونم فهمید و گفت خواهرت گاییدس بچه از ترس داشتم میمردم التماسش کردم که برم ولی نزاشت گفت تانره تو کونت مرد نمیشی خلاصه گفت خوب ساک بزن تا خیس بشه کلی تف کردم روش منو خابوند گفت تو اینی اون مادره جندت چی بوده واسش لمای کونمو باز کردم گفت آناده ای مادر جنده گفتم بله کیرش به زور رفت تو کونم و گریه میکردم ولی اون واسش مهم نبود و همش به مادرم فحش میداد و میکرد بعد چند دقیقه کیرشو در آورد و گفت بحور آبمو کیرش خونی بود واسش خوردم تا اومد اونا تو اون سه روز دیگه نکردنم فقط واسه مهدی شبا ساک میزدم نوشته

Date: August 24, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.