حامله بودن مادر زن

0 views
0%

سلام اول ببخشید اگه غلط املا دارم بخاط این که سریع بنویسم هست من احمد هستم 29 ساله از تهران من یک خاله دارم که مادر زن هم هست که 43 سال داره و کون بزرگ و ازهمه بهتر که من عاشق اون هستم سینه های 85 اون هست این داستان از زمانی شروع شد که من زنم نامزد بودیم یک روز پنجشنبه خانومم به من گفت فردا بیا خونم کمک داریم بنایی میکنیم به بابا کمک کن من هم فرداش رفتم کار زیادی نکردم ولی همون مقدارم باعث شود که من بدنم کثیف بشه و بخام برم حمام وقتی من رفتم یه 5دقیقه بعد زنم گفت چیزی نمیخوای من دیدم حوله نیست به زنم گفتم حوله برام بیار من که لخت لخت بودم واز اونجای که حمام تو اتاق بود میخاستم کیرم سیخ کنم و وقتی زنم میاد بدم برام یکم بمال یا ساک بزنه چون این هفته نتونستیم باهم عشق بازی کنیم یه 5دقیقه بعد زنم صدا زدم که حوله بیاره به بهونه حوله تو رختکن یه ساکم برام بزنه من در رخکن باز گزاشتم خودم رفتم تو حموم داشتم با کیرم بازی میکردم که سیخ بشه که یک لحظه صدای بسته شدن در رخکن امد من هم لخت امدم راحت در حموم باز کردم به خیال این که زنم هست دستم رو کیرم ودارم کیرم میمالم وبا صدای اهسته که بشنوه گفتم جنده خودم بیا برام ساک بزن که وقتی در باز کردم شاخ در اوردم زنم نبود خاله بود ومن با یه کیر سیخ دید دارم جنده صداش میزنم تا من با این حالت دید گفت ببخشید میرم نسرین زنم صدا میکنم بیاد تو این زمان که خاله امد رفت من هیچ واکنشی نداشتم وحرف هم نزدم فقط با یه کیر سیخ تو دستم ایستاده بودم دم در حموم و خاله رفت من وقتی رفت به خودم امدم که گفتم دیگه تو صورت خالم چه جوری نگاه کنم این فکر بودم که فکر کنم 2یا3 دقیقه بعد زنم امد تو و من صدا کرد و گفت چیه چیکار داری دارم شام درست میکنم نگو خالم به زنم گفته بیاد منم که ضد حال خورده بودم وکیرم خوابیده بود وقتی زنم من دید گفت چی شده من به اون داستان گفتم زنم یه لبخندی زد گفت خاک تو سرت و رفت آقا ما امدیم بیرون و بخاطر این که خاله نبینم سریع امدم برم و به زنم گفتم که برم پدر زنم تو حیاط من دید گفت کجا خسته هستی باید شام بمونی با کلی خواهش نگذاشت ما بریم و مارا نگه داشت بماند چه بدبختی کشیدم تا کمتر با خاله روبرو شم که نشد و فقط من خجالت میکشیدم وقتی میدیدمش این ماجرا گذشت یه 6 ماه بعد اون زمان من عروسی کرده بودم یه روز امدم خونه دیدم زنم نیست زنگ زدم بهش گفت من دکتور هستم بعد 1ساعت دیدم زنم مادر زنم یا خاله امدن خونه من به زنم گفتم دکتور چرا رفتی گفت مامانم بورده بودم من به خاله گفتم خدا بد نده چی شده که زنم با خنده گفت خدا بد داده من پرسیدم مگه چی شد که زنم گفت دکتور زنان بودیم گفتم خوب زنم گفت خوب نداره مادر زنت حامله هست تو این مدت خاله سرش پایین بود سرخ شده بود من برای این که خاله راحت باشه خجالت نکشه گفتم این که خیلی خوبه بعد 3ماه بعد پدر زنم به من زنگ زد گفت داره یه سفر میره شهرستان پدرش حالش خوب نیست من زنم هم بریم پیش خاله ولی چون راه من به محل کارم دور میشود به پدر زنم گفتم خاله بیاد پیش ما همینم شود وخاله امد یه دو روزی گذشت و من دیدم من بیشتر از دو روز نمیتونم سکس نداشته باشم و وقتی داشتم میومدم خونه گفتم با زنم هماهنگ کنم یه سکس داشته باشیم امشب وقتی رفتم خونه دیدم خاله داره فیلم میبینه رفتم تو اتاق دیدم زنم داره اماده میشه بره حموم من از پشت بغل کردمش ویه دستم بردم روسینس و اون یکی تو شرتش روکسش که گفت نکن مامان میبینه گفتم در گوشش که امشب کوس میخوام زنم وقتی دست به کوسش میزنی سریع چشمش میبنده و حال میکنه منم دستم رو کسش وسینش بود که چشمش بسته بود میگفت نکون من یکه لحظه تو اینه که جلوم بود خاله را دیدم و اونم من دید که متوجه اون شدم ومن دید که دارم کس دخترش میمالم وسریع رفت من به زنم گفتم مامانت مارا دید که زنم گفت چی گفتم مامانت مارا دید که گفت از دست تو و رفت حموم با ناراحتی منم لباسم عوض کردم رفتم توحال البته با خجالت یه 2دقیقه گذشت که خاله گفت راستی این بگم خاله جلوی من خیلی راحت هست همیشه یا شلوار تنگ پاشه یا بیشتروقتا با یه دامن که زیرش فقط شرت داره و تاب همیشه جلو من تنش هست وبیشتر وقتا سوتین نداره ونوک سینش معلوم هست البته این مدل لباس بعد این که من دخترش گرفتم میپوشه وگر نه قبل اون خیلی راحت بود فقط با شلوار اونم نه تنگ و با یه پیراهن استین بلند بود ولی وقتی دخترش گرفتم زنم میگفت شوهر خالم بهش گفته جلو من راحت باشه تا منم راحت باشم ولی هیچ وقت به خاله نظر نداشتم داشتم میگفتم من رفتم تو حال که خاله بعد 2 دقیقه گفت احمد من مزاحم تو نسرینم شدم گفتم خاله این چه حرفیه که گفت نه من مزاحم شدم گفتم دیگه این حرف نزن که گفت اخ گفتم اخه ندار که گفت من ناراحت میشم وقتی شما را میبینم برای اینکه من اینجا روابط زنا شویی شما با مشکل است که من یکم خجالت کشیدم گفتم خاله نه من نسرین مشکل نداریم که احساس کردم خاله یکم حالش خوب نیست و شهوت داره وبرگشت به من گفت من فکر میکنم تو یکم ادم خون گرمی هستی ودوست داری زنت همیشه پیشت باشه گفتم چه طور مگه گفت از او روز تو حموم که دیدمت تا امروز به حرکاتت دقت کردم دیدم تو هم مثل من هستی خیلی تعجب کردم گفتم مثل شما گفت اره منم خیلی حالت تو دارم ولی شوهرم نه مثل نسرین بود بود نبود نبود براش زیاد مهم نیست راست میگفت نسرین هم اینجوری هست همیشه درخاست سکس از سمت من هست ولی هیچ وقتم نه نمیگفت بعد متوجه شودم خاله این چند روزه که شوهرش نیست شهوتش زده بالا از طرفی حامله هم هست کاری نمیتونه بکونه بعد برگشت گفت من میرم بیرون شما راحت باشید من گفتم نه ما راحتیم که گفت راحتی تو را تو حموم دیدم میدونم دوست داری بری پیشه زنت و چوچولش بخوری شاخ دراوردم خاله چه قدرسکسی حرف زد وتعجب کردم از کجا میدون من عاشق چوچول زنم هستم تا برلش بخورم من خجالت کنار گذاشتم گفتم شما از کجا میدونید من دوست دارم گفت حالا گفت یادت نامزد بودی چوچولش گاز گرفتی خون میومد گفتم شما از کجا میدونید گفت فرداش نسرین تو خونه بود دیدم جلو شلوارش خون داره میاد راست میگوفت یک بار داشتم لیس میزدم تو اوج لذت بودم یک بار یک گاز زدم و دیدم خون میومد با هزار بدبختی جلو خون گرفتیم نگو فرداشت نسرین شلوار تنگ پاش بوده اونم ساپورت سفید فشار امده دوباره خون میومد و ماماش میبینه منم ترسیدم به نسرین گفتم شلوار شورتش در اورد دیدم دار از چوچولش هست گفتم چی شده گفت داشتم اسلاح میکردم اینجوری شده من گفتم دروغ نگوتو3 روز پیش ازمن تیغ گرفتی که اصلاح کنی دید من متوجه شدم بازم نگفت تابه زور با هزار بدبختی گفت کار تو بوده من دیگه با خاله خیلی راحت شده بودم که به من گفت برو پیش زنت تا کار دست خودش نداده اون بدبخت کوسش الا میخاره برو بخارون منم گفتم چشم رفتم دم درحموم در زدم زنم باز کرد گفت چیه گفتم در باز کن من بیام که گفت مامان کجاست من گفتم رفته پارک راه بره زنم فکر کرد من راست میگم در باز کرد جا تون خالی همچین کوس چوچولش میخوردم که زنم داشت فریاد میزد وکیر کیر میکرد وقتی کردمش من زوتر امدم بیرون وحوله دور خودم بود وامدم بیرون وقتی خاله من دید خندید گفت دیدی گفتم کسش میخوار صدای کیر کیر همسایه ها شنیدن من رفتم لباس بپوشم وقتی وارد اتاق شدم در بستم وحوله برداشتم کیرم نبم خیز بود که خاله در باز کرد امد تو من هم لخت تا کیرم دید گفت بیچار دخترم چی کشیده من پرو گفتم مادرش دوست داره جور دخترش بکشه به شوخی گفتم که خاله گفت فدای این کیر بشم فقط باید از پشت بکونه اخه من حاملم و امد جلو و کیرم دستش گرفت و کرد تو دهنش منم که تو حال خودم نبودم با سینش بازی میکردم و حال میکردم یه2 دقیقه ساک زد بد گفت کوس من دیدی گفتم نه گفت بیا ببین دیدم دامن زد بالا ویه کوس ناز با مو زیا داشت وجالب بود شورت نداشت ومن گفتم چرا پشمت نزدی گفت شوهرم دوست داره مو داشته باشه گفتم نمیشه خورد که گفت اون تاحالا جوز کیرش کیر من لمس نکرده تو میگی بخوره من تا زیونم به کسش خورد دیدم یکم اختیار خودش از دست داد شاشیدو یه اهی کشید و شاشش تو دهن من ریخت من بلن شدم گفتم خاله چی بود گفت ببخشید دست خودم نبود ولی بعد من حال کردم گفتم خیلی خوب بود بعد برشگردوندم وسولاخ کون بازی داشت گفتم خاله از کون زیاد میدی گفت از زمان حامله شودن هر شب علی شوهرش میگم از کو ن بکونه زمان که نسرین حامله بودم از کون میدادم منم کیرم در کونش گذاشتم تا کردم تو یه اهی کشیدکه خیلی حال کردم داشتم عقب جلو میکردم که زنم امد تو تا من مامانش دید گفتم تموم شود زندگیم ونابود شود که باخنده گفت خوش هستید که خاله با حالت که کیرم تو کونش بود گفت دختر تو نگفتی شوهرت کون کون خوبی هست دارم جر میخورم که زنم گفت با با تو حامله هستی فشار به خودت نیار که خاله گفت دار میاد گفتم چی گفت شاشم چون دستشوی ما بیرون بود زن گفت بر تو حموم بشاش منم کیرم در اوردم که بره دست من گرفت با خودش بورد وگفت دراز بکش منم دراز کشید تو حموم که فکر کنم یه 20 لیتری شاشید روم وحال میکرد زنم میخندید وقتی تمومشود امد گفت ببخشید من دوست دار من گفتم جالب هست گفتم همیشه با علی این کار میکنی گفت نه اولین بار بود تا حالا بعدمن که رو زمین نشسته بودم زنم گفت احمد من تا برگشتم دیدم زنم دار میشاش روم من نزاشتم شاش تموم بشه کیرم کرد تو کسش که گفت نه تا من کردم شاش بند شود و میگفت تو را خدا گفتم باشه شاشت بریز تو دهنم و سریع نشستم جلوش و کسش جلو دهنم بود که شاشید وشاشش تا ته حلقم میرفت حال میداد بعد به زنم گفتم از این به بعد شاشت رو من خالی میکونی و منم روتر خاله هم امد و همدیگر شوستیم رفتیم بیرون تو خونه به خاله زنم گفتم باید لخت باشید این چند روز من زنم لختجلو خاله سکس میکردیم خیلی حال میداد باورتن نمیشه سینه خاله را انقدر خورده بودم کبود شده بود خاله بچش به دنیا امده هفته یک یا دو روز پیشه ما هست فقط برای سکس یادم داشت بچه شیر میداد که بلندش کردم کیرم تو کسش بود یه سینه بچه مبخورد اون یکی سینه را من شیر میداد دیروز زنم 5 روز پریود شده خاله 2 روز گفتم من کس میخوام زنم نداد گفت پریود هست ولی خاله گفت من میدم وداد خیلی هم حال داد خاله خیلی هوام داره هروقت میاد خونه همه کار برام میکنه حتی به شوخی میگه اگه دستشوی داری بگو من بیام بشورمت چون میگه این بیست چند سال از سکس چیزی نفهمیدم تا زمانی که با تو بودم تاز فهمیدم سکس چی هست راه ندار خونه ما باشه من حموم برم خاله با من نیاد جدیدنم پشم کسش میزنه میگه چون تو دوست داری البته من با خاله بیشتر از زنم حال میکنم چون اخلاقش مثل خودم هست خاله یه اخلاقی داره که در هین سکس شاشش میگیره یه بار به من گفت من میرم دکتور تا خوب بشم من مخالفت کردم گفتم من دوست دارم حتی یادم من سرکار بودم زنگ زد گفت بیا خونه کارت دارم منم میدونستم شهوتش زده بالا رفتم تا من دید کیرم از شلولرم کشید بیرون کر تو دهنش بعد در حال سکس تو اتاق بودیم که دیدم داره میشاش گفتم خاله نشاش تو اتاق هستیم فرش کثیف میشه گفت فدای سرت تو هم بشاش منم شاشیدم روش خیلی حال داد مخصوصا وقتی میبینم داره از کسش میشاشه ببخشید اگه بد بود غلط املا داشت نوشته

Date: May 1, 2022

Leave a Reply

Your email address will not be published.