خاطرات شرین کون دادن من

0 views
0%

سلام اولین باری که کون دادم 11سالم بود تو یه روستا که با بچه ها میرفتیم تو رود خونه شنا من هم چون یکم تپل و خوشکل بودم تو چشم بودم دوستامم هم دوست داشتن منو بکنن ولی به خاطر رفاقت این کار رو نمیکردن تا اینکه یه روز با یکی از بچه ها که صمیمی هم نبودیم رفتیم شنا تو رودخونه شنا میکردیم که هی خودشو میچسبوند به من بعد گفت بریم تو سایه درخت یکم رفتیم اومدم بشینم از پشت منو گرفت و چسبید به من کیرش راست شده بود اول خاستم مقاومت کنم ولی دیدم حال میده اون هم خوشکل بود تپل نبود ولی نرم بود بدنش و رونهاش به پشتم فشار میورد حال میداد بهم گفت میدی گفتم اره بعدپشت یه درخت بید دستهامو گذاشتم رو درخت و قنبل کردم اونم شورتمو کشید پایین و کیرشو تف زد گذاشت توش سرش میرفت تو و حال میکردم ومدام مو بوس میکرد چند دیقه کرد بعد گفت بسمه و رفتیم یکم دیگه تو آب و بعد خودمونو خشک کردیم و رفتیم تو راه بهم گفت بازم میای منم گفتم اره ولی به کسی نگو اونم به کسی نگفت بعدش از اون بیشتر از بیست بار بار دیگه هم سکس کردیم اما با فاصله زیادتو دو سال با هم هم صمیمی شده بودیم یه بار هم پسر عموش میخاست منو بکنه ولی اون جلوشو گرفت نذاشت تا دو سال بعدما چون بابام تو شهر کار پیدا کرداز روستا رفتیم شهر مهر ماه شد و رفتم مدرسه بابابام رفتم تو کلاس چند روزی گذشته بود معلم یه جا بهم نشون داد رفتم نشستم هیچ کس رو نمیشناختم مثل آدمهای کمرو نشستم و چیزی نمیگفتم شهریها هم که همه پررو یکی دوروز اول اصلا با کسی حرف نمیزدم و جواب سلام هم بزور میدادم از خونه هم بیرون نمیومدم دلم برا دوستام تو روستا تنگ شده بود مخصوصا میثم دوستم که باهاش سکس میکردم هر وقت بیاد کیرش میوفتادم خودکار تفی تو وکونم میکردم روز ها گذشت منم کم کم با بچه ها رفیق شدم و با هم هم بازی شدیم و من دیگه از بقیه پررو تر شده بودم تا یه وقت که فکر سکس بسرم زد گفتم باید به یکی بدم تو بچه هایه پسری بودبه اسم امیر محمدکه گاهی متوجه میشدم دوستاشو انگل میکنه تو کلاس رفتم چند بار تو راهش قرار گرفتم و باهاش دوست شدم بعدشم تو کلاس کنارش نشستم تا اینکه منم انگل کرد و من بر خلاف بقیه که دعواش میکردن چیزی نگفتم همون روز وقتی داشتیم میومدیم خونه با من هم مسیر شد تا جایی که همه اونایی که باهم برمیگشتیم از مدرسه پراکنده شدن رفتن خونه هاشون من و اونم با هم بودیم یواش گاهی دستش به پست من میزد میدی چیزی نمیگم تو یه کوچهاز پشت چسبید بهم خودمو اول خلاص مکردم بعد بهم گفت مگه تو نمیدی گفتم آره ولی وسط خیابون زشته کلی خوشحال شد که گفتم میدم گفت پس بیت بریم خونه مااول رفتیم خونه خودمون من اجازه گرفتم که میریم درس بخونیم بعد رفتیم خونه اونارفتیم داخل یه پذایرایی بزرگ پدر مادر وبرادر کوچیکش اونجا بودن سلام کردیم امیر منو معرفی کردو گفت اومدیم درس بخونیم و یه احوال پرسی کوچیک پدرش با من کرد و رفتیم بالا که تو اتاقش بعدم در رو قفل کرد و یهو منو گرفت به بوس کردن که چقدر نازی تو زن منی و از این حرفهابعد دستمو گرفت رو تخت خوابوند منو من شلوار پارچه ای داشتم اون شلوار لی همونجوری افتاد روم یکم بعد گفت بکش پایین کشیدم پایین اونم شلوارشو کامل در آورد شورد خاکستریش پاش بود بلد شد شوار منم کلا در آورد و افتاد روم انقدربعد بدنش خود بهم حال خیلی خوبه کردم رفتم تو فضا امیر زیاد خوشکل نبود ولی بدنش خیلی سفید بود من شورت پام نبود لای کونمو باز کرد چند تا تف انداخت و لپهای کونمو بهم چند باری زد و افتاد رو کیرش نمیرفت تو کونمهمونجوری لاپایی تلنبه میزد کیرهامون شاید10سانت نمیشد اون وقتها چند دیقه ای کرد منم اساسی حال کرده بودم اونم افتاده بود روم میگفت بلد نمیشم انگار کلی حال کرده بود چند دیقه ای گذشت گفت بلد بیم یه ممکنه کسی بیاد در بزنه بلد شد با یه ملافه تفهایی که زده بود به کونم خیس بود رو پاک کرد شلوارمون پوشیدیم و نشستیم رو تخت چند دیقه ای چیزی نمیگفتیم امیر رفت پایین و اومد دوتا شربت اورد و گفت پدر مادرش خوابن و داداشش هم تلوزیون میبینه بعد دوباره شروع کرد بوس کردن منو کیرش راست شد بعد دوئباره خوابیدیم رو تخت اینبار به بغل شلوارم کشیدم پایین اونم کیرشو در اورد و گذاشت تو کونم اینبار تا ته داد توش و تلتبه زددوتامون کلی حال میردیم بعد دیگه خسته شدیم و من پوشیدم و خداحافظی کردم ازشم قول گرفتم به کسی نگه اونم گفت مگه من خر هستم که بگم بعد از اون ما کلی با هم صمیمی بودیم تا عید رسیدتا این مدت هم زیاد سکس کردیم بیشتر هم من میدادم وهر دوسه بار که میدادم یه بار هم میکردم ولی بیشتر دوست داشتم بدم اونم که به قول خودش من کون آرزوهاش بودم به کسی چیزی نگفت و هم منو خیلی دوست داشت منم دوستش داشتم عید بابام گفت که دوفته کامل میریم روستا دمغ شدم که دوهفته درو میمونم از امیررفتم بحرحال باهاش خداحافظی کردم اونم ناراحت شدولی رفتیم دوسه روز بعد از دید و بازدید رفتم دنبال میثم خونه نبود عصرش تو کوچه دیدمش رفتم سراغش منو دید خوشحال شد گرفتیم همدیگه رو بوس کردیم ورفتیم به گشتن و تعریف پایین کوچه بقیه رو هم دیدیم و شروع کردیم بازی کردن بعد از بازی میثم منو کشوند گفت بریم بالا کارت دارم رفتیم بال بهطرف قلعه قدیمی بعد بهم گفت یادته قبلا چکر میکردیم گفتم آر گفت الانم میای گفتم باشه رفتیم تو پشت دیوارهای قدیمی کیرشو در آورد گفت انوری شو من ولی اون امیر بهم ساک زدن یاد داده بود نشستم و کیرشو کردم تو دهنم و ساک زدم اول گفت چکار میکنی بیشعور کثیفه ولی بهد که بهش حال داد چیزی نگفت بعد بلند شدم کشیدم پایین کیرشو گذاشت دم سواراخ چند دیقه حسابی کرد منو بعد کشید بیرون کیرشو که دیدم از کیرش یه آب سفید اومد بیرون گفتم این چیه گفت آب تخمه هست میریزن تو کوس زن بچه دار میشن بعدش هم دیگه رفتیم دوهفته گذشت دوسه بار بهش دادم و آب سفیدشو دیدم بعد از دوفهته رفتیم خونه ظهر جمعه رسیدیم تا 16سالگی با امیر بودم کیر اونم هر روز بزرگ تر میشد و درد میگرفت کون من امیر رهم دیگه آبش میومد و گاهی تو کونم خالی میکرد جدیدا فیلم سکس هم میمیدیم و حال میکردیم تقریبا از 17سالگی تا حالا که 19سالمه دیگه غیر از امیر به افراد زیادی کون دادم که بهترینش همون اولین بار بود که به امیر دادم و هرچند که تو محل به عنوان کونی شناخته شدم ولی امیر هیچ و قت بهرکسی نگفت که منوکرده الان هم که کون میدم هیچ وقت مثل کون دادن های دوران نو جوونیم نمیشه الان که گاهی فیلم سکس میبینم که بچه ها ی 12 یا13با هم سکس میکنن کلی حال میکنم و دلم میخاد به دوران نوجوونی برگردم و نوجوون بمونم و کون بدم نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.