دریاچه چیتگر بیتالک مهسا

0 views
0%

وقتتون بخیر داستانی که میخوام تعریف کنم بر میگرده به سال 93 نرم افزار بی تالک تو گوشیا بود و من خیلی کنجکاوی میکردم ببینم میتونم کسی رو مخ کنم یا نه ی روز اتفاقی ب ی دختر ب اسم مهسا پیام دادم تو بیتالک معمولا کمتر پیش میاد کسی جواب بده جوابمو داد با چندتا خالی بندی خفن کارمو شروع کردم گفتم بچه دریاچه ام اونم گفت منم همینطور گفتم ولی الان آلمانم میخوام برگردم ایران خونه بودم خلاصه اکی شدیم قرار گذاشتیم رفتم دیدمش یه دختر قد بلند حرفه ای با باسن بزرگ و سینه های معمولی البته تو عکسا پسند شده بود خیلی خوب بود همش تو ذهنم میگفتم کی باید من تورو بکنم سه چهار باری رفتیم بیرون دو سه بار خرید رفتیم زرنگ بود مینداختتم جلو حساب کنم ولی ی جوری میپیچیدم ی بار تو چیتگر بد باهم دعوا کردیم ک دیگه ارتباطمون قطع شد دیگه رابطه نداشتیم تا اینکه 2 ماه بعد پدر مادرم رفتن شیراز پیش مادربزرگم خونه تنها بودم حوصله هیچی رو نداشتم بیرونم نمیخواستم برم رفتم تو گوشی گفتم بزار ببینم بیتالک چ خبره یهو چشمم خورد ب مهسا پی ام دادم جواب داد کلی حرفیدیم گفتم مهسا من ماشین ندارم بیرونم گرمه پاشو بیا اینجا ی ناهار بزنیم زود برو اولش گفت نه و نمیشه و فلانه گفتم مهسا من ک کاریت ندارم بیا ناهار بخوریم منم تنهام زود میری گفت چجوری بیام گفتم آژانس میگیرم گفت پولش گفتم خودم میدم بیا اومد دیدم سگشم آورده خب طبیعیه بعضیا سگ دوست دارن ولی من خیلی میترسم گفتم این کیه دیگه گفت سگمه دیگه اسمش خاطرم نیست ولی نمود مارو گفتم مهسا من دارم میرم کوبیده بگیرم بیام گفت فرید یه بسته نوار بهداشتی هم بگیر برام گفتم پریودی گفت آره فهمیدم نمیخواد بده داره الکی میگه گفتم باشه رفتم کباب خریدم نوارم خریدم اوردم برد دستشویی مثلا جاساز کنه اومد بیرون ناهار زدیم رفت نشست رو مبل ی چای گذاشتم اومدم نشستم بغلش اول دستشو گرفتم بازی کردم بوسیدم گفت نکن فرید گفتم کاری ندارم ک بعد گفتم بیا بغلم تا اومد رفتم رو گردنش خوردم آه کشید گفت نکن چیکار میکنی گفتم هیچی دوباره گردنشو خوردم یواش یواش دست انداختم رو سینه هاش دیگه شل شده بود سگ بی ناموسشم هی پارس میکرد آروم دستمو گذاشتم رو کسش دستمو کشید گفتم مهسا سعی کن دیگه ازین ب بعد خوش بگذرونی شل شد سینه هاشو سایز نزدم ولی خوب تو دست جا میشد سفتم بود شروع کردم خوردن داشت لذت میبرد معلوم بود ولی ادا درمیاورد خوابوندمش رو کاناپه درحالی ک لب میگرفتیم ی دستم سینه شو یه دستمم کسش میمالید خودمم سیخ کرده بودم فقط میخواستم پاره پورش کنم گفتم اینجا جا کمه بریم اتاق گفت باشه از پذیرایی تا اتاق لختش کردم رفتیم اتاق ب پشت خوابید منم آروم گذاشتم تو کونش دردش گرفت بعد یواش یواش تلمبه زدم دستمم از جلو رو کوسش بود میمالیدم در حالی ک درد میکشید میگفت بکش بیرون سرعت تلمبه منم رفت بالا ک آبم اومد ریختم تو کونش بی حال بودم ولی حیف بود اون بدن سکسی ک اون داشت حیف بود بعد نیم ساعت راند 2 شروع شد دوباره از باسن به شیوه داگ استایل داشتم میزدم یهو برگشت گفت بزار تو کوسم گفتم نه مهسا تو دختری گفت بزار تو کاریت نباشه گفتم نه نمیزارم هرچی گفت گفتم نه فکر فردارو کردم نیوفته گردنم معلوم بود خیلی حرفه ایه هرکار میکردم میگفت بلد نیستیا ساک میزد در حد لالیگا بعد از 3 راند بالاخره تموم ک شد گفت من دیگه برم گفتم برو عزیزم لب گرفتیم و رفت از فرداش زنگ زد تهدید کردن ک اگه پول ندی بهم میام آبروتو میبرم اونجا بود ک گفتم خوب شد از کس نزدم وگرنه الان زنم بود خخخخ 50 تومن دادم بهش گفتم دیگه شمارتو نبینم دیگه هم ندیدمش ببخشید اگه طولانی شد نوشته

Date: December 9, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.