دوست مامانم رو کردم

0 بازدید
0%

با سلام خدمت دختر وپسر های شحوتی شحوانی امیدوارم حالتون خوب باشه داستانی که برایتان مینویسم مال سال 90است سالی که من چهارمین سکس رادر این سال داشتم اسم من نادر 19سال دارم از همون بچگی عاشق سکس بودم اولین فیلم سوپر در سن 6سالگی دایی جانم برام گزاشت تا الان حتما فکر کرده من یادم رفت اما من هگز یادم نرفته اون فیلم کار برای من بود خلاصه سرتون درد نیارم داییم بانی این بود که من عشق سکس بشم داستان ازجایی شروع شد که من بعد از اون فیلم روی هر کسی که میبینم راست بودم وتا الان با خیلی از دختر عمو ها دختر خالهام امسال که بادوست مامانم سکس داشتم من داستان دوست مامانم براتون تعریف میکنم هرجی که مینویسم واقعیت امیدوارم نگید تخیل بوده شروع من 17سالم بود مامانم سالن ارایش داشت هنوزم داره تو این سالن ارایش مامانم بایکی از دوستای دوران دبیرستان خود اشنا شد اسمش هانیه بود یک دوختری هم به اسم بنفشه داشت از اون تیپ ادمایی که خیلی بافرهنگن بنفشه کلاس پیانو میرفت من هم کلاس گیتار میرفتم در اونجا با دختر دوست مامانم اشنا شدم ما هفته ای یک بار کلاس داشتیم رفتنه مامان من میبردمون برگشتنه هانیه خانم مارو میبرد خونه خوشون یکی از روزهایی که کلاس تمام شد بود وهانیه باید میامد دنبال ما او کمی دیرتر امد مارو سوار ماشین کرد ودخترش بنفشه رسوند خانه مادر بزرگش منم همانجا پیاده کرد بنفشه چون 8سال بیشتر نداشت نمی خواستم باهاش حال کنم خونه مادر بزرگش فقط من وبنفشه ومادر بزرگش بود مادر بزرگشم مثل مادرش بود سفید قد 17 4حدودا خشکل و کون کنده ای داشت کمکم داشتم میرفتم توکار مادر بزرگه که هانیه امد دنبالمون کلا 45دقیقه اون جابودیم رفتیم سوار ماشین شدیم هانیه به من گفت مامان بابات کاری براشون پیش اومده رفتن یجای شب میان دنبالت اگه موافقی بریم خونه ما من هم که از خدا میخواستم گفتم بریم حتما کار مهمی بوده قبلا هم خانهشان رفته بودم خانه بزرگی بود شوهرشم شیفت شب خورده بود نبود رومبل داشتم تلویزیون نگاه میکردم که دیدم هانیه خانم روسری کنده دامن نسبتا کوتاهی پوشید بایک تی شرت امد کنارم نشست وتلویزیون نگاهی به تلویزیون انداخت گفت داری چی گوش میدی سریعا شبکه راعوض کرد رفت رو شبکهای کس وکونی ولی سریع انهارا عوض میکرد تا رسید به شبکه مورد نظر پیش خودم گفتم الان ازاون شبکها میزاره که دیدم اخبار گذاشت همی امیدم برای کردنش داشت نابئد میشد که گوشیش زنگ خورد مامانم بود گفت که ما امشب نمیتوانیم دنبال نادر بیایم اشکالی نداره امشب ان جا بمون هانیه گفت نه عزیزم چه اشکالی داره تازه امشب اقا حمیدم نیست شوهرش بود ازنظر امنیت هم برای ما بهتر رابطش باشوهرش زیاد خوب نبود چند دفه هم دعواشون شده بود بعد از اینکه دید امشب خبری از هیج کس نیست راحت شده بود امد نشست رومبل دامنش یکم زد بالا شرت پاش نبود باورتون بشه یا نه تا این صحنه دیدم کیرم نا خداگاه راست شد فهمیدم که امشب از اون شباست ناگهان بنفشه امد هانیه جاخورد درست نشست دامنشم داد رو پاش گفت بنفشه مگه تو خواب نبودی گفت مامان من خواب نمیرم باید بیای پیشم بخوابی رفت تو اتاق بنفشه 20دقیقه دیگه امد بیرون روبه من کرد گفت اخرش خواب رفت کیرم دیکه خواب رفته بود هانیه رفت تو اتاقش ودیگه بیرون نیومد ترسیده بودم چون تاحالا اینقدر برای سکس صبر نکرده بودم اغلب سریع دستم میره رو کس طرف و بعد میکنمش اما اون شب اعصابم خورد شده بود ساعت 11 30بود دل زدم به دریا رفتم سمت اتاقش در زدم بعد رفتم تو ارام روتختش خوابیده بود لامپ هم روشن بود گفتم هانیه هانیه نه خواب خواب بود رفتم کنارش وقتی پا های سفید وعاری از مو رو دیدم کیر امد سریع رفتم همه لامپ هارو خاموش کردم رفتم تو اتاقش ارام پاهاش از هم باز کردم به شکل 7 فارسی دامنشو زدم بالا وکس قرمز متمایل به صورتیشو دیدم شروع به مکیدنش کردم وای که خیلی داشت حال میداد همه موهای کسش زده بود خیلی شحوتی شده بود فهمیده بودم از خواب بلند شد اما بروی خودش نیا ورد منم وحشی تراز قبل میخوردمش که یکدفعه اه بلندی کشید بلند شد چشم تو چشم هم به من گفت دوست دارم منم که وضعیت دیدم گفتم من عاشقتم سریع از لاپاش بلند شدم لباسام کندم اونو دستش رو کسش بو دو داشت میمالیدش که من دوباره وارد عمل خواستم بشم که گفت حالا نوبت من من انداخت روی تخت لباساش کند سینهاش اونقدر سفید بود که یاد سفید برفی افتادم دامنش در اورد وامد وخودش انداخت روم داشتیم لب میگرفتیم که دیدم بلند شد وبه طرف در رفت گفتم خاک تو سرت نادر دیدی چه غلتی کردی بعد دیدم در اتاق قفل کرد وگفت نترس من در نمیرم برگشت روی تخت وبه طور کاملا وحشیانه برام ساک میزد واقعا حال کردم حتی یک بارم دندونش به کیرم نخورد داشت ابم مبامد که گفتم بسه خیلی حال داد حالا میخوام از کون بکمت خیلی راحت تراز قبل لاهاش حرف میزدم کفت کون نه من از کس بکن انقدر شحوتی بودم که یادم رفت پردشو 8سهل پیش شوهرش زدتش باخنده کیزم گذاشتم در کسش تو نمیرفت بسکه تنگ بود یک تف انداختم کیره 18سانتیم تا اخر رفت توش یک اه کشید اما زیاد بلند نبود اول ارام ارم کردم توش بعد باسرعت خیلی با حال بصورت 7کردمش وای که کس کردن از صدتا کون کردن بهتر خیلی داشت حال میداد بهمون که دیدم دوباره ارضا شد کیرم بعد از 5دقیقه کشیدم بیرون و یک راست کردم تو کونش اول گفت برات ساک میزنم اما من بدون هیچ چیز جا گردم تو کونش صدای جیغش به هوارفت در دهنشو گرفتم و کردم توش وشروع به تلمبه زدن کردم بعد از 3دقیقه ابم داشت میامد کیرم کشیدم بیرون وابمو ریختم روی پستوناش بعد لامپ خاموش کردم کشوندمش بالای تخت پتو دادم روی خودمون وتا صبح لخت تو بغل هم خوابیدیم ساعت 6بلند شد منم بلند کرد وگفت لباسات بپوش سریع لباسام پوشیدم ورفتم تاکسی گرفتم رفتم خانه خودمان هفته دیگه که تو آرایشگاه دیدمش من کشوند کنار وبهم گفت به هیچ کس چیزی نگو اما من داستانشو نوشتم تا بدانید بخدا راست بود نوشته

Date: September 26, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.