راه آغاز

0 بازدید
0%

٣سالي بود ك عاشق دختري بودم ك همه ي دنيام بود خيلي بهش وابسته بودم تابستون بعد كنكورم بود ك تصميم گرفت از ايران بره دختر خوبي بود از همه لحاظ خيلي درس خون بود ولي من نه زياد علاقه به درس نداشتم وقتي ك از ايران رفت من خيلي افسرده شدم بيشتر شبا مست بودم و خيلي سيگار ميكشيدم ديگه دختري نبود كه بتونم دوسش داشته باسم ي شب خيلي مست بودم دوس نداشتم برم خونه دوس نداشتم با حال بد برم خيلي زياده روي كرده بودم رفتم از سرايدار كليد پشت بومو گرفتم رفتم پشت بوم دو سه نخ سيگار كشيدم يكم حالم خوب شد سوار اسانسور شدم برم پايين ديدم ي دختر يهو سوار شد منم كلي ادكلن خالي كرده بودم رو خودم ك بوي الكل و سيگار ندم واقا دختر جذابي بود قد بلندي هم داشت تو چندسالي ك اينجا بوديم نديده بودمش سرم پايين بودو نگاه نميكردم اصلا ازم پرسيد ببخشيد ميشه بگيد ادكلني ك زديد چيه منم ي لبخند ريز زدم گفتم زارا سيلور گفت خيلي بوش سكسيه مخصوصا با بوي الكلو سيگارم قاطي شده اينو گفت من موندم چي بگم اخه من ي نمه خجالتيم هيچي ديگه سرمو انداختم پايينو پياده شدم رفتم خونه حسابي فكرمو مشغول خودش كرده بود ي چند وقتي گذشت ي شب خيلي نسخ سيگار بودم رفتم بالا سيگار بكشم باز يهو امد تو بار دوم بود دوس داشتم واقا ي جوري سر صحبتو باز كنم باهاش ولي خوب نميتونستم ك يهو گفت ميري بالا سيگار ميكشي گفتم اره خيلي حال ميزه اون بالا گفت ميتونم بيام منم گفتم مگه سيگار ميكشي گفت اره بعضي وقتا همين باعث شد ك قند تو دلم اب بشه خيلي خوش حال شدم خلاصه رفتيم باهم سيگار كشيديمو گفت ميشه شمارتو بدي هروقت خواستم بيام درو باز كني گفتم چرا ك ن فرداش بهم زنگ زد گفت بيا بالا منم با كله رفتم بحثو شروع كرد ك من امشب تنهام از تنهايي ميترسمو ايناگفتم ترس نداره يكيو بگو بياد پيشت گفت تو ميتوني بياي منم از خداخواسته گفتم اوووم نميدونم من امشب بايد مشروب بخورم گفت باشه بيا من دارم سريع رفتم خونه گفتم حالا خدا رو چ ديدي شايد شد كاري كرديم رفتم حموم ي قرصم انداختم بالا وفتم خونشون خيلي سكسي شده بود جوري ك ديدمش سيخ كردم جوواب شلواري تور تور م پوشيده بود ديگه اوج شهوت شدم نشستم و خيلي زير چشي نگاش ميكردم صحبت كرديم فهميدم ك تازه امده اينجا قبلا هم دبي زندگي ميكرده اسمش تانيا بود يكم گذشت ي ١٩٠٦اورد باز كرد ٤تا پيك خورد پاچيد منم گفتم خوبي تانيا گفت اره بازم ميخوام انقد خورد ك ديگه نميتونست راه بره تو اون حالت يكم رقصيد افتاد رو مبل منم گفتم اينجا نخواب اذيت ميشي بغلش كردم بردمش رو تخت گذاشتمش روي تخت يهو يغمو كشيد منم خيلي رو يغه حساسم بد حشري ميشم امد لبو بوس كرد كشيدم خودمو كنار گفتم الان مستي نكن تانيا جان فردا ميفهمي داغون ميشي با صداي بريده بريده گفت دلم واقا ميخواد بغلم بخوابي پشتش خوابيدم بدن سكسيش پاهاي تركه اي كشيدش واقا ديوونم ميكرد نميدونستم چيكار ميكنم دستمو روي پاهاش ميكشيدن يهو برگشت سمت من خيلي وحشيانه لب گرفت منم خوابيدم روش انقد لباسو خوردم ك زخم شد رفتم گردنشوو خوردم انقد خوردم ك داشت بيهوش ميشد گوشاشو ميك ميزدم سرمو گرفت فشار داد پاين من لباسسو در اوردو بي ناموس هر كاري كردم سوتينش باز نميشد ديگه همونو كشيدم بالا و خوردم سينه هاي سفت و بزرگي داشت كم كم صداي ناله هاي سكسيش بلند شد داشتم ارضا ميشدم جاي اون كم كم با بوس رفتم پاين شكمش عضله اي و خط دار بود انقد بالا بود ك ساپورشو پاره كردم و ي ناله خيلي ارومي زد من ديگه ديوونه بودم خيلي ميخواستم لذت اولين سكسو بچشم با دندونام شورتشو در اوردم خيلي خيس بود زبونمو گذاشتم روي چوچولش يكم بوس كردم سروع كردم ب خوردن صداي ناله هاش منو وحشي ميكرد دستاش ك سرمو فشار ميداد انقد خوردم ك خيس خيس بود لباسامو در عرض چند ثانيه كندم خيلي اروم سر كيرمو گذاشتم روي كسش خيلي داغ بود واروم اروم كردم تو تنگ وداغ بود وقتي ك تا ته كردم تو ي جيغ ريز زد من خوابيدم روي بدنش لبام روي لباش و اروم تلبه زدن من گرمي نفسش ك ديوونم ميكرد بعد از چند دقيقه تانيا ارضا شد و پشت بندش من ديگه جوني واسم نمونده بود تو همون حالت روش خوابيدم صبم زودتر از اون پاشدم رفتم بعد بهم اس داد ك خيلي خوب بود ديشب من ك يادم نمياد خواب بودم تو كجا رفتي منم استيكر خنده دادم گفتم من خونه رفتم بعد ار اون شب ٣بار ديگه سكس كرديم من عاشق تنگيو داغي كسش بودم و الان هم رابطه سكسي خوبي داريم كنار هم نوشته عليرضا

Date: February 6, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.