زن دایی محرم ما نیست ۲

0 views
0%

8 2 9 86 2 80 8 8 8 7 8 8 9 85 8 8 1 9 85 9 85 8 7 9 86 8 8 3 8 قسمت قبل سلام دوباره خدمت همه حشریا ادامه ی داستان قبلی یعنی زن دایی محرم ما نیست فکر کنم طولانی شده حوصله به خرج بدید همونطور که گفتم بعد سکسمون تو عید دیگه هیچ چیز غیر عادی بینمون اتفاق نیفتاد و راستشو بخواین یه کم سردتر از قبل شده بود و دیگه عزیزم و فربد جان و فدای دستت و اینارو خیلی نمیگفت نمیگم پشیمون بودمااا ولی خب دوست داشتم همچنان داشته باشمش تا آخر عید که دستامو بسته بود تو پیشرَوی برای سکس بعدی و منم امیدوار بودم تو تلگرام بتونم عکس و فیلم سکسی بگیرم ازش و یه کم از اَتَشم کم شه تولدم اردیبهشت بود و بهم تبریک گفت و عین کصخلا عکس گل و کیک میفرستاد بهش گفتم هدیه م کو پس گفت تابستون اومدم میدم بهت گفتم الان نمیتونی بدی گفت چی میخوای دقیقا یادمه دلمو صابون زده بودم برا دیدن کص و کون سفیدش گفتم همون چیزای نرم و خوش مزه رو دیگه یادم نیست دقیق چی گفت ولی بازم وعده ی تابستونو داد راستش یکی از دلایلی که اصلا جق نمیزنم اینه که خوابای سکسی زیادی میبینم در صورتی که کمرم پر باشه برا همینم دیدن عکس و فیلم از کص و کونش هم دسته کمی از کردنش نداشت برام فکر کنم خیلیا همینطور باشن ناموصن جقیا یه مدت جق نزنید تا خواب سکس با اونی که میخوایدو ببینید از بحث خارج نشیم تابستون شد و اونام اومدن و این دفعه به جای خونه ی مادربزرگم خونه ی ما اومدن دستم تقریبا بسته شده بود چون شبا که پدرم خونه بود و اونم خیلی با حجاب بود جلوش و روزا هم به خاطر مقام میزبانی کونم میکردن که اینو بخر اونو نخر و اینو بکن و اونو نکن تابستونا معمولا داییم یه هفته میومد شمال زن داییم و دختر داییم که بچس رو میذاشت بمونن و بعد دو سه هفته میومد دنبالشون و میبردشون اون تابستون هم همین سنت دیرینشو اجرا کرد اوایل اومدنشون بود که زن داییم و دخترش تو اتاق پدرمادرم میخوابیدن مادربزرگم و ما آقایون تو هال و مادرم تو اتاقم نصف شب بود و دختر داییم خواب بود و سکوت خونه و خروپف دوتا مرد خونه همرو خوابالود کرده بود و منم که داشتم فیلم میدیدم ناهید زندایی اومد اتاقم و یه ده تومنی از کیفش دراورد و بهم گفت صبح پاشدی یه شامپو فیروزه ی زرد بگیر برا بچه گفتم باشه حتما ولی این چیه پولو گفتم گفت بگیر اینطوری سختمه دیگه گفتم جووون تو فقط سختت باشه این مدل حرف زدن بین دوستام و یه دوست دختر رویاییم که داستانشم نوشتم باب بود نه جلو این خندید و بعد مدت ها گرم گرفت بام و اومد کنارم نشست و دم گوشم گفت چرا لپ تاپت پشتش به در اتاقته راستشو بخواین منظورشو نفهمیدم ولی بعد کمی فکر کردن و دیدن لحن شیطونش گرفتم منظورشو فیلمو پلی کردم یه فیلم پلیسی ماشینی بود بدون صحنه و گفتم ببین چیز بدی نیست گفت مگه تو چیز خوبم داری تو لپ تاپت همون لحظه دست چپمو گذاشتم رو رونش و کشیدم تا کنار کصش با صدای گرفته گفتم چیز بدارو نشونت بدم گفت داری گفتم چرا که نه در اتاقم طوریه که با یه انگشت خیلی آروم هلش بدی نم نم بسته میشه و اگر کسی میدید درو میفهمید باد خورده بسته شده و شک بر انگیز نبود ولی هر لحظه ممکن بود یکی بیاد درو بستم و فیلم که با داشت پخش میشدو فرستادم زیر و فیلم سوپرای با کیفیتمو با اجرا کردم که سریع جا به جاشون کنم در صورت لزوم و با صدای کم نگاه کردیم تا سه چار دیقه اولش دستم لای پاهاش بود و کصشو با حرص میمالوندم و نرمیشو حس میکردم فیلمش هنوزم جز بهترین فیلم سوپرای خاطره انگیزمه موضوش سکس خواهر و برادر بود و ربطی به ما نداشت ولی خواهره سفید و یه کم پُـــر بود دقیقه های ۵ ۶ بود که فیلم تازه داشت سکسی میشد دستمو از پشت کردم تو شلوار و شرتش و اگرم کسی میومد طوری بود انگار به دست چپم تکیه دادم خودمو که واقعا بعید بود کسی بیاد چون اتاقم فقط شبا برا خواب این دوتا اشغال میشد و حریم امن من بود تازه حموم رفته بود و لای کونش تمیز بود در حالت عادیم تمیزیش واقعا بی نظیره یه بند انگشت اشارمو کردم تو کونش و تند تند تکون دادم و گز گز میکرد انگشتم و اونم با کنجکاوی داشت فیلم میدید اینجاهاش هنوز بخش اصلی داستان نیست و میگذریم ازش که طولانی نشه حدود دهمین روز موندنشون بود و داییم رفته بود و پدرمم برا این که راحت باشیم میرفت خونه ی مادرش میخوابید و منم تو این چند روز کارای خوبی کرده بودم برا آماده کردنش ولی حتی کیرمو از شرتم جلوش در نیاورده بودم مثلا ازش عکس میگرفتم وقتی حواسش نبود و در خفا نشونش میدادم و میگفتم ببین چه کونی داری یا میرفتیم تو حیاط برا چیدن کاهو و از پشت میچسبیدم بهش یا شرت و سوتینشو با خواست من البته میذاشت تو حموم تا کیرمو بمالونم بهش و ازین کارای یواشکی راستش حسی که بهم میگه اینه که شور و اشتیاق جوونیش گل کرده بود و دایی کصخلم فقط به فکر درامده و این کص طلا به تخمشه صبح همون روز دهم یا یازدهم اومد تو هال و دخترشم که پیش عمش یعنی مادرم بود و بهم علامت داد بیا اتاق و منم با روی باز رفتم اتاقم و بهم گفت فیلم میذاری ببینیم خندیدم و یه فیلم گذاشتم و با بلوتوث هدفون کانکت کردم به سیستم و دادم بهش تا با صدا گوش کن دوباره از همون روش دوتا پلیر استفاده کردم البته احتمال ورود کسی صفر بود فیلم کیفیت 1080 بود واقعا چیز اوکیی بود خودش زد جلو فیلمو و موضوعشم سکس تو باشگاه بود و بازم به ما ربطی نداشت و دختره هم خیلی سفید نبود ولی خوشگل و گوشتی بود مدل نشستنمون طوری بود که به تخت تکیه داده بودیم و نشسته فیلم میدیدیم بهش اشاره دادم هدفونو بردارع و بهش گفتم دمر میخوابی ببینی فیلمو گفت کسی نیاد گفتم میبینی که همه خوابن یادم نیست جملاتم دقیق چی بود ولی منظورمو اینطور رسوندم که کارمونو سریع میرسیم تموم میشه دمر خوابید و کون پهن و گنده ش حالا جلو چشمام بود با این لباسا شلوار برمودای سیاه یا سرمه ای تنـــــگ یه شلواریه بین شلوار و شلوارک تیشرت فک کنم پلنگی آزاد کنارش نشستم و دستمو بی مقدمه گذاشتم رو کصش از پشت و اونم پاهاشو باز کرد یه کم و با اشاره بهش گفتم ببند پاهاتو و بست رفتم روی رونش نشستم و کش ضخیم شلوارشو کشیدم پایین تا زیر لپای کونش جا خورد ولی گفتم خیالش راحت باشه حواسم هست خدا نصیب عاشق کون گنده ها بکنه یه کون بزرگ و نرم با شرت آبی روشن که دور جای پاهاش هم کشه و رفته بود لای کونش دو دستی آروم شرتشو کشیدم پایین تا صدای کش شرتش در نیاد سکوت محض بود خونه شرتشم بردم پایین تا کصش معلوم شد چوچول سرخش بازم خود نمایی کرد و خم شدم بخورمش تا صورتم خورد به کونش برگشت با لبخند نگام کرد که یعنی ادامه بده و منم کص گوشتیشو لیسیدم با چوچول نسبتا بزرگش لب میگرفتم و دماغمو میمالیدم به سوراخ کونش و یه بوی عرق خفیف هم به مشام میرسید ولی اذیت نمیکرد شلوار و شرتمو از یه پام دراورم دوتا زانوهامو دوطرفش گذاشتم و با توف با یه کم مالیدم کیرم به سوراخ کونش آروم کردم تو کصش تنگ تر از دفعه ی قبل بود خیلیم تنگ تر ولی خیسی کصش باعث راحتی کار شد مطمئن بودم زیر پنج دیقه آبم میاد راستی اونایی که ۱۰ ۱۵ دقیقه اورجینال و بدون دارو کون میکنن دیگه چه نوابغین واقعا همین ۳ ۴ دیقه هم برا ۵ ۶ ماه بدون سکس بودن به نظر خودم عالیه کیرم تقریبا دو سومش میرفت تو و به خاطر رونای تپلش تو اون پوزیشن نمیشد بیشتر بکنم تو هنوزم یادمه دقیق که دستاشو آورد دو طرف کونش و بازش کرد و عضلات سوراخ کونشو باز و بسته میکرد یعنی بزرگی کونش به خاطر این بود احتمالا التماس میکرد به داییم که از کون بکندش منم مدل شنا تمرین شنا نه ورزشش روش قرار گرفتم و کیرمو صاف رو سوراخش گذاشتم اصن عجیب بود کونشم تنگ تر از قبل بود و توف و آب کصشم تاثیر چندانی نداشتن ولی هرطور بود کردم توش تا سه چهارم تصورش کنید موهای طلاییش رنگ کرده بودااا ریخته بودن پشتش و شلوار و شرت سکسیشم تا زیر کونش پایین و سکس با استرس و کون شدیدا بزرگ ناهید حتی شیطون هم داشت یاد میگرفت چطوری مخ بندگان خدارو بزنه یهو دیدم داره ناله های خفیف میکنه و چون هدفون گوششه خودش متوجه نیست _ زدم رو کونش که برگرده بهش بگم خفه شه ولی برنگشت و صداشو برد بالاتر با عجله بهش فهموندم ساکت شه همونطور که حدس میزدم پنج دیقه ای آبم اومد دفه قبل انگار کیر توش نبود ولی این دفعه واقعا حس میکردم داره لذت میبره و با جوراب دم دستم تمیز کردم سوراخ کونشو شلوار و شرتشو کشیدم بالا و دقیق یادمه با انگشت فاکم بازم سوراخ کونشو فشار دادم و بیحال سرش رو بالش بود و فیلمم حتی نگاه نمیکرد و عکس العملیم رو این فشارم نداشت دم گوشش گفتم عزیزم فیلم نمیبینی دیگه جواب نداد ولی میدونستم بیداره و نا نداره جواب بده جمعش کردم فیلمو و کمکش کردم بره رو تخت بخوابه واقعا حس نابی بود و غرور خاصی داشت یه کص تقریبا سن بالای شوهر دار که شوهرش خر کیر هم باشه رو سیر کرده باشی متشکرم که تا اینجا خوندید و اگر خوشتون بیاد آخرین سریشم مینویسم که البته اون با اینا کمی متفاوته خوش حال شدم از خوندنت نوشته

Date: August 26, 2018

One thought on “زن دایی محرم ما نیست ۲

Leave a Reply

Your email address will not be published.