زوج خوب

0 views
0%

سلام دوستان شهاب 40 ساله از کرج هستم ویه ادم معمولی با یه تیپ معمولی هستم تنها خلاف من سکسه و بس موردی رو که میخام براتون تعریف کنم مربوط به سال 92میشه که برای یک پروژه کاره حدود ده ماه رفته بودم مشهد و خارج از پروژه یه سوییت دربست گرفته بودم حدود یک ماهی مونده بود کارم مشهد تموم بشه روز پنج شنبه بود بد جوری دلم گرفته بود که از سوییت زدم بیرون حدود ساعت هفت غروب بود رفتم تو پارک تنها یه جای خلوت پارک روی نیمکت نشستم دلم داشت میترکید یه سیگار روشن کردم تو خودم بودم یه اقای تقریبا هم سن خودم امد گفت یه سیگار لطف میکنی بهم بدی منم یه سیگار بهش دادم و نشست رو نیمکت کنارم و سیگار کشید چند دقیقه بعد یه پسر بچه دوساله امد کنارش فهمیدم بچه خودشه بچه نازی بود بغلش کردم همینطور که سرگرم بچه بودم بامرده که اسمش عباس بود حرف میزدم که تو حرفاش بهت گفت با زنش وبچش از تربت امدن مشهد کارش یجا گیر کرده تو اداره دولتی ولی معلوم بود دروغ میگه ازش پرسیدم خانمت کجاست بس گفت کنار شیر اب داره لباس بچه رو میشوره متوجه شدم تو پارک چند روزی موندن شبها همون جا میخوابن به تعارف بهش گفتم من تنهام میخای یکی دو شب بیاید اونجا که سریع قبول کرد زنش هم صدا کرد امد وبهش گفت اونم قبول کرد زنش خوب بود تقریبا لاغر 170 قد سینه حدودا 75بایه باسن عالی خلاصه رفتیم سوییت من کمی بد شام خوردیم کمی بعد زنش وبچش رفتن تو اتاق خواب خوابیدن من با مرده نیشسته بودم که گفت میخام برم سیگار بگیرم میدونستم پول نداره بهش کمی پول دادم رفت چندبار زنش صدام کرد گفت عباس کجاس بس کی میاد حی میخاست من رو بکشونه دم اتاق خواب بچش خواب بود بعداز کمی پرسید میشه چند تیکه لباس دارم تو حموم بشورم منم گفتم ایرادی نداره بشور با لباس رفت حمام دو سه تیکه از لباسای بچشم برد لای در حموم کمی باز گذاشت داشت لباس میشوست کمی بعد با صدای بلند گفت کمی تاید داری بیاری ازهمون جا گفتم هست گفت این تموم شد از تو کابینت اشپزخونه تاید برداشتم بردم بهش بدم در حموم نیمه باز بود درو باز کردم دیدم نشسته لباس میشوره پشتش به منه شلوار وشورت نداره کمر به پایین لخته قشنگ کون خوشگلش از هم باز شده بود درجا کیرم سیخ شد بهش گفتم بیا تاید خیلی عادی تاید رو گرفت بهش گفتم ببخشید نمیدونستم لختی خیلی راحت گفت مهم نیست راحت باش امدم سرجام نشستم ولی درو نبستم خودشم درو نبست بد جور راست کرده بودم چندبار رفتم به بهانه ای باهاش حرف زدم اصلا عین خیالش نبود از روی شلوار کاملا مشخص بود کیرم راست شده دیده بود ازم پرسید چندوقته تنهایی جوابش رو دادم گفت معلومه بس بگو چرا حالت خرابه به کیرم اشاره کرد گفت کمی صبر کن الان میام بیرون چند دقیقه بعد امد بیرون رفت تو اتاق خواب صدام کرد هنوز شورت وشلوار نداشت گفت بیا تا عباس نیومده کارت رو بکن خالصه افتادم روش اساسی ولی فوری ریختم تو کوسش لباس پوشید امد تو حال نشت حرف زدن کلی حرف زد از شوهرش گفت که نمیتونه بکنتش تا میزاره توش فوری ابش میاد وخیلی چیزای دیگه که واجب نیست بگم بعد رفت خوابید سه ساعت بعد شوهرش امد خواب الود در رو باز کردم فقط پرسیدم کجا بودی دیر کردی جواب درستی نداد رفت اتاق خواب منم خوابیدم صبح بیدارشدم دیدم بیدارشدن وزنه چای وصبحانه رو اماده کرده خوردیم البته ساعت ده بیدار شدم بعدش بهش گفتم نهار میگم از بیرون بیارن خلاصه بعداز نهار حدود ساعت سه مرد باز گفت من میرم بیرون تا پارک بر میگردم رفت درو بست فوری چسبیدم به زنه بهش گفتم تا نیومده یه حال کنیم که گفت فعلا تا سه ساعت دیگه نمیاد گفتم بهش چطور مگه کجا رفت که رفته پارک ودیشب ازش پرسیده من نبودم دیشب شهاب نکردتت که بهش گفته بوده نه والانم که رفته قبل از رفتن بهش گفته هر طور شده باید کاری کنی که شهای بکنتت خلاصه شاخ دراوردم بعداز کمی سوال پیچ کردنش افتادم بجونش اساسی یک ساعت کوس وکونش روکردم چندبار ارضا شد زیرم اخرشم ابم رو تو کونش ریختم وبلند شدم واونم رفت دستشویی بگذریم ساعت هفت عباس اومدحرف زدیدیم کمی بعد شام تواشپزخونه زنش بهم گفت عباس ازش پرسیده چندبار کردتت واونم گفته یبار جریان دیشب رو نگفته بود خلاصه ساعت یازده رو کاناپه دراز کشیدم خوابم برده بود یدفعه احساس کردم یکی داره با کیرم بازی میکنه نگاه کردم دیدم زن عباسه البته لخت لخت گفتم چته عباس کجاست با اشاره گفت تو اتاق خوابه پاشو منو بکن بای صدای بلند گفت پاشو منو بکن میخام منم که در جریان بودم با صدای بلندگفتم برو عباس بکنتت شوهرت هست که خلاصه اخرش عباس خودش از تو اتاق صدام کرد گفت شهاب خان خودت بکنش من نمیتونم بکنمش رفتم جلوی در اتاق خواب پرسیدم جریان چیه گفت هیچ جریانی نداره من تا میکنم توش ابم میاد نمیتونم کنترل کنم خودمو اینم حق داره خودت دوباره زحمت بکش بکنش منم گفتم چشم خلاصه افتادم رو زنه یه نیم ساعتی همه مدلی کردمش شوهرشم واقعا داشت نگاه میکرد منم عمدا جوری میکردمش شوهرش کیرم رو تو کوس زنش ببینه من خوابیدم زنش نیشست رو کیرم داشتم تلمبه میزدم که احساس کردم عباس دستش رو گذاشت رو کمر زنش تا بیام نگاه کنم با یه فصار کل کیرش رو کرد تو کون زنش حال کردم کلا دوتا فشار یاهمون تلمبه زد وابش امد گفت دیدی من نمیتونم منم گفتم بس بشین نگاه کن راحت یک ساعت دیگه کردم همه جوره زنش دیگه کم اورد گفت بسه تمومش کن خسته شده بود منم ابم رو ریختم تو کوسش وروش دراز کشیدم بعداز دوسه دقیقه بلند شدم یه راست رفتم حموم دوش گرفتم امدم بیرون دیدم خوابن منم خوابیدم صبح بیدار شدم برم سر کار دیدم عباس نیست از زنش پرسیدم کجاست گفت رفته پارک منتظره منم برم فقط موندم بیدار بشی بگم اگر میشه کمی پول بهم بدی اصلان پول نداریم هرچی توجیبم وکیفم داشتم دادم بهش که حدودا 400 تومن میشد البته اینم بگم همشو نمیگرفت گفت 50 بسه ولی به زور بهش دادم وخداحافظی کرد ورفت دیگه ندیدمشون زنگ هم نزدن بهم ببخشید کمی طولانی شد نوشته

Date: September 18, 2019





Leave a Reply

Your email address will not be published.