سکسی که سکس نبود

0 views
0%

من آراد 25 سالمه كيرم16 سانته لاغرم قدمم 178 خب بريم سراغ ماجرا اين ماجرا مربوط به عيد دو سال پيشه رفته بوديم شهرستان من تو طول چهار پنج روزي كه اونجا بوديم تو كف زن عموم بود البته اينو بگم زن عموم 45سالشه و قد نسبتا كوتاهي داره و هيكلش بد نيست و با من خيلي راحته و جلوم حتي چن باري با تاپ و شلوارك اومده اينم بگم كه بچگي بهم شير داده بود حالا بريم سر اصل مطلب تو اين چهار پنج روز من چن باري كيرمو به اعضاي مختلف بدنش ميچسبوندم تا اينكه روز اخر چن ساعت قبل راه افتادن اون داشت وسايلارو كه جمع ميكرد خيلي خم ميشد و منم از فرصت استفاده ميكردمو كيرمو به كونش ميچسبوندم اونم هيچي نميگف به نظر خودم كه نمي فهميد چون مشغله ذهني زياد داشت و من شايد بگم پنج يا شيش بار اين كارو كردم بعد رفتم جلقيدم چون عموم ماشين نداشت زن عموم با ماشين ما اومد و چون جا نبود عموم با اتوبوس ميخاست برگرده تو طول مسافرت چون مامانم جلو نشسته بود و دخترعموم كه 5سال داشت و درطول مسافرت همش خواب بود سمت در نشسته بود و زن عموم وسط نشسته بود منم مجبور بودم كنارش بشينم برا همينم موقعيت فراهم بود تا بمالونمش تو طول راه چن باري به بهانه رفع خستگي دستامو دراز كردم جوري ك فك كنه اتفاقيه ميزدم به سينش تا اينكه نزديكاي شهر رسيديم بد جور شق درد گرفته بودم و زن عمومم خواب بود و چادر رو خودش انداخته بود منم خودمو ب خواب زدمو كيرمو ميمالوندم به پاهاش تا اينكه اون بيدار شد ولي به روي خودش نباورد معلوم بود داش اروم خودشو ميمالوند منم كم نذاشتمو كيرمو ميزدم به دستش كه بيرون چادر بود اونم يك نيشخندي زد بعدم كه مامانم بيدارشد زن عمومم براي اينكه سه نشه بيدار شد و منم ادامه دادم به كارم تا اينكه ابم اومد و بعد چن ديقه رسيديم دم در خونه عموم زن عموم پياده شد و در حين تعارف يه پوزخندي به من زد به دوستان بگم كه اين داستان واقعيه مرض ندارم دروغ بنويسم اگرم ميخاستم دروغ بنويسم ميگفتم كردمش پس لطفن فكر نكنيد دروغه نوشته

Date: June 27, 2022

Leave a Reply

Your email address will not be published.