سکس با دوست مامانم سمانه

0 views
0%

سلام اسم من فرهاد مستعار اولین باره داستان مینویسم امیدوارم ببخشید اگه بد بود ولی مطمئن باشين واقعيه اول ی مقدمه سازی میکنم ک بهتر داستانو درک کنین این داستان بر میگرده ب زمانی ک من 19 سالم بود من قیافه متوسطی دارم ن زیادی خوشگلم ن زیادی زشت متوسط رو به خوبم پدر مادرم وقتی 14 سالم بود از هم جدا شدن من با مادرم زندگی میکنم يه برادرم دارم که از خودم کوچیک تره بگذریم چون مادرم مجرده دوستایه مطلقه زیادی داره اون دوستاشم زیاد خونه ما میان که منم تو کفه چنتاشون هستم ک تا الان 2 تاشونو کردم که اگه از این خوشتون اومد اون یکی هم واستون تعریف میکنم دو سه روز مونده بود به عید 92 منم میخواستم واسه دوس دخترم کیف بخرم واسه همین به مامانم گفتم که بام بیاد خلاصه رفتیم تو بازار ک ميرفتيم مادرم وايساد با یکی حالو احوال میکرد اینم بگم من تو یکی از شهر هایه شمالی زندگی میکنم واسه همین اکثر آدما هم ديگرو میشناسن منم توجه جلب شد يه زنه ميانسال بود با یه دختر 21 22 ساله با یه بچه کوچیک 3 4 ساله خلاصه صحبتاشون تموم شد منم کیفو گرفتم رفتم به دوس دخترم دادمو اومدم خونه داشتم واسه خودم قلیون میکشیدم ک مامانم با همون دختره اومدن خونه اسم دختره سمانه بود وقتی ک 16 سالش بود ازدواج کرده بودو اون دختر کوچیکه هم دختر این بود بعدا اینارو فهمیدم از سمانه واستون بگم قدش 167 8 بود حدودا وزنشو نمیدونم سایزه سینشم 75 بود کلا سکسی بود من باش حال میکردم خلاصه اومدنو سمانه شروع کرد به شوخی منم باش شوخی میکردم نشت یکم قلیون کشید رفت گذشت تا روزه 2 3 عید بود ک دیدم مامانم با سمانه اومد خونه برادرم رفته بود پیش مادر بزرگم کلا خونه نيومد تا آخر عید اومدن خونه قرار بود شب بمونه خلاصه شام خوردیمو منم بش گفتم اگه حوصله داری بریم فیلم نگاه کنیم اونم اومدو نشستیم پایه فیلم منم چون ادبو رعایت کنم از رو صندلی اومدم پایین نشستم پایین پیش او با فاصله کم فیلمم خنده دار بود یادم نیست چی بود فکر کنم پارانورمن بود انیمیشن خلاصه کلی خنديدم در حین خندیدن منو میزد کم داشت خل و چل فیلم تموم شد رفت تو اتاقه مامانم خوابیدو منم خوابیدم روزه بعدم عادی گذشت شب دوباره بعد شام بش گفتم بریم فیلم ببینیم ک اونم مخالفت نکردو رفتیم البته ننم یکم غر زد ک برین بخوابینو از آین حرفا منم توجه نکردمو رفتیم فیلم دیدیم وسطایه فیلم بود بش نزدیک تر شدم کلا شونه ب شونه بودیم سرشو با دست حل دادم سمت شونم اونم هیچی نگفتو سرشو گذاشت رو شونم منم روم بیشتر شد دستشو گرفتمو ناز میکردم اونم هم کاری میکرد ک منم دیگه پرو شدمو برگشتم سمته صورتشو لبامو گذاشتم رو لباش اونم مثله این ک منتظر بود شروع کرد ب خوردن لبامو ولی یهو ول کرد انگار ک تازه خجالت کشید منم دوباره سرمو بردم شروع کردم ب لب خوردن دستم بردم رو سینشو شروع کردم ب مالیدن سینش ی چند دیقه اینکارو کردم تا گفت بسه منم ول کردم اونم بلند شد رفت پیش مامانمو خوابید فرداش مامانم قرعه کشی داشت صبح بلند شد ک بره سمانه هم گفت میره خونه منم وقتی مامانم حواسش نبود بش شماره دادم اونم تک انداخت مامانم رفتو منم ب سمانه اس دادمو چون تو حالو هوا دیشب بودم بش گفتم حالا ک مامانم نیست بیا اونم گفت ن مامانت میفهمه زشته ولی انقد رفتم رو مخش ک قبول کرد بیاد منم رفتم حمومو ی حالی ب کیرم دادمو اومدم اسپری تاخیری زدم منتظر موندم تا بياد بش اس دادم ک دیدم باز ناز میکنه منم اعصابم تخمی شد بش گفتم نمیخواد بیایو دیگه بت اس نمیدم از این جور کس شرا ک دیدم زنگ خونه ب صدا در اومد دیدم سمانه اومده همین ک اومد دمه در شروع کردم ب لب گرفتن بعدش کف همون حال خوابوندمش عین این کس ندیده ها داشتم لب میگرفتم ازش ک بعد چند دیقه گفت بریم تو اتاق بغلش کردم بردمش تو اتاق اونجا مانتو شو در اوردم دوباره لب میگرفتم ازش اونم لامصب یجوری لب میخورد ک کیرم داشت میترکید پیراهنمو در اوردم اون فقط مانتوشو در آورده بود منم دست انداختم زیر پیراهنش شروع کردم از رو کرست سینشو مالوندن هم زمانم لب میگرفتم بعد پیراهنشو دادم بالا سینه چپشو در اوردم شروع کردم ب خوردن نوکش اونم اووم اووووم میکرد ی چند دیقه سینشو خوردم بعد کلا پیراهنو کرستشو در اوردم داشتم با سینه هاش ور میرفتمو گاهی هم لب میگرفتم بعد چند دیقه دست کردم دکمه شلوارشو باز کنم ک گفت فرهاد داری چیکار میکنی منم گفتم خاله بازی اونم خندیدو منم شلوارشو تا رو زانوهاش کشیدم پایین شورتشم همین طور شروع کردم با دست با کسش ور رفتن انگشتمو کردم تو یکم ور رفتم کلمو بردم سمته کسش واسه لیسیدن زبونمو زدم بش اصلا حال نکردم طعمه تخمی داشت بلند شدم شلوارمو شرتمو در اوردم شلواره اونم کامل در اوردم کیرمو بردم سمتش گفتم بخور گفت ن بدم مياد منم بیخیال شدم رفتم لا پاش اونم طاق باز شدم منم خشک خشک کردم تو اونم ی ای گفتو منم شروع کردم ب تلمبه زدن خم شدم روش سینشم میخوردم اونم فقط اووووم اووووم میکرد لال بود مادر جنده منم داشتم تلمبه ميزدم ی چند دیقه تلمبه زدم کسه گشادی داشت اصلا حال نمیکردم بعد بش گفتم سگی شو اونم سگی شدو منم از پشت گذاشتم تو کسش بازم شروع کردم ب تلمبه زدن اومدم کونشو انگشت کنم ک دیدم دستشو گذاشت رو دستم ب نشانه مخالفت منم بش چیزی نگفتم ب امید این ک ی دفعه ديگه میکنم بعد چند دیقه بش گفتم بلند شو دستو بذار رو کمد سر پا بکنمت اونم قبول کرد منم رفتم پشتشو یکم دمه کسش مالیدم کیرمو اونم هیچی نمیگفت منم کردم تو داشتم تلمبه ميزدم ب خودمم لعنت ميفرستادم ک چرا اسپری تاخیری زدم دیدم ن انگار این آب بیا نیست بش گفتم آبم نمیاد بذار از كون بکنم ک اونم کیرمو در آورد گفت ن ازم فاصله گرفتو نشست منم ک دیگه جوش آورده بودم تو دلم گفتم کسه خوارش بزور خوابوندمش بعدش ی دستمو گذاشتم پشتش با ی دستمم کیرمو گرفتم با سوراخ کونش تنظیم کردمو کردم تو بدونه هیچ مکثی فشار دادم تا تهش اونم شروع کرد ب گریه کردن منم عین خیالم نبود شروع کردم به تلمبه زدن کون تنگی داشت ن این ک بگم قبلا نداده بودا ن ولی تنگیش رو حفظ کرده بود تازه داشتم حال میکردم يه 10 دیقه تو کونش کردم ک دیدم اونم لال شده بود کم کم احساس کردم داره آبم میاد سرعتو بیشتر کردمو همه آبمو خالی کردم تو کونش خوابیدم روش اونم بعد چند ثانیه بلند شد رفت دستشویی منم همینجوری بیحال اوفتاده بودم یک ساعت گذشته بود از زمان اومدنش ب خودم گفتم دیگه نباید اسپری بزنم تو فکر خودم بودم ک دیدم از دستشویی اومد بیرون لباسشو برداشت رفت تو حال لباس عوض کرد بدونه خداحافظی رفت منم ک کیرم نبود بلند شدم رفتم حموم بعدشم دیگه خونمون نيومد پایان امیدوارم خوشتون اومده باشه اگه دوس داشتين کردنه اون یکی دوسته مادرم ک اسمش سانازرو تعریف میکنم نوشته

Date: December 3, 2020





Leave a Reply

Your email address will not be published.