سکس شیرین با شیدا

0 بازدید
0%

سلام خدمت دوستان عزیز اسمم فرشید۲۲ سالمه امشب بعد از ۶ سال اومدم سایت شهوانی یاد خاطرات گذشته هام افتادم ک تو دبیرستان چقدر با دوستام تمام داستانای شهوانی میخوندیم بهترین قسمتشم نظرات بود همیشه دوستانی بودن لبخند رو لبمون بیارن بگذریم اولین بار ک میخوام خاطره سکسم بنویسم این داستان مال کلی وقت پیش من از خودم تعریف نمیکنم چون از قدیم گفتن عروس تعریفی گوزو از اب در میاد فقط میگم خودم یه زبون عالی دارم و یه قد بالای رعنا و یه پسر خاله دارم ک یه ماشین ۵۰۰ ملیونی داره با یه کارت پر پول و کیر همیشه شق بقول خودمونیا کیرش همیشه تو دستش از اونجایی ک من و امیر پسر خالم همسنیم و همیشه هم کلاسی بودیم خیلی با هم اخت هستیم این داستان در مورد دختری هست ک خیلی دوستش داشتم یه دختر ناز و خوشکل ک انگار خدا اینو نقاشی کشیده بود بدون یه زره عمل بینی قلمی چشا کشیده لبا صورتی قلوه ای سینه درشت باسن طاقچه ای اونقد خوب بود که دوتا گلدون شمعدونی میشد بزاری روش از همه نظر تک بود خیلیا تو کف این دختر بودن من از همه بیشتر میتونم بگم عاشقش شده بودم ولی به هر حال غرور اجازه نمیداد ک پا پیش بزارم اخه ما هم کسی بودیم واسه خودمون اما بد جور تو کف این دختر بودم نتونستم تحمل کنم از ترم ۱ دانشگاه هر کاری کردم به دستش بیادم اما راه نمیداد از جزوه گرفتن تا اکیپ زدن خرج دوستاش کردن ولی لا مصب راه نمیداد این کاراشم بیشتر جذبم میکرد اخه نه فقط به من به هیچکس پا نداد امارشو در اوردم امیر فرستادم جلو ک خواستگاری کنم ازش بازم راه نداد شب و روزم تاریک شده بود به هیچ دختری حس نداشتم امیر شبانه روز دختر جور میکرد لخت تو بقلم میخابوند اما حسی نبود کارم شده بود مست کردن و سیگار کشیدن پو کیده بودم تا اینکه ترم ۶ دانشگاه یه کلاسی داشتم ماشین الات ۵ ۷ بعد ار ظهر بود رفتم سر کلاس نشستم سرمو گذاشتم رو صندلی خوابم برد دیدم یکی اروم با یه مشت کاغذ اچار لوله شده میزنه به شونم میگه اقای فربد اقای فربد بیدار شدم چشمامو باز کردم دیدم هوا تاریک بعله عشق دیرنمم بالا سرم یه لحظه قفل کردم گفتم بفرمایید گفت دیدم کلاس تشکیل نشده شما هم اومدید خوابتون برده گفتم صداتون بزنم تشکر کردم ازش با این ک بعد از ۳ سال اولین بار بود مستقیم حرف میزدیم ولی دنیا رو بهم داده بودن نگاه به گوشیم کردم خاموش بود راه افتادن برم سمت پارکینگ دیدم فقط ماشین خودم اونجاست داشتم میرفتم یه لحظه از خودم پرسیدم شیدا ک ماشین نداره چرا تا الان من هستم باید با اتوبوس بره مغزم دستور داد کس خل نباش سریع پریدم پایین دویدم سمت ایستگاه اتوبوسای دانشگاه یه لحظه دیدمش گفتم خانم ایزدی اگه امکانش هست من برسونمتون با کلی خواهش راضیش کردم ک ببرمش اومد سمت پارکینگ در ماشین و براش باز کردم سوار شد جو خیلی سنگین بود اهنگ شهاب مظفریم داره پخش میشه یهو صدا ضبط و کم کرد گفت اقا فرشید یه سوال دارم این ماشین مال شماست یا اقای کریمی گفتم اقای کریمی نه امیر منم فرشیدم نه اقای فربد این ماشینم مال امیر پسر خالم بعد باز ساکت شد یه سکوت مرگبار سر جاده ک رسیدم گفتم شما نوشیدنی میل دارید گفت نه ولی واسش یه هات چاکلت گرفتم خودمم یه اسپرسو زدم کلی از ماشین تعریف کرد انگار این ندید بدیدا گفتم خونتون کجاست گفت نیایش بهش گفتم تو هم از این بچه مایه ها هستی خنده کوچیکی کرد و گفت الان حس خونه ندارم بهش گفتم کجا بریم گفت این هوا ففط درینک میچسبه حالا منم مغزم گوزیده بهش گفتم درینک ک الان خوردی گفت منظورم مشروب حالا منم کس خل گفتم عرق تو ماشین هست بیارم بوخوریم شیدا گفت اههههه من اهل عرق نیستم از این حرکت خودم بدم اومد گفتم چی میخوری گفت تو این هوا ویسکی میچسبه منم گفتم گوشیم خاموش گوشیت و بده زنگ بزنم زنگ زدم بابا امیر لاشی اینجور موقع ها میگه تا نگی بابا کاری برات نمیکنم اول کلی فحش داد ک اره ولش کردم و رفتم بعدشم حالا زنگش زدم میگم مشروب جور کن ولی به هر حال اون جا کشم هوا پسر خالشو داره سریع رفتم در خونشون کلید خونه کارت عابر بانک گرفتم ماشینشم گزاشتم سر کوچه دختررو نبینه از فوضولی کونش داشت پاره میشد بگزریم مشروب گرفتیم ک شیدا خانم گفت عزیزم تو خیابون نمیشه خورد بنداز بریم سمت دشت ارژن اونجا میخوریم بهش گفتم چرا روزه شک دار تو به من اعتماد داری دیگه بریم خونه ما راحت تو تراس میریزیم میخوریم شیرازم زیر پامون لذتشو میبریم یهو دک خورو یه ریزه من من کرد اما من رفتم سمت خونه نشستیم مست کردیم یه پیک اون یه پیک من میریختیم ساعت ۱۰ شب اینا بود همینجور ریختیم مادر جنده خورد من داشتم کم میاوردم بهش گفتم شیدا یه پیشنهاد خوب بدم گفت بده گفتم تو برو ظرفارو بشور منم اشپز خونه رو تمیز میکنم ک فردا پسر خاله شاکی نشه گفت باشه رفت ظرف بشوره منم رفتم تو اشپز خونه شق دردم گرفتم حالا هی حسای کیری میاد سراغم یا دلم میگه بکن یه دلم میگه نکن موندم یه نخ سیگار اتیش زدم تو اشپز خونه ک یهو شیدا بهم گفت فرشید گفتم جانم گفت چته چرا کلافه ای گفتم هیچی از مستیه گفت یه چیزو میدونی تو خیلی خوبی ارزوی خیلی از دخترا هستی حتی من گفتم خوب همون موقع شیر اب و بست اومد سمتم گفت دستم خیس یه کام سیگارت و بده من کام سیگار و بهش دادم خودمم یه کام گرفتم یه لحظه دودش کرد تو هوا تو چشام خیره شد نمیدونستم چیکار کنم کس خل کس خل شده بودم هم عشق هم شهوت از طرفی میخواستم بخوابونمش مثل سگ بکنمش از طرفیم اونقد دوستش داشتم نمیخواستم دستمم بهش بوخوره فک میکردم مریم مقدس جلوم یه لحظه خودش چشاشو بشت لبشو گزاشت رو لبام هنگ بودم به هر حال تو مغز افراد یه قسمتی هست به ایم کسخل درون مثل کودک درون ولی معمولا کارش ریدن با دست زدمش پس گفتم چیکار میکنی یه لحظه جا خورد گفت مگه همینو نمیخوای موندم چی بگم بهم گفت من الان مستم گفت میدونم از اول دانشگاهم مشتاق منی خوب حالا من اینجام اینبار نفس اماره قلبه کرد به همه چی دستاشو گرفتم اوردمش رو کاناپه نشوندمش رو پام شروع کردم به لب گرفتن داشتم لب میگرفتم گوششو اوردم جلو دهنم بهش گفت شاید طعم لبات جزچهار طعم اصلی نباشه ولی اصلی ترین مزه زندگیمه بهم گفت بقیرم اینطوری خر میکنی خندم گرفت گوشاشو میخوردم با دستامم کمرشو از زیر لباس نوازش میکردم اومدم سراغ گردنشو سفیدیش میخورومو میمکدمش چشاشو بسته بود نفس نفس میزد پیرهنشو در اوردم اروم رو کاناپه خوابوندمش خودمم خوابدم دوش لیس میزدم بدنشو الان باز کیرم شق شد جقو زدم امشب کل شکمشو میلیسیدم دنبال قفل لاشی سوتینش بودم میخواستم ممه بوخورم از بی هر روز مدلای جدید سوتین میداد تو اون مستی بیخیال ممه شدم کیرت تو شانس من ۱۰ مین سعی کردم اون لاشی کرستو باز کنم از کس لیسیو اینا هم بدم میاد شلوارشو دادم پایین به به یه کس خیس خیس شورتشم در اوردم هنوز خودم لخت نشده بودم به سرعت نور لخت شدم فرسید کوچولو هم شده بود بزرگ یه لحظه شیدا گفت اینو میخوای بکنی کجام گفتم کجا دوست داری گفت من اپن نیستم از عقبم نمیدم گفتم برام بوخورش گفت بدم میاد کیر تو کس ننت شیدا ویسکی ۲۰۰ تومنی خوردی کلیم مزه حالا نه میدی نه میخوری مگه دست خودته گفتم عزیزم لا پایی میزنیم گزاشت منم اروم رو کسش بالا پایین میکرد چشتون رور بد نبینه سر خورد سرش رفت تو کسش من مست اونم مست یه لحظه جو سنگین شد دقیقا مثل همون لحظای ک کلاس شلوغ یه لحظه تو تیکه میندازی همه ساکت میشن نمیدونستم چیکار کنم گفتم بد بخت شدم ولی خونسردیمو حفظ کردم کاری ک شده هل دادم بقیشو تو به به کس تنگی بود امیدوارم نصیب همتون بشه ۲ تا تلنبه زدن داشت ابم میومد کشیدم بیرون دوتا بالا پایین کردم ابم اومد نخندید کونیا زود انزالم خودتونید یه نکته خیلی جالب بود چرا کیرم خونی نشده بود اره الان همه فکر میکنن ک ایشون حلقوی یا ارتجاعیه نخیر داداش گلم ما از این شانسا نداریم ک به رو خودم نیاوردم رفتم سمتش گوشش و گلشو خوردم با انگشتمم کسشو مالیدم تا ارضا شد رفتم دوش گرفتم جو خیلی سنگین تر شده بود بینمون بهم گفت فرشید امروز خیلی خوش گزشت بهم منو میرسونی گفتم باشه عزیزم رفتیم سوار ماشین شدیم رسوندمش عجب خونه ای داشتن بی ناموسا بعد این کس خل با اتوبوس میاد و میره منم اومدم خونه امیر و سوار کردم رفتیم خونه ما امیر کون خودشو پاره کرد بفهمه با کی بودم ولی بهش نگفتم و جالب تر از همه این بود ک شیدا باز از فردا شده بود همون لاشی دختر تو پوز ک قیافه میگرفت خو بیناموس من کردمت دیگه برا ما چرا من ادم بکنی نیستم ولی کیرت تو پول ک همه دخترا لنگاشون و براش میدن بالا معرفت رفاقت دیگه ارزش نداره اینم نصیحت اخر و این ک پسر خاله کونده من اونروزی ک رفته بود برا من صحبت کنه بی پدر برا خودش صحبت کرده بود کلید اصرار لاشی بازی در اورد امیر ولی من کردم دوست داشتم بازم بکنمش ولی دیگه نشد در ضمن نمیدونم عشقی ک بهش داشتمم از بین رفت یعنی اصن اون دوست داشتن و اون ماجراها از سرم پرید من اولین باریه ک مینویسم با گوشیم تایپ میکنم یاد شیدا افتادم میخواستم جق بزنم اومدم داستان بخونم گفتم داستان خودش و بزارم شاید کسی خوشش اومد کلا عشق چیز کس شعریه شاعر حرف قشنگی میزنه قبل از عاشق شدن یه جق بزنید از سرتون میپره نوشته

Date: September 9, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.