سکس یهویی با فاطی

0 views
0%

سلام دوستان این که می خوام تعریف کنم عین حقیقته کور شم اگه بخوام دروغ بگم این ماجرا سکس امروز من هست با فاطی امروز حوصلم نشد برم سر کار کارم آزاده نشسته بودم تو خونه و داشتم با گوشی ور میرفتم یهو خیلی هوس کردم پیام دادم ب فاطی و گفتم سلام کجایی و ی مشت احوال پرسی اونم گفت مهمون داریم و منم با خودم فک کردم خب الان حتما نمیتونه بیاد بیرون و چیزی بهش نگفتم دیگه از اومدنش نا امید شده بودم بخاطر همین دیگه بحث رو پیش نکشیدم بعد حدودا دو ساعت خودش اس داد گفت اگه بیکاری بریم یه دوری بزنیم با ماشین منم از خدا خواسته گفتم صبر کن لباس بپوشم و تو هم آماده شو تا بیام برسم اونم گفت باشه خیلی دختر پایه ای هست خیلی حرفی از سکس نزدم رفتم دنبالش سوارش کردم و ی ده دقیقه ای تو خیابون بودیم ما اطراف شهر باغ داریم که یه خونه باغ هم داخلش داریم چون خیلی هوس کرده بودم یادم رفت کلید اتاق رو بردارم دیگه وقتی یادم اومد ک فایده نداشت دیگه بیخیال اتاق شدم و رفتیم سمت باغ دیگه تو مسیر خودش فهمید چ خبره و ب روی خودش نیاورد وقتی رسیدیم ماشین رو زدم تو سایه اتاق ماشین هم کاملا دودی بود چیزی داخل معلوم نبود پرده های دودی جلو رو هم کشیدم دلم براش تنگ شده بود دیگه از ماشین پیاده نشدیم صندلی ها رو خوابوندیم و رفتم تو بغلش اول شروع کردم لباشو خوردم علاقه زیادی ب لب نشون نداد منم گیر ندادم ب لباش و گفتم شاید اذیت بشه دکمه های مانتوش رو باز کردم و بهش گفتم سوتینت رو باز کن خودت اونم باز کرد و منم رفتم سراغ سینه هاش ب لب علاقه ای نشون نداد هر چند ک خودم خیلی دوس دارم ولی وقتی سینه هاش رو خوردم از صدای نفساش معلوم بود ک حشری شده و داغ کرده منم دیدم رو سینه هاش حساسه مشتاق تر شدم برا خوردنشون چشاش خیلی خوشکل شده بود وقتی شهوتش زده بود بالا دلم میخواست فقط چشاشو نگاه کنم یه ساعت رنگش عسلی بود چشاش ولی وقتی شهوتی شده بود چشاش ماه شده بود سینه هاش بزرگ بود حدودا ۷۵ یا ۸۰ سینه هاشو سیر خوردم و اونم دیگه داغ داغ شده بود چیزی نمیگفت ولی نفسای تندش با آدم حرف میزد دیگه طاقت نداشتم شلوارش رو در آوردم دست زدم ب کسش دیدم داغ و خیس شده خیس خیس ی کوچولو با همون اب کسش دستم رو مالیدم رو کسش اوف که نفس نفسی میزد با نفساش منم آتیشی کرده بود لامصب بهش گفتم بچرخ و تا جایی ک میتونی رو صندلی برو جلو اونم ک پایه بود ن نمیگفت هر چی میخواستم رو شکم خوابید رو صندلی منم شلوارم و بقیه لباسام رو به زور در آوردم چون تو ماشین جای زیادی برا جا ب جا شدن نبود تنگ بود جاش خلاصه به هر بدبختی بود لباسام رو در آوردم و در جایگاه اصلی قرار گرفتم خخخخ اومدم پشتش کونشو محکم فشار دادم ی دادی زد البته یواش جون جامون زیاد امن نبود کونش نرم بود ی دندون گرفتم ی حالی داد ک نمیتونم توصیف کنم بعد بهش گفتم کونتو باز کن از هم وقتی باز کرد یه تف زدم رو سوراخ کونش خیس خیس شد کونش و سوراخه ی کم با انگشت با سوراخ کونش ور رفتم یواش انگشت میکردم کونشو درد داشت و ناله ها و نق نق هاش شهوت منو خیلی بیشتر میکرد ی کم کونش جا باز کرد و تقریبا آماده شده بود کونش ی کم کیرمو مالیدم رو سوراخش که آماده تر بشه آروم آروم کیرمو کردم تو کونش بازم اون ناله میکرد و شهوت منو بیشتر میکرد یواش یواش کیرم داشت جای خودشو باز میکرد کونش خیلی داغ بود که فشار زیادی ب کیرم میاورد حس میکردم این داغی بیش از حد کونش باعث میشه آبم خیلی زودتر بیاد چون حس میکردم اطمینانی نیست که ابم کی بیاد و تو ماشین هم دستمال کاغذی نبود بهش گفتم اگه آبم اومد چکارش کنم اونم گفت بریز تو کونم ابتو خیلی دوس دارم وقتی آبم میاد کیرم یا تو کون باشه یا کس یا دهن طرفم بعد حدودا ده دقیقه حس کردم آبم دیگه کم کم داره میاد آبمو خالی کردم تو کونش و چون تو کونش بود و ابم اومد دلم میخواست داد بزنم فقط خیلی تحریک شده بود کیرم و تقریبا دیگه درد داشت آبمو ریختم تو کونش ولی کیرم نخوابید بعد اینکه آبم اومد منم از تو کونش در نیاوردم کیرمو همینجوری ادامه دادم و جلو عقب کردم تا اینکه بعد پنج دقیقه کم کم شل شد کیرم بهش گفتم فاطی کونتو سفت بگیر تا کیرم سُر بخوره بیرون سفت گرفت و کیرم اومد بیرون رو صندلی خودم دراز کشیدم بهش گفتم بیا تو بغلم اومد روم تا جایی ک میشد محکم بغلش کردم و ی چند دقیقه تو بغل همدیگه بودیم بعدش تصمیم گرفتیم لباس بپوشیم و برگردیم خونه من رفتم بیرون از ماشین و لباسامو پوشیدم چون واقعا نمیتونستم داخل ماشین لباس بپوشم ولی فاطی خیلی زود داخل ماشین لباساشو پوشید و آماده شد منم آماده شدم و حرکت کردیم حدودا سه چهار کیلومتر دور شدیم از باغ حس کردم کیرم باز داره اذیت میکنه شلوارم داشت اذیتم میکرد بهش گفتم فاطی میای بخوریش باز داره اذیت می کنه اونم گفت نمیخورم الان چون کثیف شده گفتم این ک غصه نداره ماشینو زدم کنار راه راه خاکی بود ی بطری آب از پشت ماشین در آوردم و کنار ماشین کیرمو شستم و دیگه دکمه ها و کمربند رو نبستم اومدم داخل ماشین نشستم ماشینو زده بودم دنده یک ک اگه کسی اومد حرکت کنم و برم آماده بودم برا رفتن ی کم کیرمو خورد دیدم با خوردنش راضی نمیشم ماشینو همونجا خاموش کردم و گفتم صندلی رو سریع بخوابون و خودتم مث الان رو شکم بخواب رو صندلی اونم ی کم خندید و بازم مث همیشه پایه بود رفتم پشتش و دیگه بدون هیچ ملاحظه ای تا ته کردم تو کونش چون کونش دیگه جا باز کرده بود اونم ی آهی کشید و دستش افتاد رو صندلی حس کردم دیگه جونی برا حرکت نداره دستاش این بار خودش می گفت دردش خیلی بیشتر شده بود و دلیلش رو نمیدونم واقعا ابم هم دیر تر اومد دیگه این سری داد میزد و بلند ولی حیف ک دورمون کسی نبود و صداش رو کسی نمیشنید و این بازم فقط شهوت منو بیشتر میکرد و وقتی شهوتم بیشتر میشد تند تر تلمبه میزدم و دیگه صداش میپیچید تو ماشین تخمام میخورد ب کس خیسش و صدا میاد یهو آبم اومد و بازم ریختم تو کون نازش و سریع از همون طرف پیاده شدم و شلوارم رو درست کردم و سوار ماشین شدم حرکت کردیم ک بیایم سمت شهر تو راه سرش رو گذاشته بود رو شانه من منم سرم رو گذاشته بودم رو سر اون ی جو رمانتیک شده بود و ازش تشکر کردم برا اومدنش کم نذاشتن او تو سکسمون و رسوندمش در خونشون امیدوارم خوشتون اومده باشه موفق باشید نوشته

Date: January 11, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *