سیما جون

0 views
0%

خاطر امروز برمیگرده به 5 ماه پیش،من با یه دختری به اسم مستعار سیما تویه مهمونی آشنا شدم،سیما خیلی خوش اندام بود قد نزدیک 165 واندام متوسط،سینه ها و باسن متوسط اما واقعا اندامش سکسی بود،خلاصه دوستی ما ادامه داشت تا اینکه من متوجه شدم سیما فقط هفده سالشه اما از فرم آرایشش بیشتر بهش میخورد،خلاصه بهش گفتم من خیلی بزرگترم بهتره بیخیال بشیم اونم بدجوری بهش برخورد گفت به سن نیست به شعوره ازاین حرفا،خلاصه گفت باید حضوری دربارش صحبت کنیم که منم گفتم باشه،گفت بریم کافه الان گفتم نه دارم اطاقمو تمیز میکنم گفت بیام کمک گفتم بیا گفت جدی گفتم گفتم خوب بیا گفت مگه خالیه خونتون گفتم نه اما اطاقم جوریه که در مجزا داره و تو ساختمون نمیره گفتم بیا،بعد یه ساعت حدودآرسید با یواشکی امد تو اطاق،البته اگه میفهمیدن چیزی نمیگفتن بهم، خلاصه نشستو منم یه اهنگ گذاشتم،اونم گفت میتونم راحت باشم گفتم آره مانتوشو در آورد،یه کاور مشکی پوشیده بود با یه شلوار لی ابی روشن،وای چه اندام سکسی داشت پیش خودم گفتم عجب گهی خوردم گفتم بهم بزنیم،گفتم بیا عکسامو ببین تو کامپیوتر اونم امد نشست رو پام باهم ببینیم منم بغلش کردم یکم نگاش کردم نمیدونم چی شد یدفعه شروع کردم لب گرفتنفشاید یه ده دقیقه ای داشتیم لب میگرفتیمو منم با دست میکشیدم به کمرو دستای لختش،دیگه حسابی داغ شده بودیمو منم شروع کردم به خوردن دست و کتفو هرجایی که لخت بود،بند سوتین مشکیشم که روی بدن گندمی رنگش پیدا بود داشت دیونم میکرد از طرفی نرمی باسنش که روی رونم بود کیرمو راست راست کرده بود،بهش گفتم یه لحظه بلند شو من جای چیزمو درست جاش تنگه داره میشکنه،خندیدو بلند شد منتظر که دوباره بشینه که نگام افتاد به کونش که بالای چاک کونش با یه شورت مشکی از شلوار فاق کوتاش زده بود بیرون،این صحنه روانیم کرد چون عاشق کون دخترم نه برای کردن برای نوازش،گفتم همینطور وایسا بعد شروع کردم کونشو مالیدنو اون قسمت لختش خوردن،وای چقدر نازو نرم بود خوشمزه دلم میخواست اصلا نکنم فقط کونشو بخورم بعد چند دقیقه گفت مهران من به باسنم حساسم میخوری نمیتونم صدا نکنم،منم خوابوندمش رو تخت دمرو دوباره کونشو مالیدم که بهم گفت بخواب روم همینطوری منم خوابیدم کیرم مالیده میشد به باسن نرم سیما اونم فقط ساکت بودو حال میکرد،بهش گفتم پایه ای باهم حال کنیم گفت نه گفتم چرا گفت مهران من خیلی بد شهوتی میشم میترسم جلوی تو حسابی آه وناله کنم تا ارضا بشم گفتم خوب بکن عزیزمگفت دفعه بد گفتم هرچی تو بگی بعد گفت بیا تو بغل هم بخوابیمو لب بگیریم گفتم باشه اون به پهلو راست خوابید منم به پهلو چپ بغلش کردم سفت و لب میگرفتیمو کیرمو پسبوندبودم از رو شلوار به کسشو تکون میدادم،گفت مهران میشه از رو شلوار منو بکونی گفتم چه مدلی دوست داری بکنمت،گفت به کمر بخوابم پاهامو بزارم رو شونت کیرتو بمالی به کسم گفتم بخواب ،خوابیدو مچ پاشو گذاشت رو شونم طوری که پاچه شلوارش تا ساق پاش رفت بالا که یدفعه یادم افتاد این ساق پا تو مهمونی منو حسابی جذب خودش کرده بود برای همین تو همون حالت شروع کردم با زبون و لب حسابی ساق پاشو خوردن کیرمم میمالیدم از رو شلوار به کسش،دیگه حسابی داغ شده بودو میگفت پامو نخور داری منو دیونه میکونی میخوام جیغ بزنم از لذت تو همین موقعیت یه دفعه مامانم صدام کرد منم سریع کیرمو دادم بالای که تابلو نشه رفتم ببینم چی میگه که گفت منو بابات داریم میریم ملاقات خاله اقدس نمیایی بریم گفتم نه دلم میخواد منتظر کسیم،حالا تو دلم میگفتم کس ننه خاله اقدس فقط زودتر برید،داشتم بال در میاوردم بعد که مطمئن شدم رفتن گفتم سیما حالا بیا یه سکس حسابی بکنیم هرچقدرم میخواهی جیغ بزن،از رو تخت بلندش کردم کاورشو در اوردم با سوتین مشکی و شلوار لی خیلی سکسی شده بود دلم نمیومد لختش کنم بلاخره سوتینشو در آوردو حسابی سینه و گردنو کمرشو خوردمو کونشو میمالیدم بعد گفتم پشتتو بکن دکمه شلوارتو باز کن یواش یواش تا وسط کونش کشیدم پایین امات شورتش سر جاش بود وای روانی شده بودم همش کونشو از رو شورت میبوسیدمو صورتمو میمالیدم بهش که گفت مهران تورو خدا از باسن من دل بکن دارم میمیرم از داغی که دیگه مجبور شدم شلوارشو در آوردم با شورت بود،منم سریع لخت لخت شدم گفتم حالا خودت میگی چجور بکونمت یا خودم بگم،گفت خودم میگم الان میگی بزار باسنتو بخورم،گفتم خوب بگو گفت من رو شکم میخوابم کیرتو از لای پام بزار رو کسم خودتم بخواب روم گفتم از رو شورت گفت آره میترسم پردم آسیب ببینه،خلاسه دمرو خوابید یه کمر نسبتا سفید تمیز با پاهای ناز و با یه باسن متوسط خوش فرم معرکه تو یه شورت مشکی محو تماشا بودم که گفت خسته نشدی انقدر نگام کردی بیا دیگه عشق من منم خوابیدم روش وای چه گرمایی داشت تنش کون نرمشو اطراف کیرم حس میکردم کیرمم لای پاهش چسبیده بود به کسش اونم همش نفس نفس میزد یه ده دقیقه ای تو این حالت بودیم که گفت مهران باهام حرف بزن منم شروع کردم ،میگفتم کیرمو رو کست حس میکنی انم میگفت آرههه،میگفتم گرمای کگیرمو دوست داری میگفت آرهههههه،کست کیرمو حس میکنه،آرههههههههههه،همینطور آره هاش بلندترو شهوتی تر میشد منم همینطور حرف میزدم باهشو گوش و لپشو میخوردم موهای مشکیش پخش شده بود رو صورتش نمیدونید چه حسی داشت باور کنید نیم ساعت تو همین حال میکردمش اما نمیذاشت پاشم منم کمرم درد گرفته بود پورن استار که نیستیم گفتم یکم خستگی بگیریم توهم بیا کیرمو بخور گفت نه من نمیتونم فقط الان کیرتو بخورم دارم میمیرم از شهوت گفتم خوب منم همزمان کستو میخورمفتا اینو گفتم شورتشو در اورد من خوابیدم رو به سقف اونم برعکس خوابید رومو کیرمو شروع کرد به خوردن کسشم گذاشت رو دهن من منم اول حسابی نگاش کردم وای خدتون تصور کنید کس دختر هفدهساله چیه یکم تیره بدون گوشت اضافی تمیز بوی گل میداد چقدر خدا این کسو خوشگل افریده بود اول با لبام از کسش لب کرفتم اماسیما خانم حسابی خیس کرده بودا اما ابشم خوشمزه بود هم کسشو میخوردم هم کون نازشو میمالیدم،اصلا تو فکر از کون کردم نیستم چون بعدش بوی بدی میگیره کون منم دوست دارم تا آخرین لحظه بخورم کون نازشو،نمیدونم چقدر تو این حالت بودیم اما طولانی شده بود که یه دفعه گفت مهران کسم گرمای کیرتو میخواد گفتم خوب بخواب گفت شرتمو بده گفتم نه از روبرو بزارم لای پات تو نمیره گفت باشه،به پهلو خوابیدیم منم کیرمو گذاشتم لای پاش تا چسبید به کسش یع دفعه یه آه بلند کشید گفت چقدر داغه بهد ارضا شد منم تو رو شکم خوابوندمشو لای کونشو باز کردمو کیرمو گذاشتم لاش ،لای پاهاش نه لای چاک باسنش و از دیدن این کون زیبا و حس کردن نرمیش ارضا شدمو ابمو رو کونش خالی کردمو با کیرم رو کونش پخش کردم این کار همیشه من آب باید رو کون خال بشه چون خیلی زیبا میشه بعد یه ده دقیقه دمرو دراز کشیده بودو منم تماشا میکردم بعدشم گفتم حرفمو پس میگیرم با هم میمونیم.امیدوارم ببخشید طولانی بود،نظر بدید تا بازم از خاطرات سکسی خودم بگم.مرسی

Date: مارس 31, 2018