شب علی تلخه

0 بازدید
0%

داستان گی می باشد هادی عشقه هادی نفسه به هادی عادت کرده من برادرشم هادی عشقشه هادی دریاست من رودخونم هادی ارضاش می کنه من فقط ارومش هادی لباشو میزاره رو لباش من فقط لپشو ماچ میکنم هوا هوای عجیبیه وقتی علی بی قراره دریا بی قراره رودخانه ها بی تابن نفسا سیاه وسفیدن چشما خیسن وقتی علی داره بخاطر داداشش هادی رو پس میزنه مگه میشه عرفان آروم بگیره عرفان تو که اینطوری نبودی تو همون عرفول قدیمی علی هستی یادته رو نیمکت نشستی وعلی شیشه های ماشینارو تنهایی پاک کرد علی هادی رو پس میزنه هادی ناراحته علی ناراحته عرفان ناراحته گور بابای اتفاقای گذشته نزار ناراحت باشن عرفان کاش نبودی عرفان خوشیشونو بهم زدی دلاور گفتم علی به مولا ناراحت نیستم من خودم به هادی پیشنهاد دادم ولکن تموم کن اتفاقات گذشته رو عرفان تموم می کنی دوس داشتن فرشادو اگه با هادی تموم نکنم پس فردا نمیتونم بهت بگم نرو زیر فرشاد داداش من نرو زیر هر آدمی تموم می کنی دوس داشتن فرشادو عرفان صداش رفته بود بالا واسه حفظ رابطشون برا ناراحت نشدن علی باید پس میزدم کسی رو که دوس داشتم زانو زدم جلوش گفتم تموم میکنم دوس داشتنامو هر کی ندونه من میدونم هادی کنارت نباشه حال و اوضات بده علی علی میگه دوس نداشتم توهم گی باشی و چشاش پرمیشه آخ که چقد این بغض اشناس دستاشو می بره سمت موهاش و یه آه بلندی می کشه مگه گی بودن بده اگه بده چرا خودت گی هسی _ااااهااا عرفان ببین رفتی سرجای قبلیت هادی بره دلیلی نیست براگی شدنت پاشو تموم کن هادی نمیره به مولا اینطوری اذیت کنی خودم میرم بی خبر هم میرم یجوری میرم هیچ وق پیدام نکنی گوربابای فرشاد توبرام مهمی خوشحالی تو برام مهمه عرفان خزونه با علی بهاره عرفان بی کسه با علی انگار یه دنیاس هه دوباره شروع کرد _من که می دونم از فرشاد دست نمی کشی الکی نباف آدم از کسی که دوس داره دست نمی کشه _عرفان احتمال این که تو این رابطه ها به لجن کشیده نشی تنها ده درصده احتمال این که فرشاد آدم خوبی ازاب دربیاد فقط به تو قانع باشه پنج درصده این که پس فردا تو این جامعه خراب شده به بدترین شکل تحقیرت نکنن بچه ای هنوز بفهم چی میگم ولوم صداش دوباره رفته بالا اینجور وقتا عرفان می ترسه کافیه برم یکم آب بخورم انگاری اینجور وقتا یه نقطه میزارم ته حرفاش ومیگم حرفای تو درسته تموم کن من تسلیم درسته فرشادو هنوز یه ماهه که میشناسم اما دست کشیدن از فرشاد حکم مرگ منو داره علی می گفت پسر خوبی نیست راستی از چه لحاظ خوب نیست با من که فقط دنبال سکس نیست منو دوس داره تنها ایرادش اینه تک پر نیست با خیلیاس اما نشد آدمی پیدا کنم که به دلم بشینه و فقط با یه نفر باشه پیدا نشد و از تنهایی مردم از تنهایی میمردم که چی بشه ولی من بد نمیشم من خراب نمیشم من به یه نفرم راضیم من تنوع طلب نمیشم زیاده خواه نمیشم راستی خدا خودت میفهمی حس بین ما همجنسگرا هارو لطفا دنیاتو خراب کنو ودوباره بساز بگو آدما کنار هر کی به آرامش رسیدن حقشون همونجاس هر کس این حقو از اونا بگیره عذاب شدیدی در انتظارشونه یاد فرشاد که می افتم دنیا برام رنگی میشه مثل رنگ چشماش یاد روزی افتادم که فرشاد گفت سکس گروهی دوس داری گفتم راضی میشی من جزتو با چن نفر دیگه سکس کنم گفت خودت بخای من مشکلی ندارم دوباره حالم بد شد کاش بعضی چیزا یاد آوری نشه راسته که هیچکس مثل علی رومن غیرتی نمیشه به فرشاد گفتم ولی من دوست دارم نذاری جز تو باادم دیگه ای باشم خندید گفت کوچولو باور کردی من شوهرتم دوباره خندید باشه من شوهرت نباش با کسه دیگه ای خانمم تو فکرم که اینارو مرور میکنم همون لحظه میخام یادش بشه فراموش اما وقتی یاد خنده هاش می افتم یاد قیافه جذاب و جدیش وقتی میبینم همه ارزوشونه باهاش رفیق بشن همه چی مانعم میشه هر لحظه بودنم با فرشاد مساویه با یه آه سوزناک علی چقد دردناکه این حس کاش تموم بشه همه این حسا کاش فندک بشم به این دنیا کاش دیگه عرفان نباشه من اسم فرشادو همجنسگرا نمیذارم چون فرشاد با دخترا هم هست اون دیگه بیش از حد تنوع طلبه اما وقتی بغلم می کنه و آرومم می کنه میگم گور بابای همه چی من باتو خوشم عشقم وقتی دوسه ساعت از روزشو با من میگذرونه میگم عرفان خوشحال باش حتما براش ارزش داری دیگه برام ناهار میخره برام شام میخره هرچی بخام میخره به درد دلای گذشتم گوش میده امیدوارم می کنه به زندگی اما بعضی وقتا میگم هنوز اولشه عرفان داغی نمی فهمی فرشاد میگه مفعولی مثل تو کم پیدا میشه کسی که میخاد عاشقی کنه درسته اره عشقم درسته میگه من با مفعولای زیادی بودم اما بعد یه هفته گفتن پول ندی همه چی تموم تو برا پول با من نیسی برا حس خودته درسته عرفان اره درسته داشتم فکر میکردم اگه فرشاد پولدار نبود من انقد عاشقش میشدم چه می دونم زندگی تلخ وسیاهه کی تو این دنیا از خط قرمز رد نشده که من نشم من بچه کار بودم اما الان اینجا پیش یه آدم پولدارو جذابم آدمی که میتونه منو به آرزوم که دخترشدنه برسونه چی از این بهتر اما علی ناراحته مگه وقتی علی با هادی میخابه من ناراحت نمیشم میشم دیگه دارم خودمو قانع میکنم دارم به خودم دروغ میگم نه من فقط با قلبم حرکت میکنم من منطق ندارم من با احساسم میرم جلو منطقی نذاشتن بمونه برامن وقتی به فرشاد میگم تو همجنسگرا نیسی میگه توهم نیسی فرشاد میگه وقتی دلت میخواد دختر باشی یعنی نیسی شایدم راس میگه موقع سکس با فرشاد همه چی تاریک میشه انگار چراغا خاموشن خجالت منم خاموشی میزنه به خودش زیاد براش لوس میشم باید کلی بوسم کنه تا براش ساک بزنم محکمتر بغلم می کنه باشه جوجه خودت خواستی به جای بوس لعنتی گاز میگیره اما خیلی آروم انگار اصلا گاز نیست انگار طعم اب دهنش روتنمه همین فقط بهم میگه تو سینه کوچیک منی سینه های تو هم یجور تنوع میشه برامن میگم فرشاد ۸۵خوردن چه حالی داره میگه سینه های کوچیک و صاف توروخوردن بیشتر حال میده هسته خرماتو هم خوردن که خودش یه دنیاس چشاتم که دریاس رنگین کمونم همینجاست که چشام برق میزنه ستاره های شبم پرواز میکنن اما علی ناراحته همونجا ست که میفهمم ستاره ها پرواز بلد نیستن این حس آرامش ۱۰۰درصد نداره نمیاره برامن همونجاست که بغض میکنم فرشادبا دستاش صورتمو تکون میده ای عشق احساساتی شیرین خودم تلخ نکن شبمو شب علی تلخه نوشته

Date: January 12, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.