طعم گس انتقام

0 views
0%

دوباره تو آیینه نگاهی به خودم انداختم صورت غرق در آرایشم و البته جذاب بینی عروسکی و لب های قلوه ای که با رژ صورتی بدجور تو چشم میزد موهای فرم که تا جای ممکن از زیرشال قرمزم بیرون زده بود چشمامو هم حسابی ارایش کرده بودم ولی حالت یخ زده ی نگاهم هیچ جوره عوض نمیشد من همینو میخواستم همین نگاه سرد و جذاب از خونه زدم بیرون و به زودی به سرخیابون رسیدم ماشین پیمان سرخیابون بود و خودش هم با یه لبخند منتظرم بود دلم ازترس ریخت نکنه بازم ازم پول میخواد نکنه دیوونه بازی دربیاره اما پیمان که نه امکان نداره اون اینجا باشه توهم زده بودم نه فقط برگشته بودم به یه خاطره ماشین پیمان سرخیابون بود و خودش هم با یه لبخند منتظرم بود شال آبی سرم بود چون پیمان از رنگ قرمزبدش میومد سوارشدم سلام خانومم میدونی چقده اینجا واستادم نگاهی بهم کرد و لحنش عوض شد البته اگه میدونستم قراره اینقد خوشگل شی بیشترم وایمیسادم گونه هام گل انداخت عاشق پیمان بودم چن ماهی میشد که باهم بودیم اولین پسریه ک وارد زندگیم شده و دوس دارم آخریش باشه ینی خودشم بهم قول ازدواج داده اینقد بهش وابسته شدم که فکر یه لحظه نبودنش دیوونم میکنه پیمان درحال رانندگی بود ولی اخماش تو هم بود پیمان چیزی شده انگارناراحتی لبخبندی تصنعی زد نه عزیزم بهم دروغ نگو بگو ازچی ناراحتی دیگه آخه نمیخام تو روهم ناراحت کنم نگران شدم اینجوری بیشتر ناراحت میشم بگو دیگه جون نیلو اخم مهربونی کرد جون خودتو قسم نخور باشه میگم راستش پدرم سرخونمون ازبانک وام گرفته بود ولی نتونس قسطاشو بده الانم میخان از بانک خونه رو مصادره کنن با بدختی ده تومن از این و اون قرض کردیم ولی هنوز 5 تومن کم داریم این ماشینم ک خودت میدونی مال من نیس مطمئن بودم طلاهام بیشتراز 5تومن می ارزه ب اعتراض های هرچند کمرنگ پیمان اهمیت ندادم و قرارشد من پولو بهش بدم و دادم پیمان بیشترازینا ارزش داشت هنوز سرخیابون ایستادم ولی ایندفه شال قرمز سرمه گوشیم زنگ میخوره رو صفحه نوشته علی28زعفرانیه باید اینجوری سیو میکردم تا یادم میموند جواب دادم بله سلام گلم خوبی ممنون تو چطوری مگه بدون تو میشه خوب بود جیگرم تو دلم گفتم زیادم مطمئن نباش ک با من خوب میشی اینقد لوسم نکن عزیزم مال خودمی دوس دارم لوست کنم قرار فردا رو ک یادت نرفته نه یادمه یکم من و من کرد راستش میخاستم بگم من زیاد حالم خوب نیس اگه میشه بیا خونم خب یه روز دیگه قرار میزاریم نه دیگه جون علی بیا باشه آدرسو اس کن تماس ک تموم شد نگاهی به سانتافه ی سفیدی انداختم ک جلو پام ترمز زد سلام خانوم درخدمت باشیم مردی حدود 30ساله با تیپ اسپرت و عینک دودی که رو موهاش بود در خدمت من بودن سخته مستانه خندید شما بیا قول میدم از پسش برمیام سوارشدم و حرکت کردیم آهنگ سامی بیگی تو پخش بود ستاره بارون کن و داغون کن و بیا حالمو دگرگون کن و برو دیوونه بازی کن و نازی کن و بیا باز دلو راضی کن و برو بقیه آهنگو از اینجا نمیشنیدم ازتوی ماشین پیمان ازتوی یه خاطره موهاتو افشون کن بیا باز دلو پریشون کن و برو شیدا شو و غوغا کن و بیا آتیش و برپا کن برو نمون اینجا برو نمون اینجا نمون اینجا برو نمون اینجا پیمان وای چی شد نیلو شرمنده باید اول یه سر بریم خونمون من یه چیزی جا گذاشتم چی رو کارت بیمه ی ماشینو باید امروز حتما برسونم به رفیقم باشه اشکال نداره میریم یه دقه برش دار دیگه میدونستم خونشون طرفای آزادیه ولی تاحالا نرفته بودم جلوی یه آپارتمان 5طبقه وایساد نمیای بالا نه عزیزم من همینجا میمونم زود بیا باشه گلم نیم ساعت گذشت ولی خبری از پیمان نشد حوصلم سر رفته بود ک خودش زنگ زد جواب دادم کجایی تو ببخشید عزیزم نمیدونم کجا گذاشتمش نیم ساعته دارم دنبالش میگردم ای بابا تو پاشو بیا بالا شاید یکم دیگه طول بکشه نه من همینجا هستم دیگه نه گلم درست نیس اونجا باشی یه وقت همسایه ها میبینن بیا اینجا هم اینو پیدا کنیم هم یه چیزی بخوریم بعدش میریم ولی یهو عصبانی شد ینی چی نیلو تو بهم اعتماد نداری داشتم بیشتراز چشمام پیمان تو موقعیتای مختلف خودشو بهم ثابت کرده بود نه این چ حرفیه باشه طبقه چندی سامی بیگی هنوز داشت میخوند این یه عشق موندگارنیس برو به این عشقا اعتبار نیس برو نه گناهه منه نه تقصیرتو این زمونه سازگارنیس برو نمون اینجا برو نمون اینجا نمون اینجا برو نمون اینجا خب خوشگل خانم اسمت چیه نیلوفر چه اسم قشنگی منم آرتان هستم خب کجا دوس داری بریم فرقی نمیکنه اهل مشروب هستی گاهی اوقات چن تا شیشه مشروب اصل از فرانسه برام رسیده مطمئنم تو عمرت نخوردی اگ موافق باشی بریم خونه چند پیک بزنیم راستش من مث این بچه جقله ها اهل بیرون و اینا نیستم هه ملت چه زرنگ شدن با یه شیشه مشروب میخواد کس بلند کنه ولی بهتر اجرای نقشه ی منو راحت تر کرد ببینم دوساعت دیگه هم از این زرنگ بازیا درمیاری آقا آرتان گفتم ک برام فرقی نداره کجا بریم برقی تو چشمای کثیفش درخشید باشه عزیزم اخ که چقد از این مردای شهوت پرست و ضعیف النفس بدم میاد این حیوونای ادم نما اونایی که عقل و احساسشون فقط تو شکمشون و یه وجب زیر شکمشونه مثل همین ارتان ابله حیف که نمیتونم همین الان با دستام خفش کنم یا اون چشمای کثیفشو از کاسه دربیارم ماشین وارد یه خونه ویلایی شد درخونه رو بازکردمنم بدون تعارف اول رفتم تو اولین چیزی که توجهمو جلب کرد عکس بزرگ عروسیش روی دیواربود پس علاوه برکثافت و هیز بودن خائن هم بود خوبه انگیزم واس اجرای نقشم بیشترشد خانومت کجاست نیاد یه وقت خیالت راحت رفته آنتالیا راحت باش عزیزم بشین من الان میام نگاهی ب چهره ی خندونش کردم ینی نمیدونس چی قراره سرش بیاد اینقد احمق بود نگاه سرد و قطبی و پراز نفرت منو نمی دید حس میکردم شعله های انتقام و اشمئزاز ازتو چشمام داره بیرون میزنه واسم عجیب بود که متوجه نمیشد شایدم پرده ی هوس جوری جلوی چشماشو گرفته بود که به هیچ چیز دیگه فکر نمیکرد با چندتا بطری و دوتا گیلاس برگشت منم شال و مانتومو درآورده بودم و یه تاپ مشکی چسبون و یه شلوارجین تنم بود نگاهش رو سینه هام ققل شد و لبخندی زد مشروبارو تو گیلاس خالی کرد با نازگفتم عزیزم مث اینکه خیلی هولی ها یادت رفت مزه بیاری و موهامو باحالت خاصی پشت گوشم انداختم وقتی همچین جیگری کنار آدم بشینه بایدم هول شد الان میارم گلم خوشبختانه آشپزخونه ب اون قسمت ازپذیرایی ک توش نشسته بودیم دید نداشت سریع دست ب کار شدم پودرسفیدرنگو ازکیفم درآوردم و خالی کردم تو گیلاسش حس لذت هم به همراش داشت خالی میشد لذت از انتقام انتقام از همه ی مردای دنیا ازهمه ی پسرای هیز و عوضی وکثافت و چشم چرون که زندگی دخترارو به لجن میکشن همه ی مردای خائن انتقام از جنس مخالف جنس برتر قدرت مطلق انتقام از اونایی که یه عمره دارن تو این مملکت یا حتی تو این دنیا حکمرانی میکنن انتقام از مرد آخ که چه لذتی داشت با نی پلاستیکی ک تو کیفم داشتم همش زدم تا صدای هم زدنش درنیاد گیلاس خودمو تو گلدون کنارم خالی کردم و یه ذرشو هم تهش گذاشتم چن دقیقه بعد با ماست و چیپس و مخلفات دیگه اومد منم گیلاسو چسبوندم به لبم ک مثلا ازش خوردم یکمش رو هم جلوش خوردم طعمش گس بود درست مثل طعم انتقام من اونم گیلاسشو یه نفس سرکشیدآهنگی رو توی پخش گذاشت و کنارم نشست بردی از یادم دادی بربادم با یادت شادم دل به تو دادم در دام افتادم ازغم آزادم دستشو انداخت دور شونم پاهاش جفت پاهام بود موهامو با دستاش نوازش کرد سرشو آورد جلو نه اینجا آپارتمان پیمان بود این پیمان بود که سرشو آورد جلو و لب هامو بوسید با اعتراض گفتم پیمان جون پیمان این چه کاریه خب عشقمی حق یه بوسه هم ندارم اینو گفت و دوباره لباشو تو لبام قفل کرد حس خجالت گناه و لذت چه لذتی بالاتر ازاینکه تو آغوش عشقت باشی و اون لباتو ببوسه و چه گناهی بالاترازاین دستش حرکت کرد سمت سینه هام ازتوی یقم رد شد داشت زیاده روی میکرد خودمو ازش جدا کردم پیمان یادت رفته قرار شد تا قبل ازدواج کاری نکنیم نترس گلم کاریت ندارم ولی چشماش سرخ شده بود انگارحرف منو نشنیده بود نگاهش خیره به اندامم بود و دستاش پیمان نکن عصبانی شد یعنی چی مگه تو منو دوس نداری دوس داشتن چ ربطی ب این داره خیلی ربط داره اگه دوستم داری باید خودتو دراختیارم بزاری پیمان معلوم هس چی میگی ببین نیلو من چن ماه باهات بودم ولی حتی بهت دستم نزدم فک کردی برام خیلی راحت بود ولی الان دیگه نمیتونم من الان میخوامت چه بهتر ک باهام راه بیای وگرن من کار خودمو میکنم میون هق هق گریه گفتم پس این چن ماهو تحمل کردی ک امروز جبران کنی آره نه این پیمان نبود اینی که داشت مث یه گرگ گرسنه بهم حمله میکرد اینی ک با خشونت منو بغل کرد و رو تخت دو نفره اتاق خواب انداخت و خودش اومد روم دوباره لب هاش ولی اینبار بدون حس لذت و باصورتی خیس از گریه مانتومو از تنم درآورد و تاپم رو تقریبا پاره کرد تقلاهام برای بیرون اومدن از زیرش بی فایده بود پیمان با اون قد و هیکل و من درست مثل یه جوجه خواستم جیغ بزنم که نصف صورتم سوخت یه سیلی از دستای سنگین پیمان جنده خانوم دخترخوبی باش بزار کارمو بکنم فهمیدی مجبورم نکن دهنتو ببندم سوتینمو درآورد و محکم سینه هامو تو دستای مردونش فشار داد آخم دراومد جووون بیشتر ناله کن عزیزم با صدات حشری میشم و شروع کرد به با ولع خوردن سینه هام دستش رفت سمت دکمه های شلوارم نه خدایااا بازهم تقلا کردم که نتیجش چندتا ضربه ی دیگه بود نمیدونی این چن وقت چقد به یادت جق زدم جیگر ولی الان دیگه میتونم همشو تلافی کنم شلوار و شرتمو باخشونت ازپام درآورد و نگاهش ب کسم افتاد اوففف این کس صورتی و دس نخورده رو جرررش میدم پیمان تروخدااا اینکارو باهام گریه امونم نمیداد تا بقیه حرفمو بزنم جووون بیشتر التماس کن عزیزم میخوام صدای ناله هاتو وقتی زیرمی بشنوم خانومم خودشم تیشرت و شلوارشو و بعدش هم شرتشو دراورد یه لحظه ترس از بی عفتی و بی آبروییم ازبین رفت فقط ازاین میترسیدم که اگه این کیر بره تو کسم زنده میمونم نگاه وحشت زدمو که دید خندید و گفت نترس خانومی جوری میکنمت که حال کنی حالا بیا بخورش وقتی دید همونجور وایسادم بازومو کشید و منو نشوند جلو پاش کیرشو اول به لبام مالید جوووون بازکن اون لبای نازتو و تا ته کیرشو تو دهنم فرو کرد حس خفگی داشتم تخماش میخورد به چونم و محکم تو دهنم تلمبه میزد بالاخره رضایت داد و منو پرت کرد رو تخت خودشم اومد روم و سرکیرشو گذاشت دم کسم دیگه جونی برام نمونده بود با اینحال اخرین تلاشمو کردم پیمان خواهش میکنم و جوابم فقط دردی بین پاهام بود و سوزش و گرمی خون کارش که باهام تموم رفت بیرون و منو تواتاق تنها گذاشت باحالتی گیج و مسخ شده لباسامو پوشیدم و اومدم تو هال پیمان رو مبل نشسته بود دیدی عزیزم اونقد سخت نبود که تو فکر میکردی دفعه های بعد بیشترحال میکنی چشمه ی اشکم خشک شده بود حتی نمیتونستم با نفرت بهش نگاه کنم از هرحسی تهی بودم خیلی پست فطرتی هیچوقت نمیبخشمت ودیگه هم نمیخام ببینمت پس بهتره بری تو اتاق با دوربین خداحافظی کنی با دهن باز بهش نگاه کردم اره من ازت فیلم گرفتم اگه بخای منو دوربزنی ابروتو میبرم فهمیدی از این بعد نه تنها به من بلکه به دوستامم هرموقع من خاستم باید سرویس بدی و ضمنا هرموقع خواستم بهم پول بدی پوزخندی زد و گفت نگران نباش با همین جندگی تو خیابونا میتونی کلی پول دربیاری دل به تو دادم فتادم به بند ای گل بر اشک خونینم بخند سوزم از سوز نگاهت هنوز چشم من باشد به راهت هنوز این دیگه کیه پیمان نه پیمان که این آرتانه هم قماش اون همجنس اون عوضی سرش تو گردنمه و دستش از زیر تاپم رد شده و روی سینه هام می لغزه جلوشو نمیگیرم بزا این دقایق آخر عمرشو با لذت سپری کنه چون مطمئنا اون دنیا حوری بهشتی درانتظارش نیس تاپمو درمیاره دستاش می لرزه سرشو بلند میکنه چشاش سرخه نمیدونم چرا سرم گیج میره عزیزم شاید زیاده روی کردی نه یه گیلاس بیشتر نخوردم نگاهی به گیلاس انداخت و اینبارمتوجه گردهای ریز سفیدی ک رو جداره گیلاس باقی مونده بودن شد با وحشت بهم نگاه کرد با پوزخندی که رو لبم بود همه چیزو فهمیدو بیشترازقبل رنگ پریده شد ولی دیگه دیر شده بود اونقدی جون نداشت که بتونه چشاشو باز نگهداره با لذت به این منظره نگاه میکردم مثل یه سلاخ بی رحم همونطوری که روزی به جسد پیمان نگاه میکردم آره پیمان رو کشتم چون برام یه کابوس شده بود چون نمیتونستم اونقد که میخاد بهش پول بدم چون نمیتونستم هرشب با این استرس بخابم ک فردا فیلممو پخش میکنه چون حالم ازش بهم میخورد آرتان رو کشتم چون اونم یه حیوونه مث پیمان و میخام از همه ی مردای عالم انتقام بگیرم صدای ویگن میمومد چه شد آن همه پیمان که از آن لب خندان بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن کی آیی به برم ای شمع سحرم در بزمم نفسی بنشین تاج سرم تا از جان گذرم دوباره نگاهی ب عکس عروسی ارتان کردم زنش باید خوشحال باشه ک از شراین مرد خائن راحت شده و ازاین بابت بهم مدیونه پس دینشو با برداشتن طلاهاش جبران میکنم هرچی پول و طلا تو خونه بود ب همراه سوییچ ماشین برداشتم و از خونه زدم بیرون گوشیم زنگ میخورد رو صفحه نوشته بود سعید32سعادت اباد یا شایدم قربانی بعدی با صدای پرعشوه ای جواب دادم سلام عزیزم پایان نوشته م شهناز

Date: June 22, 2022

Leave a Reply

Your email address will not be published.