عاقبت نکردن کون

0 بازدید
0%

این داستان مربوط به همجنسگرایان است تعداد هفت داستان گی و سی واندی کس بازی و دختر بازی رو توکاغذ نوشتم و تنها باید تایپ شود شماره یک وقتی انسان چیزی رو بخواد بدست بیاره یا از راه درست و سالم یا ناسالم بدست میاره شاید بعضی ها به من فش بدهند ولی شما که دوست دارید با جنس مخالف سکس کنید همه راه هارو میروید تا بهش برسید و من و امثال من نیز هرکدام به شیوه ای خاص خودمون اقدام مینماییم وقتی من برای بار اول تو بالکن مغازه با امین مشغول خوردن مشروب بودیم بعداز چند استکان که حسابی گرم و مست شده بود من ماجرای گی بودنم را بهش گفتم و حتی گفتم که دوست دارم باهات سکس کنم بعدظهر جمعه بود و با اینکه کمی من خودم هم احساس مستی میکردم امین دوتا استکان سرکشید و از فرط گرما و مستی پیراهن ها رو که درآورده بودیم و کف بالکن روفرش دراز کشیده بودیم وزیر سر امین بالش بود و من سیگارمیکشیدم و دلم میخواست جای دراز کشیدن الان میامد و باهم حال میکردیم و نزدیک شدم و سیگار رو تو سینی خاموش کردم و آرام دستمو روی کیرش که شلوار جین تن داشت گذاشتم و کیرشو مالیدم و نظرم آمد باید کیر خوبی داشته باشه دکمه شلوارشو باز کردم و شورت قرمزی که برآمدگی رو شورتش رو که باد کرده بود رو میخواستم زودتر ببینم و یک مرتبه امین نیم خیز شد و شلوارشو با شورتش کامل در آورد و دوباره دراز کشید همونطور که فکر میکردم بود کیرش دراز و حدودا کلفت نشون میداد تخم های آویزون هم زیر کیرش و روی کیرش کمی بیشتر پشم داشت بدنش زیاد مونداشت اما بدن من تمیز و بدون مو بود که منم شلوار و شورتمو درآوردم و میخواستم کیرشو بگیرم که برق ها رفت و آخ جان نسبتا تاریکی شد و من کیرشو گرفتم و سرشو با نوک زبونم لیس زدم که از شدت لذت دوباره نیم خیز شد وگفت آخ جون چیکار کردی بازم بکن وای چه حالی داشت ومن سرشو تو دهانم بردم و تا دلم میخواست محکم براش ساک زدم و چند دقیقه گذشت و من دیگه خسته شده بودم و از خوردنش میخواستم دست بردارم که با آخ وای جون که گفت آبش با فشار زیاد ریخت تو دهانم بعداز آمدن آبش گفت یکساعت بخوابیم بعد بریم چطوره و افتاد و چند دقیقه بعد صدای خروپف اون بلند شد من دلم میخواست پشه بکنه وقتی حس کردم اینکاره نیست تصمیم گرفتم خودم بکنمش ولی کیرمن هم کلفت بود وکاری با درازیش نداشتم و به پهلو یا بغل که خوابید من انگشتمو ژل روان کننده زدم و از سوراخش با انگشتم روشو مالیدم و آرام هربار کمی ژل میزدم که با صبر و سکوت دوانگشت دستمو یک بند و نیم تو کونش برده بودم و حسابی تا همون جا ژل بود و روی سوراخشو هم لیز شده بود کاندوم گذاشتم روی کیرم و ژل زیادی به آن مالیدم و تو حالت بغلی سر کیرموبا دستم روی سوراخ کونش گرفتم و آرام فشار آوردم و شاید خیلی برام سخت بود ولی وقتی سرشو تا کلاهکش تو کونش بردم عرق کردم و فشار رو بیشتر کردم جلو نمیرفت کمی عقب آوردم و زل رو روی کیرم ریختم کمی هم روفرش ریخت اهمیت ندادم فشار دادم رفت تا نصف تو بود و آرام جلو و عقب میکردم و قتی حس کردم که میخواد بچرخه روی شکم فکر کردم که بخواد دربره و من باهاش فوری چرخیدم و همین باعث شد فشار بیشتری وارد بشه و کیرم بیشترش توکونش بره که همین باعث شد دردش بگیره و از خواب بیدارشه من که تومستی اون و ادای اونو درمیاوردم و اونم ازدرد گاهی میلرزید و گاهی فش میداد زن و خواهر و مادرمنو فش میداد و من که خودمو روش قفل کرده بودم همچنان تلمبه میزدم و میکردمش عجیب بود من یک ربع نشده آبم میامد ولی از شانس اون با تنگی کونش که حسابی کیرمو دربر گرفته بود و ده دقیقه آخر دیگه فش نمیداد بلکه اولش آه و اوی که کم صدا بود وی دوسه بار نگه داشتم که عکس العمل آنرو ببینم که فهمیدم دوست داره کیرم توکونش رفت آمد کنه تا تکون نخوره تند تر که میزدم تلمبه هارو صدای اون بلند تر و میگفت بکن بکن جون بیشتر بکن واااااااااااااایی آخ بکن آآآآآآآآآآآآآآآآ و من تا نصف توش بود و تندتر از قبل میکردم که احساس کردم میخواد آبم بیاد و گذاشتم وقت آمدنش کاندوم که کمی هم کثیف شده بود رو از کیرم کشیدم بیرون و برای اینکه آب روی کونش نریزم برگشت و منم که نشونه کمرشو گرفته بودم تو یه اتاق تاریک یهو آبمو ریختم و فقط دوباره گفت کثافت عوضی مادر باورکنید من نفهمیدم که آبم سمت صورتش ریخت و من تاریکی بسختی کمرشو نشونه رفته بودم که خودش چرخیده بود خلاصه آبم خیلی آمد و بعد بامن دیگه حرف نزد و قهر کرد و هربار که منو میبینه سرشو پایین میگیره و رد میشه چند بار خواستم عذر خواهی کنم ولی نشده بود و میدونم داستان های این شهوانی رو میخونه و براش مینویسم برادر خودت نکردی الانم حرفی نیست هرطور میخواهی بگو من همان کار روبرات انجام بدهم فقط کونتو از کیرمن دریغ نکن که یک دل نه صد دل هوای کونتو کرده پـــــــــــــایـــــــان دوستانی که در قسمت پایین قصد دارند فش بگذارند بگویم من هم کس و هم کون بازی دارم و فش های شمما تنها باعث دلگرمی من میشه و افتخار هم میکنم که تعداد فش ها زیاد باشه با تشکر از همه بزرگواران و جناب ادمین نوشته سامان

Date: آگوست 8, 2018