عشق دختر خاله نفسم

0 views
0%

کسرا هستم 18 سالمه از اصفهان برای اینکه بیشتر خودمو معرفی کنم باید بگم خیلی علاقه دارم به ژانرهای گی و بلوجاب البته عاشق سکس با افراد تراجنس هستم از 14 یا 15 سالگی بود که یاد گرفتم سکس چیه اصن چون خیلی پاستوریزه بودم خاله اینام خیلی میومدن خونمون معمولن عصر ها خالم دو تا دختر داره که یکیشون الان 10 سالشه و اون بزرگتره که اسمش الیسا هست عشق من بوده از همون بچگیا که هم بازیم بودیم و خیلی دوستش دارم اونم دلداده ی منه یک سال از من کوچیکتره یعنی 17 سالشه اکثر اوقات اون قبلنا مادوتا میومدیم اتاقم و با کامپیوتر بازی می کردیم همون روزا بود که تازه فهمیده بودم چی به چیه یک روز هوس کردم یکم با خودم ور برم که بعد چند دقیقه خاله اینام اومدن منم حشری بودم اصن حال خودمو نمیفهمیدم دختر خالمو آوردم اتاقم و یکم با کامپیوتر بازی کردیم که من دیگه داشتم دیوونه میشدم شروع کردم نوازش کردن رون هاش یه دفعه جاخورد که داری چیکار می کنی من ازش خواستم فقط حرف نزنه و فقط ببینه ترس اینکه مامان و خالم نیان تو داشت می کشتم منم شروع کردن به نوازش موهاش رون هاشو و گردنش خیلی عمیق نبودم اون روزا دختر خالم هم زیاد بدش نشد و حال میکرد ولی فهمیدم بخاطر من آروم نشسته و هیچ کاری نمیکنه آدم زیاد حشری نبودم که همش این کارو بکنم تا سال بعدش فقط یکبار دیگه این کارو کردم باهاش البته این دو دفعه از رو لباس بودا بعد یکسال چون جفتمون یکم بزرگتر شده بودیمو سرمون بخاطر کلاسای متعدد مخصوصا توی تابستون شلوغ بود رفت و آمدمون لیمیت شد مثلن هفته ای حداکثر دوبار یا ما میرفتیم اونجا یا اونا اینجا تا اینکه یه روز بهم گفت کسرا گفتم بله شروع کرد به توضیح دادن چیزایی که بچه ها تو مدرسه گفته بودن در مورده سکس و اونم خب فهمیده بود و اومد به من گفت من دوست نداشتم اون یاد بگیره این چیزا رو ولی متاسفانه دیگه کار خراب شده بود یکم سوال پرسید و منم جوابشو با اکراه دادم در این حین این معامله لعنتیمون شروع کرد بلند شه و قد کشید و از بدبختیم دید و شروع کرد بخنده منم مونده که چیکار کنم پرسید در موردش منم گفتم براش گفت چجوریه میخوام لمسش کنم و ببینمش من گفتم نه یه دفعه دستشو گذاشت روش منم دیگه هیچکار نکردم از خدام بود یکم دست زد گفت میخوام ببینم منم سرشو کشیدم بیرون و دید چه تعجبی کرده بود خلاصه تموم شد تا عید 94 خونه پدربزرگم بودیم ما رفته بودیم بالا تا مهمون اومد همه رفتن طبقه پایین دمش گرم چه مهمون نازی بود 3 یا 4 ساعت نشست و منو الیسا هم بالا داشتیم هرکدوممون هی دی بازی میکردیم که یهو سرمو آوردم بالا دیدم دراز کشیده داره با گوشیش کار میکنه واااااااااااای چه صحنه ای بود باسنش اونقدر جذاب بود که منو دیوونه که برجسته و تپل صداش زدم الیسا چرا اینجور نشستی گفت دلم میخواد به تو چ با خنده منو بگو میخواسم بلند شم برم که دلم نیومد تنهاش بذارم رفتم کارشو منم دراز کشیدم بغلش بازوم مماس بود با بازوش خیلی حشری شده بودم که همونجوری که پیشش بودم رفتم یه فیلم گذاشتم تا صدای فیلم در اومد توجهش به موبایله من جلب شد و شروع کرد اونم ببینه بعد چند دقیقه که مطمئن بودم اونم شهوتی شده دسمو گذاشتم رو باسنشو شروع کردم بمالمش هیچی نگفت موبایلمو دادم دسش رفتم روش خوابیدمو شروع کردم رو شلواری بکنمش اونم که بدش نیومده بود یکم زبونمو مالیدم به گردنش گوششو انگشتای پاشم خوردم دیگه نتونسم تحمل کنم اونوریش کردمو لباسشو دادم بالا سینه هاشو مالیدم کوچیک بود اما من اینو اون موقع حس نمیکردم تا اینکه دسشو کرد توی شرتمو کیرمو گرفت شروع کرد بماله داشت سفت میمالید عین جق منم داشتم به گا میرفتم چون خشک بود به زور کردمش توی دهنش یکم خوردش برامو دارکوبی ساک زد منم مجهز نبودم که آبم داشت میومد کشیدمش از دهنش بیرونو ریختم تو دستمال رفتم سراغه کونش خیلی ناز بود مو نداشت زبونمو کردم توی کونش و بعد کلی مکافات و دردسر یکم سراخ کونش باز شد منم تف زدم به کیرمو کردم توش آخ و واخش راه افتاد اما نه در حدی که پایینیا بشنون بعد 7 یا 8 بار جلو عقب کردن دیدم خیلی داره درد میکشه دلم سوخت کشیدمش بیرونو با یه لب کارو تموم کردم تا تابستون که خونمون توی یه کوچس با بچه ها تو کوچه بودیم دیدم خالم اینا رفتن بیرون بدون الیسا سریع خدافظی کردم از دوستام اومدم دم خونه زنگ زدم الیسا درو باز کرد رفتم تو تا وارد هال شدم اومد و سلام کرد منم بغلش کردم شروع کردم به لب گرفتن ازش و بردمش تو اتاقش انداختمش رو تختش ایندفه خیلی حشری شده بود واقعا فکر کردم دارم با التا سکس می کنم شلوارشو پیرهنشو همونجور که خوابیده بود درآوردم و ابته شرت و سوتینشو و شروع کردم به زبون کشیدن به بدنش از پا ش بگیر تا گردن و کس و کونش کمرشو لیس میزدم بعد دوزانو نشست و کیرمو آوردم جلوش شروع کرد ساک بزنه برام آبم داشت میومد میخواستم بکشم بیرون نذاشت و آبو ریختم تو دهنشو خورد تا کیرم بازسازی میشد رفتم سراغ ممه هاش و حسابی باهاش بازی کردمو خوردمشون کیرمو گذاشتم لای سینهه هاش و یکم مالیدمشو اون سینه هاشو چسبونده بود بهم منم میکردم لاش رفت وازلین آوردو مالید به کیرم منم با دردسر زیاد یکم سوراخشو باز کردم و شروع کردم بکنم خیلی درد داشت و منمو آروم آروم اینکارو میکردم تا حدود 5 دقیقه که کیرم یکم راحت تر میرفت توش که شروع کرد تلمبه بزنم ولی بیچاره نتونست بیش از 5 دقیه تحمل کنه خودمم داشتم میوفتادم دیگه در حین کردن کونش دوبار آبم اومد دیگه کشیدم بیرونو آبمو ریختم روی سینه هاشو بعد خودم لیس زدمشون و خوردمشون ماجرا تموم شد و هروقت دوست داشته باشه پیام میده یا اون میاد پیشم یا من میرم اونجا و حال میکنیم باهم ولی خوبه که میدونم آخرش مال خودمه این الیسای نازم الان هم میدونم این متنو میخونی دوست دارم نفسم مرسی که خوندینش راسش خاطره ها کمی آدمو از حال میبره و به همین خاطر نتونستم فاکتور بگیرم هیچ قسمتیشو سپاسگذارم اگه کاری داشتین یوقت در خدمتم پیام بدین بای نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.