فهمیدم که پرده نداشت

0 بازدید
0%

سلام اسمم حامد ۲۶ مشهد زندگی میکنم یه دوس دختر داشتم چند سال پیش به اسم لیلا منو لیلا ۴ سال با هم دوس بودیم و بعد از یک سال سکسمون شروع شد اون موقه لیلا ۱۹ سالش بود من ۲۱ که چندتا سکس از عقب باهاش داشتم خونشون شاندیز بود ولی وقتی میرفتم پیشش خونه مادر بزرگش که تو یکی از روستاهای اطراف شاندیز بود قرار میزاشتیم خونه دو طبقه بود طبقه پایین که از طرف حیاط همکف میشد و از طرف کوچه زیر زمین میشد روستا سراشیبی بود یعنی تو دامنه کوه بود و چون پدربزرگش پیر بود نمیومد بالا و لیلا به خانوادش میگفت که میره پیش مادر بزرگش ولی میومد طبقه بالا منم از مشهد میرفتم شیروان و از شیروان دربست میگرفتم میرفتم روستاشون خونه مادر بزرگه و یکم دورتر پیاده میشدم که کسی نبینه و بعد از کلی سرک کشیدن یواش یواش میرفتم طرف خونه و میدیدم همه چی امنو امانه تک زنگ میزدم و اونم درو باز میکرد و با اشاره منو تعارف میکرد که برم تو چون خیلی رفته بودم حسابی وارد بودم بدون سلام کفشامو درمیاوردم یواش راه میرفتم و کفشامو میبردم داخل خونه و بعد از اینکه یواش درو میبست تازه سلام و احوال پرسی و روبوسی و بغل میکردیم همو راستی از اندامش بگم قد تقریبا ۱۶۵ وزن تو مدتی که باهم بودیم از ۵۵ تا ۶۰ کمو زیاد میشد سینه ۷۵ باسنش هی بدک نبود بدن خیلی سفیدی داشت و صورت خیلی زیبا نه ولی خوب بود در کل ارزش این همه راه رو داشت و اینو بگم بشدت شهوتی بود تا وارد خونه میشدم میچسبید بهم من این داستانو از زمانی میگم که قبلش نزدیک چند ماه اینو از کون میکردم و این بار هم مثل دفعه های پیش بعد از کلی بغلو بوس و لب و ابراز دلتنگی نشستیم کنار هم بعد از یکم صحبت قربون صدقه هم لب گرفتنا شروع شد بعد از حدود ده دقیقه لب گرفتن رفتم سراغ سینه های بزرگش ک مثل برف سفید بودن و حسابی خوردم و لیسیدم و انوم همش قربون صدقم میرفت و با موهام بازی میکرد و منم همونجور که میخوردم با سینه ی دیگش و بدنش بازی و ناز میکردم از اونجای که شهوت لیلا بالا بود تحملشو نداشت و سریع شلوارو مو در آورد و شورتمو منم کمکش کردم مث دیونه ها کیرمو میخورد خبلی وارد شده بو وقتی کیرمو میخورد بزور رو پاهام وامیستادم چون سکس زیاد داشتیم نقطه ضعفامو میدونست و هر کاری میکرد تا دیونم کنه و موفق هم میشد دیگ تحمل نداشتم خوتبیدم رو زمین و لیلا کنارم نشست بتز شروع کرد به خوردن یه جور میخورد که جونم درمیومد و منم کم کم لباساشو در آوردم با کمک خودش هم زمان ساک زدنش دستمو میبردم تو شورتش و یا کوس کونش بازی میکردم و بعد از کلی خوردن ازش خواستم که باز از کون بکنمش اونم قبول کرد و مثل همیشه رفت کرمی که خودم براش خریده بودمو آورد و کیرمو کاملا با کرم سفید کرد و خودشو قمبل کرد که دم سوراخ کونشو کرم بزنم این بگم که با این که خیلی کردمش ولی کونش خیلی تنگ بود لامصب اصلا گشاد نمیشد هر دفعه به این وعده که کم کم کونت گشاد میشه و عادت میکنی و بجای درد لذت میبری فریبش میدادم و با وجود اینکه میدونست درد وحشتناکی داره ولی چون خیلی عاشقم بود البته فکر میکرد که عاشقه بعد اینکه ازدواج کرد باهام بدتر از یه غریبه رفتار میکرد بگزیم به زور کیرمو میکردم تو سوراخش در حالی که قنبل کرده وقتی کیرم میرفت تو دراز میکشید که شاید دردش کمتر بشه و بعد از چندثانیه مکس عقب جلو میکردم و این کارو تا نیم ساعت تکرار میکردم بعضی وقتا بهریه ساعتم میرسید چون شیره میکشیدم واسه کمر سفت کنی ولی به شما پیشنهاد میکنم این کارو نکنین روس مخربیه بگزریم این بگم که خیلی خیلی لذت داشت وقتی از کون میکردمش با قر میزد و شدت درد اهو ناله میکرد باور کنین بعضی وقتا سرشو میزد به دیوار و اینکاراش بیشتر تحریکم میکرد بعد از اینکه ارضا شدم تو کونش ریختم و رفت دستشوی و اومد بغلم دراز کشید و خوابیدیم یادم نمیره صبح که از خواب بیدار شدم قشنگترین روز زندگیم تا الان بوده دبدم داره کیرمو میخوره خیلی لذت بخشه که از خواب بیدار شی همچی صحنه ی ببینی و بعد از کلی ساک زدن بلند شد رفت برام صبحانه آورد و مثل همیشه شروع کردیم به سر به سر هم گذاشتن و گفتنو خندیدم و دردکی یه قرص خوردم که باز کمرم سفت بشه و بعد از بکی دو ساعت لاس زدن باز لب گرفتنا شرو شد بعد ار کلی لب گرفتن چون زیاد تمایلی به کردن نداشتم شروع کردم به کسش ببازی کردن ودیدم که اونم شهوتی آنچنانی نشد همینجوری کسخول بازی با کسش ور میرفتم به قول خودش ماینه میکردم انقد ایین کارو ادامه دادم که باز شهوتش زد بالا انگشاتمو میکرد تو کسش من احمقم از ترس این که پردش پاره نشه نمیزاشتم ولی با اصرار زیادی که کرد انگشتمو یکم کردم تو کسش و باهاش بازی میکردم چند دقیقه ی گذشت که از قفلتم استغاده کرد یهو دستموذبه طرف بدنش فشار دار و دو انگاشتام کامل رفت تو کسش اولش یخ لحضه اعصبانی شدم بعد با تعجب دیدم که هیچ اتفاقی نیفتاد انگشتامو فشار دادم دیدم آره خونی چبزی نمیاد چون کم کم شهوتم میرفت بالا و کنجکاویم شلوارمو و شورتمو در آوردم و کیرمو با آب دهن خیس کردم و یواش یواش کردم تو کیسش انقد شهوتب شده بودک که دیگه ترسی نداشتم که پردش پاره بشه یعنی دیگه مهم نبود خلاصه هر چی کیرمو میکردم تو کسش بیشتر تعجب میکردم تا اینکه مطمعن شدم پرده نداره انگار دنیارو بهم دادن ازش پرسیدم چرا اینجوریه گف نمیدونم و دیگه شروع به کردنش کردم واقعا تا اون موقه معنی کس تنگو نمیدونستم مثل دیونت ها میکردمش ادو نفریمون مثل مار بهم میپیچیدیم از شدت شهوت اولین سکس بود که دو نفر لذت میبردیم همش التماسم میکرد که نندتر بکنمش همش میگفت حامد خیلی دوست دارم عاشقتم که داری کسمو میکنی حامد دیونتم حامد خیلی لذت داره دارم کیف میکنم دهنش خشک میشد میگفت زبونت بیار جلوذاب دهنتو بخورمذللاش بهم چسبیده بود انقدذکردمش که سه بار ارضاع شد بهم نمیگفت ولی خودم از حرکاتش میغهمیدم اون روز بهترین سکسی بود که باهم داشنیم و همش ازم تشکر میکرد و قربونم میرفتم منم همینطور خیلی لذت بردیم تو اون روز چند بار کردمش خخخ یه بار گفت چقد جلو خوبه دیگه نمیخواد دو ساعت کرم بزنم و درد بکشم با یه اشاره کیرت میره توش کلی خندیدیم موقه که خواستم بیام تزش پرسیدم یه بار گفت از رو تخت افتادم یه بار گفت نمیدونم خودم تعجم کردم چرا خون نیومد یه بار گفت چند وقت پیش که با هم تلفنی سکسی صحبت میکردیم خود ارضایی کردم و دیدم میسوزه رفتم دسشویی دیدم خونیه خلاصه با سوالخای بیشترم دروغای که میشنیدم بیشتر میشد برای همین ادامه ندادم و برگشتم مشهد از شدت خستگی کل مسیرودخواب بودم و تا سه سال این شده بود کارم که هر چند وقت میرفتم میکردمش و میومدم بعضی وقتا فکر میکردم با این کیر بزرگ و کلفتم انقد اینو میکنم چطوری میخواد شوهر کنه ولی خوشبختانه تو سال ۹۴ با اصرار من به یکی از خواستگاراش جواب مثبت داد قبلا بهش گفته بودم سر شوهره فیلک دربیار ولی شوهره پیش دستی کرده لیلا تو خواب از جلو کرده بود مبگفت از خواب بیدار شدم دیدم شلوارم تا سر زانوهامه و علی اسم شوهرشه سرشو محکم میزنه له دیوار بعد میخواستن طلاق بگیرن که بزرگای فامیل ریش گرو گذاشتم و علی که فریب حرفای لیلا رو خورده بود آخه بهش گفته بود بحساب تصادف کردم مردم با لیلا زندگیشو ادامه داد و خوشیختانه زندگی خوبی دارن علی کاسبه تو شاندیزچون شاندیز شهر کوچکیه نمیتونم کارشو بگم ولی کل ماجرا یه طرف اینکه لیلا نفرینم میکرد که تو پردمو ورداشتی یه طرف ببخشید بچه ها حاشیه زیاد داشت و طولانی شد فقط اینو بگم که خاطره بود نه داستان اگه خوشتون بیاد از دفعه اولی که رفتم یا یه دفه که دختر خالش هم بود و تو یه اتاق سه نفری خوابیدیم با چند دفه خواهر کوچیکش زهرا هم بود چار سال خاطره دارم باهاش فقط اسم شهر ها رو درست نگفتم که دردسر نشه نوشته

Date: February 23, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.