لاپایی با دختر عمم

0 views
0%

سلام من آراد هستم بچه اصفهان از بچگی ام عاشق فامیلای بابام بود چون خیلی با کلاس و همشون خوشکل و خوش هیکل بودن من الان 19 سالمه و یه دختر عمه دارم که 5 ماه از من بزرگ تره قدش حدود 180 هیکلش رو فرمه خیییییلی چهرش نازه و همیشه هم با آرایشه جالب اینجاس که اهله نماز و روزه هست حتی یکی از نماز هاش هم تا الان قضا نشده از بچگیم دوس داشتم باهاش ازدواج کنم چون خیلی بام جور بود و کلا باهم بزرگ شدیم رابطه خوانوادگی هم زیاد داشتیم یه روز واسه مهمونی دعوت شدیم خونشون خلاصه رفتیم اونجا واسه ناهار همه دوره هم بودیم که شوهر عمم گفت بریم همگی سینما خلاصه برنامه چیدن واسه ساعت 8 شب که برن سینما من گفتم با دوستم وعده دارم نمیتونم بیام واقعا هم راست میگفتم با دوستم قرار داشتم سارا هم گفت فردا امتحان دارم باید بشینم خونه بخونم خلاصه ساعت 8 شد همه رفتن بیرون منم تو راه بودم داشتم میرفتم پیش دوستم که به سرم زد شانسمو امتحان کنم که باش تو خونه تنها باشیم از بابته سکس که 1000 درصد مطمئن بودم نمیشه چون اهله نماز بود با خودم گفتم در حده لبم که باشه خیلی خوبه لب گرفتن از سارا شاید از سکس با خیلیا هم بهتر باشه من به لبم راضی بودم برگشتم خونه همم آیفون را زدم سارا ایفونا برداشت گفت چیزیتا جا گذاشتی گفتم نه درا باز کن رفتم بالا خلاصه گفتم قرارم کنسل شد نشستیم باهم حرف میزدیم یکمم باهم رو در بایستی داشتیم تنها بودیم سره حرفا باز کردم بش گفتم از دلم یکیا میخواد همیشه باش راحت باشم و دخترا الان اکثرا همینجورن اونم در دلش باز شد و شروع کرد از دوستاش برام بگه میگفت که اونا با دوس پسراشون چیکارا که نکردن تا دیدم اینا گفت بهش گفتم خب اشکالی نداره شاید همو دوس داشتن از نظره تو اشکال داره گفت نه اگه در حد کم باشه نه همینجور داشت از دوستاش و کاراشون میگفت که بش گفتم دوست داری امتحان کنی ببینی دوستات چی میگن برات گفت وقتی شوهر کردم بش گفتم کاره لذت بخشیه میای یکم باهم راحت باشیم جاخورد اصلا باورش نمیشد من بش گفتم راحت باشیم گفت واسه چی راحت باشیم گفتم هم من دفه اولمه هم تو ببینیم لذتش چجوریه ولی در حده خیلی کم قبول نمیکرد واقعا سفت بود همینجور که اصرار میکردم دستمو انداختم دوره گردنش دیدم هیچی نگفت چراغا همش خاموش بود وقتی دستمو انداختم دوره گردنش جفتمون ساکت شدیم دیگه 2 دیقه فقط دستم دوره گردنش بود نمیدونستم چکار کنم شروع کردم به مالیدن شونه هاش صدا تند نفس کشیدنش به گوشم میخورد خیییییلی آروم دستمو بردم از روی لباس اروم گذاشتم رو سینه هاش ولی نمالیدم میخواستم ببینم چیکار میکنه دیدم چیزی نگفت شروع کردم به مالیدن سینه هاش سینه هاش بین 75 تا 80 هست پوستشم سفیده سینه هاشم سفته یکم میلیدن سینه هاشو و فقط بوسش میکردم نگاه کردم تو چشماش دیدم چشماشو بسته منم از فرصت استفاده کردم دستمو بردم زیره لباسش از شکم شروع کردم میلیدم اومدم رو سینه هاش سوتینشو دراوردم از زیر تاپ حدود 15 دیقه سینه هاشو 2 دستی میمالیدم نمیشد از سینه هاش گذشت خیلی خوب بود دراز کش خوابوندمش بلوزشا دادم بالا شروع کردم سینه هاشو خوردن تند تفس میزد دستشو گرفتم گذاشتم رو کیرم اون هیچ کاری نمیکرد شلوارمو سریع دراوردم دستشو گذاشتم رو کیرم فقط میمالید بهش گفتم یکم تف بزن تف زد به کیرم همیونجور که خوابیده بود کیرما گذاشتم بین سینه هاش بالا پاین میکردم بعد بلندش کردم ایستادیم جفتمون بغلش کردم بش میگفتم دوستت دارم و ازین حرفا دستمو کردم از پشت تو شلوارش ولی تنگ بود شلوارش نمیشد بمالم آروم شلوارشو کشیدم پایین کسش خیس بود یکم شرتشم در اوردم خوابیدیم رو تخت بش گفتم میخوای لذت ببری گفت آره ولی زود تموم کن پاهاشو باز کردم خیلی آروم چوچولشو میلیسیدم اونم اروم جیغ میزد آه آه میکرد بعد از پشت خابوندمش روناش هم تپل بود از پشت گذاشتم لا پاش و خیلی اروم میمالیدم لا پاش کیرم از جلو که میمالید وسط کسش شهوتی میشد 5 دیقه لا پایی رفتیم بعد رو در رو خوابیدیم بغلش کرد همینجور که از جلو کیرما میمالیدم به کسش سینه هاشو میخوردم و لب میگرفتم از پشت هم کونشا میمالیدم بعد از چند مین داشت ابم میومد پاشدم اینقد مالیدم بین سینه هاش تا ابم اومد ریختم وسط سینه هاش چند یقه هم همونجور رو تخت تو بغلم بود میمالیدمش بعد آروم پاشدیم لباسامونا پوشیدیم بهش گفتم دیدی خوبه بهم گفت خوب بود ولی دفه اول و آخرم بود دیگه هم سمت این کار نمیرم خلاصه نزدیکه 2 ساعت سکسمون طول کشید بهترین شبم بود ببخشید طولانی شد نوشته

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.