لز عالی با دوستای عالی

0 views
0%

سلام حالتون امیدوام خوب باشه من نگار هستم 17 سال سن دارم از 14 سالگی جز لزبین ها حساب میشم من ی دختر با قد 173وزنم 62 بور هستم پوست سفید لاغر کمر باریک سینم 70 سر بالا و نوک صورتی و کون قمبلی دارم و بیشتر این مورد ها بخاطر 2 رگه بودم هستش که از ی مادر کانادایی و ی پدر ایرانی من تو 4 سالگی بچه طلاق شدم و از همون 4 سالگیم خوشگلیم تو صورتم جا افتاد البته خود تعریفی نیست ب جان مادرم ولی اینجوری که از بقیه شنیدم دارم میگم از خانواده پدریم بدم میاد برای این که کلا من تو اون سن اصلا چیزی حالیم نبود پسر عموهام که ب سن بلوغ رسیده بودن زیاد دست مالی میکردن منم نمیفهمیدم فکر میکردم ی نوازش از علاقس و برای همین برام مهم نبود که بعدا سر ی قضیه ایی ک خودم یادم نمیاد بابام منو انداخت زیر مشت لگد و وقتی مادرم متوجه شد شکایت کرد و سرپرستیو از پدرم ب مادرم دادن و من تو 6 سالگی وارد اتاوا کنادا شدم تو سن 7 سالگی بودم که رفتم مدرسه و اونجا دوستای زیادی پیدا کردم و حتی پسرای فوقالعاده خوشگل و زیبا ک واقعا ب عنوان ی دختر باید بگم آدم هوس میکرد باهاشون سکس کنه با اون سنشون گذشت و گذشت من به اتاوا و خارج عادت کرده بودم و برام لذت بخش بود آزاد بودن شاید فکر کنید که چرا من تو 14 سالگی لز شدم من تا حالا سکس نداشتم ولی تجاوز داشتم از طرف 4 تا پسر 20 و خورده ایی سال که منو تو راه مدرسه دزدیدن و تو ی جاییی منو قایم کرده بودن ی روز یکیشون که واقعا تابلو بود مست مست ودکا و ویسکی هستش منو دستمالی میکرد و منم اون سالا دیگه فهمیده بودم حس شهوتو چون با دوس پسرم زیاد لب گیری میکردیم و میخوابیدیم ولی سکسی در کار نبود دستاشو وقتی گذاشت رو سینه هام ک اونموقع کوچیک بودن فقط 13 سال داشتم یچیزی حس کردم تو بدنم داره جوش میاد گردنمو گلوو کمرمو جاهایی بودن که من واقعا حساس هستم روشون گفت که اگر بهش ی حال اساسی بدم قول میده که هیچ آسیبی تا وقتی منو ب مادرم برسونن نمیزنه من قبول نمیکردم خوشم نمیومد از سکس با مشت زد تو سینم که واقعا اشک تو چشمم جمع شد بغز خرکی کرده بودم و میخواستم جیغ بزنمو گریه کنم ولی ی جیغ زدم دهنمو گرفت گفت خفه شو میخوای بقیه رفیقامو خبر کنی بازم کتکم زد جلوش زانو زدم موهامو گرفته بود و ب شدت صورتمو رو کیرش از رو شلوار فشار میداد ولی دیدم دوستاشم اومدن یادم نمیاد چ بهم گفتن که اوناهم اومدن سراغ من خلاصه بدترین روز زندگیم بود درضمن من پردم حلقویه و منو تا جایی که میتونستن کردن و من بین ی دردی که دارم تحقیر میشم و ی لذت سکس که 2 تا کیر تو من بود مونده بودم هم داشتم گریه میکردم و هم داشتم لذتشو میبردم و هر لحظه خدارو قسم میخورم ک آرزو مرگ میکردم بعد از ی مدت که دیگه دیدن دارم از حال میرم گفتم نمیشه اینجوری من که از بچگی تنها بودمو بدبختی کشیدم الانم دارم تحقیر میشم تصمیم گرفتم یجوری خودمو بکشم ولی نمیشد دستام بسته بود چیز تیزی هم نبود که بتونم این کارو بکنم پس تصمیم گرفتم همونجوری بمونم تا بلکه خودشون منو بکشن انقدر بهم تجاوز شد انقدر کتکم زدن ک باور کنید هنوزم جاهایی که گوشت اضافه اورده بدنم هست من بدها پیدا شدم با کلی زخم ی ماه بیمارستان بستری بودم بعدش نرفتم مدرسه و واقعا استرس داشتم و نگران بودم و از خودم بدم میومد ب همه شک داشتم حتی ب دوس پسرم و از همه پسرا بدم میومد و بدم میاد 1 سال و نیم بود تحت معالجه روانپزشک بودم و تو خونه معلم خصوصی میوردم اونم زن ن مرد گذشت گذشت شد 14 سالم دوباره رفتم مدرسه ولی تو ی جای دیگ سر کلاس نشسته بودم و امتحان داشتیم بعد از این که امتحانو دادیم سر کلاس ب ما وقت استراحت دادن چون زیادم خونده بودیم دیدم 2 تا از دوستام که اونسال خیلی باهاشون صمیمی بودن زیاد دارن تو هم میپیچن من گفتم خب شاید دلشون درد میکنه یا هر چیزی ولی از زیر میز نگاه کردم دیدم دارن مجله پورن نگاه میکنن اینم بگم اونجا مجله های پورن استار بیشتر از ساشا گری و توری بلک گذاشته میشه و نمیدونم چرا ایرانی ها ب الکسیس تگزاس علاقه دارن بعد از چند دقیقه رفتن بیرون فهمیدم که میرن برای انگولک کردن هم رفتم دیدم تو دستشویی سالن هستن انگار ن انگار که اینجا مدرسس هر لحظه ممکنه یکی بیاد گفتم دارید چ گوهی میخورید دهنمو گرفتن گفتم خفه شو نگار لومون نده تورو مسیح اینم بگم که من دینم مسیحیت هست دین مادریمو انتخاب کردم با سر تکون دادم که اوکی باشه هم زمان که گرفت بود دهنمو سینش میخورد ب سینم از رو لباس چسبونمون من هم داشتم دوباره داغ میشدم که لبامو گاز گرفتم و یکی از دوستام ب اسم کَسی گفتش جوووووون ببین دوستمون حشری شده بیا اینجا اون یکی دوستم اسمش سونیا بود دستشو از زید دامن گذاشت رو کسم دنیام بهشت شد چون ی دست نرم و کوچیک داشت با کسم بازی میکرد تو بهشت بودم از اونطرف لب هایی ک میذاشتن رو لبام گفتم نه دیگ بسه توروخدا الان ممکنه لو بریم اونا هم حس کرده بودن سریع خودشون جمعو جور کردن رژه لبمون پخش شده بود رو صورتمون تمیزکردیم و ی آرایش جدید کردیم و رفتیم سر کلاس اون روز تموم شد من تو شب فقط با خودم ور رفتم و حدود 4 بار خود ارضایی کردم که هیچوقتم خسته نمیشدم هر جوری بود گفتم که منو کَسی و سونیا باید لزمون انجام بدیم منم بلد نبودم چون بهم فقط تجاوز شده بود چیز خواسی بلد نبودم من بهشون فردا روز یکشنبه بود که دقیقا یادمه گفتم بچه ها اونروز خیلی حال داد جون من ی روز کامل بیاید باهم باشیم گفتم اوکی حتما فقط کجا ما ک خونمون میشناسی برادرام همش ول هستن تو اتاقم کَسی هم گفت منم نمیتونم پدرمادرم انقدر دعوا میکنن که نمیشه اصلا من گفتم خونه ما هفته بعد هفته بعدش امتحان های نیم فصل اولمون بود و ی هفته استراحت داشتیم تا ی هفته ندیدمشون مادرم قرار بود بره پیش خالم چون مریض بود من موندمو ی خونه خالی و مکانی که قرار بود 3 روز باشه رفتم بدنمو شیو کردم همجوره تمیزش کردم موهامو لخت کامل کردم و آماده شدم برای ی لز عالی با دوستای عالی وقتی اومدن در زدن وقتی درو باز کردم کَسی افتاد روم و از همون اول لبا گیرمون شروع شد سونیا گفت دیوثای حشری آروم تر درو بست کسی منو گذاشته بود رو کاناپه خودنمون با وله لبامو میخورد و لیس میزد میگفت نگار میدونستی با این که ی دختر 2 رگه هستی ولی خیلی لبات خوردنین گفتم ی جوری حرف میزنی انگار من بهترین پورن استار اینجام سونیا هم ب ما اضافه شد نوبتی لب میگرفتیم زبون همو میخوریدم یکم سونیا خشن بود وقتی لباسامو در اوردم هر دو تا افتادم روم دستشون گذاشتن رو شکمم و سونیا گلمو فشار میداد لب میگرفت کسی هم بدنمو میبوسید زیر بغلمو پاهامو همه جامو داشت میخورد شلوارمو با شورتمو کشیدن پایین ولی با لطافت بهتره بگیم مال همو کشیدیم پایین من مال کَسی که واقعا کس خوشگلی داشت که همونا که آرزو همه دختراس اومد ب مدل 69 روم خوابید هم کسشو خوردم و هم داشتم کونشو میخوردم داغ دغ بودم هیچی نمیفهمیدم سونیا هم از اونطرف داشت کونمو میخورد تو بهشت بودم دیگ هیچی نمیخواستم جز این که آبم بیاد سونیا خیلی دوست داشت که از کون جر بخوره پرده نداشت چون با دوس پسرش ک یجورایی نشون هم میشن سکس داشته ولی من از کس کاری نکردم جز لیسیدن با کسی انشگتش میکردیم و اون فقط میگفت جر بده این کونمو من 4 تا انگشت کردم توش کسی هم هی لیس میزد داشت لزمون کثیف میشد و واقعا هم شد دراوردیم کاملا قنچه کونش معلوم بود شاید خیلیاتون ندونید قنچه کون چی هست منو کسی شروتع کردیم ب لیسیدن اون تف میکردیم تو دهن همو اینجور حرفا و کارا خیلی دیگه تو اوج لذت بودیم 100 تا کیر هم نمیتونست مارو ب اون اونج لذت برسونه خیلی کارا دیگ کردیم باهم که آخر کسی گفت هستید آبمون بخوریم موافقت کردیم ک بشقاب وردم چون اصلا تو لیوان جا نمیشد ریختیم اونجا مال کسی از همه زیاد تر بود با این که ارضا شدیم ولی هنوز حشری بودیم من خوردم از آب کس ولی دیگه زیاد نشد و لی سونیا کسی همشون خوردن افتادیم رو هم دهن ب دهنش کردیم یکم دیگه ور رفتیم و ارضا کلی شدیم و حال حمومو نداشتیم نیم ساعت فقط زبون بازی کردیم باهم و خوابیدیم من داستان زیاد دارم ولی بهترین خاطرم این بوده الانم من تهرانم ب دلیل مجلس فوت اهل تهرانپارسم هستم من هیچ دروغی نگفتم تو این داستان حاضرم قسم بخورم اون پسرا که مسخرم میکنن با این داستان یا لقب هر چی ممکنه بهم بدن میگم کون لقشون برام مهم نیست زبون سگارو من نمیفهمم عاشق همه دخترا هستم موفق باشید بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس نوشته نگار

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.