ماجراهای من و زنم 1

0 بازدید
0%

شاهین هستم 38 ساله خانمم سمیرا 33 چند سالی از ازدواجمون میگذرد به مرور زمان رابطه جنسیمون رو به سردی میرفت مخصوصا من که برام تکراری شده بودو کمتر تمایل نشون میدادم دلیلشم بیشتر این بوذ که من دوست داشتم سکسمون خیلی پر حرارت باشه ولی سمیرا سکسش ساده و معمولی بود وهمراهی لازم رو نمیکرد مانند خیلی از خانمهای ایرانی که فکر میکنند تخلیه گاهند میخوابند شوهر کارشو میکنه عشقبازی بلد نیستند کم کم دچار مشکل شدیم زنم دایم غر میزد که به من توجه نمیکنی بجایی رسید که مشکوک شده بود ومیگفت حتما با زن دیگه ای هستی من هم براش توضیح میدادم که چه خواسته های دارم تو سکس میگفت مگه زنهای دیگه چکار میکنن این مشکل ما ادامه داشت تا اینکه احساس کردم رفتارش کم کم داره تغیر میکنه مهربون شده بود خیلی به خودش میرسد ناز و عشوه و لوندی میکرد ارایش انچنانی و هوس انگیز لباسهای خیلی سکسی میپوشید یه شب موقع خواب با ناز گفت شوهر عزیزم زود نخوابیها میخوام باهات حرف بزنم رفت جلو میز توالت لباساشو عوض کرد یه لباس خواب خیلی سکسی وافعا زیبا تنش کرد ارایش خیلی تند چه جگری شده بود تا اون موفع اینفدرهوس انگیز ندیده بودمش اروم اومد کنارم دراز کشید شرو ع کرد به نازو نوازش من گفتم چی شده با ناز گفت دوستت دارم میخوام از این ببعد اونجوری که شوهرم دوست داره باشم گفتم جدی گفت بخدا هر کاری بخوا ی برات انجام میدم بغلش کردم لباشو بوسیدم پیچیدیم به هم نسبت به قبل خیلی پر حرارت تر شده بود ولی هنوز ناشی بود دیگه از اون شب ببعد سکسمون بیشتر شد و هر با ر چیزهای تازه تری یادش میدادم ولذت بیشتر میبردیم کم کم از سکس سه نفره وضربدری و گروهی و لذتی که این نوع سکسها باید داشته باشه واینکه دوست داری این مدل سکس هارو اوایل مخالفت میکرد گفتم فقط حرفشو میزنیم کم کم اونم همراهی میکرد میگفتم دوست داشتی یه مرد دیگه بود دو تایی بهت حال میدادیم میگفت اره میخواممم بگو بیاد قربونه کیرش برم بگو کیر کلفتشو بکنه تو کسم چه حالی میده به کسم وقتی اینارو میگفت حشرش میرفت بالا دیگه تو سکس با این حرفا هر دو شهوتمون چند برابر میشد کم کم جذیش کردم گفتم حرفشو میزنیم اینقد لذت میبریم اگه واقعی باشه چی میشه گفت شاهین یعنی تو واقعا راضی میشی زنت با مرد دیگه ای سکس داشته باشه گفتم خوب ادم یه جورایی غیرتی میشه نمیدونم اگه پیش بیاد چه حالی میشم ولی دوست دارم یه بار تجربه کنم گفت واقعا گفتم اره تو چی دوست داری گفت خوب وقتی حرفشو میزنیم خیلی تحریک میشم ولی دوست ندارم بجز شوهرم به مرد دیگه ای نگاه کنم چه برسه به این کار تو هم حتما دوست دای با زن کسه دیگه باشی گفتم خوب اگه یه زنو شوهر باشن چه اشکالی داره دو طرف لدت ببرن گفت هیچ کس این کارو نمیکنه مخصوصا خانوما اصلا نمیتونن ببینند شوهرشون با زن دیگه رابطه داشته باشه گفتم خیلیها این کارو میکنن حالا اگه پیدا کردیم تو راضی میشی جوابی نداد همیشه موفع سکس راجع بهش صحبت میکر دم کم کم به هوس افتاده بود تا این که گفت اخه با کی مگه میشه به کسی اعتماد کرد گفتم تو راضی باشی پیدا میکنیم با خنده گفت پاک بی غیرت شدی ها میخوای دستی دستی زنتو جنده کنی گفتم میخوایم حال کنیم اینحرفا چیه مگه گفتم هر دقیقه با یکی باشی گفت اگه بهم مزه کرد نتونستم ازش بگذرم چی گفتم از این فکرا نکن گفت حالا مگه کسی رو سراغ داری که حرفشو میزنی گفتم پس اوکی گفت اگه تو راضی هستی اوکی قول دادم به شوهر عزیزم نه نگم باورم نمیشد این سمیرا همون سمیرای سرده بغلش کردم لبهای قشنگشو بوسیدم و دوستان ادامه در قسمت دوم نوشته

Date: آگوست 16, 2018