مادر و سوپرایز خواهر ناتنی

0 views
0%

نمیدونم میخای باور کنی یا نه چون الان که دارم مینیویسم خودم تو شوکم اسمم آرمانه و ۲۲ سالمه و داستانی که میخام براتون تعریف کنم واسه همین اوخره داستان از اونجا شروع شد که مامانم کم کم به بابام شک کرده بود مامانم که که اسمش مریم ه یه میلف به تمام معناس یه زن ۴۰ ساله گوشتی و حشری منم که مدام توکف مامان بودم و با شکایی که به به بابام کرده بود زمینه ی سکسو باهاش داشتم فراهم می کردم یه روز که از دانشگاه میومدم خونه دیدم مامانم رفته حموم منم سریع رفتم لباساشو از جلو در ورداشتم تا مجبور شه منو صدا کنه خلاصه رفتم یه ربعی منتظر موندم تا مامان صدام کرد گفت افرین پسر دیگه چرا لباسامو ور میداری منم هول شدم گفتم فک کردم اینارو شستی بردم پهن کنم بعد رفتم اوردم به مامانم گفتم منم میخام برم حموم اونم گفت بمون الان در میام منم گفتم بمون میخام پشتمو کیسه بکشی خلاصه با کلی اصرار گفت باشه لباساشو پوشید یه تاپ و دامن مشکی پوشید که تکون خوردنی رون و ساق سفید و گوشتیش از کنار چاک دامن معلوم می شد که کیرمو سیخ می کرد تو حموم عمدا یه کارایی می کردم که خیس شه و مجبور شه لباساشو در بیاره مامانم کلا خیس شد ولی در نیاورد که در نیاورد مجبور شدم خودم دس به کار شم چون بد حشری بودم گفتم مامان من خیلی دلم میخاد مس بچه گیا پیش من لخت باشی و منو بشوری اونم گف شرمنده تو دیگه بزرگ شدی و با نگا به کیرم گف ک اونجاتم که بزرگ شده تا این حرفو گف گفتم مامان خیلی دوست دارمو زود بغلش کردم و بوسش کردم و اونم می گف بسه ارمان خجالت بکش نکن منم که دیگه دیوونه شده بودم اب از سرم گذشته بود دلمو زدم به دریا و دستمو از پشت کردم تو دامنش و کونشو گرفتمو میمالیدم اونم هی تقلا می کرد ؤ منو نفرین می کرد گفتم اروم باشو توام حال کن ببین بابا رفته با یکی دیگه توام بیا با پسرت حال کن مامانم گف مطمئنی گفتم اره بعدا بهت میگم دیگه کم کم راضی شده بود که دوتامونم لخت شدیمو و کیرمو بزور کردم تو دهنش و برام یه ساک حسابی زد و یه حال اساسی بهم داد بعدش خابوندمش کف حموم و همه جاشو لیف زدمو با کیرم خابیدم رو رونایه بزرگو گوشتیش که کیرم رف لایه پاهاش و عقب جلو می کردم مامانمم باز اروم نشده بودو گریه میکرد که یه دفعه کردم تو کونش که دادش رف هوا خواست فرار کنه که محکم بغلش کردمو تلمبه زدم توش وای چه حال میداد بیشتر از اون که کیرم حال کنم بدنمو رونانم حال میکردن که میخوردن به بدنو رون مامان وایی خیلی حس خوبی بود همینطور داشتم تلمبه میزدم که احساس کردم ابم داره میاد کیرمو در اوردم و سوراخشو توف زدمو لیس میزدم وحشیانه با این کارم مامانم تازه صدای اهش بلند شدو گف بخور پسرم بخور کون مامانتو بخور منم وحشیانه میخوردم که برش گردوندمو کسشو با ولع میخوردم انقد خوب خوردم که مامانم خودشم اعتراف کرد که دارم خیلی بهش حال میدم سرمو فشار میداد به کسش میگف جوون بخوررر منم سریع کیرمو گرفتم دستم و می مالیدم به کسش که دیوونش می کردم که میگف توروخدا بکن بکن نمیکردمو بیشتر حشریش میکردم خوابیدم روش و لب گرفتمو همون موقع اروم کردم تو کسش و تلمبه زدم وای چه حال می کردیم دوتایی مامان بیشتر از من حشری شده بود گفتم ابم داره میاد خواستم در بیارم که پاهاشد قفل کرد به کمرم و ابمو با فشار ریختم تو کسش و همون موقع اونم ارضا شدو منو محکم چنگ زد پنج دقیقه تو همون حالت بودیم کفتم مامان پاشو میخام ایستاده بکنمت چسبوندمش بع دیوار و از پشت کردم تو کونش و محکم تلمبه میزدم و از پشت بغلش کرده بودم وای چه کونو رونی داشت دقیقا مثل اندام پورنستار میلف که ۱۰۰ بار باهاش جق زدم خلاصه انقد تو کون مامان تلمبه زدم که ابم باز خواس بیاد که گفتم مامان بیا میخام که ابمو بریزم تو دهنت اکه باز با اصرار قبول کرد و ابمو تو دهنش خال کردم و مجبورش کردم قورت بده ابمو دوتا مونم خسته رفتیمو کنار هم رو تخت خوابیدیم خلاصه هروز با مامانم سکس میکردم و دیگه به بودنه بابام نیازی نبود دیگه کلا همه چی مشخص شد و بابامم با زن دومش زندگی می کرد و معلوم شد که یه دخترم داره که دو سال از من کوچیکتره و اسمش نگاره که تو تصادفی که بابام کردو مرد گر چه برا من بی ارزش بود باهاش اشنا شدم ناسلامتی خواهرم بود ولی من هیچ حسی برادرانه ای نسبت بهش نداشم داستان من تازه از اینجا شروع میشه با خواهر ناتنیم تو این چند مراسم پدر باهاش صمیمی شده بودم بهش دلداری میدادم که بعد مراسم مامانم که کلا تو مراسما نبود واما من میرفتم خونه اونا نگار دختری خوشگلو و مو مشکی و بلند قد بود حتی از منم بلندتر و قویتر چون صخره نوردی کار میکرد و دستای قوی داشت ولی فک نکنم این زوری که داشت بخاطر فقط باشگاش بود باشه خلاصه من هروز پیش نگارو مامانش سهیلا میرفتم و باهاشون خیلی خودمونی شده بودم منم که تو کف میلفا بودم حالا تازه عاشق مامان دوم شدم بودم و دوس داشتم که اینم بکنم که خیلی زود این اتفاق افتاد طوری که یه روز میدونستم نگار رفته باشگاه رفتم خونشون رفتم تو سهیلا تعجب کرد که بی خبر رفتم اونجا سهیلام که چیزی از مامانم کم نداش شبیه بازیگر کتایون ریاحی زلیخا بود و واقعا خوشگل بود و کردنی رفت چایی اورد و نشست روبروم ولی لباسای مشکی و بسته پوشیده بود و اصلا راه نمیداد که بکنمش ولی امروز میخاستم ترتیبشو بدم میدنوستم که نسخ کیره پا شدم نشستم کنارش که خیلی تعجب کرد گف ارمان چته چرا اومدی اینجا بغلش کردمو گفتم عزیزم من خیلی دوست دارم که یهو چشاش از حدقه زد بیرون گف چی میگی که یهو بوسش کردم که یهو منو پس زد که پاشه بره گرفتمشو بزور ازش لب می گرفتم اونم هی میخاس فرار کنه ولی بزور گرفته بودمش و ازش لب میگرفتمو سینه هاشو بازی میدادم از رو پیرنش هی منو میزدو داد میزد ولی من دیگه دیوونه شده بودم انداختمش زمین و خوابیدم روش و از شلوار میمالیدم بهش و دستاشو گرفته بودم و به کونش میمالیدم سریع رفتم منار دهنش و بزور کیرمو کردم تو دهنش و برام ساک زد اونم اصلا خوب نزد و بیخیال شدم و رفتم سراغ کونش و خوابیدم روش و شلوارشو دراوردم و کیرمو بزور فرستادم تو کونش و دادش رف بالا و منو قسم میداد که بس کنم ولی من بدتر تلمبه میزدم از زیر دستمو برده بودمو کسشو بازی میدادم تا اینکه اه اهش در اومد معلوم شد داره حال میکنه برش گردوندم و کردم تو کسش و تلمبه زدم تند تند تا اینکه احساس کردم ابم داره گفتم میخوری یا بریزم تو کوست گفت که بریز بیرون عوضی تا اینو گف منم بیشتر دلم خواس که بریزم تو کسشو حاملش کنم چون سنش هنوز کفاف میداد که بچه دار شه با وحشی گری تلمبه زدم دیدم یهو کیرم خیس شدو به خودش پیچیدو اه بلند کشیدو منو چنگ زد فهمیدم که ابش اومده منم ابمو خالی کردم تو کسش بهش گفتم حاملت کردم عشقم میخام که به جای بابام از من بچه داشته باشی من دیگه شوهرتم گف همین الان میرم قرص میخورم منم تهدیدش کردم دیدم فایده نداره اصرار کردم و کلی تمنا که گف باشه میگم که بابات قبل مرگش منو حامله کرده منم بوسش کردمو و گفتم مرسی عزیزم خلاصه که از اون روز به بعد هم مامنمو میکنم هم مامانه دومو بعد از این قضایا رفتم تو کف خواهر ناتنیم نگار که خیلی هیکل توپی داشت بدن ورزشکاری و پاهای کشیده و رو فرم که واقعن عالی بود منم خودم باشگاه میرفتم و هیکل خوبی داشتم خوب بگذریم پیش خودم گفتم تا ۳ نشه بازی نشه باید ترتیب نگارم بدم دیگه وصلام 4 کامل شه خلاصه برنامه چیدم که یه روز که سهیلا خونه نباشه بن سر وقت نگار باهاش هر روز پی ام بازی میکردم تو تلگرام و هر حرفیو بهمدیگه میگفتیم از دوس پسرایی که داشته و از این حرفا منم گفته بودم به شوخی که تنها ببینمت تو خونه یه حال اساسی بهت میدم اونم میگفت تو بیا من یه حال بهت میدم که تو فراموش نکنی گفتم جوون ولی تاحالا پیشش جرات نکرده بودم که حتی نزدیک شم بهش یه روز که میدونستم نگار خونه تنهاس رفتم خونشون یهو منو دید گف اعه تویی ک درو باز کرد رفتم تو یه لگ مشکی پوشیده بود تا یکم پایین تر از ساق پاش با یه تاپ مشکی با خط های بنفش واییی جب کسی شده بود خلاصه نشستیمو از این انور یه عالمه به هم شرو ور تحویل دادیم و گفتم بیا ببینم زورت چقده ابجی امد و زور ازمایی کردیم که یدفه مچ منو خوابوند باورم نمیشد یه دختر انقد قوی باشه میدونستم صخره نورده ولی دیگه نه در این حد که منو بتونه بخوابونه چون زور منم زیاده بعدش گفتم حالا تو کشتی حالتو می گیرم می خواستم به اون بهونه خودمو بچسبونم بهش من دیگه کشتیم خوب بودو چن بار زدمش زمین و خوابیدم روش و به همون بهونه خودمو میمالیدم بهش اونم کم نمی اوردو سریع بر میگشت منو زمین میزد یه بار که زمین زدمش دیگ باز مث همیشه دلو زدم به اقیانوس و خوابیدم روش و کیرمو چسبوندم به کونش وای چه کون خوش فرمی داش و سرمو بردم جلو و از پشت گردنو و گوششو بوس کردم گف ارمان چی میکنی گفتم دوس دارم هیکل ورزشکاریتو میخام یه حالی بکنم باهات گف چی می نا سلامتی خواهرتما پشیمون میشی ارمان گفتم خفه شو چه خواهری الان میکنمت تا بفهمی کیر داداشت چقد خوبه اون همش اصرار میکرد که بسه و منم ول نمیکردم آخر دیگه مجبورش کردم گفتم بیا کیرمو بخور گف عمرا تا حالا برا کسیو نخوردم حالا بیام برا تورو بخورم فقط با دست از رو شلوار بازیش داد که خودم خسته شدمو رفتم که بگیرمش سریع منو خوابوند زمین و اومد روم باورم نمیشد یه چیزی پشتم احساس کردم اول فک کردم چیزی تو شلوارشه ولی بعد که چسبوند به کونم فهمیدم بعله نگار کیر داره و دوجنسس زور زیادشم به خاطر همینه گفتم نگار اون چیه گف کیره خودت خواستی گفتم باشه دیگه بیخیال غلط کردم خواستم پاشم که محکم زد تو سرم گف بشین میخام کونت بزارم تا حالا کون دادی جنده با این حرفاش بیشتر بهم بر می خورد ولی نمیتونستم کاری کنم زرش انصافا زیاد بود شلوار جفتمونو سریع کشید پایین و کیرشو گزاش لایه پاهام میخاس بکنه تو کونم که هرچه زد نرف منم سفت کرده بودم که نره اومد کنارمو کیرشو بزور گزاش تو دهنم کیرش سفیدو گوشتی بود دوبرابر کیره من منم براش ساک میزدم دیگه کم کم داش خوشم میومد تو اینترنت خیلی فیلمایی دو جنسه و شیمیل دیده بودم که مردا رو میکنن خودمم بدم نمیومد به یه دوجنسه خوشگ ل بدم خلاصه که انقد براش ساک زدم که گف بسه حالا نوبت کونته بیا که خواهرت حسابی بکنتت گفتم پشیمون میشی منم گفتم نگار نمیشه بی خیال شی اخه ندادم تا حالا گف اشکال نداره من بازش می کنم کونم روغن زدو با انگوشتاش بازی میداد و تف مینداخت توش و با زبونش توشو میخورد حس خوبی بود انقد حال کردم که گفتم نگار بخور کونمو اونم سرعتشو زیاد کردو کونمو با ولع میخورد بعد چن دقیقه اومد رومو ازم لب گرفت و تو همون موقع کیرشو گزاش رو سوراخ کونمو اروم فشار داد منم دادم به هوا بلند شد که فقط میتونستم ازش لب بگیرم بعد یه ربع دیگه سوزش کونم خوب شد با تلمبه هاش داشتم حال می کردم میگفتم نگار بگا منو بکن جونن کیرتو بکن تو کونم اونم گف دیدی حال اساسی بهت میدم فهمیدم که اینو می گف حال اساسییی اقا بگذریم که چه کُسی داشت با کیرش منو میکرد وای تو اسمونا بودم نگار منو بلند کردو چسبوند به دیوار خودشم چسبید به منو از پشت هی تلمبه میزد منم به دیوار چسبیده بودم و داشتم حال می کردم حالا می فهمم زنا چه حالی میکنن وقتی میدن اونم از کس که حالش از کون دادن بیشتره بعدش نشستم رو کیرش و بالا پایین میرفتم و با سینه هاش بازی می کردم اونم فقط به من گاه میکردو میگفت جون و برام لباشو غنچه میکرد و لبشو گاز میگرف میگف ارمان دوست دارم خیلی خوب میدی تاحالا چنتا از دوس پسرامم که میخاسان منو بکننو کردم ولی تا حالا کون ندادم فقط کردم این حرفا منو بیشتر حشری می کرد بعدش به نگار گفتم منو بگیر بغلت پاهامو انداختم دور کمرش و دستمو دور گردنش اونم از پایین تلمبه میزد وای چه حالی می کردم همون حالتی که یه بار مامان مریمو کردم دارم خودمم اونطوری میدم جون الامنکه یادش میوفتم کیرم سریع سیخ میشه یه حالت غیر قابل وصف بود همون لحظه بود ابم تو بغلش اومدو ریخت رو سینش همون لحظه اب وان اومد و ریخت تو کونم وای چه حالی داد کونم داغ شد و نگار هنوز کیرشو نگه داشته بود بعدشم باز یه بار که دشا منو یه وریو سگی میکرد بهش گفتم منو بکن و برام جق بزن اونم تلمبه میزدو جق میزد تا اینکه ابش باز اومد و اب منم تو دستاش ریخت بعدش کنار هم دراز کشیدیم بعد اون دیگه هروز میرفتمو بهش میدادم یه بار که منومیکرد مامان سهیلا اومد خونه و مارو تو اون وضعیت دید گف نگار ارمانو دیگه چرا فهمیدم که بعله نگار هم مامانشو میکنه هم پسرارو که میاره خونه بعدا هم که بهم گف بابا خدابیامرزم کردم ک فک کنم چرت می گفت دیگه عاشق کیرش شده بودم فقط بهش میدادم یه بارم که با سهیلا سه تایی سکس کردم من سهیلا رو میکردم و اونم منو بعدشم که سهیلا کیر مصنوعی بستو و دوتایی منو تو بغلشون کردن واقعا تو شهوت غرق شده بودم راسی یکی از دوستامم از نگار خوشش اوموده بود به من گیر داده بود که منو با اون دوست کن منم که میدونستم میخاد به باد بده گفتم باشه خلاصه دستشون کردمو و فهمیدم که نگار حسابی امیدو کرده یه بارم نگار و دوسته دوجنسش ازیتا منو امیدو با هم کردن بازم داستانم ادامه داره اینو که دارم مینیویسم تازه از سکس با ازیتا میام ولی اینبار فقط من ازی کردم اونم چنبار و لی تا حالا نتونستم نگارو بکنم فقط ملیدم به کونش و جق زده برام اخه دلم نمیاد فقط دوس دارم بهش بدمو وصلام اخه خیلی جیگره باورم نمیشد که اینطوری کونی شم منی که فقط فکر کردن تو سرم بود یه روز بدم ولی واقعن ارزش داره به دوجنسه بدی اوج لذته حتی از کردنم بیشتر حال میده خسته نباشید مخلص همگی آرمان۲۲ رشت نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.