مامان مو قرمز و استخر پر ماجرا

0 بازدید
0%

یه دختر 18ساله واقعا زیبا فیلم سکسی با قد متوسط و اندام زیباست

که هر پسری آرزوی همخوابی با اونو داره .من واسه کردنش خیلی زحمت کشیدم سکسی داستان از اینجا شروع میشه که

ترانه شاه کس منو با یکی از دوست دخترم تو خیابون میبینه

و همونطو که میدونید دخترا خیلی کونی کنجکاوند ترانه هم همینطور تا همدیگرو میدیدیم به یه نحوی بحث رو به رابطه

های جنده من میکشوند مثلا میپرسید چند تا دوست دختر دارم

و اسماشون چیه و…. منم واسه پستون این که کم نیارم آمار الکی میدادم تا ی روز که دوباره همدیگرو خونه

ما ملاقات کوس کردیم بسرم زد که ی جوری بحثو به

سکس بکشونم تا سلام و احوالپرسیشو کرد پرسید:از دوست دخترات چه خبر؟الکی خودمو به عصبانیت زدمو گفتم میشه دربارش صحبت نکنی؟ پرسید سکس داستان چرا ؟ گفتم

هیچی بیخیال و رفتم تو اتاقم اومد تواتاق ایران سکس جفتم رو

تخت نشست و گفت اگه کسی و برای درد و دل میخوای من هستم گفتمش اخه موضوع خیلی شخصیه اونم گفت به من اعتماد نداری؟تااینو گفت دلمو زدم به دریا و گفتم به لیلا(دوست دخترم)پیشنهاد سکس دادم اونم رد کرده .تا اینو گفتم از خجالت سرخ شد گفتم نباید میگفتم تو جنبشو نداری گفت نبخدا فقط انتظار این حرفو نداشتم خوب ادامه بده .گفتم هیچی دیگه باهاش بهم زدم گفت فقط واسه این که باهات سکس نکرد باهاش تموم کردی گفتم اخه منم نیاز دارم گفت خوب نیازتو با یکی دیگه رفع کن گفتم مثلا کی گفت مند چه میدونم با عمم اینو که گفت زدیم زیر خنده و من خودمو بهش نزدیکتر کردم و دستم انداختم دور گردنش به شوخی گفت زود پسر خاله شدیاااااا حشریتو از تو چشمای هردومون میشد خوند تا کار داشت به جاهای باریک میکشید مامانم در اتاقو باز کرد و گفت که بریم شام بخوریم سر سفره ی لقمه هم نخوردم همش تو فکر ی راه بودم که شب چطوری سیخو بزنم .از سفره که بلند شدیم من تو حال بابام اینا تو اتاق خواب و ترانه هم تو اتاق خواب من خوابیده بود داشتم ماهواره نگاه میکردم ترانه اومد بره اب بخوره که بهم گفت:تو هنوز بیداری گفتم اره خوابم نماد گفت حوصله داری بحثمونو ادامه بدیم گفتم خیلی معمولی گفتم اره( البته تو کنم عروسی بود) رفتیم تو اتاق خلاصش کنم نیمه دراز جفت هم بودیم بهش گفتم میتونم ی سوال شخصی بپرسم گفت باشه دل ب دریا زدمو پرسیدم تا حالا سکس داشتی ؟گفت برو بابا دیوونه مگه خرابم. گفتم واقعا یعنی نیازی احساس نکردی اونم بی خجالت گفت همه نیاز دارن ولی موقعییت فرق میکنه گفتم الان موقعییتش هست با من سکس کنی؟ تا گفتم بلند شد که بره گفتمش تو ام ردم میکنی گفت تو الان حشری هستی نمیفهمی چی داری میگی گفتم چرا خوب هم میفهمم من بهت اعتماد کردم ولی تو نمیکنی گفت بحث اعتماد نیست من تا حالا از این کارا نکردم گفتم امتحان کن ضرر ک نداره گفت اصلا دستشو گرفتم نشوندمش رو پام دیگه هیچی نگفت اروم خودمو میمالوندم به پشتش بخاطر شلوار نازکی که پوشیده بود خیلی راحت کونشو احساس میکردم اروم اوردمش روی تختو بدون مقدمه شلوارشو و شرتشو در اوردمو دو سه بار از ته دلم انگشتش کردم و با سوراخ کونش ور میرفتم لمبر های کو به قدری داغ بود که گرماش قابل لمس بود سوراخ کونش که از پر قو سفید تر بود مثل نبض داشت میزد حقا که زندگی لای پاهاش در جریان بود دستم به صورت افقی لای کسش بردم میمالوندمش خیس خیس بود دیگه نا نداشت صحبت کنه اروم گفت:تو لباستو در نماری در عرض چند ثانیه لخت شدمو کیرمو وست قمبل هاش گذشتم کیرمم نامردی نکرد سریعا خودشو به سوراخ ورودی رسوند .به راحتی میشدانبساط انقباض سوراخ کونشو حس کرد سر کیرم که شعله ور شده بود رو به سوراخ کون سپیدش که میمالودم زمان از حرکت مییستاد و دود از کنده بلند میشد .با صدای حشریت گفتم ترررانه میشه از کون بکنمت؟؟؟ی دفعه بلند شد و گفت نه تا همینجا هم زیادی پیش رفتیم دیگه بسه ممکنه بابات اینا بیدار شن گفتم تو که امشب بهترین کارو در حقم انجام دادی بیا و کاملش کن دوباره حشر چشاشو پر کرد و گفت آخه شنیدم خیلی درد داره گفتم شنیدن کی بود مانند اگه درد داشت ادامه نده دوباره برگشت تو تخت و بپشت خوابوندمشو لای پاشو باز کردمو کرمو از کشو در اوردم بسوراخ کونشو انگتم کرم مالوندمو اروم اروم انگشت پترس رو در سوراخ فرو کردم کم کم تا انتها فرو رفت انگار انگشتم وارد ی جهان دیگه شده بود که هوای بیرون اومدن نداشت کیرمم که داشت از فشار زیاد تختو سوراخ میکرد انگشتمو در اوردمو سر کیرم رو پر از کرم کردم و مالوندم ی بالشت گذاشتم زیر دلشو ی تف به درب ورودی کردم اولش اروم کیرمو به دور سوراخ مالوندمو بعد ی کمشو تو کردم که ترانه در حال چنگ زدن تخت بود و التماس کردن به من ولی از اونجا که من کیرم از پل گذشته بود اعتنایی نکردم بعد از ی دقیقه بیحرکت بودن کیرم جای خودشو باز کرده بود و دیگه خبری از غر غر های ترانه نبود حالا دیگه وقت پمپاژ بود به قدری تند تند کیرمو بیرون داخل میکردم که صدای شالاپ شولوپ فضای اتاقو پر کرده بود اخ و اوخ های اروم و با دلهره ترانه دلیل بر ان شد که من شریان مایه حیاتو درون کون جر خوردش حس کنم (دوستان در تمام مدت سکس پیرنشو در نیاوردم چون من علاقه ای به سینه دختر ندارم که بعدا خودشم از این موضوع که چرا اون شب سینشو نخوردم شکایت داشت )با نظراتون امیدوارم کنید به ادامه کار پارساااااا

Date: August 15, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.