محاسن و معایب داداش دوقلو داشتن

0 views
0%

سلام به بچه های باحال و دوست داشتنی شهوانی من و برادر نامرد و بی معرفتم دوقلو هستیم اسم من امین و اون ایمان داداش من از آداماییه که هیچ وقت ازتنوع سکس خسته نمیشه یادمه ده دوازده سالمون بود هنوزدست چپ وراستمونا درموردسکس وچیزانمیشناختیم که هرچی دخترخاله ودایی وعموبود گایده بود بعضی موقع هاهم به من یه تعارفی میزدکه بیاتوهم حال کن منم بلدنبودم میرفتم فقط یکم ممه هاوکوناشونامیمالیدم پیش خودم هم فکرمیکردم دارم به به چه حالی میکنم خلاصه گذشت و ما بزرگ و بزرگترشدیم حالا دیگه از ایناش بگذریم که خودش هزار تا دوست دختر رنگارنگ داشت فقط خدا نکنه من یه دختر تور نمیکردم و دوست نمیشدم یه چنین کونده پررویی چشم به همونم داشت و آخرش به هرطرفندی هم که بود میزد توش که نهایتا بالاخره ازچشم من میفتاد و دیگه تموم میشد رابطم باهاش خلاصه گذشت تا آخر یکی ازهمین دختراکه بعد از ازدواجشون من آمارشا گرفتم از اول که با ایمان دوست شده بود پرده نداشته بودخودشا وبال اقای زرنگ کرد و کارشون بعد از ازدواج فقط شده بود جنگ ودعوا مثل سگ وگربه دیگه دو سه سال از ازدواج اون میگذشت وهمه سرتو جون من کرده بودند که شماکه دوقلویید نباید کارهاتون با اختلاف زیاد باشه و خلاصه توهم باید دست و آستین رابالا بزنی که سرتونا دردنیارم بعد از4تاخواستگاری بچه خواهر دامادمون را برام گرفتند خیلی ناز و خوشکل و لوند وصورت منیاتوری باهیکلی که هیچکس لنگه شا ندیده اینقدرخوشگل وخوش هیکل بودکه منکه توسکس بادوست دخترام کمرم یکی دوساعت یاریم میکرد وقتی این لخت میشد و میخواستیم باهم سکس کنیم باور نمیکنیدنمیخوام قسم بخورم اما همون اوایل کار همین که توچشماش نگاه میکردم و یه عشوه ونازبرام میکرد تا لبم میرفت رولبش ارضامیشدم البته اینا مال دوران عقدمون بود حالادیگه خوب شده بگذریم بنا بود خلاصه کنم وسرتونادرد نیارم یکروز بعد سال سوم ازگذشت عروسی ما داداشم اومد و باخواهش و التماس گفت میخوام برای اخرین بار یه رو بهت بزنم و خیلی حیاتیه و جبرانشا برات میکنما ازاین حرفا که چی من یه سوژه جدید دارم که خیلی پولداره و درجه یکه و حیفه ازدستم بپره راستی خود تو هم که یادمه لنگ پول بودی اگه قبول کنی ورابطم باهاش جوش بخوره انشالا خدا را چه دیدی تا یکی دوهفته ازش برات پول میگیرم گفتم خوب بنال ببینم من باید چکار کنم با من ومون کردن گفت تو که مثل من گه کار نیستی تو اگه یک شب به خانومت بگی میخوام بیرون از خونه باشم برای یه موضوع کاری بهت شک نمیکنه تازه صبح هم که برمیگردی عزیزترم شدی که به خاطر زندگی و زنت شب هم کارکردی اما من اگه چنین چیزی بگم زنم خشتکم را جرمیده وتازه باجنگ ودعوا نمیذاره برم پس بیاوبرای فرداشب لباسامون راباهم عوض کنیم وباکمی هماهنگی که چی بگو چیکاربکن که زن من شک نکنه وبرو به جای من خونه ماوبرای اینکه یوقت سوتی هم ندی ازاول با انق واخلاق سگ واردشو وبعدکه یه چیزی خوردی سریع بروبگیر بخواب صبح زودم که تااون خوابه بزن ازخونه بیرون منم بااکراه وصدتابهونه واره ونه گفتن بایاداوری موضوع پولاکه یادت نمیره بعد یکی دوهفته چون خیلی نیازبه پول داشتم قبول کردم فرداهنگام لباس عوض کردن بدپیله شده بودکه خوب بگوببینم اخربه همسرت چی گفتی براامشب منم گفتم بالاخره یچیزی گفتم دوباره پیله که خوب میخوام بدونم چی گفتی منم اخرش گفتم ازطرف شرکتمون باید برم ازفرودگاه امام خمینی دوتامهندس هستندازخارج میاند سوارشون کنم ببرمشون هتل وجاگیرشون کنم وکارهاشونابکنم خلاصه شب شدومن بابدن لرزه واناانزلاه رفتم خونه داداشم وقتی واردشدم دیدم زن داداشم بایه شلوارک کوتاه که اصلا به شورت لامبادا بیشترشبیه بود ویه تاپ بازکه قشنگ دوتاسینه هاش بیرون بود منکه این صحنه هادیدم اصلایادم رفت که باید انق میکردم وزودمیرفتم میخوابیدم اقایی که شماباشی ماشام راخوردیما چای اوردخوردیما همینطورکه ماتش بودم گفتم خوب من رفتم بخوابم که خوشحال گفت چطورشده امشب شیشه نمیکشی خداراشکرحتماتو ترکی که فهمیدم ایمان خاک برسر شیشه هم میکشه منم گفتم نه بیرون بایه بچه هاتوپ کشیدم ورفتم روتختخواب خوابیدم یه ده دقیقه ای بعد دیدم زن داداشم اومدتو ولباساش رادراورد وبایه شورت وسوتین مشکی لامبادا خیلی خوشکل اومد کنارمن خوابید وباتوپ پرومثل طلبکارهایهو گفت حتما امشب هم میخوای بخوابی به خدا اگه امشبم بهونه اوردی و این کسا نکردی به جون خودت میرم جنده میشم و دستشا کردتوشرت من و کیرمنا در اورد وشروع کرد به خوردن وای داشتم میمردم همچین ساک میزد که سر5دقیقه همه ابما اورد وتااومدم دربیارم کیرما دستماگرفت وبه حال دعواپرت کرداونور وشروع کردبه میک زدن ابهام وتاقطره اخرشا خورد بعداز2دقیقه استراحت دیدم لاپاشاباز کرده وطاقبازخوابیده ومیگه یالاتامن ازحال نیفتادم وتوهیچوقت به این زودی ابت نمیمد یالا زودباش کسم رابخور دارم میمیرم تویک ثانیه دنیا توسرم خورد وباخودم گفتم اولاکه من چنین ادمی نیستم که بخوام به داداشم خیانت کنم دوما اومدیما من چنین کاری هم کردم یهو فردایی پس فردایی زن داداشم ازسکس امشبمون یه چیزی ازدهنش دربیاد مثلا وای دیشب چه کسی ازم کردیا ومثل اینا نه اصلا نمیشه ودرجوابش گفتم منکه میدونی وقتی یبار ابم میاد دیگه نمیتونم وهزاربهونه بنی اسراعیلی دیگه که دیدم جیغ میزد که تاهفت تاخونه اونطرفتر صداش میرفت وباگریه قسم میخوردکه به خدا همین حالا همینجور لخت میرم توکوچه تایکی پیدابشه منابکنه وراه افتاد لخت توراه پله هاجلوش راگرفتم برش گردوندم بعد دیدم چه خاکی توسرم بریزم تصمیم گرفتم باهزارتاقسم وایه ووقتی اطمینان پیداکردم که شردرست نمیکنه راستشا بهش گفتم اونم اول یخده گریه کردمنم خوشحال گفتم خوب دیگه شهوتش خوابید که دیدم یهو بلندشد وافتاد رومن وگفت تازه بااین حرفات بیشترحشریم کردی مردخیانت کن راباهمین جورباهاش رفتارکردوباقسم گفت نترس پیش داداشت خرابت نمیکنم به شرطی تاصبح ده بار اب کس منابیاری دیگه منم ناچارتا صبح نه کس براش گذاشتم نه کون که البته اگه ببینم نظراتون خوبه این کلیات موضوع این رابطه بود بعد ازمحتویاتش که هرکس بخونه غیرممکنه ابش نیاد تازه اصل ماجرا چی بودکه اونم جزهمون محتویات براتون مینویسم که داداش کونده منم رفته بوده خونه من وگفته بوده مهندس هاخودشون قرارشده ماشین بگیرندوبیاند ورفتن من کنسل شد ومن ازکجافهمیدم ازانجایکه پس فرداش به یادکس وکون زن داداشم افتادم که حشرم زدبالا وبه همسرم گفتم زودباش که امشب میخوام یه حال حسابی باهات بکنما که باجواب زنم دنیا وطاق اسمون خوردتوسرم که باباچته هرشب هرشب ازپریشب تاحالا هنوز همه کس وکونم داره میسوزه از بس تاصبح کردی دیگه جرم دادی

Date: April 19, 2021

Leave a Reply

Your email address will not be published.