من و همكلاسی دانشگاه

0 بازدید
0%

سلام دوستان من محمد متاهل ۳۲ ساله و فوق العاده هاتم واسه اولین بار میخوام داستان سکسی بنویسم در مورد اولین سکسم با کسی که هنوز هم باهاش رابطه دارم حدودچند سال پیش دانشجوی کارشناسی بودم در بین هم گروهی ها یه خانوم متاهل بود که اوایل طرز برخوردش منو به سمت خودش جذب کرد اون به نظر خیلی مهربون میومد البته اندام باربی میترا واسه ام جذاب بوداندامش مثل دختر هاي ١٦ ساله بوداز خودم ٤ سال بزرگتر بود ولي بدنش جووونتر از من ميخورد بهش از چشماش معلوم بوداونم خیلی داغ هستش پس سعی کردم به هر طریقی شده بهش نزدیک بشم و شانس خودمو امتحان کنم کم کم به بهونه های وارد پی ویش شدم و اروم اروم راضیش کردم باهم قرار بذاریم قرار گذاشتم و با ماشین رفتیم بیرون دیگه حسابی بهش نزدیک شده بودم واونم تمایل داشت به این رابطه توی همون دیدار موفق شدم کاری کنم که واسه ام ساک بزنه كيرمو كه ديد شوق رو توي چشمهاش ديدم ساك زدنش عالي بود ميليسيد تخمهامو و ميخوردشون و كيرمو تا جايي كه ميتونست ميكرد توي دهنش حسابی با ساک زدنش بهم حال داداون روز باهاش قرار گذاشتم فردا ببرمش یه مکان و برای اولین و اخرین بار باهم سکس کنیم قبول کرد فردا از طریق یکی از دوستام یه جایی را پیدا کردم و بعداظهر رفتم دنبال میترا و بردمش توی خونه ازش خواسته بودم واسه ام لباس زیر سکسی بپوشه نشستیم لبه تخت شروع کردم لب گرفتن اش و از روی لباس سینه هاشو میمالیدم کم کم ازش خواستم لباس هاشو بکنه بدنشو کاملا شیو کرده بود و لباس سکسی پوشیده بود دیگه طاقت نداشتم خوابیدیم و شروع کردم به خوردن لب و سینه هاش لب دادنش عالی بوددستمو گذاشتم روی کسش اب كسش خيييلي بود وقتي شهوتي شد با حركاتش و ناله هاش وقتي داشتم لبهاشو ميخورم التماس ميكرد زودتر بكنمش کیرمو گذاشتم دم کسش و اروم فرو کردم تو حسابی خیس و داغ بود شروع کردم به تلمبه زدن اون لحظه كه داشتم بار اول كيرمو فرو ميكردم توي كسش خيلي خوشحال بودم كه به دست اوردمش چند دقيقه كه از كردنش ميگذشت فهميدم خيلي داغ و تشنه كير هستش كيرمو تا ته ميكردم توي كسش قشنگ حس ميكردم ميخوره ته كسش به رحمش وقتي داشتم روي تخت ميكردمش پاهاشو گرفته بود بالا خيلي كسش قشنگ شده بود كيرمودر اوردم و كشيدم لاي كسش و ديدم ناله ميكنه ادامه دادم تا با دستهاش پهلوهامو گرفت كشيد به طرف خودش و كيرم رفت داخل سوراخش حركت كيرم توي كسشو حس ميكردم از بس تنگ بود بعدها بهم تعريف كردكه شوهرش نميكنتش و دوست پس سابقش كيرش خيلي كوچيك بوده ازش خواستم به پشت بخوابه و شروع كردم به كردنش كونشو فشار ميداد بهم تا كيرم بيشتر بره توي كسش يادمه بالشت گذاشتم زير شكمش تا كونش بياد بالاتر و راحت تر كيرم بره توي كسش بالشت خيس شد از اب كسش زيرم لول ميخورد و ناله ميكردخيلي خوب زيرم احساسشو بروز ميداد و منو به خودش تشنه تر ميكردمدلهاي مختلف كردمش دو ساعت طول کشید سکسمون فکر نمیکردم اینقدر طاقت داشته باشه و تا لحظه اخر کم نیاره چندين بار ارضا شد و وقتي ارضا ميشد كسش دل دل ميزد و تنگ و بازو بسته ميشد و به كيرم فشار مياورد موقع ارضا شدنش دیگه حسابی حال کرده بودم به محض اینکه دیدم آبم داره میاد کشیدم بیرون از کس داغ و خیسش و ابم با فشار زد بیرون ریختم روی شکمش تا صورتش پاشیده بودوقتي حجم ابمو ديد تعجب كردخیلی وقت بود چنین سکسی نداشتم بعد باهم رفتیم حمام و اومدیم بیرون یکم نشستیم حرف زدیم بعدم رسوندمش خونه اشون همون سکس باعث شد نه تنها اخریش نباشه بلکه هر روز علاقه امون بهم بیشتر بشه و هنوز همچنان با هم هستیم و از وجود و سکس هم لذت میبریم البته جديدا يك شريك جنسي ديگه به جمعمون اضافه شده كه اونم شوهرشه و كلي هم حال ميكنه ميبينه زنشو ميكنم ديگه راحت شدم و شوهرش دعوتم ميكنه براي شام و سكس با زنش شاید یه روزی داستان اینکه شوهرش چطوری باخبر شد و تونستم اونم راضی کنم که شریک بشه توی لذتمون را هم براتون بنویسم نوشته

Date: نوامبر 18, 2018