همسرم و همکارم

0 views
0%

من با همسرم پرستو از طریق فرهاد همکارم آشنا شدم بذارین باز تر کنم مطلبو چند سال قبل من و فرهاد تو یه شرکت چند سالی همکار بودیم فرهاد با یه دختر دوست بود به اسم پرستو که خیلی جیگر بود یه دختر با قد 165 و نسبتا تپل که خیلی هم باحجاب بود چادر و مقنعه سر میکرد ولی زیر چادر مانتو کوتاه و ساپورت و کفش پاشنه بلند و موی بلوند بود من خودم چندبار بهشون مکان دادم چند وقت بعد آشناییشون فرهاد کارای اقامتش جور شد و از ایران رفت قبل رفتنش ازش خواستم که پرستو رو پاس بده به من 1ماه بعد رفتن فرهاد تونستم پرستو رو ببرم خونه و ترتیبشو بدم انصافا تو سکس خیلی هات بود و خیلی جیغ و داد میکرد که به آدم حسابی میچسبید رفته رفته من و پرستو خیلی با هم عیاق شدیم و همیشه با هم بودیم پرستو معلمه و تو یه دبیرستان دخترانه تدریس میکنه رابطمون یه یکسالی ادامه داشت که من به پرستو پیشنهاد ازدواج دادم و یکم من و من کردن قبول کرد و یه زندگی سرشار از سکس رو با هم شروع کردیم همه چی خوب بود تا اینکه بهار پارسال یکی از بچه های شرکت گفت که فرهاد میخواد برا دو هفته بیاد ایران که من تازه یادم افتاد که آره زن من دوست دختر فرهاد بوده و من چیزی به پرستو نگفتم تا چند روز بعد که موقع شام پرستو خودش گفت که فرهاد بهش زنگ زده و گفته دارم میام ایران من برا همیشه پرستو نه گفت برا دو هفته من خوب دیگه چی گفت پرستو گفت میخوام ببینمت من گفتی من و تو با هم پرستو نه ولی گفتم من چند سال ازدواج کردم و نمیتونم تا چند روز بعد بحثی نبود ولی من همش به پرستو و فرهاد فکر میکردم و اینکه با هم سکس داشتن و تجسم کردنشون یه شب موقع سکس نمیدونم چی شد که از پرستو پرسیدم فرهاد اپنش کرده پرستو نه چرا من همینطوری پرسیدم پرستو آخه ما 2 سال ازدواج کردیم ولی تاحالا این سوالو نپرسیده بودی من شاید چون بحث فرهاد شد این سوال اومد تو ذهنم پرستو من و فرهاد زیاد کاری نکردیم من از اون حرفا بوداااا پرستو چطور من خوب حداقل 3بار خودم کلید دادم بهتون پرستو بخدا شاید جمعا 5 6 بار بیشتر نبوده من پس چرا فرهاد به تو زنگ زده پرستو خودشو لوس کرد و گفت آخه من خوشمزم من جدی پرسیدم پرستو منم جدی گفتم شاید یه دلیلش این باشه که من آخرین نفری بودم که اینجا باهاش بودم من خوب تو چی گفتی پرستو چیز خاصی نگفتم من یعنی تو دوس نداری ببینیش پرستو خودتم خوب میدونی اون دلش برا من تنگ نشده چیزای دیگه ای میخواد من تو چی پرستو من چی من تو هم چیزای دیگه ای میخوای پرستو بحث من نیست همه میخوان به خود تو هم بگن بیا با فلانی بخواب نه نمیگی ولی بحث اینه که من الان شوهر دارم و مثل دوران مجردیم نیست که خودم انتخاب کنم اگه مجرد بودم صد در صد باهاش چندبارم قرار میذاشتم ولی الان متاهلم و اجازم دست همسرمه و اونه که واسم تصمیم میگیره جدا از حرفاش خوشم اومد و حال کردم هفته بعد فرهاد اومد تو شرکت و با هرکدوم از بچه ها یه خوش و بش کرد و رفت من چیزی به پرستو نگفتم اما فردا شبش تی وی نگاه می کردیم که موبایل پرستو زنگ خورد جواب که داد فرهاد بود گوشیو گرفت کنار و گفت فرهاد چیکار کنم گفتم برو تو اتاق حرف بزن اینو گفتم که راحت باشه بعد یه ربع پرستو اومد تو حال و اوند کنارم نشست پرسیدم که چی گفت پرستو گفت که برات سوغاتی آوردم میخوام بدم بهت من چه سخاوتمندانه پرستو خیلی هم سخاوتمندانه نیست باید یکی دوساعت بخوابم واسش من چطور پرستو میگه که فردا خونه آبجیم خالیه بیا تا بد بهت من تو چی گفتی پرستو هیچی من یعنی چی پرستو گفتم که کلاس دارم نمیدونم میتونم بیام یا نه من مگه کلاس داری پرستو نه ظهر دارم من میخوای بری پرستو با یکم مکث گفت که گفتم من الان متاهلم و اختیارم دسته تو من دوس داری بری پرستو کیه که بدش بیاد من خوب اگه دوس داری میتونی بری پرستو جدی میگی من آره پرستو یعنی تو برات مهم نیست که من برم زیر یه نفر دیگه من چرا ولی تو قبل من زیر اون بودی پرستو ولی الان تو شوهرمی من مال توم من ولی دوس ندارم تو کف یه نفر دیگه باشی و با من سرد شی دیگه بحثی بینمون نبود تا فردا که از سرکار اومدم پرستو مدرسه بود ساعتای 6 30 رسید تو خوابو بیداری بودم که اومد و رفت دوش گرفت و اومد کنارم خوابید ساعتای 8 بود که بیدار شدم و پرستوم بیدار شد تو رختخواب همدیگرو بغل کردیم و لب گرفتیم متوجه یه پاکت رو میز شدم پرسیدم چیه پرستو سوغاتیام من رفتی پرستو جبران میکنم واست من نیازی به جبران نیست پرستو هست من خیلی نیاز به این اتفاق داشتم پس تو هم خواهی داشت من خوب تعریف کن پرستو بزار آخر شب به اصرار پرستو رفتم بیرون و چون فرداش تعطیل بود تا دیر وقت بیرون بودیم شب که داشتیم لباس عوض میکردیم پرستو منو حول داد رو تخت و پرید روم و از سر تا پامو بوس میکرد کیرمو میمالید و لبامو میخورد بعد رفت پایین و کیرمو گرفت به دندون و برام ساک میزد پرستورو بلند کردم و خوابوندمش رو تخت یکم ازش لب گرفتم بعد سوتینشو وا کردم و مشغول خوردن سینه هاش شدم و حسابی میمالوندمش جفتمون حشری بودیم حسابی ازش پرسیدم امروز چی شد پرستو فعلا کارتو بکن بذار برا بعد من همین حالا پرستو باشه ولی یکم بکنم تا یکم آروم شم منم لبه شرتشو کنار زدم کیرمو گذاشتم دمه کسش و فشار دادم تو و آروم چندتا تلمبه زدم پرستو هم ناله میکرد کیرمو از کسش کشیدم بیرون کنارش خوابیدم پرستو یکم چشاشو بست بعد که به خودش اومد چرخید طرفم پرستو از دست تو من تعریف کن پرستو چی بگم من همرو پرستو دیشب اس داد که چی شد منم نوشتم کلاسم برا ظهر اونم گفت پس اوکیه نمیخواستم خیلی بهش رو بدم گفتم قرار با همسرم برم جایی فقط11 تا 12 میتونم بیام که گفت کافیه آدرسو گرفتم ساعت حدودای 11رسیدم رفتم بالا با هم روبوسی کردیم همون دمه در یه لب حسابی ازم گرفت رفتیم نشستیم فقط چادرمو دراوردم و یکم کس شعر گفتیم دیدم 11 20 شده نمیخواستم بیشتر از 12اونجا باشم بخاطر همین خودم رفتم کنارش نشستم و لبامون قفل شد یکم خوریم لبارو سینه هامو گرفت و میمالوند منم دستمو گذاشتم رو کیر سیخ شدش و میمالیدم خودش شلوارشو دراورد منم جلوش نشستم و کیرشو گرفتم و مشغول خوردن شدم یکم که خوردم کشیدم بیرون و گفتم بسه و زود باش عجله دارم میخواست لختم کنه اما هر کاری کرد نذاشتم و فقط چندتا دکمه بالای مانتومو وا کردم که سینه هام بیرون باشن و شلوارمم تا زانو بیشتر نذاشتم بکشه پایین هیچی دیگه اونم لنگامو هوا کرد و کیرشو گذاشت تو کسمو ده بزن و سرشم تو سینه هام بود یه ده دقیقه ای کرد منو تا آبش اومد منم دوبار اومد ابشم ریخت رو کسم کارش که تموم شد خودمو تمیز کردم و یه خداحافظی کردم و رفتم مدرسه حرفاش که تموم شد فقط پرستورو کمشیدم رو خودم خودش میدونست باید چیکار کنه کیرمو با کسش تنظیم کرد و نشست روش و تا ارضا شدنم تلمبه زد اینم عکس پرستو که با اجازه آقا علیرضا از همسرش پرستو به داستانت اضافه میکنم که جذابتر بشه 981 اگه دوس داشتین بازم ادامه دارد و مینویسم واستون فقط نظر فراموش نشه نوشته

Date: September 9, 2022

Leave a Reply

Your email address will not be published.