همه چیز از واتساپ شروع شد

0 views
0%

حرف دلم سکسی نیست اما سلام به همه ی دوستان اگه دوست داشتین خاطره رو با آهنگ ایمان غلامی شبگرد بخونید خاطره ی من سکسی نیست چون داستان نیست اگه دنبال شهوت هستین این خاطر رو نخونید اسمم شایانه 18 سالمه اهوازی هستم قدم 176 وزن 67دانشجو هستم شده بودم مثل شبکه 4 دیگه کسی نگام نمیکرد نشد که بشه گلشن اسمشه یعنی اسمش بود دختر عموم بود دوسش داشتم دوسم داشت دوست داشتن اون به عنوان یه دختر عمو پسر عمو بود اما من یه دختر با حجاب و زرنگ بود همیشه وقتی نگاش میکردم یه اخم کوچیکی میکرد اما بازم لبخند رو بعد اخم داشت آدم کم رویی نیستم و خوب حرفم رو بیان میکنم همه چیز از واتساپ روع شد تو پیوی من نویسنده بودم اون هم بیننده کم کم فهمیده بود دوسش دارم همیشه کلمات عزیزم گلم فدات بین ما موج میزد اما کلمات من یک بویه دیگه داشت به اسمم احساس عشق کلمات اون یه بویه دیگه به اسم مهربونی خیلی مزاحمش میشدم اخلاق فوق العاده ایی داشت اصلا برو نمیاورد که چرا اینقد پیوی میای از هر فرصتی استفاده میکردم مثال پم هایی که اشاره داره به تارخ تولدت اسم عشقت ازین چیزا زیاد میفرستادم واسش کم و بیش جواب میداد چند ماهی میگذشت از مزاحمت های من و مهربونی های اون تنها حاشیه ی دیداره ما عید هستش آخه فاصله فرصخی زیادی داریم با هم برج 5 یا 6 بود رفتم خونشون آخه ترم بهمن هستم فرصت داشتم واسه تفریح مامانش خیلی با من خوبه طوری که فقط از پسر های فامیل با من دست میده از قطار پیداه شدم لباسامو درست کردم یه نگاهی به ساعت روی دستم که با گاز گرفتن پسره کوچیک هم واگنی شده بودم کردم یه خنده ریز و ادامه راه ساعت 21 30 بود تاکسی تاکسی سلام کجا میری پسرم سلام حاجی میرم صنعتی سوار شو بریم سوار شدم استارت اول نشونه ی سردیه هوا شد آخه ماشین گاز میخورد تو راه پیرمرد از پادشاهیش با 1000 تومن گرون تر حرف مزد من از دانشجوییم با 1000 ارزون تر حرف میزدم رسیدیم کرایه ی پیرمرد رو حساب کردم ساک رو گرفتم شروع کردم رفتن تا خونشون 2 دقیقه راه بود اما واسه من نمره ی کامل بود از روبوسی ها و احوال پرسی ها بگذریم فرداش قرار بود بریم پارک من و پسر عموم زود تر از همه رفتیم گلشنم به ما ملحق شد خیلی خوب بود سوار تاب شد منم حولش میدادم نگاش میکردم چمام میبستم فکر اینکه الان خانومم شده شب قراره سرش بزاره رو بازوی من خوابش ببره صبح با نوازش من بیدار بشه بهم آرامش میداد اون شب خوش گذشت خیلی خوب بود فرداش با ماشین قرارشد بریم بیرون من وگلشنم کناره هم نشسته بودیم انگار کل دنیارو داده باشن بهم از پرسیدن فاصله تا مقصد از عمو احساس خوبی بهم دست داد وسط های راه بودیم کم کم خوابش داشت میبرد آروم سر گذاشت رو شونم زود متوجه شد سرش رو برداشت یه فکری اومدم تو ذهنم بهش پیام دادم گلی میشه دستت رو بگیرم و رو فشار دادم دوس داشتم پم نرسه بهش اما با صدای سوت سامسنگ منم روم رو به طرف شیشه کردم چند دقیقه ای گذشت احشاس نرمی وگرمای خوبی بهم دست داد نگاش کردم اخم کرد اما وقتی دستم رو دیدم اخماش باز شد آخه شرخی چشماش از این صحنه رو با تعجب خواصی نگاه میکرد دستش رو تو دستم نوازش میکردم انگشتاش فشار میدادم دوس داشتم تموم نشه این لحظه ها بارون شروع شد اولین قطره ی بارون خورد روی دستش برگشت نگاه کرد بارون من رو و رمز گوشیش رو زد اسمس واسم اومد مرد که گریه نمیکنه آره عزیزم اما هرکی اینو گفته غلط کرده نگاش کردم یه خنده ی ریزی کرد منم یه نشکون کوچیک گرفتم دستش رو رسیدم به مقصد نهایی اونجا هم خوش گذشت فرداش بلیط داشتم واسه اهواز شب از تو راه رو رد شدم دیدم داره اب میخوره نگاش کردم به علامت تعجب نگام کرد پاهام شروع به راه رفتن کرد دلم میفت نه نه اما الان پاهام بود که فرمان میداد رسیدم نزدیکش در گوشش با صدای آروم با داغی نفسم که از قلبم گرفته شده بود گفتم خیلی خنگی گلی صورتم نزدیک صورتش بود شچماش تو چشمام لیوان رو از دستش گرفتم صدای تیک تاک قلبش رو میشنیدم ترسیده بود دستاش گرفتم تو دستام آوردمشون بالا آروم بهش گفتم خیلی دوست دارم برخورد لبم با دستش شوکش کرد رفت عقب تر رفتم جلوتر دست گذاستم به دیوار فهمید به آخر راه رسیده آرم گرفت سرش رو انداخت پایین با دستم چونش رو اوردم بالا چسمام رو بستم لبم رو نزدیکه لبش کردم تو چشماش نگاه کردم دیدم داره آروم آروم داره میخوابه لبام خیلی به لبش نزدیک بود اما بوسه هدفم نبود آروم نفس میکشید داغی نفسم رو لب میکشیدم ازش جدا شدم رفتم واسه خواب صدای گوشیم بیدارم کرد ساعت 4 30 شب بود ساعت 5 30 بلیط داشتم هدیه ای که واسس گرفتم رو گداشتم رو کشوی لباسیش گوی واسش گرفته بودم که اهنگ میزنه بعد از خداحافظی با همه به جز گلشنم که خواب بود راهیه ی راه آهن شدم احساس قوی بودن میکردم سوار شدم و تا خود اهواز تو فکر بودم دو روزی گذشت پم داد مرسی بابت هدیه اصلا به روح خودش نیاورد واسش نوشتم بهترین ها رو واست کنار میزارم با فدات پم بازی ما تمام شد الان یک هفته گدشته خبری نیست ازش ولی تا اونجایی که میدونم 22 بهمن عقدشه یا علی نوشته

Date: December 3, 2020





Leave a Reply

Your email address will not be published.