چطور كارم به فاحشگی رسيد ۲ و پایانی

0 بازدید
0%

86 8 7 9 88 8 1 9 83 8 7 8 1 9 85 8 8 9 87 9 81 8 7 8 8 4 9 8 8 1 8 3 9 8 8 1 قسمت قبل ازون روزاي جاهليت و ناراحتي و بافور كشي و جيم كردن از خونه چند سال گذشت سعيد هم هيچوقت عاشقم نشد حالا من توي رشته ي روانشناسي توي يكي از شهراي شمالي قبول شده بودم ترماي اول كه خابگاه بودم و مشفول درس اما بعدش كم كم فهميدم دانشگاه فقط مخصوص درس خوندن نيست و كمي بايد لذت برد از زندگي از نگاه پسراي دانشگاه رو خودم فهميده بودم كه ديگه اون دختر ساده ي ترم اول نيستم موهاي بلوند دوديم باعث شده بود چشماي عسليم بيشتر خودشو نشون بده و هارموني خوبي با پوست سفيدم ايجاد كنه انگار خودمم بدم نميومد نگاه همه زوم شه روي سينه هام شايد واسه همين بود مامتوهامو اينقد تنگ انتخاب ميكردم لباي كوچيكمو هميشه با يه رژ قرمز مياوردم تو چشم ترم سوم بود كه خونه گرفتيم منو يكي از دوستام به اسم بنفشه بنفشه خيلي دختر سكسي و جذابي بود هميشه شبا كلي ميگفتيم و ميخنديديم كلا دقلك بازي رو خيلي خوب بلد بود يه شب با هم ديگه شروع كرديم به گل كشيدن و چت كرده بوديم كه يهو لباي گرمشو رو لبام حس كردم كسم ذق ذق ميزد و خيس كرده بودم شرتمو منو شروع كردم به لب گرفتن دستشو ميكشيد رو سينه هام مور مورم شده بود بدجور ميخاريد تنم ميخاستم ارضا شم فقط به همين فكر ميكردم لباساي همو در اورديم و بدنامون به هم پيچ ميخورد رفتم سر وقت سينه هاش اونم ناله ميكرد با يه دستم سينشو ميماليدم و يه دستم تو دهنش بود ميگفتم اين كيره توو دهنت اونم ميگفت جوووون بعد افتادم به جون كسش و اينقدر زبون زدم كسشو تا ارضا شد اونم همين وري منو ارضا كرد اين اولين تجربه سكس با همجنسم بود و واقعا دوسش داشتم لز كردناي ما ادامه داشت تا اين كه ديگه هيجان رابطه كم شده بود چون بنفشه دوست پسر پيدا كرده بود و دلش ميخاست يه كير واقعي كسشو جر بده روزايي كه بنفشه دوست پسرش مجيدو مياورد خونه من ميرفتم توي اون يكي اتاق تا قشنگ با هم حال كنن و اون بنفشه جنده هم حسابي ناله ميكرد و كس من ميموند تو خماري يه روز داشتن سكس ميكردن و منم شروع كردم تو اتاق به ور رفتن با كسم بنفشه اومد تو اتاق دسمال ببره منو كه ديد گف مجيدو ميارم بكنت گفتم چجوري كفت اونش با من بعدشم به مجيد گفت ميخام امروز يه جور ديگه بهت حال بدم دستاي مجيدو با روسري بست پشت سرش و پاهاشم بست گفت ميخام بردم شي بعد اومد و منو از تو اتاق اورد مجيد گفت بنفشه داري چه گهي ميخوري بنفشه هم گفت خفه شو واست كس تنگ اوردم بكني بعدش شرو كرد لباي منو بوسيدن و لختم كرد جلوي مجيد داشتيم لز ميكرديم اين خيلي بهم هيجان ميداد خيلي خاص بود ناله هاي مجيد كل اتاقو گوفته بود به خودش پيج ميخورد حالش داغون بود نميدونم دستاشو چطور باز كرد و بعدم پاهاشو باز كرد اومد بنفشه رو از رو من انداخت اون طرف و شروع كرد لبامو خوردن بنفشه هم رفت سراغ كسم كه مجيد گفت خيس كن اين جنده رو كه بدجور حشريم كردين كس كشا اومد كيرشو گذاشت تو دهنم و وزنشو انداخته بود رو سينم حس له شدن زير به مرد و خورده شدن كسم توسط بنفشه باعث شد ارضا بشم بنفشه گفت مجيد مريم ارضا شد بيا منو بكن اما مجيد بنفشه رو پس زد و كيرشو هول داد تو كسم اونقدر وحشي تلميه ميزد كه دوباره كسم خارش گرفت خيلي حشري بودم و ميگفتم جرم بده تو رو خدا روم بريز ابتو ارضام كن كثافت كه بازم ارضا شدم بنفشه داشته با خودش ور ميرفت و مجيد همونجور كه بنفشه رو هيز نگاه ميكرد و منو ميگاييد ارضا شد اين تجربه باعث شد به يه جنده ي عوضي و حشري تبديل شم چند وقتي با مجيد سه نفره سكس داشتيم اما بعدش با بنفشه به اين نتيجه رسيديم كه مفتي كس نديم و حداقل شهريه دانشگاه رو ازين طريق در بياريم و زرنگ باشيم برا همون اتو ميزديم و ميگفتيم تكي شبي فلان قد دو نفره فلان قدر سكس هاي ما بيشتر گروهي بود اخه كدوم پسر دوس نداره دو تا جيگر بهش حال بدن اما سكس هاي پولي بهم اندازه ي قبليا حال نميداد درسم تموم شد و مجبور شدم برگردم شهر خودم اونجا سر كار ميرفتم و عاشق شدم عاشق يه مرد واقعي پردمو دوختم و بعد سه ماه دوستي باهام سكس كرد و پرده ي جعلي مو زد عاشق هم بوديم اومد خاستگاريم و الان من بهترين شوهر دنيا رو دارم درسته فاحشه بودم اما الان روح و جسمم مال شوهرمه بعد عقد توبه كردم و الانم يه پسر كوجولوي خوشگل دارم هيچ وقت رو گذشته ي كسي اونو قضاوت نكنين نوشته

Date: July 24, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.