گی با عارف جون

0 بازدید
0%

سلام اولا بگم که این داستان کاملا واقعیه و هرکی فحش میده شخصیت خودتو نشون میده اول برم سر معرفی اسم من احسانه مستعار و 17 سالمه این جریان برمیگره به تابستون امسال البته پیش زمینش از سال پیش بود ولی اصل اتفاق مال تابستون بود خب برم سر اصل مطلب عاقا من یه مدرسه ای درس میخونم که هرسال دانش اموزای جدید میگیره و ما منتظریم تا هر سال هر هلویی میاد بریم و باهاش دوس شیم و بکنیمش از همه بیشتر هم من حشری هستم رو پسرا روز اول مهر رفتیم مدرسه و بعلههههه جمعی از خوشگلا جمع شده بودن که اکثرا هم اشنا بودن رفتم سلام و احوال پرسی کردم و بهشون خوشامد گفتم اخلاق م ن طوریه که سریع ارتباط برقرار میکنم و به دل میشینم همون اول چند تا از خوشگلاشو انتخاب کردم و با طرح دوستی پیش رفتم یکیشیون که از همه خوشگل تر بود عارف بود یه قیافه دخترونه با صدای نازک و حشری کننده قبلا هم تو استخر دیده بودمش بدنش کلا سفید بدون حتی یه تار مو که هر کیری رو شق میکنه یکم باهاش صمیمی شدم و باهاش حرف زدم معلوم شد که فامیل دور هستیم با هم خلاصه اعتمادشو جلب کردم و امارشو در اوردم و فهمیدم اقا کونیه و چند بار هم به هم محلیاش داده شمارشو گرفتم رفتم تلگرام یکم حرف زدیم در باره بازی کامپیوتری و از این حرفا قرار شد فردا واسش بازی ببرم دم درشون خونشون خیلی از ما دور نبود تو یه شهر کوچیک هم بودیم فرداش بازی هارو برداشتم و رفتم دم درشون بعد سلام و احوال پرسی بازی هارو بهش دادم و تشکر کرد و خدافظی کردیم اینا همش واس جلب اعتمادش بود تا برسم به قسمت خوب ماجرا به محض رسیدن خونه گوشیو برداشتم دیدم انلاینه بهش پیام دادم راستی تو بمن بازی ندادیا اونم گف الان ندارم هر وقت خریدم میدم بهت چند روزی گذشت من تو مدرسه بهش گفتم اون بازی هارو بیار دیگه تا الان باید نصب میکردی اونم هی از بحث طفره تفره میرفت بعد مدرسه بهش پیام دادم بازی هارو چی کردی نگو اقا سی دی بازی هارو شکونده و رو نمیکنه خلاصه بهون ه اوردم ک من بازیامو میخام و زا این حرفا بعد اون گفت پولشو میدم ولی من قبول نکردم و افلاین شد منم به امید این که فردا تو مدرسه گیرش میندازم بیخیال شدم فرداش رفتم مدرسه دیدم عین همون بازیا رو خریده اورده دیگه نتونستم کاری کنم چند روز گذشت یه روز تو تلگرام بحث از دوس دختر افتاد بهش گفتم داری گف نه گفتم دوس داری داشته باشی گف اره خیلی منم یه برقی تو چشام زد و رفتم اونیکی خطم رو اسمش و عکسشو عوض کردم و بهش گفتم یه دختر سراغ دارم دنیال دوس پسره و ای دی اون خطمو دادم بهش م خلاصه با اسم جعلی دختر مخشو زدم تا یادم نرفته اینم بگم که گفتم دختر خالمه و خیلی ص میمی هستیم با هم یکی دو هفته گذشت من از اینستا عکس پیدا میکردم میفرستادم ویسم که جور کردنش هیچی نیس خلاصه قشنگ وابستش کردم بعد با خط خودم رفتم گفتم عوض دوس دختری که بهت دادم چی بهم میدی اونم گف پول بدم گفتم خودم به اندازه کافی دارم گف بازی میدم قبول نکردم اخرش گفتم چی میدیا گف تو منظورت کونه گفتم اره گف چند دقیقه میخای گفتم نیم ساعت گف زیاده اخرش رو بیس دقیقه توافق کردیم واس فردا خونه ما و اقا عارف پیچوند نیومد منم رفتم با خط دختر بلاکش کردم اومد بمن گف دختر خالت بلاکم کرده منم گفتم بخاطر این که نیومدی خونمون اونم گف بخدا فردا میام ب گو انبلاک کنه منم گفتم باید عکس کونتو بفرستی قبول کرد و چند تا فرستاد که تا نیمه صورتش معلوم بود اخ که چ کونی داشت سفید مث برف بود یه مدت گذشت خونه ما هم لامصب خالی نمیشد اینو بیارم تا اینکه تهدیدش کردم اگه مکان پیدا نکنه عکساشو پخش میکنم اونم از ترس ابروش یه روز ک خونشون خالی بود زنگ زد بهم منم با کله رفتم البته من هم دفاع شخصی بلدم و هم همیشه اسپری فلفل همراهمه که اگه اتفاقی افتاد از خودم دفاع کنم رفتم دم در یه تک انداختم بهش اومد درو باز کرد همونجا تو پارکینگ تا خونه از رو شلوار کون نرمشو مالش میدادم از رو شلوار خیل کونش نرم بود عین پنبه رفتیم خونه رفت نشست رو مبل و گف پی اس میزنی منم گفتم پاشو جمع کنیم بینیم باو من اومدم بکنمت گف پس بریم تو اتاق بهش گفتم میخام بزارم تو کونت اول ترسید گف نه لاپایی بعدش گف بزار کیرتو ببینم کیرمو در اوردم یه کیر سفید و 15 سانتی خوش فرم یکم نازکه بهش گفتم ببین نازکه نترس قبول کرد رفتم اروم شلوارشو کشیدم پایین وایییییی باورم نمیشد بالاخره کون عارف جون روبه روم بود خابوندمش یکم سوراخشو خوردم بعد کیرمو بردم سمت دهنش گفتم ساک بزن خیلی خوب ساک میزد 69 شدیم و همزمان با سک زدنش داشتم کونشو انگشت میکردم تا باز شه نزدیک بود ابم بیاد که گفتم بسه و کیرمو از دهن ش در اورد گفتم چ مدلی بکنمت گف پا ها بالا پاهاشو داد بالا یه تف زدم سوراخش و سر کیرمو اروم کردم تو یه دادی زد که نگو لبمو بردم ازش لب گرفتم تا زیاد سرو صدا نکنه همینطور که لب میگرفتم یواش یواش کیرمو میکردم توش ولی تا نصفه بیشتر نرفت بهش گفتم کرم مرطوب کننده ندارین گف نه گفتم پس من میخابم تو بیا بشین رو کیرم با فشار خودت فرو کن توش با مظلومیت گف نمیشه لاپایی بزاری دلم واسش سوخت قبول کردم یکم لاپایی زدم دیدم اصلا حال نداره سگی خابوندمش گوشه دیوار که راه فرار نداشته باشه کیرمو گزاشتم دم سوراخش تا میتونستم فشار دادم یه داد بلند کشید و کیرم تا ت ه رفت تو کونش یکم از کونش خون اومد و گریش در اومده بود اروم اروم تلمبه زدم تا روون شد و خودشم داش حال میکرد هی میگفت محکم تز محکم تر منم که نمیخاستم این اخرین سکسمون باشه گوشیمو گزاشته بودم رو حالت ظبط صدا و داشت همه چیو ظبط میکرد حدود یه دقه تلمبه زدم تا این که ابم داشت میومد گفتم چی کنم گف بریز توش ابمو تا ته خالی کردم تو کون نازش بعد چند تا دیگه تلمبه زدم و بعد ازش لب گرفتم و برگشتم خونه که برم سر کار این یکی از بهترین گی های من بود که البته به امید اون صدای ظبط شده قراره تکرار هم بشه و منتظر اون روزم مرسی ک خوندین نوشته

Date: August 26, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.