گی با مرتضی در قنادی

0 views
0%

این داستان گی میباشد با سلام خدمت دوستان عزیز من اشکان ۱۹ سالمه قد ۱۷۵ و وزن ۹۰ تپلم داستان مربوط میشه به تابستان سال ۹۶ که من بعد از کنکور تصمیم گرفتم تو یه جایی مشغول به کار بشم تا اوقات فراقتمو بگذرانم و حوصلم سر نره و چیزی هم یاد بگیرم توی محلمون یه قنادی بزرگ بود که صاحبش رو میشناختم یه مرد حدودا سی ساله بود و خیلی خوش برخورد بود و اصالتا دهاتی بود و با فامیلاشون قنادی رو میچرخوند که شامل دوتا داداشهاش و دوتا خواهر زاده هاش من بعد از مشورت با خانوادم با اقا مهدی حرف زدم که اونجا کار کنم و قبول کرد و شرایط رو گفت و من از فرداش رفتم کارگاه و قرار بود کار های شست و شو و نظافت رو انجام بدم و ضمنا زیر دست مرتضی کار کنم و چیزی هم یاد بگیرم مرتضی یه جوون حدودا ۲۳ ۲۴ ساله بود و لاغر و خوش اندام و ریش داشت و اولا بد اخلاق و سرد بود کارگاه دوتا اتاق داشت و حموم و دسشویی و سالن اصلی که دستگاها اونجا بود اوایل مرتضی خیلی سخت گیر بود و اذیتم میکرد و سخت گیری میکرد تا این که یه روز صبح مهدی گفت برو مرتضی اینارو بیدار کن بیان که دیر شده منم رفتم تو که دیدم همشون لخت لخت با یه شورت خوابیدن و بوی عرق کل اتاق گرفته چشم افتاد به کیر نیم خیز مرتضی که واقن بزرگ بود و خایه هاش از بغل زده بود بیرون و بدنش خیلی کم مو بود خلاصه بیدار شدن و اومدن و اونروز گذشت ولی من همش چشمم به کیر مرتضی بود و خودشم متوجه شده بود یروز عصر بعد از تموم شدن کارها مرتضی رفت دوش بگیره و بره بیرون بعد یکم منو صدا زد و گفت بیا پشتمو یه لیف بزن منم رفتم تو و شورت پاش بود و خیس شده بود چسبیده بود به کیر و خایه کلن معلوم بود تا این که خواستم سر حرفو باز کنم گفتم آقا مرتضی تو فقط همین یدونه شورت رو داری همیشه همین پاته گفت چطور گفتم هیچ همینجوری پرسیدم چون نمیشوریش گفت چرا میشورم تو بدنم خشک میکنم بعد با شوخی گفت پول ندارم که خب تو برام بخر من بپوشم گفتم باش میخرم پول یه شورت که چیزی نیس بعد درآورد و گفت ببر بشورش اینو تا من بیام منم بردم بیرون شستم و با اجاق نیمه خشکش کردم اون روز هم گذشت تا این که یروز کارو زود تعطیل کردن و همگی قرار شد برن ده مجلس ختم ولی مرتضی باید میموند تو کارگاه خالی نباشه همه رفتن و مرتضی هم رفت تو اتاق خواب و منم ظرف های مونده رو شستم و مرتضی صدام زد گفت بیا اینجا رفتم فقط با شورت بود گفت قرار بود برام شورت بخری پس چی شد منم گفتم بخدا یادم نبود الان میرم میخرم گفت حالا نمیخواد بیا یکم استراحت کن بعد میری باید دوتا بخری چون یادت رفته بود گفتم باشه و لباسامو در آوردم و با شورت دراز کشیدم کنارش گفت اوه عجب بدن بی مویی میزنی گفتم نه بابا کلا بی موه گفت همه جات گفتم اره بعد دستشو گذاشت رو سینم یکم مالید گفت عجب نرمه بعد گفت میشه یه چیزی بپرسم گفتم بفرما گفت چرا این همه چشمت رو کیر منه خوشت میاد منم چیزی نگفتم بعد شورتشو کشید پایین گفت بیا هرقدر دلت میخواد نگاه کن و دست بزن بعد دستمو گرفت گذاشت روش منم برداشتم گفت خجالت نکش بعد نشستمو نگاش کردم بعد شروع کردم باهاش بازی کردن ولی هنوز خواب بود گفتم پس بیدار نمیشه گفت چرا میشه باید بخوریش گفتم باشه گذاشتمش تو دهنم و یکم جلو عقب کردم و یواش یواش بیدار شد و تند تر زدم براش تا کامل شق بشه حدودا ۲۰ تا ۲۲ سانت بود و سرمو فشار میداد و کلش میرفت تو حلقم خیلی باحال بود هر از گاهی سیلی میزد بعد گفت شورتتو بکش پایین کونتو بکن طرف من منم از خدا خواسته ولی گفتم فقط لاپایی گفت نه دیگه شروعش دست تو بود حالا تموم کردنش دست منه چندتا چک زد رو کونم و سوراخمو خورد بعد گفت سگی شو بکنمت منم دیگه واقن لذت کل بدنم رک گرفته بود حسابی حشری بودم مثل سگ نشستم و کونمو باز کردم گفتم فقط اروم پاره میشه اونم بدون توجه سرشو گذاشت دم سوراخم و یدفعه هل داد تو واقن سرشو تو شکمم احساس میکردم یکم همونجور نگه داشت تا جا باز کنه بعد تا ته کرد تو و شکمش چسبید به پشتم و شروع کرد تند تند تلمبه زدن و خیلی هم کمرش سفت بود بعد گفت میخوری یا بریزم توش گفتم میخورم گفت ولی باید قورت بدیا آب من خیلی غلیظ و خوشمزس قبول کردم و در آورد گفت دهنتو باز کن بریزم توش باز کردم یکم ساک زدم و کل ابشو ریخت تو حلقم و قورت دادم حسابی حال کردیم و بعد اون هم سکس ما ادامه داره ببخشید طولانی شد 8 8 8 8 7 9 85 8 1 8 8 6 8 8 8 1 9 82 9 86 8 7 8 8 2 ادامه نوشته

Date: August 26, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.