گی با پسر خوشکل فوتبالی

0 views
0%

سلام من بهنامم قیافم تقریبا خوشکله و هیچ مویی توبدنم ندارم داستانی که میخاک بگم مال چند روز پیشه یه دوازده پیش ما بخاطر شغل بابام مجبور شدیم از شهرمون بریم به شهری که سه ساعتی با جای قبلی فاصله داشت اونجا یه خونه تو یه آپارتمان بهمون داده بودن روز های اول کسی رو نمیشناختم روز وم سوم یکی از همکاران پدرم برای خوش آمد گویی اومد خونمون که یه پسری یه سال از من بزگتر داشتن که مجبور شدم باهاش دوست بشم اسمش ارشیا هست فرداش بعد از ظهر ارشیا اومد دنبال من که بریم با بچه های آپارتمان فوتبال بازی کنیم منم فوتبالم خوب بودرفتیم ارشیا منو معرفی کرد به بچه ها ده دوازده تایی بودن دیگه شروع کردیم بازی کردن تا من متوجه یه پسری که اسمش وحید بود شدم که خیلی خوشکل و ناز بودو 12سال داره چند باری نگاهم بهش خورد خیلی خوشم اومد ازش لباس تیم رئال هم تنش بود بعد از بازی که همه رفتن اون رفت سمت دست شویی ها منم رفتم دست و صورتشو شست منم دستهامو سشتم منو که دید گفت رفیق بازیت خیلی خوبه ها منم گفتم اره خیلی وقته بازی میکنم تو یه تیم فوتبال هم بودم قبلا گفت تازه اومدی گفتم چند روزی میشه خوش اومد بهم گفت خودشم معرفی کرد از همونجا یواش یواش با هم قدم زدیم تا در آپارتمان که اون یه بلوک دیگه بود چند دیقه وایسادیم با هم صحبت کردیم اونم که عشق فوتبال ازم خواست گاهی بیام باهاش تمرین کنم منم از خدا خاسته قبول کردم شمارمو بهش دام و رفتیم رفتم تو خونه معمولا بچه ها هر عصر میرفتن فوتبال فرداعصر بچه ها که دیروز فوتبال منو دیده بودن منو گذاشتن یار کسی من وحید هم چشمش به من بود که ببرم تو تیم خودم منم اول ارشیا رو بردم بعد که اون یکی یار گرفت وحید رو بردم خوشحال شد اومد کنا خودم وایساد بعد که شروع شد بازی منم کلی هوای وحید رو داشتم بهش پاس میدادم تشویقش میکردم تا تونست یه گل بزنه کلی خوشحال شد بعد ازدو بازی انو اومد پیشم گفت بیا به من فوتبال یاد بده منم از خدا خاسته گفتم باشه یه وقت بعد از ظهر بگو دوتایی تمرین میکنیم قرار شد هر روز ساعت دو یه ساعتی تمرین کنیم فرداش ساعت دو اومد با توپ در خونه ایندفه شورت فوتبالی هم پوشیده بود سلام علیک کردیم بهش گفتم برو تا اماده بشم بیام اونم گفت باشه و برگشت رفت که کون قنبلشو ازپشت شورتش دیدم که قنبل کونی بود ولی باید احتیاط میکردم برا کردنش منم اماده شدم رفتم تو بیرون داشت توپ رو شوت میکرد طرف دیوار و بازی میکرد من که اومدم توب رو برداشت اومد طرف من بهش گفتم خوب باید اول دویدنت چجوریه نگاهی به اطراف کردم یه ستون برق دیدم که پنجاه متری فاصله داشت با ما بهش گفتم وحید میدوی دستتو میزنی به ستون برمیگردی اونم دوید دست زد به ستون و برگشت نفس زنان بهش گفتم اولشه باید اول دویدنت خوب باشه تا یه فوتبالی خوب باشی بعد چندتا حرکت نرمشی یادش دادم و ی برنامه دادم بهش که هر روز اینقدر می دویی چندتا حرکت انجام میدی بعد هم توپ رو برداشتم چندتا تکنی یادش دادم خلاصه خوب با هم رفیق شدیم شبا تو تلگرام چت میکردیم تا چندروز پیش که مامان و بابام برای عیادت یک از اقوام رفتن روستا و گفتن فردا برمیگردیم و موقع تمرین با وحید اون روز یه رکابی پوشیدم و شلوارک رفتم پایین که تو راه پله یه پسری بیست ساله انگلم کرد عصبانی نگاهش کردم خندید سریع برگشتم شلوار و پیرهن پوشیدم رفتم تمرین با وحید بعد از تمرین وحید در حالی که عرق کرده بودخداحافظی کرد که بره اما من نذاشتم و گفتم امروز یه شربتی محمون منی اولش قبول نکرد لی اصرار کردم اومد دست انداختم گردنش و رفتیم تو خونه وحید گفت با این همه عرق چکار کنم گفتم همینجا برو حموم لباسهاش هم یکم خیس عرق بود ولی من خیلی عرق نکرده بودم چون اون بدبدخت رو دوونده بودم اول تعارف کرد بع د من هولش دادم تو حموم وقتی رفت تو گفتم لباسهاتو بده بندازم تو لباسشویی لباسهاشو شستم و انداختم تو خشک کن بعدشم بهش حوله دادم و لباسهاشو هم دادم خودمم شلوارک شطرنجیم که تا زانو بود و رکابی ابیمو پوشیدم ساعت تقریبا چهار بعد از ظهر بود نشستیم تو اتاق و شربت رو خوردیم بعد بهش گفتم بای چندتا فیلم فوتبالی نشونت بدم دوتایی رو تخت دراز کشیدیم و من لبتابمو روشن کردم گذاشتم رو برومون و فیلم نگاه کردیم منم دست انداخته بودم دور گردنش که کیرم دیگه سیخ شده بود و از روشلوارک معلوم بود متوجه وحید که شدم دیدم زیر چشمی نگاهش میکنه منم دستمو بردم سمت کیرم و کشیدم رو کیرم و از رو شلوارک مالیدم در حالی که چشمم به لب تاب بود اما وحید به کیرم نگاه میکرد میخاستم ببینم عکس العملش چیه این چند روز خوب با هم صمیمی شده بودیم بعد دستمو که دور گردنش بود کشیدم سرش اومد طرف سرم و بوسش کردم یکم خودشو کشید منم اصرار نکردم بهش گفتم وحید میدونی حال کردن چیه یه لحظه چیزی نگفت بعد گفت چجور حالی منم گفتم این که ما تو بغل هم بخوابیم و لخت بشیم یکم ترسید خاست بره گفتم وحید منو و تو دوستیم صمیمی همه چیز بین خودمونه میخام قبول کن وگرنه دیگه فوتبال یادت نمیدم اینو که شنید یواش نشست من بلغش کردم گفتم من تو رو خیلی دوست دارم میخام دوست صمیمی باشیم وحید هم گفت اگه همه چیز بین ما خودمون باشه هر کاری میکنم بعد من بلند شدم رکابی مو دراوردم وحید هم انگار بدن سفید منو دید حال کرد باز لبتابو اوردم یه فیلم گی گذاشتم که دوتا پسر 13ساله لخت تو بغل هم بودن و لب میگرفتم و بهد کیر هم رو خوردن وحید سیخ کرد منم نشستم کیرشو از تو شرتش در اوردم و براش ساک زدم و با دست حغ میزدم براش بعد بلند شدم رفتم بیرون دوتا قوص دیر انزالی انداختم بالا و یه وازلین برداشتم اومدم تو اتاق دیدم وحید پیرهنشم در اورده یه رکابی سفید تنشه برا خودش جغ میزنه اینقدر ناز شده بود که افتادم روش و لباشو شروع کردم به خوردن و اب دهنشو که از خوردن اب دهنش حال کردم کیرمو در اوردم گذاشتم رو کیرشو لباشو میخوردم بعد رفتم دوباره سراغ کیرش براش ساک زدم بعد دیگه پاهاشو دادم بالا و شرتشم در اوردنم چیزی که میدیده یه کون برفی و ژله ای بود که دست میزدی میلرزید قبل از این که بکنمش گفتم بره دست شویی خودشو بشوره بهش گفتم لوله رو بکن تو کونش و تمیز بشور اونم رفت دست شویی و اومد کنارم خوابید بلند شدم پاهاشو دادم بالا انگشمتمو وازلینی کردم دادم تو کونش دردش گرفت یواش یواش کردم تو یه انگشت بعد رفتم یه دونه خیار باریک اوردم وازلینی کردم یواسش دادن تو کونش درد داشت خیلی ولی قربون صدقش میرفتم پنج دیقه ای با خیار گشادش کردم که دیگه داشت حال میکرد بعد در اوردم دوانگشتی هم یکم گشادش کردم سوراخش قرمز شده بود بعد پاهاشو دادم پایین نوبت کیرم بود شلوارکمم ردر اوردم کسرمو از تو شورتم در اوردم وازلین کلی زدن به پهلو خوابیدم که کونشو که طرف کیرم بود یه پاشو دادم بالا کیرمو رو سوراخش تنظیم کردم و دادم تو تا نصفه رفت تو خودشو کشید کیرم در شد دوباره پاهاشو دادم بالا و نشستم رو برو که نتونه در بره یکم اشک تو چشماش بود اما چیزی نمیگفت نمیخاست منو از دست بده کیرمو گذاشتم درکونش و با فشار کن دادم تو یواش تا ته رفت توش اونم گریش گرفت منم چون دوستش داشتم تحمل گریشو نداشتم ولی چاره ای نبود همونجوری سرمو بردم طرفش و شروع به بوسیدن و ناز کردنش کردم و میگفتم قربونت بشم داداشی جونم الان تموم میشه دو سه دیقه کیرم تو کونش بود و بعد یواش یواش تلنبه زدم تا چند دیقه ای که دردش ول شد و حال میکرد با دستم براش حغ میزدم دیدم دردش ول شد به همون حالت پهلو خوابیدم کونش به طرف کیرم یه پاشو دادم بالا و کیرمو کردم تو سوراخش این حالتو خیلی دوست داشتم چند دیقه تلنبه زدم بعد پاشودم سگس خوابوندمش چند دیقه همونجوری کردمش بعدش که دیدم آبم داره میاد کیر دو هواخوابیدم اونم نشوندم رو کیرم چندتا پالا پایین کرد ابم اومد اونو کشیدم رو خودم و بغلش کردم کیرمم دادم طرف بالا و خالی کردم که ریخت رو کونش همونجوری بغلش کردم بوسش میکردم و لباشو میخوردم بعد سرشو بالا اورد بهش خندید گفتم خیلی دوستت دارم وحید اونم گفت منم همینطور بعدخودش بوسم کرد با هم رفتیم حموم و اومدیم لباسهاشو پوشید ولی انگار قصد رفتن نداشت نشست رو تخت منم شورت ابی پام بود رکابیمم پوشیدم گرفتمش بغلش کردم و بوسیدمش اونم منو بوس کرد چند دیقه عشق بازی کردیم که گفت دیگه باید برم گفتم من شب تنهام اگه اجازت دادن بیا پیشم اونم گفت ببینم چی میشه شب ساعت هفت رفتم بیرون یه چیزی برا شبم گرفتم که دوباره اون پسره رو دیدم تو راه که نگاه من میکرد و میخندید گفتم کور خوندی کصکش دنبال کون منی منم گاهی کون میدادم ولی حاضر نبودم به این زشت کون بدم باز محلش ندادم و رفتم تو خونه ولی تو فکر بود که دهنشو سرویس کنم یه روز شاممو گذاشتم که اخر شب بخورم لباسها رو عوض کردم شلوارک و رکابی پوشیدم رو مبل نشستم تلوزیون نگاه کردن نیم ساعتی گذشت که دیدم در زدن رفتم از سوراخ در دیدم وحیده با یه مردی رفتم سریع یه تیشرت پوشیدم اومدم دم در باز کردی وحید منو دید خوشحال شد بعد رو به مرده کرد و گفت اینم اقا بهنامه پسر آقای منم سلام واحوال پرسی کردم اون مرد هم گفت ماشا الله چه پسر خوبی هستی وحید گفته بود دوست خوبی داره بعد رو به وحید گفت باشه میتونی بمونی اقا بهنام رو اذیت نکن تعارفش کردم نیومد تو و رفت وحید هم با تیشرت آبی و شلوار لیش خیلی خوشکل شده بود اوردمش تو از همون دم در بغلش کرد و لباشو خوردم نشستیم رو مبل بغلش کردم و با هم تلوزیون میدیدم گفت بهنام سوراخم هنوز گشاد مونده و درد داره بهش قربون صدقه رفت که خوب میشه و این حرفها بعد گفتم یه کاری میکنم که به کیرم عادت کنه ولی به شرطی که بغیر از من به کسی ندی اونم گفت من بخاطر این که دوستت دارم بهت دادم وگرنه نمیدادم رفتم وازلین رو اوردم فلشم رو هم اوردم زدم به تلوزیون که فیلم سکسی که بچه ها همدیگه رو میکردن شروع به پخش شد وحید رو به تلوزیون که کونش طرف من بود دولا شو شلواسشو کشید پایین و همونجور فیلم میدید منم با انگشت و وازلین و خیار داشتم گشادش میکردم بعد هم کیرمو وازلینی کردم نشوندمش یواش رو کیرم درش گرفت و لی دستامو حلقه کردم دور شکمش و گردنشو خوردمدردش که کمتر شد با دسشت شروع کرد دوباره جغ زدن منم یواش بالا پایینه میکردم تا بیست دیقه ای که دیدم آبم داره میادسگی خوابدمش چنتا تلنبه زدم و ابمو خالی کردم تو کونشاونم یه اوف کشید و گفت سوختم کیرمو در او ردم رفت دست شویی خودشو شست اومد شامو با هم خوردیم و شب خت تو بغل هم خوابیدیم اما نکردمش همش لبهاشو خوردمو بوسش میکردم الانم از تمرین باهاش اومدم این چند روز هم نکردمش نوشته

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.