امیر و زن شوهردار

0 views
0%

تو فیس بوک با هم دوست شدیم و من مطلب های اونو لایک میزدم و از بس که چت کرده بودم باهاش و اون که متاهل بود و شوهرش انگار که موقع که باید میکرد نمیکرد و طرف تو فشار بود و دائم از من سوالات سکسی میپرسید و منم جوابشو هر طور که دوست داشت میدادم و یکشب تا نزدیکیهای صبح بود که ازبس حرفای سکسی زدم به شدت هوس کردم و اونم که از شدت حشری و شهوتی شدن هیچی نمیگفت و گاهی میپرسیدم داره چیکار میکنه و اونم میگفت کوسمو دارم میمالونم و منو دیوونه میکرد و گفتم یا الان باید بیام بکنمت یا نه من نه تو هرچی گفت آخه بچه هام یک موقع بیدار میشن گفتم من نمیتونم این وضع رو تحمل کنم و خلاصه قرار شد بچه های خودشو برسونه مدرسه و بعد بیاد و من آدرس دادم و شماره همراهمو هم دادم ساعت هشت و نیم صبح زنگ خورد و صدای زیبایی گفت سلام و من هم سلام کردم و کمی حرف زدیم و بعد من آوردم داخل خانه و چون تنها زندگی میکردم و خودم هم تازه مجرد شده بودم و اندام معمولی و کمی تپل و قد کمی هم کوتاه بود و اگر بیرون میدیدمش جلو نمیرفتم صورتش خیلی هم قشنگ و آس نبود و آرایش کمی داشت و داخل که آمد من تعارف کردم چی بیارم برای خوردن گفت میل نداره و بردمش رو تختم و لباس هاشو براش در آوردم و لب های همدیگر رو حسابی خوردیم و اونم کیر دراز و کلفتمو حسابی برام خورد و خیلی حال کردم و من کاندوم گذاشتم و کمی سر کاندوم رو خیس کردم و از مقابل هم با کیرم کمی رو کسش بازی دادم مالیدم و آرام گذاشتم که خودش رفت سرش تو و آرام آرام داخل شد و نصفش داخل شد و من خم شدم نوک سینه هاشو خوردم و شروع کردم به بالا و پایین بردن کیرم و تلمبه زدن های که یک مرتبه هردومون چنان در سکس و حال بودیم که آبم آمد و کمی گذشت و کاندوم رو برداشتم و بدون کاندوم گذاشتم تو کوسش و دوباره کردن و لذت و حال ساعت نزدیک ده بود که من خیلی خودم رو نگه داشته بودم و همه جامون خیس عرق بود و سه بار هم ارگاسم شده بود و موقع نزدیک شدن آبم پرسیدم آبمو کجا بریزم گفت تو بدنم و موقع آمدن کمی زودتر درآوردم و با فشار ریخت رو سمت شکم و رو بدنش و خیلی آب آمد و بعد رفت دستشویی و خودش رو شست و من هم بعداز او رفتم و برگشتم رو کرد بمن میشه فراموش کنمش گفتم واسه چی گفت آخه شوهرم یکبار خیانت کرده بود میخواستم جواب اون رو داده باشم و من گفتم مگه میدونی که گفت البته اگر تعداد خیانت های اون بخوام کوس بدم که سه سال هست دنمیکنه منو که دلم سوخت گفتم از من خوشت نیامده که میگی فراموش کنم ولی اون قسم خورد که اینطور نیست و من گذاشتم باخودش که هروقت خواست بیاد حال کنه و منم همینطور از بابت اینکه متاهل سکس کردم احساس گناه نمیکنم چون کاملا اعتقاد دارم اگر زن تامین سکسی باشه هیچ موقع خیانت نمیکنه پایان نوشته

Date: آگوست 31, 2018