اولین تجربه های سکسی من ۲

0 views
0%

8 7 9 88 9 84 8 9 86 8 8 8 1 8 8 9 87 9 87 8 7 8 8 3 9 8 3 8 9 85 9 86 1 قسمت قبل سلام مجدد متشکرم از دوستانی که با نظراتشون باعث دلگرمی شدن که ادامه بدم وقتی تصمیم گرفتم تلافی کنم نشستم فکر کردم که چطوری دوباره باهاش خوب بشم و یه جوری نظرش رو جلب کنم تا هم اون دوست پسرش رو پیدا کنم و هم یه جوری حالشو بگیرم خیلی فکر کردم تا اینکه کم کم فهمیدم چیکار کنم جواب پیاماشو میدادم و اونم با حالت شرمندگی جواب میداد و یه روز تعطیل تو دانشگاه باهاش قرار گذاشتم اومد و منم با قیافه حق به جانب و ناراحت البته واقعا دلخور بودم خب گوشیش رو گرفتم و همه پیام هاش رو با اون پسره خوندم هرچی میرفتم بالاتر و پیاماش رو میخوندم هی بیشتر کفری میشدم چون برخلاف اون چیزی که میگفت رابطشون بیش تر از چت بوده فهمیدم که حتی برای هم کادو خریدن و دو سه بار قرار بیرون گذاشتن و همدیگه رو دیدن و حتی دقیقا تو همون جایی که من اولین بار دستشو گرفتم و بوسیدمش با همون پسره هم همونجا لب گرفتن اصلا قاطی کرده بودم عجیب خلاصه فهمیدم حتی یه شبی که قرار گذاشته بودیم با هم بریم بیرون ولی بهونه اورد که نمیتونیم با هم باشیم دقیقا همون شب با همون پسره اولین قرارش بوده که حتی عکس سلفی هم باهم گرفته بودن به قدری ازش بدم اومده بود که حد و اندازه نداشت ولی خب با برنامه ای که باهاش داشتم خودمو کنترل میکردم که بتونم نظرش رو به خودم جلب کنم و بهش حق انتخاب بدم تا خودش بین ما دو تا یکی رو انتخاب کنه و اون یکی من باید باشم تا بتونم تلافی کنم بالاخره موفق شدم و اون گفت با اون پسره کات میکنه و فقط با من میمونه و واقعا هم این اتفاق افتاد اگه بخوام بگم چی شد که مطمئن شدم واقعا با اون کات کرده و با من بوده زمان میبره ولی خب خودم مطمئن بودم تقریبا دو سه هفته طول کشید تا کم کم دوباره مثل قبل شد و باهم سکس چت میکردیم همش فکر میکردم که چطوری تلافی کنم این کارشو ازش نفرت داشتم ولی وقتی بهم میگفت دوست دارم منم بهش میگفتم دوسش دارم به خودم گفتم از کجا معلوم شاید با کلی از پسرای دیگه هم رابطه های لب و داشته گفتم خب چه بهتر منم استفاده کنم و حال کنم باهاش کم کم دوباره حرفای سکسی بینمون شروع شد روزای تعطیل جاهای خلوت که مطمئن بودیم هیچکس نمیاد باهم قرار میذاشتیم و اونم به بهونه های مختلف از خونشون میمومد بیرون و پیش من میومد کم کم لب گرفتن و بوسیدن و مالیدن سینه هاش و مالیدن باسنش عادی شده بود واسه جفتمون و تو هرفرصتی این کارو میکردیم معمولا واسه اینکه هردفعه یه قدم بیشتر تو سکس پیش برم زمان های سکس چت میگفتم دفعه بعد که قرار گذاشتیم واسه بوسیدن همدیگه دلم میخواد مثلا فلان کار رو هم بکنم اونم وقتایی که حشری بود معمولا مخالفتی نمیکرد و میگفت باشه دفعه بعد فلان کارم بکن اونم اگه دوست داشت کاری بکنه میگفت و منم که همیشه موافق کم کم چندجای خاص تو دانشگاه وجاهای دیگه که تو زمان های خاص خلوت بودن و مطمئن بودیم کسی نمیاد پیدا کرده بودیم و همیشه اونجا ها قرار میذاشتیم یعنی رسما چندجا مکان ما شده بود دیگه خخخخخخ یه بار دوتایی یه کلاسی رو پیچوندیم و رفتیم یه جای خلوت شروع کردیم به لب گرفتن ده دیقه ای لب میگرفتیم دستمو برده بودم زیر مانتوش و سینه هاش رو میمالیدم چون فصل سرما هم بود کار یکم سخت بود چون لباس زیادی میپوشید ولی من تا میشد لباس کم میپوشیدم سینه هاش رو از رو لباس زیرش میمالیدم قشنگ معلوم بود این دفعه خیلی بیشتر حشری شده کم کم دستشو لای پاهام احساس کردم خیلی حال کردم اولین بار بود داشت به کیرم دست میزد از رو شلوار یه خورده واسم میمالید خیلی دلم میخواست درش بیارم بدم بخوره واسم ولی نمیدونم چرا نگفتم دکمه های بالای مانتوش رو باز کردم گفتم میخوام ببینم سینه هاتو یه خنده کوچولویی کرد و گفت نه عکسشو دیدی بسه باز که اصرار کردم قبول کرد با بدبختی کلی لباس زدم بالا و پایین و اینور اونور تا رسیدم به سوتینش دستام به خاطر سرما یکمی یخ کرده بودن سوتینش رو دادم بالا و دستم رو گذاشتم رو سینه هاش برای اولین بار بود واسم خیلی تجربه خوبی بود گفتم بخورمش گفت پس میخوای چیکار کنی یکیش رو کردم تو دهنم و اون یکی رو تو دستم میمالیدم بلد نبودم ولی خب سعی میکردم همونطوری که تو فیلم سوپرها دیده بودم عمل کنم معمولا هرکاری میکردیم بعدش تو چت و پیام ها صحبت میکردیم که مثلا فلان کارت خوب بود یا این شکلی دفعه بعد عمل کن تا کم کم بهتر یاد بگیریم خلاصه یه ساعتی داشتیم باهم ور میرفتیم از اونجایی که محیطی بودیم که هرلحظه ممکنه بود یکی پیدا بشه احتمالش کم بود کله صبح کسی بیاد ولی خب استرسش رو داشتیم هی پامیشدم میرفتم چک میکردم کسی نیاد کلا لذتش کم میشد ولی خب مجبور بودیم مکان نداشتیم خخخخخ وقتی سینه هاش رو میمالیدم لذت و شهوت رو تو چشماش میدیدم یکمی هم گردنش رو خوردم تا باز یه صدایی اومد دوتایی سریع پاشدیم و خودمون رو جمع و جور کردیم تا رفتم چک کنم ببینم کسی میاد یا نه دیگه حالش رفت و گفتیم بقیش برای بعدا باشه تو چت های بعدش بهم گفت که دوس داره چطوری سینه هاش رو بخورم منم بهش گفتم دوس داری کیرم رو ببینی اونم گفت خیلی دوس داشتم درش بیاری منم گفتم خب درش میاوردی خلاصه قرار شد دفعه بعدی درش بیارم نشونش بدم همینطوری رابطه هامون ادامه داشت ولی خب به خاطر نداشتن مکان فرصت کم پیش میومد هفته بعدش صبح زود دوباره همون کلاس رو پیچوندیم و باز رفتیم همونجا ایندفعه سریع تر پیش رفتیم و بعد از لب و یکمی که مالیدمش تا شهوتی شد دستشو برد رو شلوارم و ازم اجازه گرفت که درش بیاره منم که از خدا خواسته شب قبلش رفته بودم سه تیغه کرده بودم کاملا بدون مو گرفتش تو دستش فکر کردم الان دیگه برام جق میزنه یکم برام مالیدش تا یهو نگاهی بهم کردیم گفتم میخوریش واسم هم جا خورد و هم خوشش اومد انگار منتظر نبود که اینو ازش بخوام ولی معلوم بود دوس داشته بهش بگم خلاصه خم شد و سرشو بوسید هوا سرد بود دستش با اینکه سرد بود و کیر منم داغ شده بود ولی دوس داشتم یکمی از کیرم اون اب شهوت اومد اصطلاحا پیش اب بدون توجه بهش گفتم بخورش خخخخ بعدا بهم گفت از این حرفم تو این موقعیت خندش گرفته یکمی کرد تو دهنش لیسیدش و خوردش معلوم بود واقعا دفعه اولشه و بلد نیس اما گفت کلی فیلم اموزشی دیدم خلاصه اینقدی واسم خورد و منم تحریک شدم تا اینکه گفتم میخواد ابم بیاد سریع دست کرد تو کیفش دستمال کاغذی اورد بیرون ظاهرا پیش بینی کرده بود خخخخ دیگه شروع کرد به مالیدن کیرم تا ابم بیاد ولی خب خوب فشارش نمیداد تو دستش اقایون میدونن که برای اینکه بیشتر تحریک بشه مخصوصا لحظه ارضا شدن باید محکم فشارش بدن و بمالنش منم دستشو گرفتم با دست خودش شروع کردم تند تند کیرمو مالیدم و دستمال کاغذی گذاشتم روش و ابم ریخت تو دستمال خیلی خوشحال بود که تونسته ابم رو بیاره و ارضا بشم بعدش دیگه گفت بسه و ادامه ندادیم میخواستم اونم ارضا بشه ولی خب اونم نخواست و بعدش رفتیم بوفه دانشگاه شیرموز واسم خرید خخخخخخ بعدش تا چندهفته بعدش روزا درمورد سکس حرف میزدیم و اینکه دفعه بعد من میخوام حتما اونم ارضا بشه و منم دست بزنم به کسش و اخرش یه بار دیگه موفق شدیم اخروقت بعد از اینکه همه کلاسا تموم شد ما تو یکی از ساختمونا بمونیم و کارمون رو بکنیم اونم یه بهونه ای واسه خانوادش اورد که اون روز دیرتر میره خونه زمستون هم زود هوا تاریک میشد یه گوشه دنج پیدا کردیم و خبرش کردم که بیاد دوباره شروع کردیم به لب گرفتن و این دفعه جایی که بودیم خیلی سرد نبود منم یه پیراهن پوشیده بودم با یه کاپشن خیلی گرم اینطوری زودتر میشد به لمس بدن هم کمک کنیم اونم همینکارو کرده بود تا میشد لباس زیر کمتر پوشیده بود و درعوض یه پالتوی خیلی گرم لباشو محکم میمکیدم من که قصدم فقط هوس بود اونو نمیدونم محکم بغل کرده بودیم همدیگه رو احساس کردم تو لب گرفتن حرفه ای تر شده مثلا زبونش رو رو لبم میکشید و یه کارای جدید میکرد خلاصه فهمیدم که باز یه فیلم جدید دیده منم خیلی دوس داشتم دستمو از زیرمانتوش و از روی لباس زیرش به سینه هاش رسوندم سوتین نبسته بود شروع کردم به مالیدن چرخشی میمالیدم و فشارش میدادم متوجه شدم که نوک سینش رو دوس داره اگه فشار بدم یکمی وقتی یکم نوک سینش رو فشار دادم یه آهی کشید فهمیدم اره واقعا دوس داره مقنعش رو دادم بالا و سرم کردم تو گردنش شروع کردم به خوردن و بوسیدن گردنش زبون میزدم گردنش و میمکیدمش خیلی حشری شده بودیم جفتمون خیلی محکم میمکیدم میلیسیدم زبون میزدم بعد قشنگ دکمه های مانتوش رو تا پایین باز کردم و لباسش رو زدم بالا و سینه هاش رو میخوردم نوک سینش رو گاز میزدم و میخوردم سعی میکردم کله سینه ش رو تو دهنم بکنم دستش رو روی کیرم حس کردم از شلوار داشت واسم میمالید شب قبلش تو سکس چت گفته بودم میخوام منم واست بخورم تا ارضا شی ولی هیچ وقت دوس نداشتم کس بخورم با اینکه تجربه نداشتم اما خوشم نمیومد بخوام کسش رو بلیسم نمیدونم چرا اصلا خوشم نمیاد یه دکمه شلوارش رو باز کردم دستمو کردم تو شرتش خیلی خیس بود تا اینکه گفت بذار اول من واست بخورم اولین بار دستم خورد به کسش تا اون موقع کس از نزدیک ندیده بودم گفتم میشه ببینمش گفت اره مال خودته یکم تاریک بود خوب نمیدیدم ولی خب دستم که روش بود قشنگ داغ بود خلاصه گفت بذار واست بخورمش پاشدم جلوش وایسادم کمربندم روباز کرد اوردش پایین شرتم رو هم اورد پایین من وایساده بودم و اونم نشسته رو صندلی شروع کرد به خوردنش از دفعه قبل خیلی بهتر میخورد نمیتونست کلش رو بکنه تو دهنش نصفه که میرفت میخواست اوق بزنه منم اصرار نمیکردم ولی خب خیلی لذت میبردم از اینکه داره واسم میخوره دندونش نمیخورد به کیرم اصلا واقعا یه تجربه عالی بود واسم یه کمی که خورد گفتم این دفعه باید تو رو ارضات کنم اونم گفت باشه ولی اول تو منم گفتم نه اگه من ارضا بشم دیگه نمیتونم خوب ادامه بدم خلاصه پاشد و من دستم رو کردم تو شرتش و شروع کردم به مالیدنش نمیدونستم کجاش رو باید بمالم تا خودش راهنمایی میکرد بالاتر یا پایین تر و خلاصه کم کم فهمیدم چطوری باید کجاش رو بمالم تا تحریک بشه فکر کنم منتظر بود واسش بخورم ولی خب سرم رو بردم پایین و به بهونه اینکه نمیتونم تو این شرایط بخورم واسش و سخته و زبونم بهش نمیرسه گفتم میمالم تا ارضا شی همزمان لباشو میبوسیدم و سینه هاشو میمالیدم و کسش رو چند دیقه ای که شد دیگه نمیبوسیدمش داشت اه و ناله میکرد از طرفی استرس محیط هم که بود باعث میشد دیرتر ارضا بشه با اینکه اون موقع از شب بعید بود کسی اون طرفا باشه ولی خب بالاخره فهمیدم داره ارضا میشه میترسیدم از اینکه بخوام بکنم توش انگشتم رو از پشت هم که توافق کرده بودیم نکنم خخخخخ گفتم داری ارضا میشی با حرکت سرش تایید کرد تند تر تندتر شروع کردم به مالیدن تا اینکه یه جوری شد خودش رو تو بغلم گرفت و اون لحظه های اخر منم گرفتم بودمش تو بغلم و با یه دست داشتم میمالیدم حس کردم یکمی شل شد در عین حال یکم وزنش کمتر شد فهمیدم ارضا شده ولی برخلاف تصورم خیلی اب کمی ازش اومد موقع ارضا فکر میکردم بیشتر باشه یه دیقه تو بغلم بود همینطوری بعدش خودش پاشد گفت الان باید جبران کنم پاشد یکمی کونش رو مالید به کیرم بعد برگشت شروع کرد به ساک زدن با ولع بیشتری میخورد برام سرش رو تو دستم گرفته بودم و عقب جلوش میکردم بعدا فهمیدم که از این کار اصلا خوشش نیومده 5 دیقه ای خورد تا گفتم پاشو بذارم لای سینه هات گذاشتم لای سینه هاش ولی چون کوچیک بودن خیلی حال نداد صندلی رو گذاشتم کنار دیوار نشوندمش رو دسته صندلی از اون صندلی هایی بود که دسته ش باز و بسته میشد اینجا که نشوندمش کسش اومد بالاتر و منم کیرم رو گذاشتم لای پاش رو کسش میمالیدم خیلی حال میداد اونم دوباره شهوتی شده بود دوباره شروع کردم به مالیدن سینه هاش اینقد مالیدم رو کسش که کم کم دیدم داره ابم میام گفتم چیکارش کنم ولی وقت نشد ابم ریخت رو شکمش اونم همزمان با من دوباره ارضا شد وقتی ابم اومد شل شدم افتادم تو بغلش فقط خودم رو یکم گرفتم که هم صندلی لیز نخوره هم اینکه ابم که ریخته بود رو شکمش به خودم نگیره حالم بهم میخورد خلاصه رفتم دستمال از کیفش دراوردم و تمیزش کردم و همونطوری تو بغل هم نشستیم و قربون صدقم میرفت نمیدونم کلش چقد طول کشید ولی خیلی دیرش شده بود باباش زنگ زد و اونم لباساش رو درست کرد و رفت خونه منم رفتم خوابگاه اخر شب هم باز تحلیل میکردیم کارامون رو بهم میگفتیم چه کارکنیم و چه کار نکنیم و فرداش پیام داد عشقم بدبخت شدیم گفتم چراااااا یه لحظه ترسیدم که چی شده گفت دیشب که گردنم رو خوردی الان تو اینه دیدم دوتا جای کبودی داره اگه بابا مامانم ببینن چیکار کنم منم مونده بودم چی بگم گفتم خب لباسی بپوش که تا گردنت رو بپوشونه ولی خب تو خونه که نمیشد خلاصه خودش مواظب بود تا چند روز یا یه جوری میپوشوند یا تو زاویه ای قرار میگرفت که نبینن و تا میشد از اتاقش بیرون نرفت تا سه چهار روز که خوب شد جاش هفته بعدش وقت پریودش بود گفت که نمیتونه بیاد نیومد ولی فرداش گفت که پریود نشده پریودش افتاده عقب یه روز ولی بازم نشد 4 روز از زمانش گذشت بعد پیام داد نکنه باردار شدم گفتم چی میگی بابا من اصلا توش نکردم که حتی ابم هم که اومد روش نریخت ولی خیلی ترسیده بود یه هفته گذشته بود از زمان پریودش ولی پریود نشده بود کلی سوال تو پیج ها و سایت های پزشکی تا بفهمه علتش چیه و خلاصه پریودش با 10 روز تاخیر اتفاق افتاد و خیالش راحت شد ولی از اون موقع نذاشت دیگه کیرم به کسش حتی نزدیک بشه ولی بازم از این فرصت ها که پیدا میکردیم میرفتیم و همدیگه رو میمالیدیم تا ارضا شیم خیلی خوب بود دیگه هرکاری که میشد رو میکردیم فقط سکسی که از کون یا کس باشه نداشتم باهاش یه مدت گذشت ودیگه کم کم خسته شدم ازش چون واقعا دوسش نداشتم اما اون خیلی بیشتر بهم وابسته شده بود از طرفی نمیخواستم بیشتر از این باهاش پیش برم یهو اینقد پیشروی میکردیم که کار دست هم میدادیم بد میشد ولش کردم و تلافی کردنم هم شد اینکه هم لذتش رو بردم هم اینکه بهم وابسته شده بود خیلی خورد تو ذوقش و اذیت شد وقتی یهو ولش کردم تا خیلی وقت بعدش التماسم میکرد برگردم اما تصمیمم رو گرفته بودم و دیگه ولش کردم به خاطر همون قضیه هم فهمیدم که دیگه با هیچ پسری ارتباط برقرار نمیکنه و بعدش کم کم نرمال شد و برگشت به زندگی عادیش هنوز هم ادامه داره این ماجرا لایک کنین که بره جز برگزیده ها تا یکی دوتا قسمت باقی مونده رو سریع تر و بدون نوبت بتونم بذارم براتون متشکرم از این که وقت گذاشتین و خوندین انتقاد و پیشنهادات خودتون رو بگین تا بهتر بنویسم براتون نوشته

Date: August 2, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.